درس‌هایی برای زندگی (شادی)

 15 مرداد 1398   16:59
 0
 567
اشتراک :

درس‌هایی برای زندگی
برگردان: سارا صادقی


درس‌هایی برای زندگی عنوان کتابی در خصوص آموزه‌های یوگا برای زندگی بهتر و استفادۀ بهینه از عمر زود‌گذر است‌. این کتاب حاصل سال‌ها اندیشه، پژوهش، تجربه و آموزش سوامی ویشنودواناندا از شاگردان سوامی شیواناندا و از معروف‌ترین اساتید یوگای جهان است که پس از ترک بدن خاکی خود توسط یکی از شاگردانش به‌نام کمالا دوی Kamala Devi جمع‌آوری و برای اولین بار در سال 2009 توسط مؤسسۀ بین‌المللی یوگای شیواناندا در کانادا به چاپ رسید. مطالعۀ این کتاب را به پرتوجویان و رهروان راه یوگا توصیه می‌کنیم.
یوگا یعنی اتحاد، یوگا به ما نشان می‌دهد تا چطور تمام نیروهای زندگی را به درون خود هدایت کنیم. هدفش شادی است و شادی در درون هر انسان نهفته است. برای به دست آوردن شادی می‌توانید به هرجایی از دنیا سفر کنید، به کلوپ‌های شبانه یا رستوران‌های مختلف از لندن به پاریس بروید، اما هنوز احساس شادی نکنید. اگر شادی در پاریس بود، پس همۀ پاریسی‌ها باید انسان‌هایی شاد می‌بودند، اگر شادی در خانواده بود، باید همۀ خانواده‌ها شاد می‌بودند، اما آیا این‌طور است؟
شادی در جهان خارج نیست، حتی اینجا هم نیست. شادی، قلمرو خوشبختی‌ای است که در درون هر انسان نهفته می‌باشد.
سوامی ویشنودواناندا


*  شادی؟ - آناندا  یا رحمت- در جهان خارج وجود ندارد، بلکه در درون ماست. خلأ از جستجوی شادی در جهان خارج به وجود می‌آید، درست مثل این داستان که سوزن از دست دوزنده‌ای روی زمین می‌افتد و او برای پیدا کردن سوزن خود به خارج از خانه می‌رود و شروع به گشتن به دنبال سوزن گمشده‌ می‌کند. در همین زمان دوستش از راه می‌رسد و از او می‌پرسد که به دنبال چه چیزی می‌گردد؟ و او در جواب می‌گوید: «سوزنم را گم‌کرده‌ام، دنبالش می‌گردم». دوستش می‌پرسد «خوب، سوزن را کجا گم کردی؟» او پاسخ می‌دهد که در داخل خانه آن را گم‌کرده‌ام، دوستش با تعجب می‌پرسد: خوب پس چرا اینجا به دنبال آن می‌گردی؟ و او در پاسخ
می‌گوید: «چون هیچ نوری داخل خانه نیست، ولی بیرون نور بیشتری وجود دارد». این دقیقاً همان اتفاقی است که برای ما اتفاق می‌افتد. قلمرو خوشبختی در درون ماست، اما به‌اشتباه فکر می‌کنیم که این خوشبختی جای دیگر در لاس‌وگاس، یا نیویورک یا لندن است.
*   هر چیزی که می‌بینیم، می‌شنویم، بو می‌کنیم، می‌چشیم، به‌عنوان حقیقت و نه توهم قبول می‌کنیم. در زندگی روزمره، هر آنچه دریافت می‌‌کنیم را به‌عنوان واقعیت می‌پذیریم. تنها زمانی که شروع به تمایز قائل‌شدن بین امور مختلف می‌کنیم، درمی‌یابیم که این ادراکات ما واقعی نبوده است. شما می‌توانید تلویزیون، بازی‌های ویدئویی و تمام وسایل رفاهی مدرن را داشته باشید، اما باید بدانید هیچ‌چیز واقعی وجود ندارد. همۀ این چیزها توخالی هستند- درست مثل یک سایه، سرابی بیش نیستند. بسیاری از انسان‌ها امروزه مثل کسانی که در کویر به دنبال سراب میدوند، رفتار می‌کنند، آن‌ها فکر می‌کنند که آب پیدا می‌کنند، اما در عوض از تشنگی می‌میرند. پس به دنبال سراب ندوید. تنها واقعیت جهان «خداوند» است. تنها حقیقت «خداوند» است.
*    شادی، آناندا ، طبیعت و سرشت ذاتی هر انسان است. هدف زندگی یافتن شادی یا همان آنانداست. درد تنها یک توهم است که غیرواقعی است. اگر واقعی بود اگر زمانی‌ پول زیادی از دست بدهید، باید مدام احساس تأسف و رنج را به خاطر این فقدان به همراه داشته باشید، اما باگذشت روزها و ماه‌ها، آرام‌آرام آن درد از بین می‌رود، مثل مه که کم‌کم ناپدید می‌شود. حتی زمانی که یکی از عزیزانتان، مثل دخترتان، مادرتان، شوهر یا زنتان را از دست بدهید- غم از دست دادنشان تنها برای مدتی و نه برای همیشه در قلبتان باقی می‌ماند.

ادامه مقاله را می توانید در مجله شماره 81 مطالعه کنید

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این مقاله :