0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره57 - مهر و آبان 1391

دوماهنامه شماره57 - مهر و آبان 1391

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

مناسبت‌ها

3

سرمقاله

3

گنج درون (سخن مدیر مسئول)

6

هویت مثبت

8

یوگا و احساس خستگی

10

مدیتیشن

13

حضور

16

تکرار، کلید راهیابی به اعماق

18

غلبه بر پیری با تمرینات یوگا

20

طبیعت ترس

22

کشش مفصل ران

25

استراحتگاهی برای روح

28

عملکرد چارکراها

30

رهنمودهای کلی درباره برنامه ورزشی افراد دیابتی

31

اثرات وحشتناک کروکودیل

34

پرتویی از یوگا

36

تنفس شفابخش

39

رمضان در بام جهان

42

درمان های طبیعی برای بیماری های زنان

44

یوگا بر فراز دیوار چین

46

آن چه یک معلم یوگا باید بداند

48

معرفی کتاب

49

آیا شما هم درختی کاشته اید؟

50

تغذیه پاییزی از نگاه طب سنتی

52

اخبار ماه

54

آشنایی با کادر اجرایی انجمن ورزشی یوگا

56

ورزش برای سلامتی

56

بخش ارتباط با خوانندگان

01

Hip to it

مقالات

1- هویت مثبت

نورا ایساک
مترجم: سارا صادقی
منبع: یوگا جورنال   
تصاویر: برایان استافر

زمانی‌که از تناسب اندام خود ناراضی هستید، یوگا به شما می‌آموزد که از ظاهر و باطن خود راضی و قدردان باشید. خود را همان‌طور که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید.
لین باس  از نگاه‌کردن به خود در آینه‌ی تمام قد اجتناب می‌کرد. با خود می‌گفت: من از اندام خودم متنفرم. کاملاً با آن قطع رابطه کرده‌ام و از آن جدا شده‌ام و در آینه تنها به صورتم نگاه می‌کنم.
دو سال پیش لین باس که مدیر ارشد یک شرکت بازاریابی مستقیم بود در یکی از مراکز یوگای نیویورک تمرینات یوگا را آغاز نمود، به‌تدریج شروع به کنارگذاشتن انتقاد از خود کرد. او یوگا را با مربی‌ای آغاز کرد که به او یاد داد ضعف‌ها و توانایی‌های بدن خود را بپذیرد، بدین ترتیب، باس با ظاهر خود بیشتر کنار آمد و آن‌را پذیرفت. او می‌گوید: به جایی نرسیده‌ام که به بدن خود بگویم دوستت دارم ولی خیلی بیشتر از قبل به آن احترام می‌گذارم.
احساسات باس به شدت غیرمعمول و نامتعارف هستند. بر‌اساس یک تحقیق علمی ‌به نام "روان‌شناسی امروز"،  که در سال 1997م انجام شد، 65 درصد از زنان و 43 درصد از مردان از ظاهر خود ناراضی هستند. حتی یوگی‌ها هم از این شبکه‌ی پیچیده‌ی فرهنگی که افراد را وادار به نارضایتی از ظاهر خود می‌کند، مستثنی نیستند.
با تمام این تفاسیر، آشتی‌دادن زندگی در تصویری که جهان از ظاهر افراد به نمایش گذاشته است با نظریه‌ی یوگا که این جسم تنها مرکبی است تا فرد راه معنوی را طی کند کاری است بس دشوار، اما تمرینات یوگا فرصتی برایمان فراهم می‌آورد تا رابطه‌ی جدیدی با جسم خود برقرار کنیم. هنگامی‌که روی تشک یوگای خود می‌نشینیم به‌دنبال بهترین روش نشستن هستیم. وقتی دریافتیم که راحتیم، آن‌گاه سعی می‌کنیم تا تنفس خود را روی ران‌ها و محل تهیگاه خود ببریم. در این زمان دیگر به ظاهر خود نمی‌اندیشیم. باید در درون خود به احساسات‌مان توجه کنیم و دیگر به ظاهر خود اهمیت ندهیم. یوگا ما را تشویق می‌کند تا دیگر از جسم خود خواسته‌ی زیادی نداشته باشیم و انتقاد از آن را کنار بگذاریم و از حرکات و آساناهای آن لذت کافی را ببریم.
با گذشت زمان این رابطه‌ی تجربی با جسم‌مان حتی ما را قادر می‌سازد تا آینده را کنار بگذاریم و تنها به آینه‌ی درون‌مان بنگریم و تمامی فشارهای اجتماعی و خواسته‌های غیرواقعی را از صفحه‌ی آن بزداییم و خود را همان گونه که هم‌اکنون هستیم بپذیریم و دوست بداریم.
برای رسیدن به این منظور، یوگا بهترین وسیله است زیرا می‌توانیم شخصیت و روح خود را همراه با جسم‌مان ورزش بدهیم.
به گفته‌ی کریستینا سل ، نویسندهی  دو کتاب "یوگا دریچهای از درون به بیرون" و "با یوگا با جسمتان در آرامش باشید" او همچنین میگوید: ما با تمام جزئیات ریزی که  نحوه‌ی انجام حرکات کششی و خمشی را برایمان فراهم می‌کند، عجین میشویم ودرمی‌یابیم که بهترین راه برای انجام آن‌ها ایجاد هماهنگی بین جسم و تنفس است، سپس از آنچه به خودمان می‌گوییم آگاه می‌شویم و ناظر بر تمامی انتقادات و داوری‌هایی هستیم که بر علیه خودمان انجام می‌دهیم.
"خودتان را بشناسید"
اخیراً تصویر ذهنی‌ای که از بدن خود دارم برایم تبدیل به مسأله‌ای مشکل‌آفرین شده است. همیشه نسبت به جسم خودم، احساس تنفر داشتم و به‌خاطر سرسختی بیش از حد آن برای مطابقت با مد روز عصبانی بودم. احساس می‌کردم فضای زیادی اشغال می‌کنم، شکمم بیش از حد بیرون‌زده و لباس‌هایم تمام قسمت‌های بدنم را که ناصاف است نمایان می‌کند. بعد از گذراندن کلاس‌های یوگا فهمیدم این جسم من نیست که واقعاً مشکل دارد بلکه تصویری که من از بدن خود دارم اشتباه است.
این دیدگاه مخدوش ذهنی‌ام، سبب شکل‌گیری تصویر اشتباهی از ظاهرم شده بود. تمرینات یوگا این توانایی را به من داد تا بدن خود را همان‌گونه که هست ببینم (نه اینکه زمانی که شاد بودم آن‌را لاغر و زمانی‌که ناراحت بودم آن‌را چاق ببینم). حتی توانستم نواقص آن‌را نیز بپذیرم مثلاً قبول کردم که قوزک پاهایم در بین کلاس صدا می‌دهد و یا به دلیل صاف بودن کف پاهایم نمی‌توانم هر نوع کفشی را بپوشم.
با گذشت سال‌های متمادی احساس اعتماد به نفسم هم بیشتر ‌شد و حس آرامشی را تجربه نمودم که بر نحوه‌ی راه رفتن، نشستن و ایستادن من تأثیر گذاشت. ارتباط با بدنم از حالت خصمانه به دوستانه تبدیل شد و تمام این تغییرات را مدیون یوگا هستم.
دکتر تامی آن را‌برتس ، یکی از اساتید روان‌شناسی کالج لکوراد که یکی از متخصصان در زمینه‌ی تصویر ذهنی انسان از بدنش می‌باشد، تصویر ذهنی از بدن را این‌گونه تعریف می‌کند: اهمیت تصویر ذهنی تا حدی است که نقش بسیار مهمی در احترام گذاشتن به خود ایفا می‌کند. تحقیقات وی و دیگر محققان حاکی از آن است که تصویر ذهنی هر فرد از بدنش مهم‌ترین عامل پیش‌بینی‌ کننده‌ی میزان احترام به خود است. اگر از تصویر ذهنی بدن خود احساس شادمانی می‌کنید، از احساس خود‌ارزشی بالایی برخوردار هستید. بعد از اتمام یک کلاس یوگا همه‌ احساس شادمانی می‌کنند و به‌طور دقیق می‌توان گفت که یوگا به فرد کمک می‌کند تا از جسم فیزیکی خودش احساس خوبی داشته باشد، اما چگونه یوگا چنین تأثیری را ایجاد می‌کند؟
یکی از دلایل این امر این است که بدن پس از هر تمرین فیزیکی احساس بهتری می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی‌ که به‌طور مرتب و متعادل ورزش می‌کنند تصویر ذهنی بهتری از بدن خود دارند و همه‌ی ما براساس تجربیات شخصی خود می‌دانیم که قرار گرفتن روی تشک یوگا و انجام دادن تمرینات آن احساس بسیار خوبی به فرد می‌دهد. ماهیچه‌ها کشیده می‌شوند و نواحی سفت بدن رها می‌شود. پس از گذراندن یک دوره‌ی وینی‌‌یاسا یوگا، حتی غده‌ّی هیپوفیز هم اندروفین طبیعی بیشتری در مغز ترشح می‌کند. با تمرینات مداوم، ما نه تنها متوجه تغییرات فیزیکی (قدرت، تحرک و توانایی بیشتر) می‌شویم بلکه بهتر می‌توانیم با بدن خود ارتباط برقرار کنیم.
پس از مدتی تمرین، بسیاری از افراد برای جسم خود ارزش بیشتری قائل می‌شوند. بعضی‌ها می‌فهمند که وزن‌شان کم، پوست‌شان شفاف و چشم‌هایشان درخشان می‌شود. برخی دیگر تغییرات ظریف‌تری را احساس می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که هر حرکتی که انجام می‌دهند با قدرت و لطف بیشتری همراه است. اغلب هم سبب افزایش سطح هوشیاری جسمی می‌گردد  مثل هنگامی‌که در خیابانی قدم می‌زنید . احساس می‌کنید انرژی موجود در عضلاتی که روز قبل تمرین داده‌اید، هنوز هم در شما وجود دارد.  به گفته‌ی کاترین ‌ام. رایت هر چه بیشتر تمرینات یوگا را انجام می‌دهم، بیشتر درک می‌کنم که بدنم سالم‌تر و قوی‌تر می‌شود و میزان راحتی و اعتماد به نفسم نیز افزایش پیدا می‌کند.
یوگا همچنین با آموزش نوع عملکردش، رابطه‌ای صمیمی با جسم برقرار می‌کند. با یوگا می‌فهمید که چگونه حرکات چرخشی، ستون ‌فقرات را می‌کشد و بلند می‌کند بِسی می‌گوید: از زمانی‌که تمرینات یوگا را آغاز کرده‌ام احساس می‌کنم کنترل بیشتری بر بدنم دارم زیرا بهتر می‌توانم آن‌را درک کنم و بفهمم که چگونه بخش‌های مختلف بدنم در هماهنگی با هم کار می‌کنند. او همچنین می‌گوید که پس از کشمکش و تمرینات بسیار برای انجام آدو مو‌کا ریکشاسانا (ایستادن روی دست) به نوعی خود‌شناسی دست یافتم.
"با بدن خود در آرامش باشید"
برای بسیاری از ما آسان است که با نگاه کردن به آینه بفهمیم که چه درکی از جسم خود داریم، اما روی تشک یوگا دیگر آینه‌ای وجود ندارد. اگر بتوانیم به درون خود برویم و صداهای درون‌مان را آرام کنیم، آن‌گاه می‌توانیم روی جسم و تنفس و زمان حال تمرکز کنیم.
 با گذشت زمان، تمرینات ما نیز بیشتر می‌شود و ما بهتر می‌توانیم حرکات را انجام دهیم و روزی به‌طور معجزه‌آسایی قادر به انجام دادن سیر‌شاسانا یا همان ایستادن روی سر هستیم یا می‌توانیم در حالت باکاسانا یا مرغ‌ماهی‌خوار تعادل خود را به‌خوبی حفظ کنیم. همچنین می‌فهمیم که مفاصل ران‌مان آن‌قدر منعطف و باز شده‌اند که به‌خوبی قادر به انجام دادن مثلث پیچ هستیم. انجام این آساناها به ظاهر ممکن است کوچک به نظر برسد، اما به‌تدریج اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد.
هارا استروف مارانو  ،نویسنده‌ی دو کتاب مد، اندازه و سایز بدن نیست! و روان‌شناسی امروز، که بر روی تصویر ذهنی فرد از بدن خود کار می‌کند می‌گوید: در یوگا فرد به‌صورت وظیفه‌ای عمل می‌کند  و این امر به او حس کمال و پیشرفت می‌دهد.
حس دستیابی به موفقیت بسیار خوب است، اما با ارزش‌تر از آن رابطه‌ای صمیمی است که با بدن خود برقرار می‌کنیم و تنها این موفقیت‌های ساده دلیل آن هستند. هنگامی‌که یاد می‌گیریم با این روش جدید خود رابطه برقرار کنیم، بهتر می‌توانیم آن‌را قبول کنیم این‌که خیلی چاق باشیم یا خیلی لاغر دیگر فرقی نمی‌کند‌، حتی به خاطر داشتن جسم خود قدردان و متشکر نیز خواهیم بود. از نظر سل ، پذیرش به این معنا، قرارگرفتن در ارتباطی در حال پیشرفت با جسم است و به جای توجه به نتیجه‌ی نهایی، باید به احساسات‌مان نسبت به آن توجه کنیم.

ادامه دارد...

2- استراحتگاهي براي روح 

"جايي شبيه يك سرپناه هم كافيست."

نوشته‌ي‌:Sally Kempton 
منبع: يوگا جورنال
برگردان: شكوفه شنوا فلاح

وقي شاگردانم به من مي‌گويند كه احساس گيجي و اضمحلال مي‌كنند‌، اغلب اوقات از آن‌ها مي‌پرسم: «آیا استراحتگاهي براي خود دارند‌؟ يك جاي امن و خصوصي كه بتوانند احساسات خود را در آنجا تخليه كنند‌؟ ». بعضي از افراد بعد از سؤال من مات و مبهوت به من مي‌نگرند‌، بعضي‌ها بغض‌شان مي‌تركد و بسيار گريه مي‌كنند‌. 
واقعيت اين است كه اغلب پذيرفته‌اند كه براي مقابله با استرس تلویزیون تماشا كنند‌، چيپس يا تنقلات ديگر بخورندجوند‌ و بعضي وقت‌ها چند تا از اين كارها را هم‌زمان انجام دهند‌. 
داشتم درباره‌ي اين موضوع فكر مي‌كردم كه فرداي آن روز با دنيز  40 ساله آشنا شدم‌. او سعي بر اين داشت كه مشاور صرفه‌جويي تجاري و اقتصادي شود‌. دنيز، كه تا قبل از آن درباره‌ي آينده‌ي خود احساس امنيت و اطمينان‌خاطر نداشت، با ايده‌ي جديدي كه به ذهنش او خطور كرده بود، احساس آرامش و امنيت می‌را در ‌خود احساس كرد‌.  اين آينده را از چه كسي يا از كجا گرفته بود‌؟ او مي‌گويد‌: بعد‌از‌ظهرهاي شنبه وقت زيادي را در ميان درختان مي‌گذراند‌. مي‌رود و بر روي كنده‌ي درختي در كنار نهري مي‌نشيند و افكار مزاحم را كاملاً رها مي‌كند‌. به يك سوسك كه از درختي بالا مي‌رود يا علفی ‌كه كه بر سنگی روئيده مي‌نگرد‌. بعد از يك ساعت‌، حواس و دريافت‌هاي او از انرژي‌هاي اطراف بيشتر مي‌شود‌. اين همان نيرويي است كه به دنيز قدرت پيشرفت و ترقي مي‌دهد‌. دنيز يك استراحتگاه براي خود دارد‌. براي او اين پناهگاه طبيعت است‌. پناهگاه من مديتيشن است‌. وقتي احساسات مختلف به سمت من هجوم مي‌آورد‌، سيگنال‌هاي منفي را كه دريافت مي‌كنم‌، نياز دارم كه بنشينم‌، چشم‌هايم را ببندم و تمام توجه خود را معطوف به ضربان قلب خود كنم. تقريباً هميشه متمركز تر و پر انرژي‌تر از قبل مي‌شوم‌. بعضي وقت‌ها هم وقتي چشم‌هايم را باز مي‌كنم متوجه مي‌شوم كه با مشكلي مواجه هستم كه هيچ‌وقت مشابه آن‌را در زندگي‌ام نداشته‌ام‌. بسيار زمان‌هايي ببسياری بوده كه وقتی من براي پنج دقيقه كه به صداي قلب خود گوش كرده‌ام روزم خراب شده و يك احساسي شبيه خفقان به سراغم آمده است ( اگر شهود شما قوي شود بسياري از اخبار ناگوار و خبرهاي ناخواسته به شما الهام مي‌شود).
هركسي بايد استراحتگاه خود را كشف كند‌. موضوع اين نيست كه چقدر به زندگي خود علاقه‌مند باشيد يا چقدر قوي و با انگيزه باشيد‌. در هر صورت ممكن است وقت‌هايي شكسته و غمگین شويد‌. 
ممكن است بخواهيد بر يك شكست غلبه كنيد‌، يا اين‌كه تغيير شغل بدهيد‌. ممكن است هفته‌اي پركار و پرمشغله را سپري كرده باشيد‌. در چنين مواقعي اگر به استراحتگاه نرويد  زندگي مي‌شود دور باطل‌زدن مي‌شود‌. مثل اين‌كه درون يك دايره باشيد و مدام دور‌ محور آن بچرخيد‌. در چنين وضعيتي شما از سنن قديمي تبعيت مي‌كنيد‌. براي شما همه چيز از پيش تعيين شده است‌. همان دستورالعمل‌ها را انجام مي‌دهيد‌. عجيب است كه چرا متأثر از شهود و الهامات نيستيد و حتي بعضي وقت‌ها از اين وضعيت راضي هستيد‌. بايد يك‌بار تصميم بگيريد كه به استراحتگاه برويد و يك استراحتگاه خوب براي خود انتخاب كنيد‌. خواهيد ديد كه با منابع عظيمي از انرژي مثبت براي استقامت‌، بنيه و الهامات مواجه مي‌شويد‌. 

استراحتگاه يعني چه‌؟
كلمه‌ي استراحتگاه به معناي مكاني است كه به آن پناه برده مي‌شود‌،. اما منظور من در اينجا از درباره‌ي پناهگاه به آن معنا كه افراد براي امنيت جان خود به آن مي‌گريزند، نيست‌. من آن نوع  پناهگاه را مي‌گويم كه با رفتن به آن مي‌توانيد با خود واقعي‌تان مواجه شويد‌. مخصوصاً زمان‌هايي كه احساس از خود بيگانگي و اضمحلال مي‌كنيد يا فشارهاي خارجي يا تعارض‌هاي دروني شما را تحت فشار قرار داده است‌‌. 
يك استراحتگاه چه مشخصاتي بايد داشته باشد‌؟ در ابتدا بايد جايي باشد كه ذهن شما در آنجا آرام بگيرد‌. دوم‌،: بايد در آنجا احساس امنيت كنيد‌،. ‌علاوه‌بر‌اين بايد احساس كنيد كه نيرويي در اين مكان وجود دارد كه از شما محافظت مي‌كند‌. اين حالتس را مي‌توانيد در مكاني، يا در وجود يك شخصی، يا در حسی دروني بيابيد‌. يك استراحتگاه واقعي جايي است كه شما به آن احساس تعلق‌خاطر مي‌كنيد‌. در يك روز معمولي‌، در اين مكان شما احساس تمركز‌، صلح يا تبادل انرژي با افراد ديگر مي‌كنيد‌ یا. در يك روز بد، وقتي كه شما شرايط كاري سخت و طاقت‌فرسا يا رنج روحي عظيمي را سپري كرده‌ايد، با رفتن به استراحتگاه روح شما التيام مي‌يابد‌. 
استراحتگاه واقعي جايي است كه وقتي شما منزوي مي‌شويد تا افكار خود را دسته‌بندي كنيد و وقتی که براي يك تحول عظيم آماده مي‌شويد، مثل پيله‌ي كرم ابريشم از شما محافظت مي‌كند و شما در آن احساس امنيت مي‌كنيد‌. در آنجا شما مي‌توانيد با خيال راحت نقاب از چهره‌‌ي خود برداريد‌. خودتان را براي خود رو كنيد و واقعيت را بپذيريد‌. 
استراحتگاه شما مي‌تواند يك جاي معمولي باشد‌، مثل گوشه‌اي در خانه‌‌ي خودتان. ‌يا زير درختي در حياط خانه‌تان ‌يا حتي وان حمام‌تان‌. ممكن است شخصي استراحتگاه شما باشد‌. مثل اين‌كه از فردي خاص مثلاً يك دوست انرژي مثبت بگيريد‌. علاوه بر اين‌ها ممكن است يك عملي مثل پياده‌روي يا دوچرخه‌سواري‌،  نقش استراحتگاه را براي شما ايفا كند‌. يا دوچرخه‌سواري يك جور تمرين آسانا و استراحتگاه محسوب مي‌شود‌. يا بازدم عميق به شكل «آااااااااااااه» كشيدن كه اغلب در كلاس‌هاي يوگا مي‌شنويد نیز همان عكس‌العملي است كه اغلب افراد براي غلبه بر افسوس و افسردگي از خود نشان مي‌دهند‌. 
عشق دروني / معرفت و آرامش واقعي را وقتي‌كه به استراحتگاه مي‌رويد دريابيد
پانزده دقيقه تنها و ساكت بنشينيد‌. دم و بازدم‌هاي شكمي انجام دهيد‌. بازدم را به‌تدريج  و كاملاً بيرون دهيد‌. تصور كنيد كه تنش‌ها را در اين حالت بيرون مي‌فرستيد‌. حال تجسم كنيد كه در يك مكان بسيار زيبا نشسته‌ايد‌. جايي‌كه احساس امنيت و اطمينان خاطر مي‌كنيد‌. كنار يك اقيانوس‌،‌ در يك باغ‌،‌ در ميان درختان‌، در اتاقي كه كودكي‌تان را در آن سپري كرده‌ايد يا در يك مكان مقدس مثل مسجد، معبد‌،‌ كليسا يا آشرام‌. 
تصور كنيد آنجا يك نفر شما را نظاره می‌كند، به خودتان تلقين كنيد كه او بهترين آرزوها را براي شما دارد و او را نماد عشق و آموزگار واقعي بدانید‌. همانطور‌كه شما در اين حالت عرفاني نشسته‌ايد‌، بر اين جمله تمركز كنيد و آن‌را در ذهن‌تان تكرار كنيد: «من خودم را به تو مي‌سپارم». سپس احساسات شما طغيان مي‌كنند‌. اگر سؤال يا مشكلي داريد مي‌توانيد از او بپرسيد‌. در پايان مديتيشن‌، خودتان را تصور كنيد كه رشته‌هايي از جريان انرژي را به داخل قلب خود مي‌كشيد‌. ‌سپس نام خدا را زمزمه کنید، انرژی حاصل از آن را به درون قلب خود بكشيد و تصور كنيد كه در او ذوب می‌شوید‌. 

من هم مي‌توانم استراحتگاه شما باشم 
مي‌دانم كه اغلب افراد همان‌طور‌كه ما تاكنون گفتيم به استراحتگاه مي‌روند و به همين شكل آرامش واقعي را تجربه مي‌كنند‌. يكي از دوستانم مي‌گويد خودش را كنار ساحل تصور مي‌كند‌،‌ دوست ديگر من كه روزنامه‌نگار است خودش را در دامنه‌ي كوه تصور مي‌كند‌، ديگري خودش را در مسجد و درحال سجده بر پروردگار یکتا و فردی دیگر خود را در حياط آشرام در هندوستان تصور مي‌كند و به اين روش استرس ناشي از روزي طاقت‌فرسا را از خود دور مي‌كند‌. 
اساتيد يوگا بر اين تأكيد مي‌كنند هر چقدر يك مكان‌،‌ فرد يا فعاليتي به شما آرامش بدهد زماني ‌مي‌توانيد اعتماد كنيد كه خود را به يك منبع انرژي لايتناهي متصل کنید‌. 
در حقيقت‌، الگوي ‌يوگي‌هاي بزرگ گفتگوي هميشگي بين منِ خاكي و منِ برتر است كه گاهی به آن بعضي وقت‌ها انرژي دروني گفته مي‌شود. گفتگوی درونی متضمن خرد دروني است كه به شما كمك مي‌كند خودِ واقعي را دريابيد‌. 
 در کتاب گيتا آمده است‌: "منِ واقعي در قلبم نهفته است"‌. این بدان معناست که از طريق شهود قلبي صورت مي‌گيرد‌. ما مي‌توانيم با خود واقعي‌مان هماهنگ شويم‌. اين بخش از بدن ما تحت تأثير رخدادهاي زندگي روزمره گيج نمي‌شود يا به عبارت ديگر با توجه به نداي قلب خود هيچ‌گاه به اشتباه نمي‌افتيم‌. آن حضور واقعي كه بایستی بر آن تأكيد ‌كنیم همان "من" است‌ و استراحتگاهي حقيقي و امن براي افراد محسوب مي‌شود‌. 
"كابير"  شاعر اسطوره‌اي اين حضور معنوي را اين‌گونه بيان مي‌كند‌: « رايحه را به درون بياور‌، رايحه را ...»‌. او معتقد بود شما به خودتان بيش از آنچه كه فكر كنيد نزديك هستيد‌. اگر يك‌بار حضور معنويت را تجربه كنيد‌، مي‌توانيد در هر زماني با نيروي درونی خودتان تجديد قواي روحي كنيد‌. حتي وسط يك جلسه‌ي تجاري يا بحث و جدل با همسرتان‌. 
يك روشي كه همين الان مي‌توانيد حضور نور معنويت را حس كنيد اين است كه بر مرز درون و اطراف بدن خود تمركز كنيد‌. دم و بازدم انجام دهيد‌. احساس كنيد كه با دم عميق آن فاصله را از طريق منافذ بدن به درون مي‌كشيد‌ و با بازدم آن را بيرون مي‌فرستيد‌. بعد از لحظاتي شما بايد هاله‌ي انرژي نازكي كه درون و بيرون بدن شما را در بر‌گرفته حس كنيد‌. بر‌طبق اصول يوگا اين همان لايحه‌ی محافظتي است كه شما را در بر‌گرفته است‌. 

به سوي آرامش
وقتي‌كه شما راه‌هاي مختلف رسيدن به آرامش را، كه البته همه به شكلي مشابه هم هستند، را شناختيد مي‌توانيد يكي از آن‌ها را كه مناسب‌ترين شيوه‌ي رسيدن به آرامش و امنيت دروني است را براي خود انتخاب كنيد‌. براي مثال‌: اگر فكر كنيد ريلكسيشن‌ها‌يي كه در طي يك دوره تمرين يوگا انجام ‌می‌شود باعث استراحت عميق شما مي‌شود‌، ‌احتمالاً همان براي شما مناسب است‌. همچنين ممكن است احساس كنید وقتي كنار برخي افراد از دوستان‌تان هستيد‌، يا وقتي همسرتان پشت در است احساس اطمينان‌خاطر و آرامش داريد‌. اين‌ها فقط ناشي از هيجانات عصب‌شناختي نيست،‌ بلكه ناشي از تبادل انرژي حياتي است كه بين شما و طرف مقابل‌تان اتفاق مي‌افتد‌. 
يكي از منابع بي‌پايان انرژي، كه افراد مي‌توانند از آن استفاده كنند، طبيعت است‌. "توماس بري"  فيلسوف طبيعت‌شناس‌، بر كوه‌ها‌، ‌رودخانه‌ها ‌و همه‌ي عناصر‌ زنده از جمله ‌آسمان‌، آفتاب‌، ماه و ابرها تأكيد مي‌كند و معتقد است همه‌ي اين‌ها خاصيت شفابخشي دارند و به شكل نامرئي از بشر حمايت مي‌كنند و به عبارت ديگر، غذاي روح براي رسيدن به تعالي محسوب مي‌شوند‌. همان‌طور كه براي پرورش جسم غذا مي‌خوريم‌، روح هم نياز به منبعي دارد كه از آن كسب انرژي كند‌. در اين رابطه طبيعت منبع خوبي است و با وجود اين‌كه اغلب تجربيات نيرومند دريافت انرژي در طبيعت بكر اتفاق مي‌افتد، استراحتگاه شما مي‌تواند حيات پشتي خانه‌تان كه در آن گل و درخت كاشته‌ايد باشد يا جایي مثل حومه‌ي شهر كه سرسبز باشد يا پارك محله‌. 
آن وقت‌ها كه در نيويورك زندگي مي‌كردم اغلب اوقات وقتي استرس داشتم‌،‌ پنجره‌ي اتاقم را باز مي‌كردم و به نهال درخت سماق‌ چيني، كه در كنار پياده‌ رو رشد كرده بود، نگاه مي‌كردم‌. نمي‌دانستم چرا آن درخت به مران تسكين مي‌دهداد‌،. اما درست از همان وقت به نقش به‌كارگيري عنصر طبيعت در زندگي شهرنشيني پي بردم‌. همين تجربه يك راهي بود تا كه بتوانم بسياري از مشكلاتم را با بهره‌گيري از طبيعت زنده حل كنم. همان‌طور كه "توماس بري" گفته بود‌. 
در ادامه به شما دو استراحتگاه را پيشنهاد مي‌كنم‌. اولين استراحتگاه طبيعت است‌. دومين استراحتگاه خانه‌ي خودتان است‌. 

خودتان را به طبيعت بسپاريد
طبق اصول يوگا هر جزء از طبيعت داراي شعور و آگاهي است‌. كليد دستيابي به آرامش طبيعت اين است كه خود را تسليم آن كنيد‌. زمان‌هايي به پياده‌روي در ميان درختان جنگلي‌،‌ يا حتي درختان باغچه‌ي حياط‌تان برويد‌. در بين راه بايستيد و عميقاً نفس بكشيد‌. سپس به صداي قلب خود گوش كنيد‌. براي چند لحظه تصوصّور كنيد انرژي مثبت از درختان و گياهان و حتي زمين به سوي شما مي‌آيد‌. به جاي اين‌كه فقط خود را ناظر محض طبيعت بدانيد اين‌طور فكر كنيد که اين فقط شما نيستيد كه به جهان اطراف مي‌نگريد، بلكه درختان و آسمان هم به شما نگاه مي‌كنند‌. به زودي شما فركانس‌هاي مثبت و نامرئي از طبيعت اطراف خود دريافت خواهيد كرد‌. اين دريافت هرچقدر  هم كوتاه‌مدت باشد حس آرامش را در شما به وجود مي‌آورد‌. 

قسمتي از خانه‌ي خود را به‌عنوان استراحتگاه در نظر بگيريد
يك استراحتگاه خوب ديگر خانه‌ي شما است‌. طراحي و دكوراسیون خانه‌ي خود را به گونه‌اي تغيير دهيد كه گوشه‌اي از آن مختص به خودتان باشد‌. لازم نيست زياد خود را به زحمت بيندازيد‌. با يك ميز كوچك شروع كنيد‌. يا يك جعبه برداريد و پارچه‌اي روي آن پهن كنيد‌. چند شاخه گل طبيعي يا هر گياه زنده‌ي ديگري روي آن بگذاريد‌. و به اين شكل به طبيعت متصل شويد‌. اگر ممكن است يك شمع يا چراغ، به‌ عنوان نماد نور آگاهي كه به قلب ساطع مي‌شود، روي ميز بگذاريد‌. 
ممكن است در اين خانه تكاني به اشيائي بر بخوريد كه اهميت وي‍ژه‌ای برايتان دارند‌. مثل يك جعبه كادو‌ يا حتي يك پَر‌. اگر اين شيء حس خاصي به شما مي‌دهد، عكس آن يا عكس كسي كه آن‌را به شما داده است را روي ميز بگذاريد‌. استراحتگاه خود را جذاب و آرامش‌بخش تزئين كنيد‌. محل نشستن يمنگاه خود را كاملاً‌ مشخص كنيد‌. يعني جاي ثابتي براي آن در نظر بگيريد‌. سپس حداقل روزي يك‌بار به استراحتگاه خود برويد‌. در آن گل جدید بگذاريد‌. شمع يا چراغ را روشن كنيد‌. هر كاري در اين مكان مي‌كنيد و هر چيزي كه آنجا مي‌گذاريد بايد يك جنبه‌ي مقدس و روحاني داشته باشد‌. 
همانطور‌كه در حال جمع و جور‌كردن استراحتگاه هستيد‌، ممكن است يك حالت روحاني به شما دست بدهد و حضور متعالي را حس كنيد‌. ممكن است ناگهان احساس كنيد كه مي‌توانيد با كمي تمركز مشكلات خود را حل و فصل كنيد‌. اگر اين‌طور شديد فوراً در محل نشيمنگاه بنشينيد‌. و بگذاريد خرد درون شعله‌ور شود‌. ممكن است ابتدا متلاطم شويد و سپس آان حضور معنوي را احساس كنيد و به آرامش برسيد‌. 

جهان زيبا
من به شما پيشنهاد مي‌كنم يكي از اين تمرين‌ها را يك يا دو بار در هفته انجام دهيد‌. آن‌را جزء تمرينات خود و در‌يافت شخصي خود از حضور معنوي حساب كنيد‌. سپس‌، از هرآنچه درك كرده‌ايد يك شعار كه سرلوحه‌ي كار روزانه‌تان باشد براي خود درست كنيد‌. ممكن است يك دعاي ساده را تكرار كنيد و در زمان تمرين آساناها و مديتيشن و كار آن را مورد توجه قرار دهيد‌. 
هر‌وقت به استراحتگاه رفتن عادت كرديد زندگي برايتان شيرين‌تر مي‌شود و با مشكلات راحت‌تر برخورد مي‌كنيد‌. به زودي انجام مسئوليت‌ها و كارهايي كه به دوش‌تان گذاشته مي‌شود برايتان راحت‌تر خواهد شد‌.  و شايد، به شكل كاملاً طبيعي‌، افراد ديگر خودِ شما را به‌عنوان استراحتگاه انتخاب كنند‌. نه به اين خاطر كه راه و چاهي به آن‌ها نشان دهيد بلكه به اين دليل كه از كنار شما بودن احساس آرامش مي‌كنند‌. 

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :