سیر ادواری یوگا

 28 بهمن 1398   17:02
 0
 2125
اشتراک :

برزو قادری

سیر ادواری یوگا

تا اواخر عصر ودایی واژه یوگا به معنای کنونی خود مطرح نبوده است. به نظر می رسد قدمت یوگا را حداکثر تا کمی بیش از عصر اوپانیشادی بتوان تعقیب کرد. هرچند در براهماناها(Brahmana) " و آرانیاکاها (Aranyaka) صحبتی از یوگا نمی شود ولی مسلما این واژه با چنین حجمی از مفاهیم نمی توانسته دفعتا با ظهور اوپانیشادها شکل گرفته باشد. پس این معرفت کهن به نوعی مورد توجه بوده تا آنکه در دوره اوپانیشادی به طور مشخص و آشکاری از فلسفه و فنون این علم بحث شده است.

در اندیشه عرفانی هند ما به نوعی از فلسفه تاریخ و انسان شناسی برخورد می کنیم که نه بر پایه ی استقرائات منطقی و مشاهدات اجتماعی بلکه مطلقا مبتنی بر دریافتی شهودی است، هرچند که این دریافت ها به نوعی تحلیل شده است که برای اذهان منطقی نیز جالب و دلکش است. یوگاشناسان و هند شناسان معاصر معمولا سیر یوگا را در ۵ یا ۶ دوره تحلیل و بررسی می کنند و این درحالیست که در متون یوگا تنها ۴ مرحله برای حیات بشری فرض شده است و یوگا در هر کدام از این ۴ دوره ماهیتی ما متفاوت و مناسب با حال مردم آن دوران دارد. براین اساس یوگا عبارت خواهد بود از پاسخی طبیعی که آگاهی و شعور متعال از درون هر موجودی که از شرایط جبلی و حقیقی خود خارج شده برای رجوع به شرایط اصیل خود می دهد.

 هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

این چهار مرحله در تاریخ بشری عبارتند از:

 ١- عصر طلا (بهار تاریخ Sathya Yuga)

٢- عصر نقره (تابستان تاریخ Tretha Yuga)

3- عصر مس (پاییز تاریخ Dawapara Yuga)

۴- عصر آهن (زمستان تاریخ Kali Yuga)

اولین دور از ادوار تاریخ بشری(sathya yuga) بنابر شهود روشن بینان کهن هند، دورانی است که انسان هم آغوش طبیعت است. او بر علیه طبیعت وارد عمل نشده، بلکه بر امواج حیات طبیعی به موج سواری پرداخته است. و بدون کمترین تزاحم و فشاری انعکاس نیازهای حسی و معنوی خود را در ابعاد مختلف وجود خویش پاسخ داده است. در این مرحله آگاهی بشری کاملا یکپارچه و در اتحاد و یگانگی با طبیعت است.

متناسب با رشد خود آگاهی و قرار گرفتن من" در مرکز هستی بجای هستی در مرکز من " ادوار متفاوت دیگری شکل می گیرد. گذار از بهار تاریخ به تابستان تاریخ (tretha yuga) مطابق است با هبوط انسان به زمین در اسطوره شناسی دینی، در این مرحله انسان خود را مستقل از طبیعت مشاهده کرده و در قبال طبیعت موضع به اصطلاح بشری خود را اتخاذ می کند. در این دوران است که قوانین قربانی شکل می گیرد زیرا انسان دیگر خود را سلولی از کیهان يکپارچه نمی بیند. و بدین سبب هستی برای او گاهی هول انگیز و گاه جذاب است. او با مراسم پوجا (puja) و ياجنا (yagya) سعی در تسخیر آسمانها و شکست محدودیت های بشری خود دارد. این اولین پارگی در کلیت انسان به طبیعت و تبدیل آن به انسان و طبیعت " است.

با تخصصی تر شدن مغز انسان سومین شکن در اعصار تاریخ شکل می گیرد و آن دو پاره شدن انسان از خودش می باشد. در این دوره (Dwapara Yuga) ، برای انسان های هوشیار مراقبه های طولانی و توجه به طبیعت توصیه شده است. زیرا این بار انسان از خودش بیگانه و دور شده است. به عبارت دیگر این بار من از طبیعت و نیروی الهی جدا نشد، بلکه بشر در وجود خودش به چندپاره قسمت شده است انسان و انسان بجای انسان به انسان یکپارچه). در این دوران سطح هوشیاری (خودآگاهی) بشری تخصصی تر شده و سطوح متمایزی در روان بشر شکل می گیرد.

این تنزل سرانجام به عصر زمان با دوره چهارم (kali yuga) منجر می شود که حکومت نگرانی های بشری است. عصر زمان به دوره ای اطلاق می شود که بشر اسير ذهن خود شده است و قوای فکر در نهایت توحش و لذت جویی است و سعی در فرار از گذشته و آینده دارد چون قادر به دیدن کلیت خود نیست. در این عصر انسان در پی کامجویی از آینده موهوم و تصورات بی پایه ی گذشته است. این نهایت از خودبیگانگی بشری است. که نه تنها انسان در جستجوی حظوظ طبیعی و همه جانبه و جودی خود نیست بلکه در جستجوی حظوظ مادی نیز نیست. او اینک اسیر افکار و تصورات خود شده انسان . غیر انسان) و قدرت خیال از خیال زندگی کامجویی می کند نه از خود زندگی.

چون مسخ بشری تا به این حد می رسد به حکومت مطلقه فکر و خیال و اوج دوری از طبیعت رسیده ایم. حال چه باید کرد؟

همانطور که در آغاز مقاله نیز اشاره شد، روح انسان هایی که دلی ساده و پاک دارند در طول تاریخ و در شرایط متفاوت توانسته بارها و بارها پرتوی آگاهی را در لابه لای بن بست های مجعول بشری پیدا کنند. بدین ترتیب شکن هایی که در ادوار مذکور حاصل آمده نه به نتیجه فکر و تعقل بلکه تنها به صورت واکنشی طبیعی در طول تاریخ از طریق متعادلترین و پاکترین نفوس بشری پاسخ داده شده است.

 از حدیث اولیا نرم و درشت

تن مپوشان زانکه دینت راست پشت

 گرم گوید سرد گوید خوش بگیر

تاز گرم و سرد بجھی وز سعیر

 گرم و سردش نوبهار زندگی است

مایه ی صدق و یقین و بندگی است

سیر ادواری یوگا

مثنوی (دفتر اول)

 با توجه به مقدمه مذکور، یوگا در واقع سه مرحله ی عمده را در طول تاریخ طی کرده است. زیرا همانطور که اشاره شد عصر اول (satya yuga) دورانی است که انسان ها هماغوش با نوامیس و قوانین طبیعی و بدون هیچ ناهماهنگی زندگی می کردند. (حضور آدم در بهشت در اسطوره شناسی دینی). بر این اساس در این دوران هیچگونه تفرقه و جدایی وجود نداشته است که یوگا سعی در وصل و جوش دادن آن جدایی داشته باشد. اما همین که انسان . طبیعت جای خود را به انسان و طبیعت داد، واکنشی از اعماق زلال قلب انسان او را به یگانگی با طبیعت و حق فراخوانده است. این عمیقترین نیاز عرفانی و فطری بشر به یگانگی با هستی در هند تحت نام یوگا" خوانده شده است.

بر اساس توضیحاتی که گذشت یوگا در هند در هر کدام از این سه دوران معنایی متفاوت پیدا می کند. در آغاز یوگا عبارت از وصل و اتحاد است و آن زمانی است که انسان خود را هماواز با هستی نمی یابد ولی در عین حال او قادر به رؤیت و دیدن هستی و این تفرقه هست لذا با مناسک سری پوجا و یاگیا سعی در اتحاد خود با طبیعت دارد.

در دومین مرحله او یگانگی ضمیر و ذهن خود را از دست داده است در این مرحله یوگا عبارت از رؤیت و نظاره کردن است.

در این مرحله همانطور که در باگاوادگیتا

( 32،02/6Bhagavad gita) اشاره شده اوج يوگا عبارت از رویت ذات درونی از طریق ذهن خالص و یگانه شده است.

و سرانجام در سومین مرحله، یوگا یعنی کنترل کردن و تحت انضباط آوردن، در واقع دراین مرحله ما سعی می کنیم به شرایطی دست یابیم که نهایتا قادر به رویت ذات درونی شویم. ولی در آنجا که فاصله ای زیاد نسبت به ذات خود پیدا کرده ایم در آغاز لازم است به مهار کردن امواج جعلی و غیر واقعی ذهن مبادرت ورزیم در شانديليوپانیشاد ( ۱/ ۷ , ۴۲ )Shandilyo panishad به همین مسأله اشاره شده در جایی که می گوید:

"یوگا عبارت از کنترل امواج ذهنی است."

 از آنجا که به اعتقاد عموم جیوتیشی ها (Jyotishi) و برخی از اساتید و پیران فرهیخته ی معنوی هندعصر کالی به پایان رسیده و هم اکنون قوس صعودی به سوی عصر ساتيا" آغاز شده است، در کنار انضباطهایی جدی یکی از مهمترین آموزه ها که مورد تأکید یوگیان برای انسان های دوران ماست (آغاز عصر پاییز ) همان مشاهده و با نظارت کامل بر كل عملکرد احساسات و افکارمان می باشد.

هست مطلوب جانت اندر پیش

اندر او می نگر، از او مندیش

زآنکه اندیشه دورت اندازد

دوست با غیر در نمی سازد

شیخ محمود شبستری

البته ما می توانیم چها مرحله ی مذکور را از نگاه دیگری نیز بنگریم. و آن در صورتی است که مفهوم زمان را تنها به عنوان محل توالی پدیده ها و رویدادهای مادی مشاهده نکنیم بلکه آن را تا ژرفای روان و روح بشری دنبال کنیم. در آن صورت هم اکنون می تواند عصر ساتيا" باشد. همانطور که می تواند عصر کالی" باشد و این بسته به آن است که شما در کجا قرار یافته باشید؟! بحث پیرامون انعکاس اثرات زمان مادی و کیهانی (متافیزیکی) در این مقوله نمی گنجد و خود به پژوهش های دیگری نیاز دارد. ولی در هر حال زمان به آن معنا که در عصر کالی" مطرح است، توالی افکار جعلی، اوهام وخیالات و شهوات است. و هر چه به سوی سطوح والاتر یعنی مراحل "دواپارا"، "ترتا" و ساتيا" حرکت کنیم، "زمان" گذر واحدهای معنوی خواهد شد. به این معنا این چهار مرحله همان چهار سطح وجود عوالم لاهوت Anandamaya ، جبروت Vigyanamaya ، ملكوت Manomaya و ناسوت (Anumaya در تجلی خود خواهد بود. بر همین اساس وقتی از عارفی پرسیدند چند سال داری؟ گفت چهار سال (با اینکه در سنین کهولت بود) گفتند: چگونه ممکن است؟ گفت: "عمر من همان است که آگاه از حق شدم والا باقی به حساب عمی نیاید.

نگرشی که در این مقاله برای تحلیل سیر ادواری یوگا مطرح شده است از دیدگاه تاریخ و واقعیات اجتماعی نیست بلکه نگرشی کهن و برگرفته از خود متون یوگا بود. به نظر می رسدیوگیان ترجیح داده اند سیر گذار معنوی را از چنین دید و نگاهی برای ما آشکار کنند. نگرشی فلسفی شهودی که کاملا قابل تطبیق با عرفان های مسیحی و اسلامی نیز می باشد.

پی نوشت:

1-در رابطه با ریشه ی واژه ی یوگا نیز لغت شناسان سانسکریت سه احتمال را مطرح کرده اند ( Yujir, Yu , Yuj ) که به ترتیب وصل و یگانگی، مشاهده کردن و کنترل کردن که بر اساس توضیحات این مقاله هر سه معنا کاملا درست است ولی هرکدام متعلق به یکی از ادوار تاریخ می باشد.

۲- جیوتیش به معنای دانش زمان کیهانی است و جیوتیشی کس است که به دانش ستاره شناسی ودایی آگاهی دارد.

3. رجوع شود به کتابهای:

Autobiogrphy of a yogi Swami Yogananda.

David Frawley ch. 1 Astrology of the seer

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: