0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره56 - مرداد و شهریور

دوماهنامه شماره56 - مرداد و شهریور

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

مناسبت‌ها

3

سرمقاله

3

داستان زندگی انسان (سخن مدیر مسئول)

6

روزه درای قوی ترین داروی ضد افسردگی

8

چرا ژاپنی ها زیاد عمر می کنند

10

مدیتیشن

12

پرتوی از یوگا

14

پیشرفت در آساناها

16

اشتباهات لاغری از نگاه طب سنتی

18

غلبه بر پیری با تمرینات یوگا

20

روش هایی برای رفتن به درون و پاکسازی ذهن

22

با پیشکسوتان یوگا ایران آشنا شوید

26

راهکار یوگا در معالجه ی کودکان مبتلا به اختلال عاطفی

28

معرفی کتاب

29

ورزش برای سلامتی

30

آن چه یک معلم یوگا باید بداند

34

از منیت تا خویشتن

36

احساسات گیاهی

38

کی گرمشه؟

39

بهاستریکا

40

دکتر ماسارو ایموتو پیام آور آب

42

ماساژ بالولینگ چیست؟

44

با یوگا برفراز دیوار چین

46

تکرار کلید راهیابی به اعماق

48

درمان های طبیعی برای بیماری های زنان

50

من و من

52

عملکرد چاکرها

54

یوگا و مثبت اندیشی

55

بخش ارتباط با خوانندگان

01

Bhastrika

02

Expand your asana

مقالات

1- از منیت تا خویشتن

نوشته‌ی سوامی دورگاناندا * 
مترجم: سیما بدراوغلی تبریزی
مجله‌ی یوگا لایف بهار 2011
بخش دوم و پایانی

گزیده‌ای از مقاله‌ی ارائه ‌شده در دوره‌ی بین‌المللی مربی‌گری بین‌المللی یوگا در سال 2010 م

سوامی شیواناندا معتقد است‌ ایگوی ساتویک تنها ایگوی مفید است، زیرا که باعث می‌شود تفاوت میانِ ایگو و خویشتن را بشناسید. ایگوی ساتویک هرگز منجر به بردگی‌تان نخواهد شد در‌حالی‌که ایگوی راجاسیک و تاماسیک خود را در بدن، ذهن و میان پنج حس دیگر نشان می‌دهند. بررسی یوگایی سه بدن با اجزای متفاوت جسمی، کیهانی و روحی کاملاً دشوار است. هدف اصلی این تحقیق در حین برگزاری دوره‌ی آموزش مدرسین فهم این نکته است که هر سه بدن، اوپاد‌هی  و یا اجزای محدودی هستند که ایگو با آن‌ها شناسایی می‌شود. هر چقدر که بیشتر لایه‌های نهان این سه بدن را بررسی می‌کنیم، شناسایی ایگویی که در این لایه‌هاست حساس‌تر و کشف آن دشوارتر می‌شود. بنابه نظر سوامی شیواناندا‌: چه ایگو، پنهان و چه آشکار باشد قطعاً باعث خسران و آسیب‌دیدن روح پاک و خالص‌مان خواهد شد، ضمن این‌که این امر موجب از دست‌رفتن قدرت تمییز و بررسی دقیق‌مان نیز خواهد شد، ولی متأسفانه جهان اکنون دقیقاً به همین سمت، که آن‌را دوران تاریکی می‌نامیم، در حال حرکت است. علی‌رغم همه‌ی فراست‌ها و دریافت‌های آکادمیک در زمینه‌های مختلف و همچنین تحقیقات و مطالعات در دانشگاه‌ها هنوز هم مردم آواره و اسیر کنار‌آمدن با زندگی‌شان هستند. این آوارگی ممکن است به شکل اعتیاد به الکل یا مواد‌مخدر و یا خیلی ساده‌تر از این‌ها اسیر و دربند مادیات ‌بودن باشد که باعث گم‌شدن مسیر جستجوی درونی زندگی‌مان شده است. اگر فراست کافی داشته باشیم باید بدانیم که این مسیر، مسیر واقعی خوشبختی نیست، اما به‌خاطر حضور ایگوی مخفی و آشکار در وجودمان هنوز چنین فراست و آگاهی‌ای در ما وجود ندارد. همه‌ی ما در حال تبدیل‌شدن به بردگان ایگو هستیم. جستجوی ما در راه رسیدن به آزادی با ایگوی ما آمیخته شده است. بهترین خانه و گران‌ترین املاک را تهیه می‌کنیم، حتی ممکن است هواپیما یا قایقی برای خود داشته باشیم، چنانچه پول کافی داشته باشیم می‌توانیم به هرجا که خواستیم برویم و آنجا زندگی کنیم، می‌توانیم به جنگلی استوایی و یا به اشرافی‌ترین قسمت از شهری رفته و آنجا زندگی کنیم،؛ اما کسانی‌که قادر به انجام‌دادن همه‌ی این‌کارها هستند واقعاً خوشبختند؟ سوامی ویشنودواناندا همیشه به ما می‌گوید که بهرای این مثال‌ها، البته بدون توجه به فرد خاصی، توجه کنیم. با تمام احترامی که برای این افراد قائلیم خواهیم دید که هیچ یک از این راه‌ها راه درستی برای رسیدن به خوشبختی در زندگی نخواهد بود. در‌واقع هیچ یک از ما مجبور به امتحان‌کردن این قضیه روی خودمان نیستیم، فقط شاهد این قضیه می‌توانیم باشیم و این قسمتی از کار بر روی ایگویمان است. درواقع ما برده‌ی ذهن‌مان شده‌ایم. همه می‌گویند: باید ذهن خود را تعلیم دهید تا دانش بالایی کسب کرده و به مدارج خاصی برسید. بله این گفته‌ی خوبی است، اما باید این روند با تصمیم مناسب و درست ‌و مطالعه‌ی سطوح مختلف ایگو انجام گیرد. هر چه بیشتر ایگوی‌مان را تضعیف کنیم معلومات و اطلاعات بالاتری کسب خواهیم کرد و این معنی حقیقی این جمله است که " خرد واقعی در اندرونِ ماست." این عقیده نباید به‌طور سطحی و ظاهری درک شود چون اگر همه‌ی معلومات ما در درون باشد پس دیگر به چیزی برای یادگیری نیاز نداریم و راحت باخیالی آسوده می‌توانیم زندگی کنیم و دیگر دنبال چیزی نرویم‌. قطعاً چنین درکی غلط و ناصحیح خواهد بود. در تمرین مسیر پرهیزکاری و اخلاص تمام توجه شما معطوف به این خواهد بود که در خدمت خدا و یا در خدمت انسانیت باشید. هرکاری که انجام می‌دهید، چه در محل کار چه در محیط خانواده و یا خارج از آن، کلاً هر جا که هستید این احساس را که "‌من بنده‌ی خدمتگزذاری هستم که برای خدمت‌کردن به دیگران به ‌دنیا آمده‌ام و این نیرو مشخصه‌ی بارز من است و به همین‌دلیل همه‌ی وقتم را با دیگران قسمت می‌کنم" را در خود پرورش دهید و این بهترین راه برای ارتقای ایگوی ساتویک و شکستن ضبط صوت درونی ذهن‌مان است که بر طبق عادت از قدیم دائماً در حال تکرار من و مالِ من است. هنوز هم اغلب مردم مدام می‌گویند: وقت کافی ندارم. اگر وقت‌مان را در اختیار کسی می‌گذاریم فقط به این دلیل است که می‌دانیم در قبال این کارمان چیزی دستگیرمان خواهد شد،. اما در اختیار‌گذاشتن وقت برای دیگران بدون هیچ توقعی مسئله‌ای بسیار نادر است. درواقع در این نوع بخشش بدون در نظر‌گرفتن خویشتن، خود را در اختیار آن فرد نمی‌گذاریم بلکه خود را در اختیار شرایطی که در درون ماست می‌گذاریم؛ حس می‌کنیم که وسیله‌ای در دستان موقعیت، و اگر مذهبی باشیم، در دستان خدا هستیم. حاصل همه‌ی کارهای خود را پیشکش خدا‌، موقعیت و خود می‌کنیم و این ماهیت نیکی‌کردن به بندگان خداست. برای پیشکش همه‌ی این اعمال و همه‌ی انرژی‌ای که صرف کرده‌ایم و تمامی نتایج کارهای‌مان، که در واقع هیچ یک انرژی خود ما نیستند، آن‌را تقدیم به شرایط ‌و روح و نفس می‌کنیم.  بزرگان معتقدند: همه چیز متعلق به شماست و شما صاحبش هستید. این جمله چه معنایی دارد؟ این جمله می‌گوید‌؛ نفس پست و پایین‌تر قربانی شده و ایگوی پنهان و آشکار در حال نابودی است. 
در جنانا یوگا‌  ،یا همان یوگای معرفت، از طریق تمرینات نتی ‌نتی منیت از بین رفته و حذف می‌شود.  نتی نتی یعنی چیزی که نه این است و نه آن‌. پراکریتی (طبیعت) و مایا (وهم و خیال) در حال تغییر است. تطابق با محدودیت منجر به آسیب خواهد شد. یک یوگی پیشرفته در جنانا (دانش شهودی) خود را با آنچه که اتفاق می‌افتد تقسیم نمی‌کند و معتقد است که‌: من نه این تنم و نه این ذهن و نه پرانا و نه هیچ یک از این حس‌ها. "او خویش را با خود اعلای درونی‌اش تطبیق می‌دهد. تمام راه‌های معنوی به این مسیر ختم می‌شوند که چیزی در درون ماست. در یوگا می‌گوییم: اگر در تمامی کارهای‌مان این را به‌خاطر داشته باشیم در این‌صورت است که ایگو یا نفس مغرور، ما را به نابودی نمی‌برد زیرا که دیگر در قید و بند منیت‌ها نیستیم،. اما تا زمان رسیدن به چنین مرحله‌ای، ایگو همچون فولادی است که انسان را از آتمن (روح فردی) جدا می‌کند. همین‌که خود را شناختیم این فولاد در درون‌مان شروع به آب‌شدن می‌کند. تمثیل کلاسیک میان سگ و سنگ چنین می‌گوید که‌: مردی بعد از غروب کامل آفتاب برای ملاقات پادشاه به قصر آمد و وقتی نزدیک دروازه‌های قصر رسید دید دو سگ بزرگ آن‌جا نگهبانی می‌دهند و از آنجا محافظت می‌کنند. از آنجایی‌که کس دیگری را آن اطراف ندید و حسابی هم ترسیده بود تصمیم گرفت زیر درختی در همان نزدیکی‌ها بخوابد. صبح روز بعد وقتی بیدار شد دید آن سگ‌ها همان‌طور در همان موقعیت مثل شب قبل آنجا ایستاده و درحال نگهبانی از قصر هستند. از خود پرسید: چرا سگ‌ها از دیشب تا حالا از جای‌شان تکان نخورده و حرکتی نکرده‌اند؟ به طرف دروازه رفت و با دقت به سگ‌ها نگاه کرد و دید که آن دو سگ چیزی جز دو مجسمه‌ی سنگی نیستند. معنی فلسفی این داستان چنین است:‌ وقتی سگی را می‌بینید دیگر سنگی نمی‌بینید و وقتی سنگی می‌بینید دیگر سگی در آنجا نمی‌بینید. این توضیحی از مایا یا آویدیا است. زندگی هم‌ همین‌گونه است. گاهی ذهن ما به چیزی می‌چسبد که اصلاً واقعی نیست‌. به سنگ نمی‌اندیشیم بلکه به آن سگ غیر‌واقعی می‌اندیشیم. گویا چشم‌مان را پر از شن و ماسه می‌کنیم. چنین وهم و مایایی در قالب‌های مختلفی نمودار شده و حتی ممکن است به معلمین و رهجویان یوگا هم آسیب برساند. بنابراین باید هر لحظه از وهم و  پندار غلط دوری کنیم و به همین دلیل است که گفته می‌شود سادانا یا همان تمرینات معنوی مهم‌ترین چیز در زندگی هستندمی‌باشند و تنها با مدیتیشن دائمی قادر به رمز‌گشایی از توهمات غلط درون‌مان شده و قادر به استفاده‌ی آن در زندگی روزمره هستیم. اگر می‌خواهیم خود را بشناسیم و به رهایی برسیم راه رسیدن به همه‌ی این‌ها ایگو ساتویک است. تمایل در جهت ‌رسیدن به مقام و موقعیت بالاتر، قدرت و به‌دست‌آوردن چیز خاص همه از نشانه‌های ایگو راجاسیک هستند. اگر راحت طلب‌، تنبل و بی‌دقت هستیم و قادر به تغییر عقایدمان نیستیم و نمی‌خواهیم با دیگران درباره‌ی مسئله‌ای صحبت و بحث داشته باشیم صاحبِ تاماسیک ایگویی هستیم. تلاش در جهت ساتویک ایگو تلاش به سمت تغییر است و برای چنین تغییری باید اول از همه خودمان تصمیم بگیریم. همان‌طور که فردی الکلی تا زمانی‌که تصمیم به قطع  نوشیدن الکل نگیرد نکند قادر به ترک آن نیست، تمرین ذهنی هم دقیقاً همین‌طور است باید اول تصمیم بگیرید بعد شروع به کار کنید‌.؛ اگر از خود‌پرستی و تکبر و خواسته‌های مادی خسته شده باشید می‌توانید بگویید: بس است دیگر، می‌خواهم همه چیز را تغییر دهم. در مرحله‌ی بعدی سعی کنید تا مانع از تأثیر تاماسیک ایگو، با القای این‌که شما قادر به انجام‌دادن این کار نیستید، شوید. آستین‌ها را بالا بزنید و شروع به کار کنید. در ضمن از ورود افکاری چون: حالا من بهترینم،، به ذهن خویش جلوگیری کنید و خود را با دیگران مقایسه نکنید. هیچ‌وقت یک قدیس خبر از قدیس بودنش ندارد چون هرگز خود را با دیگران مقایسه نمی‌کند. همگی افراد پاک‌نهاد را دوست داریم و به همین دلیل است که همیشه بچه‌ها مورد علاقه‌ی بزرگ‌ترها هستند، خوب سؤال اینجاست وقتی ایگوی بچه‌ها هم شروع به تغییر کرد پس اوضاع چطور می‌شود؟ وقتی کودکان منیت و ایگویی ندارند دوست‌داشتنی و ساده‌اند و شما می‌توانید به هر شکلی که دوست‌شان دارید هدایت و تربیت‌شان کنید. یوگی‌هایی که فرزندان کم سن و سالی دارند اغلب فکر می‌کنند که فرزندشان یوگی موفقی خواهد شد. این بچه‌ها با حالتی زیبا و خاضعانه در وضعیت ‌مدیتیشن نشسته و نیایش می‌کنند، در‌واقع تمام کارهای شما را عین شما تقلید می‌کنند، اما وقتی ایگوی این بچه‌ها شروع به فعالیت کرد دیگر مثل قبل نمی‌شوند و به‌جای نیایش و عبادت دنبال کار و بازی خودشان می‌روند. این قانون جهان است و مایا هیچ‌کس را از این قانون مستثنا نکرده است؛ بازی زندگی چنین است. آرام نشسته و تمرکز کنید، عصرها به روزی که پشت سر گذاشته‌اید، بیندیشید و برنامه‌ریزی وضعیت مثبت و درستی برای فردایتان داشته باشید. برنامه‌ریزی کنید، همه‌ی ما مجبور به شرکت در بازی زندگی هستیم. از خدا سپاسگزذاریم که این مراکز توسط اساتید یوگا برقرار شده‌اند و می‌توانیم همدیگر را آموزش داده و حمایت کنیم و برای هم آرزوی موفقیت کنیم.
  *سوامی دورگاناندا، یوگی آچاریا (استاد یوگا) مراکز یوگای شیواناندا ودانتای اروپا است.

2- یوگا و مثبت‌اندیشی 

فاطمه نصیری 
شاید در بین مربیان و کسانی‌که سال‌هاست تمرینات یوگا را انجام می‌دهند افرادی ‌باشند که هنوز نتوانسته‌اند از آرامش وصلح درونی برخوردار باشند، بعضاً شاید در گوشه وکنار با افراد دست‌اندرکار یوگا مواجهه می‌شویم که مطالب ودرس‌هایی که در جلسات وکلاس‌های یوگا به شاگردان  انتقال می‌دهند خود  از آن پیروی نمی‌کنند، به عبارت دیگر این قبیل افراد علی‌رغم گذراندن دوره‌های متعدد آموزشی و بعضاً سابقه آموزش یوگا هنوز موفق نشده‌اند که درس‌ها و پیام‌های زندگی‌ساز یوگا را روی خود پیاده کنند، البته شکی نیست که چنان چه چنین افرادی این اجازه را به خود بدهند که به‌عنوان مربی و کسی که هدایت گروهی را به عهده می‌گیرد بر مسند والای معلمی تکیه زند دیر یا زود نه تنها تعلیم گیرندگان از قضایا با خبر شده ‌و از او دوری می‌جویند بلکه زمینه‌ی تبلیغ منفی برای او به وجود می‌آید که و مسلما بتدریج شاگردان کلاس چنین معلمی کم وکم‌تر می‌شود. حال چنان‌چه معلمی وجود دارد که نتوانسته ارتباط موثری با شاگردان برقرار کند بایستی کماکان به تمرینات یوگای 8 مرحله‌ای از جمله مدیتیشن، آساناها، یاما و نیاما در خلوت خود ادامه دهد و دقیقا پیام‌های یوگا را به کار بندد تا به تدریج ذهن او آرام گرفته زمینه برای انتقال یافته‌ها به دیگران فراهم آید. البته اگر به غیر از تمرینات ذکر شده در بالا تکنیک‌های ذیل را هم انجام دهد مسلما بصورت جهشی راه طولانی را در مدت کوتاه طی کرده به اهداف والای انسانی نایل می‌آید.
مثبت‌اندیشی
شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید‌. آیا هیچ وقت به موضوع فکر کرده‌اید که اراده‌ی شما تولید‌کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره؟ افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کنید، هرگز اجازه ندهید فرد یا موضوعی افکار شما را دست‌خوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. علم یوگا اعتقاد دارد به جای تصاویر درهم و منفی‌، تصاویر زیبا از ذهن‌تان بسازید آن‌گاه خواهید دید ذهن شما چه پیش‌گوی قابلی است.
آینده را تصاویر ذهنی انسان می‌سازد 
وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در‌واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟ آیا می‌دانید این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ فکر شما امواجی تولید می‌کند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما می‌شود و او با شما تماس می‌گیرد. تجربیات مدیتیشن می‌تواند این حس را در فرد تقویت کند که آینده‌نگر باشد در مورد آینده نیز همین قانون صدق می‌کند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر می‌گیرید و به ‌آن فکر‌ می‌کنید امکان وقوع آن‌را به طور چشم‌گیری قطعی می‌کنید.
تصاویر ذهنی شما به سوی شما باز می‌گردند
زندگی مانند آینه‌ای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس می‌کند. افراد مثبت، مهربان‌، شاد و با گذشت‌، دنیا را مانند خودشان شاد ودلنشین می‌بینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینه‌جو تصاویر سخت و تاریکی در‌ آن خواهند دید. 
همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید 
امیدور باشید (امید، همان ایمان است) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن است و ناامیدی بدترین جنبه آن است‌. هنگامی‌که از رویدادی ناامید می‌شوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند می‌بندید، در‌حالی‌که وقتی به آینده امیدوارید ودعا می‌کنید‌، رحمت خداوند را به سوی خود می‌کشید.
اگر می‌خواهید در این آینه‌ی کروی، آنچه به سوی‌تان می‌آید زیبا وشادی‌بخش باشد‌، همان‌طور بیندیشید، اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بد‌بختی و‌ اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترین‌ها را داشته باشید و ذهن خود را مملوء از تصاویر و اتفاقات زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد. 
ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است 
و امید جاده‌ای است روشن که به مقصد نهایی منتهی می‌شود.
درباره‌ی آینده صحبت کنید، در استفاده از کلمات، آن‌هایی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالب‌های فکری نادرست. کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن‌گفتن از قدرت نفوذ کلام خود نهایت بهره را ببرید‌. با کلمات امیدوار‌کننده، در خور شور و‌ شوق ایجاد کنید‌. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کرده‌اید که معروف به منفی‌بافی هستند؟ آیا هرگز دقت کرده‌اید‌ که همین افراد تا چه میزان ( نسبت به دیگران)  بیشتر دچار بد‌شانسی و بد‌بیاری می‌شوند؟ فکر می‌کنید علت چیست‌؟ مسلماً علت این امر، منفی‌بافی خود آنهاست‌. در‌گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتید می‌گفتند: نفوس بد یا نفوس خوب بزنید‌. این اصطلاح نیز دقیقاً به همین اصل باز می‌گرددکه شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را به میل خودتان تغییر دهید.           

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :