ماهنامه 119-  شهریور ماه 1397
منتخب مقالات:1-موهبتِ ندانستن, 2-بازگشت به ذات تمرين در يوگا

وضعیت :

موجود

قیمت :

5000 تومان

مجله شماره 119 شهریور ماه 1397

 

3

سرمقاله

4

سخن مديرمسئول

7

برندگان مسابقه عکاسي مردادماه 1397

8

هدف زندگي  (ودانتا- اوپانيشاد)

10

موهبتِ  ندانستن

12

ورزش مناسب براي واتا، پيتا، کافا

14

مدرنيسم، پستمدرنيسم و يوگاي مدرن

16

بازگشت به ذات تمرين در يوگا

19

ماجراهاي سياتيک

20

يازده حرکت براي متعادل شدن چاکراي ريشه

22

استفاده از نيروهاي شفادهندة درون

24

سوتراي سوم پاتانجلي  رونمايي از خود واقعي

26

يوگا همراه با ابزار

28

با يوگا سفر به سرزمين شرپاها، کوماري و لوميني

34

سعادت ابدي

37

اخبار

38

چگونگي انتقال از پادماسانا به اوردواکوکوتاسانا

42

موسيقي در کلاسهاي يوگا، آري يا خير؟

44

11 عادت برتر مردمان جهان

46

تمرينات يوگاي زنان

50

هنر نظم و انضباط

52

يک وعده غذاي گياهي

54

يوگا؛ يار شما در خانه

57

پرسش از شما، پاسخ از ما

58

آساناهايي براي بازگشودن قلب اندوهگين

 

 

 

موهبتِ  ندانستن

چگونه با پذیرش ابهامات، به آزادی و رهایی بیشتری برسیم
ماری بت‌لارو ، مجله یوگاژورنال، اردیبهشت 97/ برگردان: یاسمن رنگین‌کمان 
 
از خواب که بیدار می‌شوم، به آرامی از پله‌ها پایین می‌روم و وارد اتاق نوزاد می‌شوم. نور خورشید با عبور از پنجره روی گهوارۀ کودک افتاده است. نگاهی به مجسمه‌های گانشا و فیل‌هایی که برای دفع انرژی‌های ناخوشایندی که قطعاً در اطراف ما وجود دارند در گوشه و کنار اتاق گذاشته‌ام، می‌اندازم.
تا چند هفتۀ آینده مادر خواهم شد. من هم مثل همۀ تازه‌مادرها هیجان‌زده هستم و کمی می‌ترسم. البته برخلاف بقیۀ مادرها، این کودک فعلاً با من نیست. گوشی روی شکمم نمی‌گذارم تا کودکم از موسیقی زیبای وان موریسون لذت ببرد. هیچ لگدی از سمتش احساس نمی‌کنم. هیچ نشانه‌ای از این‌که او آنجاست، ندیده‌ام.
آخر من و همسرم مت تصمیم گرفته‌ایم دایه شویم و در حال حاضر منتظر تماس هستیم. هر بار که تلفن زنگ می‌زند، ناخودآگاه دستم روی قلبم می‌رود و می‌گویم: «خودشان هستند.» پدر و مادرها هیچ‌کدام قبل از به دنیا آمدن نوزادشان، تصوری از او ندارند، اما ما قرار است به مدت یک هفته، چند ماه، یک سال یا شاید هم بیشتر از بچه‌هایی نگهداری کنیم تا در نهایت بچه‌‌ای (یا بچه‌هایی) را به‌عنوان فرزندخوانده در خانواده‌مان بپذیریم. حالا بعد از کلی پیش‌بینی‌ و خیالبافی، تنها کاری که انجام می‌دهیم، انتظار کشیدن است.
من و مت سال گذشته فرایند بچه‌دار شدن را آغاز کردیم، اما بچه‌دار نشدیم، بنابراین به یک متخصص نازایی مراجعه کردیم. او استفاده از روش‌های (آی‌یو‌آی) و (آی‌وی‌اف) را توصیه کرد. بعد از آن ملاقات، یک‌بار دیگر او را همراه با یک مشاور مالی ملاقات کردیم. مشاور مالی ارقام سنگینی به‌عنوان هزینه‌های درمان پیش روی ‌ما قرار داد. چون خیلی چیزها را هنوز نمی‌دانستیم (چون هنوز از تلاشی که داشتیم برای بچه‌دارشدن می‌کردیم، زمان زیادی نگذشته بود و پزشکان دیگری که دوستان‌مان توصیه کرده بودند را ندیده بودیم)، روش‌هایی که توصیه شد به نظرمان مناسب نیامد. بنابراین، از آنجا بیرون آمدیم، یک بستنی قیفی خریدیم و خوردیم و موضوع را فراموش کردیم.
چند روز بعد در حالی‌که داشتیم با هم قدم می‌زدیم از او پرسیدم: «نظرت در مورد دایگی چیست؟» با تعجب نگاهم کرد و گفت: «فکر می‌کنم کار قشنگی باشد.» با لبخند بزرگی گفتم: «من هم همین‌طور. به نظرم واقعاً قشنگ است.»
چند هفته بعد دیگر به دنبال توصیۀ یکی از شاگردانم به نام تیلور، که وکیل متخصص امور دایگی و فرزندخواندگی است، بودیم. او سال‌ها بود که به کلاس یوگای من می‌آمد و همیشه متش را آن جلو و وسط کلاس پهن می‌کرد. زندگی این‌گونه است. آدم‌های مهم زندگی‌تان را که می‌توانند زندگی‌تان را تغییر دهند، نادیده نگیرید. من و مت بعد از صحبت با تیلور به یکی از مؤسسات دایگی-فرزندخواندگی مراجعه کردیم و در یک تصمیم‌گیری هیجان‌انگیز، قشنگ و بزرگ، بر آن شدیم دایۀ کودکی شویم. با حدود 34 هزار کودک بی‌سرپرستی که در لس‌آنجلس (جایی که ما زندگی می‌کردیم) نگهداری می‌شوند، ما مطمئن بودیم همان‌طور که ما به دنبال بچه هستیم، کودکانی هم هستند که در انتظار ما باشند.
ما به جز سؤالاتی که بسیاری از پدر و مادرها با آن مواجه هستند، سؤالات دیگری نیز داشتیم. نمی‌دانستیم بچه‌مان چند ساله خواهد بود و جنسیت و نژادش چیست. ممکن است از کودکی نگهداری کنیم و درنهایت دوباره نزد خانوادۀ اصلی‌اش برود. ما امیدوار بودیم از کودکی نگهداری ‌کنیم که بتوانیم او را برای همیشه به فرزندخواندگی قبول کنیم. سؤال‌هایی خواهیم پرسید و جواب‌هایی خواهیم گرفت. چیزی که در این میان در موردش کاملاً مطمئن هستیم این است که این کار، آموزشِ اعتماد است. اعتماد به اینکه هر اتفاقی بیفتد، ما در کنار این کودک خواهیم بود. مثل
 بچۀ خودمان.
آن روز صبح وقتی به اتاق کودک رفتم و چشمانم به دنبال کودکی بود که قرار بود به زودی در آن گهواره بخوابد، به آرامی ذکر «نمی‌دانم» را زیرلب زمزمه کردم. این عبارت بیش از چیزی که فکرش را می‌کردم مرا آرام ‌کرد.
با یک مددکار اجتماعی دربارۀ سیستم دایگی و نگهداری از بچه مشورت کردیم. او به ما گفت: «دلبستۀ کودک می‌شوید و اذیت خواهید شد.» موضوع ترسناک است، اما خیلی چیزها در زندگی همین‌طور هستند. هر کاری که در این جهان ارزش انجام دادن دارد، قبلش مسیر دشواری قرار گرفته است.
من بیشتر مدت عمرم را صرف نیرومند کردن خودم در برابر تأثیر این دشواری‌ها کرده‌ام. این روزها تصمیم دارم با ابهامات و عدم قطعیت‌ها روبه‌رو شوم.
دایگی مثل یک سقوط آزاد است و بخشی از وجودم می‌خواهد درگیر نگرانی‌های بی‌شمار و اما و اگرهای احتمالی باشد. اما بیشتر وجودم به سراغ سرچشمۀ خردم می‌رود. خردی که حتی از وجودش بی‌اطلاع بودم. و یک روز یک‌دفعه خیلی راحت پا پیش می‌گذارم، انتخاب می‌کنم و با قلب باز و چشم باز، خودم را در لذت ابهام و ناشناختگی رها می‌کنم. 
 

 

 

بازگشت به ذات تمرین در یوگا 

 بررسی سبک مدرن «حرکات طبیعی» 

فاطمه اشترانی (مدرس یوگا و سبک زندگی ساتوا)

 

سیر تکاملی یوگا

تمرین یوگا باید ما را به سمت رابطه با خویشتن، بدن‌، ذهن‌ و احساس‌مان رهنمون شود. یوگا تمرین کنجکاوی است. کنجکاوی در مورد اینکه کیستیم و در حین تمرین چه احساسی داریم. این کنکاش و بررسی عمیق و موشکافانه فقط با حضور در لحظۀ "اکنون" میسر می‌گردد. لحظه‌ای که سرشار از کیفیت‌های ناب مانند آرامش، شادی، هماهنگی، صلح، هارمونی، لذت، صلح، سلامتی و تعادل است. 
ما به طور ذاتی به حرکت گرایش داریم و در حرکت است که بدن‌های ‌ما بیدار می‌شوند. دوست داریم در میان لایه‌های عمیق بدن، احساسات، تجربه و مشاهدۀ حس حرکت کنیم و به سوی سکون و آرامش برویم. شاگرد در شیوۀ تمرینی «حرکات طبیعی»، از طریق سیکلی از حرکات هوشمندانه که از حرکات طبیعی بدن گرفته شده است، با بدنش آشناتر شده و با حرکات مارپیچی حول محور مرکز بدن (نقطۀ ثقل در انتهای ستون مهره‌ها و هستۀ بدن در راستای ناف) در حین حرکت‌ها و سکون‌ها چون دانشمندی به بررسی دقیق بدن خود و حس‌های جسمانی‌اش می‌پردازد و بدین ترتیب به تجربه‌ای عمیق‌تر از بدنش خواهد رسید. تمرین در این شیوه، نامتناهی است و هیچ پایانی ندارد. چراکه حرکات انسانی پایان‌ناپذیر است. هدف از این جنبش، هدایت شاگردان در مسیر آگاهی و الهام‌بخشی برای حضور است تا آزادی را در حرکت و پویایی بجویند و از

سکون عبور کنند.

درک قدرت این سبک از یوگا در سیر تکاملی یوگا اهمیت بسیاری دارد. چرا که امروزه یوگا از جوهرۀ اصلی خود که رسیدن به لذت، یاری و شفقت‌خواهی است دور شده است. نباید فراموش کنیم که یوگا تمرینی است که فقط منحصربه‌فردِ ماست. در این نوشتار قصد داریم به بررسی سبک «حرکات طبیعی» که سفری به‌سوی کشف تکامل تمرین و وحدت حقیقی، تمرکز روی تنفس و حرکت کنکاشی برای رسیدن به یک تمرین واقعی برای هر فرد 
است، بپردازیم.

احیاء لطافت در تمرین یوگا

یوگا، تجربۀ دیدار با خویش است که از طریق بررسی رابطه با بدن، ذهن، دنیای اطراف، سیستم عصبی، تنفس، واکنش ذهن و همچنین یکپارچگی همۀ این مؤلفه‌ها و رسیدن به وحدت حقیقی حاصل می‌شود. ولی واقعیت این است که شیوۀ کنونی تدریس یوگا در دنیا شیوه‌‌ای هندی و مردانه است که بیشتر مناسب افراد با شانه‌های پهن و لگن کوچک است. این ساختار مناسب یک دورۀ خاص در گذشته بوده است. درحالی که شاگردان یوگا در دنیای مدرن عمدتاً خانم‌های 25 تا 55 سال هستند. علاوه بر آن، گاهی پیش می‌آید که بدن در حین تمرینات یوگا آسیب می‌بیند در حالی‌که یوگا به‌طور کلی برای درمان، کمک و ایجاد حس تندرستی در ما طراحی شده است. افزایش شدید آسیب‌های ناشی از یوگا نشان می‌دهد که در شناخت ما از این روش چیزی از قلم افتاده است. روش آموزشی «حرکات طبیعی» در پی رسیدن به این موازنه است. 
امروزه تحقیقات تکمیلی در خصوص آناتومی بدن انسان نشان می‌دهد که کشش‌های بیش از اندازه در بدن موجب تحریک سیستم عصبی بدن می‌شود و فرد با کوچک‌ترین مسئله در زندگی روزمره دچار خشم می‌گردد. در صورتی که در سبک «حرکات طبیعی» بیشتر از حرکات طبیعی بدن کمک گرفته شده است تا لطافت و زنانگی (همانند یین یوگا) در تمرین احیا شود. البته منظور، انجام تمرینات به شکلی دخترانه و آرام نیست، بلکه به معنای روان بودن تمرینات است. باید حرکت طبیعی بدن را پیدا کرد و با حرکات مارپیچی ستون فقرات، انرژی های بدن را سیال کرد.

فلسفۀ حرکت در شیوۀ 
«حرکات طبیعی»

این جنبش توسط یک خانم آمریکایی بنام جولی مارتین1 در دنیا به راه افتاد. او 25 سال پیش برای بهبود درد زانو، یوگا را آغاز کرد. در ابتدا یوگا به کمکش آمد و طبق چیزی که خودش می‌گوید در ابتدا بسیار از تمریناش راضی بود. اما وقتی بیشتر وارد دنیای یوگا و آموزش آن شد خیلی زود دچار انواع آسیب‌دیدگی‌ها شد. خودش می‌گوید: «باید بررسی می‌شد چطور ممکن است یوگا در ابتدا بدن مرا نجات دهد و بعد به منبع درد و آسیبم تبدیل شود؟ و اینکه چرا همۀ مربی‌ها اصرار دارند که حرکت‌های یوگا باید دقیقاً به شکل اصولی و دقیقش اجرا شود؟» 
به همین خاطر، خانم جولی مارتین از شیوۀ سختگیرانه و خشک فاصله گرفت و با ترکیب اطلاعاتی از آناتومی مدرن و تحقیقات فاشیا  با حرکات طبیعی، این شیوه از یوگا را طراحی نمود و به‌جای تحمیل کردن ایده‌های خود به شاگردان، به آن‌ها اجازه داد همسوسازی خودشان را در این میان بیابند و یک تمرین جسمانی منحصربه‌فرد برای خود پیدا کنند که ذهن و جسم‌شان را تقویت و درمان کند. 
او با استفاده از این شیوه، با آموزش دادن به مربیان و توانمندسازی آن‌ها، توانست آن دسته از هنجارهای یوگا را که برای دنیای امروز دیگر مفید نیستند به چالش بکشد. گرایش او به حرکت انسانی است و به بررسی رویکردهای آناتومیکی نوین، کار با حرکات طبیعی، دامنۀ حرکات، ثبات یکپارچه و رها کردن افسانه‌های سنتی آساناها برای حرکت دادنِ بدن علاقه دارد.
او دیگر از کسی نمی‌خواهد وارد یک آسانا بشود و همان‌جا بماند. اگر قرار است سکونی اتفاق بیافتد برای ایجاد فضای بیشتر برای حس کردن است و شاگردان تنها زمانی که آماده باشند به حرکت درمی‌آیند.
شیوۀ آساناهای این سبک در تاریخچۀ یوگا کاملاً جدید هستند. تمرینات بسیار مدرن هستند و شباهت چندانی با یوگای سنتی ندارد. شاگرد درواقع با توجه به آناتومی طبیعی خودش، می‌تواند ریتم بدن و تنفسش را پیدا کند و گوش بدهد که بدنش به چه چیزی نیاز دارد. 

حرکات انسانی، جانوری و ایده‌های نو دربارۀ قدرت بدن

ما انسان‌ها در درون خود دارای یک قدرت و ثبات ذاتی هستیم. میل ذاتی ما به سمت حرکت کردن است. حرکت روی پاها در فواصل زمانی طولانی، بالا رفتن از درختان، خزیدن روی زمین و سطوح ناهموار همگی گویای این مطلب است. اما به‌خاطر سبک زندگی جدید و محیط‌هایی که برای حفظ امنیت‌مان دارای یک ساختار خطی هستند دچار محدودیت شده‌ایم. هدف از این سبک جدید، بازگشتن به حرکات طبیعی انسانی است و قصدمان این است که بدن را به عنوان یک کل در نظر بگیریم و با قدرتی که نیاکان‌مان به آن دسترسی داشتند، بازی نماییم. در این سبک نیز مانند سبک‌های دیگر یوگا، از حرکت حیوان‌ها الهام گرفته شده است (حرکاتی مانند گوریل، مارمولک و ...) و شاگرد با درک بهتر بدن، می‌آموزد چطور از پاشنۀ پا به‌عنوان نقطه محوری انجام حرکات مارپیچی استفاده کند. 

شما مالک تمرین خود هستید

در این سبک از یوگا مربی تمرین را کنترل نمی‌کند و مالک تمرین نیست، بلکه خود شاگرد مالک آن است. مربی به شاگردان آزادی عمل می‌دهد و با راهنمایی‌هایش، آن‌ها را به سمت حس اصالت دربارۀ خودشان سوق می‌دهد. در نهایت، تمرین مختص خود شاگردان خواهد شد و این همان چیزی است که یوگا به دنبال آن است. به این ترتیب، یوگا برای هر دو طرف (مربی و شاگرد) به یک فرایند خلاقانه تبدیل می‌شود.
وقتی دربارۀ بدن خود کنکاش می‌کنیم متوجه گزینه‌های بیشتری می‌شویم و مربی این گزینه‌ها را با شاگردان به اشتراک می‌گذارد. این اتفاق بیشتر از فرم‌های تحمیل‌شوندۀ مدیتیشن به مدیتیشن شباهت دارد، آن هم یک مدیتیشن متحرک. در واقع در این سبک از یوگا بدن در خدمت تکنیک نیست، بلکه تکنیک در خدمت بدن است.

تمرین در آسانا نیست، در آگاهی است

این سبک از یوگا معتقد است باید خارج از چارچوب فکر کنیم، خلاق باشیم، روی پای خودمان بایستیم و چارچوب‌های قدیمی را به چالش بکشیم. مربی یوگا برای بلندشدن دست شما را می‌گیرد، طرز فکرهای متعصبانه را می‌زداید و بعد شما را رها‌ می‌کند تا خودتان به لایه‌های زیبای یوگا که از درون‌تان نشأت 
می‌گیرند، برسید.
سیکل‌های تمرینی این سبک با الهام از فلسفۀ حرکت و سکون با زنجیره‌های کوتاهی از حرکات که غالباً تکرار می‌شوند آغاز می‌گردند. چرخه‌ها براساس چرخۀ قبلی‌شان شکل می‌گیرند. معمولاً دور اول یک زنجیره فقط «بازدید» یا آشنا شدن با اشکال و حرکات است. وقتی زنجیره‌ها و لایه‌ها ساخته می‌شوند می‌توان تمرین را جدی‌تر کرد. در این زنجیره‌ها، مکث‌هایی وجود دارند تا شاگرد بتواند شکل‌هایی که با بدنش ساخته را مجسم کند، سکون را دریابد و به صدای نفس‌هایش گوش دهد. او لازم نیست به فکر ساخت شکل بهتری با بدنش باشد، فقط باید تمام توجهش را تنها به مکانی که هست قرار دهد.

بررسی حرکت‌های مارپیچی

درون بدن ما هیچ خط صافی وجود ندارد. بنابراین وقتی مربی به شاگرد اجازه دهد مارپیچ‌های طبیعی را در حرکاتش پیدا کند حس فشار یا مقاومت از بدن حذف می‌شود. اگر تمرین آسانا را ابزاری برای ایجاد ارتباط با لحظۀ حال در نظر بگیریم، می‌توانیم با مکث‌ها، مارپیچ‌ها و امواج بازی کنیم و بعد مکث کنیم و در سکون قبل از حرکت، کنکاش و کنجکاوی کنیم. 

مدیتیشن فیزیکی

مدیتیشن را می‌توان با حرکاتی کندتر انجام داد طوری که با احساسات ما رابطۀ صمیمانه‌تر و راحت‌تری داشته باشد. زمانی می‌توان به سکون رسید که مرکز توجه‌مان به سمت ظرفی که در آن قرار داریم (بدن) باشد. تمرینات این سبک ماهیت احیاکننده دارد و به شاگرد اجازه می‌دهد با راهنمای درونی خود ارتباط شهودی برقرار کند. با استفاده از فُرم منحصربه‌فرد آسانا و حرکت، مدیتیشن جسمی، تمرکز روی تنفس و تمرین‌های آگاهی، فرایند «انجام دادنِ» تمرین به وضعیت «بودن» تبدیل می‌شود. این همان حضور کامل همراه با حس سرزندگی است که در یوگا به دنبالش هستیم.  

بررسی خم به عقب‌ها در حرکات طبیعی

 برای ایجاد انعطاف و روان کردن انرژی در پشت بدن (کمر) و اجرای تمرینات خم به عقب، بایستی ابتدا درک درستی از جلوی بدن (ناف) داشته باشیم. رهایی و روان کردن انرژی در قسمت جلوی بدن باعث روان شدن انرژی در قسمت پشت بدن می‌شود. در این سبک از یوگا، در تمام طول تمرین، شاگرد با تمرکز بر هستۀ مرکزی بدن و رها کردن قسمت میانی، زمینه را برای اجرای راحت و بدون آسیب حرکات خم به عقب فراهم می‌سازد. این در حالی است که در سبک‌های دیگر یوگا تلاش سختی برای خم شدن به عقب انجام می‌گیرد؛ چراکه شاگرد به جای بررسی بدن در حین حرکت، فقط روی ساختن شکل حرکت تمرکز دارد و می‌خواهد فقط شکل را بسازد. 

همان‌گونه که تمرین می‌کنیم، زندگی می‌کنیم. 

شاگرد یوگا بودن کار دشواری است. اینکه بفهمیم چطور باید کاری که روی مت‌ها یا کوسن‌های مدیتیشن می‌کنیم را در لحظه لحظۀ زندگی در آغوش بکشیم کار بسیار چالش‌برانگیزی است. مسئله این است که چطور باید این تمرین‌ها و تک‌تک مؤلفه‌هایش را در درون خود نهادینه کنیم؟ بدن ما ظرفی برای تفکرات، احساسات، الگوها و تاریخچۀ ماست، نه وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌های ما. 
تمرین یوگا به ما فرصت می‌دهد تا الگوها، رفتار، داستان‌ها و محدودیت‌های ناخواسته و نامطلوب را کنار بگذاریم. اجازه می‌دهد با خویشتن درون‌مان، رابطه‌ای ایجاد کنیم. این رابطه‌ از هر چیزی مهم‌تر است. این سبک از یوگا با استفاده از آگاهی از حواس، ما را به سمت کنکاش در حرکات مارپیچی، امواج، تکانه‌ها، انبساط‌ها و انقباض‌ها، حرکات یکپارچه، تنفس و مکث پیش می‌برد. باید به نداهای بدن در خصوص مسائل جسمانی، احساسی و معنوی، بدون قضاوت گوش فرا داد. مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می‌رسیم. همه‌چیز در 
درون ماست.
در این سبک از یوگا مؤلفه‌های حرکت طبیعی و ارتباط بدن و ذهن بررسی می‌شود تا بتوانیم تجربه‌مان را از زندگی و همچنین ظرفیت‌مان برای نیکی کردن در دنیا را بهبود بخشیم. با این سبک، می‌آموزیم چطور با بهره‌گیری از آزادی و پتانسیل درونی‌مان، باتری‌‌مان شارژ نماییم و بهتر زندگی کنیم. 

در شماره آینده تکنیک های این سبک شرح داده خواهد شد.

 

 

مقالات مرتبط

شما هم میتوانید در مورد این محصول نظر دهید.
نام :
ایمیل :
امتیاز شما :
متن :

محصولات مشابه

ماهنامه 121-  آبان ماه 1397
منتخب مقالات:
ماهنامه 120 -  مهرماه 1397
منتخب مقالات:1-خوشحالی و رضایتمندی با سانتوشا, 2-با مادر ترزا تا اوج کارمایوگا
دوماهنامه شماره 10-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره ده دانش یوگا: 1- تشکیلات ورزش همگانی و تفریحی استان ها به منظور نظارت و تعیین سیاست های کلی ورزش همگانی استان و با عنایت به سند راهبردی
دوماهنامه شماره 9-خرداد و تیر 1383
مقالات انتخاب شده شماره نه دانش یوگا: 1- گفتگو با ب.ک. اس. اینگار
دوماهنامه شماره 8-بهمن و اسفند
مقالات انتخاب شده شماره هشت دانش یوگا: 1- يومی‌هوتراپی چیست؟
دوماهنامه شماره 7-آبان آذر 1382
مقالات انتخاب شده شماره هفت دانش یوگا: 1-یوگا درمانی 2- سفر به سرزمین شگفتی ها
دوماهنامه شماره 6-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره شش دانش یوگا: 1-سفر به شگفتی ها 2-خاطراتی از هیمالیا
دوماهنامه شماره 5-خرداد وتیر 1382
مقالات انتخاب شده شماره پنج دانش یوگا:مراتب اگاهی در اندیشه ی گرجیف
دوماهنامه شماره 4-اسفند 81 فروردین
مقالات انتخاب شده شماره چهار دانش یوگا:1-کمال یوگا 2-ویدهی (بیماری جسمی)
دوماهنامه شماره 3-دی و بهمن
مقالات انتخاب شده شماره سه دانش یوگا: 1-کارما یوگا
دوماهنامه شماره 2-آبان و تیر 1381
مقالات انتخاب شده شماره دو دانش یوگا: 1-سير ادواري يوگا 2-تنفس چیست؟ 3-ویپاسانا
شماره 1-شهریور و مهر1381
مقالات انتخاب شده شماره یک دانش یوگا :1- سیری در آراء و زندگی بزرگان یوگا 2- تنفس چیست؟ 3- تمرینات یوگا به روش شیواناندا