استفاده از نیروهای شفادهندۀ درون

 15 مرداد 1398   16:59
اشتراک :

خلاصه و تنظیم: تحریریه با همکاری مرضیه سلیمانی کرمانی (رها)

 

در شمارۀ پیش گفتیم که قوانین برتری وجود دارند که بر قوانین طبیعی تأثیر می‌گذارند و به دو قانون برتر شفابخش «نفی و انکار» و «بازگو نکردن مسائل نزد دیگران» اشاره کردیم. گفتیم از طریق قانون اول، باورها و عواطف منفی از ذهن‌مان پاک می‌شوند و با قانون دوم، سکوت درون‌مان حفظ و آرامش نصیب‌مان می‌شود. حال قصد داریم به دو قانون شفابخش دیگر تحت عناوین «عفو و بخشش» و «رهایی یا عدم وابستگی» بپردازیم.

 

قسمت دوم

عفو و بخشش

جسمی که مالامال از سموم ناشی از کینه‌ها و انزجارهاست، نمی‌تواند به طور کامل به سلامتی دست پیدا کند. اگر می‌خواهید همیشه حال خوبی داشته باشید، همیشه ببخشید.

گاهی حتی ممکن است بدون اینکه به روشنی قابل مشاهده باشد، شخص به دلیل یک تفکر منزجرانه و کینه‌جویانه نسبت به کسی در گذشته‌های دور، دچار بیماری می‌شود. در صورتی که ممکن است در ظاهر فردی بسیار آرام و مهربان به نظر آید.

از آن‌جایی که ذهن در جسم خانه دارد، تحت‌تأثیر رویدادهای درون جسم قرار می‌گیرد و تا زمانی که ذهن و عاطفه‌تان پالایش پیدا نکند و از کینه و انزجار خالی نگردد، گرایش‌های منفی سبب ماندگار شدن بیماری در جسم شما می‌شود.

البته عفو و بخشایش تنها نسبت به عملی که دیگران انجام داده‌اند، اتفاق نمی‌افتد. گاه انسان‌ها به دلیل اینکه نمی‌توانند خودشان را به خاطر اشتباهاتی که در گذشته داشته‌اند، ببخشند دچار مشکل می‌شوند. انسان‌ها برای رسیدن به یک روان سالم و متوازن، باید بتوانند خودشان را نیز ببخشند.

پس از طی شدن فرایند بخشش نسبت به دیگران، لازم نیست دوباره با آن شخص تماسی داشته باشیم، اما اگر بنا به ضرورت لازم شد ارتباطی با وی داشته باشیم، مشکلی ندارد و این خودش بخشی از فرایند شفاست. پس از بخشایش، گرایش‌های شما نسبت به آن شخص به صورت ناخودآگاه تغییر می‌کند و طبیعتاً، گرایش‌های او نیز به شکلی ناهشیارانه، دستخوش تغییر می‌شود.

شیوۀ بخشایش این است که هر روز جملاتی شبیه: «هرآنچه باعث آزارم می‌شود را می‌بخشم، در درون و برون همه را می‌بخشم، گذشته و آینده را می‌بخشم.» را با چشمانی بسته زیرلب زمزمه کنید.

ممکن است در همان ابتدا آن احساس آرامشی که به دنبالش هستید را دریافت نکنید، اما به‌تدریج بالأخره تغییر خواهید کرد. گاه ممکن است حتی خودتان هم از رنجشی که به دل دارید آگاه نباشید، اما با تکرار عبارت‌های تأکیدی بخشش و گذشت، این آگاهی در شما به وجود می‌آید و عمل بخشایش در قلب‌تان اتفاق می‌افتد. این فرایند به زمان و پافشاری زیادی نیاز دارد چراکه سطوح نیمه هشیار ذهن باید به خوبی پالایش یابند.

آزارهای گذشته و حال را باید به‌خاطر وجود خودتان ببخشید نه به‌خاطر عامل آزاردهنده. عمل بخشایش را باید به امری روزمره و عادت دائمی تبدیل نمایید و با بخشش‌های پیوسته و همیشگی از دست حلقه‌های سرسختی که شما را به افراد و مسائل آزاردهنده پیوند داده است، رها شوید.

مسئلۀ دیگر این است که وقتی کسی باعث آزار شما می‌شود ممکن است مشیت الهی آن فرد را سر راه شما قرار داده باشد تا هم شما عفو و گذشت را تجربه کنید و هم او مورد بخشش قرار گیرد. پس این کار را انجام دهید تا عامل آزارنده از سر راه‌تان کنار رود و از سایر پیامدهای گذشت‌تان برخوردار شوید.

انسانی که جسورانه دست به عفو و گذشت می‌زند، کنترل اوضاع را به دست می‌گیرد. تا پیش از این عمل، اوضاع از کنترل او خارج است، اما وقتی خودش اقدام به بخشش می‌کند، ناگهان وضعیت عوض می‌شود. ذهن انسان بخشنده مانند مغناطیسی برای جذب موهبت‌های الهی عمل می‌کند. یادتان نرود هر شب قبل از خواب تمام بدی‌ها، ناراحتی‌ها، کینه‌ها و افکار بدی که نسبت به تک‌تک موجودات زنده، اطرافیان، همکاران، دوستان، آشنایان و خانواده‌تان دارید از خود دور کنید، آن‌ها را ببخشید و در دل‌تان بخواهید که آن‌ها نیز شما را ببخشند. هرگز شبی را با این اندیشه که در گوشه‌ای از جهان دشمنی دارید، به بستر نروید.

 

رهایی یا عدم وابستگی

یکی دیگر از دلایل عاطفی مسائل و مشکلات جسمی افراد، وابستگی است. این وابستگی می‌تواند به یک فرد یا یک موقعیت خاص در زندگی باشد. کاری که باید برای رفع این مشکل انجام دهید، گذشتن از آن شخص یا موقعیت است. یعنی باید به سادگی چیزی که به آن وابستگی داریم را رها کنیم. بسیار پیش می‌آید که وابستگی‌های عاطفی باعث بروز مشکلات جسمی در انسان می‌شود. وابستگی‌های عاطفی که گاه به غلط به نام «عشق» تعبیر می‌شود، به هیچ‌وجه احساسات راستینی نیستند. چرا که در عشق واقعی، احساس تملک جایی ندارد. عاشق واقعی آنچه دوست دارد را آزاد می‌گذارد. تنها در این شرایط است که آن حس راستین و واقعی پرورش یافته و بالیده می‌شود.

انسان با رها کردن، آن چیز را از دست نمی‌دهد، بلکه این نوع تفکر در انسان باعث می‌شود آن چیز اتفاقاً به سمت او بازگردد. اگر بخواهید چیزی را که از آن شما نیست، با وابستگی بیش از حد، به زور به‌دست آورید، آن چیز هر روز از شما دورتر می‌شود و تندرستی‌تان نیز به خطر می‌افتد. چرا که شما با وابستگی به یک چیز، درواقع تعادل و توازن زندگی‌تان را مختل کرده‌اید.

با وابستگی و داشتن احساس مالکیت نسبت به دیگران، دائماً دچار این توقع و انتظار هستیم که آن‌ها نیز ما را دوست بدارند، از بودن با ما لذت ببرند و قدر احساسات ما را بدانند. به همین جهت از مشاهدۀ واکنش‌های منفی آن‌ها دچار دوگانگی و کینه می‌شویم.
باید دوست داشت اما در نهایت باید آن چیز یا کس دوست‌داشتنی را رها کرد تا نیروی الهی آن را به سمت ما بفرستد. باید در ذهن‌مان آن را از خودمان دور نگه داریم و رهایش کنیم.
گاه برای انجام یک کار یا رسیدن به یک هدف بیش از اندازه تلاش می‌کنیم و کاری که به نظر می‌آید قرار نیست انجام بشود را سعی می‌کنیم با سماجت و پی‌گیری بیش از اندازه، به انجام برسانیم. در حالی‌که گاهی بهترین راه‌حل، رها کردن است. البته این بدان معنا نیست که برای انجام هدف موردنظرمان تلاش نکنیم. اما باید این هوش را داشته باشیم که وقتی نیرویی می‌‌‌خواهد ما را از آن باز دارد، متوجه شویم و بگذاریم شرایط هر طور که می‌خواهد پیش رود. وقتی هر چه دعا می‌کنیم، مستجاب نمی‌شود باید بدانیم که زمان رها کردن آن موضوع است.
بسیاری از مواقع در قیدوبندهایی که برای خودمان ساخته‌ایم گیر می‌کنیم و نمی‌دانیم تنها خودمان می‌توانیم خودمان را از آن وضعیت بغرنج نجات دهیم. بنابراین بهتر است گاهی اوضاع را رها کنیم و بگوییم خدایا هر طور که خودت صلاح می‌دانی همه‌چیز را سروسامان بده. البته در دل نیز باید کاملاً به این دیدگاه ایمان داشته باشیم. اگر این‌گونه عمل کنید خواهید دید چطور راهی برای شما باز می‌شود.
به یاد داشته باشید هرگز با رها کردن چیزی که در طلبش هستید و دوستش دارید، آن چیز را از دست نمی‌دهید، به عکس راهی باز می‌کنید تا موهبت الهی به هر شکل به زندگی‌تان وارد شود. این چسبیدن به یک شخص یا موقعیت است که می‌تواند باعث از دست رفتن آن‌ها بشود. باید بدانید چیزی که با رضا و رغبت به خداوند واگذار می‌کنید از دست نمی‌رود، بلکه چیزی بهتر جایش را پر می‌کند.
اگر اعتقاد داریم قوانین برتری وجود دارند که همه‌چیز را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، پس با انجام دادن این قوانین برتر می‌توانیم به رستاخیز خودمان کمک کنیم و به دنبال چیز عجیب وغریبی برای شفای خودمان نباشیم.
ادامه دارد.

 

برگرفته از :کتاب قانون شفا اثر کاترین پاندر

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :