درس‌هایی برای زندگی (اصوات و جهان آشکار)

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 388
اشتراک :

نویسنده: سوامی ویشنودواناندا Swami VishnuDevananda
گردآورنده: کاملا دوی Kamla Devi
برگردان: سارا صادقی

 

اصوات و جهان آشکار

طول‌موج‌های متفاوتی برای کالبد کیهانی و کالبد فیزیکی‌مان وجود دارد. افکار، طول‌موج ذهن را به‌اندازۀ جسم تغییر می‌دهد. زمانی که این طول‌موج‌ها به حالت خاص برسند، چرخه‌ای خاص باقدرتی کامل را تشکیل می‌دهند، این طول‌موج با طول‌موج لایتناهی یا خداوند هماهنگ است. خداوند، خود یک انرژی یا یک واژه است. منظور از واژه، امواج می‌باشد، نه واژه‌های گفتاری. در ابتدا، واژه (امواج) وجود داشتند و این واژه، خود خداوند بود و خداوند همین واژه بود. این، مجموع تمام انرژی‌هاست؛ بنابراین همه‌چیز اوست. زمانی که مدیتیشن می‌کنید، انرژی خود را به بالاترین سطح یعنی جایی که خداوند است، می‌رسانید. شما خود را با آن طول‌موج برتر هماهنگ می‌سازید.


*****
 درک کنید چه‌کاری می‌خواهم، انجام دهم. می‌خواهم سطح انرژی شما را ارتقاء دهم. صبح زود، این سطوح انرژی بسیار بالاست. رژیم غذایی گیاه‌خواری که انجام می‌دهید، سطح ارتعاشی شما را افزایش می‌دهد؛ زیرا هیچ کشش حیوانی  (شهوت) در شما وجود ندارد. همۀ ما سعی می‌کنیم تا با استفاده از هوا، خاک، آتش، اتر و نور خورشید، سطوح ارتعاشی و انرژی خود را افزایش دهیم. خورشید، انرژی است. مادر زمین، تمامی مواد معدنی و آب‌های موردنیاز برای تبدیل این مواد با کمک نور خورشید را بر عهده دارد. کالبد فیزیکی شما کاملاً با این پنج عنصر کنترل می‌شود. شما این کالبد نیستید، یاد گرفته‌اید که این کالبد تنها یک وسیلۀ نقلیه است و شما متفاوت از این وسیلۀ نقلیه هستید، اما باید بدانید که سطح ارتعاشی کالبد شما کم‌وزیاد می‌شود. بر اساس سطوح ارتعاشی کالبدتان، سطوح ذهنی شما هم‌تغییر می‌کند. اگر ارتعاشات ذهنی‌تان پایین باشد، روی جسمتان هم تأثیر می‌گذارد.

 

اگر برنامه غذايي گياه‌خواري خوب و حساب‌شده برنامه‌ريزي شود، مي‌تواند توازن كامل غذايي را فراهم سازد

 

زمانی که آساناها را انجام می‌دهید، می‌توانید سطوح ارتعاشی و انرژی کالبد فیزیکی خود را کنترل نمایید. تمرینات پرانایاما (تمرینات تنفسی)، سطوح ارتعاشی کالبد روحی شما را افزایش می‌دهد. با خوردن غذاهای گیاهی، سطح ارتعاشی کاملی را دریافت می‌کنید که از مواد معدنی ساخته‌شده است. جسم فیزیکی‌تان هم دربرگیرندۀ آهن، مس، منیزیم و مواد معدنی است و این مواد معدنی که کالبد فیزیکی از آن‌ها تشکیل‌شده است، بسیار پاک هستند.
کالبد فیزیکی از مایعاتی همچون آب تشکیل‌شده است. هنگام ماه کامل، می‌توانید جذر و مد را ببینید؛ جذر و مد به دلیل تأثیرات ماه اتفاق می‌افتد. جسم شما از 75% آب تشکیل‌شده است، بنابراین نیروی جاذبۀ ماه هم روی بدن شما تأثیر می‌گذارد. اقیانوس تأثیرپذیر است، شما از اقیانوس بزرگ‌تر نیستید، بنابراین شما هم تحت تأثیر قرار می‌گیرید. این تنها یک نظریۀ شخصی نیست، اگر در شب ماه کامل به بیمارستان‌های روانی بروید، نگهبانان بیشتری نسبت به‌روزهای دیگر می‌بینید، زیرا بیماران در شب ماه کامل بیشتر از هر زمان دیگری تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
بر اساس گزارش‌های مراکز پلیس، آن‌ها نیز در چنین شب‌هایی از نیروی بیشتری کمک می‌گیرند، زیرا میزان جرم و جنایت بیشتر است. شما موجودی مستقل نیستید. همۀ ما به نیروی جهانی انرژی وصل هستیم و تمام این نیرو از خداوند گرفته‌شده است. خداوند انرژی است.
*****

صدا چیست؟

صدا نوعی ارتعاش است. ما در مورد صداهای گفتاری صحبت نمی‌کنیم، چون صداهای گفتاری تنها زمانی اتفاق می‌افتند که هوا وجود داشته باشد. در کرۀ ماه، در فضا، هیچ صدایی وجود ندارد، زیرا هیچ هوایی وجود ندارد. در کتب مقدس جمله‌ای وجود دارد که می‌گوید؛ در ابتدای خلقت، تنها یک کلمه وجود داشت. آن کلمه، خداوند بود. به نظر شما آن‌ها در مورد چه چیزی صحبت می‌کنند؟ کلمه، اما نه کلمۀ گفتاری. ریشه و اصل کلمات گفتاری کجاست؟ در افکار ما وجود دارند.
من فکری را در ذهنم آورده‌ام و سپس آن را تبدیل به یک کُد کرده‌ام که به آن زبان گفته می‌شود، چیزی که وقتی در هوا پخش می‌شود، قادر به شنیدنش هستید. ابتدا فکر تشکیل می‌شود و در دومین مرحله، سخن اتفاق می‌افتد. فکر اصلی آن صدا، در ابتدا همان «کلمه» بوده است؛ بنابراین، آغاز تمام صداهای گفتاری، همان «کلمه» است و فکر مانند جریان الکتریسیته عمل می‌کند، درست مانند امواج رادیویی، این ارتعاش بسیار قدرتمند است و می‌توان گفت چیزی از آن قدرتمندتر وجود ندارد.

من فکری را در ذهنم آورده‌ام و سپس آن را تبدیل به یک کُد کرده‌ام که به آن زبان گفته می‌شود، چیزی که وقتی در هوا پخش می‌شود، قادر به شنیدنش هستید. ابتدا فکر تشکیل می‌شود و در دومین مرحله، سخن اتفاق می‌افتد. فکر اصلی آن صدا، در ابتدا همان «کلمه» بوده است؛ بنابراین، آغاز تمام صداهای گفتاری، همان «کلمه» است و فکر مانند جریان الکتریسیته عمل می‌کند، درست مانند امواج رادیویی، این ارتعاش بسیار قدرتمند است و می‌توان گفت چیزی از آن قدرتمندتر وجود ندارد.

قبل از خلقت، ماه، خورشید و ستاره‌ها و کهکشان‌ها وجود نداشتند. قبل از همۀ این‌ها تنها «صدا» وجود داشت، این بدین معناست که در ابتدا تنها یک انرژی وجود داشته و آن‌هم «فکر» بوده است. برای مثال، به یک ساختمان توجه کنید، قبل از آن‌که این ساختمان ساخته شود، آیا جایی وجود داشته؟ بله قبل از آن‌که جهان خلق شود، فکرش تنها در ذهن یک معمار وجود داشته است. این معمار کیست؟ خداوند قادر یکتا. «کلمه» تنها به معنای یک «فکر» است، کلمه‌ای در آنجا وجود نداشته است. در ابتدا آیا کلمه وجود داشته یا صدا؟ البته که کلمه وجود نداشته؛ چراکه آن کلمه همان خداوند است. کلمه و خداوند هر دو یکی هستند.
ما نمی‌توانیم آن را توصیف کنیم، زیرا کلمه‌ای نیست که بر زبان جاری شود و بتوان آن را توضیح داد و یا از راه گوش بتوان آن را شنید. دقیقاً مثل فکر، آیا شما می‌توانید فکر من را بشنوید؟ خیر. اصل و ریشۀ فکر، صدا و گفتار نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از کل تمام هستی است که در قالب انرژی به وجود آمده است و آن انرژی E=MC2 است، بدین معنا که آن انرژی مساوی است با ماده‌ای که با سرعت نور دو برابر شده است. حال تصور کنید که ما از این فرمول استفاده کرده و این ماده را تبدیل به انرژی می‌کنیم، چه مقدار انرژی تولید می‌شود؟ انرژی‌ای که در این ماده جای می‌گیرد، ممکن است برابر با 5 تا 10 پوند باشد، اگر 10 پوند با سرعت نور ضرب شود، برابر است با 186000 مایل سرعت در هر ثانیه و اگر با خودش ضرب گردد، قدرت کافی برای از بین بردن یک شهر را دارد، ولی حتی آن انرژی هم برابر باانرژی اصلی فکر نیست؛ بنابراین زمانی که دوباره آن انرژی با نیروی نامحدود خداوند ضرب می‌شود، به‌هیچ‌وجه نمی‌توانید تصور کنید که این انرژی چقدر عظیم است، بدین ترتیب متوجه می‌شوید که در ابتدای خلقت جهان، کلمه وجود داشت. کلمه و خداوند هر دو یکی هستند.
*****
ذکر، دقیقاً مانند یک نیرو یا قدرتی است که در یک کلمه نهفته می‌باشد. قبل از آن‌که نیوتن قانون نیروی جاذبۀ زمین را کشف کند، قانون جاذبۀ زمین وجود داشته است. نیوتن یک روز سیبی را دید که روی زمین افتاد، این اتفاق عکس‌العملی را در ذهن او به وجود آورد که چرا سیب روی زمین افتاد؟ و چرا بالا نرفت؛ بنابراین باید قانونی وجود داشته باشد که زمین، آن سیب را جذب می‌کند. پس‌ازآن اتفاق بود که او نظریۀ خود را ارائه داد. او قانون جاذبۀ زمین را از خودش درنیاورده بود، بلکه آن را کشف کرد؛ بنابراین هر ذکر واقعی کشفی است از سوی بزرگان و حُکما و هیچ اختراعی در کار نیست.
*****
ذکر‌، صدایی است که به ‌وجود آورندۀ یک فرم یا یک‌شکل است. ازآنجاکه در ابتدا نمی‌توانیم به بُعد فرا‌ ذهنی صدا دست‌یابیم، از پایین‌ترین شکل صدا و شکل خام آن‌که همان زبان گفتار است، استفاده می‌کنیم. حال اگر کلمۀ الله را انتخاب کنید و به‌صورت کلامی یا ذهنی آن را تکرار نمایید، خیلی زود شما را در حالت تله‌پاتی قرار می‌دهد و باعث می‌‌شود به حقیقتی بس بزرگ اندیشه کنید. زمانی که می‌گویید الله، این کلمه صوت مخصوصی دارد و آن در سطح تله‌پاتیک جلوه پیدا می‌کند و پس از مدت کمی، آرامشی ولو اندک را حس می‌کنید. با او یکی می‌شوید. سپس مدیتیشن به سطحی می‌رسد که دیگر نمی‌توانید بین اسم و صوت تمایز قائل شوید. شما در حالت فرآگاهی، در سطح پاک و مثبتی بوده و در اتحاد با خداوند هستید، در چنین وضعیتی تمام فعالیت‌ها از کار می‌افتد. در این سطح، دیگر نه گذشته وجود دارد، نه حال و نه آینده. هویت فرد در اینجا گم می‌شود، منیّت‌های فرد که من آقای فلان هستم با این مقام و منصب از بین می‌رود. شما بخشی از یک موج می‌شوید و آن، موجِ رحمت و شادی (آناندا) است. شما سعادتمند هستید، دیگر نمی‌توانید بگویید که من از این سعادت لذت می‌برم، چون دیگر منی وجود ندارد تا این را بگوید، بنابراین غرق سعادت و شادی می‌شوید، دیگر برای شما نه زمانی وجود دارد، نه مکانی؛ چراکه راه رسیدن به خداوند را در پیش‌گرفته‌اید.
یک یوگی واقعی، ساعت‌ها و ساعت‌ها از وقت خود را با کمک جاپا مالا2  صرف تکرار ذکر می‌کند تا زمانی که جسم، ذهن، تکرار ذکر و انگشتان یکی شوند و به هم بپیوندند. شما باید بسیار تمرین کنید تا ذهن مملو از تکرار ذکر شود. این حالت شما را به پارا شانتی3  می‌رساند. در این مرحله، ذهن خود را می‌بینید که به تمرکز رسیده‌ و در این زمان است که دیگر نیازی به تکرار ذکر (مانترا) ندارید؛ چراکه به‌طور مستقیم می‌توانید تنها با تکرار یک یا دو بار ذکر‌، ذهن خود را به حالت پارا (فراتر) ببرید و به‌طور‌ اتوماتیک به آرامش متعالی دست‌یابید.
یانترا، یک‌شکل هندسی، مانند مثلث است. دایره، یک یانتراست، این‌ها سمبل‌های پایه هستند. یانترا ازنظر لغوی به معنای موتور است. هدف یک موتور تولید انرژی، کانال‌کشی انرژی یا تبدیل انرژی به انواع انرژی‌های محرک است، مانند تغییر حالت انرژی‌ ایستا به جنبشی. نفت قبل از آن‌که تبدیل به ماده‌ای قابل‌استفاده مثل گازوئیل شود، برایمان بی‌ارزش است. آب می‌تواند تبدیل به بخار شود که آن را هم می‌توانیم استفاده کنیم. یانترا، نوعی مکانیسم (عامل مکانیکی) است که انرژی ایستا را به انرژی جنبشی تبدیل می‌کند. (تبدیل نفت خام به گاز یا تبدیل آب به بخار)
هر چیزی در جهان از انرژی گرفته می‌شود. جسم فیزیکی هم از این قاعده مستثنا نیست. زیبایی چیزی جز انرژی درونی نیست. ارتعاشات، مدام در حال تغییر هستند و به‌هیچ‌وجه امکان عدم‌تغییر آن‌ها وجود ندارد. انرژی از یک طول‌موج به طول‌موج دیگر در حال تغییر است. در بدن انسان به آن «روند پیری» گفته می‌شود. گاهی اوقات ما به این طول‌موج‌ها سرعت می‌بخشیم و روند پیری با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد. به‌عنوان‌مثال، اگر این گل را در دستانم فشار دهم پس از چند ثانیه از بین می‌رود. طول‌موج بدن می‌تواند آرام یا سریع تغییر کند. زمانی که پرانایاما، آسانا، باندا و مودراها را انجام می‌دهید یا روی چاکراها تمرکز و مراقبه می‌کنید، درواقع طول‌موج انرژی بدنتان را تغییر می‌دهید و انرژی را به سمت چاکراها می‌کشانید و در‌نهایت‌، انرژی را به بالاترین مرکز انرژی در تاج سر یا آخرین چاکرا می‌برید.
تمام این‌ها هدفی را به دنبال دارند، نمی‌توانید آن‌ها را فقط از روی فکر انجام دهید بلکه باید آن‌ها را تجربه کنید، باید به‌صورت حسی آن‌ها را درک کنید. اگر چیزی را ازنظر عقلانی بسنجید بسیار خوب است زیرا دیگر آن را مانند یک طوطی به‌صورت مکانیکی انجام نمی‌دهید. آگاهانه تمرین کنید، سپس انرژی را بسیار آسان می‌توانید بالا ببرید و می‌توانید فواید آن را کسب کنید. جسم شما همانند یک مثلث است که از خود انرژی منتشر می‌کند. هر چاکرا دارای نوسان است، همه‌چیز باهم متقارن و برابر است و هیچ‌چیز بدون جریان انرژی اتفاق نمی‌افتد. جسم شما چیزی نیست جز شکوفه‌ای از دانۀ درونی شما. ما آسانا، پرانایاما و تکرار ذکرها را تمرین می‌کنیم تنها برای این‌که انرژی را تحریک کرده و آن را به یک سطح بالاتر بکشانیم. کل بدن چیزی جز یک یانترا نیست.

ادامه دارد...

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :