بررسی ابعاد 3 گانۀ مدیتیشن

 0
 1912

دیپاک چوپرا / برگردان: راضیه افخمی، مربی یوگا


واژه مدیتیشن (مراقبه) دربردارندۀ طیف وسیعی از تمرینات می‌باشد. درواقع در شرایطی که یک نسل پیش افراد زیادی در جهان غرب مراقبه را بخش مهمی از زندگیشان تلقی نمی‌کردند، اما در حال حاضر به‌طور معمول افرادی را می‌بینیم که به روش‌های مختلف به تمرین مراقبه می‌پردازند. البته این روند خوبی است اما در مورد معنای دقیق مراقبه و دلایل مفید بودن آن هنوز نقاط مبهم زیادی برای ما وجود دارد.

مراقبه دارای سه بعد فیزیکی، روانی و معنوی است که هر یک از این ابعاد است که بر تصمیم افراد برای روی آوردن به مراقبه اثر می‌گذارد.

بررسی ابعاد سه گانۀ مدیتیشن
بعد فیزیکی

در ابتدا به بررسی بعد فیزیکی مراقبه می‌پردازیم، همان چیزی که سبب محبوبیت مراقبه در غرب گردیده است. شواهد بسیاری بیانگر تاثیرات مثبت مراقبه بر عملکردهای فیزیکی بدن می‌باشد. کاهش هورمون‌های استرس نشانگر این حقیقت است که انجام مراقبه در روزهای پراسترس باعث کاهش استرس به‌طور کوتاه مدت می‌شود و اگر این تمرینات ادامه یابند نتایج و تاثیرات آن نیز می‌تواند بلندمدت شود.

مطالعات گذشته همچنین حکایت از تاثیر مراقبه بر کاهش فشار خون است. دلیل اصلی بسیاری از افراد در سراسر جهان برای انجام مراقبه همین اثرات بر بعد فیزیکی و جسمی است. در عین حال در این نوع نگرش یک جنبۀ منفی نیز نهفته است چرا که این گونه افراد به دنبال فواید دیگر مراقبه نیستند و تنها زمانی که احساس تنش و استرس دارند روی به سوی آن می‌آورند.

بررسی ابعاد 3 گانۀ مدیتیشن

بعد روانی

در بعد روانی، تمرین مراقبه موجب آرامش فعالیت‌های بی قرار ذهن می‌شود. فعالیت‌هایی که افراد زیادی را در دنیای مدرن امروزی مبتلا کرده است. به واسطۀ ارتباط دو طرفه و تنگاتنگ ذهن و بدن بر یکدیگر، نمی‌توان تاثیر ذهنی مراقبه را از مغز و آنچه در سیستم اعصاب مرکزی اتفاق می افتد جدا دانست.

فیزیولوژیست‌ها عبارتی را تحت عنوان «برانگیختگی بیش از حد سمپاتیک» ابداع کرده‌اند که به تحریک بیش از حد سیستم عصبی خودکار اشاره دارد. این بخش قسمتی از سیستم عصبی مرکزی است که عملکردهای ناخودآگاه بدن چون ضربان قلب، تعادل هورمونی، چرخه‌های زیستی و غیره را کنترل می‌نماید.

عبارت «برانگیختگی بیش از حد سمپاتیک» با شروع اختلالات مرتبط با سبک زندگی بسیار در ارتباط است. اختلالاتی که زمانی تصور می‌شد ربطی به سیستم اعصاب مرکزی نداشته و مستقل از آن می‌باشد. پیش از این تصور بر این بود که فعالیت‌های مغز با بیماری‌هایی چون وسواس، دیابت نوع دو، فشار خون یا سرطان ارتباطی ندارد.  

اما در دهۀ گذشته رویکرد پزشکی به یکباره تغییرکرد. امروزه همه می‌دانند که اختلالات مرتبط با سبک‌های زندگی سالها و حتی دهه‌ها پیش از آشکار شدن نشانه‌های بیماری، آغاز شده‌اند. دلیل اصلی این بیماری‌ها را می‌توان در التهابات و استرس‌های مزمن ردیابی کرد. این دو مشکل هر دو ارتباط تنگاتنگی با سیستم عصبی سمپاتیک دارند. بدین معنا که حتی زمانی‌که شخص از استرس‌های مداوم خود اطلاعی نداشته و هیچ علائم قابل رویتی از التهاب در بدن خود نمی‌بیند،  هجوم بیماری از قبل آغاز شده است.

چنین رویکردی باعث اهمیت یافتن ابعاد روانی و فیزیکی مراقبه شده است به گونه‌ای که انجام مراقبه به‌طور روزانه و در تمام طول زندگی برای همگان تجویز می‌کند.

برای کشف مکانیسم‌های اثرگذاری مراقبه در حال حاضر پژوهش‌های متعددی در دانشگاه‌های مختلف و همچنین مرکز چوپرا در حال انجام است.

بهرجهت تصویر کلی حاکی از آن است طبق مقیاس‌ها و اندازه‌گیری‌های بیولوژیک، بسیاری از انواع بنتی مراقبه دارای تاثیرات مثبتی بر التهابات و استرس‌های مزمن می‌باشند. همچنین خود افراد مراقبه کننده نیز اذعان داشته‌اند در اثر مراقبه به آرامش و سکون دست یافته‌اند. مزایای مراقبه به سرعت و ظرف یک یا دو هفته پس از شروع مراقبه ظاهر می‌شود و اگر تمرین به شکل به‌طور مستمر ادامه یابد، فوایدش نیز افزایش می‌یابد.

تمرین مراقبه اگر با تغییرات کلی سبک زندگی همچون رژیم غذایی، ورزش و خواب همراه باشد، تاثیرات مثبت آن هم از لحاظ بیولوژیکی و هم از لحاظ روانی افزایش می‌یابد. در مرکز چوپرا، پایه و اساس این تغییرات، علم آیورودا است. اما برنامه‌های دیگری مانند آن‌چه دکتر «دین اورنیش» ابداع کرده است نیز وجود دارد که فعالیت ژن را در در مسیر خوبی اصلاح کرده است.

. این مساله بسیار مهم است چرا که سرمنشأ و منبع هرآنچه تاکنون بیان شد (استرس مزمن، التهابات و برانگیختگی بیش از حد سمپاتیک) را می‌توان در فعالیت و حرکت DNA در درون سلول ردیابی کرد.

بررسی ابعاد 3 گانۀ مدیتیشن

بعد معنوی

افرادی که به‌طور مستمر و طولانی به انجام تمرینات مدیتیشن می‌پردازند کسانی هستند که بعد سوم مدیتیشن (بعد معنوی) برای‌شان اهمیت ویژه‌ای دارد. هدف آن‌ها از مدیتیشن، رسیدن به روشن‌ضمیری و هوشیاری بالاتر است. از آنجایی که بسیاری از آموزه‌های مرتبط با روشن‌ضمیری ریشه در سنت‌های شرقی دارند، از این رو در غرب مدیتیشن را تمرینی بیگانه و خارجی می‌دانستند.
امروزه تا حد زیادی این نگرش تغییر یافته است  و در حال حاضر مدیتیشن در کنار هاتایوگا به‌عنوان امری که برای همگان مفید است شهرت خوبی یافته است. مبنای بعد معنوی مدیتیشن، به‌جز مسائل فرهنگی، ایجاد یک ذهن آرام و ساکت به‌عنوان ابزاری جهت گسترش آگاهی می‌باشد.
در آگاهی غیرخالص، ذهن درواقع جریانی پایان‌ناپذیر از افکار، احساسات و تصاویر است. در مدیتیشن هنگامی که فرد در خودآگاهی خالص به سمت منبع ذهنی خود کشیده می‌شود، این فعالیت یا از بین می‌رود یا اهمیت اولیۀ خود را از دست می‌دهد. طبیعتاً از طریق تمرین منظم خواهیم توانست با عمق ذهن‌مان تغییری که هیچ هدف محدودی ندارد را شناسایی کنیم. چراکه آگاهی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و به شکل نامحدودی قابل گسترش است. داستان بی‌پایان تکامل فرد به تجربۀ شخصی او تبدیل شده و هر چه این تکامل به عنوان پروسه‌ای خودآگاه پرروش یابد، فرد به قابلیت‌های بیش‌تری در زندگی روزمره‌اش دست می‌‌یابد.
در این جا تکامل بشر به سمت فهم کامل این موضوع می‌رود که پایه و شالودۀ حقیقت وجودی هر فرد، آگاهی است. مدیتیشن همچون پلی است که انسان را از خودش به سوی متجلی کردن کامل آگاهی و از به‌کارگیری ناقص آگاهی به کاربرد کامل و تمام عیار آن  به عنوان والاترین هدف زندگی عبور می‌دهد.

بیوگرافی نویسنده: فیلسوف و پزشک هندی‌تبار و نویسندۀ بیش از 40 کتاب با مباحث معنویت تا سلامتی انسان که یکی از بنیانگذاران مرکز چوپرا نیز می‌باشد.

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: