آرامش درون

  0
 1069

فرانک جود بوچیو / برگردان: حامد رنگین‌کمان
در رویارویی با ناملایمات بردباری پیشه کنید تا لذت بیشتری از زندگی ببرید.
بسیاری از افرادی که می‌شناسم از خواندن و شنیدن اخبار صبح اجتناب می‌کنند، چون رویارویی با بی‌عدالتی‌ها و اخبار بد، شیوۀ نامناسبی برای آغازکردن روز است. خیلی سخت است که با خواندن دربارۀ کلاهبرداری و فاجعۀ قاچاق انسان بخواهیم آرامش ذهنی داشته باشیم یا دشوارتر از آن، واکنش مناسب به آن‌ها نشان دهیم.
مشکل زمانی شدیدتر احساس می‌شود که خود شاهد اتفاقی ناگوار باشیم یا اصلاً خودمان درگیر رویداد باشیم. حال می‌خواهد دزدیده‌شدن کیف پول، خراب‌شدن ماشین یا مورد آزار قرارگرفتن باشد. راه‌حل این مشکل آپکشا  (عدم وابستگی) چهارمین فضیلت از فضایل براهماویهارا  یعنی ویژگی‌های عشق حقیقی، واقعی و بی‌قیدوشرط است. 
شیوه‌های رسیدن به این وضعیت ذهنی که هم در یوگا و هم در آیین بودا آموزش داده می‌شود، ما را قادر می‌سازد واکنش مناسبی در برابر کارهای غیرشرافتمندانۀ افراد و دیگر ناملایمات زندگی داشته باشیم. واکنشی آن‌طور که به گفتۀ پیتر هاروی، دانشمند بودایی، برانگیخته شویم اما نلغزیم. وقتی صبر و بردباری را در خودمان ایجاد می‌کنیم، در اثر بی‌عدالتی‌های جهان تکان می‌خوریم و بر آن می‌شویم که اوضاع را بهتر کنیم، اما آرامش درونی‌مان بر هم نمی‌خورد.
گاهی صاحب‌نظران یوگاسوترا، آپکشا را در برابر کارهای غیرشرافتمندانه، غیراخلاقی و آسیب‌رسان دیگر، تحت‌عنوان «بی‌تفاوتی» ترجمه می‌کنند. ولی آپکشا با معنای «بردباری» درک دقیق‌تر و بهتری را به‌دست می‌دهد. منظور از بردباری، وضعیت آزاد و رهای ذهن است که امکان ابراز پاسخی متعادل و روشن را موقعیت‌های مختلف فراهم می‌کند نه اینکه پاسخی ناگزیر و هیجان‌زده را در ما به‌وجود آورد. منظور از آپکشا بی‌تفاوتی به درد و رنج دیگران نیست. آپکشا در واقع یعنی توجه یکسان به همۀ موجودات. 
چنین برداشت و نگرشی به آپکشا بر اهمیت تعادل تأکید دارد. وجود یا باطن متعادل به معنای یک وجود بی‌احساس نیست. وجود متعادل لذت را حس می‌کند بی‌آنکه به آن وابسته شود؛ درد را حس می‌کند بی‌آنکه از آن متنفر شود و با حضور کامل پذیرای تجارب خنثی است. 
شارون سیلزبرگ ، مربی مدیتیشن از بردباری با عنوان «آرامش گستردۀ ذهن» نام می‌برد که از طریق آن می‌توانیم در حین اینکه با دیگران و جهان پیرامون‌مان در ارتباط هستیم، از شر عادت‌های شرطی‌‌مان یعنی چنگ‌انداختن بر خوشایندها و دوری کردن از ناخوشایندها نیز همچنان خلاص باشیم.

ذهن آرام

یکی از راه‌های تجربۀ بردباری، انجام دادن مدیتیشن ذهن‌آگاهی است. مدیتیشن ذهن آگاهی به‌جای متمرکز شدن روی یک موضوع خاص مانند تنفس یا مانترا، درواقع نسبت به ذهن و تغییر ادراکات، آگاهی لحظه ‌به ‌لحظه ایجاد می‌کند. ذهن‌آگاهی مانند نورافکنی است که نورِ آگاهی را بر کل تجربیات‌ (حس‌ها، هیجان‌ها و اندیشه‌ها) ما در همان حال نوسان و تغییرات دائمی (که در واقع از ویژگی‌های تجربۀ ذهنی-حرکتی بشر است)، می‌تاباند. مدیتیشن ذهن‌آگاهی این امکان را به ما می‌دهد که بدون گیر افتادن در دام واکنش‌های نادرست، به واقع ماهیت فرایند متلاطم تجارب را دریابیم.
این بینش باعث تغییر در نوع ارتباط شما با ذهن و بدن‌تان می‌شود. امواج به طور پیوسته می‌آیند، ولی شما را این سو و آن سو نخواهند برد. همان‌طور که سوامی ساتچی‌داناندا  معمولاً می‌گفت: «نمی‌توانید جریان امواج را متوقف کنید، ولی می‌توانید سوار شدن بر آن‌ها را بیاموزید.» توانایی متوازن ماندن در بحبوحۀ شرایط متغیر، درواقع تعادل بردباری است. 

تمرین آسانا امکان تشخیص بهتر مکان، زمان و چگونگی گرفتارشدن یا رهاشدن از واکنش‌پذیری و وابستگی به نتایج را میسر می‌سازد.

یک داستانی قدیمی هست که وضعیت ذهنی مذکور را به‌خوبی نشان می‌دهد. کشاورزی بود که باارزش‌ترین دارایی‌اش یک اسب بود. یک روز این اسب فرار کرد و رفت. همۀ مردم شهر با حالت تأسف به او گفتند: «چه بدشانسی بزرگی! دیگر بدبخت و تنگدست شدی. دیگر چطور زمینت را شخم می‌زنی و بارهایت را جابه‌جا می‌کنی؟» کشاورز در پاسخ آن‌ها گفت: «نمی‌دانم بدشانسی است یا چیز دیگر. فقط می‌دانم که اسبم رفته است.» چند روز بعد اسبش همراه شش اسب نر و مادۀ دیگر بازگشت. مردم شهر به او گفتند: «دیگر پولدار شدی. حالا صاحب هفت اسب شدی.» کشاورز باز هم گفت: «نمی‌دانم خوش‌شانسی است یا چیز دیگر. فقط می‌دانم که اکنون هفت اسب دارم.»
چند روز بعد وقتی فرزند کشاورز مشغول رام ‌کردن یکی از اسب‌ها بود از اسب افتاد و شانه و پایش شکست. همۀ مردم شهر برایش تأسف خوردند و گفتند: «وای چه وحشتناک! پسرت بدجور آسیب دیده است. دیگر نمی‌تواند در برداشت محصول کمکت کند.» کشاورز در پاسخ آن‌ها گفت: «نمی‌دانم این بداقبالی است یا چیز دیگر. فقط می‌دانم فرزندم آسیب دیده است.» کمتر از یک هفتۀ بعد ارتش وارد شهر شد و همۀ جوانانی را که توانایی جنگیدن داشتند به خدمت فراخواند. همۀ جوانان به جز فرزند کشاورز که آسیب دیده بود.
حقیقت این است که نمی‌توانید تغییرات پیش‌روی زندگی یا پیامدهای آن‌ها را پیش‌بینی کنید. با بردباری می‌توان پیچیدگی و اسرار امور را درک کرد. درک ماهیت ناشناختنی و کنترل‌ناپذیر امور همان‌گونه که هستند. پذیرش بی‌چون‌وچرای امور یا به‌عبارت دیگر قرار گرفتن در بحبوحۀ شرایطی که در آن قرار داریم، خوشایند یا ناخوشایند، موجب آرامش و آزادی است. رسیدن به این واقعیت مهم که ما جز واکنش‌های خودمان، توانایی کنترل چیزی را نداریم به ما می‌آموزد که چگونه با شرایط مختلف کنار بیاییم. ایجاد ویژگی‌هایی چون مهربانی، هم‌دلی و لذت، درِ قلب‌تان را به سوی همگان باز می‌کند.
بردباری، میان عشق جاری در قلب‌تان و تشخیص و پذیرش امور همان‌طور که هستند تعادل برقرار می‌کند. با وجود این، هر چقدر به دیگران اهمیت دهید، هرچه کارهای بیشتری برایشان انجام دهید و هرچه سعی در کنترل امور داشته باشید (یا آرزو کنید شرایط طور دیگری بود) بردباری همواره به شما یادآوری می‌کند که تمامی موجودات جهان خودشان مسئول اعمال و پیامدهای ناشی از آن‌ها هستند.
بدون برخورداری از چنین نگرش و توانایی تشخیصی، ممکن است به سادگی دچار خستگی ناشی از مهربانی زیاد، بازی کردن نقش ناجی و حتی ناامیدی شویم. بردباری این امکان را فراهم می‌کند که در حین اینکه درهای قلب‌تان را باز کرده‌اید و عشق، مهربانی، هم‌دلی و لذت را پیشکش ‌دیگران می‌کنید، گرفتار انتظارات یا وابستگی به نتایج نشوید. بردباری شرایط تحقق سه براهماویهارای دیگر (صبوری، ایستادگی و مدارا) را فراهم می‌کند. درنتیجه می‌توانید بدون انتظار بازگشت، جبران مهربانی و هم‌دلی از سوی دیگران، همچنان مهربان و خوش‌قلب باقی بمانید. زمانی‌که با اعمال ناخوشایند دیگران روبه‌رو شوید، بردباری این توانایی را به شما می‌دهد که همان‌طور که نسبت به افرادی که دچار رنج و محنت شده‌اند دلسوزی می‌کنید، با آن کسانی که پیش زمینۀ این اعمال را فراهم کرده‌اند نیز هم‌دلی کنید. این بردباری است که موجب بی‌کرانی و نامحدود شدن سه براهماویهارای دیگر می‌شود. 

کنارآمدن با شرایط موجود

تمرین آسانا امکان تشخیص بهتر مکان، زمان و چگونگی گرفتارشدن یا رهاشدن از واکنش‌پذیری و وابستگی به نتایج را میسر می‌سازد. حتی ممکن است در وهلۀ اول حس کنید انگیزه‌تان در واقع وابستگی به نتایج تمرینات است. تمایل به حفظ احساس خوشایند و دوری‌کردن از احساس ناخوشایند کاملاً تجربه‌تان را از تمرین‌ ارتقاء می‌بخشد. ولی باید توجه داشته باشید که تمرکز بر نتایج، موجب دورماندن از جنبه‌های اصلی فرایند
 تمرین می‌شود.
با ادامۀ تمرین آسانا گاهی ممکن است عواملی خارج از کنترل‌تان مانند مشکلات جسمی، آسیب‌دیدگی، کهولت سن یا بیماری بر تمرین‌تان اثر بگذارند. اگر چنین شد می‌توانید با روی آوردن به بردباری، خود را از قید وابستگی به نتیجه‌ای که برای خود در نظر گرفته‌اید، رها سازید.
بردباری به‌رغم هرگونه پیامدی، انگیزه و توانایی مقاومت را در شما ایجاد می‌کند چون با پرورش و تقویت بردباری در خودتان، با تمامیت خودِ تلاش ارتباط برقرار می‌کنید.
در باورهای کهن هند، یوگا عبارت است از تمرکز بر عمل بدون وابستگی به نتیجۀ عمل یا احتمال موفقیت یا شکست. پاتانجلی در یوگاسوترا می‌گوید: «آبهیاسا6  (تلاش مستمر) به‌همراه وایراگیا7 (تمایل به مشاهدۀ تجربه بدون ابراز واکنش به آن) منجر به رهایی از رنج می‌شود.»

یکی‌شدن با نیروی بردباری

انجام دادن یک تمرین رسمی برای ایجاد بردباری در خود را، با چند تنفس آرامش‌بخش یا یک مدیتیشن همراه با ذکر (مانترا) آغاز کنید. وقتی احساس آرامش و راحتی کردید بر تمایل‌تان به شادی و رهایی از رنج، هم برای خودتان و هم برای دیگران تأمل کنید.
بر خواسته‌تان برای خدمت و کمک به دیگران و مشارکت هم‌دلانه در جهان تأمل کنید و درد و شادی موجود و اعمال نیک و بد افراد را بپذیرید. در ادامه با انجام تنفسی عمیق، همچنین در نظر بگیرید که باید میان تمایل به ایجاد تغییرات مثبت در جهان و این واقعیت که امکان کنترل اعمال همۀ افراد وجود ندارد، تعادل
 برقرار کنید.
تصویر کسی را که هیچ احساس خاصی چه مثبت و چه منفی به او ندارید در ذهن‌تان مجسم کنید. سپس عبارات زیر را در ذهن‌تان تکرار کنید و در صورت امکان سعی کنید تکرار عبارات با بازدم
همراه باشد:
• هر موجودی در این جهان من‌جمله خود شما، خودش مسئول اعمالش است؛
• درد و شادی ناشی از خود یک تجربه نیست، بلکه حاصل تعامل و ارتباط فرد با آن تجربه است؛
• اگرچه بهترین‌ها را برایتان آرزو دارم، می‌دانم شادی یا ناراحتی شما وابسته به اعمال خودتان است نه آرزوهای من برای شما؛ باشد که گرفتار واکنش‌پذیری نشوید.
می‌توانید از عبارات مشابه دیگری که خودتان دوست دارید نیز استفاده کنید. پس از چند دقیقه توجه‌تان را به بانیان خیر جامعه مانند معلمان، دوستان، خانواده و قشر کارگر کنید که کارهای زیربنایی انجام می‌دهند. سپس همان‌طور که این افراد را در ذهن دارید، آن عبارات را در ذهن‌تان تکرار کنید.
پس از گذشت چند دقیقه روی افرادی که دوستشان دارید تأمل کنید و آن عبارت‌ها را ابتدا به سمت آن‌ها و بعد به سمت افرادی که با آن‌ها مشکل دارید بفرستید. اگرچه ابراز احساس مهربانی، هم‌دلی و شادی برای کسانی که دوستشان دارید در مقایسه با کسانی که با آن‌ها مشکل دارید، آسان‌تر به‌نظر می‌رسد، ولی در مورد بردباری برعکس است. پذیرش اینکه افرادی که از آن‌ها متنفر هستیم خودشان مسئول شادی و خوشحالی‌شان هستند، در مقایسه با کسانی که دوستشان داریم و به آن‌ها وابسته هستیم بسیار ساده‌تر است.

بر خواسته‌تان برای خدمت و کمک به دیگران و مشارکت هم‌دلانه در جهان تأمل کنید و درد و شادی موجود و اعمال نیک و بد افراد را بپذیرید. در ادامه با انجام تنفسی عمیق، همچنین در نظر بگیرید که باید میان تمایل به ایجاد تغییرات مثبت در جهان و این واقعیت که امکان کنترل اعمال همۀ افراد وجود ندارد، تعادل برقرار کنید.

تجربه‌تان هرچه که هست، فقط به واکنش‌تان توجه کنید و ببینید آیا می‌توانید نسبت به واکنش‌تان، بردبار باشید. پس از چند دقیقه، محدودۀ افرادی که در ذهنتان مجسم می‌کنید را گسترش دهید تا همۀ افراد جهان را در برگیرد. در پایان اگر روی خودتان تأمل کنید می‌بینید که پذیرش مسئولیت شادی و ناراحتی خودتان در مقایسه با دیگران از همه دشوارتر است. عبارات زیر را با خودتان تکرار کنید:
• همۀ موجودات از جمله خود من، خودمان مسئول کارهایمان هستیم؛
• رنج یا خوشحالی نتیجۀ نحوۀ برخورد ما با تجربه است نه خود تجربه؛
• اگرچه فقط بهترین‌ها را برای خودم آرزو دارم، می‌دانم شادی یا ناراحتی من وابسته به کارهای من است نه آرزوهایم. باشد که گرفتار واکنش‌پذیری نشوم.
وقتی به ایجاد سه براهماویهارای دیگر یعنی متا8 (توجه مهربانانه)، کارونا9 (واکنش همدلانه به رنج دیگران)، مودیتا10 (شور و شعف جاری در شادی و موفقیت دیگران)، در خود می‌پردازید، می‌بینید که این نیروی بردباری است که درنهایت قابلیت تجربۀ عشقی چنین لایتناهی نسبت به افراد غریبه (خارج از دایرۀ دوستان و خانواده) را در شما به وجود می‌آورد.

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: