ماساژ درمانی تاریخچۀ پزشکی (بخش چهارم) طب جزءنگر

 0
 486

غلامرضا آذرهوشنگ


 در شماره‌های قبلی مجلۀ دانش یوگا با تاریخچۀ ماساژ در طول تاریخ آشنا شدیم و به ویژگی‌های رویکرد طب کل‌نگر به تن آدمی ‌و امر سلامت و بیماری، توجه به امر تأثیر متقابل اجزاء بر یکدیگر، تأثیر جسم بر روان و بالعکس پرداختیم که درست در نقطۀ مقابلِ پزشکی مرسوم و مدرن (آلوپاتی) است. سپس به آشنایی فرهنگ غرب و شرق که فروپاشی باورها و آموزه‌های کلیسای روم را در پی داشت اشاره کردیم؛ به یافته‌های علمی متعدد و در نهایت ظهور انقلاب صنعتی و در نتیجه ماشینی شدن زندگی پرداختیم و دریافتیم که به انسان به‌عنوان ماشینی قابل بازسازی و تعمیر نگریستن سرمنشاء جزءگرایی و فراموش کردن رابطۀ جزء و کل است، که منجر به از بین بردن نشانه‌های بیماری به جای درمان آن، از راه پناه بردن به داروهای شیمیایی می‌شود.

 امروزه، به مدد پژوهش‌ها‌ی جدید و به کمک دستگاه‌ها‌ی عکس‌برداری (سی تی اسکن و ام.آی.آر) ثابت شده است که احساسات و عواطف چگونه باعث تغییراتی در دستگاه بیوشیمایی و کارکرد مغز و غدد درون ریز می‌شود، به نحوی که گاه می‌تواند مشکلاتی جدی برای سلامتی انسان در پی داشته باشد. تغییر میزان کورتیزول، آدرنال و سروتونین در خون، پیامدهای جسمی و روانی به دنبال خواهد داشت که اگر تداوم یابد یا شدت بگیرد، سلامتی ما را به خطر می‌اندازد.
  از فشارهای فرهنگی و اجتماعی تا فشارها و استرس‌های کاری، از اخبار و اطلاعات نگران کننده و تأسف‌باری که جهان ما را احاطه کرده و رسانه‌ها مرتب از طریق اعلام آن‌ها ما را مورد هجوم قرار می‌دهند گرفته، تا تأثیر امواج الکترو مغناطیسی ابزارهای نوین و فن‌آوری پیش‌رفته، هم چون ماهواره و موبایل و رادیو و تلویزیون و مایکروویو؛ از تغییرات آب و هوایی محیط جغرافیایی هم‌چون سرما و گرما و رطوبت و خشکی، باد و طوفان و غبار و آلودگی گستردۀ هوا گرفته، تا انواع مواد غذایی مصرفی صنعتی و مضر و حتی زمان و شیوۀ خواب و فعالیت‌ها‌یمان، همه و همه، آن‌چنان تأثیر جدی و زیان‌باری بر جوانی، شادابی و سلامتی ما باقی می‌گذارند که ما را به سوی خستگی، فرسودگی و بیماری‌های گوناگون جسمی و روانی سوق می‌دهند. و مگر جز این است که در امر تشخیص و درمان بیماری‌ها‌ باید به این نکات نیز توجه جدی داشت؟
  دارو درمانی بنا به ماهیت خود، نمی‌تواند رابطۀ جزء و کل را  مد نظر داشته باشد. محققین و پزشکانی که در شرکت‌ها‌ی بزرگ دارویی مشغول پژوهش هستند، اگر چه ممکن است به این حقیقت باور داشته باشند که بدن یک سیستم باز بوده و کارکردش به شدت تحت تأثیر چگونگی کارکرد کل اجزای آن با یکدیگر از سویی و محیط پیرامون از سوی دیگر (چه فیزیکی، چه عاطفی و روانی) است، اما نمی‌توانند دارویی بسازند که در مجموع برای بدن مفید بوده و هیچ ضرری نداشته باشد، مگر داروهای کاذب با توجه به تأثیر روانی و تلقینی آن. چرا که داروها عمدتاً جذب خون شده و به همراه آن در سرتاسر بدن به گردش در می‌آیند و بر تمامی قسمت‌ها‌ی بدن تأثیر می‌گذارند، خواه این تأثیر ناچیز باشد، خواه شدید.
   خوشبختانه، بر اساس آمارهای موجود، گرایش به درمان از طریق روش‌ها‌ی درمان طبیعی، روز به روز بیشتر شده و اقشار آگاه در کشورهای پیشرفتۀ‌ صنعتی به آن رجوع می‌کنند. گاندی و مائوتسه دونگ نیز هر یک پس از رهبری انقلاب ضداستعماری در کشور خود، دستور دادند با دعوت از اساتید و درمانگران سنتی و بومی، روش‌ها‌ی درمان طبیعی چند هزارسالۀ خود را، با امکانات و دستاوردهای پژوهشی روز (نرم افزاری و سخت افزاری)، هر چه بیشتر علمی کرده و به رشته‌ها‌ی دانشگاهی تبدیل کنند. در ایران نیز به تازگی طب سنتی مورد توجه بیشتری قرار گرفته که امید است هر چه سریع‌تر جایگاه علمی خود را پیدا کند و وزارت بهداشت و درمان، دانشگاه‌ها‌ و مؤسسات تحقیقاتی پزشکی مسئولیت بیشتری را در این زمینه به عهده گیرند.  

مبانی طب سنتی چین

چینینان باستان از هزاران سال پیش از میلاد مسیح، برای درمان بیماران خود، به غیر از گیاه درمانی و ماساژ، از طب سوزنی استفاده می‌کردند. قدیمی‌ترین یافته‌ها در این باره به "کتاب امپراطوری زرد" یا ( کتاب مرجع طب داخلی چین) با قدمتی نزدیک به 5000 سال بازمی‌گردد. در این کتاب به استفاده از سوزن (ابتدا سوزن‌های سنگی و سپس سوزن‌های فلزی) برای درمان بیماری‌های گوناگون اشاره شده است.
همان‌طور که می‌دانیم قبل از درمان، باید ابتدا به چگونگی بیماری و علل بروز آن پی‌برد. به دیگر سخن تشخیص قبل از درمان باید انجام بگیرد و شرط موفقیت درمان همانا تشخیص درست بیماری و کشف علل و ریشه‌های آن است. به همین دلیل تأکید می‌شود 80 درصد فرآیند درمان به تشخیص درست مربوط می‌شود و فقط 20 درصد آن، انتخاب راهِ صحیحِ درمان است.
چینی‌ها، با توجه به فلسفۀ تائوئیسم بر این باور بوده و هستند که هر چیز در جهان برای بقا نیازمند به توازن و تعادل است. انسان نیز از این مقوله جدا نیست. بیماری در انسان زمانی حادث می‌شود که این تعادل به هم می‌خورد. اما منظور کدام تعادل است و بین چه عناصری؟

عناصر بنیادی اولیه

همان‌طور که پیشتر نیز گفته شد، مردم چین بر خلاف یونانیان و ایرانیان باستان براین باور بوده‌اند که جهان از پنج عنصر اولیه به‌وجود آمده است. این پنج عنصر عبارت‌اند از: آتش، خاک (زمین)، فلز، آب و چوب.
انسان نیز از ترکیب این پنج عنصر به‌وجود آمده است و چنانچه از نظر نیرو و مقدار، این عناصر با هم برابری داشته باشند سلامت کامل برقرار است . و چنانچه هر کدام از این عناصر بر دیگری غلبه کند، با توجه به ماهیت و کارکرد آن عنصر، نوع خاصی از بیماری در بدن انسان بروز می‌کند.
بر اساس این نظریه، عروق به عنصر آتش، ماهیچه‌ها به عنصر خاک، پوست و مو به عنصر فلز، استخوان‌ها به عنصر آب و رگ و پی به عنصر چوب تعلق دارد. همین طور از اندام‌های داخلی می‌توان نام برد که هر کدام به یکی از این عناصر مربوط می‌شوند. به عنوان مثال قلب و رودۀ کوچک به عنصر آتش، معده و پانکراس و طحال به عنصر خاک، ریه و رودۀ بزرگ به عنصر فلز، کلیه و مثانه به عنصر آب و کبد و کیسۀ صفرا به عنصر چوب مربوط می‌شوند.
اگر دقت کرده باشیم، متوجه می‌شویم که این اندام‌های داخلی عمدتاً دو به دو به یک عنصر مربوط می‌شوند. اما چرا دو به دو؟
نظریۀ دیگر طب سنتی چین بر وجود حاکمیت انرژی و جریان سیال آن در جهان تأکید دارد. این انرژی بنا بر ماهیت خود دوگانه است. دوگانه‌ای متضاد که در هر شیئی یا موجودی با هم وحدت پیدا می‌کنند و یکی بدون دیگری نمی‌تواند وجود داشته باشد. این قانون را در درون اتم نیز می‌توان یافت. الکترون و پروتون، یکی حامل انرژی منفی و دیگری انرژی مثبت است.  دو وجه انرژی، یکی " یانگ" نامیده می‌شود و دیگری " یین،" که همان قطب منفی است. همان‌طور که بدون هریک از دو قطب مثبت و منفی ( یا فاز و نول درانرژی الکتریکی)، ما نمی‌توانیم برق داشته باشیم  بدون یین و یانگ نیز نمی‌توان از انرژی صحبتی به میان آورد. اگر چه میزان انرژی یین و یانگ در جهان و تن آدمی‌ ( انرژی حیاتی بدن) ثابت است، اما به دلیل اختلالات در چرخۀ انرژی، گاه یانگ بر یین غلبه می‌کند و گاه یین بر یانگ. یعنی قانون نسبیت بر انرژی یین و یانگ حاکم است.
 یانگ  نماد نرینگی، آسمان و بالا، گرما، خشکی، تحرک و پویایی، روشنایی، روز و در تن آدمی بیرون، پشت و بالای بدن و یین نماد مادینگی، زمین و پایین، سردی، رطوبت، ثبات و آرامش، تاریکی، شب و در تن آدمی درون، جلو، پایین می‌باشد.   
اگر به تصویر فوق که نماد یین و یانگ است توجه کنیم، درمی‌یابیم که شکل دایره نشانگر سیکل و چرخۀ حیات است و پایان هر پدیده‌ای‌ آغاز پدیدۀ دیگری است و هیچ چیز نیستِ کامل نمی‌شود، بلکه از شکل و وجهی به شکل و وجه دیگر تبدیل می‌شود. دو تصویر سیاه و سفید نیز که به شکل ماهی ترسیم شده است نشانگر زندگی است  و وجوه آن. گذر شب و روز و گذر عمر. روز (یانگ) با سپیدی آغاز می‌شود، سپیدی بزرگ‌تر شده و گسترش می‌یابد تا به اوج می‌رسد و سپس افول می‌کند و شب جایگزین آن می‌شود و در نیمه شب به اوج می‌رسد. یکی جای دیگری را می‌گیرد و بر آن غلبه می‌کند و دوباره این چرخه به سیر خود ادامه می‌دهد. بهار آغاز می‌شود (یانگ) در تابستان به اوج می‌رسد و از پاییز افول خود را آغاز کرده و یین تسلطش بیشتر و بیشتر می‌شود تا در زمستان به اوج برسد و دوباره از بهار این چرخه تکرار می‌شود. وجود دو دایرۀ کوچک به رنگ متضاد در دلِ هر ماهی نیز نشانگر آن است که هر چیزی در درون خود ضد خود را حمل می‌کند و یانگ مطلق یا یین مطلق وجود ندارد و از این نظر یین و یانگ امری نسبی هستند و می‌توانند جایگزین یکدیگر شوند.
و اما در تن آدمی‌ این انرژی (انرژی حیاتی بدن که به آن چی یا شی گفته می‌شود) هم‌چون خون در کانال و گذرگاه‌هایی  عبور می‌کند که به آن مریدین می‌گویند. و از طریق همین کانال‌هاست که این انرژی به تمام بدن می‌رسد و حیات آن قسمت یا اندام را امکان پذیر می‌کند. خون، خود نیز شامل  انرژی یین است و اکسیژن موجود در خون انرژی یانگ دارد.
انرژی حیاتی از سه طریق در بدن ما جاری می‌گردد:
1- انرژی ذاتی یا اصلی که از پدر و مادر به فرد منتقل می‌شود (هم چون ژن)
2- انرژی تغذیه‌ای (غذایی که می‌خوریم و هوایی که تنفس می‌کنیم)
3- انرژی پیرامونی یا کهکشانی که از بیرون بر بدن ما اثر می‌گذارد.
چنانچه انرژی حیاتی بدن در این مریدین‌ها به خوبی جریان داشته و انرژی یین و یانگ نیز در کلیت خود در حالت تعادل به سر برد، فرد در سلامت و شادابی کامل خواهد بود؛ اما اگر این تعادل به سود هریک از دو انرژی متضاد به‌هم بخورد یا در گردش خود به دلیل اختلالات (هم‌چون رسوب چربی در دیواره‌های عروق خونی) یا انسداد (همچون وجود ترمبوز در عروق) دچار وقف یا کاهش شود، بیماری، کم تحرکی و افسردگی حادث می‌شود.
هریک از ارگان‌های داخلی نامبرده در بالا که جفت جفت آمده است به یک عنصر بنیادین اولیه تعلق داشته و یکی از آن‌ها به انرژی یانگ و دیگری به یین مربوط می‌شود. به عنوان مثال قلب به انرژی یین عنصر آتش تعلق دارد (یین در یانگ) و رودۀ کوچک به انرژی یانگ عنصر آتش (یانگ در یانگ).   
          درک رابطۀ انرژی در عناصر پنج‌گانه  و چگونگی تأثیرگذاری آن‌ها بر یکدیگر، اهمیت بسیار زیادی در تشخیص بیماری داشته و انتخاب راه درست درمان نیز از طریق کار بر روی مریدین‌های مربوطه و نقاط درمانی موجود در آن‌ها امکان‌پذیر می‌باشد. با توجه به این که انرژی جاری است و از یک عنصر به عنصر دیگر می‌رود، چگونگی چرخۀ آن بسیار مهم است. لطفاً به تصویر زیر دقت فرمائید.
 
در مجموع سه رابطه بین این عناصر وجود دارد:
1- رابطۀ خلق و زایش (مادر و فرزند). در این رابطه که در چرخۀ گردشی خود را نشان داده است، چنانچه مثلأ قلب ما (عنصر آتش) دچار ضعف یا کاهش عملکردی شود، می‌توان با تقویت عنصر چوب (مریدین‌ کبد) این ضعف و سستی را برطرف کرد.
2- رابطۀ تضاد و تقابل. حال اگر همان عنصر آتش (قلب) دچار بیش فعالی شد ( مثل تپش قلب یا فشار خون بالا) با تقویت عنصر آب (مریدین کلیه) می‌توان آن را از حرارت انداخت و کارکرد آن را متعادل کرد.
3- رابطۀ تهاجم. اما اگر عنصر آتش بیش از اندازه تقویت شود، ممکن است این رابطه معکوس شده و عنصر آب توسط عنصر آتش مورد تهاجم قرار گیرد؛ در این صورت کارکرد کلیه به خطر می‌افتد.
در شمارۀ بعدی بیشتر به این مباحث خواهیم پرداخت.

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: