0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه شماره 67 - اردیبهشت 1393

ماهنامه شماره 67 - اردیبهشت 1393

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

2

آرامش با دوگانگی هرگز  (سخن مدیر مسئول)

4

با پیش‌کسوتان یوگای ایران آشنا شوید (عباس علویون)

7

فواید یوگا برای معلمان

10

نقش مراقبه در توسعۀ روابط بین فردی

12

چاکراها و روان‌شناسی یوگا

14

پرتویی از یوگا

16

مدیتیشن آیورودایی

18

تنگی نفس برونشیتی

20

یوگا و دیابت

22

ارگونومی یوگا

24

درمان مشکلات

26

یوگای تبتی

30

آنچه یک معلم یوگا باید بداند

32

پوستر حرکات یوگا (تقویت اندام‌های میانی بدن با توالی حرکات یوگا)

34

مدرسۀ یوگای بیهار

36

پیر شدن سیستم دفاعی بدن

38

راه‌کارهایی در کنترل ذهن با تأکید بر آموزه‌ای اسلام

41

ورزش یعنی سلامتی

42

راه‌کارهایی برای خوب بودن

45

جلوگیری از عادت‌های بد در کلاس یوگا

46

کاهش استرس در کودکان

48

تغذیه و افسردگی

50

یوگا و مقابله با اعتیادهای زیان‌بخش (2)

52

آخر هفته‌های پرنشاطی برای خود بسازیم

54

آلبوم/ حرکات یوگا

54

معرفی کتاب

55

چهار عامل مؤثر در چاقی

01

Yoga and Diabetics

 

راه‌کارهایی در کنترل ذهن با تأکید بر آموزه‌های اسلام

علی قنبریان

اگر هر روز برای رشد و بهترشدنِ خود تلاش نکنیم، در یک‌جا متوقف می‌شویم و همواره کار واحدی را انجام می‌دهیم. اگـر خواستار موفقيت هستيم، بايد بدانيم چه مي‌خواهيم و راه‌هاي رسيدن به آن‌ را نيز تعيين کنيم؛ دقیق، صادقانه و شفاف. هر هدفی، دست‌یافتنی است. کنترل ذهن ارتباط تنگاتنگی با اخلاق دارد؛ زیرا اخلاق عبارت است از الگوی کلی و روش زندگی یا مجموعه‌ای از قواعد سلوک و قانون اخلاق یا تحقیق پیرامون زندگی و قواعد سلوک . از علل پیشرفت در اخلاق فردی و اجتماعی آرامش ذهنی است. کنترل ذهن زندگی بسیاری از افراد را دگرگون ساخته و باعث درمان طیف وسیعی از بیماری‌ها شده است. یکی از اهداف انسان‌های موفق مدیریت و کنترل ذهن است و راه‌های رسیدن به آن را منابع متعددی همچون: آیات و احادیث، تجربه، عقل ارائه کرده‌اند. در این نوشتار به مواردی اشاره می‌گردد:
1. دفع وسوسه
انسان در هر لحظه از افكار و خطورات ذهنی خالى نيست؛ در سكون و حركت، در خواب و در بيدارى. از هر فکری که بگريزد به فکر ديگرى دچار مى‏شود. گريز از خاطره نيز به نوبه خود خاطرۀ جديدى است.
جان همه روز از لگد كوب خيال وز زيان و سود و از بيم زوال‏
نى صفا مى‏ماندش نى لطف و فرّ نى بسوى آسمان راه سفر
خطورات ذهنی سبب و علّتى دارد. پس اگر سبب آن شيطان باشد «وسوسه» است، و اگر فرشته باشد «الهام» است و آن چه قلب را براى پذيرش وسوسه آماده مى‏كند «اغوا» ناميده مى‏شود، و آن چه دل را آمادۀ قبول الهام كند «لطف و توفيق» نام دارد . خطورات ذهنیه محرک رغبت و رغبت محرک عزم و عزم محرک نیت است و نیت هم اعضاء و جوارح را تحریک می‌کند.
از انواع خطورات ذهنیه وسوسه است؛ دفع وسوسه برای به‌دست آوردن فضیلت ضرورت دارد.
در برخی از نوشته‌های دینی راه‌کارهایی برای دفع وسوسه و حدیث نفس ذکر گردیده است از جمله این‌که:
امام علی(ع) به کمیل بن زیاد فرمودند: اگر شیطان تو را وسوسه کرد می‌گویی: «أعوذ بالله‏ القوي من الشيطان الغوي، و أعوذ بمحمد (ص) الرضي من شر ما قدر و قضي، و أعوذ باله الناس من شر الجنة و الناس أجمعين»‏ .
2. بودن در زمان حال
یکی از راه‌کارها برای استفادۀ بهینه از عمر و وقت و کنترل و تصحیح ذهن این است که شخص همواره در زمان حال زندگی کند. اندیشه‌های ذهنی به سه قسم تقسیم می‌شوند:
1. گذشته
2. حال
3. آینده
بسیاری از اوقات مشغله‌های زندگی و عدم توجه به خویشتن، سبب می‌شود که انسان‌ها بخشی از شبانه روز را به صورت غیر کنترل شده و غیر ارادی در گذشته و یا آینده زندگی کنند. افکار آن‌ها مشغول اموری می‌گردد که مربوط به حرف و حدیث‌ها، نزاع‌های گذشته و آینده است بدون اینکه نتیجه و فایده‌ای داشته باشد.
امام علی (ع) می‌فرماید: عمرت وقتی است که در آن قرار داری؛ گذشته و آینده معدوم است؛ بنابراین، فرصت را بین دو عدم (گذشته و آینده) غنیمت شمار .
کسی که در زمان حال زندگی نمی‌کند باید خیلی خوش شانس باشد که اندیشه‌ها و افکارش اموری خوشایند و یا حداقل بی‌طرف باشند؛ چرا که این شخص اگر به گذشتۀ تلخی که با نامرادی‌ها و ناکامی‌ها همراه بوده برود و یا به آیندۀ مبهم و تیره و تاریک، علاوه بر آن که وقتش زائل شده است از انرژی‌ها و توان روحی و جسمی‌اش نیز کاسته می‌شود.
پس باید هر کس مراقب ذهن خود بوده و در صورت انحراف آن به گذشته و یا آینده، آن را به زمان حال بازگردانده و عمر خود را تباه نکند. با بودن در زمان حال می‌توان:
1. برای زندگی کنونی برنامه‌ریزی کرد.
2. مشغول به اذکار الهی شد.
3. برخی از مشکلات علمی را که در ذهن وجود دارد حل و فصل کرد.
و... .
الهام بخش نگارنده در این راه‌کار حدیث ذیل است این دوران زندگى سه روز دارد: 1- روزى كه گذشته است و قابل برگشت نيست. 2- روزى كه در آن هستى‏ كه‏ بايد آن‏ را غنيمت‏ بدانی‏. 3- و فردا كه در دست تو نبوده و فعلاً آرزوى آن‌را داری.
حکیم عمر خیام نیز در این باره می‌گوید:

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده است فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد نکن

3. توجه نفس
علامه طباطبایی (ره) دستور العملی در دفع خطورات ذهنیه داده‌اند:
«مكان خلوتى را انتخاب كن كه هيچ مشغول‏كننده‏اى از قبيل نور و صدا و اثاث منزل و غيره در آن جا نباشد، سپس طورى بنشين كه مشغول به كارى نشوى و حواست پرت نگردد و چشمانت را بسته نگه‏دار، آن گاه صورتى را مثلًا شکل «1» را در ذهن خود مجسم کن كه كاملاً توجّه‏ات به آن معطوف گردد و هشيار باشى كه هيچ چیز دیگری وارد محوطۀ شکل «1» نشود.
پس در اين هنگام كه ابتداى كار است درمى‏يابى كه اندیشه‌های دیگری مزاحم تو شده و مى‏خواهند ذهن تو را تاريك و مشوّش نمايند، شکل‌هايى كه بسيارى از آن‌ها قابل تشخيص و شناسايى از يكديگر نيست و از افكار روزانه و شبانه و مقاصد و خواسته‏هاى توست، حتى اين افكار چه بسا دربارۀ اين باشد كه يك ساعت بعد از بيدارى در فلان جا خواهى بود يا با فلان شخص ملاقات خواهى كرد يا فلان عمل را انجام خواهى داد؛ اين در حالى است كه تو در ذهن خود فقط به تصویر «1» را در نظر دارى و به آن توجه مى‏كنى و اين تشويش و پراکندگی ذهن مدتى با تو خواهد بود و تداوم خواهد داشت.
پس اگر چند روزى به تخليه و پاك‌سازى اين افکار مزاحم اقدام نمايى، بعد از مدتى مشاهده مى‏كنى كه آن خيالات و افکار رو به كاهش گذاشته و هر روز كم مى‏شود و اندیشه و فکر نيز نورانى مى‏گردد تا اينكه احساس مى‏كنى هر چه از دل و ذهن تو می‌گذرد، چنان روشن است كه گويا آن را با چشم خود مشاهده مى‏كنى آن گاه اين افکار به‌طور تدريجى روز به روز كمتر مى‏شود تا اينكه هيچ اندیشۀ دیگری با تصویر «1» باقى‏ نمى‏ماند».

4. کنترل تنفس

از راه‌کارهای کنترل و تصحیح ذهن، کنترل تنفس است. مسئلۀ تنفس در علم روان‌شناسی و عرف مردم برای رفع استرس و تنش‌های عصبی و ایجاد تمدد اعصاب نقش ویژه‌ای دارد.
اغلب ما اشتباه تنفس می‌کنیم و فقط از ظرفیت کمی از ریه‌های خود استفاده می‌کنیم. تنفس سطحی یا بسیار تند و سریع، همانند مواقع پر تنش و اضطراب، در پایین ریه‌ها هوا را به طور راکد نگه می‌دارد. تنفس طبیعی نیز در شکم یا قفسۀ سینه اتفاق می‌افتد. با ترکیب تنفس شکمی و سینه‌ای این امکان به‌وجود می‌آید که نهایت میزان هوا وارد شش‌ها شده و بیشترین میزان هوا نیز در بازدم از شش‌ها خارج گردد.
چند نمونه از گفتار متخصصین و دانشمندان این رشته که بر نقش کنترل تنفس در تمدد اعصاب و آرامش ذهنی اشاره دارد، ذکر می گردد:
الف) هنگامی که تنفس اشتباه و یا نامنظم باشد ذهن نیز آشفته و نامتعادل می‌گردد، اما هنگامی‌که تنفس آرام باشد، ذهن نیز آرام می گردد؛ بنابراین، شخص باید تنفس را کنترل کند.
ب) پرانایاما به معنای کنترل تنفس است...اگر تنفس دچار بی‌نظمی و اغتشاش شود، تمامی بدن تحت تأثیر قرار گرفته و به تبع آن، ذهن دچار آشفتگی و اضطراب می‌گردد. تنفس با روند مناسب و هماهنگ با شرایط ارگان‌های بدن، ذهن را از پریشانی و اشتغالات بیمارگونه رها ساخته و ثبات و آرامش به دنبال خواهد داشت.
پ) تنفس به شما کمک می‌کند: اولاً تمرکز فکر شما عمیق شود ثانیاً اکسیژن کافی به مغز و اعصاب و تمام سلول‌های بدن برسد و تمام ناراحتی‌های شما را کاهش دهد ثالثاً نیروی ارادۀ شما را به طور دلخواه بالا ببرد.
ت) در علم هیپنوتیزم، که هم اکنون از آن در علم پزشکی استفاده‌های بسیاری می‌شود، هر چه تمرکز و آرامش ذهنی بالاتر باشد، تلقینات در سطح بالاتر و بهتری جذب ضمیر ناخود آگاه سوژه می‌شود و برای بالا بردن سطح تمرکز، پزشکان از تنفس و تمرکز روی آن استفاده می کنند.
در کتاب معتبر راهنمای تلقینات و استعارات هیپنوتیزمی، که کتاب درسی انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران است، دکتر ایرونیگ ای.سکز و سوت فیلد در کاستن سردرد به وسیلۀ هیپنوتیزم کردن سوژه، می‌گویند:
«پس از اینکه به نظر رسید بیمار در حالت خلسۀ رضایت بخشی قرار دارد به او گفتم که چند دقیقه وقت دارد و اگر خیلی مایل بود می‌توانست با تنفس آرام‌تر به حالت تن آرامی عمیق تر فرو برود...تلقینات زیر را ارائه دادم...هر وقت احساس می‌کنی که دچار سردرد می‌شوی به محض اینکه این تجربه را احساس می‌کنی به آرامی، منظم و عمیق نفس بکش، همان طور که الان نفس می‌کشی؛ با هر نفسِ آرام، منظم و عمیق، احساس اینکه داری سردرد می‌گیری فروکش خواهد کرد...در عوض احساس خیلی خوبی خواهی داشت، با جسم سالم و ذهن سالم».
همان طور که ملاحظه شد در متن بالا، تلقیناتی در ضمن عمل هیپنوتیزم داده شده است و در آن تلقینات بر مسئلۀ تنفس بر بالا بردن سطح آرامش ذهنی و دفع استرس و تنش تأکید شده است.
در کتاب خود هیپنوتیزم سه روش برای ایجاد هیپنوتیزم ذکر شده است و روش اول آن با نام روش ریلکس شدن (آرمیدگی) آمده است:
«در این روش در وضعیتی راحت بنشینید(می‌توانید دراز بکشید). چشم‌ها را به آرامی ببندید. هیچ فشاری به پلک‌های خود وارد نکنید سپس چند نفس عمیق به روش یک-چهار-دو بکشید: یعنی از طریق بینی نفس را در عرض دو ثانیه به داخل فرو ببرید سپس چهار برابر آن، یعنی هشت ثانیه، آن را حبس نمایید و بعد در عرض دو برابر مدت زمانی که صرف دم نمودید، یعنی چهار ثانیه، از طریق دهان بازدم کنید» .
در اینجا هم هیپنوتیزم را با تنفس خاصی آغاز کرد که این نشان‌گر اهمیت تنفس در بالا بردن سطح آرامش می‌باشد.
ث) در کتاب زایمان بدون درد با هیپنوتیزم در روند اجرای هیپنوتیزم، بعد از به کار بردن تکنیک تمرکز نگاه برای بالا بردن آرامش ذهنی این گونه ادامه می‌دهد: «اگر بخواهید عمیق‌تر شوید، این کار به سادگی مقدور است. به خودتان تلقین کنید که پلک‌های شما شدیداً به هم چسبیده‌اند، تجسم کنید که باز کردن پلک‌ها دیگر برای شما به سادگی مقدور نیست. حالا همان طوری که در نهایت آرامش قرار گرفته‌اید، به خودتان تلقین کنید که عمیق و عمیق‌تر می‌شوید. حالا به آرامی چند نفس عمیق بکشید و به نحوۀ نفس کشیدنتان دقت کنید. با هر نفسی که می‌کشید، عمق آرامش شما دو برابر بیشتر و عمیق‌تر می شود...شما هر قدر که مایل باشید، می‌توانید در درجات عمیق‌تری قرار بگیرید حالا در شرایطی که به آرامی مثل همیشه نفس می‌کشید، به حرف‌های من گوش کنید.

دکتر تیموتی مک کال
برگردان: افسانه اسکندری
فوايد يوگا براي معلمين
با اينكه در گذشته مردم كارهاي سخت مانند شكستن هيزم، حمل آب، شخم زدن زمين و غيره را به وسيلۀ دست انجام مي‌دادند و امروزه شکل زندگی بسیار دگرگون گشته است با اين حال خستگي به نحو چشم‌گيري در همۀ افراد مشاهده مي‌شود. معلمان به عنوان قشری شناخته شده‌اند که اصولاً از نظر بدني خسته نمي‌شوند چون فعالیت بدني کمی دارند و علاوه بر آن به دلیل تعطيلات طولاني تابستان به شاغلینی با تعطيلات زياد معروف شده‌اند، با اين وصف این گروه بسیار احساس خستگی مي‌کنند. با شروع تعطيلات تابستاني معلمين به واقع فرسوده شده‌اند، خستگي مفرط آن‌ها با خوابيدن بهبود نمي‌یابد و بايد در صدد پيدا كردن راهي بود كه اين انرژي پراكنده شده در طول سال تحصيلي را به‌ آن‌ها بازگرداند. اين كار مشكلي است زيرا كسي نمي‌داند اين خستگي از كجا مي‌آيد. من هم به‌عنوان یک معلم وضعیتی شبیه همكارانم داشتم، تا این‌که با شروع تمرينات يوگا احساس كردم كه سطح انرژي من بالا رفت، احساس كردم چيزي را كه براي ادامۀ كارم لازم بود از يوگا به‌دست آورده‌ام. تصور مي‌كنم معلمين در رفع خستگي سالانه و بهره گرفتن از يوگا، تجربه‌ای مشابه من را داشته و یا خواهند داشت؛ زيرا یوگا به همه يكسان كمك مي‌كند. حال مي‌خواهم نكاتي را كه معلمين در كلاس درس با آن مواجه هستند مطرح كنم و شرح دهم كه چگونه با كمك يوگا مي‌توان آن‌ها را کاهش داد.
1- اول از همه باید در نظر داشته باشیم که معلمي، حرفه‌اي خسته كننده است؛ زيرا كودكان نیاز به تحرك دارند، اما موقعيت كلاس درس اين اجازه را به آن‌ها نمي‌دهد، دانش آموز بايد 3 تا 6 ساعت بی‌حرکت روي نيمكت بنشیند و به درس معلم گوش دهد. اين حالت بي‌حركتي و سكون سبب مي‌شود كه تدريجاً تشويش بر دانش آموز غلبه كند و دچار تحريكات هيجاني گردد چون سکون با طبيعت سن آن‌ها سازگار نیست؛ بنابراین، صحبت كردن در كلاس شروع مي‌شود و معلم هم مرتب تذكر مي‌دهد و آن‌ها را به سکوت و توجه‌کردن به درس فرامی‌خواند، اما تا به حال كسي به اين دانش آموزان نگفته است كه چگونه توجه كنند. توجه‌كردن براي آن‌ها لازم است، اما بسيار گران تمام مي‌شود؛ زيرا اگر ساكت بنشينند و توجه كنند بدنشان دچار تنش مي‌گردد لذا به جای آن كه پذيراي گفتار معلم باشند در برابر او جبهه می‌گیرند. اين مشكل دانش آموزان است و ما هم ناگزیریم كه به آن‌ها بیاموزیم چگونه گوش و ذهنشان را باز كنند. آن‌ها هم مجبورند ساكت باشند. به هرصورت اين مشكل بزرگي است كه معلم‌ها با آن روبه‌رو هستند. بي‌حركت ماندن براي دانش آموز سخت است. اگر ما مي‌خواهيم به آن‌ها چيز ياد بدهيم بايد به طريقي به جز متوسل شدن به خشونت و تنش آن‌ها را ساكت نگاه داريم.
2- وقتي كه معلم در كلاس به رفتار دانش آموزان دقت كند، مشاهده مي‌نمايد که يكي به درس گوش نمي‌دهد ديگري زياد حركت مي‌كند، دو نفر با هم صحبت مي‌كنند و ... از این رو خود معلم هم دچار تنش مي‌شود. او نمي‌تواند آرام باشد زيرا مسئول آموزش دانش آموزان است.
3- موضوع ديگر اين است كه معلم بايد زياد صحبت كند. صحبت كردن يك کار فیزیکی است و نیاز به صرف انرژی دارد. وقتي شما براي مدت طولاني صحبت مي‌كنيد، دهانتان خشك مي‌شود. در اين موقع بايد تمركز كنيد، بلند صحبت كنيد تا همۀ دانش آموزان كلاس صحبت‌هاي شما را بشنوند. غالب معلمين ياد نگرفته‌اند كه صدايشان را تعليم دهند. تعليم صدا يك هنر است. يك معلم بايد بداند كه چگونه تُن صداي خود را بالا و پايين ببرد. اين عدم آگاهي دليل ديگر خستگي و افسردگي معلمان است. معلمين مقدار زيادي از انرژي‌هاي بدني خود را از طريق صحبت كردن از دست مي¬دهند.
(در هر صورت اگر شما حداقل بيست و چهار مرتبه در روز حرف (O) را تكرار كنيد صداي شما در شكل طبيعي خودش رشد مي‌كند. اين آن چيزي بود كه من دريافتم. من به هيچ وجه در كلاس‌هاي تمرين صدا شركت نكرده‌ام، اما متوجه شدم كه صدايم تغيير يافته و بهتر شده است؛ بنابراين، هنگام تدريس، انرژي خيلي كمي از دست مي‌دهم؛ زيرا قادر هستم تارهاي صوتي ام را در بهترين شکل خود به كارگيرم و اينك مي‌توانم براي مدت طولاني، بدون خسته شدن صحبت كنم.)
از جمله‌ كمك‌هایی كه يوگا به یک معلم مي‌كند اين است كه او را به طبيعت دانش آموز واقف مي‌گرداند. در سيستم يوگا بين بدن و ذهن جدايي وجود ندارد، اما در سيستم آموزشي فعلي دانش آموزان مانند ذهن فرض شده¬اند. ممكن است اين امر ناشي از اطلاعاتي باشد كه ما راجع به دنياي كودكان داريم. دانش آموزان هميشه در حالت نشسته هستند و ما تنها به ذهن آن‌ها و دستانشان كه گه گاه بلند مي كنند توجه داريم. در واقع آن‌ها براي ما دو پاره هستند، قسمت بالاي بدن كه عمل مي‌كند و قسمت پاييني كه براي ما وجود ندارد. به واقع معلم در كلاس درس هميشه با سر و نيمۀ بدن دانش آموز سر و كار دارد.
اگر قرار باشد كه كودك را در چيزي خلاصه كنيم بهتر است كه آن در مغز باشد. اما ما كاري انجام نمي‌دهيم كه در مغز بذري کاشته شود، زيرا مغز يك اسم معني نيست مغز يك عضو فيزيكي خيلي مهم است و بايد به‌وسيلۀ خون تازۀ اكسيژن دار آبياري شود. اين يك حقيقت اثبات شده است كه مغز نسبت به ساير اعضاي بدن انسان نياز بيشتري به اكسيژن دارد. ما در كلاس درس با مغز خستۀ دانش آموزان چه كار مي‌توانيم بكنيم؟ در تمام ساعات درس كه كودكان نشسته‌اند و حركت ندارند چگونه مي‌توانيم مغز آن‌ها را آبياري كنيم؟
با ادامۀ اين روش و ايجاد خستگي ذهني براي نوباوگان، جاي تعجب نيست كه دانش آموزان فرانسوي يا ساير كشورها در برابر سيستم آموزشي طغيان كرده‌اند! اين موارد ضرورت چاره‌انديشي فوري را مطرح می‌کند. دربارۀ سيستم تعليم و تربيت و دگرگوني‌هاي آن بيش از اندازه صحبت شده است، اما كمتر به این مسئله توجه شده كه يوگا مي‌تواند نقش بسيار مهمی در اين تغييرات بازي كند؛ زيرا از ديدگاه يوگا ما تصور نمي‌كنيم كه كودك يك بدن دارد، بلكه اعتقاد ما اين است كه هر فرد چندين بدن دارد كه بايد با هم هماهنگ شوند. براي روشن‌تر شدن موضوع چند نمونه را ذکر می‌کنم:
الف: دانش آموزي شكلات زياد مي‌خورد و روز بعد كلاس درس رياضي دارد. او علاقه‌مند است كه به مدرسه برود و به درس رياضي گوش كند. براي اينكه معلم او خوب است و او معلم را دوست دارد. والدين دانش آموز گفته‌اند بدون دانستن رياضيات نمي‌توان كار مناسبي به‌دست آورد، از اين رو احساس مي‌كند كه بايد براي يادگرفتن رياضيات به مدرسه برود و به درس معلم گوش كند، اما چون شكلات زياد خورده، جسمش دچار مشکل شده است. نتیجه این‌که اگر بدن فيزيكي و بدن رواني و هوش هماهنگي نداشته باشند مشكل ايجاد مي‌شود.

ب: دانش آموزي كه در كلاس ورزش شركت داشته اگر بعد از پايان كلاس ورزشي كه با تمرين دویدن همراه بوده است به كلاس زبان انگليسي يا رياضي وارد شود، نمي¬تواند به درستي نفس بكشد و نفس‌هاي او نامنظم است. در اين زمان بدون اينكه او آگاه باشد مقدار زيادي از مواد تركيبي بدنش از بین مي‌رود. آيا مي‌دانيد در اين موقع بر دانش آموز چه مي‌گذرد؟ او به همین دلیل نمي¬تواند تمركز كند و لازمۀ تمركز او برگشت تنفس به حالت طبيعي است.
ج: نمونه ديگر با بدن ذهني دانش آموز ارتباط دارد. او شب را با مشاهدۀ فيلم سينمايي دربارۀ يك مسابقۀ ورزشي مثل فوتبال يا يك فيلم وحشت آور به پايان رسانده و به خواب رفته است. روز بعد هنگامی‌که سر كلاس درس نشسته موضوع فيلم را به خاطر مي‌آورد و تمام انرژي مغزي او صرف جاي ديگری مي‌شود. وقتي معلم موضوعي را شرح مي‌دهد يا سؤالي مي‌كند دانش آموز ذهناً در جاي ديگری است؛ بنابراین متهم به بی‌توجهی و فراموش‌كاری می‌شود. آیا شما هم رؤياهاي پشت نيمكت مدرسه‌تان را به خاطر دارید؟
د: آخرين نمونه، مسائل خانوادگی است كه دانش آموزان گرفتار آن‌ها مي‌شوند. مسائل خانوادگي قدرت حافظه را از بين مي‌برند و ذهن دانش آموزان را مغشوش مي‌كنند. در امر يادگيري لايه‌هاي فيزيكي/ احساسي، ذهني و هويتي بايد هماهنگ شوند تا آموزش بتواند مؤثر واقع شود.
اگر رشد تمايلات عميق و يادگيري كه در ذهن وجود دارد در تار و پود ذهن دانش آموز پيچيده شود و معلم نيز به آن‌ها توجه نكند و از آ‌ن‌ها مراقبت به عمل نياورد، دانش آموز قدرت تمركز به‌دست نمي‌آورد. تمرينات يوگا به دانش آموز كمك مي‌كنند كه با اين سختي‌ها مقابله كند. به اين جهت ما اغلب كلاس‌هاي درس را با يك روش ابداعی جدید كه همان تمرينات تنفسي است شروع مي‌كنيم يعني همان نفس‌كشيدن‌هاي آرام.
اين تمرينات آن‌چنان كه به نظر مي‌آيد ساده نيستند. تمرينات تنفسي نياز به دورۀ آموزشي دارند تا دانش آموز قادر گردد در ابتداي هر كلاس آن‌ها را اجرا كند معلمين بايد همواره دانش آموزان را نگاه كنند و به محض اينكه مشاهده كردند كه آنان خسته شده‌اند و يا حوصله‌شان سر رفته است، فوراً موضوع را تغيير دهند و به چیز ديگري بپردازند. معلم بايد با تمرينات ديگری ذهن دانش آموز را مشغول كند.
دانش آموزان حركت و تنوع را دوست دارند و نمي‌توانند يك تمرين را مرتب تكرار كنند. معلميني كه از سرگرمي‌هاي متنوع استفاده نمي‌كنند در كارشان موفق نخواهند بود. دانش آموزان سرگرمي را خيلي دوست دارند. اگر حوصلۀ آن‌ها از يك سرگرمي سرآمد شما نگران نباشيد؛ زيرا به شما نشان خواهند داد كه حوصله‌شان سررفته است. یکی از كارهای من اين بود كه سرگرمي‌هايي ابداع كنم و در ابتدای كلاس به كار برم.
يك معلم يوگا، بايد روبه‌روي دانش آموزان بنشيند، همان‌طور كه يك نوازنده مقابل پيانوي خود مي‌نشيند. موسيقيدان در برابر خود چند رديف كليد سياه و سفيد به نام نت دارد، كه بايد نت‌ها را برحسب موقعيت و آهنگي كه اجرا مي‌كند بنوازد. او آهنگ‌هاي مناسب و آماده در اختيار دارد، اما آنچه را كه براي بزرگسالان مي‌نوازد نمي‌تواند براي كودكان بنوازد. معلم يوگا هم باید رفتاري مشابه داشته باشد.
در حال حاضر گروهي سرگرم تحقيق دربارۀ يوگا براي کودکان هستند. هركسي مي‌تواند يك منبع الهام بخش براي خودش پيدا كند، تنها توصيۀ من اين است كه معلمين اصول يوگا و طبيعت كودك را درك كنند و سعي نمايند به مقدار تعليماتي كه براي يك دانش آموز مورد نياز است، آگاهي يابند. هميشه يك رابطۀ بسيار عميق بين تعليم و تربيت و يوگا وجود دارد.
ما علاقه‌منديم كه فرزندانمان رشد كنند و بزرگ شوند. اگر با یوگا آشنا باشیم باشيم هدف از تعليم و ترتيب را به خوبي مي‌شناسيم و در جهت اين هدف حركت مي‌كنيم و سرانجام كار مشخص است، اما در سيستم جديد كه هدف نامعين است، منظور والدين و مربيان از اين همه توجه و تلاش چيست و اصلاً جامعه به كدام سو مي‌رود؟
ما نمي‌دانيم كه بشر چه هدفي دارد. ما تنها حدس می‌زنیم که او مي‌خواهد و همواره خود را محک می‌زند كه يك حرفه‌اي باشد. او مي‌رود كه يك معلم، دكتر، نجار، هنرمند،... شود يا آدم خوب بدون حرفه. ما جداي از آن هدف بالاتري درك نمي¬كنيم، ما خارج از اجتماع پناهگاه نداريم، اما يك پرتوجو یا یک معلم يوگا هدف بالاتري در مغز دارد و مي‌تواند راه درست را پيدا كند. اگر شما به خوبي بدانيد كه به كجا مي‌رويد راه‌ها هستند كه به سراغ شما خواهند آمد، اما اگر شما از انسان تعريفي نداريد، در اين صورت تنها تكنيك داريد كه آن را هم نمي‌توانيد به خوبي به كار گيريد. اگر تمايل شما نادرست باشد، راه شما نمي‌تواند درست باشد.
توسعه و تكامل تدريجي براي معلم بسيار مهم است و یک معلم راستین اين حالت را در خود بازبيني مي‌كند. معلم قبل از اينكه كوششي براي تغيير كلاس به عمل آورد بايد ابتدا زندگي خودش را از طريق انضباط شخصي تغيير دهد. معلمي كه در خود تجديد نظر کرده است مي‌تواند نظراتش را به يك راه تازه در تعليم و تربيت تبديل كند.

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :