صفحه اصلي      تماس با ما       دانش يوگا  

شماره دوازده
فهرست
نام مقاله نام مولف
ورزش بانوان و تندرستی دکتر الهی
مربی توانا یک کلاس آسانا مرجان ایرانی
به خاطر داشته باش من هستم اینترنت
مادرترزا اینترنت
حال که باردار شده‌اید کتایون طاوسی
آشپزی (پلو بیریانی) گل بیدی
یوگا نازایی و باروری پاشامحمدی
یوگا و عادت ماهانه مهین میلانی
معرفی سایت ع عبدالهی
يوگا و يائسگي واعظ زاده
یوگا برای خانم‌های مبتلا به قوز زهرا علمی
اطلاعیه شماره 3 انجمن یوگا انجمن
آما تنها زنی که دوست داشتن میلیون‌ها انسان شغل اوست منیره دشتی
بودای سوخته پوران فکر
انجام مراقبه برای افراد پر مشغله  
به خاطر داشته باش «من هستم»  
در جستجوی حقیقت  
معرفی بانوان مربی یوگای کشور  
 


يوگا و يائسگي
آلن ساندر
برگردان: پریرو واعظ زاده
يوگا علائم ناراحت كننده‌ي يائسگي را برطرف ميكند و نظريات شما را نسبت به اين مرحله از زندگي تغيير دهد.

مقدمه
خانم استل‌ژاكوبسون مربي يوگا چندي پيش 70ساله شد. او از 20سال قبل در كلاسهاي يوگا ورزش مي‌كرد و از 10سال قبل نيز خود شخصاً‌ آموزش روشي از يوگا به نام«هاتا» را در سالن‌هاي ورزشي آغاز كرد.
خانم ژاكوبسون علاوه بر كار در سالنهاي ورزشي، از 5 سال قبل اقدام به برگزاري كلاسهاي يوگا در ساحل دريا در شهر لوس آنجلس براي خانمهايي نموده است كه به مرحله‌ي يائسگي رسيده‌اند.
او درباره‌ي شروع يا‌ئسگي خود مي‌گويد كه از زمان شروع علائم يائسگي و انجام ورزشهاي يوگا مخصوصاً ايستادن روي سر و خم شدنهاي زياد، علائم ناراحت كننده در او نسبت به دوستاني كه در همين شرايط بودند اما ورزش نمي‌كردند كمتر بود، به علاوه نيازي احساس نمي‌كرد كه از داروهاي استروژن و پروژسترون استفاده كند، او در 60سالگي آموزش يوگا را شروع كرد و جوانترين شاگردش 14 ساله و پيرترين آنها 77 ساله بود.
يكي از شاگردان خانم ژاكوبسون مي‌گويد بعد از جلسه دوم يوگا، حالتهاي گر گرفتگي و عوارض يائسگي را احساس نكرده است. اغلب استادان مشهور يوگا معتقدند كه اين ورزش نه تنها ناراحتيهاي جسمي را كمتر و يا به طور كلي رفع مي‌كند، بلكه از نظر روحي و تحمل مسائل و مشكلات نيز تأثير زيادي بر انسان دارد.
استادان يوگا مي‌گويند بدن هر فرد بهترين راهنما براي حل مشكلات جسمي اوست و اگر به آن مانند كتاب راهنما توجه كنيم طوري آموزش مي‌دهد كه مي‌توانيم مراحل مختلف زندگي را در سنين مختلف به راحتي پشت سر بگذاريم و از آن لذت ببريم.

طب سنتي كه در مشرق زمين متداول بوده و به روشهاي طبيعي درمان و استفاده از يوگا توجه زياد دارد، اكنون در غرب مرسوم شده است. پزشكان روشهاي طبيعي همراه با ورزش يوگا را به خانمها جهت تحمل دوران يائسگي توصيه مي‌نمايند.
علم پزشكي در قديم دوران يائسگي را دوره بيماري تلقي مي‌كرد، در آن زمان پزشكان فقط با دارو و تجويز هورمونهاي مختلف به درمان زنان مي‌پرداختند، حتي در بعضي جاها ديده شده بود كه جهت از بين بردن علائم يائسگي تن دادن به جراحي را توصيه مي‌كردند، ولي اخيراً پزشكان، تراپيست‌ها و مشاوران پزشكي راههاي طبيعي را براي رفع اين علائم به كار مي‌برند. به اين ترتيب خانمهايي كه به ورزش يوگا مي‌پردازند، علائم يائسگي يا در آنها از بين مي‌رود و يا تحمل آنها در مقابل اين علائم زيادتر مي‌شود. اغلب مربيان يوگا، در مورد اين مرحله‌ي مرموز و قدرتمند زندگي به نكات جديدي پي برده‌اند و سعي مي‌كنند با شناخت وضع جسمي و بيولوژيكي در سيستم بدن زنان و آميختن آن با فلسفه‌ي يوگا و انجام تمرينهاي ويژه آن علائم را به حداقل برسانند.

انفجار يائسگي
در قرن بيستم تعداد زناني كه به سالهاي يائسگي رسيدند بيش از هر زمان ديگر در تاريخ بود؛ طي بيست سال آينده تقريباً 40ميليون از زنان در ايالات متحده آمريكا دوران يائسگي را خواهند گذراند. هنوز هم در بعضي جاها و بين گروههاي مختلف مردم و حتي بعضي جوامع پزشكي از دوران يائسگي با زشتي و تمسخر ياد مي‌كنند و آن را آخرين ضربه‌ي قاعدگي در دوران توليد مثل مي‌دانند.
خانم هلن دتچ كه از پيروان مكتب فرويد است يائسگي را دوران مرگ ناقص زنان مي‌نامد. اما ديدگاهها نسبت به اين مرحله از زندگي خانمها تغيير كرده است. با اين طرز فكر كه دوران يائسگي دوران بدبختي زنان مي‌باشد موافق نيستند و اين مرحله از زندگي را بيماري و يا كمبود نمي‌دانند بلكه رويدادي كاملاً طبيعي مي‌دانند. در بيشتر كشورها‌ي جهان برعكس آمريكا كه يائسگي را سرازيري زنان و بي‌ارزش شدن آنها مي‌داند، آن را امري كاملاً طبيعي تلقي مي‌كنند. بعضي از زنان در آمريكا از زندگي وحشت مي‌كنند و دچار اضطراب و نگراني مي‌شوند. از اين موضوع شركتهاي داروسازي استفاده كرده و به پيشبرد مقاصد خود در عرصه‌ي داروهاي جديد، زنان را هدف قرار مي‌دهند.
در بعضي از كشورهاي مشرق زمين خانمها بعد از يائسگي مورد احترام بيشتر قرار مي‌گيرند و طوري رفتار مي‌كنند كه همچنان فعال و قوي باقي بمانند و ذهنشان را قوي نگه دارند. آنها خود را آزادتر و راحت‌تر و كاملاً سالم مي‌دانند.

دكتر كريستين نورت‌راپ در كتاب اخيرش به نام«بدن خانمها و عقل و دانش آنها» توضيح مي‌دهد كه دوران زندگي زنان به سه دوره تقسيم مي‌شود كه سيستم توليد مثل آن رامشخص مي‌‌كند. اين سه دوره عبارتند از دوره‌ي دوشيزگي، دوره‌ي سالهاي باروري كه از نظر بيولوژيكي اين مرحله بدان معنا نيست كه حتماً بچه‌دار شوند. اين دو دوره در فرهنگ آمريكايي دوره‌هاي زيبايي، جواني و طراوت است و ارزش زياد براي آن قائل هستند و به همين دليل در اين مرحله زنان مورد توجه و قبول همه‌ي اطرافيان هستند و سعي مي‌كنند اين مرحله را با تمام قوا نگهدارند و زنان آمريكا از سپري شدن آن به شدت وحشت دارند.
ولي طبيعت به شكل ديگري عمل مي‌كند، از نيمه‌هاي عمر ترشح هورمونهاي پروژسترون و استروژن كمتر مي‌شود. قاعدگي نامنظم و سرانجام قطع مي‌شود و خواه‌ناخواه تغييرات هورموني روي كليه‌ي اعضاي بدن و روح زنان اثر مي‌گذارد. كه اين تغييرات ممكن است در زنان از 38 سالگي تا60 سالگي به وقوع بپيوندد، البته در صورت برداشتن هر دو تخمدان- شيمي‌درماني يا درمان با اشعه‌ي كبالت – در هر سني يائسگي شروع مي‌شود.
دو تا 5سال بعد از آخرين قاعدگي اوج يائسگي است كه در اين زمان بانوان تغييرات بيشتري در خود احساس مي‌كنند و دچار آشفتگي، سردرگمي و اضطراب مي‌شوند كه اين سومين دوره‌ي زندگي زنان يعني اوج دانايي زنان است.
همان‌طور كه كارولين ميس كه عقايد پزشكي استدلالي او مشهور است مي‌گويد: ما در اين زمانه به خانم‌هاي مطّلع، دانا و با طرز فكر مدرن ولي با تجربه و قديمي احتياج داريم.
كارولين بانوان مسن امروزه را افرادي مستقل، قوي و سالم تعريف مي‌كند و تصورات قديمي را در مورد آن كه پيرزنان عجوزه‌هاي متحركي هستند، رد مي‌كند. او معتقد است كه زنان مي‌توانند سومين دوره‌ي زندگي خود را تمرين‌هاي يوگا از لحاظ جسمي و روحي به اوج مثبت بودن برسانند. علائم: از افسردگي، گرگرفتگي، عرقهاي شبانه، ناراحتي‌هاي ادراري، خشك شدن واژن، درد مفاصل، كم شدن تمايلات جنسي و زياد شدن وزن بدن.

در تعداد كمي از خانم‌ها تمام اين علائم ديده مي‌شود ولي در 75 درصد بانوان يك يا دو نوع علامت وجود دارد و در عده‌ي بسيار كمي فقط قطع قاعدگي‌ وجود دارد. اغلب متخصصاني كه جهت رفع علائم يائسگي به روشهاي طبيعي اعتقاد دارند، مي‌گويند پوكي استخوان و گر گرفتن و بقيه علائم در بعضي كشورها به علت روش زندگي و نوع تغذيه‌ي مردم آن كشور‌ها است. مثلاً در ژاپن گرگرفتگي در بانوان به ندرت ديده مي‌شود و به همين دليل در فرهنگ لغات آنها اين كلمه وجود ندارد. انجام ورزش‌هاي يوگا، همراه با جيره‌ي غذايي سالم كم‌چربي كه فرآورده‌هاي حيواني، نمك و قند كمي داشته باشند مي‌تواند كمك مؤثري در رفع اين علائم بنمايد.
ثابت شده كه انجام منظم ورزش‌هاي يوگا ترشحات داخلي را تنظيم و تغييرات هورموني را در زمان يائسگي آ‌سانتر مي‌كند. يكي از روشهاي يوگا، ايستادن روي شانه‌هاست كه قرن‌ها آن را انجام مي‌دادند و اين روش باعث آرام شدن و خنك شدن بدن و از بين رفتن گرگرفتگي است.

روش ديگر، خم شدن به طرف جلو، تحمل تغييرات جسمي را بيشتر و پذيرفتن آنها را آسان مي‌كند. اصولاً آرامش و متانتي كه در تمرينات يوگا وجود دارد باعث كمتر شدن استرس‌هاي روحي در زمان يائسگي خواهد شد.
بنا به گفته‌ي خانم سوزان وويد با تمركز حواس و اجراي حركتهاي آرام خم و راست شدن يوگا تحرك مفاصل افزايش مي‌يابد. حركت‌هاي آرام يوگا، طرز تنفسهاي عميق يوگا همراه با مراقبه(Meditation) سلسله اعصاب را آرام و منظم مي‌كند.
اگر تمرين‌هاي يوگا منظم و مداوم انجام شود، تشويش و نگراني به طور كلي از بين مي‌رود. نه فقط حركات بدني يوگا، بلكه تمرين‌هاي تنفسي، در اعصاب، غدد فوق كليوي و قلب ايجاد قدرت مي‌كند و از تشويش و نگراني راهي براي بهتر كردن زندگي مي‌سازد و از تأثيرات آن جلوگيري مي‌كند. خانم وويد توصيه مي‌كند اگر تا به حال به ورزش يوگا نپرداخته‌ايد از امروز يكي دو ساعت در هفته و هر چه سريع‌تر اين ورزش را شروع كنيد. به طور حتم خانم‌هايي كه قبل از شروع يائسگي و علائم آن به ورزش خصوصاً يوگا روي آورده‌اند بعد از يائسگي هيچ نوع ناراحتي جسمي و روحي را احساس نخواهند كرد. خانم فلسيتي‌گرين معلم يوگا، 62 ساله كه به تمام نقاط دنيا مسافرت كرده و با انرژي تمام كلاس‌هاي آموزشي كوتاه‌مدت را اجرا نموده، مي‌گويد بهترين و آرام‌ترين سالهاي عمرش بعد از سنين يائسگي بوده است.
او عقيده دارد زمان بارداري، قاعدگي، تغييرات شديدي هورموني، تخمك‌گذاري وغيره زنان را هر ماه از نظر جسمي و روحي چند روز ناراحت مي‌كند، در حالي كه بعد از يائسگي اين مشكلات وجود ندارند و زندگي آرام‌تر مي‌گذرد، مي‌توان از نيروي خود جهت رسيدن به آرزوهاي دست نيافته استفاده كرد. سال‌هاي آخر عمر را به خوبي طي نمود. بهتر است در پيري بدني نرم و سالم داشته باشيم نه بدني خشك و خميده، يوگا مي‌تواند ما را در زمان پيري سالم و جوان نگه دارد.
معلمان مي‌گويند در هر سن و شرايطي مي‌توان يوگا را شروع كرد. مثلاً ملكه بلژيك در 84 سالگي به ورزش يوگا پرداخته و از ان لذت مي‌برد. تمريناتي كه در اين جا گفته مي‌شوند از مربيان مختلف يوگا و از كتاب‌هاي متعددي جمع‌آوري شده كه معلمان و نويسندگان به زندگي طبيعي و رفع علائم ناراحت كننده‌ي يائسگي با روشهاي طبيعي معتقد هستند.

گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه
دانشمندان هنوز موفق به كشف علت پيدايش اين ناراحتي در زنان نشده‌اند ولي بيشتر پزشكان معتقدند كه دليل گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه بالا رفتن سريع و ناگهاني دماي بدن است كه بر اثر دگرگون شدن سيستم كنترل دماي بدن(واقع در غده هيپوتالاموس) ايجاد مي‌شود و دليل اين دگرگوني تغييرات هورموني است. در زمان گرگرفتگي موجي از گرما از اعضاي داخلي بدن به سطح بدن جريان مي‌يابد تا آنجا كه دماي پوست گاهي تا 4 درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد كه ممكن است همراه با عرق زياد باشد.
اين ناراحتي با تمرينات منظم يوگا(ايستادن روي شانه و يا ايستادن روي سر و دست) كم مي‌شود. طبق تحقيقات انجام شده در زناني كه به يوگا مي‌پردازند اين ناراحتي به مراتب كمتر ديده شده است. خانم جودي‌لاساتر(فيزيوتراپيست) و نويسنده‌ي كتابي با عنوان«به هنگام استرس و تشويش آرامش خود را با يوگا به دست آوريد» مي‌گويد: بيشتر شاگردانش زماني كه به تمرين‌هاي سرازير شدن بدن مي‌پردازند دچار گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه نمي‌شوند. به عقيده‌ي او سرازير كردن بدن(Invetion) تأثير زيادي روي هموديناميك(جريان يافتن خون به هر عضو بدن) دارد. خصوصاً اين تمرينات در جاري شدن خون به غدد مترشحه داخلي مانند غده‌ي هيپوفيز، تيروئيد، پاراتيروئيد، فوق كليوي و هيپوتالاموس و غدد جنسي اثر زيادي دارد.

ترشحات غدد داخلي بدن، تغييرات هورموني در زنان يائسگي را كنترل مي‌كند. سرازير كردن بدن كه ظاهراً باعث بالا رفتن فشار خون در ناحيه سر و دست است به عقيده‌ي مربيان يوگا و روانشناسان باعث كم شدن سريع فشار در رگها و كم‌شدن هورموني خواهدشد كه باعث تجمع آب و نمك در بدن است. كم‌شدن فشار آرامش رگها را به دنبال دارد. اين تغييرات فيزيولوژيكي كمك مؤثري در آسانتر شدن علائم يائسگي مي‌كند.
خم شدن و يا سرازير كردن بدن روي جريان پرانا(Prana)(انرژي به پيش برند‌ي زندگي) تأثير مي‌گذارد. اين حركت سرازير شدن خون را به اعضا بيشتر مي‌كند و سطح پوست كمتر گرم مي‌شود.
سرازير كردن بدن(Inversion) بايد حتماً تحت نظر متخصص انجام شود تا از خطرهاي احتمالي و صدمه به اعضاي بدن جلوگيري شود. براي تمرينات سرازير شدن و يا ايستادن روي‌شانه و روي‌سر و غيره مي‌توان از ديوار استفاده كرد كه البته بايد تحت نظر متخصص انجام شود و براي شروع يوگا بهتر است از تمرينات ساده شروع كنيد.

معرفی برخی بانوان مربی یوگای کشور


سوري بحري
متولد: 1332
ليسانس
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر تبريز
فاطمه(مريم) بيك زاده
فارغ‌التحصيل رشته معماري
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه از دانشگاه بيهار هندوستان
شهرزاد شهر‌آزاد
متولد: 1337
كارشناس پرستاري
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهرتهران
طيبه خيرآبادي
متولد: 1333
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر سبزوار
منصوره غضنفري
متولد: 1339
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر تهران
مريم رضوي
متولد: 1340
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر تهران
سميرا موحدي نائيني
متولد: 1343
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه پايان دوره TTC وATTC از مركز يوگا شيواناندا هندوستان
مشغول فعاليت در شهر تهران
پروين طباطبائي جلفائي
متولد: 1326
ليسانس رياضي
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه از دانشگاه بيهار هندوستان
فعاليت در هشگرد و كرج
نرگس شاكري
متولد: 1331
تكنسين ساختمان
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه از دانشگاه بيهار هندوستان
مشغول فعاليت در شهر تهران
معصومه عظيمي
كارشناس رياضي كاربردي و كارداني اطاق عمل
مربي درجه سه يوگا
نسرين چوبند
متولد: 1342
مربي درجه سه يوگا و تير‌‌اندازي
مشغول فعاليت در شهر اهواز
رقيه رضا قلي‌وند
متولد: 1341
داراي گواهينامه پايان دوره TTC مركز يوگا شيواناندا هندوستان
سارا ظفر بالانژاد
متولد: 1331
ليسانس علوم اجتماعي
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه دانشگاه بيهار هند
مشغول فعاليت در شهر تهران
سميرا ميس دهنادي مقدم
متولد: 1355
دانشجوي درمان‌هاي طبيعي در دانشگاه هند
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر رشت
ندا كاميابي
متولد: 1351
مربي درجه 3 آمادگي جسماني
داراي گواهينامه پايان دوره TTC از مركز يوگا شيواناندا هندوستان
مشغول فعاليت در شهرتهران
عشرت علي نيا
متولد: 1341
ليسانس
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه از دانشگاه بيهار هندوستان
حميده معين
متولد: 1332
مربي درجه سه يوگا
داراي گواهينامه پايان دوره TTC از مركز يوگا شيواناندا هندوستان
مشغول فعاليت در شهر تهران
نسرين محبي
كارشناس علوم تجربي
داراي گواهينامه پايان دوره TTC از مركز يوگا شيواناندا هندوستان
مشغول فعاليت در اصفهان
شيرين نبوي نژاد
دكتراي دندانپزشكي
مربي درجه سه يوگا
فاطمه دروديان
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر
نجمي مهدوي
مربي درجه سه يوگا
مشغول فعاليت در شهر تهران
آرزو صديقي علمداري
مربي درجه سه يوگا
   

انجام مراقبه برای افراد پر مشغله
زمان انجام مراقبه : هر زمان که فرصت پیدا کردید. لازم نیست که تمرین مراقبه در یک زمان مشخص انجام گیرد . تنها از اوقات فراغتی که در اختیار دارید استفاده کنید . حتی می توانید در حمام ده دقیقه به سادگی به مراقبه بپردازید ، صبح ، شب فقط 5 یا 6 بار به مدت بسیار کوتاه مثلاً 5 دقیقه مراقبه کنید خواهید دید که بتدریج مراقبه در شما تقویت می شود .
مدت زمان انجام مراقبه : فقط به مدت چند دقیقه

1- قدم اول در انجام مراقبه رها کردن تنفس است .
1- تنفس را رها کنید ، در غیر اینصورت نتیجه ای نخواهید گرفت . لازم نیست که تمامی اعضای بدن خود را شل و رها سازید که در این صورت زمانی که حتی در قطار ، هواپیما و یا وسیله نقلیه نشسته اید هیچ کس متوجه نخواهد شد که به چه کاری مشغول هستید .
به سادگی نفس خود را رها کنید و حتی المقدور طبیعی و روان نفس بکشید .

2- قدم دوم توجه به روند تنفس است .
چشمان خود را ببندید و به چگونگی دم و بازدم خود توجه کنید ، نفس را رها کرده و آنرا زیر نظر بگیرید . در این مشاهده هیچ موضوع بیرونی وجود ندارد ( باقی نمی ماند ) وسائل نقلیه صدای ناهنجاری می دهند اما همه چیز مرتب است . آنرا پذیرا باش ، روند عبور و مرور وسائل نقلیه رو به افزایش است اما همه چیز رو به راه است و بخشی از زندگی توست ، همسفرت در خواب خر و پف می کند آنرا نیز بپذیر و از آن امتناع نکن ، آگاهی خود را منحصر به یک موضوع نگردان .

تمرکز به معنای متمرکز نمودن آگاهی و هشیاری است . توجه خود را تنها به یک موضوع معطوف می کنی اما موضوعات دیگر نیز برای جلب نظر تو با یکدیگر به رقابت می پردازند . در مقابل آنها مقاومت می کنی این موضوعات ممکن است افکار تو را منحرف کنند ، بنابراین آنها را موضوعات مزاحمی تلقی خواهی کرد ،
توجه 24 ساعته تنفس الزامی نیست ، کمی مراقبه هم کافی است . لازم نیست از تمام رودخانه سیراب شوی ، یک لیوان آب هم کافی به نظر می رسد .
همواره به ساده ترین شکل و به اندازه ای که برایت مقدور است به تمرین مراقبه بپرداز . ساده ترین راه ، صحیح ترین است . تا جایی که می توانی تمرین را به شکلی طبیعی انجام بده ، برای انجام مراقبه برنامه ریزی های سنگین نکن ، خیلی ساده هر زمان که فرصت داری به تمرین مشغول شو.
اجازه نده که مراقبه تبدیل به یک عادت در تو شود چون عادتها ریشه در عقل و شعور دارند و یک انسان واقعی به چیزی عادت نمی کند .


به خاطر داشته باش « من هستم »
هر جایی که حضور داری همواره به یاد داشته باش که هستی ، این آگاهی از " بودن " بایستی باگذر زمان همچنان وجود داشته باشد . نه نام ، نه طبقه و نه ملیت تو ، همه اینها موضوعات بی اهمیتی هستند و کاملاً بی فایده ، فقط به خاطر داشته باش که هستی و این موضوع هرگز نبایستی به فراموشی سپرده شود . حین راه رفتن ، نشستن ، خوردن و یا صحبت کردن فقط به بودن خود آگاه باش . ممکن است دشوار و مشکل باشد و در آغاز همواره این موضوع رااز خاطر ببری ، و اما حتی اگر یکبار هم توانستی "بودن " را به یاد بیاوری ، این جریان فکری حضور را جذب کن .

زمانی که فراموشی به تو دست می دهد ، خودت را از این جریان جدا نکن ، مجدداً به یاد بیاور که به تدریج فاصله زمانی بین فراموشی و به خاطر آوردن کوتاهتر می شود تا اینکه از بین می رود و یک هشیاری دائمی ایجاد می گردد. تا زمانی که آگاه هستی نیازی به فکر کردن نیست و بنابراین هیچ برنامه ریزی وجود ندارد و کارهایت را از روی آگاهی انجام می دهی نه بر اساس تفکر، پس نیازی به عذر خواهی و حتی توجیه نیست و همانی هستی که همواره هستی و چیزی برای مخفی کردن وجود ندارد و نمی توانی نوعی دیگر رفتار کنی ، تو قادری تنها در یک وضعیت ثابت از خود آگاه باشی و به واسطه این خود آگاهی توجه به مذهب و اخلاق واقعی نمود پیدا خواهدکرد .
و این همان چیزی است که آئین ودایی آنرا خود آگاهی ، بودا آنرا توجه صحیح ( واقعی ) ، گورجیف خود یادآوری و کریشنامورتی آگاهی نامیده است .
خود را به خاطر آوردن و اینکه من هستم ، جز اساسی مراقبه محسوب می شود . لازم نیست که مرتباً در ذهنت تکرار کنی " من دارم راه می روم " اینکه مرتب تکرار کنی خود یادآوری نیست . بایستی بدون اینکه به زبان بیاوری نسبت به راه رفتن ، غذا خوردن ، حرف زدن و یا شنیدن خود آگاه و هشیار باشی .
در حال انجام هر کاری که هستی " من درونی " تو نبایستی به فراموشی سپرده شود و همواره باید در زمان حال حضور داشته باشد .
این ( اعتماد به نفس ) منیت نیست و آگاه به خود بودن است ، ا منیت برخاسته از نفس است و اما آگاهی و هشیاری نسبت به خود خلوص و پاکی " asmita" است ، تنها حضور داشته باش .
بر حسب عادت تمام توجه خود را به یک موضوع معطوف کرده ای و به من نگاه می کنی و در عین حال تمام توجه تو مثل یک تیر به سوی من پرتاب می شود اما تو آگاهیت را فقط به من متمرکز کرده ای .
خود آگاهی یعنی آنکه تو یک تیر دو سویه داشته باشی که یک طرف آن به سمت من و طرف دیگر آن به سوی خودت جهت داشته باشد . این تیر دوسویه همان خود آگاهی است .



در جستجوی حقیقت
سخنرانی اشو " عارف هندی " درباره فیثاغورث
فیثاغورث – جستجوگر جاوید
زمانی که به صحبتهای فیثاغورث درباره جستجوی او بدنبال اسرار نهان حیات و آزمایش راه های متفاوت با تمامی روشها توسط او گوش می سپارم یک حس درخشندگی و قدرت در وجودم متعالی می گردد این احساس چیست ؟
این جستجوگر جاوید در وجود هر کس نهفته است . فیثاغورث در همه حضور دارد . قصد ما قضاوت بر این مطلب نیست اما چیزی به نام جویش ذاتی در پی حقیقت وجود دارد انسان فطرتاً یک جوینده است و تو تا زمانی که آگاهانه این مطلب را درک نکنی به معنای واقعی کلمه یک انسان نیستی ، این تنها تفاوت میان انسان و دیگر حیوانات است و تنها انسان به دنبال حقیقت است و انسان است که تمایل به نفوذ در اسرار زندگی و هستی دارد ، تنها انسان است که معنا و مفهوم هر چیزی را از خود می پرسد و به تعمق و اندیشه می پردازد .
در این زمینه ذکر این مطلب آگاه کننده نیست و اما کلمه " انسان " ریشه در زبان سانسکریت دارد – به معنای تمرکز و در خود فرو رفتن .
انسان توانایی مدیتیشن و تعمق و تمرکز را دارد . زمانی که به صحبتهای من درباره فیثاغورث گوش می دهی ، چیزی در قلب تو به جنبش در می آید فیثاغورث خفته وجود تو اندکی به حرکت می افتد و خود بخود کمی هشیار می شود . اندکی از سنگینی خواب تو کاسته می شود و رویاهایت برای مدتی طولانی رهایت می کنند . چیزی در وجود تو بر انگیخته شده است ، می توان گفت فیثاغورث نمونه یک انسان اولیه است و جستجوگر حقیقت ، حقیقتی که با فضیلت برابر است ، انسانی که تمام زندگی خود را وقف جستجو به دنبال فلسفه جاودانگی و فلسفه جاوید حیات نموده است ، این امکان در وجودش نهفته است که تنها باید به واقعیت نزدیک شود ، ولی ما خود را با پرداختن به سرگرمیهای بیهوده گم کرده ایم ، زندگی در حال گذراست و زمان دائماً از دست می رود .
توانت را به کارگیر و بگذار این نیاز در وجودت شعله ور گردد که تو به سر منزل مقصود خواهی رسید . پیش از آنکه مرگ تو را در آغوش بگیرد و قبل از آنکه در چنگال مرگ اسیر شوی ، حقیقت روی خواهد داد .
آتش اشتیاق را آنچنان در خود شعله ور ساز که تک تک سلولهای وجودت شروع به تپیدن کند و موج این اشتیاق حتی در خواب نیز جاری باشد چندان اهمیتی ندارد که چه کاری انجام دهی ، همه اعمالت باید کاوشگرانه باشد و جستجویی پایدار و عطشی دائمی برای کشف حقیقت و سیراب شدن از آن مورد توجهت باشد . بگذار این میل بزرگترین عشق و شیدایی تو باشد .

می گویی : هر وقت که به صحبتهای من درباره زیارت جاوید فیثاغورث گوش می دهی حسی در وجود تو متعالی می گردد ، حس درخشندگی و قدرت ، این احساس چیست ؟
بله هنگامی که آرزوی شناخت حقیقت در وجودت اوج می گیرد ، خود به خود حس درخشندگی نیز پدیدار می گردد چون این خواسته به شدت قوی و غالب است . این یک آرزوی معمولی نیست . آرزوی داشتن یک خانه یا یک وسیله نقلیه بهتر و یا پول بیشتر ، آرزوی شهرت ، موفقیت ، قدرت و اعتبار .....
همه این ها آرزوهای معمولی است که مانع از درخشندگی ات می گردند و برعکس وجودت را از هم متلاشی می کند چرا که این آرزوها بیشمارند .
آرزویی تو را به شمال سوق می دهد و دیگری به جنوب و انبوهی از آرزوها ، یک غوغای کامل و هر آرزو تو را به سوی خویش می خواند و توجه تو را می طلبد .
در اطرافت به هیاهو پرداخته اند :

آرزوی ثروت می گوید : دیگران را به حال خود رها کن و تا جایی که می توانی پول بدست بیاور . آرزوی موفقیت می گوید : حتی اگر ضرر و زیان مادی دیدی نگران نباش باید انسانی موفق شوی ، باید مشهور گردی و نقطه اوج قصه شوی و همه چیز را به خطر بینداز، پول و هر چیز دیگر و آرزوی سکس می گوید :
پول ، قدرت و اعتبار برای تو چه چیزی را به ارمغان آورده اند ؟ از زندگی لذت ببر و این لذت تا زمانی که حضور دارد لذت های حسی را هر لحظه از بین می برد .
این آرزوهای بیشمار، تو را به جهات کاملاً متفاوتی سوق می دهد . به همین دلیل همواره از هم پاشیدگی و ویرانی را احساس می کنی .
آرزوی کشف حقیقت یک آرزوی شگفت انگیر ، بزرگ و عظیم است و آرزویی که به سادگی بقیه خواسته ها در آن ناپدید می گردند .
خواهش های معمولی همانند یک جویبارند و زمانی که آرزوی کشف حقیقت همانند رودخانه ای بزرگ – نمایان می شود ، جویبارهای کوچک را می بلعد .
همه آنها در یک آرزو ناپدید می گردند و آن میل به چنان شیدایی و شگفتی تبدیل می شود که سراسر وجودت را برانگیخته می کند .
آنجاست که وحدت آرزوها متجلی می گردد.