0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره 5-خرداد وتیر 1382

دوماهنامه شماره 5-خرداد وتیر 1382

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

یوگا و همه زندگی

6

آموزش های گیتا درباره کارما یوگا

10

کیوالیا اوپانیشاد

14

حضور ذهن

17

تاریخچه ی مختصر ذن

20

نکاتی چند راجع به سماع

22

مفهوم قربانی از نظر اسطوره های ودایی

24

مراتب آگاهی در اندیشه گرجیف

27

سخنی با آینده

31

مهمترین نکته یی که در زندگی یاد گرفته اید چیست؟

32

شعر

34

آشنایی با سبک های یوگا: سبک آینگار

39

گرایشات معنوی ایرانیان در عصر حاضر

42

آشنایی با بزرگان: شری اروبیندو و مادر

44

غلبه بر پیری با آساناهای یوگا: حرکت ایستادن روی سر

48

اصول ریکی

50

اخبار یوگا

51

بازگشت به سادگی و قدردانی ازطبیعت: زردآلو

54

آشپزی

55

معرفی سایت: راما کریشنا

56

واژه نامه یوگا

57

معرفی کتاب

 


مراتب اگاهی در اندیشه ی گرجیف


ج.ا.گرجیف (1872 تا1949 میلادی) بنیانگذار جنبشی است که تعالیم آن مبتنی بر روشنگری از طریق مراقبه وگسترش خود آگاهی است.
گرجیف سطوح آگاهی قابل دسترس برای زمان بیداری در این حالت به کارهای روزمره می پردازد. گرجیف این حالت را خوب بیداری نامید.خود آگاهی یعنی زمانی که انسان واقعا بیدار می شود و حقیقت خودش را می بیند.
اگاهی عینی یعنی زمانی که انسان تحقیقت ورای زندگی را می بیند.
انسان خود آگاهی را به ندرت و فقط برای لحظاتی تجربه می کند. آگاهی عینی نیز فقط در نتیجه کارمدام و طولانی مدت در زمینه خود شناسی حاصل می شود. کارگروهی افراد در کنار هم خود شناسی را امکان پذیرتر می کند زیرا انسان ها در ارتباط با یکدیگر مطالب بیشتری در مورد خود شناسی می آموزند. انسان همیشه حقایق تلخ وجودی اش را در دیگران ساده تر مشاهده می کند به همین دلیل خود آگاهی و رسیدن به سطوح بیداری در یک گروه اسان تر است.

حس آگاهی بیدار شده:
برای درک تفاوت بین حالات مختلف آگاهی ابتدا به بررسی حالت خواب می پردازیم. می دانیم خواب کاملا ذهنی است و انسان ندر خواب در رویاهای خود غوطه ور است. اینکه انسان رویاهعای خودرا به یاد بیاورد یا نه اهمیت زیادی ندارد. حتی اگر پدیده هایی واقعی مانند اصوات گرما سرما و غیره هنگام خواب در محیط اطراف او در جریان باشند صرفا تصاویری غیر عینی درذهن او به وجود خواهند آورد. هنگامی که انسان از خواب بیدار می شود ابتدا به اطراف خود نگاه می کند و بدین ترتیب وارد حالتی کاملا متفاوت و جدید از آگاهی می شود. او در این حالت جدید می تواند حرکت کند با دیگران گفتگو کند محاسبات ریاضی انجلام دهد و در هنگام مواجهه با خطر از خود دفاع کند. این دلایل نشان می دهند که او نسبت به حالت خواب در وضعیت بهتری قرار گرفته است. اما اگر نگاهی عمیق تر به دنیای درونی افکار وانگیزه های محرک اعمالف او بیاندازیم خواهیم دید که شرایط او تقریبا مشابه او یا به عبارتی حتی و خیم تر زمانی است که در حالت خواب قرار داشته است زیرا او هنگام خواب کاملا منفعل و تاثیر پذیر است اما در بیداری بازتاب اعمالش بر او واطرافیانش تاثیرمی گذارد. گذارد.
آدمی کمتر نظاره گر اعمال خویش است زیرا بیشتر فعالیت های او به جای اعمال هدفمند واکنش هایی مکانیکی هستند پس می توان نتیجه گرفت که او یک ماشین است انسان تحت تاثیر محیط پیرامونش نسبت به تمامی افکار و هیجانات واکنش هایی نشان می دهد و مانند عروسک خیمه شب بازی همه چیز فقط برای او اتفاق می افتد. او حتی قادر به متوقف و متمرکز کردن افکارش نیست و توانایی تنظیم و مهارت تخیلات هیجانات و احساسات خود را ندارد اودر دنیای ذهنی عاشق است عاشق نیست دوست دارد دوست ندارد می خواهد زندگی کند چیزهایی که او فکر می کند دوست دارد یا ندارد و چیزهایی که فکر می کند یا نمی خواهد این چنین هستند.
انسان ها ماشین های محرک پاسخ صرف نیستند. انها ماشین هایی هستند که می توانند بفهمند ماشین هستنمد و بادرک این مسئله می توانند از حالت ماشین واکنشی خارج شوند. او دنیای واقعی را نمی بیند زیرا دنیای واقعی توسط دیوار ضخیمی از تخیلات غیر قابل کنترل از دید او مخفی مانده است. انسان در خواب است و دلیل این امر را فقط باید در محیط پیرامون او جستجو کرد.
به عنوان مثال مفهوم واژه جنگ چیست؟ جنگ یعنی نابود شدن گروهی انسان خفته به دست گروهی انسان خفته دیگر و این امر بر این واقعیت دلالت می کند که این انسان ها در خواب هستند به طر قطع اگر آنها بیدار بودند مرتکب جنین اعمالی نمی شوند. همه اتفاقات به دلیل قرار گرفتن در حالت خواب برای انسان پیش می آیند. بنابراین هر دو حالت خواب برای انسان پیش می آیند. بنابراین هر دو حالت آگاهی در زمان خواب و بیداری (مصنوعی) یه یک اندازه غیر عینی و ذهنی هستند. اگر انسان به یاد آوردن را آغاز کند و نظاره گر اعمال خود باشد واقعا بیدار خواهد شد و پس از آن معنی جدیدی از زندگی را درک خواهد کرد و مسلما زندگی انسان ها ی خفته را بهتر خواهد دید. مطمئنا جنگ ها و کشتارها به پایان خواهند رسید اما به شرط که انسان ها از خواب بیدار شوند. هر چند بیدار شدن از خواب کاری کوچک به نظر می آید اما در واقع از مشکل ترین کارهاست.

چگونه ازاین خواب رهایی یابیم؟
این پرسش از مهم ترین و بنیادی ترین پرسش هایی است که انسان در دوران زندگی خود با آن روبرو می شود. اما پیش از آن باید به حقیقت خواب بودن خود آکاه شده باشد. حرکت به سوی بیداری زمانی آغاز می شود که انسان به خواب بودن خود پی برده باشد. هنگامی که انسان بفهمد خود را به یاد ندارد یعنی به محرک های بیرونی واکنش های مکانیکی نشان بدهد می تواند با نظاره کردن و به یاد آوردن خویش اقدام به انتخاب کرده و عادت هایی را که در طول زمان در خود پرورانده است کنار بگذارد. به عنوان مثال در مقابل اتفاقی که همیشه او را عصبانی می کرده دیگر عصبانی نمی شود و به طور خودکار واکنش نشان نمی دهد. این نوع نظاره کردن یک فلسه نیست بلکه نوعی درک عملی است که از ریشه و اساس نگرش و درک ما را نسبت به خود و دنیای اطراف اصلاح می کند. انسان به تجربه می داند که به یاد آوردن و نظاره کردن خود کار دشواری است و تنهامیل به بیداری انسان را بیدار نخواهد کرد. به بیان دقیق تر به غیر از برخی موارد استثنایی یک فرد به تنهایی نمی تواند به بیداری نایل شود اما اگر عده ای با یکدیگر قرار بگذارند تا هر کدام که زودتر بیدار شود دیگری را بیدار کند شاید شانسی برای بیدار شدن داشته بشند. البته طرفی مکن است این کار هم بی ارزش باشد زیرا ممکن است همه این افراد به طور همزمان در خواب باشند و در رویای خود ببینند که قرار است بیدار شوند. پس تشکیل یک گروه به تنهایی کافی نیست. یک انسان بیدار باید مراقب این گروه باشد انسانی که به راحتی و مانند اعضاء گروه به خواب نمی رود. گروه باید فردی را بیابد تا آنها را از خواب بیدار کند واجازه ندهد دوباره به خواب روند. بدون وجود یک مراقبت رسیدن به بیداری میسر نمی شود. حاصل کار میلیون ها نفر نظریه پرداز و متفکر در طول هزاران سال وهمپچنین نگارش میلیون ها جلد کتاب در خواب انجام شدهاند نیز صرفا مردم رادر خواب نگه خواهند داشت. نظریه شخواب حرف جدیدی نیست و همواره به انسان گفته شده است که در خواب به سر می برد و باید بیدار شود اما ایا انسان این موضوع را درک می کند؟ بشر به سادگی این مسئله را به صورت استعاره یی در قالب کلمات می پندارد و برای درک این موضوع حداقل باید سعی در بیدار شدن داشته باشیم. گاهی اوقات سوال می شود چرا ایده خواب بودن بشر را در کتب مقدس نمی یابیم. این سوال نشان می دهد مردم کتب مقدس را هم در خواب می خوانند زیرا تقریبا در تمام صفحات کتب مقدس از این نوع خواب صحبت شده است. انسان برای بیدار شدن چه کارهایی را باید انجام دهد یک شوک نیز کار ساز نیست بلکه نیاز به یک سری شوک های مستمر در زمان طولانی داریم. پس نیاز به شخصی داریم که این شوک ها را به ما وارد کند. قبلا هم گفته شد که برای بیدار شدن وجود یک مراقبت ضروری است. اما چه کسی می تواند هنگامی که همه خواب هستند مراقب آنها باشد؟ فایده حضور چنین انسانی چیست؟ ایا یک انسان بیدار حاضر می شود وقت خود را صرف بیدار کردن دیگران کند؟ آیا او کارهای مهم تری برای انجام دادن ندارد.
بیدارشدن به کمک وسایل مکانیکی هم میسر است. انسان می تواند به کمک یک ساعت شماطه دار بیدار شود اما مشکل این است که او به سرعت به این ساعت خو گرفته و دیگر صدای زنگ آن را نخواهد شنید. بنابراین او به ساعت های شماطه دار جدید تر و بیشتری نیاز خواهد داشت. در غیر این صورت مجبور خواهد داشت. در غیر این صورت مجبور خواهد شد خود را باانواع و اقسام ساعت ها احاطه کند تا مانع از خوابیدنش شوند. اماباز هم مشکلات دیگری ظهور خواهندکرد. او باید ساعت های شماطه دار را کنار بگذارد و برای این کار باید آنها را به یاد داشته باشد. برای به یاد داشتن ساعت ها مجبور خواهد بود بارها بیدار شود. اما بدتر از همه این که او بعد از مدتی به تمام ساعت های زنگ دار عادت می کند و شاید حتی بهتر هم به خواب برود.اب برود.
بنابراین ساعت ها دائما تغییر می کنند و ساعت های جدیدتری اختراع می شوند واین کار ممکن است در ظرف زمان انسان را بیدار کند اما شانس کمی برای این که بتواند به تنهایی کنار بگذارد اختراع کند و تغییر دهد برایش باقی خواهد ماند. ممکن است در شروع کار بدون آگاهی به خواب رود و در خواب رویا ببیند که در حال اختراع ساعت های جدید و کنار گذاشتن و تغییر دادن ساعت های قدیمی است. او به سادگی با این رویا به خواب عمیق تری فرو می رود. بنابراین برای بیدار شدن به مجموعه ای از تلاش ها وکارهای مختلف نیاز داریم. باید کسی مراقب انسان باشد واو را بیدار کن باید ساعت های شماطه دارداشته باشد و باید به طور مستمر ساعت های جدیدی اختراع شوند. اما برای رسیدن به نتیجه باید گروهی از انسان ها باهم همکاری کنند. یک انسان به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد. قبل از هر چیز او به کمک نیاز دارد اما کمک تنها برای یک نفر نمی آید. افرادی که توانایی کمک کردن را دارند ارزش زیادی برای وقت شان قائل هستند و ترجیح می دهند به جای یک نفر به گروهی از انسانی به راحتی می تواند خودش رادرمورد بیداری هستند و سپس با یکدیگر به سوی این هدف حرکت کنند به هر حال آغاز و انجام چنین کاری و همچنین سازمان دهی آن نیاز به دانشی دارد که در اختیار یک نفر نیست. این کار باید سازمان یافته وبا همراهی یک استاد بیدار انجام شود. فقط در این صورت نتایج مورد انتظار به دست خواهند آمد.
بدون فراهم شدن این شرایط هیچ تلاشی به نتیجه نخواهد رسید. انسان ها می توانند ریاضت بکشند و خود را عذاب ها و ریاضت ها آنها را بیدار نخواهد کرد. البته درک این موضوع برای اغلب افراد دشوار است.
انجام این کار باید سازمان یافته باشد و فقط انسانی می تواند آن را سازمان دهی کند که مشکلات اهداف و شیوه های طی کردن راه را می داند. این کار از انسانی ساخته است که در زمان خود چنین راه سازمان یافته یی را پیموده باشد.
صبح است دمی برمی گلرنگ زنیم
وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف دراز و دامن چنگ زنیم
خیام

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :