زیستن در زمان حال

  0
 1410

میلاد تکسیبی

 

شاید بتوان گفت بزرگترین، برترین و به بیان دیگر ارزشمندترین فضیلت یک انسان در زندگی آرمانی و کمال مطلوب، زیستن در لحظه حال است. بسیاری علت مشکلات و تعارضات انسانها را در گذشتۀ آن‌ها می‌جویند و برای حل مشکلات‌شان به تحلیل تجربیات‌گونۀ انسان و ماقبل انسان می‌پردازند. اما کسانی دیگر برعکس معتقدند تنها زمان حال است که ارزش دارد و گذشته و آینده در زمان حال معنی پیدا می کنند. به اعتقاد آن‌ها، برای کمک به انسان‌ها باید آنها را به زمان حال بازگرداند. در این مطلب به بررسی برخی آثار مطلوب روانشناختی در حال زیستن می‌پردازیم.

 

افزایش لذت

در حال زیستن و زندگیِ اکنونی داشتن مهمترین مولفۀ یک زندگی لذتبخش است. به عبارت دیگر ما انسان‌ها به میزانی که در حال زندگی می‌کنیم می‌توانیم از زندگی لذت ببریم. تصور کنید فردی مشغول خوردن یک میوۀ تازه، شیرین و پرآب، افکارش یا در گذشته است یا در آینده. او در این حالت هیچ لذتی از طعم و مزۀ میوه نمی‌برد. همین‌طور به هنگام برخورداری از هر یک از نعمت‌های هستی نیز می‌توان این مورد را تعمیم داد. کسی که دائماً در زندگی در حال دویدن به‌دنبال مال اندوزی و رسیدن به مقام‌ها و موفقیت‌های‌ بالاتر است، هیچ‌گاه از شرایط حال حاضرش لذت نمی‌برد، چرا که در آن لحظه حضور ندارد. او در آینده زندگی می‌کند. او حتی وقتی به آینده می‌رسد هم از آن لذت نمی‌برد، چرا که باز هم به فکر موفقیت‌های بعدی و بعدی است. شعرا و بزرگان ما در باب زیستن در اکنون و  لذّت بردن از زیبایی‌های زمان حال، اشعار زیادی گفته‌اند که از آن جمله می‌توان به بیتی از حکیم نزاری اشاره کرد.

ز عیش بهره ندارد کس که وقت بهار

به پای گٌل نگرفته است جام باده به دست

 

کاهش رنج

زندگی در لحظۀ حال علاوه بر افزایش لذت، به کاهش رنج نیز کمک می‌کند. زمانی که ما به درد دندان مبتلا می‌شویم، علاوه بر اینکه درد آن لحظه را تحمل می‌کنیم ، به این چیزها فکر می‌کنیم: «این درد قرار است تا کی ادامه داشته باشد؟»، «تا رسیدن به دندان‌پزشک چگونه این درد را تحمل کنم؟»، «چرا در گذشته بیشتر مراقب دندانم نبودم؟»  به عبارت دیگر ما اغلب اوقات هنگام وارد آمدن سختی‌ها و رنج‌ها، هم دردِ آن لحظه را می‌چشیم هم درد لحظاتی که هنوز نیامده‌اند. ولی اگر بتوانیم فقط در لحظۀ حال‌مان زندگی کنیم از بسیاری از درد و رنج‌های ما کاسته خواهند شد.

 

بهبود روابط

بسیاری از خشم‌ها، کینه‌ها و نفرت‌های ما از دیگران ناشی از افکار مربوط به گذشته یا آینده‌مان است.  ما اغلب بخاطر فکر کردن به رفتارهای گذشتۀ افراد یا تهدیدهایی که ممکن است در آینده از جانب آنها برای‌مان به‌وجود آید، دچار خشم، کینه و نفرت شده و در روابط‌مان دچار مشکل می‌شویم. ولی اگر رفتار گذشته و آیندۀ افراد را قضاوت نکرده و مبنای رفتار و برخوردمان تنها شرایط حال حاضر باشد، روابط بین فردی‌مان به شدت بهبود خواهد یافت.

از تمامی موارد بالا می‌توان به این نتیجه رسید که برای داشتن یک زندگی آرمانی و سرشار از آرامش و رسیدن به خودشکوفایی باید در لحظۀ حال زندگی کرد، مگر به وقت و به میزان ضرورت.
ما در بخش‌هایی از زندگی بنا به ضرورت زیستی، باید به تجربیات گذشته‌مان رجوع کنیم یا برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. مرز میان «درس گرفتن از گذشته» و «حسرت» و همچنین مرز میان «برنامه‌ریزی برای آینده» و «حرص و طمع» مرز بسیار باریکی است. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که ما اغلب اوقات بدون اینکه متوجه باشیم، این مرز‌ها را رد می‌کنیم و ناگاه می‌بینیم افکارمان دائماً یا در پی حسرت خوردن برای فرصت‌های از دست رفته است یا سراسیمه و مضطربانه در حال رساندن خودمان به آینده‌ای هستیم که معلوم نیست وجود داشته باشد یا خیر.
به تعبیر آبراهام مزلو، روانشناس وجودگرای قرن بیستم، افراد خودشکوفا از هر بار وقوع تجربه به‌گونه‌ای لذت می‌برند که گویی این اولین بار است که این اتفاق برای‌شان افتاده است. خواه این تجربه، تماشای غروب خورشید باشد یا یک نقاشی، شنیدن یک سمفونی باشد، یا تماشای بازي بیسبال یا گرفتن هدیۀ تولد. آن‌ها از آنچه دارند لذت می‌برند و قدر آن را می‌دانند1.

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌هایی که یوگا با سایر ورزش‌ها دارد، نگه‌داشتن ما در لحظۀ حال است. طبق آموزه‌های یوگا، ما پس از هر آسانا باید تمام توجه و آگاهی‌مان را معطوف به لحظۀ حال و اثر آن حرکت در بدن ‌کنیم. در تکنیک‌های تنفسی نیز همواره تأکیدمان بر توجه به جریان تنفس است.
بنابراین یوگا از این طریق ما را در جریان لحظه لحظۀ هستی نگه می‌دارد و ما را از مواهبی که در بالا به آن‌ها اشاره شد بهره‌مند می‌کند.

 

منابع:
  نظریه‌های شخصیت، شولتز و شولتز ، ترجمۀ یحیی سیدمحمدی

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: