آناتومی

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 1629
اشتراک :

دستگاههاي بدن

بدن انسان را مي‌‌توان براساس وظايف به چند دستگاه تقسيم نمود. جهت مطالعه، هر بار يكي از آنها را بررسي مي‌كنيم. اما از آنجا كه بدن يك ارگانيسم زنده مي‌باشد، هر سيستم تحت تأثير سيستم‌هاي ديگر (دستگاههاي ديگر) واقع مي‌شود.

دستگاههاي اصلي عبارتند از:

 

دستگاه حركتي

سيستم اسكلتي داربست بدن را تشكيل مي‌دهد، از اعضاي داخلي حمايت مي‌نمايد. سلول‌هاي خوني را توليد و مواد معدني (خصوصاً كلسيم) را تا زماني كه بدن به آنها نياز پيدا كند ذخيره مي‌كند.

مفاصل همانند لولا و اهرم عمل كرده و به بدن قابليت تحرك مي‌بخشند.

دستگاه عضلاني عمل حركت دادن بدن را به عهده دارد. ماهيچه‌ها حدوداً نيمي از وزن و توده بدن را تشكيل مي‌دهند.

 

دستگاه اداري – تناسلي

مواد زائد قابل حل را از بدن پاك كرده، به حفظ تعادل شيميايي بدن كمك مي‌كند. افراد را قادر به توليد مثل مي‌سازد.

 

دستگاه تنفس

هوا را به درون شش‌ها، جايي كه اكسيژن، با مواد دفعي گازي شكل مبادله مي‌‌گردد، مي‌برد. آن‌گاه مواد دفعي به بيرون از بدن منتقل مي‌گردند.

دستگاه گوارش

فرو بردن، هضم و جذب غذا را برعهده دارد. استفاده از مواد غذايي توسط بدن را به بهترين سطح رسانده و محصولات زائد را از بدن پاك مي‌كند.

يوگي به جسم فيزيكي به عنوان ابزاري براي سفرش به سوي كمال مي‌نگرد.

سوامي ويشنو – دواناندا

كتاب مصور كامل يوگا

 

دستگاه قلبي – عروقي

دستگاه حمل و نقل بدن، اكسيژن را همراه با مواد غذايي به تمامي سلول‌ها رسانده و محصولات زائد را برطرف مي‌نمايد.

 

دستگاه هورموني

هورمون‌ها پيامبران شيميايي بدن هستند. آنها توسط غدد درون‌ريز به داخل بدن ترشح مي‌شوند. هورمونها به تنظيم محيط داخلي كمك نموده، بدن را براي پاسخ به استرس آماده مي‌سازند. رشد و نمو را تنظيم كرده و موجب عمل توليد مثل مي‌گردند.

 

دستگاه ايمني

ما در محيطي خصمانه و بالقوه خطرناك زندگي مي‌كنيم. هر روز با سموم بالقوه مضر، مانند باكتري‌هاي بيماري‌زا و ويروس‌ها برخورد مي‌كنيم. حتي سلول‌هاي بدن خود ما ممكن است سرطاني شوند. دستگاه ايمني چندين خط دفاعي بر عليه اين تهديدات فراهم مي‌آورد.

 

دستگاه عصبي

به انضمام اعضاي حسي – شامل : مغز، طناب نخاعي و همه اعصاب، دستگاه عصبي با غدد درون‌ريز (اندوكرين) همكاري مي‌كند تا كار ديگر دستگاهها را حفظ و كنترل نمايد.

 

تفاوت‌هاي ميان تمرينات يوگا و بدن‌سازي

علم باستاني يوگا ديدگاهي كلي نسبت به تمرينات بدني دارد. تفاوت‌هاي فراواني ميان تمرينات يوگا و بدن‌سازي سنتي موجود است. يوگا امروزه بر همه انواع ورزش‌ها و تمرينات بنيادين تأثيرگذار است. ورزش‌هايي همچون بسكتبال حرفه‌اي، فوتبال، پرش، ايروبيك و دو ميداني. امروزه بسياري از افراد از خطرات تمرين بيش از حد تمرينات با وزنه سخت و فعاليت‌هاي بدني غيرمتعادل آگاه شده و هر چه بيشتر خود را با منطق يوگا مطابقت مي‌دهند. بياييم نگاهي داشته باشيم به اصولي كه طبق آن بطور روزافزون و به صورت فني، مؤثر و مجرب نوع نگرش ما را نسبت به بدن، روان و شيوه‌‌هاي تمرينمان تغيير مي‌دهد. به فصل چهارم كتاب جامع مصور يوگا مراجعه نماييد.

يوگا

بدن‌سازي

تفاوت اساسي در اين است كه تمرينات يوگا مخالف حركات عضلاني شديد مي‌باشند، چرا كه تمرينات شديد بدني باعث خستگي، سفتي و آسيب عضلاني مي‌گردد.

بر فعاليت‌هاي شديد عضلاني تأكيد دارد. اين فعاليت‌‌‌ها مقادير فراواني اسيد لاكتيك را در تارهاي عضلاني ايجاد كرده، باعث خستگي مي‌شود.

جسم فيزيكي را به عنوان وسيله‌اي براي سفر به كمال مي‌نگرد.

هدف آن پرورش عضلات براي ايجاد بدني متناسب است.

هدف آن توسعه نيروهاي رواني و تمركز است.

راجاسيك يا حركات شديد، باعث افزايش آدرنالين و در نتيجه تحريك مغز مي‌گردد.

رشد عضلاني لزوماً به معني داشتن بدني سالم نمي‌باشد. سلامت به حالتي از بدن گفته مي‌شود كه تمام اعضاء تحت كنترل هوشمند مغز به نحو احسن عمل كنند. (تمرين معادل « پنج نقطه » در نظر گرفته مي‌شود).

بدن قوي براي مقابله با استرس‌ها و تنش‌هاي روزمره زندگي لازم است. با اين وجود، مغز تحت كنترل نيست، سلامت جسماني كوتاه مدت موجب غفلت و ايجاد يك شيوه زندگي ناسالم مي‌گردد (سوء استفاده از استروئيدها، محرك‌ها، الكل ، داروهاي مخدر، روابط جنسي و غيره)

كشش ماهيچه‌اي موجب جلو راندن خون از طريق دريچه‌هاي وريدي مي‌گردد. انجام تمرينات در حالت معكوس از نيروي جاذبه براي برگرداندن خون به قلب استفاده مي‌شود. همه اين عوامل باعث تقويت و ايجاد كشش در قلب شده و حجم خون در گردش را افزايش مي‌دهند. به قانون استارلينگ مراجعه نمائيد. (دستگاه قلبي – عروقي را نگاه كنيد).

تنها به تمرينات هوازي جهت افزايش پمپاژ به سمت قلب و در نتيجه گردش خون متكي است. اين اثر باعث ايجاد باري عظيم بر روي قلب مي‌گردد. بسياري از ورزشكاران تعليم يافته در اثر نارسايي قلبي مي‌ميرند.

از طريق تنفس و استراحت عضلاني درست با خستگي عضلاني مقابله مي‌گردد.

حركات شديد از حدود توانايي عضلات و گردش خون فراتر رفته و باعث خستگي مي‌گردند.

شل‌سازي عضلات به شكل برنامه‌ريزي شده براي جبران كاهش اكسيژني است كه در نتيجه ساخته شدن اسيد لاكتيك در بدن ايجاد مي‌شود. با علم به اينكه آستانه‌اي براي ميزان كاهش اكسيژن كه هر فرد قادر به تحمل آن است وجود دارد. يوگا بر تمرينات آهسته همراه با تنفس عميق و دوره‌هاي استراحت تأكيد دارد.

مهمرين عامل محدودكننده براي ادامه فعاليت بدني شديد، ذخيره اكسيژن است. از آنجائيكه اكسيژن دريافتي اغلب براي نياز عضلاني ناكافي است، اسيد لاكتيك در عضله و خون تجمع يافته و خستگي عارض مي‌گردد.

عوامل اصلي مؤثر بر كارآيي كاركرد عضلاني را مورد توجه قرار مي‌دهد:

  • كشش ابتدايي عضلات
  • دما (گرم كردن)
  • ويسكوزيته (چسبندگي خون يا اصطكاك داخلي)
  • سرعت عمل (آهسته تا متوسط)
  • خستگي (عدم كفايت اكسيژن)

هنگامي كه توجه كافي به گرم كردن و كشش عضلات نمي‌شود، حركات شديد باعث صدمه به عضلات مي‌گردد كه در نتيجه سفتي طولاني مدت ايجاد مي‌نمايد. با وجود اينكه اين آسيب‌ها در دوره جواني ممكن است گذرا باشند، ولي غالباً دوباره با بالا رفتن سن عارض مي‌شوند.

كمك مي‌كند كه سرخرگ‌ها انعطاف پيدا كنند و خون را به بخش‌هاي مختلف بدن انتقال دهند.

 

به قابليت انعطاف ستون فقرات و ديگر مفاصل توجه كافي مبذول مي‌دارد.

 

به حفظ قابليت ارتجاعي ماهيچه‌ها كمك مي‌كند.

 

 

پرسش‌ها :

  1. تفاوت‌هاي اصلي ميان تمرينات يوگا و بدن‌سازي چيست؟
  2. پنج عاملي كه بر كارآيي اعمال عضلاني تأثير مي‌گذارند چه عواملي هستند؟
  3. چرا تمرين شديد و سنگين براي عضلات مناسب نيست؟

 

دستگاه قلبي - عروقي

براي بقاي بدن، ميلياردها سلول آن بايد مواد متعددي دريافت نموده و مواد زايد را بيرون بريزند. دستگاه قلبي – عروقي يا دستگاه حمل و نقل بدن، اكسيژن، مواد غذايي، هورمون‌ها و ديگر مواد را به بافت‌ها حمل نموده و محصولات دفعي را از بافت‌ها به بيرون هدايت مي‌كند.

اين دستگاه از 3 جزء تشكيل شده است :        1- قلب              2- عروق خوني                3- خون

 

1- قلب

قلب عضوي مثلثي شكل در حوالي وسط قفسه سينه مي‌باشد. اندازه تقريبي آن حدود يك مشت بسته بوده و به دو اتاقك فوقاني – دهليزهاي چپ و راست (اتاقك‌هاي دريافت‌كننده) و اتاقك تحتاني – بطن‌هاي چپ و راست (اتاقك‌هاي تخليه‌كننده) تقسيم مي‌گردد.

جريان خون در قلب

قلب در حقيقت در نقش 2 پمپ مجزا كار مي‌كند و خون را از طريق گردش خون در شش (ريوي) و در بدن (عمومي) جابجا مي‌كند.

ترتيب جريان خون به صورت زير است:

خون وريدي بدن از طريق وريدهاي فوقاني و تحتاني به دهليز راست وارد مي‌شود. خون از طريق دريچه سه لتي از دهليز راست به بطن راست مي‌ريزد. سپس از راه دريچه ريوي از بطن راست به شريان ريوي و سپس به شش‌ها مي‌رود. خون ريه از مسير وريدهاي ريوي به دهليز چپ باز مي‌گردد و سپس از دريچه دولتي به بطن چپ مي‌ريزد. خون بطن چپ از طريق دريچه آئورت به درون آئورت پمپ شده و در بدن توزيع مي‌گردد. دريچه‌هاي قلبي باعث حفظ جهت صحيح جريان خون در قلب شده و از جريان برگشتي جلوگيري مي‌نمايند. قلب، به عنوان يك ديناميك، خون را به درون شبكه عظيمي از رگهاي خوني كه 5/2 برابر محيط كره زمين يا معادل 150000 كيلومتر (90000 مايل) طول دارند مي‌فرستد.

نيروي قلب به واسطه وجود بطن‌هاست كه ديواره‌هاي ضخيم عضلاني دارند. قلب با تركيبي به نام « چرخه قلبي » عمل مي‌كند كه 2 مرحله دارد:

1- سيستول Systole

خون از بطن‌ها با فشار به درون آئورت و شريان ريوي رانده مي‌شود و در همين حال دهليزها پر از خون مي‌گردند.

 

2- دياستول Diastol

بطن‌ها استراحت كرده و خون از دهليزها به درون بطن‌ها جريان مي‌يابد.

صداي قلب به صورت لاب‌داب (lub-dub) مي‌باشد كه با هر ضربان شنيده مي‌شود، اين صدا، صداي بسته شدن دريچه‌ها مي‌باشد.

در خلال فعاليت بدني، انقباض عضلات بدن باعث افزايش جريان خون به قلب مي‌گردد. حجم خون افزايش يافته باعث ايجاد كشيدگي در تارهاي عضلاني قلب مي‌شود. هنگامي كه تارهاي عضلاني دچار كشيدگي خفيف مي‌گردند، با قدرت بيشتري منقبض مي‌شوند. از اين رو، در زمان فعاليت بدني با قدرت بيشتري مي‌تپد. (قانون استارلينگ مربوط به قلب)

تأثير اصلي فعاليت بدني، افزايش گردش خون و دريافت اكسيژن است.

 

سيستم هدايتي

عضله قلبي از آن جهت كه حتي در غياب اكسيژن قادر به انقباض مي‌باشد، بي‌مانند است. ساختمانهاي تخصص يافته‌اي در ديواره قلب جاي گرفته‌اند كه ايمپاس‌ها را در درون عضلات قلبي توليد و هدايت مي‌كنند تا انقباض دهليزها و سپس بطن‌ها را تحريك نمايند. اين سيستم هدايتي از كره سينوسي – دهليزي (SA) يا ضربان‌ساز، گره دهليزي بطني (AV) و فيبرهاي هدايتي در بطن‌ها تشكيل شده است.

هدايت ايمپاس در حالت طبيعي از ضربان ساز قلب آغاز مي‌گردد. از اين نقطه، ايمپاس در طول مسير هر دو دهليز پخش مي‌شود. اين اتفاق، موجب انقباض دهليزها مي‌گردد. وقتي ايمپالس به AV مي‌رسد جريان آن، آهسته‌تر شده و به بطن‌ها هدايت مي‌شود، نتيجه آن انقباض بطن‌هاست. به اين ترتيب يك ضربان بطني به دنبال هر ضربان دهليزي ايجاد مي‌گردد .

 

2- عروق خوني

سه نوع رگ خوني وجود دارد:

1- شريان (سرخرگها) خون را از قلب دور مي‌‌كنند. شريان‌ها و شاخه‌هاي كوچكترشان يعني شريانچه‌ها، خون خارج شده از قلب را در تمام مويرگ‌هاي بدن توزيع مي‌كنند. آنها ديواره‌هاي ضخيم عضلاني دارند. آنها از طريق باز شدن با هر ضربان قلب و جمع شدن در طي دياستول، جريان منقطع قلبي را به جريان دائمي در بافت‌ها تبديل مي‌‌نمايند.

2- وريدها (سياهرگها) خون را به سمت قلب حمل مي‌نمايند. وريدها و شاخه‌هاي كوچكترشان يعني وريدچه‌ها، خون را از مويرگها جمع‌آوري و به قلب باز مي‌‌گردانند. آنها ديواره‌هاي نازكتري دارند؛ دريچه‌هاي موجود در اين رگها از جريان برگشتي خون جلوگيري مي‌كند. آنها همچنين به عنوان محل‌هاي ذخيره خون عمل كرده و براي نگهداري مقادير مختلف خون گشاد مي‌شوند.

3- مويرگها عروق خوني بسيار كوچكي مي‌باشند كه در كليه بافت‌ها پراكنده‌اند. آنها شريان‌هاي كوچك (شريانچه‌ها) را به وريدهاي كوچك (وريدچه‌ها) متصل مي‌كنند. مبادله اكسيژن، مواد غذايي و دي‌اكسيد كربن و ديگر مواد زائد ميان خون و بافت‌ها در مويرگ انجام مي‌گيرد.

گردش خون

دو مدار اصلي گردش خون عبارتند از:

 

1- گردش خون سيستماتيك

خون اكسيژن‌دار از بطن چپ قلب به درون شريان‌ها، شريانچه‌ها و مويرگ‌هاي تمام بدن جريان مي‌يابد. اكسيژن در بافت‌ها آزاد شده و دي‌اكسيد كربن از بافت‌ها جمع‌آوري مي‌گردد. خون فاقد اكسيژن سپس از طريق وريدچه‌ها و وريدها به دهليز راست جريان مي‌يابد. حجم خوني كه در هر دقيقه پمپ مي‌شود و برون ده قلبي نام دارد (تقريباً 5 ليتر در دقيقه) در خلال فعاليت بدني سرعت ضربان قلب بالا رفته و برون ده ممكن است تا 5 ليتر در دقيقه افزايش يابد. نيروي انقباضي قلب نيز افزايش مي‌يابد. (به قانون استارلينگ در قلب رجوع كنيد).

ضربان ساز قلب (سيستم هدايتي را نگاه كنيد) سرعت ضربان پايه قلب را تعيين مي‌كند. مراكز قلبي در قسمت ابتدايي مغز (بصل‌النخاع) نيز در تنظيم سرعت ضربان قلب مؤثرند. كنترل خارجي از طريق عصب پاراسمپاتيك واگ (سرعت ضربان قلب را كاهش مي‌دهد) و اعصاب سمپاتيك (سرعت ضربان قلب را افزايش مي‌دهند) عمل مي‌كند. گيرنده‌هاي عصبي در شريان‌هاي بزرگ و دهليز راست به سطوح اكسيژن و دي‌اكسيد كربن خون حساس هستند.

در زمان فعاليت بدني اكسيژن بيشتري مصرف شده و دي‌اكسيدكربن بيشتري توليد مي‌گردد. اين اتفاقات توسط گيرنده‌ها شناسايي شده و اطلاعات به بصل‌النخاع منتقل مي‌شود و اين قسمت به نوبه خود سرعت ضربان قلب را از طريق اعصاب سمپاتيك افزايش مي‌‌دهد.

 

2- گردش خون ريوي

خون فاقد اكسيژن از دهليز راست به بطن راست و سپس به شريان ريوي و شريانچه‌هاي و ساير رگهاي ريه منتقل مي‌شود. در اين محل تبادل گازها ميان خون و هوا صورت مي‌گيرد. اكسيژن به درون خون انتشار يافته و دي‌اكسيد كربن از خون خارج مي‌شود. سپس خون اكسيژن‌دار از طريق وريدهاي ريوي به درون دهليز چپ قلب جريان مي‌يابد. پس از آن از دهليز چپ وارد بطن چپ مي‌شود تا دوباره در گردش خون عمومي (سستميك) وارد شود.

 

فشار خون

فشار يا نيروي خون از عروق خوني است كه حداكثر آن در شريان‌ها و حداقل آن در وريدها وجود دارد. اختلاف ميزان فشار خون موجب گردش خون مي‌گردد.

مايعات از محلي كه فشار زياد است به جايي كه فشار پايين است جريان مي‌يابند. مقاومت شرياني، برون‌ده قلبي و غلظت (ويسكوزيته) خون عواملي هستند كه فشار خون را تعيين مي‌كنند. فشار خون ثابت نبوده و با عوامل زيادي از جمله فعاليت بدني، استرس و داروها تغيير مي‌‌كند.

مقاومت محيطي × برون ده قلبي = فشار خون

(مقاومت محيطي به قطر شريان بستگي دارد.)

 

3- خون

اكسيژن، مواد غذايي و مواد زايد را انتقال مي‌دهد. به حفظ موجودي آب، دما و تعادل باز – اسيد در بدن كمك مي‌كند. سلول‌هاي مخصوصي بدن را در برابر صدمه و عفونت محافظت مي‌كنند.

55% پلاسما (كه 95% در درصد آن را آب تشكيل مي‌‌دهد)

45% سلول‌هاي عفوني (44 درصد گلبول‌هاي قرمز و 1% گلبول‌هاي سفيد و پلاكت‌ها)

1- گلبول‌هاي قرمز : كيسه‌هاي پوشش‌دار حاوي هموگلوبين، هموگلوبين قادر است در ريه‌ها به اكسيژن متصل شده و اكسيژن را در بافت‌ها آزاد نمايد. گلبول‌هاي قرمز در مغز استخوان توليد شده و حدود 120 روز در درون بدن در گردش‌اند. سپس آنها توسط طحال بدام انداخته شده و متلاشي مي‌گردند. عوامل مهم براي توليد سالم اين گلبول‌ها شامل آهن، ويتامين، اسيد فوليك، ويتامينC  ، مس و هورمون تيروئيد مي‌باشند.

2- گلبول‌هاي سفيد : گلبول‌هاي سفيد در مغز استخوان، گره‌هاي لنفاوي و طحال ساخته مي‌شوند. اين گلبول‌ها يك بخش حياتي سيستم ايمني در جهت محافظت از بدن در برابر عوامل خارجي مي‌باشند. آنها مي‌توانند به هر جايي از بدن بروند و قابليت جابجايي در بافت‌ها توسط حركات آميبي شكل را نيز دارا مي‌باشند. محدوده‌ي عمر آنها بين 30 ساعت يا 20 روز مي‌باشد.

3- پلاكت‌ها : پلاكت‌ها در مغز استخوان تشكيل مي‌شوند. آنها به سطوح آسيب‌ديده رگهاي خوني مي‌چسبند تا از خونريزي جلوگيري كنند. عمر متوسط آنها 4 روز است. بعد از طي اين مدت، طحال آنها را از بدن پاك مي‌كند.

 

سؤالات :

  1. دستگاه قلبي و عروقي را شرح دهيد؟
  2. اتاقك‌هاي مختلف قلب را نام ببريد؟
  3. سه نوع رگ خوني را توضيح دهيد؟
  4. گردش خون سيستماتيك (عمومي) و ريوي را شرح دهيد؟
  5. اثرات فعاليت‌ بدني يوگا بر روي گردش خون كدام‌ها هستند؟
  6. چه عواملي باعث ايجاد فشار خون مي‌شوند؟
  7. برون ده قلبي چيست؟ اثر فعاليت بدني بر روي برون ده قلبي چيست؟

وظيفه دستگاه تنفس انتقال اكسيژن به خون و آزادسازي دي‌اكسيد كربن از بدن است. دستگاه تنفس از بيني، حنجره، ناي، برونش‌ها و ريه‌ها تشكيل شده است.

مخاط تنفسي غشاء خاصي است كه درخت تنفسي را مفروش مي‌كند. اين مخاط از سلول‌هاي ترشح كننده موكوس و نيز از سلول‌هاي مژك‌دار تشكيل شده است. مخاط تنفسي در هر روز تقريباً 125 ميلي‌ليتر موكوس توليد مي‌كند كه يك پتوي موكوسي بر روي آن به وجود مي‌آورد. موكوس به عنوان يك خالص كننده هوا براي بدام انداختن، مواد محرك استنشاقي مانند گرد و غبار و گرده‌هاي گياهي عمل مي‌كند. مژك‌هاي برونشي موكوس را به سمت بالا و حلق مي‌رانند تا از بدن پاك شود.

بيني هواي استنشاق شده را غربال، گرم و مرطوب مي‌كند. همچنين بيني حاوي اندام‌‌هاي حسي بويايي است. حلق در نقش گذرگاهي در مسير عبور هوا به سمت حنجره و ناي انجام وظيفه مي‌كند و همچنين به عنوان معبري در مسير عبور غذا و مايعات به سمت مري عمل مي‌نمايد.

اپي گلوت در هنگام بلع جامدات و مايعات روي حنجره را پوشانده و بدن ترتيب از ورود غذا به ناي پيشگيري مي‌كند. حلق همچنين شامل لوزه‌ها و آدنوئيدها است كه در ايمني بدن نقش دارند.

حنجره (جعبه صدا) به عنوان عضو توليد صوت، انجام وظيفه مي‌كند.

ناي (لوله هوا) به دو شاخه برونش اصلي چپ و راست تقسيم مي‌شود. هر برونش به لوله‌هاي كوچك و كوچكتري به نام برونشيول‌ها تقسيم مي‌گردد.

برونش‌هاي كوچك به دسته‌هاي حبابچه‌هاي ميكروسكوپيك ختم مي‌شوند كه ديواره آنها فقط به اندازه 2 سلول ضخامت دارد و خون را از هوا جدا مي‌كند. در اين حبابچه‌ها تبادل گازها ميان خون و هوا صورت مي‌گيرد.

ريه‌ها فضاي قفسه سينه را به جز ناحيه كه توسط قلب و عروق بزرگ خوني اشغال شده است پر مي‌كنند. رأس (قله) آنها قسمت باريك فوقاني هر يك از ريه‌ها است كه در پايين استخوان ترقوه قرار دارد و پايه‌ي (قاعده) آنها قسمت پهن تحتاني هر ريه است كه بر ديافراگم تكيه مي‌كند. پلورا (Pleura) يك غشايي مرطوب، نرم و لغزنده است كه حفره قفسه سينه را مفروش كرده و سطح بيروني ريه‌ها را مي‌پوشاند. اين غشاء از اصطكاك بين ريه‌ها و ديواره قفسه سينه در خلال تنفس جلوگيري مي‌كند. ريه چپ تنها دو لب دارد تا فضاي كافي براي قلب فراهم نمايد. ريه‌ها به طور طبيعي 12 تا 17 بار در دقيقه منبسط مي‌شوند.

 

تهويه‌ي ريوي

دو گروه از عضلات اصلي در تنفس دخالت دارند: ديافراگم و عضلات بين دنده‌اي. ديافراگم يك صفحه مخروطي شكل از جنس ماهيچه و بافت پيوندي است كه قفسه سينه را از حفره شكمي جدا مي‌كند. اين ماهيچه به كناره تحتاني منطقه دنده‌اي چسبيده است. انقباض ديافراگم موجب پايين كشيده شدن آن به سمت شكم و افزايش اندازه حفره قفسه سينه مي‌گردد.

عضلات بين دنده‌اي بين دنده‌ها چسبيده‌اند. انقباض اين عضلات دنده‌ها را به يكديگر نزديك‌تر كرده و موجب بلند شدن محفظه دنده‌اي و در نتيجه انبساط قفسه سينه مي‌گردد. عضلات بين دنده‌اي هنگام تنفس عميق عمل مي‌كنند. به علاوه عضلات گردن كه به استخوان ترقوه متصلند، در خلال فعاليت تنفسي شديد مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

 

مكانيسم تنفسي

1- دم – انقباض ديافراگم و عضلات بين دنده‌اي باعث افزايش اندازه حفره سينه‌اي شده و ريه‌ها را منبسط مي‌كند كه ورود هوا به ريه‌ها را درپي دارد.

2- بازدم – استراحت ديافراگم و عضلات بين دنده‌اي اندازه حفره سينه را كاهش داده و باعث كوچك شدن ريه‌ها مي‌شود كه خروج هوا از ريه‌ها را موجب مي‌گردد.

 

تبادل گازها در ريه‌ها و بافت‌ها

در ريه‌ها، اكسيژن، هموگلوبين متصل و دي‌‌اكسيدكربن از هموگلوبين به درون هواي حبابچه‌ها آزاد مي‌شود. اكسيژن توسط هموگلوبين با بافت‌ها، يعني جايي كه آزاد مي‌گردد، حمل مي‌شود. دي‌اكسيد كربن مربوط به سلول‌هاي بافت‌ها به هموگلوبين پيوند يافته و به ريه‌ها منتقل و آزاد مي‌گردد.

 

حجم‌هاي تبادل هوا

حجم‌هاي به كار رفته در تبادل هوا بهنگام تنفس توسط «اسپيرومتر» سنجيده مي‌شوند.

1- حجم جاري (Tidal volume) مقدار هوايي است كه به طور طبيعي در دم و بازدم به درون و بيرون ريه جريان دارد (حدود 500 ميلي‌ليتر)

2- بيشترين مقدار هوا كه در هر دم و بازدم مي‌توان تنفس كرد ظرفيت حياتي (Vital capacity) ناميده مي‌شود. (در مردان جوان سالم اين مقدار حدود 4800 ميلي‌ليتر است.)

3- مقداري از هوا كه پس از بيرون دادن (Tidal volume) يا حجم جاي با حداكثر توان مي‌توان بيرون داد. حجم ذخيره بازدهي Expiratory reserve Vulume  نام دارد.

4- مقداري از هوا كه پس از يك دم عادي با صرف حداكثر نيرو مي‌توان استنشاق كرد، حجم ذخيره‌اي Inspiratory reserve Volume نام دارد.

5- مقـدار هـوايـي كـه پس از بازدم با مصرف حداكثر توان در ريه مي‌ماند حجم باقي ‌مانده يا residual volume نام دارد.

6- جريان باقيمانده بعلاوه ظرفيت حياتي برابر است با ظرفيت كلي ريوي، اين ميزان از مقدار تقريبي 6200 ميلي‌ليتر (در مردان) تا 5700 ميلي‌ليتر (در زنان) متفاوت است.

 

 

كنترل تنفس

مقادير زيادي از امواج عصبي منشاء گرفته از مركز تنفس (واقع در بصل‌النخاع) موجب انقباض ديافراگم و عضلات بين دنده‌اي مي‌گردد. اين اتفاق، سبب انجام عمل دم مي‌شود. وقتي اين امواج متوقف مي‌شوند، عضلات ريه حالت استراحت درآمده و بازدم به وقوع مي‌پيوندد. ميزان متوسط سرعت تنفس در حالت استراحت از 12 تا 17 نفس در دقيقه متفاوت است. اين سرعت با فعاليت بدني تغيير مي‌كند. تنفس همچنين توسط رفلكس‌هاي تنفسي خاص و عوامل شيميايي تنظيم مي‌شود. اين رفلكس‌ها با ميزان اكسيژن روي اكسيد كربن خون تحريك شده و سرعت تنفس را افزايش يا كاهش مي‌دهند.

 

دستگاه گوارش

كانال گوارشي گذرگاهي است كه غذا از طريق آن از دهان به مقعد گذر مي‌كند. اجزاي آن عبارتند از: دهان، حلق، مري، معده، روده كوچك، ددئودنوم، ايلئوم، روده بزرگ (كولون) راست روده و مقعد.

 

عمل هضم چگونه آغاز مي‌‌گردد؟

جريان يافتن عصاره‌هاي معدي معمولاً با اثر رواني ديدن، چشيدن و بوئيدن غذاي اشتهاآور آغاز مي‌شود. مرحله بعدي هضم توسط حضور غذا در دهان و معده تحريك مي‌گردد. برخي از غذاها در اين رابطه از ديگر غذاها فعال‌ترند؛ انواع گوشت و غذاهاي چاشني‌دار بسيار فعال مي‌باشند. (غذاهاي لايه‌دار). غذاهاي ديگر مانند شير و نان فعاليت كمتري دارند. در مورد كساني كه مبتلا به سوء هضم همراه با مقادير زياد اسيد (ديس پپسيا) dyspepsia مي‌باشند، خوردن گوشت و غذاهاي چاشني‌دار موجب وخيم‌تر شدن اختلال مي‌گردند.

غدد مختلف عصاره‌هاي گوارشي (آنزيم‌ها و مايعات مانند صفرا و اسيدكلريدريك) كانال غذايي را توليد مي‌كنند. غدد گوارشي محتويات خود را يا مستقيماً به درون كانال غذايي مي‌ريزند مانند غدد موكوسي و سلول‌هاي سازنده اسيد در معده و يا از طريق لوله جمع‌آوري كننده، به درون اين كانال تخليه مي‌كنند مانند غدد بزاقي و لوزالمعده.

كانال غذايي تماماً توسط غشاي مخاطي مفروش شده است. اين غشا داراي غده بسيار ريز فراواني به نام غدد مخاطي است. آنها مايع غليظي به نام موكوس ترشح مي‌كنند كه وظيفه آن مرطوب و لغزنده كردن غشاء است.

 

دهان

دهان، اولين بخش از كانال عبور غذا به معده است. اين عضو محتوي دندانها، زبان و غدد بزاقي است. اولين وظيفه دندانها گاز زدن لقمه و تبديل آن به قطعات كوچك است به طوري كه بزاق بتواند حداكثر تماس را با آن برقرار كند. دندانهاي قسمت جلوي فك مجهز به لبه‌هاي اره مانند است كه به خوبي براي گاز زدن و بريدن تطابق يافته‌اند. كندن قسمتي از يك سيب، وظايف دندانهاي جلوي كف و دندانهاي پيشين را به بهترين وجه نشان مي‌دهد. عقب‌تر از آنها دندانهاي داراي سطوح خردكننده بزرگ قرار دارند كه غذا در بين آنها به قطعات ريز تقليل مي‌يابد. بزاق حاوي آنزيم پتيالين (Ptyalin) يا آميلاز (amylase) است كه نشاسته را تجزيه مي‌كند. (مانند نان، برنج و سيب‌زميني) اين آنزيم آنها را به حالت محلول در آب تبديل مي‌كند. به طوري كه توسط دستگاه گوارش قابل جذب باشند.

به نظر مي‌رسد فك‌ها در خلال عمل جويدن آزادانه حركت مي‌كنند اما تنها فك تحتاني است كه مي‌جنبد. اين فك قادر است به بالا و پايين به اطراف و به جلو و عقب حركت كند. جانوران گياهخوار دندان‌هاي آسياي بزرگ و نيز يك فك تحتاني با دامنه حركت وسيع‌تر از آنچه در گوشتخواران ديده مي‌شود، در اختيار دارند.

هنگام جويدن، غذا دائماً توسط زبان به اطراف حركت داده مي‌شود. به طوري كه همه اجزاي آن به ميان دندان‌هاي آسيا رسيده و با بزاق مخلوط مي‌شود. عضلات، گونه‌ها و لب‌ها نيز در اين راستا كمك مي‌كنند. غذاي جويده شده در دهان بتدريج به قسمت عقب گلو (حلق) برده شده و سپس به درون مري فرو برده مي‌شود. صفحه‌‌اي به نام اپي گلوت Epiglottis از ورود غذا به حنجره‌ و ناي جلوگيري مي‌كند. در مري، غذا به وسيله امواج غيرارادي ناشي از انقباضات عضلاني به جلو رانده مي‌شود.

انقباضات عضلاني موجي شكل منظم با ريتميك در تمام طول كانال غذايي ادامه دارند. اين انقباضات منظم پرسيتالسيس Peristalsis نام دارند. به اين ترتيب حركت غذا در طول كانال غذايي ادامه مي‌يابد.

 

معده

معده يك كيسه عضلاني و غشايي است كه حدود 25 سانتي‌متر طول داشته و در مقابل ديواره شكم و دقيقاً زير ديافراگم قرار گرفته است. بخش بزرگتر كه به قلب نزديكتر است بخش « قلبي» cardiac نام دارد. وقتي شخص ايستاده است شكل معده تقريباً شبيه به حرف L «ل» مي‌باشد.

انتهاي مري به قسمت فوقاني معده وصل مي‌شود. اين منطقه دهانه قلبي (cardiac) نام دارد. در انتهاي ديگر، معده پس از تشكيل قسمتي باريك به نام پيلور به دودنوم (دوازدهه يا اثني‌عشر) مي‌پيوندد. در هر انتهاي معده، نوارهاي ضخيم شده عضلاني حلقوي به نام « اسفنكتر» قرار دارند. آنها به عنوان دريچه‌هايي جهت بسته نگه داشتن حفره معده عمل مي‌‌كنند. اسفنكتر تحتاني يعني پيلور Pyloric Sphincter ، هنگامي كه غذا در معده موجود است به تنگي بسته شده و در فواصل زماني معيني شل مي‌شود تا به غذا اجازه ورود به روده را بدهد. اسفنكتر فوقاني يعني اسفنكتر قلبي از بازگشت غذا به مري جلوگيري مي‌كند. مدت زماني كه غذا در معده مي‌ماند از يك تا چهار ساعت متفاوت است. اين زمان تا حدودي به طبيعت غذاي خورده شده و نيز به روش به كار گرفته شده در طبخ بستگي دارد. افراد نيز تفاوتهايي در اين زمينه نشان مي‌‌دهند؛ در برخي از افراد سلول‌ها زودتر از ديگران تخليه مي‌شوند.

 

عصاره‌هاي معدي

اسيد كلريدريك، آنزيم‌ها، پپسين و رنين rennin  توسط معده ترشح مي‌شوند.

پپسين با وجود بودن اسيد بر روي پروتئين‌هاي مركب عمل مي‌كند. پپسين پروتئين را به طور كامل تجزيه نمي‌كند؛ هضم بيشتر در روده كوچك صورت مي‌پذيرد. رنين خاصيت شير لخته شده را دارا است. ديوارهاي معده توانايي كشيده شدن تا حد زيادي را دارا هستند. بدين ترتيب، معده قادر به تطبيق با مقدار غذاي دريافتي مي‌باشد.

 

روده كوچك

روده كوچك لوله باريكي به طول تقريبي 6 متر است كه شامل 2 قسمت مي‌باشد؛ دئودنوم deodenum (اثني‌عشر يا دوازدهه)، ژژونوم Jejunum و ايلئوم ileum . اين لوله پيچ و خم فراوان دارد و بدين ترتيب در درون حفره شكمي جاي مي‌گيرد. روده كوچك توسط 4 يا 5 ميليون برآمدگي موئي شكل و بسيار كوچك به نام پرزها (villi) مفروش شده است. اين پرزها سطح داخلي روده را براي هضم و جذب افزايش مي‌دهند. پرزها سطح روده را تا حدود 5 برابر سطح پوست افزايش مي‌دهند. در مدت زماني كه غذاي نيمه مايع از روده كوچك عبور مي‌كند، مواد غذايي به درون جريان خون جذل مي‌گردند.

در دودنوم (اولين قسمت روده كوچك) هم كيسه صفرا و هم لوزالمعده شيره خود را ترشح مي‌كنند (صفرا و آنزيم‌هاي لوزالمعدي). دومين و سومين بخش‌هاي روده كوچك، يعني در ژونوم و ايلئوم، در حد فاصل دودنوم و كولون قرار دارند. هر دوي آنها آنزيم‌هايي را كه در هضم بيشتر غذا مؤثرند، ترشح مي‌‌كنند.

بيشتر هضم و جذب غذا در ژونوم و ايلئوم صورت مي‌گيرد. اغلب مواد غذايي مستقيماً به درون جريان خون جذب شده و سپس براي تغييرات بيشتر به كبد انتقال مي‌يابند. چربي‌ها به درون مجراهاي مركزي پرزها جذب مي‌شوند. اين مجراها پس از پيوستن به يكديگر عروق لنفاوي و در نهايت مجراي سينه‌اي (توراسيك Thoracic ) را كه به وريد اصلي، يعني وريد وناگاوا Venacara  ختم مي‌شود، تشكيل مي‌دهند.

 

روده بزرگ

روده بزرگ از روده كور (caecum)  آغاز شده و در سمت راست شكم به سمت بالا امتداد يافته (كولون صعودي) سپس عرض شكم را به سمت چپ طي كرده (كولون عرضي) و در سمت چپ شكم به سمت پايين نزول مي‌كند (كولون نزولي). در آخرين بخش آن يعني در لگن، نام كولون به ركتوم (راست روده) تغيير مي‌يابد. راست روده به مقعد ختم مي‌شود. سطح مفروش كننده روده بزرگ تشكيل مدفوع و جذب آب مي‌باشد. مواد دفعي از مواد غذايي غيرقابل هضم، ترشحات روده و باكتري ها تشكيل يافته اند. با اينكه قسمتهاي فوقاني استريل هستند، قسمتهاي تحتاني حاوي ارگانيسمهاي فراواني مي‌باشند كه مواد مختلفي مثل ويتامين k و تركيبات بودار كه بوي مدفوع را توليد مي‌كنند شامل مي‌شود. در محتويات كولون تقريباً غذاي قابل هضمي وجود ندارد. اين مواد به تدريج در طي سفر 12 ساعته‌شان به سمت ركتوم جامدتر و سخت‌تر مي‌گردند. (به دليل خروج آب).

دفع (حركت روده) زماني رخ مي‌دهد كه ركتوم پر شود. اين عمل در نتيجه پريستالسيس Peristatsis ناشي از رفلكس و نيز استراحت، اسفنكتر مقعدي صورت مي‌‌گيرد.

 

يبوست / اسهال

هنگامي كه فواصل زماني بين دفعات دفع از حالت طبيعي براي يك فرد بيشتر و حالت مدفوع بسيار سخت بوده و عبور دادن آن مشكل شود، فرد مبتلا به يبوست مي‌باشد. اين وضعيت وقتي عمل پريستاليك Pristsltic (امواج دودي) روده بزرگ آهسته‌تر يا ضعيف‌تر از معمول است، رخ مي‌‌دهد و جذب بيشتر آب را سبب مي‌شود. بدين ترتيب مدفوع سخت‌تر و فشرده‌تر شده و تنها با زحمت فراوان دفع مي‌گردد.

از سوي ديگر، ممكن است غذا طول روده بزرگ را بسيار سريع بپيمايد. اين وضعيت اغلب به دليل عفونت‌هاي ويروسي (گاستروانتريت) اتفاق مي‌افتد. اين رخداد موجب تحريك روده مي‌شود. در چنين حالتي، مايعات فرصت اندكي براي جذب شدن دارند و مدفوع بسيار آبكي است. اين اختلال اسهال نام دارد.

  1. بخش‌هاي اصلي دستگاه گوارش و وظايف آنها را بيان كنيد.
  2. عمل هضم از كجا آغاز مي‌شود؟
  3. چرا جويدن كامل غذا اهميت دارد؟

 

رژيم غذايي و تغذيه - رژيم غذايي يوگا

« ما همواره در معرض هجوم محرك‌ها بوده و همين محركها رژيم روزانه ما را تشكيل مي‌دهند. محيط ما از غذايي كه مي‌خوريم، هوايي كه تنفس مي‌كنيم، چيزهايي كه مي‌بينيم، حس مي‌كنيم، مي‌شنويم و لمس مي‌كنيم تشكيل شده است. اين عوامل به نوبه خود به طور عميقي محيط دروني ما را متأثر نموده و شكل مي‌دهند. ما، به مفهوم واقعي كلمه، آنچه كه مي‌خوريم هستيم. چرا كه ذهن از ظريف‌ترين اجزاي رژيم غذايي و جسم از بخش‌هاي ديگر آن تشكيل شده است. براي رسيدن به هدف زندگي و يافتن رضايت خاطر و كمال، به يك روان آرام و متمركز نيازمنديم. كنترل روان مشكل است زيرا روان در حد زيادي تحت كنترل جسم فيزيكي است. بنابراين پيشنهاد مي‌گردد كه ابتدا نظم و  انضباط بدن فيزيكي را برقرار كنيم چرا كه بعد از آن، روان به راحتي قابل كنترل است. رژيم غذايي نقش مهمي را در اين مرحله داراست.»

سوامي ويشنو – دواناندا

رژيم غذايي صحيح يوگا به طور سنتي رژيمي گياهي – قندي است كه از غلات، حبوبات، ميوه‌ها، سبزيجات، خشكبار، دانه گياهان و محصولات لبني تشكيل شده است. اين رژيم، در عين ساده، طبيعي و كامل بودن به تأثير ظريفي كه غذا به روي مغز و Prana دارد، بها مي‌دهد. دلايل بسياري براي پيروي از رژيم غذايي گياهي وجود دارد: جسمي، روحي، رواني، اخلاقي و مربوط به اقتصاد كشوري.

مقدمه، برگرفته از كتاب آشپزي يوگا : غذاي گياهي براي جسم و ذهن .

دلايل فيزيكي براي استفاده از رژيم غذايي گياهي، علم پزشكي نوين آشكار ساخته است كه كلسترول بالا، اسيداوريك، مواد افزودني و حفظ‌كننده كه در گوشت وجود دارند، همگي به بيماري‌هاي متعددي منجر مي‌شوند. رژيم غذايي كه گوشت بخش اصلي آن را تشكيل مي‌دهد، منشاء اصلي اختلالاتي چون فشار خون بالا، حملات قلبي، تصلب شرائين، التهاب مفاصل و نقرس مي‌باشد. اسيد اوريك اضافي كه در مفاصل رسوب مي‌‌كند به التهاب مفصل مي‌انجامد. در حاليكه انسداد شريان‌ها توسط كلسترول و ديگر رسوبات ناشي از اسيدهاي چرب جريان خون به مغز را كاهش داده، به پيري و افزايش فشار خون منجر مي‌گردد. در مقاله‌اي از « مجله پزشكي آمريكا» آمده است كه « يك رژيم گياهي قادر است از 90 درصد بيماري‌هاي ترومبول آمبوليك و 97 درصد مواد انسداد عروق كرونر پيشگيري بعمل آورد.» ديگر اختلالات مرتبط با مصرف گوشت عبارتند از: سكته‌ها؛ يبوست، سرطان، التهاب مفاصل، فشار خون بالا، آلرژي‌ها، ميگرن و ديگر سردردها، زخم‌هاي گوارشي، بوي بد بدن، وجود گاز در روده‌ها، سنگهاي كليوي، فتق سياتال، سنگهاي صفراوي،‌ كاهش قند خون، ديورتيكولوز (پيدايش بيرون‌زدگي‌هاي غيرطبيعي در روده‌ها بخصوص روده بزرگ)،‌ پوكي استخوان، بيماري‌هاي كليوي، آسم و تريشينوز (عفونت با انگلي به نام تريشين)، چنين خطرات بهداشتي، تجارت گوشت كارخانه‌اي را همراهي مي‌كنند. تجارتي كه دامها را به عنوان اجناس قابل فروش در نظر مي‌گيرد. در حاليكه اين دامها در زمان زنده بودنشان، در معرض مقادير بسيار بالاي آنتي‌بيوتيك‌ها قرار مي‌گيرند تا از بيماري آنان (و در نتيجه از دست رفتن سود) جلوگيري به عمل آيد. همچنين با غذاهاي حاوي مواد انگل‌كش به مقدار فراوان تغذيه مي‌شوند. آرامبخش‌ها براي جلوگيري از تحرك زياد حيوانات و در نتيجه افزايش حجم ماهيچه‌هاي آنها تجويز مي‌گردد. بسياري از باقيمانده‌هاي اين مواد در سلول‌هاي حيوانات باقي مانده و در نتيجه به بدن كسانيكه از آنها تغذيه مي‌كنند، وارد مي‌شود. برخي از پزشكان در مورد مصون ماندن مصرف‌كنندگان گوشت به داروهاي موجود در چنين گوشت‌هايي ابراز نگراني مي‌كنند و عدم تأثير داروهاي آنتي‌بيوتيكي در بعضي از موارد شديد بيماري‌ها را نتيجه اين عمل مي‌دانند. به همين ترتيب، مصرف‌‌كنندگان گوشت هورمون‌هاي ترس و اضطراب را كه توسط حيوانات قبل از ذبحشان ترشح مي‌شود، جذب مي‌كنند.

حيواناتي كه در غرب از گوشت آنها تغذيه مي‌شود همگي گياهخوار مي‌باشند. آنها از گياهاني كه انرژي خورشيد و مواد غذايي را جذب مي‌كنند، به عنوان غذا استفاده مي‌نمايند. اين گياهان از چنين مواد براي توليد غذاهاي حاوي اسيدهاي آمينه كه براي تشكيل پروتئين‌ها ضروري هستند، استفاده مي‌كنند. بنابراين، گوشتخواران از پروتئين دست دوم امرار معاش مي‌كنند. در حاليكه گياهخواران مستقيماً غذايي را كه سازنده پروتئين است مصرف كرده و از عناصر نامطلوب گوشت درامانند. احتمالاً درك اين مطلب كه تمام موجودات از انرژي خورشيد منشاء مي‌گيرد پديده‌اي غريزي است و تصور مي‌شود هر چه غذا به منبع انرژي نزديك‌تر باشد، انرژي بيشتري را داراست. شايد به همين دليل است كه حتي متعصب‌ترين گوشتخواران غربي از خوردن يك حيوان گوشتخوار مانند سگ يا گربه شرم دارند. پروتئين حيواني براي سلامتي ضروري نيست. منابع پروتئيني فراوان ديگري در حبوبات، ميوه‌هاي خشك و دانه‌هاي گياهي وجود دارند. همچنين در منابع گياهي، كربوهيدرات، چربيها، فيبرها، ويتامين‌ها و مواد معدني و تمام مواد غذايي ديگر مورد نياز ما، موجود مي‌باشند.

 

دلايل روحي و رواني استفاده از رژيم غذايي گياهي

دنياي حيوانات، در حقيقت يك ميدان كشتار است. جانور قويتر يا حيله‌گرتر، جانور ضعيف‌تر را براي بقا مي‌كشد تا زمان ديگري كه خود توسط رقيب نيرومندتري بلعيده شود. اختلاف آنها با انسان‌ها در اين حقيقت نهفته است كه ما داراي قوه تفكر و اراده هستيم و بنابراين توانايي كنار كشيدن از بخشي از اين چرخه و زندگي هماهنگ با اشكال ديگر زندگي و نه در رقابت با آنها را دارا مي‌باشيم. قانون Karma  كه به طور خلاصه مي‌گويد: « براي هر عمل عكس‌العملي سات مساوي با آن و در خلاف جهت آن» غيرقابل حذف بوده، تضعيف نشده و هميشگي است. دزدي كه بر ديگران تحميل مي‌كنيد به سوي شما بازگشت مي‌كند و شادي كه بر ديگري مي‌بخشيد به شما بازگشته و بر شادي شما مي‌افزايد.

آناماياكوشا (جسم فيزيكي) از غذا ساخته شده است. تمام زندگي ما اثري از تعامل بين حيات و غذا، ماده و انرژي است كه به ترتيب غذا و مصرف كننده غذا مي‌باشند. غذا به انرژي تبديل مي‌شود و انرژي از غذا حاصل مي‌گردد. غذا واژه‌اي است بسوي زندگي سالم‌تر. انتخاب نوع غذا ما را ياري مي‌كند تا فارغ از مشكلات جسمي بمانيم به طوري كه ذهن توانايي رشد داشته باشد.

 

سه گوتا

در فلسفه يوگا، ذهن از ظريف‌ترين بخش با جوهر غذا تشكيل مي‌گردد. اگر غذاي دريافت شده خالص باشد، ذهن مواد ساختماني درست را براي رشد يك قوه تفكر نيرومند و ظريف و نيز ايجاد حافظه‌اي عالي، در اختيار خواهد داشت.

يك رژيم غذايي يوگايي، رژيمي است كه آرامش دروني براي جسم و روان به ارمغان آورده، موجب ترغيب رشد روحي مي‌گردد.

كل طبيعت از جمله رژيم غذايي ما، به سه كيفيت يعني گوناها دسته‌بندي مي‌شود: ساتوا (خالص)، راجاس (فوق متحرك) و تاماس (گنديده). ساختمان رواني يك انسان مي‌تواند با توجه به نوع غذايي كه ترجيح مي‌دهد مورد قضاوت و ارزيابي قرار گيرد. يوگي‌ها نه تنها عبارت «شما هر آنچه مي‌خوريد هستيد» را باور دارند، بلكه معتقدند كه شما غذاهايي را مي‌خوريد كه سطح خلوص روحي و رواني خودتان را منعكس مي‌كنند. به موازات تغييراتي در زندگي‌تان در يك مسير ثابت، اصلاحاتي را در ذائقه غذايي خود مشاهده خواهيد نمود.

رژيم غذايي يوگايي بر غذاهاي ساتويك متكي است.

غذاهاي ساتويك

« غذاهايي كه بر زندگي،‌ خلوص، نيرو، سلامتي، شادابي و نشاط افزوده، مزه‌دار بوده و روغني، پرمايه و مقبول مي‌باشند، نزد انسانهاي ساتويك عزيرند.» بهاگوادگيتا

غذاهاي خالص، انرژي حياتي، قدرت، سلامتي و شادي را افزايش مي‌‌دهند. اين نوع غذاها لذيذ، كامل، پرمايه و مقبول مي‌باشند. غذاهاي ساتويك روان را خالص و آرام نموده، آرامش اعصاب و تعادل را در شخص ايجاد كرده، غذاهاي ساتويك، حداكثر انرژي را فراهم آورده و نيرو و صلابت را افزايش مي‌‌دهند. آنها به از بين بردن خستگي حتي در كساني كه كارهاي طاقت‌فرسا انجام مي‌دهند كمك مي‌كنند. اين غذاها باعث ايجاد يك نگرش صلح آميز شده و در تمرين مديتيشن تأثير مثبت دارند. غذاها بايد تا حد امكان تازه و طبيعي بوده و ترجيحاً به خودي خود و بدون اصلاح ژنتيكي رشد كرده باشند. آنها بايد بدون اضافه كردن ماده محافظت كننده و يا انواع طعم‌هاي مصنوعي نگه‌داري شوند. همچنين بايد در طبيعي‌ترين شكل ممكن مصرف شوند. بصورت خام، يا پخته شده به صورت مختصر و يا با بخار .

غلات و دانه‌هاي گياهي مانند ذرت، جو، گندم، برنج سبوس‌دار، جو دوسر، ارزن هندي و كينوآ (Quinoa)

حتماً در رژيم غذايي خود غذاهاي خشن، مانند نان‌هاي توليد شده از آرد صاف نشده و حليم را بگنجانيد. اين غذاها براي فك و دندانها مفيد مي‌باشند و اعمال هضم و پاكسازي را تحريك مي‌كنند. غلات كربوهيدرات‌هاي ضروري يعني منبع اصلي انرژي براي بدن را فراهم كرده و همچنين حاوي تقريباً نيمي از اسيدهاي آمينه لازم براي تشكيل پروتئين‌ها مي‌باشند.

غذاهاي پروتئيني – مانند حبوبات، ميوه‌هاي خشك و دانه‌هاي گياهي، پروتئين‌هاي بلوك‌هاي سازنده بدن هستند. رمز يك رژيم سالم گياهي مصرف تركيب مناسبي از ميوه‌ها جهت اطمينان از دريافت تمامي اسيدهاي آمينه ضروري براي ساخت پروتئين‌هاست. ميوه‌ها – شامل ميوه‌هاي تازه، ميوه‌هاي خشك و عصاره آنها در ميان انواع غذاها، ميوه‌ها بيشترين اهميت را در رژيم غذايي يوگا دارا مي‌باشند. اثرات درماني ميوه‌هاي آبدار و تازه شگفت‌انگيز است. آنها فيبرها، ويتامين‌ها و مواد معدني حيات‌بخشي را در اختيار بدن قرار داده، حاوي مواد قليايي هستند كه به خالص نگه داشتني خون كمك مي‌كنند.

سبزيجات – حاوي مواد معدني، ويتامين‌ها و فيبرهاي غذايي مي‌باشند.رژيم غذايي بايد شامل سبزيجات دانه‌دار (مانند خيار و كدو) و كليه سبزيجات برگ‌دار و ريشه‌ها يا ساقه‌هاي زيرزميني باشد: اين دسته از غذاها بهتر است به صورت خام يا پخته (تا كمترين حد ممكن) مصرف شوند.

سبزيجات فصول مختلف و چاي‌هاي گياهي هم بايستي مورد استفاده قرار گيرد.

شيريني‌هاي طبيعي – مانند عسل و انواع شيره‌ها، شربت افرا و آب سيب تغليظ شده. اين مواد بسيار مفيدتر از شكر به دست آمده از طريق مصنوعي مي‌باشند. نيشكر خام جزء سنتي رژيم غذايي يوگا در هند است. در اين منطقه اين محصول Jaggery نام دارد و مستقيماً از ساقه نيشكر بدست آمده و بدون تغيير مصرف مي‌شود. شكر سفيد به هيچ وجه مورد مصرف ندارد.

محصولات لبني مانند شير، كره، پنير و ماست.

اين مواد جزئي اساسي از رژيم غذايي سنتي يوگا را تشكيل مي‌دهند. هرچند صنايع لبنياتي نوين از دام‌ها، سوء استفاده نموده و هورمون و آنتي‌بيوتيك در شير آنها وارد مي‌كنند. اگر شما مصرف اين محصولات را برگزينيد، ما رعايت تعادل را در اين زمينه توصيه مي‌كنيم. اين محصولات باعث افزايش توليد موكوس مي‌شوند كه با جريان طبيعي تنفس مغايرت دارد.

 

غذاهاي راجاسيك

« غذاهاي تلخ، ترش، نمكي، بسيار تند، خشك و سوزاننده، مورد علاقه راجاسيك‌ها بوده و سر منشاء درد، عصه و بيماري مي‌باشند.» بهاگوادگيتا

رژيم غذايي يوگا غذاهاي راجاسيك را نمي‌پذيرد. چرا كه باعث تحريك بيش از حد جسم و روان مي‌شوند. آنها باعث تهييج احساسات و تمايلات خشن، استرس فيزيكي و رواني و ايجاد يك حالت رواني ناآرام شده و تعادل جسم و روان را كه يك امر اساسي در حفظ شادي است به هم مي‌‌زنند. پياز، سير، تربچه و ترب، قهوه، چاي، توتون و ديگر انواع محرك‌ها مثل غذاهاي فوري چاشني‌دار و نمكي و يا داراي مواد شيميايي در اين مقوله جاي مي‌گيرند. غذاي ساتويك كه در وضعيت نامناسب مثلاً هنگام دويدن خورده شود به يك ماده راجاستيك تبديل مي‌گردد. شكر تصفيه‌ شده، نوشيدني‌أهاي ملايم، خردل‌هاي آماده، ادويه تند، غذاهاي داراي چاشني فراوان و هر آنچه كه بسيار تند، تلخ، ترش يا شور باشد، راجاسيك محسوب شده و بهتر است از آنها اجتناب شود.

چاشني‌ها و ادويه تند، باعث تحريك بيش از اندازه مغز شده و غشاء مخاطي روده‌ها را نيز تحريك مي‌كنند. غذاهاي راجاسيك موجب افزايش شهوت، خشم، طمع، خودخواهي، خشونت و خودپرستي مي‌گردند. اين صفات موانعي هستند كه انسانها را از يكديگر جدا كرده و نيز باعث فاصله گرفتن آنان از ذات الهي مي‌شوند. راجاس نيرويي است كه مولد اختلاف در زندگي و جنگ در دنيا است.

 

غذاهاي تاماسيك

« غذاي مانده، بدون طعم، گنديده و ناخالص مورد علاقه تاماسيك‌ها مي‌باشد.» بهاگوادگيتا

غذاي تاماسيك شخص را كند ذهن، سست و كاهل نموده و ايده‌آل‌ها، نيت و انگيزه والا را از او سلب مي‌كند. بعلاوه مصرف اين نوع غذاها تمايل به افسردگي را تشديد كرده و روان انسان را مملو از تاريكي، خشم و افكار ناسالم مي‌كند. ترك رژيم غذايي تاماسيك بايد در زمره اولين تغييرات مثبت شيوه زندگي شما باشد.

گوشت ماهي تمامي نوشيدني‌هاي الكلي، ماري جوانا، ترياك و غيره داراي طبيعت تاماسيك مي‌باشند. مصرف گوشت و الكل ارتباط نزديكي با هم دارند. هوس نوشيدن الكل هنگام حذف گوشت از رژيم غذايي، به طور طبيعي از بين مي‌رود.

غذاهاي تاماسيك شامل غذاهاي مانده فاسد، ناپاك و همينطور ميوه‌هاي نارس و بسيار رسيده هم مي‌شود. همچنين غذاهايي كه سوخته و يا در روغن سرخ شده و نيز آنهايي كه كباب شده و يا در معرض گرماي مكرر قرار گرفته‌اند در اين مقوله جاي مي‌گيرند. به همين ترتيب محصولات مانده به مدت طولاني و حاوي مواد محافظت‌كننده همچون غذاهاي كنسرو شده و آماده به طبخ از اين دسته‌اند.

قارچ‌ها به علت آنكه در تاريكي رشد مي‌كنند و سركه به دليل اينكه نتيجه فرآيند تخمير بوده و عمل هضم را به تأخير مي‌اندازد در اين گروه از غذاها قرار مي‌گيرند.

غذاهايي كه به مقدار زيادي در روغن سرخ شده‌اند، غيرقابل هضم بوده و تاماسيك تلقي مي‌شوند. چربي از اين نوع غذاها نفوذ كرده و عصاره هضم كننده معده نمي‌تواند بر آنها اثر كند.

بعلاوه عصاره غذايي مفيد كه براي سلامتي سودمند است با سرخ كردن غذا از ميان مي‌رود.

مصرف بيش از اندازه غذاهاي ساتويك به نوع تاماسيك مبدل مي‌گردد. با وجود مطالب ذكر شده در بالا به ياد داشته باشيد كه اين نوع تقسيم غذاها به ساتويك راجاسيك و تاماسيك مطلق نبوده و جنبه مقايسه‌اي دارد. هدف از اين تقسيمات كمك به شما در جهت تحصيل دانش لازم براي تغيير رژيم غذايي‌تان در مسيري مثبت است.

 

دلايل اخلاقي استفاده از رژيم غذايي گياهي

پيروي از رژيم غذايي گياهي و مصرف كردن غذاهاي ساتويك به تنهايي نه تنها تندرستي را به ارمغان آورده، موجب آرامش روان مي‌گردد. بلكه پرهيز از كشتن حيوانات كه در اين ديدگاه وجود دارد با اصل آهيمسا (عدم خشونت) يوگا سازگار است. فلسفه يوگا كل زندگي را جزئي واحد در نظر گرفته و گرفتن جان حيوانات با اين اصل مغايرت دارد. حتي پيش از كشتن حيوانات صنعت گوشت رفتاري ظالمانه در ارتباط با توليد آينده آن در پيش مي‌گيرد. جوجه‌ها در شرايطي پر از ازدحام و شلوغ زندگي كرده و غيربهداشتي بودن خوكداني‌ها نزد همه مردم معروف است. مرغ‌هاي تخمگذار در قفس‌هاي كوچك نگه‌داري مي‌شوند. گوساله‌هايي كه جهت توليد گوشت پرورش مي‌يابند در طول عمر كوتاهشان به زندگي در وسائط نقليه حامل دامها محدود شده و در آنها كم‌خوني تعمدي انجام مي‌گردد تا گوشت آنها لطيف شده و مصرف‌كنندگان قورمه را راضي كند. رژيم غذايي گياهي نه تنها به كشتن حيوانات معترض است بلكه ظلم بي دليلي كه تحت عنوان (منفعت) بر آنها اعمال مي‌گردد را نيز محكوم مي‌كند. راشل كارسن Rachel Carson بيولوژيستي كه علائق خاصي در زمينه اكولوژي و يا مطالعه ارتباط ميان جانداران و محيطشان دارد اظهار داشته است: «برايم غيرقابل درك است كه حيوانات سالم مي‌توانند تحت شرايط مصنوعي و زيانبار معمول در مكان‌هاي كارخانه مانند امروز پرورش يابند. در اين گونه جاها با حيوانات همانند بسياري از اشياء بي‌جان رفتار مي‌شود.»

به كارگيري روش آهيمسا در قبال حيوانات، و نيز وارد شدن اين شيوه به زندگي روزمره و اعمال رفتاري مسالمت‌آميز اعم از فيزيكي و احساسي با همنوعان خود قدمي است اساسي به سوي درك جهان كامل كه همانا برهمن ناميده مي‌شود.

 

دلايل اقتصادي / مملكتي استفاده از رژيم غذايي گياهي

بخش اعظم جمعيت جهان وابسته به رژيم غذايي حداقل براي بقا مي‌باشند. در حاليكه بسياري از كشورهاي غربي غله اضافه بر نياز خود توليد مي‌كنند. ديگر ممالك زمين حاصلخيز كافي براي حمايت از ملت خود را دارا مي‌باشند. استفاده از زمين جهت ايجاد غذا براي دامها از منابع موجود براي كشت محصولات خوراكي براي انسانها مي‌كاهد. تخمين زده شده است كه نسبت مساحت زمين لازم يك پاوند پروتئين گوشت گاو حدود 4 تا 10 برابر آنچه براي توليد يك پاوند پروتئين گياهي لازم است مي‌باشد. اگر تقاضا براي گوشت كمتر باشد زمين كمتر به چراگاه دامها اختصاص مي‌يابد و مقدار غذاي مورد نياز مردم افزايش پيدا خواهد كرد. بديهي است كه يك رژيم غيرگوشتي راهي بسيار عالي براي فراهم آوردن غذاي كم هزينه براي جمعيت‌هاي توسعه نيافته بزرگ مي‌باشد.

 

آيا رژيم گياهي براي انسان مناسب است؟

اين سؤال كه آيا انسان‌ها مي‌توانند گياهخوار باشند يا خير، موضوع مورد بحث بسياري از نظام‌هاي فكري بوده است. از نقطه نظر آناتوميك، به نظر مي‌رسد شباهت انسان‌ها به جانوران گياهخوار بيش از گوشتخواران است. بعنوان مثال گوشتخواران لوله گوارشي در اختيار دارند كه درازي آن تنها سه برابر طول بدنشان است و به اين ترتيب قادر به پاكسازي سريع موادي هستند كه به تندي فاسد مي‌شوند. (مانند گوشت) معده آنها غني از اسيدكلريدريك است كه آنها را قادر مي‌سازد تا استخوان و بافت فيبروز خشن موجود در عضلات حيوانات را هضم كنند. از سوي ديگر، كانال گوارشي انسانها و ديگر جانوران گياهخوار، 10 تا 12 برابر طول بدن آنها دراز دارد و مسيري پرپيچ و تاب و پيچيده را بوجود مي‌آورد كه توانايي تطبيق اندكي با هضم و پاكسازي غذاهاي گوشتي در دستگاه گوارشي همه چيزخواران (مصرف‌كنندگان گوشت و راگون و گراز وحشي) بين اين دو انتها جاي كليه گوشتخواران. علاوه بر چنگال‌هاي تيز داراي فك‌هاي پرقدرت آرواره‌هاي بلند و دندانهاي نيش بلند و تيز براي به دندان گرفتن و پاره كردن گوشت مي‌باشند. آنچه به عنوان « دندانهاي نيش» در انسان ديده مي‌شود (به علت موقعيت مشابه در دهان چنين نام گرفته است)، هيچگونه شباهتي به دندانهايي كه در سگ، گربه و حتي در خرس همه چيزخوار وجود ندارد و حيوانات گياهخوار برخلاف گوشتخواران، دندانهاي آسياي رشد يافته براي خرد كردن و جويدن سبزيجات، ميوه‌ها و خشكبار (ميوه‌هاي خشك) در اختيار دارند. طبيعي‌دان فرانسوي، بارون كوريه Baron Curier بيان كرد كه: « به نظر مي‌رسد ميوه‌ها، ريشه‌ها و قسمت‌هاي خوراكي گياهان، غذاي اصلي انسان را تشكيل مي‌دهند. دست‌هاي ما، ما را قادر به جمع‌آوري آنها مي‌نمايند. فك نسبتاً ضعيف و كوتاه و دندانهاي نيش كوتاه به ما اجازه تغذيه از علفها را مي‌دهد و نه گوشتي را كه در مطبخ آماده كرده‌ايم.

گوشتخواران معمولاً شبها به شكار رفته و در ساعات گرم روز به خواب مي‌روند. جانوران گياهخوار به طور طبيعي در خلال روز فعاليت مي‌كنند. به نظر مي‌رسد كه انسان‌ها به طور طبيعي گياهخوار باشند. يك نظريه از آنجا نشأت مي‌گيرد كه كمبود ميوه و سبزيجات در طول عصر يخبندان اقوام شمالي را مجبور به انطباق با رژيم گوشتخواري، جهت بقا نموده است. متأسفانه اين نوع رژيم غذايي پس از پايان دوره ضرورت كنار گذاشته‌ نشد.

 

چرخه مواد غذايي

« همه مخلوقات از غذا برخوردارند. پس از تولد با غذا رشد مي‌يابند. غذا توسط كليه جانداران خورده شده و نهايتاً آنها هم خورده مي‌شوند. »

« اوپانيشاد»

ما همواره در چرخه مرگ و زندگي وارد مي‌شويم. بدن همواره تولد يافته، رشد مي‌كند. تغيير نموده، پير شده، مي‌ميرد و دوباره متولد مي‌گردد. مرگ به اين معني است كه اكنون بايد جسم فيزيكي را به علت « قانون كارما » Karma ترك كنيم. اين بدن از غذا آمده و به زنجيره غذايي باز مي‌گردد. سوامي ويشنودواناندا اغلب از اين تصوير بهره مي‌گيرد: «من و جسم من خود دائماً در حال تغيير است و روزي مي‌ميرد. شايد روزي كه مرا دفن مي‌كنيد يك بته گوجه‌فرنگي روي جسد من بگذاريد. بته گوجه‌فرنگي خواهد گفت: «تو روزي پسر مرا خوردي، اكنون من تو را مي‌خورم. «سپس گوجه‌فرنگي‌هاي زيبا مي‌رويند. در اين مرگ، نابودي جسم من مساوي است با شكل‌گيري گوجه‌فرنگي، و همه شما از يك سس گوجه‌فرنگي خوشمزه لذت خواهيد برد !»

 

رهنمودهايي براي يك رژيم غذايي سالم

رژيمي كه با اصول تغذيه درست هماهنگي نداشته باشد، به رشد فيزيكي مختل، عدم سلامت و مرگ نابهنگام منجر خواهد شد. از سوي ديگر استاندارد بالايي از سلامتي، قدرت و سرزندگي از طريق رعايت يك رژيم غذايي متعادل حاصل مي‌شود. چنين رژيمي شما را قادر خواهد ساخت تا از كليه توانايي‌هاي موروثي خود بهره ببريد.

يك رژيم غذايي متعادل كامل بايد كالري لازم را به بدن برساند و نيز مواد غذايي ساختماني را به مقدار كافي داشته باشد. ما هم به يك منبع انرژي براي اعمال روزانه خود، ويتامين‌ها و مواد معدني كه سوخت و ساز بدن را انجام مي‌دهند و ما را از ابتلاء به بيماري‌هاي ناتوان‌كننده برحذر مي‌دارند نيازمنديم. آب نيز يك جزء لازم رژيم غذايي است. حدود 70 درصد وزن بدن را تشكيل مي‌دهد. روزانه حدود 5/2 ليتر آب از طريق پوست، ريه‌‌ها، كليه‌ها و كانال گوارشي به هدر مي‌رود. آب در مقايسه با ديگر مايعات اثر پاك‌كننده بيشتري در بافت‌ها دارد. آب براي عمل هضم لازم بوده و هر ناخالصي‌ را از بدن بيرون مي‌كند. آب همچنين، درجه حرارت بدن را با دفع عرق از بدن تنظيم مي‌كند. اگر غذايي با شما ناسازگار است، مقدار آن را كم كرده يا آن را به كلي حذف كنيد. با تمرين و ممارست به ندايي دروني دست خواهيد يافت كه شما را در انتخاب رژيمي مناسب با ذات و ساختار فردي شما راهنمايي خواهد كرد. اين راهنمايي‌ دروني كارآيي جسماني، سلامتي و نيروي رواني شما را حفظ خواهد كرد.

غذاها و نوشيدني‌هاي ساده و طبيعي، غيرمحرك، سازنده و انرژي‌زا روان را آرام و خالص نگه داشته و به يوگي در بدست آوردن هدف غذايي زندگي كمك مي‌كنند. يك رژيم سالم نه تنها به معني خوردن غذاهاي مناسب است، بلكه خوردن آنها به مقدار صحيح، در شرايط مناسب و با نگرش درست را نيز دربر مي‌گيرد.

قوانين مصرف صحيح مواد غذايي

  • همواره غذاي خود را محترم بشماريد. هر غذايي را با ذكر شكر آغاز كنيد.
  • در خلال خوردن غذا، حالتي صلح‌آميز پيشه كنيد. اگر تنها هستيد، در سكوت فرو رويد. اگر با خانواده غذا صرف مي‌كنيد، سعي كنيد در مورد تجارب ناخوشايند بحث و گفتگو نكنيد. صحبتهاي مهربانانه مي‌تواند در ايجاد تعادل كه نهايتاً عمل هضم را تقويت كرده و توانايي بدن را براي جذب غذا بالا مي‌برد مؤثر باشد.
  • هنگام عصبانيت غذا نخوريد. مدتي استراحت كنيد تا روان شما آرام و قرار گيرد. بهنگام عصبانيت سموم توسط غدد در خون ترشح مي‌شود.
  • زمانيكه غذا خيلي گرم يا خيلي سرد مي‌باشد، نخوريد. در اين وضعيت معده تحريك شده غذا را خوب هضم نمي‌كند.
  • بخودتان زياد فشار نياوريد. چيزهايي را كه دوست نداريد بخوريد. همينطور فقط غذاهايي را كه خيلي دوست داريد زياد نخوريد.
  • از خوردن چند نوع غذاهايي كه با هم قاطي شده‌اند پرهيز كنيد چرا كه هضم آنها مشكل است. هميشه تعادل را در خوردن غذاهايي كه دوست داريد بكار ببنديد، هميشه غذاهاي ساده بهترين غذاها هستند.
  • حداقل در هر وعده غذايي مقداري غذا بخوريد تا خونتان قليايي شود.
  • از خوردن نوشيدني‌ها بهنگام صرف غذا خودداري كنيد چرا كه شيره معده را آبكي كرده باعث عدم هضم غذا شده مشكلاتي را براي معده فراهم مي‌كند.
  • دهانتان را تميز نگه داريد، چرا كه دهان دوازده دستگاه گوارش مي‌باشد.
  • به آهستگي غذا بخوريد و مزه غذايتان را حس كنيد. بخوبي بجويد. بخاطر داشته باشيد كه مرحله هضم از دهان شروع مي‌شود. غذا اشتها آورد از طريق خوب جويدن شيره سالو يا و ديگر شيره‌هاي مرتبط با هضم را در معده افزايش مي‌دهد.
  • با اعتدال بخوريد. راز سلامت و سعادت در اين است كه هميشه كمي گرسنه باشيد. بار اضافي بر معده تحميل نكنيد. خوردن بيش از اندازه، از عمل هضم، جذب و رشد جلوگيري كرده، باعث تحميل كار اضافي بر اعضاء گشته، آنها را در معرض استرس قرار داده و نسبت به بيماريها آسيب‌پذير مي‌نمايد.
  • پرخورها و طرفداران فلسفه اپيكور Epicureans هيچگاه نمي‌توانند در يوگا موفقيت دست يابند. هر كس بتواند رژيم غذايي خود را كنترل كند، مي‌تواند يوگي شود. به اندازه ربع اين حجم آب بنوشيد و ربع باقيمانده را براي انبساط گازها باقي بگذاريد.
  • سعي كنيد تا آنجا كه ممكن است كمتر غذاهايي كه بر روي آنها اعمال مصنوعي انجام شده، مصرف كنيد.
  • ساعات غذا خوردن خود را تثبيت كرده و تلاش نمائيد تا از خوردن بين وعده‌هاي غذايي پرهيز كنيد. اگر در زمان غذا خوردن احساس گرسنگي نمي‌كنيد، تا وعده بعدي ناشتا بمانيد. فقط وقتي واقعاً گرسنه هستيد غذا بخوريد. از گرسنگي كاذب برحذر باشيد. خروج گاز معده خوب است. براي شنيدن صداي دروني‌تان انتظار بكشيد و فقط در اين صورت مقداري غذا به او پيشكش كنيد.
  • بهترين حالت غذا وقتي است كه به مقدار كمي پخته شود. پختن بيش از حد از ارزش غذايي و طعم آنها مي‌كاهد.
  • از خوردن غذاي زياد در ساعات آخر شب خودداري كنيد. در اين اوقات، برنج يا نخود و لوبيا نخوريد، چرا كه هضم اين غذاها مشكل بوده و بيدار شدن و مديتيشن صبحگاهي را براي شما دشوار مي‌كند. اگر خيلي گرسنه هستيد، يك غذاي سبك مانند ميوه ميل كنيد.
  • براي زندگي كردن بخوريد و براي خوردن زندگي نكنيد. شما براي حفظ گرماي بدن، توليد سلول‌هاي جديد و ترميم بافت‌هاي فرسوده به غذا نيازمنديد. در عادات غذايي خود ساده باشيد. كسي كه به طور منظم تمرين مديتيشن مي‌كند به غذاي بسيار اندكي نياز دارد.
  • صرف مقداري عسل و ليمو در صبح براي تأمين سلامتي و كسب انرژي سودمند بوده و خون را خالص مي‌كند.
  • آساناها را بلافاصله پس از خوردن يا وقتي گرسنه هستيد تمرين نكنيد. همچنين توصيه مي‌شود كه بلافاصله پس از صرف غذا، كار جسمي سنگين انجام ندهيد. صبحها، زماني كه نيروهاي فيزيكي و عصبي‌تان در حداكثر توانايي خود مي‌باشند، در صورت انجام فعاليت‌هاي جسمي متعادل مثل قدم زدن به سمت ايستگاه اتوبوس، مي‌تواند معده‌تان را فعال كند. بطوريكه كارش را بخوبي انجام دهد. پس از شام هيچ كاري بجز تفريح نبايد صورت گيرد. نيروي بدن در حداقل خود بوده و نبايد تحت فشار اضافي، غذا صرف كنيد. هنگامي كه ناراحت و عصباني هستيد، سموم توسط غدد ترشح شده و به جريان خون وارد مي‌‌گردند.
  • سعي كنيد به مدت 10 دقيقه پس از هر وعده غذايي، در حالت و اجرا آسانا بنشينيد (نشستن بصورت دو زانو)
  • بنده غذا و نوشيدني نشويد. نگراني بيش از حد در مورد رژيم غذايي نداشته باشيد. اگر به غذا زياد فكر كنيد جنبه جسماني و مادي تفكر شما قويتر مي‌شود.
  • سعي كنيد يك روز در هفته روزه بگيريد. روزه گرفتن سموم را از بدن پاك كرده، مكانيسم داخلي را بهبود بخشيده و به اعضاء ديگر استراحت مي‌دهد.
  • خدا را به خاطر داشته باشيد. او فراهم‌كننده همه غذاها و اعطاكننده همه نعمتها است. خدا را هنگام خوردن غذا بياد داشته باشيد و او را قبل و بعد از خوردن شكر كنيد.

 

 

روزه از ديدگاه سوامي شيواناندا

واجب‌ترين تكليف براي هر انساني، انجام سادانا (تمرينات معنوي) براي درك پروردگار است. براي تحقق اين امر، وجود جسم و رواني سالم مهمترين مسئله است.

روزه تا حد زيادي به نگهداري بدن در وضعيتي مطلوب از لحاظ سلامتي كمك مي‌كند. روزه‌داري توسط كليه اديان به عنوان اولين پله از پله‌هاي دستيابي به زندگي الهي توصيه شده است.

 

روزه و فوايد آن

كوچكترين نشانه‌اي از بيماري در بدن علامتي است براي گرفتن روزه به مدت يك يا دو روز. جانوراني كه تنها به طبيعت وابسته‌اند، به طور طبيعي روزه مي‌گيرند. خودداري از نوشيدن آب به طور مطلق خيلي مشكل است. عصاره دو يا سه ميوه را به صورت مخلوط با مقدار قابل توجهي آب مصرف كنيد. هنگام روزه‌داري هيچ گونه غذايي جامد يا ميوه‌هاي تازه مانند موز نبايد مصرف شوند. اين نوع روزه براي حفظ سلامتي مناسب است.

روزه، درماني سريع براي بسياري از ناخوشي‌ها است. روزه به معده استراحت داده و سموم را از بدن پاك مي‌كند. همچنين بدن را پاكيزه كرده و آن را پر از انرژي مي‌كند.

در زمان روزه‌هاي طولاني مدت مراقبت زيادي لازم است. اين گونه روزه‌داري‌ها تحت راهنمايي يك فرد مجرب مي‌بايست انجام گيرد. در غير اين صورت امكان ايجاد مضرات، بيشتر از فوايد آن خواهد بود. دو يا سه روز روزه‌داري مي‌تواند بدون راهنمايي انجام شود. انجام روزانه تنقيه در خلال روزه و يكي دو روز بعد از آن لازم است. يك روزه 24 ساعته به ارگانهاي داخلي بدن فرصت استراحت خواهد داد. در نتيجه، ذهن ساعات بيشتري را براي تفكر در مورد ذات الهي در اختيار خواهد داشت. روزه جسم را دوباره جوان كرده و ذهن را وادار به تمركز مي‌كند. تمامي انرژي‌هاي شما تجديد خواهند شد. از لحاظ فيزيكي، بدنتان تحت ترميم كامل قرار مي‌گيرد. از لحاظ رواني، تمركز بيشتري بدست آورده و توانايي مقاومت بيشتري در برابر اختلالات فيزيكي يا بيماري و خستگي بدست خواهيد آورد. با وجود اينكه روزه يك روش درماني است نبايد از آن تحقق امري محال را انتظار داشت. روزه بيماري‌هاي ناشي از كمبود مواد را كه نتيجه تغذيه ناكافي هستند، همچنين نقوص مادرزادي و اختلالات ارگانيك جدي را بهبود نمي‌بخشد. روزه‌هاي طولاني مدت در خلال بيماري‌هاي سل، كم‌خوني بدخيم (خطرناك) و نيز در خلال حاملگي توصيه نمي‌شود.

روزه، آگاهي روشني در مورد موضوعات مختلف ايجاد مي‌كند. فردي كه به طور صحيح در فواصل منظم روزه مي‌گيرد، افكار شفافي دارد. نيز قدرت بيان و قوه تصوري را داراست كه ديگران فاقد آنند. «من» او هيچگاه در برابر وي قرار نمي‌گيرد. افكار او عالي و محكمند. در كارهايش سخت كوش است. عقايد او اشعه نوراني در تاريكي زندگي انسانها مي‌باشد.

 

 

اثر درماني روزه

روزه‌داري يكي از عوامل درمان طبيعي است و مي‌تواند سلامتي را زماني كه روشهاي ديگر بي‌ثمر بوده‌اند، به بدن بازگرداند. روزه فرصتي براي پاكسازي به بدن مي‌دهد. يك روزه مطلق به معناي اجتناب از خوردن اغذيه، چه جامد و چه مايع است. آب غذا نيست و باعث برانگيختن اشتها نمي‌شود. در خلال روزه، مقدار زيادي آب بنوشيد. اين امر باعث از بين رفتن ضعف مي‌شود.

روزه‌داري يا گرسنگي كشيدن تفاوت دارد. روزه جهت مقاصد مذهبي و يا تجديد سلامتي بدن به كار مي‌رود و عبارت است از ترك غذا هنگامي كه گرسنگي واقعي وجود ندارد. اين امر باعث حذف سموم تجمع يافته در بدن شده و به طبيعت اجازه اعمال رضايت‌بخش درماني مي‌دهد.

با روزه گرفتن، بيماري‌ها را ريشه‌كن كرده، سلامت، نشاط و نيروي بدن را تجديد مي‌كنيد. «پرانا» توسط روزه‌داري يكي گشته و جرقه زندگي دوباره روشن مي‌شود.

اگر در خلال روزه‌داري تمايل به استفراغ كردن داريد، مقدار زيادي آب بنوشيد. آب را مي‌توانيد توسط اندكي عصاره ليمو طعم‌دار كنيد. يكبار تنقيه انجام دهيد. اگر استفراغ ادامه يافت، روزه را به آرامي و با احتياط بشكنيد. هنگامي كه عمل قبل بسيار آهسته شده و يا احساس ضعف شديد به شما دست داده است. فكر خود را به سوي خداوند متوجه كنيد. از افكار والا و الهي استقبال كنيد. روزه را تا زماني كه احساس گرسنگي كنيد، ادامه دهيد. معمولاً زبان پاك شده ، مزه دهان و نفس خوشايند گشته و رنگ رخسار به روشني مي‌گرايد.

 

شكستن برنامه‌ريزي شده روزه

روزه را مي‌توان در هر زماني شكست. اما اگر آن را پيش از پيدايش طبيعي گرسنگي بشكنيد. از حداكثر منافع آن استفاده نخواهيد كرد. پس از شكستن صحيح روزه و نيز در خلال مدت زمان شكستن آن ممكن است دچار يبوست شويد. ولي اين اختلال كمي ديرتر كاملاً ناپديد خواهد شد. به همين دليل است كه استفاده از رژيم غذايي حاوي ميوه در طي چند روز اول پس از روزه‌داري مفيد است. ميوه‌ها به سهولت هضم شده و پريستالسيس را تحريك مي‌كنند.

تمايل غيرعادي به بيشتر خوردن و صرف انواع مختلف غذاها ممكن است پس از شكستن روزه پديدار شود. زبان و معده ممكن است به شدت طغيان كنند. احتياط كنيد اين اشتهاي غيرطبيعي را مهار كنيد.

اگر روزه به طرز صحيح شكسته نشود و معده در نتيجه پرخوري و خوردن غذاهاي سنگين انباشته شود، ممكن است پرباد شود. براي خارج شدن از اين وضعيت دوباره روزه بگيريد. حمام داغ بگيريد و يك يا دو بار در روز تنقيه انجام دهيد. وقتي تورم ناپديد شد، روزه را بشكنيد و اين كار را آهسته‌تر و با احتياط بيشتر انجام دهيد. مي‌توانيد روزه‌تان را با يك سوپ سبزيجات مختصر يا آبميوه رقيق شده يا با آب نارگيل بشكنيد.

در موارد روزه‌داري طولاني مدت، رژيم فوق را در طول مدت روزه بكار بريد.

قدرت هاضمه پس از روزه‌داري طولاني بسيار ضعيف مي‌شود و نمي‌توانيد غذاهاي سنگين را بلافاصله بخوريد. طبيعت براي تجديد و تقويت بدن به زمان نياز دارد.

شير غذاي سنگيني است. بهتر است روزه خود را با شير باز نكنيد. مي‌توانيد آن را بتدريج بنوشيد.

پس از يك روزه طولاني، نصف ليوان آبميوه رقيق شده با آب بنوشيد و 3 تا 4 بار در طول روز اول پس از روزه اين عمل را تكرار كنيد.

سؤالات :

  1. چرا روزه مفيد است؟
  2. انسان بايد با چه فواصل زماني و به چه مدت روزه بگيرد؟
  3. رژيم ساتريك را توضيح دهيد؟
  4. اثر غذاهاي راجاسيك و تاماسيك چيست؟

 

دستگاه اسكلتي

دستگاه اسكلتي از 206 استخوان بعلاوه نوارهاي رباطي محكمي كه آنها را به هم پيوند مي‌‌دهد تشكيل شده است. اسكلت داربست ساختماني بدن را مي‌سازد و در عين حال وظيفه محافظت و حمايت اعضاي ظريف داخلي مانند مغز، قلب و ريه‌ها را به عهده دارد. اسكلت مرده يا غيرفعال نيست، بلكه رشد و تغيير كرده و خود را بسته به تقاضاي بدن تطبيق مي‌دهد. هر استخوان عضوي زنده بوده و خون فراواني دريافت مي‌كند. در درون مغز استخوان،‌گلبول‌هاي قرمز و سفيد همواره در حال توليدند. اسكلت حدود 18 درصد وزن بدن انسان، يعني حدود 11 كيلوگرم را تشكيل مي‌دهد. همچنين به عنوان محلي براي ذخيره مواد معدني، بخصوص كلسيم، انجام وظيفه مي‌كند.

استخوان‌هاي اصلي بدن                             تعداد

جمجمه                                                  23

هيوئيد                                                    1

مهره‌ها                                                   33

دنده‌ها                                                    24

جناغ سينه                                               1

ترقوه‌ها                                                   2

استخوان كتف                                          2

دستها                                                     60

كمربند                                                    2

پاها                                                       58

جمع                                                      206

 

استخوان‌ها

قسمت خارجي استخوان‌ها از بافت استخواني سخت و متراكم و بخش داخلي از بافت استخواني اسفنجي ساخته شده است. استخوانها حاوي عروق خوني بوده و توسط يك غشاي فيبري به نام پريوستيوم (perioseteum) پوشيده شده‌اند.

پريوستيوم مسئول رشد و ترميم استخوان است. در قسمت مياني استخوانهاي دراز، حفره‌اي مملو از ماده‌اي بنام مغز استخوان وجود دارد. گلبول‌هاي قرمز و سفيد در اين محل توليد مي‌شوند. اختلالي شايع به نام پوكي استخوان (استئوپوروز) Osteoporosis در خانمها شايع‌تر از آقايان است. در اين اختلال، مواد معدني و كلاژن از بافت استخواني تخليه مي‌شوند و به اين ترتيب، حجم و استحكام استخوان كاهش مي‌يابد. رژيم غذايي گياهي بهترين راه پيشگيري از اين وضعيت است.

 

اسكلت The Skeleton

ستون فقرات، تكيه‌گاه دستگاه اسكلتي است و از بلوك‌هاي اتصال يافته به يكديگر به نام مهره‌ها تشكيل شده است اين مهره‌ها بر روي يكديگر قرار گرفته و يك ستون مي‌سازند. ستون فقرات تنه و سر راه نگه داشته و از طناب نخاعي محافظت مي‌كند. ستون مهره‌ها به نواحي گردني، سينه‌اي، كمري، ساكرال و كوكسيژنال (دنبالچه‌اي) تقسيم مي‌گردد. 12 جفت دنده كه تنفس دنده‌اي را مي‌سازد، از دو طرف هر يك از مهره‌هاي سينه‌اي منشاء مي‌گيرند. دو تيغه شانه‌اي (اسكاپول) توسط 2 استخوان ترقوه (كلاويكول) به قفس دنده‌اي متصل مي‌شوند.

دستها به اسكاپولاها متصلند كه شامل هومروس (بازو)، اولنا وراديوس (ساعد)، كارپال‌ها (استخوان‌هاي مچ دست) و متاكارپال‌ها و فالانكس‌ها (استخوان‌هاي كف دست انگشتان) مي‌باشند.

در ناحيه ساكرال در بخش تحتاني ستون فقرات، 12 استخوان پهن، لگن خاصره را مي‌سازند. لگن تكيه‌گاهي براي اتصال پاها فراهم مي‌آورد. پاها از قسمتهاي ران با (فمور)، زانو يا (پاتلا).

ساق يا (تي‌بي‌يا)، استخوان‌هاي مچ پا يا تتاارسال‌ها استخوان‌هاي كف پا و نيز انگشتان پا تشكيل يافته‌اند.

جمجمه بر روي اولين مهره گردني قرار داشته و از چندين استخوان كه كاسه سر و استخوان‌هاي صورت را شامل مي‌شوند، تشكيل شده است.

طناب نخاعي از طريق سوراخي در قاعده جمجمه به حفره كاسه سر وارد مي‌شود.

 

ستون فقرات

ستون فقرات، ستون حمايت‌كننده مستحكمي است كه از سر تا انتهاي پشت ادامه دارد و استخوان‌هاي شانه، دنده‌ها و استخوان‌هاي لگني به آن متصل مي‌گردند.

ستون فقرات شامل 33 مهره است كه توسط تعدادي غضروف و مفصل به هم اتصال مي‌يابند. هر مهره، به استثناي دنبالچه، داراي سوراخي مركزي است كه طناب نخاعي از آن مي‌گذرد. اين 33 مهره به پنج گروه تقسيم مي‌شوند كه به ترتيب از بالا به پايين عبارتند از:

مهره‌هاي گردني                                                                                       7

مهره‌هاي سينه‌اي                                                                                     12

مهره‌هاي كمري                                                                                       5

مهره‌هاي ساكرال به هم جوش خورده و يك استخوان را مي‌سازند                        5

مهره‌هاي كوكيژنال به هم جوش خورده و يك استخوان را مي‌سازند                      4         

جمع                                                                                                      26/33

مهره‌هاي ناحيه ساكرال و دنبالچه در بزرگسالان به هم جوش خورده و ساكروم و كوكسيكس (دنبالچه) را  مي‌سازند. بنابراين، بر خلاف كودكان كه داراي 33 مهره مي‌باشند بزرگسالان تنها 26 مهره دارند.

در يك فرد بزرگسال طبيعي كه كاملاً صاف ايستاده است، ستون فقرات در 4 قسمت انحناي خفيف دارد. در ناحيه سر، به طور خفيف به سمت جلو انحناء پيدا كرده (انحناي گردني) و سپس به سمت عقب متمايل شده و در پايين كتف قوسي ايجاد مي‌كند (انحناي سينه‌‌اي) پس از آن، در بالاي لگن مجدداً قوسي به جلو ايجاد كرده (انحناي كمري) و در انتهاي ستون مهره‌ها دوباره به سمت عقب انحنا مي‌يابد (انحناي لگني).

دو انحناي اوليه در زمان تولد موجود است: انحناي سينه‌‌اي و انحناي ساكرال ايجاد انحناي گردني زماني كه كودك شروع به بالا گرفتن سر مي‌كند، آغاز مي‌شود. انحناي كمري هنگامي كه بچه شروع به راه رفتن مي‌كند شكل مي‌گيرد.

چهار انحناي مذكور، به ستون فقرات بزرگسالان خاصيت ارتجاعي فنري مي‌بخشند كه هنگام راه رفتن و پريدن نقشي اساسي دارد. وضعيت‌هاي بدني نادرست ممكن است انحناهاي ستون فقرات را تشديد كنند. افزايش در انحناي سينه‌اي، كيفور (قوز) نام دارد. (شانه‌ها و پشت به صورت گرد درمي‌آيند). تشديد انحناي كمري لوردوز نام دارد. انحناي جانبي اسكوليرز ناميده مي‌‌شود. دلايل بسياري براي ايجاد اين وضعيت وجود دارد، مانند راشي‌تيسم، وضعيت غيرمناسب بدن در زمان نوزادي و فلج اطفال. اما شايع‌تر از همه، حالات بدون علت (ايديوپاتيك) مي‌باشند. تمرين منظم آسانا ممكن است به اصلاح اين اختلالات كمك كند. ديسك‌هاي بين مهره‌اي و فضاهاي بين مهره‌ها با بافت الاستيك پر شده‌اند كه به منزله جذب‌كننده ضربان شديد و نيز محافظ ستون فقرات و طناب نخاعي عمل مي‌كنند. انعطاف بين ديسك‌ها بتدريج شروع به كاهش يافتن مي‌كند. با اين وجود با تمرين منظم آسانا مي‌توان آن را در وضعيتي مناسب نگاه داشت. اگر ديسكي جابجا شده يا دچار بيرون‌زدگي شود و عصب نخاعي مجاور را كه از نخاع بيرون آمده است، تحت فشار قرار دهد، درد شديدي در پشت تا باسن و پاها احساس خواهد شد.

 

حركات ستون فقرات

  1. فلكسيون: خم شدن ستون فقرات به جلو اين حركت در ناحيه گردني بيشترين حد خود را داراست. با اين حال، ميزان آن در ناحيه كمري نيز قابل توجه است. مثال: پاس‌چي‌موتاناسانا و پاداهاستاسانا.
  2. اكستانسيون: خم شدن به عقب در ناحيه كمري بيشترين حد را دارد اما در گردن نيز رخ مي‌دهد. مثال : بهوجانگاسانا ، شالابهاسانا و داهانوراسانا .
  3. چرخش در: تاب خوردن ستون فقرات به صورت طولي در ناحيه سينه‌اي فوقاني بيشترين آزادي را داراست و در نواحي ديگر قابل چشم‌پوشي است. مثال: آردها مات سندراسان.
  4. خم شدن به طرفين: بيشترين حد را در نواحي گردني و كمري دارد. مثال : تريكوناسانا .
  5. حركات دوراني Circumduction : تركيبي از همه حركات فوق كه طي آن تنه، به منزله سطح مخروطي عمل مي‌كند كه رأس آن پايين قرار گرفته است.

 

دنده‌ها

12 جفت دنده (در كل 24 عدد) به 12 مهره سينه‌اي متصلند. اغلب اين زوج‌ها در جلو به هم مي‌رسند و توسط غضروف‌هاي دنده‌اي به جناغ سينه متصل مي‌گردند. مجموعه دنده‌ها و جناغ سينه. قفس دنده‌اي نام دارد. 7 جفت دنده فوقاني مستقيماً به جناغ سينه متصل مي‌شوند و در نتيجه « دنده‌هاي حقيقي» نام دارند. زوجهاي 8 ، 9 و 10 (دنده‌هاي كاذب) مستقيماً به اين استخوان متصل نمي‌شوند. آنها به سمت دنده هفتم تحدب يافته و به آن مي‌پيوندند. 2 زوج انتهايي دنده‌ها به هيچ وجه به جناغ سينه متصل نمي‌شود و « دنده‌هاي شناور» نام دارند.

 

مفاصل

مفاصل، نقاط تماس بين استخوان‌ها مي‌باشند. با اينكه اكثر آنها اجازه حركت قابل توجهي را به استخوان‌ها مي‌دهند، برخي مثل مفاصل بين مهره‌ها تنها حركات محدودي دارند.

مفاصل بين استخواني كه ارزش عملي بيشتري دارند، مانند شانه، آرنج،‌ لگن و زانو، بر حركات كنترل شده و رضايت‌بخش منجر شده و سهم بزرگي در لذت بخشيدن به زندگي ما دارند.

 

حركت‌ها

مشخصات ساختماني

مثال

نوع مفصل

فلكسيون

اكستانسيون

بخش ترقوه مانند در درون كاسه‌اي مقعر جاي مي‌گيرد.

آرنج، زانو، برپا،

مفاصل بين انگشتي انگشتان دست و پا

لولا

چرخش

زائده كماني شكل

به دور بخش ميله مانند

مفصل بين اولين و دومين مهره‌ي گردن

محور

بيشترين دامنه‌‌ي حركات:

فلكسيون، چرخشي، و حركات دوراني

زائده گلوله‌اي شكل

در درون كاسه‌اي مقعر

مفاصل شانه و لگن

گلوله و كاسه

حركات لغزنده

بدون هيچگونه حركت دايره‌اي يا زاويه‌دار

نسبتاً مسطح

سطوح مفصلي كه بر روي هم سر مي‌خورند

مفاصل بين مهره‌هاي مجاور با مفاصل بين استخوانهاي كارپال و استخوانهاي تارشال

سطوح مفصلي لغزنده

 

 

مفاصل كارپونتا كارپال

شصت

مفاصل رزيني

 

 

سؤالات :

  1. بدن انسان چند استخوان دارد؟
  2. بزرگسالان و كودكان هر كدام چند مهره دارند؟
  3. نواحي مختلف ستون فقرات كدامها هستند؟
  4. انواع اصلي حركت را كه ما توسط بخش‌هاي مختلف بدن قادر به انجام آنها هستيم. تشريح كنيد.
  5. اعمال اصلي دستگاه اسكلتي كدامها هستند؟

 

دستگاه ماهيچه‌اي

بيش از 600 ماهيچه در بدن وجود دارد كه حدود نيمي از وزن آن را تشكيل مي‌دهند. ماهيچه‌ها حركت را امكان‌پذير ساخته و از طريق غلبه بر جاذبه باعث نگهداري بدن در وضعيت طبيعي مي‌شوند. سه نوع ماهيچه وجود دارد: ارادي يا مختلط – غيرارادي يا صاف و ماهيچه قلبي .

ارادي يا مختلط

به ماهيچه‌هايي اطلاق مي‌شود كه داربست اسكلتي بدن را در برمي‌گيرند. اين ماهيچه‌ها كه ماهيچه‌هاي اسكلتي نيز ناميده مي‌شوند، بزرگترين بخش بافت عضلاني را تشكيل داده و به صورت خودآگاهانه توسط فرد قابل كنترل است. آنها ممكن است به صورت مستقيم به استخوان‌‌ها متصل شوند يا توسط غضروف‌ها يا نوارهاي فيبري محكم به نام تاندون‌ها به اين اجزا اتصال يابند. تاندون‌ها كارآيي را افزايش مي‌دهند.

لازم است بدانيم كه ماهيچه‌ها تنها كشيده مي‌شوند و نه عكس آن را. آنها معمولاً به صورت زوج وجود دارند تا بتوانند  اعمال متضاد را انجام دهند. در اين حالت يك ماهيچه منقبض شده و ديگري استراحت مي‌كند. به عنوان مثال، عضله دوسر بازوئي بازو را خم مي‌كند و سه سر آن را باز مي‌كند. اين اعمال دوگانه، كنترل و تنظيم حركات را به طور قابل توجهي بهبود مي‌بخشند.

هر ماهيچه اسكلتي منشا و محل اتصالي دارد. مثلاً منشاء ماهيچه‌ها دوسر بازوئي بر روي استخوان شانه است و «ورود» (محل اتصال آن) بر روي استخوان راديوس يعني يكي از استخوان‌هاي ساعد مي‌باشد. قسمت حجيم و نرم ميانه ماهيچه، شكم ماهيچه ناميده مي‌شود.

عضلات از نظر شكل متفاوتند، عضلات نواري شكل، عضلات لوكي شكل و عضلاتي كه به شكل صفحات باريك از بافت عضلاني هستند مثل عضلات ديواره شكم. هر ماهيچه از دسته‌اي فيبرهاي عضلاني تشكيل شده كه با يك روكش و غلاف پوشيده شده‌اند. ماهيچه‌ها به اعصاب كه آنها را تغذيه مي‌كنند وابسته هستند. اگر عصب تأمين كننده عضله فلج و از كارافتاده، قطع و يا سفت و سخت شود، ماهيچه قدرت حركت را از دست داده و تحليل مي‌رود. هر ماهيچه ارادي با يك يا تعداد بيشتري عصب تغذيه مي‌شود كه موجب انقباض آن مي‌شود. اين اعصاب همچنين اطلاعات حسي را از ماهيچه به مغز برده به طوري كه انقباض عضلات و حركات بدن هماهنگ انجام شوند.

 

غيرارادي يا صاف

اعمالي چون انقباضات موجي شكل به نام عمل پريستاتيك كه غذا را در طول لوله گوارشي به جلو مي‌برد را به عهده دارند. ماهيچه‌هاي غيرارادي عروق خوني و لوله‌هاي نايژه‌اي، قطر عروق و لوله‌هاي برونشي را كنترل مي‌كنند. ماهيچه حلقوي غيرارادي عنبيه ميزان نور ورودي به چشم را تنظيم مي‌كند و زماني كه نور شديد است، خودبخود منقبض شده و هنگامي كه نور ضعيف است استراحت مي‌كند.

 

تاندون‌ها

هر ماهيچه اسكلتي، جايي كه به نقطه اتصال نزديك مي‌شود، باريك گشته و به يك طناب سخت و محكم از بافت پيوندي بنام «تاندون» تبديل مي‌شود. تاندون‌ها ساختمان‌هاي فيبروني هستند كه ماهيچه‌ها را به استخوان‌ها متصل مي‌كنند. مثالي از يك تاندون بلند و محكم تاندون آشيل است. اين تاندون، ماهيچه پشت ساق پا كاسترونميوس (Gastronemius) را به پاشنه وصل مي‌كند. اين ماهيچه دو سر دارد كه هر دو از استخوان ران (فمور)، در بالاي زانو منشاء مي‌گيرند. اين ماهيچه از طريق تاندون آشيل به پاشنه وارد مي‌شود. شكل تاندون‌ها متفاوت است. ممكن است مانند تاندون‌هاي دست و پا به شكل طناب گرد، بلند، باريك و يا مانند ماهيچه‌هاي شكم، پهن و صفحه مانند باشند.

 

رباط‌ها

رباط‌ها، استخوان‌ها را در محل مفاصل به يكديگر پيوند مي‌دهند. دو نوع رباط وجود دارد: نوع فيبري سفيد غيرالاستيك و  نوع زرد الاستيك. انواع سفيد غيرالاستيك، استخوان‌ها را در پا طوري به هم پيوند مي‌دهند كه گويي آنها را در درون يك طاق قوسي شكل (هلالي شكل) چيده‌اند. اين قوس (هلال) مانند فنر عمل مي‌كند و ضربه‌هاي ناشي از راه رفتن و دويدن را خنثي مي‌كند. رباط‌ها زرد الاستيك مهره‌ها را به هم پيوند مي‌دهند. وقتي به جلو خم مي‌شويم، آنها كشيده مي‌شوند و فشار آنها به ماهيچه‌هاي پشت در بازگرداندن بدن به حالت راست و مستقيم كمك مي‌كند. اگر فشار نادرست به ماهيچه‌ها و مفاصل بدن وارد شود، ممكن است رباط‌ها پاره شوند.

 

اعمال ماهيچه‌ها

  1. فلكسيون: زاويه مفصل را كاهش داده و دو استخوان را به هم نزديك مي‌كند.
  2. ابدوكسيون : استخوان را از خط وسط بدن دور مي‌كند.
  3. اكستانسيون : زاويه مفصل را افزايش داده و دو استخوان را از هم دور مي‌كند.
  4. ادوكسيون : استخوان را به خط وسط بدن نزديك مي‌كند.
  5. چرخش : حركت به دور محور طولي، در ستون فقرات بيشترين آزادي را در ناحيه سينه‌اي داشته و در ناحيه كمر دامنه آن كم است. چرخش در ناحيه گردني اجازه حدود 90 درجه حركت را به سر مي‌‌دهد.
  6. بلند كردن : قسمتي از بدن را بالا مي‌برد.
  7. پائين بردن : قسمتي از بدن را پائين مي‌برد.
  8. انقباض اسفنكترها (دريچه‌ها): اندازه يك راه ورودي را كاهش مي‌دهد (بدون تصوير).
  9. سخت‌كننده‌ها : قسمتي از بدن را سفت و سخت مي‌كنند كه باعث محكم‌تر و استوارتر شدن آن مي‌شود.

10- ساپي‌ناسيون (Supination) : كف دست را رو به بالا مي‌پرخاند كه اين عمل نتيجه چرخش ساعد است

11- پروناسيون (Pronation) : كف دست را رو به پايين مي‌چرخاند كه اين عمل نتيجه چرخش ساعد است.

 

پرسش‌ها :

  1. سه نوع ماهيچه اصلي كدام‌ها هستند؟
  2. اعمال آنها را توضيح دهيد؟
  3. چرا داشتن طول و قدرت عضلاني خوب اهميت دارد؟
  4. تفاوت‌هاي تاندون‌ها و رباط را بيان كنيد.
  5. يازده گروه ماهيچه‌ها را براساس وظيفه‌شان نام ببريد.

 

كمردرد خود را از طريق تمرينات يوگا معالجه كنيد.

پس از سردرد، شايع‌ترين بيماري جامعه نوين كمردرد است و حداقل 80 درصد از جمعيت را در دوره‌اي از زندگي مبتلا مي‌سازد. اين اختلال همچنين يكي از پرهزينه‌ترين مسائل بهداشتي است كه از اين لحاظ با هزينه‌هاي بيماري قلبي رقابت مي‌كند. با وجود اينكه حقايق بسياري در مورد اختلالات اين ناحيه از بدن آشكار شده است در اكثر موارد، هيچ يك از دو راه جراحي و درمان دارويي راه به جايي نبرده و حتي گاهي مشكلات را وخيم‌تر مي‌كنند. با اين حال يك راه مؤثر در درمان كمردرد در تعليمات باستاني يوگا كشف شده است. اين روش يوگا، نتايج درازمدت‌تر همراه با خطر كمتري از عوارض خطرناك جانبي را به ارمغان مي‌آورد. تحقيقات اخير نشان مي‌‌دهند كه كمردرد در درجه اول معلول عادات نادرست زندگي ماست. در حال حاضر، پيشگيري و درمان متمركز است بر تشويق مردم براي تغيير در عادات زندگيشان براي مراقبت از ناحيه پشت و كمر خود در برابر استرس و فشار زياده از حد. روش باستاني تمرينات يوگا به راحتي قابل وصول بوده و براي درمان بسياري از مشكلات ناحيه كمري روزگار ما مناسب و ايده‌‌آل مي‌باشند.

ناحيه كمري خود را با تمرينات يوگا محافظت كنيد.

براي پيشگيري از كمر درد بايستي تلاش نمود تا از وارد آمدن فشار نامناسب بر بافت‌هاي آسيب‌پذير پشت در هنگام تقويت ماهيچه‌هايي كه اين ناحيه را محافظت مي‌كنند، اجتناب شود.گودي كمر (لوردوز) باعث وارد آمدن فشار غيرطبيعي بر بافت‌هاي نرم (ماهيچه‌ها و ديسك‌ها) مي‌شود. شكمي برآمده و كفشهايي با پاشنه بلند نيز به همين ترتيب ايجاد اشكال مي‌‌كنند. از طريق تمرين منظم آساناها، مي‌توان لگن را به عقب بازگردانده و لوردوز را برطرف كرد. نشستن بر روي صندلي‌‌هاي نرم و يا صندلي اتومبيل مي‌تواند بيش از ايستادن در اين ناحيه ايجاد استرس كند. تمرينات يوگا حالت عضلاني خوبي (بخصوص در عضلات شكم) ايجاد مي‌كنند كه كمري قوي ايجاد نموده و لوردوز را برطرف مي‌كند. وظيفه اختصاصي هر ماهيچه توسط مسير كشش تارهاي آن تعيين مي‌گردد. هيچ ماهيچه‌اي در بدن مسير كشش كاملاً مشابهي ندارند. به اين ترتيب هر جا كه بدن با ضعف عضلاني مواجه باشد، عملكرد برخي از حركات يك يا چند مفصل متأثر شده و موجب وضعيت بدني نادرست مي‌شود كه بيشتر مشكلات كمر به دليل وضعيت بدني نادرست است. اين مسئله علل فراواني دارد. برخي از اختلالات نتيجه نقايص مادرزادي يا تصادفات‌اند. اما اغلب اشكالات وضعيتي ناشي از استفاده نادرست از توانايي‌هاي بدني مي‌باشند.

ماهيچه‌هاي ارادي بدن به صورت جفت‌هاي متضاد مرتب شده‌اند تا در زمان انقباض يك ماهيچه، ديگري استراحت كند. اين ترتيب دوتايي كنترل ظريف‌تر حركات بدني را امكان‌پذير مي‌سازد (عكس‌هاي 1 و 2 را به عنوان مثالي از كشش بيش از حد و انقباض بيش از حد ماهيچه‌ها ملاحظه فرمائيد).

در زندگي مدرن، تمايل روزافزوني براي كاهش فعاليت بدني، بخصوص در ميان متخصصين مانند دندانپزشكان، پزشكان، تجار و كارمندان دفتري وجود دارد. برخي همانند تنيس‌بازان و گلف‌بازان از برخي از عضلات بيش از بقيه استفاده مي‌كنند. ماهيچه‌هايي كه مرتباً منقبض مي‌شوند، اغلب دچار سفتي يا ضعف انطباقي مي‌گردند. اين مسئله به نوبه خود موجب پيدايش وضعيت معيوب و حالات دردناك در گردن، سر و نواحي كمري مي‌شود. براي مشاهده وضعيت بدني صحيح به دياگرام «خط شاقولي » در صفحه بعد مراجعه فرمائيد.

  1. كشش (اكستانسيون) شديد ماهيچه‌اي
  2. انقباض شديد ماهيچه

 

خط شاقولي بدن از بالا به پايين :

كمي به سمت عقب رأس درز كورونال(درز عرضي روي جمجمه)

از وسط مجراي گوش داخلي

از وسط زائده اونتوئيد يا زائده متراكم اكسيس

از وسط تنه‌هاي مهره‌هاي گردني

از وسط تنه‌هاي مهره‌هاي كمري

از وسط دماغه ساكروم

كمي به سمت عقب مركز مفصل هيپ

كمي به سمت جلوي مركز مفصل زانو

كمي به سمت جلوي قوزك خارجي

نمودار وضعيت صحيح ايستادن

مطالعه انجام شده توسط سوامي ويشنودوانا : در اشرام يوگاي شيواناندا، وال مورين، كانادا

گروه 1 : تناسب عالي

گروه 2 : سر عقب‌تر از خط شاقولي

گروه 3 : سر جلوتر از خط شاقولي

گروه 4 : لوردوز (گودي كمر) آشكار

گروه 5 : لوردوز و كيفوز (قوز)

گروه 6 : پشت مسطح (برعكس لوردوز)

گروه 7 : ناهماهنگي كامل از سر تا پا

براساس جدول دانشگاه هاروارد در مورد درجه‌بندي مكانيكي بدن، 4 نوع وضعيت بدني وجود دارد. طيفي از حالت بدني مكانيكي عالي تا ضعيف. با اين حال طبق مطالعه‌اي كه توسط سوامي ويشنودواناندا در مركز يوگاي شيواناندا در كانادا و در تابستان سال 1974 انجام شده است. در واقع 6 گروه وضعيتي متفاوت وجود دارد (تصوير بالا). اين تحقيق بر روي 600 شركت كننده در كلينيك پيشگيري يوگا براي تصحيح وضعيتي و اختلالات فيزيكي ديگر، انجام گرفته است. شركت‌كنندگان از تعداد زيادي از مبتديان تا پيشرفته تشكيل شده و از همه گروههاي سني بين 3 تا 80 سال در ميان آنان وجود داشت اختلالات وضعيتي نه تنها منظره جالبي ندارند، بلكه مي‌توانند موجب دفرمه شدن (نقض عضو، از شكل افتادگي و انحراف) و نيز اختلالات حركتي شوند.

جدول دانشگاه هاروارد براي درجه‌بندي مكانيك بدن

گروه 1 : استفاده مكانيكي عالي از بدن

الف – سر مستقيم بالاي سينه، لگن و پاها

ب – سينه بالا و رو به جلو

ج – شكم داخل يا صاف

د – در ناحيه پشت و كمر انحناها تشديد نشده‌اند.

گروه 2 : استفاده مكانيكي خوب از بدن (در مقايسه با گروه 1)

الف – سر زياده از حد رو به عقب متمايل است.

ب – سينه به خوبي گروه 1 بالا و رو به جلو نيست.

ج – شكم كمي تغيير پيدا كرده

د – پشت كمي تغيير يافته

گروه 3 : استفاده مكانيكي ضعيف از بدن (در مقايسه با گروه 1)

الف – سر جلوتر از سينه

ب – سينه به خوبي گروه 1 بالا و رو به جلو نيست.

ج – شكم شل و رو به جلو

د – انحناي كمر تشديد شده

گروه 4 : استفاده مكانيكي بسيار ضعيف از بدن (در مقايسه با گروه 1)

الف – سر باز هم جلوتر از سينه

ب – سينه مسطح‌تر و عقب تر

ج – شكم شل و كاملاً رها و برآمده

د – انحناءهاي پشت در حد زياد

 

وضعيت بدني يوگا و قابليت حركت

نوشته : سوامي ويشنودواناندا

رقاصه باله به آرامي و زيبايي در حاليكه بازوانش را با حالتي قشنگ بالا گرفته و روي انگشتان پايش مي‌چرخد، در نقطه ديگري از شهر، بازيكن بسكتبالي به هوا پريده و با مهارت تمام توپ را دب حاليكه حريفانش را پشت سر مي‌گذارند با دست كنترل مي‌كند. تماشاگران كه از حركات ماهرانه او به وجد آمده‌اند، با كف زدن او را تحسين مي‌كنند. هنگام ترك محل، تعداد كمي متوجه مي‌شوند كه حركات خودشان به همان رقاص يا ورزشكار شبيه است.

در زندگي روزمره، در ميان اعمال مشكل و جالبي كه انجام مي‌دهيم، راه رفتن و ايستادن راست و مستقيم قابل ذكرند. با اينكه اين اعمال ساده به نظر مي‌رسند، در واقع به اندازه كارهاي يك شعبده‌باز بر روي صحنه مشكل مي‌باشند.

در ابتدا، انحناي گنبدي شكل كف پا قرار دارد، استخوان ساق بر روي پا در حالت تعادل است. بالاتر از آن، استخوان سنگين‌تري بنام ران قرار دارد كه انتهاي گره مانند آن، استخوان سنگين‌تري بنام لگن را نگه مي‌دارد. بالاتر از لگن، 26 مهره بر روي يكديگر قرار گرفته‌اند كه به نوبه خود ساختمان سنگين‌تري بنام جمجمه را نگه مي‌دارند. بدن انسان، اين ساختمان خارق‌العاده، نه تنها مي‌ايستد بلكه خم مي‌شود، مي‌چرخد، راه مي‌رود و مي‌دود. راست ايستادن مستلزم متعادل كردن كليه اجزاي فوق است. براي كمك به انجام اين امر، استخوان‌ها توسط رباط‌ها به هم پيوند مي‌خورند. بدن توسط ماهيچه‌ها حركت كرده و به جلو برده مي‌شود.

ماهيچه‌ها به نوبه خود توسط تاندون‌ها به ساختمان‌هاي حمايت‌كننده خود (استخوان‌ها) اتصال مي‌يابند. مفاصل متفاوت به ما اجازه انواع حركات را مي‌‌دهند.

براي درك چگونگي رخ دادن ناتواني حركتي، بايد طبيعت و عمل اجزاي مختلف بدن و اينكه چطور اين اجزا تحت تأثير آساناهايا يوگا قرار مي‌گيرند، را بررسي كنيم. با تمرينات مناسب يوگا، قابليت ارتجاعي بدن را حتي تا سنين بالا مي‌توان حفظ كرد. جهت برآورد انعطاف نسبي بدن، آزمايش‌هاي ساده‌اي براي تعيين محل نواحي سفتي بيش از حد قابل انجامند.

براي ايجاد وضعيت بدني و تعادل صحيح، رباط‌ها بايد بلند بوده و حالت ارتجاعي داشته باشند. معمولاً با بالا رفتن سن، رباط‌ها سخت و كوتاه مي‌شوند. وضعيت بدني نادرست، بدون تمرين صحيح، ايجاد اين حالت را تسريع كرده و بدن قابليت حركت را از دست مي‌دهد و اين حالت اغلب با درد و ناراحتي همراه است. يكي از اهداف اوليه آساناها (حركات يوگا) ايجاد و حفظ حداكثر انعطاف بدني است.

رباط‌ها نوارهايي از بافت پيوندي يا فاسياها (Fascia)  هستند كه بيشترين پراكندگي را در ميان بافت‌هاي بدن دارا مي‌باشند. آنها، چنانچه لايه پوشاننده‌اي براي برخي اعضاء ديگر و يا ضميمه‌اي براي برخي اعضا باشند و يا ضميمه‌اي براي برآمدگي‌هاي دراز، عامل تعيين‌كننده دامنه حركات ما مي‌باشند. هر تار عضلاني در درون يك فاسيا جاي دارد. هر دسته از ماهيچه‌ها نيز يك واحد عضلاني بزرگ را مي‌سازند و در درون يك فاسيا جاي دارند. اين فاسيا امتداد يافته و به صورت ضمائمي به استخوان اتصال مي‌يابد. هنگاميكه فاسيا به صورت يك ضميمه بزرگ درمي‌آيد، رباط نام مي‌گيرد. رباط‌ها ساختمان‌هاي بسيار محكمي هستند. آنها از لايه‌هاي متعدد بافت پيوندي و دسته‌هاي موازي تارها كه توسط طبيعت به طرز خارق‌العاده‌اي تائيد شده‌اند و داراي استحكام زيادي هستند، تشكيل شده‌اند.

20 سالگي                      30 تا 40 سالگي                          60 سالگي

اگر چه اين نوع سختي طبيعي است ولي با تمرينات يوگا مي‌تواند به حداقل ميزان كاهش پيدا كند. البته برخي سختي‌ها يا اختلالات حركتي بايد به عنوان قسمتي از پروسه افزايش سن پذيرفته شوند. توجه داشته باشيد كه قوس مشخص شده در خم به جلو براي سن 70 يا 80 سال نبايد براي سن 20 يا 40 سال در نظر گرفته شود.

چنين قدرتي مورد نياز است چرا كه فشار زيادي از طريق راه رتن، ايستادن و ديگر حركات بر‌ آنها وارد مي‌شود. رباط‌ها علاوه بر دارا بودن قابليت انقباض، داراي خاصيت ارتجاعي نيز مي‌باشند (مانند يك نوار لاستيكي). تقريباً در تمامي طول عمر قابليت انقباض وجود دارد ولي با بالا رفتن سن خاصيت ارتجاعي كاهش مي‌يابد. با پيشرفت سن بيولوژيك، رباط‌ها سخت‌تر مي‌شوند. اين مرحله پير شدن اغلب با شيوه‌هاي نادرست زندگي، تسريع مي‌گردد. به عنوان مثال، بسياري از دانشجويان، كارمندان و ديگر افراد كه مدت زيادي را به نشستن مي‌گذرانند، تمايل دارند گردن و سر خود را به سمت جلو خم كنند. بنابراين، اتصالات رباطي در پايين جمجمه كوتاه شده و موجب خميدگي گردن مي‌شوند. وقتي بدن به صورت مستقيم و راست قرار مي‌گيرد، فرد ممكن است احساس درد كند. قابل ذكر است، جانوراني چون گربه و سگ، به طور غريزي توسط كش و قوس دادن به بدن خود در تمام جهات در زمان ايستادن، وضعيت راحتي را حتي براي خود ايجاد مي‌كنند.

با پيشرفت سن و كاهش خاصيت ارتجاعي رباط‌ها، خم شدن محدود شده و با درد همراه مي‌گردد. رباط‌هاي كوتاه شده، بدن را به صورت خشك‌تري در مي‌آورند. در قاعده جمجمه، ستون فقرات، لگن،‌ زانوها و پاشنه‌ها مي‌توان اين پديده را مشاهده كرد. آنها ديگر اجازه دامنه‌هاي حركتي كه قبلاً طبيعي محسوب مي‌شدند را نمي‌دهند. يادآوري مي‌شود كه رباط‌ها ساختمان‌هايي پيوسته مي‌باشند. اگر بخشي از آنها دچار محدوديت شود، كل رباط متأثر گشته، در نتيجه قابليت حركت در كل بدن مختل مي‌شود. اين مطلب را مي‌توان با مثال نخي كه به يك بسته متصل است نشان داد. اگر نخ خيلي كوتاه بوده و يا گره خيلي تنگ باشد، مقدار فشار در محل گره درست به همان اندازه ديگر نقاط نخ خواهد بود.

آزمايش خاصيت ارتجاعي

براي شروع برآورد ارتجاع‌پذيري نسبي بدن آزمايش ساده‌اي انجام دهيد: روي لبه ميزي بنشينيد، زانوها و پاها را آويزان كنيد، بگذاريد بازوها، سر و تنه به صورت شل به جلو خم شوند. به آرامي زانوها را صاف كنيد. تنه تا زماني خم باقي مي‌ماند كه درد مفاصل را در زانوي خود احساس كنيد. در اين هنگام، به طور غريزي ستون فقرات خود را صاف خواهيد كرد. علت آن تحريك اعصاب به دليل كشش رباط‌هاي خلفي بدن است. آنها ساختماني پيوسته را از قاعده جمجمه تا پاشنه‌ها تشكيل مي‌‌دهند. يك برنامه منظم تمرينات ساده يوگا وضعيت بدني خوبي را از طريق وارد آمدن كشش و تقويت رباط‌ها و ماهيچه‌هاي مختلف، به وجود مي‌آورد. ماهيچه‌ها همچنين نقش مهمي در حمايت ساختمان اسكلت بدن را دارا مي‌باشند. چنين حمايتي بايد بدون قرباني شدن تحرك فراهم گردد. بدين ترتيب، يك ماهيچه بايد به اندازه كافي بلند باشد تا اجازه حركت طبيعي را به مفصل بدهد و بايد به حد كفايت كوتاه باشد تا به طور مؤثري به ثبات مفصل كمك كند.

شاگرد يوگا ممكن است قادر باشد در حاليكه تنه به جلو خم شده است زانويش را در حد 90 درجه به حالت خمش درآورد. در حاليكه يك بزرگسال غيرفعال نمي‌تواند كشش‌ها را در حد 5 يا 10 درجه ايجاد كند، چرا كه درد قابل توجهي كه ناشي از تحريك اعصاب است، ظاهر مي‌شود. علت آن است كه رباط‌ها كوتاه شده، روي اعصاب فشار وارد مي‌كنند.

فهرست معاني آناتومي

A

Abduction (حركت دادن): حركت عضلاني كه استخوان را از خط وسط بدن دور مي‌كند. اين حركت، متضاد حركت «ادوكشن» است.

Adduction (اداكشن): حركت عضلاني كه استخوان را به خط وسط بدن نزديك مي‌كند و متضاد «ابداكشن» است.

Adrenals يا Suparenals (غدد فوق كليوي): غدد درونريزي كه در بالاي كليه‌ها قرار دارند. آنها جذب مجدد سديم و آب را تنظيم مي‌كنند. متابوليسم طبيعي را بهبود مي‌بخشند. پاسخ به استرس را تسهيل مي‌كنند و به سركوب التهاب در بدن كمك مي‌كنند. وقتي بدن تحت استرس است، غدد فوق كليوي اثراتي مشابه سيستم عصبي سمپاتيك ايجاد مي‌كنند.

Alimentary Canal (Gastrointetinatltact) (لوله گوارشي) : لوله‌اي است كه از دهان شروع شده و در طول حلق، مري، معده، روده كوچك، روده بزرگ راست روده و مقعد ادامه مي‌يابد.

Alveoli (حبابچه‌هاي ريوي) : كيسه‌هاي هوايي بسيار كوچك در ريه‌ها : تبادلات گازي بين ريه‌ها و خون از طريق غشاي حبابچه‌ها انجام مي‌شود.

Aorta : شريان مركزي و بزرگترين شريان بدن از بطن چپ قلب منشاء گرفته و شريان اصلي است كه خون داراي اكسيژن از طريق آن در كليه شريان‌هاي بدن بجز شريان ريوي توزيع مي‌شود.

Arteriole (آرتريول يا شريانچه) : شريان كوچك

Artery (شريان يا سرخرگ) : رگ خوني كه خون را از قلب دور مي‌كند.

Atrium (دهليز) : هر يك از دو اتاقك فوقاني قلب كه داراي ديواره‌هاي كم ضخامت مي‌باشند، اتاقك‌هاي دريافت كننده، يكي از آنها خون را از گردش خون سستميك (عمومي) و ديگري از گردش خون ريوي دريافت مي‌كند.

B

Bicuspid Valve : مجراي پهن قلب كه دهليز چپ را از بطن چپ جدا مي‌كند.

Bronchi (برونش‌ها) : شاخه‌هاي بزرگتر درخت برونشي .

Bronshaltree (درخت برونشي) : تراشه و سيستم شاخه‌دار لوله‌هاي هوايي كه به ريه‌ها ختم مي‌شوند.

Bronchioles (برونشيول‌ها) : شاخه‌هاي كوچكتر درخت برونشي

C

Capillary (مويرگ) : عروق خوني بسيار كوچك (ميكروسكوپيك) با ديواره‌هاي بسيار نازك كه تنها يك لايه سلول دارند. آنها كوچكترين شريانها (شريانچه‌ها) را به كوچكترين رگها (رگچه‌ها) وصل مي‌كنند.

Cardiac muscle (ماهيچه قلبي) : بافت عضلاني تخصص يافته كه در ديواره‌هاي قلب وجود دارد.

Cervival region (ناحيه گردني) : بالاترين بخش ستون نخاعي كه 7 مهره دارد.

Cilia (مژك‌ها) : بيرون زدگي‌هاي موئي شكل مخاط تنفسي كه راههاي تنفسي را مفروش مي‌كند. آنها در بدام انداختن و بيرون راندن آلوده كننده‌هاي استنشاق شده مانند گرد و غبار، گرده‌هاي گياهي و باكتري‌ها كمك مي‌كنند.

Coccux (كوكسيكس يا دنبالچه) : تحتاني‌ترين مهره‌ها، استخوان منفردي كه از جوش خوردن 4 يا 5 مهره تشكيل شده است.

Colon (كولون يا قولون) : بخش مياني روده‌بزرگ كه سكوم (روده كور) را به راست روده پيوند مي‌دهد (و از قسمتهاي صعودي، عرضي و نزولي تشكيل شده است. وظيفه اصلي آن جذب آب از محتويات روده است.

Connective Tissue (بافت پيوندي) : گسترده‌ترين و بيشترين نوع بافت در بدن؛ ساختمانهاي بدن را حمايت كرده و به هم پيوند مي‌دهد.

Central Nervous System (CNS) (يا سيستم‌ اعصاب مركزي) : طناب نخاعي و مغز .

D

Diastole : دوره استراحت قلب بين انقباضات، زمانيكه بطن‌ها از خون پر مي‌شوند متضاد سيستول .

Doudenum (دئودنوم يا دوازدهه يا اثني‌عشر) : اولين بخش روده كوچك كه شبيه حرف C

است و محتويات معده به درون آن تخليه مي‌‌گردد. به اين قسمت، مجراهايي از كيسه صفرا، كبد و لوزالمعده ختم مي‌شوند.

E

Endocrine Glands (غدد درونريز) : غدد بدون مجرا نيز ناميده مي‌شوند چرا كه آنها محتويات خود را مستقيماً به درون خون يا مايع بافتي مي‌ريزند. ترشحات آنها هورمون نام دارد.

Esophagus : به Oesophagus مراجعه كنيد.

Extension : حركتي عضلاني كه زاويه بين دو استخوان را افزايش مي‌دهد و متضاد عمل فلكسيون است.

F

Flexion : حركتي كه زاويه بين دو استخوان را كاهش مي‌‌دهد و متضاد عمل اكستانسيون است.

G

Gallbladder

(كيسه صفرا) : محل ذخيره صفرا كه توسط كبد ترشح مي‌شود.

H

(Hemoglobin),Haemoglobin : هموگلوبين رنگدانه قرمز كه جزء اصلي گلبول‌هاي قرمز است. پروتئيني است كه به اكسيژن در ريه متصل شده و آن را به تمام قسمتهاي بدن حمل مي‌كند. در بافت‌ها به دي‌اكسيد كربن اتصال يافته آن را به ريه‌ها حمل مي‌كند.

Hepatic : آنچه به كبد مربوط است.

Homeostasis : وضعيت نسبي يكسان محيط دروني بدن فرآيند فعالي است كه ارگانيسم بوسيله آن يك وضعيت ثابت دروني را با وجود تغييرات خارجي حفظ مي‌كند.

I

Ileum (ايلئوم) : قسمت انتهايي روده كوچك

Insertion (دخول) :‌نقطه اتصال ماهيچه‌ كه با انقباض حركت مي‌كند.

Intercostal Muscles (عضلات بين دنده‌اي) : ماهيچه‌هايي كه بين دنده‌ها قرار دارند و در فرآيند تنفس اهميت زيادي را دارد مي‌باشند.

Isometric Contraction (انقباض ايزومتريك) : انقباض عضلاني كه در طول آن طول ثابت مانده و فشار وارد بر عضله تغيير مي‌كند.

Isotonic Contraction (انقباض ايزوتونيك) : انقباض عضلاني كه در طي آن طول تغيير يافته و فشار وارد بر عضله ثابت مي‌ماند. آساناها طبيعت ايزوتونيك دارند.

J

Jejunum (ژژنوم) : بخش مياني روده كوچك

K

Kyphosis (كيفوز يا قوز): انحناي پشتي تشديد شده در ناحيه توراسيك يا سينه‌اي ستون فقرات (قسمت فوقاني پشت).

L

Lactic Acid (اسيد لاكتيك) : محصول دفعي تنفس بي‌هوازي در طول تمرين بدني، در ماهيچه‌ها تجمع مي‌يابد و موجب خستگي عضلاني و احساس سوزش مي‌شود.

Larynx (حنجره) : جعبه صوتي كه محتوي طناب‌هاي صوتي است و در ناحيه گلو بلافاصله در زير حلق قرار دارد.

Ligament (رباط) : بافت از بالا الاستيك، فيبرو و محكم كه استخوانها را به يكديگر متصل مي‌كند.

Lordosis : انحناي تشديد شده ناحيه كمري (قسمت تحتاني پشت)

Lumbar Region (ناحيه كمري) : قسمت تحتاني نخاع و ستون فقرات، شامل پنج مهره .

M

Mucous (موكوس) : ماده ضخيم لغزنده كه توسط غدد موكوسي ترشح مي‌شود و غشاي مخاطي را مرطوب نگاه مي‌دارد.

O

Oesophagus (مري) : لوله عضلاني كه از حلق تا معده امتداد دارد. اين ناحيه غذا را از دهان به معده منتقل مي‌كند.

Origin (مبداء) : نقطه اتصال ماهيچه به استخوان كه با انقباض حركت نمي‌كند.

P

Pacemaker (ضربان ساز) : به گره سينوآتريال (Sinoatrial node) مراجعه كنيد.

Pancreas (پانكراس يا لوزالمعده) : يك غده درون و برون ريز كه در حفره شكمي قرار دارد و هورمون‌هايي نظير انسولين و آنزيم‌هاي هضم كننده را توليد مي‌كند.

Parasympathetic Nervous System : بخشي از سيستم عصبي خودكار كه  اعمال آن متضاد سيستم عصبي سمپاتيك است.

Parathyroid (پاراتيروئيد) : دو جفت، غده اندركرين در خلف غده تيروئيد كه هومئوستاز كلسيم و فسفات را توسط افزايش كلسيم و كاهش فسفات خون، تنظيم مي‌كنند.

Peripheral Nervous System (سيستم اعصاب محيطي) : اعصابي كه سيستم اعصاب مركزي را به ديگر نقاط بدن پيوند مي‌‌دهند.

Peristalsis (پريستالسيس يا امواج دودي شكل) : انقباض و شل شدن ريتميك موجي شكل ديواره‌هاي عضلاني لوله گوارش كه محتويات آن را به جلو مي‌راند.

Pharynx (حلق) : گلو گذرگاهي كه به سمت پائين امتداد يافته و از قسمت خلفي بيني و دهان تا مري ادامه مي‌يابد.

Pineal (پينه‌آل) : غده درون ريز در سر كه ملاتوئين را توليد و ساعت بيولوژيك بدن و فعاليت تناسلي را تنظيم مي‌كند.

Pituitary (هيپوفيز) : غده‌اي درون ريز به اندازه نخود كه به صوت معلق در قاعده جمجمه وجود دارد و رشد بدن را تحريك و فعاليت ديگر غدد را تنظيم مي‌كند. به اين غده، غده فرمانده نيز مي‌گويند.

Plasma : بخش مايع خون .

Platelets (پلاكت‌ها) : اجزاء كوچك سلولي در جريان خون، در انعقاد خون اهميت دارند.

Pleura : غشايي دو لايه، لايه دروني آن ريه را مي‌پوشاند و لايه خارجي حفره قفسه سينه را مفروش مي‌نمايد. يك لايه مايع، حركت بين اين دو لايه را توسط لغزنده كردن آن، ممكن مي‌سازد.

Plexus (شبكه) : شبكه‌اي از اعصاب در هم بافته .

Posture (وضعيت بدني) : قرارگيري بخش‌هاي مختلف بدن .

Pulmonary Circulation (گردش خون‌ريزي) : جريان خون بدون اكسيژن از قلب به ريه‌ها، تبادلات گازي صورت گرفته و خون اكسيژن‌دار را به قلب باز مي‌‌‌گرداند.

S

Sacral region (ناحيه ساكرال) : پنج مهره جوش خورده ستون فقرات در بالاي دنبالچه و زير مهره‌هاي كمري .

Scoliosis (اسكوليوز) : انحناي جانبي غيرطبيعي ستون نخاعي .

Sinoatrail Node (گره سينوآتريال) : گروهي از عضلات اختصاص يافته در دهليز راست كه به عنوان ضربان ساز طبيعي قلب عمل مي‌كنند.

Spirometer (اسپيرومتر): ابزاري كه براي سنجش حجمهايي از هوا كه به درون يا بيرون ريه در خلال تنفس انتقال مي‌يابد، به كار مي‌رود.

Spleen (طحال) : بزرگترين عضو لنفوئيد در بدن، طحال خون را تصفيه كرده و به عنوان يك مكانيسم دفاعي در بدن عمل مي‌كند. طحال سلول‌هاي خوني فرسوده را منهدم كرده، آهن هموگلوبين را ذخيره نموده و همچون مخزني براي خون عمل مي‌كند.

Sternum (جناح سينه) : استخواني خنجر مانند در وسط سينه همراه دنده‌ها و مهره‌هاي سينه‌اي، قفسي استخواني بنام توراكس (قفسه سينه) را مي‌سازد.

Systemic Circulation (گردش خون عمومي) : جريان خون از بطن چپ به بدن و برعكس .

Systole (سيستول) : انقباض بطن‌هاي قلب كه خون را به بيرون قلب مي‌راند و متضاد دياستول Diastol يا ورود خون به قلب است.

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: