0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره59-بهمن و اسفند 91

دوماهنامه شماره59-بهمن و اسفند 91

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

مناسبت‌ها

3

سرمقاله

3

حهان و وظیفه ما در آن (سخن مدیر مسئول)

6

عملکرد چاکراها

8

به سوی رهایی

10

تاثیر رنگ لباس در اتباطات انسانی

12

آن چه یک معلم یوگا باید بداند

14

هیپنوتیزم از منظر علم

16

تغذیه عاقلانه

18

زندگی با یوگا هم چون زنبود عسل

20

پرتوی از یوگا

22

یوگا و دیابت کودکان

24

غلبه بر پیری با تمرینات یوگا

26

یوگا و اسکیزوفرنی (روان گسیختگی)

28

کارمایوگا راهی برای رسیدن به آرامش

30

یوگای هوشیارانه

34

تاثیرات صدا

37

اخبار ماه

38

راحت نفس بکش

40

کاربرد پرانایاما (تمرینات تنفسی) در یوگاتراپی

42

یوگای آیورودیک

44

افسردگی

47

گاندی و به کار گیری آموزه های یوگا

48

با پیشکسوتان یوگای ایران آشنا شوید

50

ورزش کنید تا سالم بمانید

52

راهی به سوی نور

54

یوگا کاملا هم بی خطر نیست!

56

بخش ارتباط با خوانندگان

56

معرفی کتاب

01

Depression

مقالات

1- زندگی با یوگاهم‌چون  زنبور عسل

جولی پیترز Julie Peters 
یوگا جورنال 2012
گروه آوید-لاله حاتمی میلدنلو

آیا تا به حال در یک کلاس یوگايي که مربی در آن مقابل شما می‌نشیند و درباره‌ی زندگی‌اش بدون وقفه صحبت می‌کند شرکت کرده‌اید؟ آیا تاکنون در موقعیتی قرارگرفته‌اید که بخشی از اطلاعات شخصی خود را در کلاس و یا با کسی که تازه ملاقات کرده‌اید در میان بگذارید؟ این واقعه با همان سندرمی ایجاد می‌شود که شما در موقع ناراحتی ایمیلی طولانی، به طول یک رمان، می‌نویسید و یا پیامکی را برای همه می‌فرستید.
خوشبختانه این مشکل خاص می‌تواند توسط چند درس از زنبور عسل نجیب حل شود.
زنبورهای عسل به گل‌ها عشق می‌ورزند تا غذای‌شان را درست کنند. آن‌ها روند خاص و مؤثری برای این‌کار دارند. ابتدا شهد گل‌های مختلف را جمع‌آوری می‌کنند و سپس به کندو برگشته و شهد را در کندو و یا در دهان زنبور دیگر قرار می‌دهند تا پس از یک پروسه، شهد به عسل تبدیل گردد که چیز خوبی است. آیا تا به حال برگ گل را خورده‌اید؟ مزه‌ی خیلی بدی می‌دهد، اما عسل بسیار شیرین و خوشمزه است. زنبور عسل در طول زندگی‌اش به این فرآیند ادامه می‌دهد و دوباره این مراحل را تکرار می‌کند. شهد ذخیره شده در کندو توسط بال‌زدن زنبورها خشک می‌شود تا فاسد نشود، این یک فرآیند پیچیده‌ی تهیه‌ی غذای طبیعی است که زنبورها با استفاده از گل‌ها انجام می‌دهند. زنبورها شهدهای گل‌های مختلف را ترکیب می‌کنند و سموم و مواد زائد را پاک می‌کنند تا برای نسل‌های بعدی غذا فراهم کنند.
اریک استون برگ ، مربی یوگای نیویورک، می‌گوید: این مدل زنبورعسل را برای انسان‌ها دوست دارم. هر چیزی را که ما به اشتراک می‌گذاریم، هر شکلی از هنر يا سخن، بایستی در هر مرحله‌ای توسط ما پردازش شود قبل از آن‌که آن‌را به‌عنوان خوراک جامعه به اشتراک بگذاریم.
او هشدار می‌دهد که: اگر برخلاف زنبورعسل در انجام کار، ما تجربیات خود را به‌درستی پردازش نکنیم به‌جای معاش آن‌را به سم تبدیل می‌کنیم. به‌عنوان نویسنده و مربی یوگا، من همیشه سعی می‌کنم تا عسل درست کنم، می‌خواهم چیزی از زندگیم که شیرین، مغذی و دارویی است را ارائه بدهم، اما اگر من درباره‌ی دوران سخت زندگیم بدون پردازش آن صحبت کنم، آن‌موقع برای همه سمی و تهوع‌آور می‌شود.
معلم انشاء من راشل مک کیبنس  می‌گوید که آنچه از مغز تو می‌گذرد باید با دستت جریان پیدا کند. نوشتن یک راه شگرف و عالی برای تسهیل این روند است. به روی کاغذ‌ آوردن یک نوشته و تصحیح و نگارش مجدد آن انگیزه‌اي برای حرکت دست و نگارش است.
تمرین یوگا واقعاً کمک می‌کند تا شروع حرکت آسان‌تر و مشخص‌تر و با سموم کمتری انجام گیرد. نهایتاً شما با جدا‌کردن مواد زائد، دانه‌های کریستالی شکر تولید می‌کنید و چیزی می‌سازید که می‌خواهید به اشتراک بگذارید.
ما همه گل‌های متفاوتی برای عشق‌ورزی داریم. ما به اندازه‌ی کافی خوش‌شانس هستیم تا هم گل و سبزه داشته باشیم و هم کیسه‌های زباله. تجربیات زندگی ما، منحصر به خود ما هستند و بنابراین آنچه ما به اشتراک می‌گذاریم توسط احساسات‌ و عکس‌العمل‌های ما طعم می‌گیرد، هضم می‌شود، بروز داده می‌شود، خشک می‌شود و شیرین می‌گردد و نهایتاً به غذا تبدیل می‌شود. هیچ شخص دیگری نمی‌تواند یک داستان را دقیقاً همانند شما تعریف کند و یا یک واقعه و یا یک لحظه از زندگی شما را دقیقاً مانند شما به خاطر بسپارد. ما هر کدام یک داروی منحصر به فرد برای ارائه داریم و یاد می‌گیریم چگونه از دل‌شکستگی‌هایمان عسل درست کنیم و این مهارت برداشت محصول از زمین بایری است که در آن علف و خاربن روییده است. حال اگر از زنبور عسل بپرسید می‌گوید: هر یک از این راه‌ها به شیرینی و عسل منتهی می‌شود.

2- افسردگی

دکتر سوامی کارمانانداساراسواتی
Dr. Swami KarmanandaSaraswati, MB, BS (Syd)
منبع‌:www.yogamag.net

افسردگی به جهت تأثیر منفی‌ای که بر ساختار جسمی و روحی دارد بیماری روان‌تنی محسوب می شود -اختلالی که در آن سیستم عصبی، شبکه‌ی غدد ‌درون‌ریز، سیستم عضلانی بدن، الگوی خواب و خوراک همگی دچار مشکل می‌شوند. تحقیقات اخیر نشان داده ‌است که ‌سالانه بین 2 تا 4 درصد آمریکایی‌ها برای درمان افسردگی خود محتاج به دارو بوده و از هر 8 نفر یک ‌نفر در معرض افسردگی شدید قرار دارد. تحقیقات انجام شده در اروپا و استرالیا نیز نتایج مشابهی را نشان می‌دهد. اگرچه مصادیق بی‌شماری از افسردگی هم ممکن است تا سال‌ها مورد تشخیص قرار نگیرند، اما به هر حال طبق آمار بالا و به تجربه‌ی بسیاری از پزشکان، ا‌فسردگی به دلیل تأثیرات مختلف جسمانی و روانی که دارد در فهرست رایج‌ترین بیماری‌ها قرار می‌گیرد. صرف‌نظر از آسیب‌های بی‌شماری که این بیماری بر خود فرد افسرده وارد می‌آورد اعضای خانواده، دوستان و اطرافیان نیز در معرض آسیب‌های فراوانی خواهند بود.
معرفی
افسردگی در میان مردان و زنان به یک اندازه شایع است. آسیب‌پذیرترین افراد هریک از این دو گروه عبارت‌اند از:
*مردان بازنشسته 
*زنانی که به سن یائسگی و یا تغییر رویهی زندگی میرسند. 
با وجود این افسردگی ممکن است در هر سنی بروز کند، بهعنوان نمونه این اختلال در جوانان بیشتر در میان دانشجویان و تازهعروسان خانهدار مشاهده میگردد. 
افسردگی ممکن است به اشکال مختلفی ظاهر شود. خود بیمار ممکن است نسبت به آن بی اطلاع باشد و یا حتی ممکن است این بیماری از دید پزشک مخفی بماند. بسیاری از افراد، افسردهبودن خود را انکار میکنند چرا که احساس " ناراحتی"  ندارند، اما این اختلال نشانههایی بسیار فراتر از یک ناراحتی ساده دارد. ممکن است به صورت بیماری جسمانی مزمنی ظاهر شود که تشخیص آن تنها بر مبنای کارکرد جسم بسیار مشکل باشد.
در ادامه، به برخی علائم بیماری افسردگی اشاره شده، اما باید دانست که همهی این علائم لزوماً در یک‌نفر جمع نمی‌شوند:
*احساس تنهایی. حالتی که در آن فرد حس می‌کند هیچ کس قادر به درک‌کردن حال او نیست. این احساس تنهایی و بی‌حوصله‌گی مداوم یکی از خصوصیات بارز افسردگی است.
*بی‌خوابی و اختلال در الگوی خواب نیز یکی از مشخصه‌های این بیماری است که می‌تواند به صورت  مشکل به خواب رفتن بروز پیدا کند، اما معمولاً شکایت اصلی افراد افسرده ‌این است که در نیمه‌ی شب و یا صبح خیلی زود از خواب می‌پرند و خوابیدن دوباره برایشان میسر نیست. گاهی اوقات هم فرد افسرده تا 12 ساعت و یا بیشتر می‌خوابد، اما هم‌چنان زمان بیدار‌شدن احساس خستگی را با خود دارد.  
*کمبود انرژی و یا خستگی جسمانی مفرط. افراد افسرده خیلی زود خسته می‌شوند، حتی اگر تمام روز را روی یک صندلی نشسته باشند.
*کاهش اشتها و لاغری
*افزایش بی‌حوصله‌گی. فرد افسرده معمولاً بی‌حوصله بوده و کوچک‌ترین مسائل او را عصبانی می‌کند. او می‌داند که این عصبانیت او بی‌دلیل است، اما کنترلی بر آن ندارد.
*کاهش حافظه و قدرت تمرکز.
*بی‌علاقه‌گی نسبت به زندگی. فرد افسرده کارهای ساده را هم غیر‌ممکن پنداشته و انجام‌دادن آن‌ها را به فردا واگذار می‌کند.
*نگرانی بیش از حد. فرد افسرده در تصمیم‌گیری در مورد کوچک‌ترین مسائل مثل این‌که امروز کدام لباس را بپوشد دچار مشکل می‌شود.
*رفتارهای توأم با اضطراب و آشفته‌گی می‌توانند نشانی از افسردگی باشند. زمانی‌که استرس تنها از طریق دارو و یا تمرینات یوگا از بین می‌رود افسردگی‌ای که در عمق وجود فرد ریشه کرده، ظاهر می‌گردد.
*انواع ناراحتی‌های جسمانی مثل درد در نواحی مختلف بدن، یبوست و سوء هاضمه از جمله نشانه‌های دیگر افسردگی است، بنابراین بهتر است نسبت به کوچک‌ترین مسائلی که می‌توانند علامتی از افسردگی در فرد باشند هشیار باشیم.
*کندی در حرکات بدنی‌، صحبت و.... که اصطلاحاً کندی روانی-حرکتی خوانده می‌شود.
با شدت گرفتن افسردگی احساساتی همچون بدبختی و تنهایی به سراغ فرد میآیند. فرد افسرده احساس میکند هیچکس قادر به درک او نبوده و برای دیگران اهمیتی ندارد. او معمولا اینگونه می‌اندیشد: " آنها بدون من راحتتر خواهند بود". فکر خودکشی معمولا ً‌ از همین‌جا آغاز می‌شود. مرگ و خودکشی از جمله افکاری است که در میان افراد افسرده معمول می‌باشد. 
دلایل افسردگی
افسردگی را می‌توان به سه گونه طبقه‌بندی کرد که البته این گونه‌ها ارتباط تنگاتنگی با هم داشته و بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند.
افسردگی بیولوژیکی:
این نوع را افسردگی درون‌زا هم می‌نامند. ابتلا به این نوع افسردگی ارتباطی به محیط خارجی ندارد. این نوع از افسردگی معمولاً به جهت اختلال در سیستم هورمونی، به‌خصوص عدم‌ تعادل در غددی هم‌چون هیپوفیز، تیروئید و هورمون‌های جنسی، عارض می‌شود. کم‌کاری تیروئید و یائسگی در ایجاد این نوع افسردگی نقش مهمی ایفا می‌کنند. این شکل از افسردگی همچنین ممکن است پس از بیماری‌هایی مثل آنفلوانزا و یا هپاتیت و یا حتی گاهی بعد از زایمان بروز پیدا کند.
افسردگی بیولوژیکی همچنین ممکن است اختلالات جسمانی‌ای همچون کم‌خونی و یا عدم‌تعادل الکتریت را در فرد ایجاد نماید.
افسردگی واکنشی
این نوع از افسردگی بر اثر فشارهای عصبی وارد شده بر فرد، در نتیجه‌ی سختی‌های زندگی، ایجاد می‌شود. ناامیدی در زندگی یکی از علائم بارز این بیماری است. شرایط ویژه‌ای که منجر به این نوع از افسردگی می‌شود بستگی به قدرت و یا ضعف روحیه‌ی فرد دارد. به‌عنوان مثال از جمله ناکامی‌های رایج می‌توان به عدم‌رضایت خاطر از ازدواج، شکست در سرمایه‌گذاری‌های مالی، عدم موفقیت در امر تحصیل، بیماری و یا ناتوانایی‌های جسمانی و... اشاره نمود. این نوع از افسردگی خصوصاً در رابطه با ناکامی‌های ناگهانی بسیار رایج می‌باشد.
افسردگی در اثر مصرف دارو
این نوع از افسردگی ویژه‌ی قرن ماست. شیوع این شکل از افسردگی در سال‌های اخیر به دلیل تجویز داروهای قوی از جانب پزشکان است. مصرف برخی داروها ممکن است منجر به افسردگی در فرد گردد. از جمله:
داروهای ضد فشار مثل کلونیدین، گوانتیدین، متیل دوپا، پروپرانوال و رسرپین
انواع مسکن‌ها و داروهای آرام‌بخش و ضد استرس مثل باربیتورات‌ها، کلرال هیدرات و الکل. اعتیاد به مصرف الکل ابتلا به افسردگی را به دنبال خواهد داشت.
داروهای ضد روان پریشی مثل فلوفنازین.
داروهای افزایش یا کاهش دهنده‌ی اشتها مثل آمفتامین، فن فلورامین، فن مترازین و... .
داروهایی مثل ایندومتاسین که برای درمان ورم مفاصل تجویز می‌شود.
کوتریموکسازول برای بیماری‌های مجاری ادرار و یا سایر عفونت‌ها و همچنین سولفونامید که در درمان اسهال تجویز می‌شود. 
لودوپا در درمان پارکینسون و نیز داروهای کنترل بارداری. 
بهترین راه این است که استفاده از این داروها برای مدتی قطع شود و یا نوع دیگری از درمان‌ها جایگزین آن شود تا ببینیم درجه‌ی افسردگی چه تغییری می‌کند. 
افسردگی طبیعی و افسردگی غیر‌طبیعی
واکنش افسردگی بر اثر صدمات وارده در زندگی طبیعی است. این دوره ممکن است بین 8 تا 10 هفته طول بکشد و در این مدت نیازی به درمان‌های دارویی نخواهد بود، اما اگر مدت آن طولانی شود می‌تواند نشانی از بیماری باشد. برای تازه داغ دیده‌ها که عضوی نزدیک از خانواده را از دست داده‌اند، بی‌خوابی، ناراحتی، ناامیدی، عصبانیت، احساس گناه، بی‌قراری و یا دردهای جسمانی واکنش‌هایی طبیعی محسوب می‌شوند. این علائم ممکن است برای چند ماه ادامه پیدا کنند، اما اگر این علائم ادامه پیدا کرده و ناامیدی و بی‌قراری بر زندگی طبیعی‌شان سایه بیفکند، افسردگی به‌صورت غیر‌طبیعی اتفاق افتاده است.
چنین بیماری‌ای ممکن است بین 6 تا 12 ماه به طول بیانجامد. و یا حتی مزمن شده و برای سال‌ها ادامه پیدا کند.
کنترل دارویی افسردگی
امروزه درمان‌های دارویی برای معالجه‌ی افسردگی بسیار شایع شده است. پزشکان داروهای ضد افسردگی همچون ‌تری‌سیلیک‌ها را برای بهبود موقت حال بیمار تجویزمی‌کنند، اما بلافاصله پس از قطع‌شدن مصرف دارو بیمار به حال سابق باز خواهد گشت. از سوی دیگراستفاده‌ی طولانی مدت از داروهای ضد‌افسردگی عوارض جانبی مختلفی به دنبال خواهد داشت.
همچنین ممکن است در درمان افسردگی‌های شدید از شوک الکتریکی(E.C.T.)  هم استفاده شود. در این نوع از درمان، شوک الکتریکی را با ولتاژ بالا برای مدت کوتاهی به مغز وارد مي‌كنند. این روش وضعیت و ظرفیت حافظه‌ای بیمار را حداقل برای چند روز و یا چند هفته تغییر داده و فرد افسرده را موقتاً آرام می‌کند. در رابطه با افسردگی‌های شدیدی که به مرز اقدام‌های خطرناکی مثل خودکشی می‌رسد استفاده از شوک تنها راه درمانی است. مزیت این نوع درمان بر درمان‌های دارویی این است که بلافاصله تأثیر می‌کند حال آن‌که تأثیر داروها در خون و کنترل افسردگی ممکن است 3 هفته به طول بیانجامد. روان‌درمانی نیز در درمان برخی افراد افسرده به‌کار گرفته شده، اما موفقیت چشم‌گیری از آن حاصل نیامده است. به هر حال درمان‌های دارویی هم درمان‌های قطعی‌ای محسوب نمی‌شوند.
کنترل افسردگی از طریق یوگا
تمرینات یوگا در درمان میزان افسردگی بسیار مؤثر است. حتی عمیق‌ترین نوع افسردگی نیز با تمرینات یوگا قابل کنترل می‌باشد، اما باید توجه داشت که تمرینات یوگا می‌بایست در محیط آشرام، که امکان انجام صحیح تمرینات فراهم است، انجام شود.
در این جلسات هر دو شیوه‌ی آسانا و پرایاناما، ‌که در افزایش نیروی بدنی و حیاتی مؤثرند، آموزش داده می‌شود.
برای شروع کارما‌ یوگا فرد افسرده می‌بایست ابتدا مصرف داروهای ضد افسردگی را قطع کند. این دومین نکته‌ی اساسی است که بیمار افسرده می‌بایست فرابگیرد.
بنا‌بر علم یوگا افسردگی زمانی اتفاق می‌افتد که زندگی به بی‌هدفی کشیده شده و ذهن موضوعی برای مشغول‌شدن ندارد. این حالت مخصوصاً پس از بازنشستگی به این دلیل که فرد هیچ برنامه‌ی اجتماعی، فرهنگی، هنری و یا مذهبی ندارد و نمی‌داند که چگونه اوقات خالی روزش را پر کند اتفاق می‌افتد. به این ترتیب ممکن است تمام روز گوشه‌ای نشسته و وقتش را به بطالت بگذراند، ولی یک‌نفر تا چه مدتی می‌تواند گوشه‌ای بنشیند. ممکن است این‌کار بین یک تا دو سال ادامه پیدا کند اما به هر حال در طول این مدت نیروی ذهنی به دلیل بلااستفاده ماندن کم‌کم رو به تحلیل رفته و دستگاه عصبی ضعیف می‌شود. به این ترتیب افسردگی عصبی اتفاق خواهد افتاد.
اگر چنین فردی به آشرام وارد شده و حرکات آسانا و پرایاناما را صبح‌ها و کارما یوگا را روزانه انجام دهد ‌در طول چند روز بهبود یافته و علائم افسردگی‌اش به سرعت کاهش پیدا می‌کند. در طی این نوع درمان، بیمار می‌آموزد که چگونه لایه‌های افسردگی را درون خود تشخیص داده و چگونه بر آن غلبه کند و تأثیرات منفی آن‌را بر زندگی روزانه‌اش خنثی نماید. در آشرام بر حسب ظرفیت و توانایی‌های فرد برنامه‌های مختلفی به او داده می‌شود. او را در معرض مشغله‌ها و مسئولیت‌های زیادی قرار می‌دهند، البته نه در رابطه با خودش. تمامی این کارها غیر‌مرتبط با فرد بوده و استرسی برای خود شخص ایجاد نمی‌کند. کارها باید با صداقت تمام انجام شوند بدون این‌که به حیطه‌ی عواطف و احساسات فرد وارد شوند. به این ترتیب افسردگی جای خود را به شیوه‌ی زندگی در آشرام داده و نیروهای فیزیکی، ذهنی و عاطفی  فرد بیدار شده و پرورش می‌یابند. کارما یوگا نیز بخش مهمی از درمان افسردگی را تشکیل می‌دهد.
برنامه های یوگا در درمان افسردگی
آسانا: پاوان موکت‌های بخش 1و 2، گروه شاکتی باندا، سلام بر خورشید، تریکون آسانا، واجراسانا، خرگوش، کبرا، کشش
 خرگوش، پاسچی موتان‌آسانا، ساروانگ‌آسانا، هالاسانا، اوتان آسانا، یوگا مودرا، ماتسی آسانا.
پرانایاما: نادی‌شودان، پراساریتا با حبس دم و مولا‌باندا، براهماری (زنبوری).
هاتا‌ یوگا: نتی‌، کنجال، لاگو، اگنی سار ا، اودیانا باندا، نولی.
مودرا و باندا: مولا‌باندا، ماها مودرا و ماها باندا
افسردگی به جهت تأثیر منفی‌ای که بر ساختار جسمی و روحی دارد بیماری روان-تنی محسوب می‌شود. اختلالی که در آن سیستم عصبی، شبکه‌ی غدد درون‌ریز، سیستم عضلانی بدن، الگوی خواب و خوراک همگی دچار مشکل می‌شوند. تحقیقات اخیر نشان داده که سالانه بین 4-2 % آمریکایی‌ها برای درمان افسردگی خود محتاج به دارو بوده و از هر 8 نفر یک‌نفر در معرض افسردگی شدید قرار دارد. تحقیقات انجام شده ‌در اروپا و استرالیا نیز نتایج مشابهی را نشان می‌دهد. اگرچه مصادیق بیشماری از افسردگی هم ممکن است تا سال‌ها مورد تشخیص قرار نگیرند اما به هر حال طبق آمار بالا و به تجربه‌ی ‌بسیاری از پزشکان، افسردگی به دلیل تأثیرات مختلف جسمانی و روانی که دارد در فهرست رایج‌ترین بیماری‌ها قرار می‌گیرد. صرف نظر از آسیب‌های بی‌شماری که این بیماری بر خود فرد افسرده وارد می‌آورد اعضای خانواده، دوستان و اطرافیان نیز در معرض آسیب‌های فراوانی خواهند بود.

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :