0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره 9-خرداد و تیر 1383

دوماهنامه شماره 9-خرداد و تیر 1383

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

3

گفتگو: ب.ک. اس آینگار

8

یوگا علم زندگی

12

مطالعه تطبیقی توانش های فلسفی، علمی و بالینی یوگا

17

تمرین آهیمسا و رسیدن به آرامش

20

انسان پیکری

23

همه ذات یک پیکریم

26

تنفس کامل چیست؟

30

سلامت بصری برای معرفت

34

تمرین مراقبه

40

کوآنتوم و آگاهی

42

انجام حرکات یوگا در حین رانندگی

46

یوگا، چاکراها و پرسنل نظامی

48

یوگا در زندان

50

اعتیاد برخورد یک سیستم

55

معرفی سایت

56

نقش یوگا در آموزش و پرورش

58

معرفی برخی از سبک­های یوگا

60

اخبار

62

معرفی کتاب

 

1- گفتگو با ب.ک. اس. اینگار
معروف ترین استاد یوگای معاصر جهان
و این بار به دیدار مردی می‌رویم که از شهرت جهانی برخوردار است.
تقریباً تمامی کسانی که در راه یوگا و عرفان قدم برمی‌دارند با نام او، حرکات او و سبک منحصر به فرد او آشنا هستند. او اصلاً اهل هند است ولی سال‌هاست که آوازه‌اش تا دورترین نقاط عالم به گوش جهانیان رسیده است و میلیون‌ها نفر برای رسیدن به سلامت تن و روان از روش‌هایی استفاده می‌کنند که او ابداع کرده است.
شاید به جرأت می‌توان اذعان داشت که او جزو معدود افرادی است که توانسته است به عرفان پنج هزارساله‌ای که از نیاکان خود به ارث برده است هنر را هم اضافه کند و بدین ترتیب از عرفان کهن، هنر و حرکت پدیده‌ای را به وجود آورده که مشتاقان راه کمال بتوانند از آن استفاده کرده به خویشتن خویش بازگردند.
او آن‌قدر به این راه‌کار خود اعتقاد دارد که با پشتکار وصف ناشندنیش نه تنها میلیون‌ها نفر را مجذوب این عمل خود کرده، بلکه سعی فراوانی کرده است تا عرفان هند را از دید دیگری به جهانیان بشناساند. نام او آینگار است. ب. ک. اس آینگار، 86 سال سن دارد، قدی متوسط، صورتی استخوانی با موهای سپید و بلند که تا نزدیک شانه‌اش امتداد پیدا کرده است. ابروان سپیدش پرپشت و قطور است، چشمانش نافذ و پر قدرت و اندام‌های بدنش راست قامت و ورزیده و... از همه مهم‌تردر سن 86 سالگی کاملاً پر انرژی است و پر تحرک و بازهم از این شگفت‌انگیزتر و شنیدنی‌تر این‌که با 86 سال سن حرکات پیچیده و پیشرفته یوگا را آن‌چنان با مهارت انجام می‌دهد به طوری‌که هر کسی که با یوگا آشنا هست با دیدن آن چشمانش از تعجب باز می‌ماند...
شاید باز هم به جرأت می‌توان گفت که او تنها یوگی در جهان است که در سن 86 سالگی آساناهای پیشرفته و فوق‌العاده سخت یوگا را به صورتی وصف ناشدنی و بسیار زیبا انجام می‌دهد. به هر حال این بار قصد دیدار با او را داریم تا با گفتگویی رو در رو خوانندگان محترم نشریه دانش یوگا با این شخصیت و معلم بزرگ یوگا آشنا کرده و از نقطه نظرات، تجارب و پیام‌های او در رابطه با علم یوگا بیشتر مطلع گردیم.
در واپسین روزهای سال گذشته هنگامی که باتفاق جمعی از مربیان یوگا از مرکز بین‌المللی یوگای شیواناندا واقع در استان کرلا هندوستان عازم بازگشت به ایران بودیم، با برنامه‌ریزی قبلی تصمیم گرفتیم در سر راهمان به شهر بمبئی، سری هم به شهر «پونا»poona بزنیم و ضمن بازدید از این شهر به دیدار بزرگ مرد یوگای جهان یعنی آینگار برویم، برنامه سفر مهیا می‌شود و پس از ترک کرلا عزیمت به پونا و استقرار در هتل با چند مکالمه تلفنی برنامه دیدار رابرای روز بعد تدارک می‌ببینیم. 
ساعت 8 صبح روز سه‌شنبه 26 اسفندماه سال 1382 از هتل محل اقامت واقع در منطقۀ «کارگااون‌پارک»Karegaonpark با «ریکشا» Riksha (تاکسی‌های کوچک هندی) به مدرسه یوگای آینگار واقع در منطقه شیواجی پارک shivajipark  شهر پونا رهسپار می‌شویم.
پس از حدود 20 دقیقه حرکت با ریکشا مقابل حیاط بزرگی در منطقه شیواجی پارک پیاده می‌شویم. حیاطی وسیع، باغچه نسبتاً بزرگ و زیبای مملو از گل‌های رنگارنگ که چشم هر تازه واردی را به خود خیره می‌سازد توجه ما را به خود جلب می‌کند این حیاط دارای در بزرگ اتومبیل‌رو بوده و در دو قسمت آن دو ساختمان کاملاً مجزا از یکدیگر وجود دارد، ساختمانی که که روبروی درب بزرگ قرار دارد از دو طبقه تشکیل شده است و محل اقامت آینگار و خانواده‌اش می‌باشد و ساختمان دیگری که در سمت راست حیاط واقع شده و انتهای بالایی آن شبیه به هرم است مؤسسه و محل تشکیل کلاس‌های آینگار است. در دیواره پایینی این مرکز که در حال انجام حرکاتی چون«ناتاراج» Nataraj، «تری انگل»Triangle ، «تاداسان» Tadasana و... می‌باشد نظر هر بیننده‌ای را به هنگام ورود به حیاط به خود جلب می‌سازد.
در کنار درب ورودی مؤسسه، جاکفشی مستطیل شکل و بزرگی قرار دارد که ساعت 9 صبح مملو از کفش‌های شرکت‌کنندگان در کلاس‌های یوگاست. جلو درب مؤسسه پرتحرک و پر جنب و جوش است و تازه واردین به مؤسسه ابتدا کفش‌های خود را درآورده و سپس وارد آن می‌شوند.
نگهبان جوان خنده‌رویی هم در داخل حیاط مشغول راهنمایی افراد تازه وارد به محل مؤسسه است. پس از ورود به حیاط، دیدن زیبایی‌ها و لذت بردن از طبیعت داخل محوطه به سمت درب ورودی مؤسسه پیش می‌رویم. در ورودی ساختمان یوگای آینگار به راهرو تقریباً باریکی منتهی می‌شود که در سمت راست آن چند قاب عکس وجود دارد، تصاویر درون آن‌ها فوق‌العاده زیبا و دیدنی است، عکس‌ها، کلاس‌های آموزش یوگای آینگار را در سالن‌های بزرگ نشان می‌دهد، نحوه آموزش همراه با عکس‌های هنری که از کلاس‌های یوگای وی گرفته شده واقعاً در نوع خود کم‌نظیر است، در یکی از این عکس‌ها آینگار مشغول آموزش دادن حرکت مثلث به صدها نفری است که در سالن بزرگ درکالیفرنیای آمریکا جمع شده‌اند و او با اقتدار در حال آموزش دادن یوگا به آنان است. کمی جلوتر می‌رویم هال نسبتاً بزرگی در مقابل قرار گرفته است که در سمت راست آن سه اتاق وجود دارد. این اتاق‌ها دفتر کار یا به عبارتی قسمت اداری مؤسسه آموزش یوگای آینگار است که به صورت خیلی ساده تزئین شده است. در حد فاصل این سه اتاق ویترین‌های بزرگ شیشه‌ای به صورت قدی وجود دارد که درون آن‌ها فوق‌العاده تماشایی است. 
از پشت شیشه ویترین یادگارها و آثاری به یادماندنی مرتبط با یوگا که حاصل  چند دهه فعالیت آموزشی، پژوهشی، علمی و تجربی آینگار است را می‌توان تماشا کرد. عکس‌های زیبا و منحصر به فرد، لوح‌های یادبود اهدایی به وی، پلاک‌های برنجی که بر روی تعدای از آنان تصاویر صورت و در برخی دیگر آساناهایی که توسط آینگار به هنگام مسافرت به نقاط مختلف جهان انجام پذیرفته است دیده می‌شود.
برخی از عکس‌های انجام حرکات یوگای او آن‌چنان آمیخته با هنر تهیه شده است که توجه هر کسی که با یوگا هیچ آشنایی هم ندارد را به خود جلب می‌کند، از جمله آن‌ها عکسی است که آینگار را در حین اجرای حرکت مایوراسان(طاووس) در بنای تاریخی تاج محل در هندوستان نشان می‌دهد. تصویری دیگر آینگار را در حال انجام حرکت ناتاراج در کنار یکی از قصرهای قدیمی پاریس نشان می‌دهد. با دیدن این تصویر در نگاه اول به نظر می‌رسد که برای زیبایی هر چه بیشتر نمای خارجی این قصر مجسمه‌ای را در جلو این کاخ قدیمی بر روی سکویی نصب کرده‌اند، ولی با کمی دقت می‌توان تشخیص داد که این مجسمه نیست بلکه آینگار است که با انجام یک آسانا بر روی سکویی در جلو یک قصر قدیمی در پاریس عظمتی باور نکردنی به این قصر داده است، در اینجاست که می‌توان به هنر آینگار و هنر یوگا پی برد. عکس دیگری که در ویترین مؤسسه آینگار خودنمایی می‌کند انجام حرکت شیرساناsirshasana یا ایستادن روی سر است که بر روی زمین سنگفرش مقابل برج ایفل در پاریس انجام داده است. نظاره کردن به آن تصویر، ایستادگی و پایداری اجرای حرکت سیرشاسانا اینگار در برابر این برج عظیم را به خوبی نشان می‌دهد که با خیره سدن به آن نشاط خاصی را در بیننده عکس به وجود می‌آورد. در گوشه دیگر ویترین شیشه‌ای با تمامی کتاب‌هایی که آینگار تاکنون مبادرت به چاپ آن‌ها کرده است به همراه ترجمه آن‌ها به زبان‌های مختلف به چشم می‌خورد، از لابلای آن‌ها می‌توان سه کتاب نوشته شده توسط آینگار که به فارسی ترجمه شده است را تماشا کرد، درخت یوگا، دانش یوگا و هنر یوگا.
در حالی که همچنان محو تماشای دیدنی‌های داخل کریدور مؤسسه آینگار هستیم رفت و آمد عده زیادی زن و مرد که غالباً ساکی در دست دارند و به نظر می‌رسد از شاگردان یوگای مؤسسه آینگار هستند و برای شرکت در کلاس‌های یوگا به این مکان تردد می‌کنند را می‌بینیم. توجهم را به چند پله در داخل هال مؤسسه معطوف می‌دارم، پلکانی که کلاس‌های یوگا را به طبقه بالا و به طبقه زیرین متصل می‌کند.
کلاس‌های یوگا در بالا و پایین این کریدور که در واقع در مرکزیت و محل اصلی مؤسسه است قرار دارند و معمولاً مملو از علاقمندانی است که برای یادگیری یوگا به این مکان آمدوشد می‌کنند. به هر حال دقایقی از آمدنمان می‌گذرد و طبق قرار قبلی منتظر ورود آینگار می‌مانیم.
طبق قرار تلفنی که در روز گذشته با دفتر او داشتیم ساعت 30/9 دقیقه برای ملاقات و مصاحبه با او تعیین گردید و قرار شد در این مکان با هم ملاقات کنیم و به اصطلاح گپی دوستانه داشته باشیم. اعضای تیم ایرانی رهسپار شده به هند یعنی مربیان یوگایی که از استان کرلا به پونا آمده تا از این مرکز دیدار داشته باشند هم‌اکنون در این مکان یعنی در محل مؤسسه آینگار حضور دارند. آنان پس از دیدار از مؤسسه و ملاقات با اعضاء کادر اجرایی جهت انجام کارهای خود، مکان مؤسسه را ترک می‌کنند، من و همسرم آماده هستیم تا لحظاتی دیگر با یکی از بزرگترین اساتید یوگای جهان دیدار کنیم. 
مسئولیت عکاسی و تهیه عکس‌های مصاحبه را همسرم به عهده می‌گیرد، حالا همه چیز آماده است، من و همسرم درمقابل در ورودی مؤسسه ایستاده‌ایم و منتظر حضور آینگار هستیم در این اثنا یکی از کلاس‌های یوگا به اتمام می‌رسد و انبوه شاگردان در حال خروج از مؤسسه هستند، در چهره هر یک از آنان وجد و سرور به چشم می‌خورد، این دومین بار است که برای دیدار آینگار به این مکان آمده‌ام، اولین بار که برای دیدار آینگار به این مکان آمدم‌، سال 1377 بود، در آن موقع باز هم سر راهم از استان کرلای هند به شهر بمبئی، چند روزی را در پونا توقف کردم تا از نزدیک با این استاد فرزانه ملاقات کنم اما استاد در آن زمان به واسطه عمل آب مروارید چشم، دوران نقاهت را سپری می‌کرد و نهایتاً امکان حضور در محضر وی میسر نگردید، ولی امروز این موقعیت دست داده است و قرار است ضمن ملاقات با او خوانندگان محترم مجله دانش یوگا هم از نقطه نظراتش مطلع گردند.
زمان در حال گذر است عقربه ساعت 30/9 را نشان می‌دهد و در اینجاست که لحظه موعود فرا می‌رسد و آینگار از در راهرو مؤسسه وارد می‌شود. همان‌طوری که قبلاً گفته شد فاصله محل اقامت تا محل مؤسسه‌اش چند قدمی بیشتر نیست و او این مسیر را ظرف چند ثانیه طی کرده است.
در حالی که تعدادی دفتر و کتاب زیر بغل دارد به سمت ما می‌آید، کارکنان مؤسسه به احترامش از جای خود بلند می‌شوند و شاگردان حاضر در مؤسسه به او ادای احترام می‌کنند، این اولین باری است که او را می‌بینم، بارها و بارها عکس‌ها و تصاویر حرکات بسیار زیبای او را دیده بودم ولی این بار استاد روبرویم قرار دارد، تنها موهای سرش کاملاً سفید و اندازه‌اش بلندتر گشته است، به طوری که تا نزدیک شانه‌هایش امتداد پیدا کرده و صورتش هم استخوانی‌تر شده است.
به محض دیدن برایش مسلم می‌شود که جورنالیست‌های ایرانی که راه دور را طی کرده‌اند تا با او به گفتگو بنشینند هم اکنون روبرویش ایستاده‌اند. در حالی که نزدیک‌تر می‌آید به سمتش قدم برمی‌دارم، پس از نزدیک شدن او را در آغوش می‌گیرم، بعد از تعارفات معمول با دست اشاره به میز کوچک فلزی می‌کند که دوصندلی در دو طرف آن قرار دارد هر دو به سمت میز قدم برمی‌داریم و در دو طرف روی دو صندلی کوچک می‌نشینیم. همینطور که روبرویش نشسته‌ام نگاهم به یقه‌اش می‌افتد که دکمه آن باز است و بخشی از سینه‌اش نمایان...، سه گردنبند بلند دور گردن و روی پوست سینه‌اش خودنمایی می‌کند که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند، زنجیری از طلا، گردنبندی از دانه‌های بلورین کریستال(همان‌گونه که خوانندگان محترم مطلعند، سنگ کریستال برای جذب انرژی‌های کیهانی و انتقال آن به پوست بدن برای داشتن سلامتی پایدار مورد استفاده قرار می‌گیرد) و بالاخره سومین گردنبند او رودراکشاRoudraksha است(گردنبندی درست شده از یک نوع میوه درخت جنگلی هندوستان که خاصیت درمانی دارد.) به هرحال نگاهم را از سینه‌اش برداشته و به چشمانش می‌اندازم. ابتدا خودم را معرفی می‌کنم و می‌گویم: از طرف مجله دانش یوگا که نزدیک دوسال است در ایران منتشر می‌شود به اینجا آمده‌ام تا از نقطه نظرات، تجارب، اندیشه‌ها و پیام‌های شما در ارتباط با یوگا بهره برده به خیل عظیم دوستداران و علاقه‌مندان به یوگا در ایران که مشتاقانه منتظر شنیدن و مطالعه آن هستند انتقال دهم.
او با تکان دادن سرآمادگی خود را اعلام می‌کند و همسرم هم شروع به عکس گرفتن می‌کند؟
موحدی: چند سال است که یوگا می‌کنید؟
آینگار: از سن 16 سالگی یوگا را شروع کردم. حدوداً 70 سال
موحدی: ممکن است بگویید یوگا را زیر نظر چه استاد و یا استادانی فرا گرفته‌اید؟
آینگار: من یوگا را زیر نظر کریشنام آچاریا krishnam Acharia فرا گرفتم و تمامی موفقیت‌هایم را مرهون او هستم.
موحدی: چطور شد به یوگا روی آوردید؟
آینگار: من در دوران کودکی بیمار بودم و رنجور، مشکلات زیادی داشتم، مالاریا، سل و حصبه زندگیم را فلج کرده بود، از طرفی در خانواده ما از یوگا صحبت می‌شد و از عرفان، در دوران کودکی قصه‌هایی از یوگی‌ها و اساتید یوگا شنیده بودم مخصوصاً این که استادم کریشنام آچاریا که شوهر خواهر من‌هم بود خود یک استاد بزرگ یوگا بود که نقش اساسی در گرایش من به یوگا داشت. شاید اگر او نبود من امروز آینگار نبودم.
موحدی: از فلسفه یوگا بگویید، این‌که یوگا را چه کسی به وجود آورد و چکونه شکل گرفت؟
آینگار: در فلسفه یوگا آماده است که شیوا Siva بنیانگذار یوگاست. او برای اولین بار یوگا را به همسرش پارواتی pavati و همینطور ناتاراجا Nataraja که آفریدگار رقص است آموزش داد. بنابراین یوگی‌ها خود را مدیون شیوا می‌دانند چرا که هم او بود که ارتباط انسان‌ با روح مقدس آسمانی را امکان‌پذیر ساخت، گفته می‌شود که برای اولین بار پانانجلی Patanjali معنای درست خیلی از لغات و اصطلاحات را برای ما روشن ساخت و به حرکات یوگا نظم داد.
موحدی: ممکنست یوگا را از دید آینگار تعریف کنید؟
آینگار: یوگا یوگاست، یوگای آینگار و غیر آینگار نداریم.
همانطوری که می‌دانید بدن مرکب جسم و ذهن و روح است و یوگا راهیست برای سالم نگه داشتن این جسم و ذهن و روح، یوگا جسم ما را سالم نگه داشته و ذهن ما را تزکیه کرده ما را به خودشناسی و سپس خداشناسی می‌رساند، یوگا طریقتی است روحانی که به تمامی جنبه‌های حیات از جمله فکر، شعور، روح و جسم می‌پردازد بنابراین برای اینکه این مرکب همیشه در اختیار شما باشد و شما را قادر سازد تا هر چه بهتر از آن استفاده کنید باید به سمت یوگا بروید و بعد از آن است که شما خود را شناخته به معرفت می‌رسید.
موحدی: به نظر شما یوگای آینگار با یوگای کلاسیک چه فرقی دارد؟
آینگار در حالی که چهره‌اش برافروخته می‌شود می‌گوید: سبکی به نام یوگام یوگای آینگار نداریم. یوگا یکی از شش سیستم فلسفی هند است که پاتانجلی Patanjali در اثر معروف و کلاسیک خود به نام یوگاسوترا Yogasutra به آن اشاره کرده است، بر اساس فلسفه ودایی آتمنAtman  یا روح خدایی و جیوا Jiva یا روح فردی که بخشی از آن است در همه چیز جریان دارد و یوگا سیستمی است که ارتباط جیوا با آتمن را به وجود می‌آورد و پس از آن فرد به موکشا Mouksa یا آزادی دست می‌یابد. شما هر نوع یوگایی را که مطالعه می‌کنید عیناً همین را می‌گوید.
موحدی: استاد می‌دانید که در سبک یوگای آینگار و در روش یوگایی که شما آموزش می‌دهید استفاده از ابزار و وسایل جزو لاینفک کلاس‌های آموزشی شماست و می‌دانیم که در یوگای کلاسیک از هیچ وسیله و ابزاری استفاده نمی‌شود، به نظر شما روشی که شما آموزش می‌دهید بر دیگر سبک‌های یوگا ارجعیت دارد؟
آینگار: ببینید من معتقدم که بدن تک تک افراد با یکدیگر فرق دارد همان‌طوری که دو انگشت یا حتی خطوط روی انگشتان یک نفر مثل هم نیست بدن افراد هم کاملاً با یکدیگر  فرق دارد. بعضی، حرکت‌ها را بهتر و برخی نچندان مطلوب انجام می‌دهند.
بدن سالمندان، بیماران و افرادی با بدن‌های خشک با بدن افرادی که کاملاً سالم و پرتحرک هستند تفاوت دارد، بنابراین انعطاف بدنی افراد هم با یکدیگر متفاوت است، من اعتقاد دارم تا زمانی که بدن یک فرد خشک بوده و هنوز به انعطاف نرسیده است بایستی از ابزارهایی هم‌چون- طناب، کمربند، صندلی، آجر چوبی و... استفاده کرد تا انعطاف بدن به حد متعادل برسد، آن وقت است که دیگر نیازی به استفاده از ابزار وجود نخواهد داشت.
موحدی: آیا روش آموزش یوگای شما با یوگای کلاسیک تفاوت‌های دیگری هم دارد؟
آینگار: تفاوت زیادی وجود ندارد ما در هنگام انجام تمرین در حالی که مطمئن هستیم شاگردان احساس خوش آیندی دارند توقف را طولانی می‌کنیم تا شاگردان از اثرات آساناها بهره بیشتری ببرند. البته ما اعتقاد داریم که استفاده صحیح  از تنفس به هنگام انجام هر آسانا موجب می‌شود تا به تدریج شاگرد با تمرینات تنفسی یوگا یا پرانایاما Pranayama آشنا شود، می‌دانید ما به انجام حرکات منظم یا به عبارت دیگر سیکل‌ها Sycles در یوگا توجه خاصی داریم. وقتی حرکات با یک سیکل منظم انجام می‌شود سیر انرژی در بدن متعادل می‌گردد، البته ممکن است یک آسانا در سیکل‌های متفاوت اثرات مختلفی داشته باشد، به عبارت دیگر یک آسانا یا یک تکنیک تنفسی ممکن است در هر سیکل اثرات خاصی بر روی جسم و ذهن داشته باشد که آگاهی از آن امری اجتناب ناپذیر است، به عنوان مثال انجام یک آسانا در یک سیکل ممکن است انرژی را افزایش دهد، در حالی که همین آسانا در سیکل دیگر اثری متعادل کننده دارد.
همچنین به هنگام اجرای حرکات نشسته، ایستاده، خوابیده، معکوس، چرخشی، خمش به جلو یا عقب، قرار گرفتن اعضای بدن در یک خط یا به عبارت دیگر در جایگاه اصلی و طبیعی خود کاملاً حائز اهمیت است. بودن در لحظه، تمرکز روی انجام حرکت و بسط آن در کل ساختار جسم از جمله مواردی است که ما به آن توجه خاصی داریم، چرا که اعتقاد داریم تفکیک جسم و ذهن امکان ناپذیر است. و معلم دائماً در تلاش است تا شاگرد در حین تمرینات، ذهنش کاملاً فعال، آگاه و هوشیار باشد.
در یوگایی که ما انجام می‌دهیم، تلاش، پشتکار و علاقه شرط اولیه است. ما به تعادل و هماهنگی جسم و ذهن اعتقاد داریم، ما عقیده داریم با تمرینات آساناها و پرانایاما و طی کردن 7 مرحله، آشتانگا یوگا حاصل می‌اید. به هنگام انجام حرکات، فرد بایستی از حداکثر توان خود برای انجام آساناها استفاده کرده تا روز بروز پیشرفت را در خود بیند، بنابراین تمرینات روزانه و مستمر در این نوع یوگا جزو لاینفک این سیستم است.
موحدی:از اساناها و پرانایاما گفتید و از یکپارچگی جسم و ذهن و روان، ممکن است بگویید پرانایاما چه تأثیری بر جسم، ذهن و روان دارد؟
آینگار: پرانا به معنی انرژی است و اساس زندگی ما بر اساس پرانا پایه‌گذاری شده است، انرژی فردی، جنسی، هوشی و انرژی کیهانی همه پرانا هستند، پرانا پدیده‌ای جهانی است که ضمن موجود بودن درکالبد افراد در قسمت‌های مختلف کائنات هم رسوخ پیدا می‌کند. و هر موجودی تا زمانی که حیات دارد از پرانا استفاده می‌کند، در گذشته‌های دور یا به عبارتی هزاران سال پیش یوگی‌ها به این راز مهم پی بردند که ارتباط تنگاتنگی بین تنفس و آگاهی وجود دارد. به همین لحاظ پرانایاما مورد استفاده قرار گرفت و امروز، می‌بینیم که تمرینات تنفسی شامل دو بخش است. دم و بازدم وقتی که ما عمل دم را انجام می‌دهیم، عناصر حیاط بخش را از محیط اطراف خویش جذب می‌کنیم و زمانی که بازدم را انجام می‌دهیم سموم موجود در بدن را به شکل گازهای خطرناک از بدن خارج می‌کنیم.
در پرانایاما، به هنگام کشیدن نفس‌های بلند، نوعی انرژی آزاد می‌شود که یوگی‌ها آن را انرژی الهی یا کندالینی‌شاکتی Kundalinishakti می‌نامند. در کتاب هاتا یوگا پرادیپیکا که یکی از مهمترین منابع کهن یوگاست آمده است که:«هر کجا تفکر هست تنفس هست و هر کجا که نفس کشیدن وجود دارد، فکر کردن هست. هر گاه شما بتوانید فکرتان را کنترل کنید می‌توانید نفستان را کنترل کنید و وقتی نفستان را کنترل کردید  می‌توانید فکرتان را کنترل کنید».
بنابراین رابطه تنگاتنگی بین آگاهی و پرانا وجود دارد. مجدداً به هاتا یوگا پرادیپیکا اشاره می‌کنم که در آن آمده است که «موقعی که یوگی در انجام آساناها تغییر پیدا کرد و کالبدش تحت کنترل قرار گرفت باید تحت نظر استادی فرزانه به فراگیری پرانایاما بپردازد».
پاتانجلی هم در یوگای هشت مرحله‌ای به این نکته اشاره کرده است که: «یوگی پس از آن‌که در انجام آساناها تجربه کامل پیدا کرد به داشتن تنفس روی آورد و هنرهای دم و بازدم و نگهداری یا حبس دم را بیاموزد»(یوگاسوترا49 و11)
پرانایاما مرز بین جهان مادی با عوالم روحی است، پرده دیافراگم سطح حایل بین دنیای فیزیولوژیک و جهان روحانی است در هاتایوگاپرادیپیکا گفته می‌شود که: «فرد به صورت آگاهانه و از طریق پرانایاما به حالت وحدت در داخل جسم خود نائل می‌آید و زمانی که شما در کالبد خویش به وحدت برسید گویی در بین مردان عالم به مقام شاهی رسیده‌اید».  همان‌گونه که می‌دانید انسان موجودی است فوق‌العاده پیچیده و این پیچیدگی خیلی از وقت‌ها درون خود ما را ناآرام می‌سازد، اگر به سمت حقیقت گام برداریم، تاریک‌های ذهن کنار می‌رود، به عبارت دیگر یکی از اهداف یوگا آن است که درون انسان را از پیچیدگی‌ها به سادگی‌ها برساند و ذهن را روشن کند و یکی از سریعترین راه‌های رسیدن به این سادگی و روشنایی ذهن پرانایاما است.
بنابراین به کمک پرانایاما می‌توان تاریکی‌ها را کنار زد، به نور، شادابی و طراوت دست یافت و در این شرایط است که ما به حقایق و واقعیت‌های این جهان هستی دسترسی پیدا می‌کنیم.
و دست آخر این‌که با تنفس آرام، فکر ما از پریشانی و نابسامانی راحت شده، ذهن آمادگی بیشتر و بهتری پیدا می‌کند تا مدیتیشن را انجام دهد.
در اینجا استاد نگاه معنی‌داری می‌اندازد و می‌گوید مطلب درباره پرانایاما خیلی زیاد است اگر وقت دارید می‌توانیم برایتان ساعت‌ها در این مورد صحبت کنم. در حالی که از او تشکر می‌کنم از فرصت استفاده می‌کنم تا سؤال بعدی‌ام را مطرح کنم.
موحدی: شما در حرکات یوگا از نوعی هنر استفاده می‌کند. در واقع به هنگام انجام آساناهای یوگا هر بیننده‌ای شاهد اشاعه نوعی هنر در اجرای حرکات شماست، دیدن حرکات یوگا با به کارگیری ظرافت‌های هنری آرامش خاصی را به انسان می‌دهد. در کتاب‌هایتان هم این قضیه به خوبی مشهود است عکس آساناهای شما در کتابهایتان توجه همگان را به خود جلب کرده است، آیا این هنر توأم با حرکت‌های یوگا را برای ارضای خودتان یا در واقع برای آرامش درونتان به کار می‌برید یا فکر می‌کنید اثر قویتری بر روی جسمتان می‌گذارد؟
آینگار: هردو، من از سال‌های جوانی با هنر زندگی کرده‌ام هنر یک تسکین دهنده روح است و من فکر می‌کنم اگر حرکت‌های یوگا را خیلی ظریف و دقیق انجام دهید به نوعی هنر دست می‌یابید. این هنر می‌تواند آرامش درونی شما را دو چندان کند، هنر واقعی، انسان را به تعالی می‌رساند، یوگا هم همینطور حالا اگر هر دو را با هم درآمیزیم اثر آن دو چندان می‌شود...        
                                                                                    ادامه دارد... در مجله شماره 11

 

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :