آب درمانی

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 440
اشتراک :

 معصومه صالحی

 

به منظور سهولت ارجاع، درمان‌های طبیعی را به دسته‌های جسمانی «فرا طبیعی Paranormal»، روانی و خرده گروه‌های مختلف طبقه بندی نموده و هر روش درمانی را یک شاخه مستقل تلقی کرده‌ایم. البته باید تأکید کنیم، تفاوت بین شیوه‌های درمانی حتی دسته‌های مختلف، در عمل به سرعت رو به کاهش است. افرادی که هرگز فکر نمی‌کردند به فردی که کارور «شاغل Preatiticner» پزشکی بشمار می‌آوردند، مراجعه کنند. هنگامی‌که چنین تصمیمی می‌گیرند، به طرزی معقول وانمود می‌کنند، که اگر آن‌ها می‌خواهند از طب سوزنی«Aupuncture» استفاده کنند، بهتر است در جستجوی متخصص طب سوزنی باشند. البته ممکن است پی ببرند، که متخصص طب سوزنی در منطقه آن‌ها، اساساً خود را واجد شرایط یک متخصص درمان طبیعی، یا آسیب شناسی استخوان و عضله «یا هر دو» بشمار می‌آورد – یا خود را این‌گونه توصیف کند- و ممکن است داروهای گیاهی و هومیوپاتی، یا یوگا و غیره تجویز نماید. 

 

ساختار هر درمان

قصد داریم هر شیوه‌ی درمانی را با 5 شاخص زیر معرفی کنیم: اول: شرحی مختصر از چیستی هر روش؛
دوم: مروری بر تاریخچه و سیر رشد؛ سوم: «روش» یعنی اگر شما تصمیم گرفتید این شیوه‌ی درمانی را به کار گیرید، چه انتظاری می‌توانید داشته باشید؛ 
چهارم: شواهد پژوهشی، در صورت موجود بودن؛
پنجم: موردهای مناسب برای هر شیوه‌ی درمانی و بالاخره: در چه شرایطی قابل اجراست، که یک بخش خود یاری است. 
لیکن، برخی شیوه های درمانی با این الگو انطباق ندارند، و در برخی موارد، بخش «پژوهش» را حذف کرده‌ایم، زیرا چنین پژوهش‌هایی آن‌گونه که ادعا کرده‌اند به استانداردهای قابل قبول نمی‌رسند. این لزوماً تقصیر متخصصان آن شیوه‌ی درمانی نیست؛ نوع پروژه‌ی پژوهشی، که در حال حاضر پزشکی رایج عمدتاً متکی بر آن است «آزمایش‌های کنترل شده، با دو گروه از بیماران، که یک گروه داروی جدید و گروه دیگر داروی قدیمی و یا شبه دارو «دارونما» را مصرف می‌کند»، معمولاً مناسب و مربوط نیست.
در اینجا بر درمان‌های شناخته شده تمرکز کرده‌ایم. به هر حال، در حال حاضر، میزان تغییر در حدی بالاست که ما نمی‌توانیم امیدوار باشیم، که قدرت پیش‌بینی وضعیت پنج سال آینده را داریم یا خیر، و امکان دارد دقیقاً برخی شیوه‌های جدید را که ممکن است برای این مجموعه ارزش تکمیلی داشته باشد، حذف کرده باشیم – و احتمالاً مواردی را که بدون هیچ ردپایی از بین خواهد رفت، درج کرده باشیم.
از جمله سیستم‌های پزشکی چون آیوروودا «Ayuruveda»، که البته چون در شرق ایجاد شده، در غرب ریشه ندوانده؛ دیگری متشکل از چیزی است که با عنوان «جنبش‌های جدید مذهبی» توصیف می‌شود- فرقه ساینتولوژی «1»، دروده بینی و غیره. بدون تردید آن‌ها می‌توانند در شخص نو گرویده تغییرات شگفت‌انگیزی ایجاد کنند، البته در واقع، این‌ها شیوه‌ی درمانی نیستند.
اگر خیلی غیر انتقادی برخورد نکنیم، می‌توان گفت در این‌گونه بررسی‌ها غیر ممکن است بتوان به قدر کافی ارزش‌های نسبی Relatiue Value «مربوطه» شیوه‌های درمانی را تعیین کرد.
از آن‌جا که همه این شیوه‌ها تا حدی، و برخی تا حد قابل توجهی متکی به توانایی‌شان در جلب اعتماد بیماران می‌باشند، ارزش هر شیوه‌ی خاص درمانی معمولاً به میزان قابل توجهی به آن‌چه که شما انجام می‌دهید Gring To It، وابسته است. 

 

اصول کل‌گرایی

پیش از آن‌که به بررسی درمان‌های فردی بپردازیم، باید بر این نکته مهم تأکید کرد که، اساساً افرادی که به دلایلی تصمیم می‌گیرند، یک شیوه‌ی درمانی طبیعی را تجربه کنند، تردید دارند که کدامیک از شیوه‌ها برای مشکلات و بیماری‌های آن‌ها مناسب است. البته اکثر متخصصان از این نگرش ابراز تأسف می‌کنند.
اگر تماس بگیرید که بدانید آیا آن‌ها می‌توانند بیماری‌های شما را درمان کنند، احتمالاً آن‌ها خواهند گفت: «سریعاً به ما
1. Scientology این فرقه مورد تأئید و پذیرش دولت‌ها نیست و دوی طرفداران خود عملیات مانیپولیشن انجام می‌دهد که مورد تأئید نیست، گر چه خودشان این موضوع را رد می‌کنند.  
مراجعه کنید، بررسی خواهیم کرد»، البته آن‌ها به عنوان یک قاعده به خود خواهند گفت، «ما علائم بیماری شما را درمان نمی‌کنیم، ولی ممکن است بتوانیم به شما کمک کنیم»، علائم بیماری تنها به عنوان یک راهنمای کلی برای یافتن ماهیت واقعی بیماری شما است.
کل‌نگری و حرفه‌ی پزشکی
پزشکان، اغلب خاطر نشان می‌کنند، که آن‌ها نیز به عنوان دانشجوی پزشکی، پیوسته با این تقاضا رو یا رو بوده‌اند که در خصوص کل نگری Holistic terms تفکر و بررسی نمایند. تفاوت واقعی این است که خط مشی که پزشکی رایج دنبال کرده، این را مشکل کرده است.
پزشکان عمومی، با جراحی‌هایشان و بیماران در انتظار، ادعا می‌کنند فرصت توجه کامل به بیماران را ندارند، حتی اگر فرصت داشته باشند، بسیاری از آن‌ها، هنگامی‌که از رژیم غذایی یا زندگی عاطفیشان «عشقی» سؤال می‌شود، شگفت زده و حتی عصبانی می‌شوند بیماران برای دریافت داروی تقویتی و داروی آرامبخش به دکتر خود مراجعه می‌کنند، نه برای تحلیل.
این‌که حرفه‌ی پزشکی تا چه حد از مفهوم کل‌نگری علم پزشکی فاصله گرفت است، ممکن است با این واقعیت روشن شود که در سال 1978، گروه کوچکی از پزشکان آمریکایی برای تأسیس انجمن پزشکی کل نگری گردهم آمدند: اگر علم پزشکی آمریکا پیش از این کل‌نگر بود، چنین اقدامی خیلی ضرورت نداشت. چند ماه بعد یک سرمقاله در نشریه انجمن پزشکی آمریکا اعلام کرد، خوانندگانش تمایلی به کسب اطلاع درباره‌ی طب کل‌نگر نداشتند، ولی پیشنهاد می‌کرد، وقت آن است که آن‌ها موضوع را مطالعه کنند.
وسوسه تخصصی کردن t The Temptotion to special I 
گرچه قابل قبول است بگوییم که متخصان درمان طبیعی به طور کلی توجه بیشتری به بیماران خود می‌کنند، همچنین باید بپذیریم، که آن‌ها اگر شهرت زیادی در  درمان خاصی از بیماری بدست آورند، تحت فشار و وسوسه‌ی پس روی  Backstide «افت» نیز قرار دارند. اگر چه اکثر آنها خود را از معتقدان پزشکی کل نگر به شمار می آورند ولی همه آنها به آن عمل نمی کنند. بنابراین غیر ممکن است، هنگامی که تصمیم می گیرید هر یک از شیوه های درمانی را بکار گیرید، در ابتدا بدانید چه انتظاری باید داشته باشید، اما این فقط برنیاز به یک رویکرد متفاوت ذهنی تاکید می کند. مسئله فقط این نیست که دکتر خود را با متخصص طب سوزنی یا آسیب شناسی استخوان عوض کنید. بلکه موضوع فراگیری مسئولیت بیشتر برای سلامتی خودتان است با یادگیری بیشتر در خصوص رژیم ( برنامه غذایی )، چگونگی کنار آمدن با شرایط پراسترس و غیره. 

 

 درمانهای فیزیکی 

اکثر درمانگران که درمان طبیعی را بکار گرفته اند پزشکی و سایر گروهها به شما خواهند گفت، امروزه عنوان «فیزیکی» نامگذاری غلطی است، تمایز بین فیزیکی، روانشناختی و روحی (روانی) از بین رفته است. اکنون کل نگری حاکم است؛ دیگر عجیب نیست اگر متخصص طب سوزنی یک دوره مدیتیشن تجویز کند و یا هومیوپات در تشخیص از پرتو‌شناسی استفاده کنند. 

 

درمان طبیعی                                              

قدیمی ترین شکل درمان، به طرزی شبهه انگیز (Paradoxically)، شیوه ای است که در آن نقشی برای دارو در نظر گرفته نشده است. اصول درمان طبیعی، چیزی است که عنوانش بطور فنی بر آن دلالت دارد بدین معنا که اگر به ابزارخود طبیعت واگذار شود، به طور طبیعی درمان می کند. هنوز هم طبیعت بهتر، می تواند حافظ سلامتی باشد. 

 

ابعاد درمان طبیعی 

دیگر دربطن طبیعت زندگی نمی کنیم ، ما در شهر ها و روستا ها زندگی می کنیم و اغلب در بیشتر ابعاد ( زمینه ها ) به سوی زندگی غیر طبیعی گام بر می داریم. درمان طبیعی نوعی راهکار طراحی شده برای تندرست نگهداشتن ما در شرایطی است که با آن مواجه می شویم. معروفترین شکل آن درمان طبیعی است ( صص 22ـ 18 ). 
درمان طبیعی قرنها با آب درمانی یا هیدروتراپی پیوندهایی داشته است ( صص 27ـ 22 ). بنابراین باید به عنوان مکمل درمان طبیعی تلقی شود. به علاوه تعداد زیادی کمک های درمانی شکل گرفته که در دسته درمان طبیعی قرار می گیرد: انواع رژیم های متنوعی که برای جایگزین کردن مواد غذایی ضروری، چون ویتامین ها، که ممکن است در غذای روزانه ما کم‌باشد ( صص37 ـ28) یونیزه کردن هوا ( صص 39ـ 38 )،به منظور اجرای کارکرد مشابه برای هوایی که تنفس می‌کنیم؛ و روش آموزش بینایی دکتر بیتز (Bates)  ( صص 42 ـ40 ) که قصد دارد ما را قادر سازد، عینک را کنار بگذاریم. عموماً این باور وجود دارد که حیوانات در طبیعت اساساً سالم اند. آنها ممکن است توسط حیوانات دیگر شکار شوند یا انگل ها از آنها بهره جویی کنند، ولی بطور غریزی می دانند که چه چیزی برای آنها خوب است و چه چیزی خوب نیست. 

 

غریزه سلامتی  Lord Ritchie – Calder  

چگونگی کارکرد غریزه طبیعی توسط لورد ریچی کالدو در کتاب « انسان و پزشکی » شرح داده شده است. حیواناتی که از کمبود موادی رنج می برند « برای یافتن دریاچه نمک یا پوشش گیاهی که دارای عناصر و موادی است که او به آن نیاز دارد، به مسافتهای دورکوچ می کند ». 
روشن شده که گوسفندان قبل از رفتن به چراگاههایی که ممکن است صرفاً گرسنگی آنها را رفع کند، لیکن فاقد نیازهای دارویی Subtler  ( غیر محسوس ) آنها است، آن نوع علفی رامی‌خورند که برای آنها لازم است.  
بسیار قابل توجه است که، هنگامی که گله احشام در دشت آفریقای جنوبی از یک اپیدمی مرموز می مردند، یک دسته با خوردن پوست درختان و سرشاخه های یک درخت، که در تنه‌ی آن عناصری از مس  (Single Copper Naid  ) بود، خودرا نجات دادند. 
بنابراین سلامتی یک ضرورت پویا است « بقای انست » مشتمل بر سلامتی به معنای رایج کلمه تندرست ترین است. غریزه ‌ی سلامتی ذاتی است، ولی یک شعار است که : ما انسانها راه رسیدن به غریزه را از دست داده ایم، منطق غالب شده است، یا اینکه ما مایلیم فکر کنیم. ما به غریزه واگذار نمی کنیم، که به ما بگویید کی، چه و چه مقدار بخوریم، یا چه میزان هوای تازه و ورزش نیاز داریم. این تصمیمات یا آگاهانه و یا از روی عادت گرفته می شوند. 

 

دیدگاه بنیاد گرایان Purists Standpoint   

طرفداران درمان طبیعی می پندارند، بیمار می شویم چراکه نیروی غریزه را سرکوب کرده ایم، بنابراین نمی توانیم به تحریکات آن توجه کنیم، یا اینکه آنهارا متوجه می شویم ولی هیچ عکس العملی انجام نمی دهیم، چون به اندازه کافی به آینده فکر نمی کنیم و نگران آسیب هایی که بتدریج به سیستم های بدن وارد می کنیم، نیستیم. بهر حال اگر تصمیم بگیریم به صدای غریزه گوش کنیم و بتوانیم با غریزه هماهنگ شویم، بهترین روش این است که در زندگی الگویی که تا حد امکان از طبیعت گرفته شده، پیش بگیریم، بدین معنا که باید فقط غذاهای طبیعی بخوریم، از هوای تازه بهره ببریم و هنگامی که امکان پذیر است، ورزش کنیم، و از عادات بد چون استعمال دخانیات، نوشیدن مشروب و خوردن غذاهای آماده شده، اجتناب کنیم.
آنها معتقدند بعد از مدتی، متوجه می شویم که غریزه دوباره شروع به آشکار شدن می کند. همانگونه که ما خود را از قید و بند اسارت تحمیل شده از سوی عاملان اسارت و   ------ تنباکو، شکر، و بقیه آزاد ساختیم، از آن پس مجبور نیستیم به یک رژیم بچسبیم و قادر خواهیم بود، آنچه را که دوست داریم، بخوریم و بنوشیم، زیرا آنچه که دوست داریم، آن چیزی خواهد‌‌بود که برای ما مفید است. 
بهر حال، این بنیادی ترین دیدگاه است که، اکثر متخصصان درمان طبیعی، معتقدند که آنگونه که ما زندگی می کنیم و جامعه مارا به سوی انواع کالاهای تجاری و تبلیغاتی سوق می دهد، تا خود را با انواع سیگار، الکل و غذاهای بی ارزش مسموم کنیم، ضرورت دارد، شیوه های درمان واقعی را برای بازگشت به جاده سلامتی، برای ما عرضه کنند. 
دکتر لدرمن در مقدمه کتاب خود در مورد درمان طبیعی استدلال می کند: با اضافه شدن انواع روشهای درمانی کمکی  (ثانوی) ، شیوه‌ی درمان طبیعی کارآیی بیشتری خواهد داشت. طب هومیوپاتی پاسخ به تحریکات انجام شده توسط درمانگر طبیعی را تسهیل می کند. 
ماساژ ( بویژه در ستون فقرات ) در رفع فشارهای زندگی، به بیماران کمک بیشتری می کند، و طب سوزنی وسیله ای برای بازگرداندن تعادل و تندرستی به کارکردهای مختل شده است. 
هومیوپاتی، manipulation  و سایر روش های درمانی را در بخش های جداگانه به نوبه‌‌ی خود بررسی خواهیم کرد، لیکن اگر شما به متخصص درمان طبیعی مراجعه کنید، ممکن است متوجه شوید این روش ها به عنوان مکمل درمان طبیعی بکار می رود. 

 

طبیعت گرایی درمان طبیعی *

شیوه‌ی درمانی قابل اطمینانی وجود دارد، که لازم است در اینجا ذکر شود، اگرچه به معنای واقعی کلمه تا حدی که باید، همچون یک شیوه زندگی ( یا راهی برای کسب لذت از تعطیلات یا یک روز مرخصی ) در بردارنده‌ی تاثیراتی ضمنی بر سلامتی، نیست.
به تازگی، متخصصان درمان طبیعی راجع به آنچه تا همین اواخر بیشتر با عنوان «برهنه گرایی » (طرفداران برهنگی ) معروف بودند و حتی یک قرن پیش غیر ممکن به شمار می رفت، شناختی بدست آوردند. هر سال، مناطق بیشتری در شهرها، سواحل و اطراف سواحل، پذیرای آنها می شوند. فرض بنیادی طبیعت گراها این است که بدن تونایی شگفت‌انگیزی در سازگاری با دامنه‌ی وسیعی از تغییرات گسترده درجه حرارت را دارد، و نباید بطور غیر ضروری با لباس پوشیده شود. رویهمرفته، دستها و صورتها، معمولاً نیاز به پوشاندن ندارند؛ و سایر اعضا نیز اگر عرف الزام نکند نیاز به پوشش ندارند. Nature cure* 
آنها همچنین معتقدند برهنه بودن سالم تر و بهداشتی تر از استفاده انواع مختلف لباسهای اغلب مسخره وغیر ضروری که عادت یا مد به ما دیکته می کنند، است. 

 

درمان طبیعی 

هنری بنیامین در کتاب « راهنمای همگانی برای درمان طبیعی، که در سال 1936 منتشر شد، آنچه را که اصول بنیادی درمان طبیعی می داند، وضع کرد. 
طبق نظر بنیامین اولین و بنیادی ترین اصل عبارت است از این که : « تمام انواع بیماریها یک علت دارند، و آنهم عبارت است از تجمع مواد فاسد و فضولات / یا زائدات در بدن، که پیوسته رویهم انباشته می شود و به سالها عادات غلط در زندگی بر می گردد». وی ادامه می دهد: « تنها راه درمان بیماریها بکارگیری روشهایی است که بدن را در خلاص شدن از شر فضولات سمی که هر روزه چرخ های دستگاه بدن را از کار می اندازد، توانا سازد. دوم، «بدن همیشه درحال تلاش برای کسب تندرستی بطور بنیادی است». و ادامه می دهد، که بیماریهای حاد از سرماخوردگی تا تیفوئید « چیزی نیست جز تلاشهای خود ابداعی اعضای بدن برای خلاص شدن از شر فضولات ( برخی بطور ارثی )  که مانع کارکرد صحیح آن است‌». کوشش براس سرکوب علائم بیماری، شیوه‌ی درمانی مرسوم، صرفا ً بیماریها را مخفی می کند، تا روزی دوباره بازگردند. سومین اصل بنیامین ایناست که « بدن در درون خود توان ایجاد بازگشت به شرایط عادی سلامتی با عنوان تندرستی را دارد، به شرطی که شیوه های صحیح برای نیرو بخشیدن به این توان به کار گرفته شود». 

 

احیاء توانایی ذاتی بدن 

اصول بنیامین هنوز مورد پذیرش است، اگر چه برخی متخصصان گمان می کنند، انباشت مواد فاسد، خود بیشتر نمایانگر بیماریهای پیچیده تر روان شناختی است تا مربوط به برنامه غذایی. اختلافاتی نیز درمورد بهترین شیوه احیاء توان ذاتی بدن وجود دارد. شیوه های صحیح بازیابی این توان چیست؟ بنیامین 5 شیوه پیشنهاد می کند: پرهیز غذایی، برنامه‌ی ‌غذایی علمی، آب درمانی، بدنسازی عمومی و سنجش سلامتی؛ و روان درمانی. این موارد سئوالاتی پیش می آورد. 
آیا پرهیز غذایی مستلزم اینست که هیچ نوع غذایی نخوریم، اگر اینطور است، برای چه مدت؟ اگر اینطور نیست، چه تغذیه ای مجاز است ؟ هیچ دو متخصص درمان طبیعی، نسبت به آنچه رژیم غذایی علمی راتشکیل می دهد، توافق ندارند. برخی اهمیت کمی برای آب درمانی قائل اند. انواع بسیار زیادی از ابزار بدنسازی و بخش سلامتی وجود دارد. رواندرمانی نیز انواع بسیار متفاوت و گاه متناقضی از روشها را در بر می گیرد. 
درمان طبیعی، تا حد زیادی بستگی به نظرات متخصصی که با او مشورت می کنید،دارد. تمام آنچه می توانیم برای شما انجام دهیم، ارائه نظر در خصوص نوع مشاوره و درمانی است که مناسب شما است. 

 

شیوه عمل 

درمان طبیعی معمولاً از طریق دو شیوه‌ی زیر حاصل می شود: یا از طریق ملاقات با متخصص درمان طبیعی، که درمانی را که گمان می کند، شما نیاز دارید ، برای شما تجویز خواهد کرد؛ یا از آنجا که تعداد متخصصان درمان طبیعی کم است، از طریق اقامت در یکی از موسسات درمان طبیعی که در نزد عامه به «مزرعه سلامتی» معروفند. 
ملاقات اول با متخصص درمان طبیعی همواره با مرور پرونده پزشکی( سابقه‌ی بیماری) شما آغاز خواهد می شود، فرایندی که بعید به نظر می رسد کمتر از نیم ساعت بطول انجامد. هر متخصص درمان طبیعی، بیمار جدید را به دقت معاینه می‌کند،البته با تکیه کمتر بر آزمایش های طبیعی و بیشتر از طریق برداشتهای حسی، چون ظاهر شما، حالت بدن شما هنگام نشستن و برخاستن، تنفس، رنگ شما و غیره... 

 

سم زدایی از طریق پرهیز غذایی 

به احتمال بسیار زیاد، اولین مرحله‌ی درمان شامل اصلاح رژیم غذایی است: شاید پرهیزغذایی، که لئون چاتیو درمانگر طبیعی بریتانیایی، اظهار کرده است، «قدیمی ترین روش درمانی شناخته شده برای بشر است». انسانهای اولیه هنگام احساس کسالت، بطور غریزی دست از خوردن می کشند، همچنین حیوانی که بیمار می شود، به استراحت می پردازند، به حد نیز می نوشند و تا سلامتی بازنگردد، چیزی نمی خورد». 
ممکن است چند روز، واقعاً گرسنگی کشیدن و هیچ غذایی نخوردن، توصیه شود ولی آنچه کاملاًرایج است، آب میوه یا سبزیجات مجاز است و حتی توصیه می شود. برخی از متخصصان درمان طبیعی به دوره های کوتاه « خشک کردن » یا (خشک سازی ) گاه بیگاه اعتقاد دارند ( یا چند وقت یکبار ) ـ بطوریکه در طول سر هفته چند روز از هفته را اصلا ًمایعات مصرف نشود. به بیماران توصیه شده هرگاه نیاز به غلبه بر احساس تشنگی داشتند، دهان خود را با آب بشویند. 

 

ابعاد نامطلوب پرهیز غذایی 

مدّت زمان پرهیز غذایی شما، بر اساس میزان نیاز شما و عکس العمل شما به آن تعیین می شود. متخصصان درمان طبیعی همیشه اعلام می کنند، ممکن است عکس العمل نخستین ناخوشایند باشد: اسهال، تهوع و سردرد. این علائم در واقع تلاش بدن برای خارج ساختن سموم انباشته شده، به شمار می آید، بنابراین اگرچه این شیوه در ابتدا ممکن است غیر قابل تحمل به نظر برسد، ولی مغتنم شمرده می شود. 
بزودی، طی چند روز، این حالت ها رفع می شود. همزمان، حس شدید گرسنگی کاهش می یابد. البته دوباره اشتها برخواهد گشت، همانطور که دکتر ای.ک.لدرمان یادآوری شود: «زبان پاک می شود و نفس شیرین می شود؛ سپس می‌توان پرهیز غذایی را قطع کرد. البتّه پرهیز نباید صرفاً یک دوره پاکسازی جسمی تلقی شود.بلکه«می تواند یک نقطه عطف در نگرش شما به ارزش ها باشد»ِ، شما می توانید بهتر تشخیص دهید و تمایل به پرخوری، وابستگی به الکل، سیگار و قهوه را رفع کنید». این می‌تواند زمان به عهده گرفتن مسئولیت سلامتی‌‌تان باشد. 
هنگامی که دوره پرهیز اصلی به پایان می رسد، روش درمان طبیعی ثابت متوقف می شود، تا حدی به دلیل این تفکر، که ما باید از سوی آنچه برای ما مناسب است راهنمایی شویم، و تاحدی به این دلیل که متخصصان درمان طبیعی، عقاید متفاوتی در مورد آنچه که می تواند و یا نمی تواند «طبیعی» شمرده شود، دارند. برخی گیاهخوارند، برخی vegaimg(ص32) برخی گوشت و شراب را درحد اعتدال مجاز می شمرند، البته همه از یک برنامه غذایی متعادل، هوای تازه و ورزش جانبداری می‌کنند. 

 

سبک ها و گرایش ها در برنامه‌ی غذایی 

متخصصان درمان طبیعی درخصوص رژیم غذایی علایق و روش‌‌های خاص خود دارند، و بیماران نیز تمایلات و بی‌میلی‌های خاص خود را برای شرح دادن، دارند. البتًه یک روش عمومی، در جزوه ای که توسط دوستداران توجّه به پژوهش‌های تندرستی منتشر شده، ارائه شده است، که رژیم 20/20/60 را توصیه می‌کند: 60 درصد غذاهای خام، 20 درصد کربوهیدراتها، 20 درصد پروتئین، و نحوه‌ی انجام به عهده‌ی افراد گذشته شده است. مواردی که باید پرهیز شوند، عبارتند از: کربوهیدراتهای تصفیه شده(شکر سفید، تان سفید، کیک ها، شیرینی هاو ...)؛ محرکها، شامل چای و قهوه همچنین الکل، شیر، ادویه ها( چاشنی ها، گوشت نمک سود و چرب، تمام غذاهای پاکت قوطی شده در بردارنده‌ی مواد نگهدارنده. برای تمام این موارد جایگزین هایی موجود است: آرد‌سبوس‌دار، چای گیاهان دارویی، ماست، گوشت بدون چربی، ماهی، جوجه، و غیره. این ممکن است برنامه غذایی را شکل دهد، که شما مایل ایدتوسط متخصص درمان طبیعی، به شما توصیه شود. به هرحال «رژیم غذایی» به مفهومی که رایج است، می تواند یک موضوع کاملاً متفاوت باشد بنابراین به بهتر دانستیم در بخش دیگر شرح داده شود. 

 

ابعاد روانشناختی 

در چند سال گذشته متخصصان درمان طبیعی شروع به توجّه بیشتر به ابعاد روانشناختی درمان طلیعی نموده اند ـ البتّه این بدان معنا نیست که تا بحال بطور کامل به این مورد بی توجّه بوده اند.نیم قرن پیش، هنری لیندلادر، یکی از پیشگامان احیاء درمان طبیعی بین کشمکش‌‌هاـ منظور کشمکش بین قدرت درمانی طبیعت میکروبهاو سم هایی است که ناچار است با آنها بجنگد ـ نوشت که در این تضاد،« فکر قش فرمانده‌ی ارتش را بازی می  کند». 
به عبارت دیگر لیندلار به اندازه‌ای به فکر اهمیت داد که مارشال کوتزوف به نقش خود درمان حماسی«صلح و جنگ» تولستوی، البتّه منظور مستقیماً درگیرشدن در جنگ نیست، بلکه آشکار ساختن اطمینان از نتیجه است، لیندلار معتقد است،«فکر بایدبه برتری نیروهای درمان طبیعی اعتماد کامل داشته باشد». اگر فکر از علائم تب زا و التهاتب آمیز بهراسد، و پی آمدهای نگران کننده‌ی این علائم را به صورت تیره ترین رنگها برای خود تصویر کند، این ارتعاشات فکری آشفته و پریشان فوراً به سوی میلیونها سرباز کوچک که در قسمت های گرفتار شده، در حال مبارزه هستند، فرستاه می شوند». به عبارت دیگر، ضرورت دارد، فکر خود راتابع نیروی حیاتی ، که طبیعت فراهم می کند سازیم، و نیرویی که می تواند به تنهایی، سلامتی را تا زمانی که ما اجازه ندهیم نگرانیها و اضطرابهایمان آنرا تحلیل ببرند، ارتقاء دهد.  
بهرحال، متخصصان درمان طبیعی معاصر، در شرایطی که مشکلات روانی ـ اجتماعی و طیفی وسیع از نگرانیها، چون نگرانی از بیکاری تا نزاع خانوادگی، امکان پرهیز از استرس ها و اضطرابهای مخرب را برای بیماران مشکل می سازد، از مشکل افراد در واگذاشتن امور به طبیعت آگاهند. بنابراین آنها بیشتر گرایش به توصیه برخی تکنیک های آرامش بخش یا در صورت نیاز روان‌درمانی، دارند. 

 

مزرعه های سلامتی 

روش جایگزین بکارگیری درمان طبیعی، یعنی ثبت نام در یک« مزرعه سلامتی»راهی است برای دریافت همان درمانهایی که از طریق یک متخصص درمان طبیعی کسب می کنید، البتّه معمولاًٌ درسطحی مجلل تر، چرا که این مکان ها اغلب شبیه هتل های لوکس هستند. عموماً متخصصان درمان طبیعی این مراکز را سرپرستی می کنند،و درمانها، اغلب توسط متخصصان ماساژ استخوان و مفاصل و ... ارائه می شود. 
مزرعه های سلامتی دریک دوره بین کشمکش هایی که رژیم های خشک و ساده را تحمیل می‌‌کرد، با یک دوره‌ی ابتدایی پرهیز غذایی، در پی آن یک دوره آب میوه و سالاد، به همراه هوای تازه و ورزش، آغاز شد و موقعیت های چشمگیری بدست آوردند. 

 

Tend to be le exacting   

امروزه، مزرعه سلامتی کمتر متقاضی دارند، این مراکز به ناچار فقط به افرادی سرویس می دهندکه استطاعت مالی آنرا داشته باشند، عموماً گران هستند. 
افرادی که استطاعت مالی استفاده از مزرعه های سلامتی را دارند، اکثراً مردان و زنان تاجر و بازرگان اند که تمایلی به درمان طبیعی، بخودی خود ندارند، بلکه در واقع می خواهند آسیب هایی که در نتیجه مصرف غذاهای آماده و گران قیمت و الکل در بدنشان ایجاد شده ایت، رفع شوند، یا وزن کم کنند و یا هردو. از نظر برخی، کاهش وزن شاخص عینی و نشانه موفقیت دوره قلمداد می‌شود ـ سه هفته تا یک ماه، زمان استاندارد اقامت است، البتّه بسیاری از مزرعه های سلامتی دوره‌های یک هفته ای برگزار می‌کنند. 

 

آب درمانی Hydrotherapy

اگرچه پرهیز غذایی و رژیم اساسی ترین جزء درمان طبیعی است، مدتهاست که به طرق مختلف بوسیله استفاده از آب تکمیل می‌شود، آب درمانی ممکن است توسط متخصص درمان طبیعی تجویز شود یا درمراکز آب درمانی، چشمه های آب معدنی و مراکزی که آب درمانی توسط آب دریا ارائه می کنند، حمام سونا و یا حمام های ترکیه ای(حمام های سبک خاورمیانه) حاصل شود. 

 

خواستگاهها 

مشخص نیست، برای اوّلین بار، چه زمانی«مصرف آب» به عنوان راهی برای افزایش و بازیابی سلامتی،تلقی شده است، ولی تردیدی نیست که چه زمانی برای اوّلین بار به عنوان شیوه ای برای درمان طبیعی شناخته شده است. بدون تردید، آب درمانی بخش جدیی ناپذیر از شیوه ی زندگی رومیها و یونانیان باستان بوده است. آنها آب سالم کوه را از طریق کاریزها (لوله) به شهر ها می آورند و برای نوشیدن و حمام گرفتن مورد استفاده قرار می دادند. و هر جا می‌‌رفتند که به نظر می‌‌رسید چشمه های محلی دارای خاصیت درمانی است، مکانهای آب درمانی ایجاد می کردند. 
در دوران باستان مناظره ای درگرفت که آیا، آنطور که پلینی تآکید می کند، دراز کشیدن در حمام بخار برای درمان رماتیسم و دیگر بیماریها، مؤثر است یا طبق نظر هوراس در واقع خود را گول زدن است. این بحث تا امروز ادامه یافته‌است، آبدرمانی چون قرن گذشته، گاهی کاملاً پذیرفته می شدو گاهی مورد بی توجهی قرار می گرفت، بنا براین در بریتانیا به عنوان بخشی از فعالیت پزشکی جایگزین به شمار می رود. 

 

شیوه‌ی عمل  alternative medical 

آبها به شیوه های مختلف استعمال می شوند، داخلی یا خارجی، همان آب برای هر دو منظور توصیه می شود، زیرا خالص و سالم محسوب می شود و غنی از مواد خارجی مثل موادمعدنی چون سدیم، کلسیم، روی، و غیره است. 
در برخی مکانها، البتّه نه در بریتانیا، چشمه های آب گرم ازدرون زمین پوشیده از برف فوران می‌کند و هر دو را به رایگان در اختیار می گذارد.

 

استعمال آب‌ ها   

آب می تواند در محیطی که تمرین یا استراحت می کنیم به عنوان محرک یا آرامبخش استفاده شود، آب را می‌توان برای لذّت یا به عنوان دارویی بی‌نظیر نوشید(دیکنز سام ولر خاطر نشان کرده، آبهای حمام های «طعمی تند از آهن گرم دارد»). 
آلن هویل در اثرش با عنوان « درباره‌ی درمان طبیعی، برخی کاربردها را که شما ممکن است با آن روبرو شوید( و با تجربه خودتان بکار گیرید) برمی شمارد. 
این روشها شامل حمام های متناوب سردوگرم یا کمپرس ها، که به منظور پایین آوردن حرارت پارچه ای دور بدن پیچیده می شود، کمپرس برای رفع رگ به رگ شدگی؛ کوفتگی ها؛ آماس ها؛ یا التهابها؛ کمپرس آب گرم(گرمابدرمانی)؛ استنشاق بخار آب؛ حمّام‌های نیم تنه، و حمّامهای سولفات دو منیزی، می شود.

 

چشمه های آب معدنی (Epsom olto)

حتی بعد از سقوط امپراتطوری روم، برخی از جاهایی که ـــــــ در آب آن منطقه خاصیت ارامش بخشی (تسکین)((solace  یافتند، به بهره بردای از ان ادانه دادند. یکی از چشمه های آب گرم، در بلژیک است، که گرچه همیشه رونق نداشته،تاکنون باقی‌مانده است؛ چشمه آب گرمی که پتر کبیر روسیه در سال 1717 برای درمان به آنجا رفت و نام وئی بر آن مرکز گذاشته شده است،( لوحی که آنجاست، این واقعیت را تصدیق می کندکه وی بعد ازآن خیلی بهبود یافته است. 
بهرحال، تا آن زمان در جنوب غربی انگلستان، حمام در فرایند تبدیل شدن به معروفترین چشمه های آب گرم قرار داشت، این مسئله به لطف بی او ناش، قمار باز و شیک پوش انگلیسی صورت گرفت، که استعداد فوق العاده اش در روابط عمومی را درجهت رایج سازی چشمه های آب گرم در قرن 18بکارگرفت. 
چشمه های آب گرم مشتریان خود را تا چه حد مدیون خاصیت مواد معدنی شفا‌‌بخش خود هستند، و تا چه حد به لذّت طلبی جامعه برمی‌گردد؟«حمام ها» تألیف دانیل دفو در سال1772، «بیشتر یک نوع ورزش، سرگرمی و وسیله تفریح است تا نسخهای برای سلامتی، و شهر اسیر قمار بازی، روتاری، دیدو بازدید((visiting، و در یک کلام، انواع تجمل گرایی gallantry) ) و سبک سری leuity) ) شده است. به هر روی، چشمه های آب گرم، تا وقوع جنگ جهانی اوّل رایج بود. در آن زمان، به دلیل غیر بهداشتی بودن و فقدان اثر درمانی اثبات شده از سی مجامع پزشکی، به شدّت مورد انتقاد قرار گرفتند. و تاکنون، اغلب پزشکان گرایش دارند به بیماران بگویند تأثیری که آبها ممکن است، داشته باشند، داروها بهتر آنرا انجام می دهند، بنابراین درحال حاضر نشانه هایی از تغییر در نگرش به چشم می خورد. 
ایجاد سرویس سلامتی ملی در سال 1948در بریتانیا، مانع چشمه های آب گرم برای ارائه‌ی آزادانه سرویس هایشان شد. اگرچه، در برخی دیگر از کشورهای اروپایی، درمان در چشمه‌ی آب گرم می تواند از طریق سیاست های دولتی تأمین سلامتی کسب شود، که منجر به افزایش اعضاء اتحادیه تجاری استفاده کننده از مزایای تسهیلات آنها شده است. به عنوان مثال: این مراکز در آسمان، تمرین های صبحگاهی نرمش(warmap)، ماساژ، شنا، حمام آفتاب، حمام اسفنج(loofahbath )،کمپرس گیاهی، یوگاو حتی ماساژ صورت عرضه می کنند. 

 

چشمه های آب معدنی درمانی 

اوّلین مرکز آب درمانی توسط وینسنت پریس نیتز در اوایل قرن نوزدهم، در گرافنبورگ در بوهمیا ایجاد شد. پریس نیتز شخصی منضبط، مقررات جدی را به بیماران خود دیکته می کرد؛ تأکید می کرد حمام آب یخ، آب جاری( Sluices) و دوش بگیرند، آنها را وادار می کرد درحالی که ملافه ای مرطوب دور خود می پیچند، مراکز مشابهی در اطریش توسط دومینیکن، پدر کنایب ‌‌ father keep ‌، و در انگلستان توسط دکتر گویی ایجاد ش( چارلز داروین مشتری دائمی این مرکز بوده است). 
کنایب به این نتیجه رسید که آب توان درمان هر بیماری درمان پذیر را از طریق از بین بردن مواد ناسالم و توانا ساختن بدن در دفع آنها از بدن، دارد.وی می‌افزاید، شیوه‌‌ی به کار گیری صحیح آن مهم است ـ البته اینکه چگونه آن را درست به کاربگیریم مورد اختلاف است. امروزه، چشمه های آب معدنی از مزرعه های سلامتی قابل تشخیص نیستند ـ بسیاری از آنها نام چشمه‌ی آب معدنی روی خود گذاشته اند، . و همه‌ی آنها آب درمانی را به شیوه های مختلف به کار می گیرند.

 

آب شور درمانی/ آب نمک درمانی Salt water

هانیز  گروانپر، پزشک آلمانی در کتابش «مخاطرات درمان» نوشته است:« در بین داروهای موجود در طبیعت، آب دریا، آخرین مورد وارد شده به حوزه‌ی پزشکی نوین است. به نظر وی عجیب به نظر می رسد:« دریا همیشه انسان را جذب می کند. انسان خود را به آب دریا می سپرد، از آن می ترسد، برای تفریح در آن شنا می کند، و در ساحل های آفتابی اش استراحت می کند» ـ البته بدون درک خاصیت های درمانی قابل توجه آن. فقط در چند سال گذشته، دامنه‌ی وسیع محتویات دارویی (عناصر آلی) آن توسط شیمی دانها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، و دریافته اندکه نمک موجود در سرم خون، دقیقأ با نمک موجود در آب ارتباط دارد. 

 

آب درمانی  

در دوران سلطنت ملکه ویکتوریا، حمام بخارهای سرد و گرم آب دریا، کاملاً رایج بود، و البته اخیراً نیز، البته بیشتر به صورت مصنوعی، رایج شده است. اصطلاح آب دریا درمانی از واژه‌ی تالاسا در زبان یونانی، به معنای دریا مشتق شده است( و یاداور اصلاحی است که گزنفونو گروهانش، پس از رژه‌ی 500 مایلی اشان، به هنگام دیدن دریای سیاه با شوق به کار بردند،) مراکز ارائه آب دریا درمانی، در سراسر قاره‌ی اروپا به سرعت رو به افزایش است، ( البته تاکنون در بریتانیا تا حدکمی گسترش یافته است) این مراکز اقدام به تدارک تعطیلاتی (  holiday مرخصی ؟ ) می نمایندکه در آن سرویس های ذیل عرضه می شود: تفریحات کنار دریا، شنا، حمام آفتاب، پیاده روی، بازیهای ساحلی، در مورد افرادی که به طور جدی بیمارند، جایگزین کردن برنامه ها درمانی آب‌دریا، که شامل نوشیدن آب، استنشاق ذرات بخار آب، ک از طریق آب پاشها( فواره ها) پاشیده می شود، ماساژ و به همراه انواع مختلف از حمام ها( در مواردی به همراه بسته های لجن یا کمپرس خزه های دریایی) شامل حمام حباب از یک نوع ناشناخته، که حباب های درشت از پائین به بالا می آیند، و بدن را در معرض حسی چون بمب باران شدن توسط توپ های تنیس، قرار می دهد. 

 

حمام های سونا

اصول حمام سونا شبیه حمام ترکیه ای است: افراد پیش از آنکه برای غلتیدن روی برف یا شنا در دریاچه یخ زده بیرون بروند و تا زمانی که بتوانند تحمل کنند، اطراف اتاقی که به وسیله کنده های  درخت غان تا درجه‌ی بالایی گرم شده می نشینند. 
همچنین ممکن است سرویس های چون ماساژ توسط ترکه های غان یا سوزن های( برگ های سوزنی) کاج عرضه می شود؛ که حالتی شبیه نوازش شدن با دسته ای از گزینه های گزنده ایجاد می کند. 
25 سال پیش، حمام های سونا، هنوز به عنوان یک عبارت نامتعارف افراطی که فقط توسط فنلاندیها صورت می گرفت به شمار می‌رفت حال، همانطور که دونالد لاو  در اثرش با عنوان« راهنمای طب جایگزین » با تأسف ابراز می کند، مراکز زیادی مدعی اندکه سرویس سونا عرضه می کنند، که البته این طور نیست و صرفاً وانمود می کنند. بسیاری از این مراکز در واقع خانه فساد و محل استعمال تریاک و مشروب هست. 
هنوز، افرادی که می توانند( حتی اگر گرم ساختن حمام سونا به جای کنده های درخت توسط الکتریسیته صورت گیرد) حالت مطلوب را به دست آورند، سونا را بسیار نیرو بخش می دانند. دونالدلاو معتقد است که درجه حرارت نباید از 38 درجه سانتیگراد  (100درجه فارنهایت) باشد، البته برای کسانی که توان تحمل آن را دارند، می تواند بسیار بالاتر باشد. نشست( جلسه) اوّل برای مبتدیان بیشتر برای ایجاد عادت است و باید 5 دقیقه باشد، بعد از آن شنا یا دوش ضرورت دارد. فنلاندیها برای رفع دردهای مزمن و مقطعی، مشکلات تنفسی، گوارشی و غیره حمام سونا می گیرد. سونا برای افردی که بیماری قلبی دارند، توصیه نمی شود. 

 

حمام های ترکیه ای 

حمام ترکیه ای که برای مدت طولانی رایج بود، میدان را به دلیل شهرت سونا از دست داده است. هر دو نتایج یکسان دارند، البته عمدتاً ـ صرفنظر از عادت ـ توسط افردی استفاده می‌شود که آن را راهی مناسب برای درمان کسالت های ناشی از مصرف الکل یا راهی مطلوب، دربرخی مراکزَـ برای دست یابی به آرامش دلخواه و خوابی خوب در شب، پیش از یک روز سخت کاری، می دانند. امروزه در شهرهای ما تعداد کمی حمام های ترکیه ای یافت می شود. 
پژوهش های اندکی درخصوص درمان طبیعی به معنای واقعی کلمه انجام شده است، همچنین در واقع نمی دانیم که این پژوهش‌ها به چه شیوه ای می توانند انجام شوند. البته تعداد زیادی از پژوهش های جدید انجام شده بر بیماریها، به طور مستقیم، و گاهی غیر‌مستقیم، ادعاهای درمانگر طبیعی را تأیید می کند. 
قابل توجه ترین مثال، پژوهش های واگیرشناسی درخصوص بیماری های قلبی است، که از فرامینگهام، ماساچوست آغاز شده و سپس در کشورهای سراسر جهان توسعه و گسترش یافته است. این پژوهش ها اهمیت رژیم، ورزش، امتناع از عادت آسیب زا چون استعمال دخانیات و ایجاد ذهنی آرام را نشان می دهد؛ حال شواهد نشان می دهد که افرادی که از این اصول پیروی می‌‌کنند، بسیارکم احتمال سکته های قلبی دارند. 
گاهی متخصصان درمان طبیعی از تأییدهای غیر مترقبه‌ی پژوهشگران سایر حوزه ها، بهره می برند. به عنوان مثال، اواخر قرن 19، پروفسور اطریشی، ویلهام وینتر نیتس، ادعا کرد، قاطعانه اثبات کرده است که استفاده از آب های معدنی از هر نوعی، درچشمه‌ی آب معدنی(یا آب حمام) بیهوده است. 
وی معتقد است، نشان داده است که پوست انسان به گونه‌ای ساخته شده است، که اجازه‌ی ورود به مواد معدنی نمی دهد. این نظر سالهای زیادی بدون چالش پابرجا بود، لیکن به تازگی غلط بودن (fallaciouy ) آن، نشان داده شده است. 
درسال ‌1981 ، مجله نیو ساینتیس پژوهش پروفسور دبلیو  آر واکر و دکتر ام. وایتهاوس در استرالیا را شرح داده، که طی آن محلول های اسید سالسیلیک مس قابل حل درچیزی که به کار رفت. آنها دریافتند، این مواد می تواند در پوست نفوذ کندو در مقابل ورم مفاصل ایجاد شده غیر طبیعی بسیار مؤثر است». fat – solube copper salicylate artificially  induced  arthritis    
مشخص شد که آنها عوامل ضد التهاب هستند، و اثبات شده که استفاده از آن برای بیمارانی که از درد مفاصل و رماتیسم رنج‌می‌برند و همچنین افرادی که هنگام ورزش آسیب می بینند، بسیار مؤثر است. 
 ruefully ، تفاسیر نیو ساینتیس نشان می دهد« بایستی در اعتقادات عوام در خصوص شیوه های درمانی مثل پوشیدن دستبندمسی واقعیتی نهفته باشد»، وپژوهش ها به طور فزاینده نشان داده اند که داروها نیز می تواند گاهی با نتایج مثبت، بویژه برای افرادی که به تزریق حساسیت دارند، به صورت زیر پوستی دریافت شوند. پروفسور آرنولد بکت از کالج چلسی، لندن، اظهار داشته است، بادریافت دارو از طریق پوست، می توانیم مشکلات دوز بالاو عوارض جانبی را کاهش دهیم. 

 

نمونه های مناسب / خود درمانی 

متخصصان طبیعت درمانی، تأکید می کنند که همگان می تواننداز گذراندن یک دوره ی درمان در مزرعه سلامتی منتفع شوند. از این طریق، افرد می تواننداصول اساسی درمان طبیعی را که از آن پس می توان به کار گرفت، فراگیرند. 
آنها همیشه تأکید می کنند، درمان طبیعی در واقع خود درمانی است. تمام آنچه که متخصصان می توانند انجام دهند، این است که به بیماران خود مشاوره ارائه کنند، و پس از آن به عهده خود بیمار است، که آیا توصیه های ارائه شده را به کار گیرند، یاخیر.    

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :