ذهن سرگردان، ذهن ناخوشنود

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 168
اشتراک :

برگردان: میلاد تکسیبی


انسان‌ بر خلاف سایر حیوانات تمایل زیادی به فکر کردن دربارۀ اتفافات و پدیده‌های اطرافش دارد. دربارۀ اینکه در گذشته چه رخ داده یا در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، یا حتی دربارۀ اتفاقاتی که هرگز رخ نخواهد داد، انسان همواره در حال اندیشه است. در واقع فکر مستقل از محرک یا ذهن سرگردان موضوعی است که همیشه بصورت پیش‌فرض در همۀ آحاد بشر وجود داشته است. اگر چه پرش افکار یا سرگردانی ذهن نقش قابل توجهی در تکامل انسان داشته و مسائلی چون افزایش خلاقیت و حل مسئله را در پی داشته است ( بنجامین برد 2012 )  اما هزینه‌های عاطفی بسیاری نیز برای انسان دارد. آن هزینۀ عاطفی، ناخشنودی یا عدم خوشحالی است (دانیل گیلبرت و همکاران 2010 ). بسیاری از فیلسوفان و روانشناسان و حتی الهی‌دانان در طول تاریخ بر این موضوع تاکید کرده‌اند که خوشحالی یعنی زیستن در حال. به اعتقاد آنان به میزانی که ذهن ما سرگردان گذشته و آینده باشد، از خوشحالی و خوشنودی ما کاسته خواهد شد. به تعبیر آلبر کامو که در جایی می‌گوید: «تنها زیستِ ارزشمند، زیستن در لحظۀ حال است.»

اما چه فکری، فکر سرگردان نامیده می‌شود؟ چه چیزی موجب سرگردانی ذهن و پرش افکار ما به گذشته و آینده می‌شود؟ در چه زمان‌هایی ذهن ما بیشتر سرگردان است؟

فکر سرگردان یا سیال که در ادبیات روانشناسی مدرن  به آن mind wandering می‌گوید و در حقیقت نقطۀ مقابل «ذهن‌اگاهی» یا mindfulness است،  دارای دو مشخصۀ اصلی و اساسی می‌باشد: 1- بی‌ارتباط با کار فعلی ما و 2- جدا از محیط پیرامون ما می‌باشد. به‌عنوان مثال وقتی در حال حل یک مسئلۀ ریاضی در یک دبیرستان هستیم، فکر کردن به یک چیزکیک می‌تواند یک فکر سرگردان باشد. سرگردان شدن و پرش ذهن می‌تواند به اشتباه در انجام وظایف، بخصوص وظایفی که نیاز به دقت و توجه دارد، منجر شود.

از سال 2000 بسیاری از عصب شناسان، روان‌پزشکان و روان‌شناسان، فعالیت‌های پژوهشی متعددی در مورد سرگردانی ذهن انجام دادند و بسیاری از این تحقیقات نشان می‌دهد وقتی ما در حالت کسالت، دل‌زدگی، ملالت یا بی‌حوصلگی هستیم یا کارهایی انجام می‌دهیم که توجه‌مان را بخود جلب نمی‌کند ذهن‌مان بیشتر دچار سرگردانی و پرش می‌شود. بعبارت بهتر، هرچه ما بیشتر غرق یک فعالیت جذاب شویم به همان اندازه ذهن‌مان کمتر دچار سرگردانی خواهد شد.

مطالعات نشان می‌دهند بطور متوسط هر 5/2 دقیقه یکبار ذهن دچار پرش و گشت و گذار می‌شود. یعنی اگر از لحظۀ شروع مطالعه این مقاله تاکنون 5 دقیقه طول کشیده باشد، شما تقریبا دو بار حواس‌تان به جای دیگری پرت شده است. این مساله در فعالیت‌های مختلف، از مطالعۀ کتاب گرفته تا دیدن یک فیلم جذاب، می‌تواند متفاوت باشد.

در مغز ما مداری به نام «شبکۀ پیش‌فرض» یا DMN وجود دارد که در اوقاتی که مشغول هیچ کاری نیستیم یا کاری که انجام می‌دهیم جذاب نیست، این شبکه قدرت را در دست می‌گیرد و برعکس، در مواقعی که مشغول فعالیت هستیم و محیط توجه ما را به خود جلب کرده، فعالیت آن کاهش می‌یابد . به عبارت دیگر، هر چه DMN فعال‌تر باشد، ذهن بیشتر سرگردان و سیال می‌شود و هر اندازه از فعالیت DMN کاسته شود پرش و نشخوار ذهن نیز کمتر خواهد شد.

حال که متوجه مکانیسم پرش ذهن شدیم، می‌پردازیم به موضوع اصلی و هدف اساسی این مقاله: «چگونه فعالیت شبکۀ پیش‌فرض مغز را کاهش دهیم؟» یا به‌عبارت ساده‌تر «چه کنیم تا پرش ذهن یا سرگردانی ذهن ما کاهش یابد؟» به این پرسش در مقالات متعددی که در سال‌های 2011 تا 2017 منتشر شده‌اند پاسخ داده شده است. اجرای تکنیک‌های ذهن‌آگاهی، مراقبه و آساناهای یوگا هر کدام به نحوی می‌تواند موجب کاهش فعالیت DMN و به دنبال آن کاهش پرش ذهن و سرگردانی افکار شود و شاید بر همین اساس بتوان گفت در کودکان مبتلا به بیش‌فعالی / نقص توجه که در انجام تکالیف مدرسه‌شان دچار حواس‌پرتی می شوند، انجام تمرینات یوگا احتمالاً موجب بهبودی و افزایش
عملکرد می‌گردد.
علاوه بر این بسیاری از اضطراب‌های ما ناشی از سرگردانی ذهن است و یک برنامۀ کامل تمرینات یوگا شامل آسانا، پرانایاما و شاواسانا می‌تواند موجب کاهش فعالیت شبکۀ پیش‌فرض مغز و نشخوار ذهنی شده و از این طریق اضطراب‌های ما کاهش یافته و موجبات افزایش خشنودی ما فراهم شود.
گفتنی است وقتی سخن از مراقبه به میان می‌آید، مقصود الزاماً نشستن با یک وضعیت خاص یا انجام آیین‌های ویژه نیست. زیرا یوگا به ما آموخته است که در هر لحظه و هر موقعیتی حتی حین انجام تمرینات فیزیکی، می‌توانیم در فضای امن مراقبه قرار بگیریم. اصل و اساس هر مراقبه این است که توجه و آگاهی در زمان حال نگهداشته شود و این کار در هر شرایطی (حتی در انجام تکالیف روزانه) از طریق تمرین قابل تحقق می‌باشد. به‌عنوان مثال وقتی در حال غذا خوردن هستیم، اگر فقط و فقط غذا بخوریم و کاملاً روی غذا خوردن متمرکز باشیم، این خود نوعی مراقبه
محسوب می‌شود.
علاوه بر این همانطور که از عنوان مقاله برمی‌آید، یک ذهن سرگردان همواره ناخشنود است و زمانی که فعالیت شبکۀ پیش‌فرض مغز افزایش می‌یابد و ذهن سیال و سرگردان می‌شود، میزان خشنودی و رضایت از زندگی کاهش می‌یابد. این بدین معنی است که تمرینات مراقبه می‌تواند میزان رضایت ما را از زندگی افزایش دهد.

 

منابع:
1-Mindfulness and mind wandering: The protective effects of brief
meditation in anxious individuals
Mengran Xu, Christine Purdon, Paul Seli , Daniel Smilek
2-On mind wandering, attention, brain networks, and meditation
Amit Sood, MD, and David T. Jones, MD
3-Mind Wandering Facilitates Creative Incubation
Benjamin Baird, Jonathan Smallwood, Michael D. Mrazek
4-Yoga-Enhanced Cognitive Behavioral Therapy (Y-CBT) for Anxiety Management: A Pilot Study
Manjit K. Khalsa, Ed.D. , Julie M. Greiner-Ferris, LICSW, Stefan G. Hofmann, Ph.D., and Sat Bir S. Khalsa, Ph.D
5-A wandering mind is an unhappy mind Killingsworth MA, Gilbert DT.
6-Meditation experience is associated with differences in default mode network activity and connectivity
Judson A. Brewer, Patrick D. Worhunsky,a Jeremy R. Gray,b Yi-Yuan Tang,c Jochen Weber,d and Hedy Kobera

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :