همراه‌شدن با جریان لحظه لحظۀ زندگی

 15 مرداد 1398   16:59
اشتراک :

یوگاژورنال- شمارۀ آذر 1396 / برگردان: حامد رنگین‌کمان

 

آیا آرزو داشتید بهتر می‌توانستید با سرما و گرما، محیط شلوغ و ساکت و غم و شادی کنار بیایید؟ سیندی لی به شما نشان می‌دهد چطور می‌توانید به خواسته‌تان برسید.

سال گذشته یک روز گرم تابستانی در شهر برلین بودم. در کارخانه‌ای قدیمی که به باشگاه یوگا تبدیل شده بود مشغول آموزش یوگا بودم. هوای بیرون بسیار گرم بود و هیچ دستگاه خنک‌کننده یا تهویۀ مطبوعی در ساختمان وجود نداشت. بنابراین مجبور شدیم تمام پنجره‌های کوچک را باز کنیم. همین‌که خواستم کلاس را در آن فضای متراکم شروع کنم، صدای ضربه‌های بلند و ممتدی بر سقف قدیم ساختمان کناری‌مان به گوش رسید. صدای ماشین‌آلاتی که معمولا در شهرهای بزرگ مثل نیویورک شنیده می‌شود، نبود. بلکه چند نفر روی سقف بودند که کل صبح مشغول کار و رفت‌وآمد بودند.

همانطور که حدس می‌زنید، فضای آموزش ما چندان آرام نبود. اگر کارگران دست از سر و صدا کشیدن برمی‌داشتند خیلی خوب می‌شد ولی خب شرایط همیشه طبق خواستۀ ما پیش نمی‌رود. نمی‌شود همیشه همه چیز سر جا و مرتب باشد و شرایط طوری ترتیب داده شود که ما می‌خواهیم و آنگاه ریلکس و راضی شویم.

سال‌های سال شاهد دلیل آوردن و توضیح هنرجوها در مورد این‌که چرا نمی‌توانند بعضی تمرین‌ها را انجام دهند، بودم. دلیل بیش‌ترشان هم یک چیز بود: ماهیچه‌های مرکزیم ضعیف است، ماهیچه‌های رانم سفت هستند... متوجه منظورم که می‌شوید؟ در پس‌زمینۀ ذهن‌شان همیشه امیدی وجود دارد که موانع و مشکلات برطرف ‌شوند و  اتفاقات بهتری روی دهد. البته وقتی آن اتفاق بهتر رخ می‌دهد، مشکل دشوار دیگری روی نشان خواهد داد و شرایط را به‌گونۀ دیگری دشوار خواهند کرد و این فرایند همین‌طور ادامه می‌یابد. در نتیجه ما دائماً به جای لذت، پیوسته نارضایتی و ناخوشنودی را تجربه می‌کنیم.

بله درست است. تمرین‌های یوگا راهکارهای اصلاحی مناسبی برای بالا بردن سطح تجربۀ شما و دادن یک حس راحت‌تر و بهتر به شما، در خود دارد. به‌عنوان مثال اگر احساس سرما می‌کنید می‌توانید از تمرین اوجایی پرانایاما (تنفس پیروزمندانه) و اگر احساس گرما می‌کنید می‌توانید از تمرین شیتالی پرانایاما کمک بگیرید. حرکت‌های کمکی زیادی در دسترس ما هستند که به‌شکل حرکات اصلاحی یوگایی طراحی شده‌اند. اما در عین‌حال تمرین یوگا فقط به تمرین‌هایی تصحیح‌کننده خلاصه نمی‌شود. یوگا مسکّن نیست. تنها هدف تمرینات یوگا، انجام حرکات بهبودبخش ناراحتی‌ها و رسیدن به یک حس بهتر نیست. اگر این‌گونه به یوگا نگاه کنیم دچار وضعیت ناپایدار و نامشخصی می‌شویم. یا خیلی سردمان است، یا خیلی گرم‌مان است، یا دست‌های‌مان ضعیف است یا محیط خیلی شلوغ و پرسروصداست. همیشه در حال سنجش و ارزیابی هستیم و بیشتر مواقع حس می‌کنیم یک چیزی درست نیست.

با این حساب، پس تمرین‌های یوگا قرار است چه کاری برای‌مان انجام دهند؟ تمرین یوگا باید ما را با خودمان، ذهن‌مان و عادت‌های‌مان (یعنی کارهایی که از روی عادت انجام می دهیم و باعث نارضایتی‌مان می‌شود) بیشتر آشنا کند. چه می‌شود اگر به‌جای تلاش برای رسیدن به راحتی بیشتر (به اشکال مختلف مثل آرزوی توقف صدای چکش‌زنی یا تغییر وضع آب‌وهوا)، سعی کنیم محدودۀ راحتی و آسایش‌مان را گسترش دهیم. به اعتقاد ما، اولین گام برای رسیدن به این هدف، تشخیص این است که ما چطور ناراحت می شویم؟
انجام آسانا شیوۀ بسیار مؤثری برای رسیدن به این شناخت است. چراکه بسیاری از احساسات (چه فیزیکی و چه هیجانی) با تحرک بدن بروز پیدا می‌کنند. با تعمق دربارۀ این نظر، به‌مرور تفاوت میان احساس و فکر را درک می‌کنیم. فکرها ما را می فریبند و وسوسه می‌کنند تا به احساسات و هیجان‌هایی که در وجودمان ریشه‌دوانده‌اند عادت کنیم. صدای چکش‌کاری که از بیرون می‌آید آزاردهنده و مخل آرامش است و می‌تواند باعث بهم خوردن کلاس یوگا ‌شود. ولی آیا به‌واقع صدای چکش‌کاری می‌تواند باعث بروز همۀ این
 اتفاقات باشد؟
اگر بتوانیم با احساسات و هیجان‌هایمان همراه شویم و پاسخ‌های عادت‌وارانۀ ذهن‌مان را آرام کنیم، می‌توانیم با جریان تجربۀ درونی‌مان یا همان وینیاسا بیشتر آشنا شویم. به این حقیقت پی می‌بریم که هرچیزی که به‌وجود می‌آید سرانجام پایان می‌پذیرد. هر صدا، سکوت ناراحتی یا شادی ناپایدار است و ماهیتی فانی دارد. انجام تمرینات آسانا به ما کمک می‌کند با هر نوع تجربه‌ای روبرو شده و با آن کنار بیاییم.
وقتی توانایی این کار را پیدا کردیم، می‌توانیم شروع به درون‌نگری کرده و رشد کنیم. می‌توانیم به خود آن کار (یعنی شاهد و ناظر بودن در زندگی) اعتماد پیدا کنیم. آیا می‌توانیم به این هدف برسیم؟ می‌توانیم توجه‌مان را بیش‌تر کنیم و به جای این که تمام تمرکزمان را روی تغییر وضع موجود بر اساس خواسته‌های‌مان معطوف کنیم، به چگونگی و ویژگی‌های هر امر و موقعیت کنجکاو باشیم؟
به‌جای این‌که دائماً در حال تلاش رسیدن به تعادل مجدد در زندگی باشیم، بهتر است مانند کشتی‌ای که روی امواج اقیانوس شناور است و با حرکات دریا بالا و پایین می‌رود، ما هم با امواج سرما، گرما، امواج موافق، مخالف، شادی و غم بر جادۀ زندگی شناور شویم. به‌جای از دست دادن تعادل و سپس تلاش برای بازیابی و تصحیح آن، کمی چابک، کنجکاو و صبور شویم. آنگاه گزینه‌های انتخابی‌مان بیشتر خواهد شد و همان‌طور که یادگرفتیم به این شیوه اعتماد کنیم، می‌آموزیم به خودمان نیز بیش‌تر اعتماد نماییم.

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :