0
امتیاز کاربران 0 از 5
شماره 1-شهریور و مهر1381

شماره 1-شهریور و مهر1381

 0

فهرست

صفحه

عنوان

2

سخنی با خوانندگان عزیز

4

دیدگاه ها و برنامه های انجمن یوگا

6

یوگی در آزمایشگاه

9

پراتیاهارا

12

یوگا وضعیت بی ذهنی است

14

تایچی چوان و یوگا

16

تنفس چیست؟

18

آموزش عملی یوگا

24

سیری در آراء و زندگی بزرگان یوگا

26

تمرینات یوگا به روش شیواناندا

30

تجربه عشق

32

شعر

34

ریکی

36

تمثیلهای عرفانی

38

فرهنگ عمیق یوگا

44

وزن مناسب

46

انرژی بخشی و ضمیر سایه

48

NLP یا روانشناسی اطلاعات

50

ابزار مراقبه: مالا

51

یوگا در ایران

56

معرفی سایت یوگاناندا

57

واژه نامه یوگا

58

معرفی کتاب

 

 

یوگی‌ها در آزمایشگاه

The Yogi in the lab

مؤلف جان وایت

مترجم: فرهاد خالصی مقدم

 

عصر حاضر، دوران ملاقات شرق و غرب در آزمایشگاه است. علم غرب مجدداً طبیعت و ماهیت بشر و یافته‌های مهم و پرباری را که حاصل شهود و حکمت باستانی مشرق زمین است، به محک آزمایش می‌گذارد.

دوئیت ذهن- بدن که سیمای ممیزه تفکر غربی است و امروزه مقوله‌ای مردود است، به یک سو نهاده شده و به جای آن دیدگاه واحد و مقدسی که توسط بودیسم، هندوئیسم، تائوئیسم ارائه شده، در حال توسعه است.

این اثر کاری از فرود(Freud)، پاولف(Pavlov) و کانون ( Caonon) فیزیولوژیست‌های دانشگاه هاروارد است. اینان و دیگر متقدمین در علم طب روان‌تنی اثبات کردند که، ذهن و بدن یکی هستند. (اثر متقابل بر یکدیگر دارند). به این معنا که بسیاری از ناتوانی‌ها و بیماری‌های جسمی ریشه در روان و ذهن دارند. زنی که مبتلا به درد میگرن است، تاجری با زخم معده و سربازی که متوحش است، همگی از یک جهت دارای اشتراکند، یک کیفیت ذهنی- روانی بستر این آلام جسمانی را فراهم کرده است.

در گذشته کسانی چون امیل گوئه(Emil Coue) (هر روز در هر جا بهتر و بهتر می‌شوم) و نورمن وینست پیل(قدرت تفکر مثبت) به نکات و روش‌هایی مقدماتی که با حالات ساده ذهنی و مراتب آن در ارتباط است، توجه کرده بودند.

دانشمندان در حال پیگیری توسعه تدریجی هوشیاری و آگاهی و وضعیت‌های فیزیولوژیکی منطبق بر آن‌ها هستند.

آن‌ها درصدد کشف این نکته هستند که چطور انسان می‌تواند کنترل ارادی، روی مغز و دیگر اعضای درونی بدنش را به دست آورد.

علم غرب افسانه تسلط انسان بر فعالیت‌های اعضای داخل بدنش را که نوع عملکرد آن‌ها غیر ارادی است، به سخره می‌گیرد. سیستم عصبی خودمختار قادر است فعالیت‌های قلب، شش‌ها، فشارخون، دمای بدن و سیستم هاضمه، حتی در حال خواب را اداره کند و از آن‌جایی که این فعالیت‌ها به کنترل ارادی و هوشیاریبستگی ندارد، اصولاً غیر ارادی در نظرگرفته می شوند.

اما در شرق نکته مقابل آن مدنظر است. به عبارتی یوگی‌ها مبادرت به اجرای فنونی می‌کنند که از طریق تغییر و توسعه آگاهی و هوشیاری قادر به کنترل و تنظیم فعالیت‌های درون- جسدی شده و نهایتاً به اتحادالوهی نایل می‌شوند. (یوگی از ریشه یوگ YoKe به معنای اتحاد است).

اسناد پزشکی وجود دارد که حاکی از گزارش احوال یوگی‌هایی است که توانسته‌اند تا 18 ثانیه ضربان قلب خود را متوقف کنند و یا حرکات دودی روده را معکوس نمایند.

تعدادی از یوگی‌ها که روزها در زیر خاک مدفون بوده‌اند، پس از معاینه هیچ‌گونه علائم بیماری در آن‌ها دیده نشده است.

یک یوگی به نام حمیدبی(Hamidbey) در سال 1920 در آمریکا مهارت‌های عجیبی را به نمایش گذاشت.

در یک مورد، دو دکتر روی مچ راست و مچ چپ و دکتر سوم در ناحیه قلب ضربان قلب او را اندازه می‌گرفتند. یافته‌های آن‌ها به قرار زیر بود:

در یک زمان واحد، نبض مچ دست چپ 96 ضربه در دقیقه، مچ دست راست 64 ضربه و قلب 84 ضربه در دقیقه بود.

چنین نتایجی لزوم آزمایش‌های مجدد روی فعالیت‌های غیر ارادی بدن را روشن می‌ساخت. به واسطه تکنولوژی غرب، فنون مقدس شرق که در زمره اعمال حیله‌گرانه و شعبده به شمار می‌رفت، معتبر شدند و از طریق داده‌های بی‌شماری تشریح گردیدند.

با استفاده از وسایل علمی مثل الکترو کار دیوگراف(EKG) برای سنجش فعالیت قلب و الکترو انسفالو گراف (EEG) برای سنجش فعالیت مغز، الکترومیوگراف(EMG) برای سنجش فعالیت عضلات، الکترواکالوگراف(EOG) برای سنجش فعالیت عضلات چشم، اودیواسیلاتوز(AUDIO OSSILLAT-ORS) تفکیک کننده‌های متناوب دیجیتالی و...، دانشمندان می‌توانند، آن‌چه را که در درون بدن می‌گذرد، مشاهده نمایند.

این تخصص، فیدبک فیزیولوژی یا بیوفیدبک (Biofeedback) نامیده می‌شود.

به واسطه فنون جدید بیوفیدبک(Self-Monitoring) هر دو گروه کسانی که به عنوان موضوعات تجربی و یا بیماران تحت درمان، در این روش‌ها به کار گرفته شده‌اند، دارای دقت متوسطی در بررسی درونی خود بوده‌اند این مسئله می‌تواند راه‌گشای خوبی برای کنترل فیزیولوژیکی و روانشناسی پدیده‌های غیر ارادی و ذهنی باشد که قبلاً ورای محدوده آگاهی آن‌ها بود.

امواج تتا و آلفای مغز(ریتم الکتریکی5-7 و 9-12 در ثانیه که با EEG سنجیده شده مورد بررسی قرار نگرفته بود)، ضربان قلب، فشار خون، دمای بدن، فعالیت‌های روده‌ایی و معده‌ایی و... موضوعاتی برای کنترل هشیاری هستند، همانطور که حکمای شرق، قرن‌های پیش ادعا نموده‌اند. اتکای پزشکی غرب، بر شفا و علاج بیماری است. اما اکنون بایستی به سمت پیشگیری از بیماری جهت‌گیری کرد که وصولی مؤثرتر برای ابقاء سلامتی است. علاوه بر این وقتی مراحل پیشگیری درونی شده و یک کنترل ارادی دقیق صورت پذیرد، نیازی به وسایل الکترومکانیکی نیست.

اما چون این روش، روشی نوین است و مطالعاتی در مورد آن در دسترس نیست، دقیقاً مشخص نیست که چه مدت طول می‌کشد تا آن را فرا گرفت. اما اطلاعات مقدماتی نشان می‌دهد، وقتی که آگاهی و هوشیاری بین فعالیت‌های بیولوژیکی و یک حالت احساسی(Feeling State)، صورت پذیرد، یادگیری ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد. نتایج تجربیات بیوفیدبک تاکنون نشانگر انرژی نهفته‌ایی است که سابقاً نادیده انگاشته شده و می‌تواند رها شود و موجب پیشرفت سلامتی فیزیکی و ذهنی و ترقی قوه خلاقه گردد. بر اساس تمام این مطالب به نظر می‌رسد علم و عرفان رو به تقارب دارند.

 

مراقبه و بیوفیدبک

دکتر جوکامیا(Goe Kamia) در زمینه روان فیزیولوژی هوشیاری (Psycho Physioligy) تحقیقاتی را در ارتباط با آموزه‌های فیدبک فیزیولوژی و روان فیزیولوژی انجام داده است. کامیا می‌گوید: «امکان آن هست که ارتباط و وابستگی بین فعالیت‌های الکتریکی مغز با گزارشات موضوعی تجربیات و عملکرد مراقبه گرها وجود داشته باشد که خود موجب حیرت من، به عنوان یک فیزیولوژیست گردیده است».

در آزمایشگاه، کامیا به افراد در یادگیری کنترل حالات مغزشان به ویژه آلفا کمک می‌کند.

امواج آلفای مغز نشانگر حالتی آرام و وانهاده و در عین حال هوشیارانه است که در آن تصاویری به صورت رها و شناور- نه افکار عمدی- در ذهن پدیدار می‌گردد.

الکترودهای  EEG به پوست سر متصل می‌شوند تا امواج آلفا را تعبیه  کرده و به هنگام رخداد این اتفاق به صورت خودکار صدایی را پخش می‌نماید. این تکنیک بیوفیدبک، افراد را قادر می‌سازد تا از آن‌چه در دورنشان می‌گذرد آگاه شده و آن را کنترل نمایند.

او در سال 1958 شروع به تفکیک داوطلبان مورد آزمایش بر اساس ظهور یا عدم ظهور آن‌ها نمود. وی EEG را تحریک نمود و طنین صدا را نیز کنترل می‌کرد و به طور تصادفی ایجاد صوت می‌نمود و از سوژه سوال می‌کرد که آیا فکر می‌کند در معرض امواج آلفا است؟

سوژه‌های او عموماً 75 تا 80 درصد در مدت زمان سه ساعت قادر به تفکیک صحیح بودند. آن‌ها قادر به تشریح چگونگی عملکردشان نبودند، اما به طور وضوح به مشاهده درونی خود نایل شده بودند ولی به جهت نقصان کیفی لغات و واژه‌ها در زبان انگلیسی و یا زبان‌های دیگر، قادر به توضیح کیفیت ذهنی خود نبودند.

(در مقابل، زبان سانسکریت حاوی بسیاری لغات برای تشریح حالات مختلف ذهن و حالات گوناگون هوشیاری است و به قول لاماآناگاریکا گویند! (LAMA ANAGAVIKA COOVINDA)121 حالت ذهنی طبقه‌بندی وجود دارد.

همچنان‌که فعالیت‌های کامیا رو به توسعه بود، او در این فکر بود که آیا افراد به همان خوبی که بین حالات ذهنی تفکیک قائل می‌شوند، می‌توانند یاد بگیرند تا امواج مغز را کنترل کنند. جواب مثبت بود. او در سوژه‌های خود دید که آن‌ها می‌توانستند امواج آلفا را به طور ارادی ایجاد یا متوقف کنند، اگر چه محدوده‌ای را که می‌توانستند امواج آلفا را به طور ارادی ایجاد یا متوقف کنند، یا دامنه و بقای آن را بیفزایند همواره به صورت سؤال باقی بماند. همگی آن‌ها ترجیح می‌دادند امواج آلفا را ایجاد کنند تا این‌که آن را متوقف نمایند.

کامیا درباره مقصود فعالیت‌های خود به صورت عام صحبت نمی‌کند به جز این‌که می‌گوید: «هدف اساساً مجهول است و آن چیزی است که سعی بر فهم و کشف آن داریم».

با وجود توجه و ملاحظه حرفه‌ایی او تقارب بین جایگاه آلفا و ذن مدیتیشن در حال شکل‌گیری است.

واژه ذن در حدود قرن هشتم بعد از میلاد از چین وارد زبان ژاپنی شده است. (واژه معادل آن Chan) است. ثابت شده است که امواج آلفا در خلال مراحل اولیه و متوسط مراقبه ذن، عمده ریتم‌های مغزی هستند و عمده امواج تتا در اواخر مراقبه است. مراقبه ذن یک آرامش بدنی و تمدد ذهنی ایجاد می‌نماید و چون کاملاً عمیق شود به یک وضعیت ذهنی به نام ساتوری(satori)(که سکوت و آرامشی عمیق همراه با هوشیاری خلسه آمیز است و حاصل آن احساس  یگانگی با کل مخلوقات و هستی است) می‌انجامد. که این برترین حالت هوشیاری و همان مقصود و هدف ذن است.

 

آگاهی احشایی

هنگامی که کامیا بر روی امواج مغزی در سانفرانسیسکو کار می‌کرد، دکتر نیل. ای. میلر(Neal. e. miller) از دانشگاه راکفلر در نیویورک مشغول مطالعه بر روی افرادی بود که توانایی یادگیری کنترل اعضای داخلی بدن‌شان را داشتند. میلر درصدد اثبات امکان نیل به کنترل ذهنی مراکز خودکار مغز است که مسئول فعالیت‌های درونی بدن هست. میلر سعی کرد در ضربان قلب موش‌هایی که توسط کورار(Curare)(عصاره خشک گیاهی سمی به نام Stvychons Toxi Feare است که سابقاً سرخپوستان آمریکا برای سمی کردن نیزه خود به کار می‌بردند و امروزه در طب به عنوان داروی سست کننده عضلات استفاده می‌شود). فلج شده بودند، تغییراتی ایجاد نماید. کورار عضلات اسکلتی را فلج می‌کند ولی در اعضای داخلی تغییراتی ایجاد نمی‌کند. بنابراین موش‌ها نمی‌توانستند با اعمال فشار و انقباض عضلات، ضربان قلب خود را کم و زیاد کنند.

الکترودها در مغز موش‌ها کار گذاشته شده بودند. بنابراین مراکز احساسات (center Pleasure )(در هیپوتالاموس نزدیک پایه مغز) قابل تحریک بود. هر بار که یک موش ناخودآگاه ضربان قلب خود را افزایش می‌داد، یک وسیله تحریک کننده الکتریکی علاماتی به مغزش مخابره می‌کرد که موجب لذت یا خوشی وافری در موش شد.

ابن امر موجب شد که موش یاد بگیرید با افزایش ضربان قلب خود تحریک بیشتری در مغز ایجاد نماید و لذت بیشتری را دریافت کند در آزمایشات اولیه میلر و همکارانش دریافتند که موش‌هایی که یک ساعت آموزش دیده بودند، توانستند ضربان قلب خود را تا 20 ضربه در دقیقه بیشتر از ضربان طبیعی(400 بار) افزایش یا کاهش دهند. (تنها 5 درصد ناسازگاری در آزمایشات بود)

در آزمایشات بعدی میلر واکنش دستگاه را تغییر داد تا درجات بالاتری از کنترل، را طلب کند. پس از رسیدن به یک درجه‌ای از کنترل موش‌ها بایستی می‌توانستند بهتر از این عمل کنند تا پاداش بگیرند.

با این روش موش‌ها توانستند به یک میانگین 20 درصد تغییر از 320 ضربه در دقیقه آرام به 480 ضربه سریع و در بعضی حتی به بالاتر از این مقدار برسند، تجربیات دیگر بر پایه این تکنیک نتایج متحیر کننده‌ای همراه داشت موش‌ها یاد گرفتند که فعالیت‌های روده، کلیه، معده، فشار خون و امواج مغز را کنترل کنند. حتی می‌توانستند رگ‌های خونی یک گوش را متسع کرده در حالی که گوش دیگر هیچ تغییری ایجاد نگردد که این امر میلر را بسیار شگفت زده کرد.

مسئله فوق مشمول انسان نیز می‌شود. میلر به طعنه می‌گوید:«من ایمان دارم که انسان حداقل به زیرکی موش است. تنها سؤال من این است که آیا انسان می‌تواند به خوبی موش یاد بگیرد». او شروع به تعلیم بیماران قلبی به منظور کنترل سرعت ضربان قلب کرد. تعبیه الکترودها در مغز به منظور تحریک مراکز عواطف و احساسات در انسان لازم نیست. امیال و انگیزه آن‌ها عامل اساسی برای ترقی و پیشرفت است. سیم‌های متصل به سینه و ساق پاها در هر زمان که کاهش سرعت ضربان قلب پیش آید یک دستگاه اخطار دهنده را تحریک نموده و موجب تولید صدایی خاص(Beep) شده که به بیمار هشدار می‌دهد. این حالت بیوفیدبکی برای شخص است. کسانی که سرعت ضربان قلبشان 95 تا 100 ضربه در دقیقه است در مدت 3 هفته به حدود 65 ضربه می‌رسد.

اما میلر هشدار می‌دهد که گرچه این نتایج نوید بخش هستند اما او یک شفای اعجازآمیز برای هر بیماری و مشکلی ارائه نمی‌دهد ولی برای حصول یک روش مطمئن درمانی مؤثر باید آزمایش‌های خوب و بیشتری انجام گیرد.

در مدرسه پزشکی هارواردHarvard، دکتردیوید شایپرو(David Shapiro) و برنارد ترسکی(Bernard Tusky)، هفت سال را در آموزش دو گروه سالم و بیمار به منظور تغییر میزان فشار خون مصروف داشتند. آن‌ها برای چهار گروه این آزمایشات را ترتیب دادند. یک گروه فشار خون و ضربان قلب را همزمان افزایش می‌دادند و گروه دوم همزمان آن دو را کاهش می‌دادند، سومین گروه فشار خون را افزوده در حالی که سرعت ضربان قلب و کاهش فشار خون را داشتند.

آیا تمامی این‌ها چیزی جدید است؟ برای شرقی‌ها خیر. یک یوگی می‌گوید «درد صرفا یک اندیشه و فکر است». این یوگی با فروکردن یک سیخ در داخل گوشت خود این موضوع را ثابت کرد. همچنین او می‌توانست صرفاً با تمرکز خود سرعت ضربان قلب را تا چهل بار در دقیقه کاهش و تا 150 بار در دقیقه افزایش دهد.

هاکسلی(Huxley) می‌گوید: «بی‌اندازه عالی می‌شد اگر با امراض عصبی یا کمر درد به صورت یک اندیشه یا فکر برخورد نمود، قلب را آرام کرد، التهابات درونی را در لحظات استرس‌های عاطفی و احساسی خارج کرد و با اراده در خواب عمیق فرو رفت».

آیا ممکن است بر اساس آموزش‌های یوگا عموم مردم قادر باشند چنین کنترلی را به دست آورند؟ در آن صورت پیشگیری از بیماری به مرحله‌ای بس جدی‌تر وارد خواهد شد.

برگرفته از کتاب

Frontiers of Consciousness

Edit by John White

 


سیری در آراء و زندگی بزرگان یوگا


برزو قادری

سوامی شیواناندا در 8 دسامبر 1887 در پاتامادای pattamadai  در ایالت تامیل نادو Tamilnadu واقع در جنوب هندوستان متولد شد.
پدر و مادرش ونگوآیر  vangu iyer و پارواتی parvati نام او را کوپوسوامی swami Kuppu گذاشتند.
کوپو سوامی در دوران کودکی پسر بچه‌ای شاد و با نشاط بود که بیشتر وقت خود را به چوب‌بازی، دوچرخه سواری و شنا می‌گذارند. در عین حال او علاقه‌ای وافر به آموزش‌های دینی داشت و بارها لطف و برکات الهی به طرق مختلف بر او تجلی کرد.
 

در سال 1903 پس ازپایان تحصیلات متوسطه وارد انستیتو پزشکی مدرس شد.
علت علاقه او به رشته پزشکی میل به خدمت و یاری دردمندان بود. پس از پایان دوران تحصیل برای یافتن شغلی مناسب به مالزی که در آن زمان مالایا malaya نام داشت عزیمت کرد و در بیمارستان سرمبان seremban استخدام شد. پس از مدت کوتاهی به علت وسعت اطلاعات و ابراز شایستگی‌های فراوان به سمت مدیریت بیمارستان مفتخر شد.
در طی هفت سالی که در بیمارستان کار می‌کرد اثری عمیق بر بیماران وسایرکارمندان و پزشکان بیمارستان گذاشت. او بسیاری از شب‌ها تا صبح کنار بستر بیماران خود بیدار می‌ماند و احساس سلامتی و امید را در دل آنان زنده نگه می‌داشت. به طوری که در این دوران درکی عمیق و متفاوت از سلامتی بدست آورد. او دریافت سلامتی در پرتو آرامش ذهن و روان سلامت جسم است و مداوای جسم به طور مستقل و بی‌توجه به روان، درمان قاطعی نخواهد بود. بنابراین به تحقیق و بررسی عمیق‌تری پیرامون ابعاد وجودی انسان پرداخت. در همین ایام بود که به افتخارات علمی متعددی نایل گشت. او در چندین مؤسسه مهم علمی عضویت یافت از جمله انستیتو شفای ملی هندوستان و کتاب‌هایی نیز در رشته پزشکی تألیف کرد و ژورنالی پزشکی به نام آمبورشیا  amboroshia  تا مدتی توسط او چاپ شد. هر چند او اینک در شرایط بسیار مطلوبی به لحاظ مادی، اجتماعی و شغلی قرار داشت ولی ذهن او فقط متوجه سلامت همه جانبه و کامل تن و روان بود.
به نظر می‌رسد که لطف الهی او را به سوی آن بیمارستان کشانده بود تا او نفس متغیر موجودات و ناپایداری جهان را از نزدیک و در میان بیمارانش مشاهده کند.
ذهن کنجکاو و دل‌پاک و آزاده‌اش او را بر آن داشت تا دست از موقعیت خود برداشته و به زادگاه خود باز گردد با این نیت که چون یک راهب دوره‌گرد(سانیاسی) زندگی کند و به آموختن و تمرین هنر یوگا بپردازد.
زیرا او اینک می‌اندیشید یوگا روشی مکمل برای شفای ظاهر و باطن انسان می‌باشد، پس از مدتی رهسپار ریشی‌کش rishikesh در شمال هندوستان شد، جایی که به ماوای قدیسین شهرت یافته بود. در سال 1924 بود که بنابر روایتی کوپو سوامی 37 ساله در حالی‌که در کنار رود مقدس گنگ نشسته و در بحر تفکر فرو رفته بود با یک یوگی قدرتمند و روشن بین که مسحور هاله روشن و درخشان او شده بود آشنا شد. نام این استاد سوامی ویشواناندا swami vishwananda  بود که اثری فوق‌العاده بر روی کوپوسوامی گذاشت و ملقب به شیواناندا شد.
سوامی شیواناندا بعدها تحت الهام از استاد خود به معابد مختلفی سفر کرد و به مراقبه‌ و تمرینات مفصل پیشرفته مبادرت ورزید. او به تدریج و طی سالیان دراز معرفتش از علم و هنر یوگا کامل شد، او اینک دریافته بود راهی که واقعاً می‌تواند انسان را به شفای جسم و روان نایل گرداند «یوگاست».
پس از این دوران بود که زندگی خود را وقف گسترش معرفت یوگا و همه گیر شدن آن کرد.
به همین جهت در سال 1936 جمعیت زندگی الهی) Divin life Society) را بنیان گذاشت. رسالت این جمعیت عبارتست از: «بیداری الوهیت در انسان و تفهیم این مسئله که انسان با طیعت تا ژرف ترین لایه وجود یگانه و مرتبط است» از دیگر فعالیت‌های این جمعیت خدمت به ابناء بشر، پرورش فضایل  انسانی و افزایش آگاهی معنوی است.
پس از تأسیس «جمعیت زندگی الهی» و استقرار در آشرام ریشی کش، جاذبه و معنویت شیواناندا آرام آرام همه‌گیر شد و رهروان بسیاری را به سوی او کشاند. از اولین شاگردان او می‌توان به سوامی چیداناندا swami chidananda که هم اکنون نیز مدیریت آشرام ریشی‌کش را به عهده دارد اشاره کرد. خواسته‌های مهم شیواناندا این بود که یوگا بر پایه‌های علم امروز  تفسیر شده و به صورت رشته‌ای دانشگاهی درآید، این سنکل‌پای sankalpa(قصد درونی) او نیز سال‌ها پس از مرگش محقق شد.
 

از دیگر اقدامات شیواناندا در گسترش و اعتلای آموزه‌های یوگا و تعالیم معنوی، تأسیس «داروخانه آیورودای شیواناندا»در سال 1945، تأسیس «آکادمی یوگا ودانتا» در سال 1948 و سرانجام تأسیس «بیمارستان تخصصی بیماری‌های چشم شیواناندا» در سال 1957 بوده است. فعالیت‌های چشم‌گیر او، باعث شد تا به سرعت شهرت این یوگی مقتدر و پرشور در تمام دنیا طنین‌انداز شود و در طول سال عده زیادی از سراسر دنیا به دیدار او می‌شتافتند.
او با نگارش حدود 300 جلد کتاب در زمینه یوگا، ودانتا، اخلاق، فلسفه قدمی بس بلند در شناسایی معرفت کهن ودانتا و یوگا به مردم این روزگار برداشت. در واقع او توانست یوگا را از کنج معابد و خلوت‌کده‌های هند خارج ساخته و خدمتی والا به نوع بشر کند.
شیواناندا اعتقاد داشت: « من برای خدمت به شما زندگی می‌کنم، من زندگی می‌کنم تا همه شما را شاد کنم».
او در طول عمر خود توانست شاگردانی بسیار مقتدر و آگاه را تربیت کند که در گسترش آموزش‌های معنوی و یوگا نقش مهمی را ایفا کنند.
ازمهم‌ترین‌شاگردان او می‌توان از سوامی‌ساتیاناندا، سوامی‌چیداناندا، سوامی‌ساتچیداناندا، سوامی‌ویشنودواناندا، سوامی‌شیواناندارادا، سوامی‌کریشناناندا، سوامی‌ونکاتشاناندا و سوامی‌نادابرهماناندا یاد کرد. سرانجام سوامی شیواناندا در 14 جولای 1963 و در سن 76 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد و به «ماها سامادی» وارد شد. روحش قرین آرامش باد.
 

تنفس چیست؟

مسعود مهدوی پور


تنفس چراغ زندگی است که آن آشکار ترین علامت حیات می باشد. تمام موجودات نفس می کشند. هر موجود زنده یی چه بر روی خاک چه در زیر خاک و چه در آسمان نفس می کشد . هر موجودی به محض زاده شدن و استقلال حیات بیولوژی خود، اولین و پایه یی علامت زندگی را که از خود نشان می دهد تنفس است.
تنفس ارتباط مستقیم موجودات با جهان بیرون است. تنفس از دیدگاه فیزیولوژی مکیده شدن خودکار هوا به درون ششها و پهن و گسترده شدن آن بر روی کیسه های هوایی و جذب شدن اکسیژن و ترکیب آن با ذرات هموگلوبین و دوباره آزاد شدن اکسیژن در بافتها و ترکیب آن با کربن و ایجاد شدن گاز کربنیک و خروج آن از هوای بازدم به بیرون و سرانجام ایجاد انرژی می باشد.
انرژی +2co=2c+o

 

 

اشکال مختلف انرژی

انرژی تولیده شده به صورتهای گوناگون در بدن تبدیل می شود مثلا در شکل مکانیکی حرکت اعضاء بدن و ماهیچه های قرمز که تجلی آن را رفتن کار کردن و ورزش کردن و... می باشد.
همین شکل حرکتی انرژی حاصل از تنفس در مورد دستگاههای دیگر بدن، به شکل حرکات معده جهت هضم غذا و حرکات دودی روده ما جهت دفع مدفوع و حرکات خودکار وارادی ششها برای اعمال تنفس و دم و بازدم ، بروز می نماید.
انرژی حاصل از تنفس در شکل شیمی آلی نیز، دربدن موجودات زنده مجود دارد.
تولید آنزیمهای ترشح شده از غدد وایجاد مواد جدید حاصل از ترکیبات آنها همچنین تولید و ستازهای موثر بر دستگاه گوارش و آماده شدن اغذیه تناول شده برای داخل هضم و جذب و سوخت و سازهای درونی بافتی و یافته ها از آثار وجود انرژی شیمی آلی می باشد.
بازرترین در عین حال ساده ترین شکل این انرژی در موجودات خون گرم گرمای غریزی بدن است.

 

اجاق همیشه روشن حیات

هنگامیکه موجود زنده از لحاظ بیولوژی از مادر زاده و جزء مستقل می شود، گرمای حاصل از تنفس یا آشکارترین شکل حیات تولید می شود.
به عبارت دیگر اجاق حیات یا کوره زندگی استقلال پیدا می کند وخود به تنهایی با منابع بیرونی خود ارتباط بر قرار می نماید.
یا سبکتر بگوئیم: یک منبع همیشه روش بیرونی بزرگ اجاق کیهانی ازتباط خود را با بدن موجود زنده مستقیم و بالفرد می کند. این گرما یا اجاق حیاتی دیگر روشن و بر قرار است. هوارسانی به این خود کار انجام می شود.
سیستم هوشمند این اجاق طوری طراحی و ساخته شده که نیاز به هوش و آگاهی ما جهت کامل شدن ندارد. در خواب و بیداری در ناهوشیاری و هوشیار ی در بیماری و سلامتی در خشم و آرامش در شادی و غم در درد و لذت در تمام لحظات زندگی همیشه روشن و مطابق احتیاج و نوع بودن ما شعله ور است.
این اجاق یا کوره زندگی ، روشن و فروزان به این جهان می آید.
سیستم سوخت رسانی به این کوره، همیشه روشن نیز منحصر به خود است.

 


مواد سوختنی یا نفت و هیزم این آتش از طریق غذایی که می خوریم، تامین می گردد و آن نیز نیاز به توجه یا جمع بودن حواس ما ندارد، مثلا اینکه زمانی ما سوخت رسانی را فراموش کنیم ، آن آتش خاموش شود، سیستم رسیدن مواد سوختنی به این احتراق خودکار و کامل می باشد، و آن در جایی از وجود موجودات زنده کار گذاری شده که هیچ عاملی به جز بیماریهای حادی که منجر به مرگ می شوند، نمی تواند آنرا دستکاری و معیوب کند.
آن سیستم کامل و بی نقص احساس گرسنگی و میل غریزی ما به خوردن است. این میل اگر توسط عقل و اکتسابات ذهنی انسان تخریل نشود خود کامل است و درست مطابق با ظرفیت فیزیکی آن کوره و میزان احتیاج صاحب آن به نیروی کافی تعبیر نموده و کم و زیاد می شود. یعنی همیشه بین میزان احتیاج آن کوره به هیزم و میل غذا یی تعادل عجیبی بر قرار است و بین میزان میل به غذا با مقدار و شدت شعله های آن کوره، ارتباط مستقیم بر قرار است.
بدنه آن کوره یا جثه جانور هر قدر درشتتر و سنگین تر واعمال مکانیکی فعالیت بدنی و کار او بیشتر باشد میل به غذا نیز خود به خود افزایش می یابد، و بر عکس و جالبتر اینکه غریزه ومیل به انتخاب انواع اغذیه نیز متناسب با گوناگونی و تنوع انواع کوره های مختلف برنامه ریزی شده است. همانطور که سوخت انواع موتورهای حرکتی متفاوت با یکدیگر بوده و مثل هم نمی باشند، غذایی که جانواران مختلف مصرف میکنند با هم متفاوت می باشند.
مثلا برخی ا ز موتورها گازوئیل و نفت سیاه بعضی بنزین معمولی، بعضی دیگر بنزین با اکتان خیلی بالا ، مانند هواپیما، موشک وغیره و بعضی از کوره های ابتدایی سوختشان نفت و هیزم و ذغال سنگ می باشد.
میلیونها موجود زنده در این عالم از تک سلولهای گیاهی و جانوری تا پر سلولی ها مانند کرمها، ماهی ها، دوزیستان، پرندگان، پستانداران و انسان، در واقع موتورهای مختلفی هستند، که بنا بر احتیاج ویژه خود مواد سوختی یا اغذیه متناسب با کوره برفی خود و نوع بودن آن در این جهان، از طریق کاربراتور کامل و بی نقص طبیعت یعنی میل و غریزه خوردن، غذای مناسب خود را طلب و دریافت می کنند.
مثلا سوخت گروهی از موجودات علف میوه و گیاه است. گروهی دیگر شکارچی بوده و گوشت می خورند، گروهی مانند پرندگان دانه می خورند، غذای برخی از میمونها و حیوانات روی درخت جوانه میوه و مغزها میباشد.
موتور و کاربراتور گروهی دیگر از جانوران می تواند همه مواد سوختی را در بطن خود شعله ور نماید.

 

کوره زندگی انسان

در تمام موجودات زنده تعادل واقعا خلل ناپذیری بین میزان و حتی کیفیت اتش کوره زندگی و میل و غریزه انتخاب غذا، خوردن و آتش زندگی در انسان آن شکل کیهانی وکمال خود را از دست داده است و در پی آن، خود بخود ارتباط بین تنفس و آتش زندگی نیز اختلال پیدا کرده است.
عوامل بسیاری که ریشه آنها در گذشته فردی و جمعی این موجود هوشمند و تنوع طلب دو پااست، توازن و ارتباط
گفته شده را مختل نموده است.
عمل دمیدن یا تنفس یا هوا رسانی به کوره زندگی در انسان تحت تاثیر گذشته او می باشد. زیرا انسان علاوه بر دو عامل یاد شده فوق (غریزه انتخاب غذا و آتش زندگی ) یک عامل سوم نیز دارد که در این ارتباط نقش مزاحم و مخرب را در طول تاریخ و گذشته او بازی کرده است.

 

آن عامل محتویات ذهن او مانند:
امیال، تنوع طلبی ها و زمان گذشته و آینده، می باشد تنفس و تغذیه بقای هر موجود زنده می باشد. زیرا هنگامیکه این دو بطور هماهنگ با یکدیگر کار کنند، از دل این احتراق اجاق حیات زیباترین رقص شعله های پر شور زندگی متولد می شود. زیبایی و جذابیت این شعله که همان بقای ما است، به مانند درختی می ماند که تنفس ریشه محکم و در زمینی فرو رفته آن و تغذیه تند استوار و پر صلابت آن است.
اصلاح تنفس و علم پرانایاما تنظیم مجدد این ارتباط یا زنده و احیاء نمودن آن الگوی تار و تیره شده کیهانی می باشد.

 



تمرینات یوگا به روش شیواناندا


قرار بر این است در هر شماره نشریه دانش یوگا یکی از سبکهای مطرح یوگا که در سراسر جهان از جمله ایران علاقه مندانی را به خود جلب کرده به تفصیل شرح داده شود تا دوست داران یوگا اطلاعات جامعی از روش های مختلف یوگا کسب نمایند. در اولین شماره دانش یوگا شما را با تمرینات یوگا به روش شیواناندا آشنا می سازیم.
قبل از این که روش یوگای شیواناندا را شرح دهیم مختصری به شرح زندگی سوامی شیواناندا Swami Sivananda این استاد بزرگ یوگای قرن بیستم می پردازیم که با دانش تجربه افکار واندیشه هایش تحولات عظیمی در شناساندن یوگا به جهانیان ایفا کرد.

 


دکتر سوامی شیواناندا(1887-1936) در یکی از روستاهای ایالت تامیل نادوی هندوستان متولد شد. او مدارج تحصیلی را تا مقطع پزشکی طی و درمان بیماران را در هند سری لانکا و مالزی برای مدتی بعهده گرفت. پس از سالها خدمت، کار طبابت را رها و راه سر و سلوک را در پیش گرفت و در نقطه ای از کوههای هیمالیا شروع به آموزش شاگردانی که از نقاط دور و نزدیک گرد وی جمع شده بودند پرداخت، وی در طول حیات 76 ساله اش بیش از 250 جلد کتاب جزوه و مقاله در زمینه های یوگا فلسفه عرفان اخلاق و شناخت خدا ب رشته تحریر در آورد.
از جمله شاگردان سوامی شیواناندا سوامی ویشنودواناندا(1993-1927) است که پس از سالها کسب فیض از محضر استاد به توصی او عازم امریکا و سپس کانادا شد تا پیام یوگا را به غرب ابلاغ کند. سوامی ویشنودواناندا به تدریج مراکز آموزش یوگا را از دهه 1960 در سراسر جهان ایجاد و تمامی آنان را به نام استادش شیواناندا نامگذاری کرد. وی تمامی آموزش های ارایه شده در مراکز یوگای شیواناندا را با الهام از دانش غنی و عمیق استادش سوامی شیواناندا رادر جهان پایه گذاری کرد، این سبک که هم اکنون در بیش از 46 مرکز اصلی یوگا شیواناندا و هزاران مرکز وابسه به آن در نقاط مختلف جهان به علاقمنداند آموزش داده می شود در اصول با تمامی روش های دیگر یوگا برابر است. سوامی ویشنودواناندا اعتقاد داشت با روشی بسیار آسان ساده راحت و کم هزینه می توان افراد را با یوگا آشنا ساخت و در همین راستا بون که با تدبیر و درایتش یوگای سبک شیواناندا متولد گردید.


این که یوگا در این سبک از چه جایگاهی برخوردار است مطلبی است که در ذیل به آن اشاره می کنیم.
1- در یوگای سبک شیواناندا 4 نوع یوگای اصلی مدنظر قرار گرفته شده است که عبارتند از:
2- در یوگاKama Yoga  رسدن به وحدت از طریق کار و خدمت.
3- باکتری یوگاBhakti yoga رسیدن به وحدت از طریق محبت به همنوع و عشق به خدا.
4- راجا یوگا یا آشتانگایوگا Raga Yoga or Ashtanga Yoga رسیدن به وحدت از طریق کنترل ذهن و داشتن تمرکز.
5- گیانا یوگا gyana yoga رسدن به وحدت از طریق یادگیری علم ودانش.
سوامی شیواناندا پیام معروف خود را که برای نجات و خوشبختی انسانها ارایه می کند از این 4 حالت یوگا اخذ کرده است.
پیام او که مسلما علاقه مندان به یوگا با آن آشنایی دارند چنین است:
Serve به همه خدمت کنید(کارما یوگا)Loveهمه را دوست داشته باشیدGiv ببخشیدPunifyخود را خالص کنید (باکتی یوگا) Meditale تمرکز داشته باشید( گیانا یوگا)

 


2- در یوگا به روش شیواناندا، یوگی (در اینجا اصطلاح یوگی به کسی که علاقمند به یادگیری یوگاست اطلاق می گردد) با فلسفه ودانتا و دانش ودایی آشنا شده و به رازهای بدن فیزیکی کیهانی و روحی پی می برد، آگاهی از فلسفه عمیق یوگا برای کسانیکه این سبک را بر می گزینند از جمله ضروریات است.
3- دراین روش پرانایاما Prana Yamaیا تنفس های یوگائی جایگاه خاصی داشته به طور ی که در ابتدای هر جلسه تمرین شاگرد بایستی حداقل 2 تمرین تنفسی کاپالابهاتیKabhalabahti و تنفس متناسب (آنولوماوی لوما) Analumaviloma را برای دقایقی انجام دهد.
4-انجام تمرینات پاک کننده یوگا( یوگا کربا یا شت کرباYoga Kniya Shat Kniya)) که برای پاکیزگی اندامهای داخلی قبل از اجرای تمرینات یوگا ضروری است از دیگر خصوصیات این روش می باشد. لازم به ذکر است که تمرینات (یوگا کریا) هنگام تمرکز روی دوره های مختلف یوگا و با توجه به اقامت در مراکز یوگای شیواناندا توسط یوگی انجا می پذیرد.
5-رعایت رژیم غذایی خاص یوگا برای کسانی که از این سبک پیروی می کنند امری است اجتناب ناپذیر
6- اما مهمترین علامت مشخصه این سبک و وجه تمایز آن با سبکهای دیگر یوگا انجام حرکت ایستادن روی سر است چرا که هر علاقه مندی که به کلاسهای یوگا ی شیواناندا مراجعه می کند بایستی این تمرین را فرا گیرد. بنا به گفته سوامی شیواناندا چنانچه یوگی وقت کافی برای انجام تمرینات یوگا نداشته باشد تنها دو تمرین ایستادن روی سرSirashasamaو حرکت خم به زانو در وضعیت نشسته Paschimotanasana درصبح زود می تواند مزایای فراوانی تقریبا برابر با تمامی 12 حرکت اصلی یوگا برای فرد به ارمغان بیاورد( در خصوص 12 حرکت اصلی یوگا درادامه همین بحث توضیحات لازم داده می شود) در سبک شیواناندا که به کلیه علاقمندان یوگا به جز افرادی که فشار خون بالا ویا ناراحتی قلبی دارند حرکت ایستادن روی سر، انجام داده و از اثرات مثبت آن بهره مند شوند. اساتید این سبک اعتقاد دارند حتی اگر افراد گیاهخوار هم نباشند می توانند این تمرین را انجام دهند، البته به شرکت کنندگان در طول حضور در کلاسها در خصوص رژیم غذایی مناسب کاهش استرس تنش های عصبی و روحی جهت هر چه بهتر انجام دادن حرکات توصیه های لازم به عمل می آید.
7- در این سبک از بین حرکات یوگا 12 حرکت به عنوان حرکات اصی یوگا انتخاب شده که شالوده و زیر بنای تمامی کلاسهای یوگا مراکز شیواناندا است.

 


این حرکت عبارتند از:

1- ایستادن روی سر
2- ایستادن روی شانه
3- گاو آهن
4- ماهی
5- خم به زوانو
6- کبری
7- ملخ
8- کمان
9- پیچ
10- کلاغ
11- خم به زانو در حالت ایستاده
12- مثلث
حرکات فوق که تمرینات اصلی مراکز شیواناندا است به تمامی مراجعین به کلاسهای یوگای شیواناندا آموزش داده شده و به تدریج در دوره های بالاتر علاتوه بر این تمرینات حرکات پیشرفته یوگا اضافه می گردد.
در سبک شیواناندا یوگی طی 8 جلسه با اصول یوگا از جمله 12 حرکت اصلی و پایه ای یوگا آشنا می شود. در مواقعی که فرد فرصت کافی برای حضور در 8 جلسه کلاس راندارد دوره خاص دیگری طراحی شده که شخص طی 4 جلسه با یوگا آشنا شود( خوانندگان محترم مطلع هستند که در کشورهای غربی بیشتر افراد از یک سو به واسطه تنش های عصبی فراوان نیازمند فراگیری چنین برنامه هایی بوده و از سوی دیگر به واسطه زندگی ماشینی فرصت کمی داشته تا با شرکت مستمر در کلاسها نیازهای روحی خود را برآورده کنند و به همین منظور دوره های فوق به گونه ای تدوین گردیده که تقریبا تمامی افراد علاقمند با هر شرایطی قادر به شرکت در کلاس و انجام تمرینات یوگا بوده و از منافع آن بهرمند گردند)
در اینجا به شرح تمرینات یوگا به روش شیواناندا جهت مبتدیان طی 8 جلسه می پردازیم.
دوره مقدماتی یوگا به سبک شیواناندا طی 8 جلسه
قبل از شرح هر جلسه ابتدا تمرینات جلسه اول به تفضیل شرح داده می شود و برای جلسات بعدی تنها تمریناتی که اضافه می شود را قید می کنیم.

 

جلسه اول:

 


ریلکس ابتدای کلاس5 دقیقه
حرکت چشمها
حرکت گردن
تنفس شکمی
بلند کردن تک تک پاها
بلند کردن جفت پاها
ایستادن روی شانه
ماهی
ریلکس انتهای کلاس 10 دقیقه

 

جلسه دوم:

 


تنفس سه مرحله ای
خم شدن به جلو
خط کش
پیچ با پای دراز شده

 

جلسه سوم:


تنفس از یک سوراخ بینی
حرکات سلام بر خورشید
آماده شدن برای انجام حرکت گاو آهن
خم شدن به جلو در حالت نشسته
خوابیدن به شکم
 کبری
مثلث

 

جلسه چهارم:

تنفس متناوب بدون نگهداشتن هوا
گاو آهن
حرکت بچه
پیچ در حالت پا جمع

 

جلسه پنجم:

کاپالا بهاتی
تنفس متناوب با نگهداری نصف هوا
حرکت دولفین
خم شدن روی زانوها در حالت ایستاده

جلسه ششم:


تنفس متناوب با نگهداشتن کامل هوا رفتن به پل از حالت ایستادن روی شانه ها
کبری
رفتن به حرکت ایستادن روی سر تا نیمه

 

جلسه هفتم:

پل به اضافه بلند کردن تک تک پاها بلند کردن تک تک پاها در حالت ملخ ایستادن روی سر

 

جلسه هشم:

حرکت پل برگشت از ایستادن روی شانه ها
حرکت ملخ کامل
حرکت کلاغ

همانگونه که گفته شد مبتدیان که فرصت شرکت در کلاسهای 8 جلسه ای را فرصت شرکت در کلاسهای 8 جلسه ای را ندارند طی 4 جلسه تمرینات اصلی یوگا به روش شیواناندا را فرا می گیرند. تفاوت دوره یوگای 4
جلسه با یوگای 8جلسه به شرح ذیل است:
دوره مقدماتی یوگا به سبک شیواناندا طی 4 جلسه

 

جلسه اول

عینا تمرینات اولین کلاس دوره 8 جلسه ای

 

جلسه دوم

تنفس سه مرحله ای
گاو آهن
ماهی
خم شدن به روی زانو

 

جلسه سوم

تنفس متناوب بدون نگهداشتن هوا
خط کش
کبری
نیم ملخ
ملخ کامل
خم شدن روی زانو در حالت ایستاده

 

جلسه چهارم

تنفس متناوب
سلام بر خورشید
دولفین
ایستادن روی سر
کمان
پیچ
پرنده

 


تمرینات یوگا به روش شیواناندا برای مبتدیان طی دو دوره 4و8 جلسه همه روزه به هزاران نفر علاقمند که برای استفاده از مزایای یوگا به مراکز یوگا مراجعه میکنند ارایه می گردد همان طوری که قبلا هم بیان شد برای دوره های پیشرفته کلاسهای یوگای شیواناندا به غیر از تمریناتی که در دوره مقدماتی ارایه می گردد حرکات جدید و پیشرفته یوگا به همراه تمرینات مدیتیشن رژیم غذایی یوگا و خواندن آوازهای عرفانیChanting به صورت دسته جمعی آموزش داده می شود. در واقع تمامی تمرینات ارایه شده بر اساس 5 اصلی است که سوامی ویشنودواناندا برای طالبان راه سیر و سلوک ارایه می کند. این 5 اصل عبارت است از:


تمرینات تنفسی

تمرینات وانهادگی
رژیم مناسب غذایی
افکار مثبت و داشتن تمرکز فکر
و نهایتا در سبک شیواناندا تمرینات یوگا به نحوی انتخاب شده که شاگردان پس از پایان هر جلسه از کلاس دگرگونی های جسمی روحی ذهنی و معنوی را در خود کاملا درک می کنند.
لازم به توضیح است به غیر از تمرینات شرح داده شده که برای افراد سالم در مراکز یوگای شیواناندا آموزش داده می شود کلاس های یوگای مخصوص افراد مسن زنان حامله و کودکان به روش شیواناندا وجود داشته که مجموعه آموزش های فوق به صورت دوره های آکادمیک به طور مرتب در مراکز مختلف یوگای شیواناندا به علاقمندان آموزش داده می شود. این دوره ها عبارتند از:

 


1- دوره های مربیگری یوگا
2- دوره های مربیگری پیشرفته یوگا
3- دوره های معنوی یوگا
4- دوره ماساژ آیورودا
5- یوگا در تعطیلات


در اینجا گفتنی است تمامی منابع و ماخذ دوره های یاد شده از معروف ترین کتاب سوامی ویشنودواناندا با نام "کتاب کامل مصور یوگا» که توسط اینجانب به فارسی ترجمه شده و مراحل چاپ آن به زودی انجام می پذیرد گردآوری شده است.
این کتاب بر اساس سه منبع معتبر یوگا هاتایو گاپرادی پیکا Hatha yoga Pradipikaیوگا سام می تا Yoga samithaو یوگا واشیستاyoga Vashista نوشته و تدوین گردیده است. این نکته نیز قابل ذکر است که در ایران هم یوگای سبک شیواناندا از جایگاه خاصی بر خوردار بوده و همه ساله علاقمندان به این روش جهت آشنایی و کسب دانش بیشتر به مراکز یوگای شیواناندا از جمله مرکز یوگای شیوانای هندوستان عزیمت تا از محضر اساتید این سبک بهره مند گردند.

از منابع ترجمه شده یوگا به سبک شیواناندا درایران به غیر از کتاب کامل مصور یوگا در بالاذکر شده کتابهای ذیل نیز تااین زمان ترجمه و به چاپ رسیده است:


1- کتاب مدیتیشن و مانترا meditation and Mantras نوشته سوامی ویشنودواناندا و ترجمه دکتر پروین بیات.
2- سه کتاب: آموزش یوگا به روش مراکز شیواناندا یوگا درمانی و آشپزی گیاهی به روش مراکز شیواناندا یوگا درمانی وآشپزی گیاهی به روش مراکز شیواناندا که در یک کتاب تحت عنوان دایرالمعارف یوگا توسط رضا رامز و سید عبدالمعارف یوگا توسط رضا رامز و سید عبدالحمید موحدی ترجمه و چاپ شده است.
3- هاتایوگا پرادی پیکا با تفسیر سوامی ویشنو دواناندا نوشته سوامی سوات ماراما ترجمه رضا رامز وسید عبدالحمید موحدی.

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :