(یادگاری ماندگار) سخن مدیرمسئول

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 404
اشتراک :

سید عبدالحمید موحدی

 

 شبی حدودِ ساعتِ ٥/١١ زن سالخوردۀ سیاه‌پوست آمريکايى، در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى ايستاده بود. ماشينش خراب‌شده بود و نياز به استفاده از وسيلۀ نقليه ديگرى داشت. او که کاملاً خيس شده بود، دستش را جلوى  ماشينى که از روبرو می‌آمد، تکان داد. رانندۀ ماشين که جوانی سفيدپوست بود، براى کمک به او توقف کرد؛ البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهۀ ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا اتفاق افتاده است. مرد جوان، زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش هدایت کرد تا از زير باران نجات يابد و بعد مسيرش را عوض کرد و او را به ايستگاه قطار برد، در آنجا تاکسى براى او گرفت و کمک کرد تا سوار تاکسى شود. زن که  ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ منزل به صدا درآمد. باکمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون؛ «از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد، بسيار متشکرم. باران نه‌تنها لباس‌هايم که روح و جانم را هم خيس کرده بود تا آن‌که شما مثل فرشتۀ نجات سررسیدید. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگىِ همسرم و درست قبل از این‌که چشم از اين جهان فروبندد، در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم».
مطلبی که خواندید، داستانی واقعی است که سال‌ها پیش در شهر دیترویت آمریکا اتفاق افتاد. شاید مطلب بالا، قصه‌ای ساده و معمولی به نظر بیاید؛ ولی اگر دقیق شویم نکاتی به چشم می‌خورد که حائز اهمیت است. نکتۀ اول این‌که معمولاً زمانی که مسئلۀ نژاد و آئین و مسلک و رنگ و قومیت مطرح است، کمتر کسی حاضر می‌شود خدمتی به فردی غیر از نژاد و مسلک و هم‌کیش خود ارائه دهد. نکتۀ بعدی که بازهم اهمیت دارد، خود را به‌سختی انداختن برای کمک به همنوع آن‌هم در شرایط سخت؛ مثلاً در هوای سرد و تاریک و محیط خارج از شهر درزمانی که فرد عجله برای رسیدن به مقصد دارد. مسئلۀ بعدی که بازهم قابل‌تأمل است، صرف کردن وقت و حوصله و انرژی و پول برای کمک و نیکی کردن به دیگران است.
علیرغم توجه به سه نکتۀ مهم که در داستان اتفاق افتاده، بازهم ممکن است من و شما با خود ‌بگوییم؛ امثال این سفیدپوست زیاد هستند که آمادۀ کمک و یاری‌رساندن به همنوعان خود هستند. بله کاملاً درست است، ولی آیا من و شما تاکنون هیچ‌گاه درصدد انجام کمک‌هایی این‌چنینی برای شخص یا اشخاصِ نیازمند برآمده‌ایم؟ آیا هیچ‌گاه شده در شرایط سخت زمانی و مکانی، از وقت و انرژی و پول و کار و خوردوخوراک و خواب خود بزنیم و خدمتی برای نیازمندی انجام دهیم؟
همان‌طوری که در سخن مدیرمسئول شماره‌های قبل هم‌بارها ذکر کرده‌ایم، خدمت کردن ازجمله یکی از چهار شاخۀ‌ اصلی یوگا است که بر آن تأکید فراوان شده و ماحصلش چیزی جز رهنمون شدن به‌سوی تعالی و کشف حقیقت و درنهایت رسیدن به آرامش و راحتی خیال نیست. در خصوص انجام کار نیک و خدمت کردن به همنوع، همین‌قدر بس که پیامبر اکرم (ص) دراین‌باره می‌فرماید:
«احب الناس الی‌الله انفسهم الناس»
«محبوب‌ترینِ مردم کسی است که به حال بندگان خدا نافع‌تر باشد».
حال که با اصلِ خدمت و ضرورت نیکی کردن به این‌وآن آشنا شدیم، باید به قضیۀ دیگری هم توجه کنیم.
زمانی خدمت کردن می‌تواند از اهمیت والایی برخوردار باشد که به ازاء انجامِ آن، مزد و اجر و پاداشی دریافت نگردد و خدمت صرفاً برای رضای خدا باشد. مطلبی که حافظ شیراز دقیقاً این‌گونه به آن اشاره‌کرده و می‌گوید:
ای صاحب کرامت، شکرانۀ سلامت         روزی تفقدی کن، درویشِ بینوا را
و این بدان معناست که هرکس با هر شرایط و در هر وضعیت باید مقداری از وقت و انرژی و سرمایه و حوصلۀ خود را برای خدمتی بدون چشم‌داشت به همنوع اختصاص دهد.
همین سه روز پیش بود که کریستیانو رونالدو؛ فوتبالیستِ مشهور پرتغالی که چند سالی است در تیم رئال مادرید اسپانیا بازی می‌کند و ازجمله ثروتمندترین ورزش‌کاران جهان به‌حساب می‌آید، مبلغ 7 میلیون یورو از درآمدش را به زلزله‌زدگان نپالی که ماه گذشته نزدیک به ده هزار نفر در اثر آن زلزله کشته شدند، اختصاص داد. 

(ادامه مطلب را در بخش سخن مدیر مسئول مجله شماره 80 مطالعه فرمایید)

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :