0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه124 - بهمن  ماه 1397

ماهنامه124 - بهمن ماه 1397

 قیمت

3

سرمقاله

4

سخن مديرمسئول

7

برندگان مسابقه عکاسي

8

متعادل کردن بدن در تمام طول سال

10

سوتراي دهم

12

مروري بر تکنيکهاي مديتيشن

16

تقديم به تجليات عشق الهي سانتوشا

18

ضرورت استفاده از آروماتراپي در فصل زمستان

20

چه چيزي از شما يک مربي عالي ميسازد؟

22

به بهانة درگذشت گيتا آيينگر

24

فوايد يوگا براي مترجمان

26

چطور از پادانگوشتاسانا  به آردهاچاندراچاپاسانا  برويم؟

30

مربيان بزرگ الهام بخش هستند

34

سعادت ابدي

37

اخبار

38

آيا در آموزش يوگا بايد در مورد عضلات حرف بزنيم؟

42

با يوگا تا سرزمين ماتادورها

46

چگونه از کمردر حرکات خم به عقب محافظت کنيم؟

48

امواج مغزي در حين انجام مديتيشن

50

نقش سادانا در فعاليتهاي روزانه

52

قدرت يوگاي دونفره را کشف کنيد

54

يوگا؛ يار شما در خانه

58

يوگا همراه با ابزار

60

يک وعده غذاي گياهي

 
 
گندم از گندم بروید جو ز جو

گندم از گندم بروید جو ز جو

سید عبدالحمید موحدی نائینی

 

«سال‌ها پیش در بیمارستان فیروزآبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی دکتر مظفری در اتاق عمل پیرمردی را نشانم داد که باید پایش را به‌علت عفونت می‌بریدم. دکتر گفت: «این بار من نظارت می‌کنم و شما عمل می‌کنید.» به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم؟ و دکتر گفت: «برو بالاتر.» بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت: «برو بالاتر.» بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت: «برو بالاتر» تا اینکه به بالای ران رسیدم، دکتر گفت: «از اینجا ببر. عفونت از این‌جا بالاتر نرفته.»
لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطرۀ بسیار تلخی را در من زنده می‌کرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین1 در محلۀ پامنار زندگی می‌کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی‌ها تعطیل. مردم ایران و تهران به شدت عذاب و گرسنگی می‌کشیدند و در سخت‌ترین شرایط به سر می‌بردند. عده‌ای بودند که به هر قیمتی ارزاق‌شان را تهیه می‌کردند و عده‌ای از خدا بی‌خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می‌کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا به خانۀ همسایه‌مان که دلال بود و گندم و جو می‌فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. پدرم هر قیمتی که می‌گفت همسایۀ دلال ما با لحن خاصی می‌گفت: «برو بالاتر ... برو بالاتر... .»
بعد از به هوش آمدن پیرمرد به دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: «بچۀ پامنار بودم. گندم و جو می‌فروختم؛ قبل از اینکه در شاه‌عبدالعظیم ساکن شوم ...» دیگر تحمل بقیۀ صحبت‌هایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم و روی نیمکت ولو شدم.
عرق سردی بر پیشانیم نشسته بود. ضربان قلبم شدت گرفته بود. همۀ صحنۀ دوران کودکی در ذهنم زنده شده بود. چهرۀ پیرمرد که در آن زمان جوان خوش قدوقامتی بود را به یاد می‌آوردم و همچنین طمعی که برای افزون‌طلبی و بیشتر کردن مال و منال در چهره‌اش نمایان بود. به یاد می‌آوردم که همسایه‌های آن زمان محلۀ پامنار، که اغلب از قشرهای ضعیف و آسیب‌پذیر بودند، مجبور بودند همانند پدرم جلوی انبار این مرد بروند و با التماس مقداری گندم و جو، در حد بخور و نمیر، با قیمتی بالاتر از قیمت عرف، خریداری نمایند و او با استفاده از وضعیت اسف‌بار آن زمان مملکت و بروز قحطی و گرسنگی و بیماری و مرگ و میر میلیون‌ها نفر فقط و فقط به فکر منافع خود بود ولو به قیمت نیستی این و آن.
دقایقی در سکوت صحنه‌های دوران کودکی‌ام در محلۀ پامنار و خاطرۀ رویارویی با آن جوان گندم‌فروش، که حالا با سن بالا و پای بریده روی تخت بیمارستان فیروزگر در حال تحمل درد و سختی بود، ذهنم را به خود مشغول کرد.
همان‌طور که بی‌حرکت روی نیمکت حیاط بیمارستان نشسته بودم، این پیام سعدی (606 - 690 ه.ق) مربوط به سال‌های دور که در کتاب‌های مدرسه خوانده بودم، به خاطرم آمد:
از مکافات عمل غافل نشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
ولی هیچ‌گاه انتظار نداشتم چنین مکافاتی را این‌گونه به چشم ببینم.»
داستانی واقعی بود از کتاب کلید اسرار مرتضی عبدالوهابی در مورد اینکه هر عمل چه عکس‌العملی به‌‌دنبال دارد.
قانون عمل و عکس‌العمل، که در یوگا هم به آن اعتقاد راسخ هست و آن را از جمله قوانین بی‌برو و برگرد جهان هستی می‌دانند، این روزها بعضاً ضمانت اجرایی چندانی ندارد. اگر به دور و برمان نگاه کنیم متوجه می‌شویم قانون عمل و عکس‌العمل در عصر ما کم‌‌وبیش رنگ باخته و بسیاری از آدم‌ها از آن عبور کرده‌اند و همین عاملی شده است برای اینکه در این زمان از سویی، مشکلات زیاد، ذهن‌ها پریشان، غصه‌ها فراوان و از سوی دیگر، شور و نشاط کم، خوشحالی فراموش و آرامش خیال تقریباً محال شده است.
خداوند در آیات 7 و 8 سورۀ زلزال به عملکرد ما انسان‌ها به‌صورت دقیق اشاره کرده و می‌فرماید هر کس به ازای یک ذره عمل خیری که انجام می‌دهد پاداش می‌گیرد و به ازای یک ذره عمل بدی که مرتکب می‌شود، سزای همان را خواهد دید: « فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏».
مولانا جلال‌الدین رومی (604-672 ه.ق) در 26 هزار بیت شعری که سروده و 6 دفتر مثنوی معنوی که از خود به جای گذارده به جهان هستی که در آن هر عمل را عکس‌العملی است بارها اشاره کرده و اعمال و کردار انسان را دارای بازتاب بیرونی و درونی و مادی و معنوی ‌دانسته است. مولوی بیش از آنکه به ثواب اخروی معتقد باشد به بازتاب اعمال در دنیا معتقد است تا این حد که اعتقاد دارد جهان هستی به هیچ وجه خطا نمی‌کند و گاهی شعاع تأثیر اعمال به اعقاب انسان هم می‌رسد.
استاد سخن سعدی هم در باب هفتم کتاب بوستان عملکرد انسان را نقد می‌کند و بر عمل که بدون شک عکس‌العمل را به همراه دارد این گونه تأکید می‌کند:
چو دشنام گویی دعا نشوی
به‌جز کشتۀ خویش ندروی
در فلسفۀ یوگا به قضیۀ عمل و عکس‌العمل توجه ویژه‌ای شده است؛ به طوری که از این قانون با نام کارما یاد می‌شود. قانونی که اعتقاد دارد رفتار ما انسان‌ها نیرویی ایجاد می‌کند که چگونگی مسیر زندگی‌مان را تعیین می‌نماید. به عبارت دیگر، قانون کارما می‌گوید هر کاری که انجام می‌دهیم نتیجۀ آن به خودمان بازمی‌گردد.
قبلاً بارها در مجله از قانون کارما یا عمل و عکس‌العمل مطلب نوشته‌ایم، این قانون تغییرناپذیر کائنات آن‌قدر مهم است که هر چه روی آن بیشتر تأکید شود باز هم کم است و باید ده‌ها و بلکه صدها بار در ذهن‌ها مرور شود تا زمانی که قصد انجام دادن کاری را داریم قبل از انجام کارمای آن را هم در نظر بگیریم.
همان‌گونه که خوانندگان محترم مجله مطلعند، بر اساس قانون کارما هر عملی واکنشی و هر واکنشی واکنش دیگری به دنبال دارد و این چرخه دائماً تکرار می‌شود. قانون کارما می‌گوید: «شما در هر حال و روزی که باشید در آسمان‌ها یا روی زمین، پشت محکم‌ترین قفل‌ها یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود به شما بازمی‌گردد.» این قانون اعتقاد دارد هر نیتی که می‌کنیم یا هر عملی که انجام می‌دهیم در جهان هستی منتشر می‌شود و عکس‌العملش امروز یا فردا به خود ما بازمی‌گردد و در واقع باعث جذب آن فکر یا عمل می‌شویم و آنچه امروز از خوب و بد به سرمان می‌آید نتیجۀ نیات و اعمال خوب و بد قبلی ماست.
بر اساس این قانون، اعمال فعلی اطرافیان و جامعه با ما تأثیر و اثر اعمال قبلی خود ماست.
البته همیشه دربارۀ قوانین هستی ابهاماتی وجود دارد. مثلاً در مورد همین قانون ممکن است این سؤال برای‌مان پیش آید که چرا ما به هر کس خوبی می‌کنیم، او به ما بد می‌کند؟ قطعاً ما اشتباه می‌کنیم و این ذهنیت ماست. بدین‌ترتیب آیا می‌توان نتیجه گرفت قانون کارما اشتباه می‌کند؟ با اطمینان خاطر می‌گوییم قانون کارما اشتباه نمی‌کند.
پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که من و شما توقع داریم جواب کارمای خود را از همان فردی که به او خوبی کرده‌ایم بگیریم، اما باید بدانیم وقتی ما عمل خوبی انجام می‌دهیم عکس‌العمل خوبی که به خاطر آن کار تولید می‌شود وارد جهان هستی می‌شود و جهان هستی آن را به من و شما برمی‌گرداند.
در واقع ما به جهان هستی خوبی می‌کنیم و این جهان هستی است که خوبی را به من و شما برمی‌گرداند. ما باید اطمینان داشته باشیم که جهان هستی نتیجۀ کار خوب ما را در بهترین زمان و مکان به ما برمی‌گرداند. شاید امروز به خاطر کار خوبی که انجام داده‌ایم کارمای خوبی تولید و به جهان هستی ارسال کرده باشیم که در این‌صورت در زمان و مکان مناسب نتیجۀ آن را دریافت می‌کنیم. حتی ممکن است خودمان متوجه نشویم. اتفاق خوبی که برای ‌ما افتاده جواب آن کار خوب بوده است.
سعدی شیرازی چه زیبا به این مطلب اشاره کرده و می‌گوید:
تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
بعضی وقت‌ها این سؤال برای‌مان پیش می‌آید که اگر چنین قانونی در جهان هستی حکمفرماست چرا آدم‌های بد مجازات نمی‌شوند؟
خیلی از ما به زندگی دیگران نگاه می‌کنیم و دربارۀ قانون کارما قضاوت می‌کنیم. مثلاً کسی را می‌بینیم که به دیگران ظلم می‌کند و زندگی خوبی دارد و نتیجه می‌گیریم قانون کارما یا وجود ندارد یا خوب کار نمی‌کند. اما باز هم اشتباه می‌کنیم. برای توضیح دلیل این ادعا باید به این دو نکته توجه کنیم:
نکتۀ اول اینکه من و شما از درون افراد خبر نداریم. در داستان‌ها آمده است روزی حضرت موسی از خداوند سؤال می‌کند: «چرا فرعون را به‌خاطر ستم‌هایی که می‌کند عذاب نمی‌کنی؟» خداوند پاسخ می‌دهد: «فرعون هر روز در قصر خود تعداد زیادی از بندگان من را سخاوتمندانه اطعام می‌کند.» بنابراین وقتی از تمام مسائل زندگی دیگران اطلاع نداریم نمی‌توانیم قضاوت کنیم که آیا قانون کارما دربارۀ او به درستی عمل کرده است یا نه؟
و اما نکتۀ دوم اینکه همان‌گونه که اشاره کردیم قانون کارما پاسخ مثبت را در زمان و مکان مناسب و به نحوی شایسته می‌دهد.
در حکایت‌ها نقل می‌شود: مرد ثروتمندی گوسفندان بسیاری داشت. وقتی می‌خواست شیر آن‌ها را بفروشد شیر را با آب مخلوط می‌کرد. چوپان او همیشه می‌گفت: این کار را نکن، اما مرد ثروتمند اعتقاد داشت کسی نمی‌فهمد و اتفاقی نمی‌افتد. تا اینکه روزی سیلی تمام دارایی‌های مرد ثروتمند را برد. مرد ثروتمند از اینکه تمام دارایی‌هایش از بین رفته در بهت و ناباوری فرو رفت. چوپان به او گفت: «آب‌هایی که به شیرها اضافه کرده بودی جمع شد و به یکباره تمام دارایی‌ات را برد.»
گاهی اوقات قانون کارما نتیجۀ کارهای ما را جمع می‌کند و یک جا جواب آن را به ما می‌دهد.
نظامی گنجوی (537-607 ه.ق)، شاعر و داستان‌سرای قرن ششم هجری، در کتاب خسرو و شیرین، قضیۀ مردی که در بالا گفته شد را این‌گونه زیبا بیان می‌کند:
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
سؤال دیگری که پیش می‌آید این است که آیا هر چقدر خوبی کنیم به همان میزان جواب می‌گیریم؟ جوابی که جهان هستی به واسطۀ قانون کارما به ما می‌دهد متناسب با میزان خوبی یا بدی تولید شده از کار ماست. برای شفافیت بیشتر موضوع مثالی می‌زنیم. مثلاً ما با نیت خیر به کسی یک میلیون تومان کمک می‌کنیم. این تصور که قانون کارما همین مبلغ را به ما بازمی‌گرداند اشتباه است. اگر این کمک گره بزرگی را از کسی باز کند، احتمال دارد جوابی به مراتب بیشتر دریافت کنیم. این جواب می‌تواند از نوع مادی یا غیرمادی باشد. یا مثلاً روزی کسی یک اسباب بازی را از کودکی بگیرد. هر چند این کار به نظر کار خیلی بدی نمی‌آید، اما احتمال دارد همین کار کوچک تأثیر بدی بر ذهن آن کودک بگذارد. بنابراین قانون کارما باعث می‌شود جهان هستی پاسخی به اندازۀ تأثیر بدی که عمل آن فرد ایجاد کرده است به او بدهد.
با الهام از مطالب گفته شده و برای اینکه کارمای خوبی از خود بر جای بگذاریم باید تصمیم بگیریم نخستین قدم‌ها را به سوی انسان بی‌عیب شدن برداریم و نه قدم‌های بلندی به سوی برشمردن عیوب یکدیگر.
اگر به این پیام عارف بزرگ شرق  معتقد باشیم که می‌گوید: «تولد، رشد، بیماری، پیری، مرگ و نرسیدن به خواسته‌ها و آرزوها، در این دو روز عمر، همگی رنج است و خاستگاه رنج تمایلات نفسانی است و توقف رنج با بریدن از تمایلات نفسانی حاصل می‌شود که نهایتاً ما را به دیدگاه درست، نیت درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، اندیشۀ درست و تمرکز درست می‌رساند.» و از هم‌‌اکنون آن‌ را سرلوحۀ زندگی‌مان قرار دهیم می‌توانیم این اطمینان را داشته باشیم که جهان هستی کارمای خوبی برای‌مان به ارمغان خواهد آورد.
داستان پیرمرد گندم‌فروش که ذره ذره پایش تا بالای ران قطع شد این درس بزرگ را به ما می‌دهد که ذره ذرۀ اعمال ما در عالم هستی سنجیده می‌شود و سپس نتیجۀ آن یا ذره ذره یا یک‌جا به ما بازگشت داده می‌شود.
چه خوب است در پایان این پیام صائب تبریزی (1000-1086 ه.ق)، نامدارترین شاعر زمان صفویه، را آویزۀ گوش‌مان کنیم و همواره به قانون کارما یا عمل و عکس‌العمل پایبند باشیم و به آن عمل نماییم تا از آرامش و راحتی بیشتری در دو روز عمر برخوردار گردیم:
غافل مشو ز سنگ مکافات روزگار
در عمر خویش اگر دل موری شکسته‌ای


 

مدیتیشن  مروری بر تکنیک‌های مدیتیشن

مدیتیشن
مروری بر تکنیک‌های مدیتیشن

مدیتیشن یک تمرکز ساده نیست، بلکه نوع خاصی از یک تمرکز درونی است. مدیتیشن را نمی‌‌توان کاملاً خارج از اصول و قواعد در نظر گرفت، این فرایند مرحله‌ای در تمرکز است که تقریباً در تمامی مسیرهای معنوی متداول است. هر سادانا یا هر مسیر معنوی ممکن است به شکل متفاوتی آغاز شود، اما تمام آن‌ها دارای مرحله‌ای معادل و شبیه مدیتیشن هستند. نامی که به این مرحله داده می‌شود در مسیرهای مختلف، با هم متفاوت است. فارغ از نام‌ها، این مرحله در اصل به معنای یک آگاهی تفکری است. یوگای پاتانجلی با تصفیه و پاکسازی ذهن، کنترل تنفس و وضعیت بدن آغاز می‌شود و سپس به سمت خارج کردن ذهن از اشیاء جهان خارج (پراتی‌آهارا)، ثابت کردن ذهن روی یک مرکز خاص (دهارانا)، منتهی می‌شود و آنگاه مدیتیشن (دهیانا) پدیدار می‌شود.

بهترین روش تنفسی برای مدیتیشن

بیشتر بزرگسالان به‌هنگام تنفس، قسمت بالای سینه‌شان (و نه شکم) را حرکت می‌دهند. برای مدیتیشن و یوگا، بهترین شکل تنفس از راه دیافراگم است. این روش اکسیژن بیشتری به خون می‌رساند و ذهن را نیز آرام می‌کند. زمانی که به تنفس دیافراگمی عادت کردید، الگوی پیش‌فرض تنفسی‌تان تغییر می‌کند، آن هم نه فقط در جلسات مدیتیشن، بلکه در تمام طول روز. بعد از آن اگر دوباره تنفس‌ سینه‌ای را امتحان کنید، متوجه تفاوت زیاد این دو نوع تنفس خواهید شد.
تنفس شکمی و تنفس دیافراگمی (این دو تنفس یکی نیست و تفاوت‌هایی با هم دارد) هر دو بهتر است از قسمت بالای سینه انجام شود. یوگی‌ها هزاران سال است که به این امر واقفند، ولی علم به تازگی به مزایای این شیوه پی برده است.
بازمی‌گردیم به موضوع مدیتیشن. مدیتیشن دو نوع است: ذهنی و شیئی.
مدیتیشن شیئی تمرکز ذهن روی یک شیء است. آن شیء می‌تواند یک مجسمه، چراغ، آسمان یا کیفیت‌هایی مثل عشق، دوستی یا قدرت باشد. در این موارد، آگاهی با نیروی اراده روی آن شیء متمرکز می‌شود. مدیتیشن شیئی، اوپاسانا نامیده می‌شود.
اما در مدیتیشن ذهنی که نیدیدهیاسنا  یا آتماویکارا نام دارد، هیچ‌ تمرکز آگاهی یا به‌کارگیری نیروی اراده وجود ندارد. بلکه اتفاقی که می‌افتد تلاش برای جستجوی منبع آگاهی است. یعنی شخص «منِ» خویش را در ریشه‌هایش جستجو می‌کند. در این فرایند، نفس به جای اینکه به سمت شیء برود، خود را از همه‌چیز جدا می‌کند و به منبع اصلی خود (یعنی خداوند) می‌پیوندد.

 

مدیتیشن شیئی با توجهِ متمرکز

عبارت است از متمرکز کردن توجه روی یک شیء در تمام طول مدیتیشن. این شیء می‌تواند تنفس، یک مانترا (ذکر)، یک تصویرسازی، بخشی از بدن، یک شیء خارجی و ... باشد. فرد هر چه بیشتر پیشرفت کند توانایی‌اش در حفظ جریان توجه بر شیء مورد نظرش قوی‌تر می‌شود، حواسش کمتر‌ پرت می‌شود و اگر هم بشود دوام زیادی ندارد. در طی زمان هم عمق و هم ثبات توجه افزایش می‌یابد.
ساماتا، برخی فرم‌های زاذن، مدیتیشن مهربانی عشق‌ورزانه، مدیتیشن چاکرا، مدیتیشن کندالینی، مدیتیشن صوتی، مدیتیشن مانترا، پرانایاما و .... نمونه‌هایی از این نوع مدیتیشن است.

 

مدیتیشن تماشای آزاد

در این نوع مدیتیشن به‌جای متمرکز کردن توجه روی یک شیء خاص، توجه‌مان را کاملاً آزاد می‌گذاریم و بدون هیچ‌گونه قضاوت، پیش‌داوری و وابستگی به تماشای تمام جنبه‌های تجربه‌مان می‌پردازیم. تمام ادراکات اعم از درونی (افکار، احساسات، خاطرات و ...) و بیرونی (اصوات، بوها و ...) شناسایی شده و همان‌طور که هستند دیده می‌شوند. این یک فرایند تماشای غیرواکنشی لحظه به لحظۀ محتوای تجربیات است با این تأکید که به هیچ‌وجه نباید به درون آن‌ها رفت. مدیتیشن ذهن‌آگاهی، ویپاسانا6 و برخی از انواع مدیتیشن تائوییست  در این دسته مدیتیشن جای می‌گیرند.

 

حضور بدون تلاش

وضعیتی است که توجه روی هیچ‌چیز خاصی متمرکز نیست، بلکه روی خودش قرار دارد. آرام، خالی، یکنواخت و خویشتن‌گرا. ما همچنین می‌توانیم آن را «آگاهی غیرانتخابی» یا «وجود ناب» بنامیم. بیشتر نقل‌قول‌هایی که در مورد مدیتیشن وجود دارد از این حالت صحبت می‌کنند.
این حالت در واقع اصلی‌ترین هدفی است که پشت انواع مختلف مدیتیشن‌هاست و خودش یک نوع مدیتیشن به حساب نمی‌آید. تمام تکنیک‌های سنتی مدیتیشن قبول دارند که شیء موردتمرکز و حتی فرایند تماشا، تنها وسیله‌ای برای آموزش دادن و ورزیده کردن ذهن است طوری که بتوان صلحی بدون تلاش و درونی و حالت‌های عمیق‌تر آگاهی را با آن کشف کرد. در نهایت هم شیء مورد تمرکز و هم خود فرایند پشت سر گذاشته می‌شوند و تنها چیزی که باقی می‌ماند خودِ حقیقی شخص به شکل یک «حضور مطلق» است.

 

مدیتیشن مانترا

ابتدا باید تعریفی از مانترا داشته باشیم. مانترا یک واژۀ سانسکریت است به معنای ذکرکه از دو بخش «مان» (به‌معنای «ذهن» یا «فکر کردن») و «ترای» (به‌ معنای «محافظت کردن» یا «آزاد کردن» یا «ابزار») تشکیل شده است. بنابراین مانتراها ابزارهای ذهن یا ابزارهایی برای آزادسازی و محافظت از ذهن هستند.
مانتراها در واقع کلمات یا عبارت‌هایی هستند که پشت سر هم بارها و بارها زمزمه و تکرار می‌شوند. به‌جز بار معنایی که مانتراها می‌توانند داشته باشند، ارتعاشات صوتی‌ای که این کلمات ایجاد می‌کنند نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. ما مانتراها را به دفعات زیادی تکرار می‌کنیم چراکه گفته می‌شود مانترا با هر بار تکرار، نیروی دوباره‌ای آزاد می‌کند. هر بار که مانترا تکرار می‌شود ذهن بیشتر به لحظه‌ای که در آن است گره می‌خورد و این باعث می‌شود در افکار دیگر سرگردان نشود.

 

شیوۀ سنتی مانتراخوانی

بیان کلامی: ابتدا باید آن را با صدای بلند خواند. این کار بخش زیادی از حواس شما را درگیر می‌کند و باعث می‌شود راحت‌تر بتوانید توجه‌تان را متمرکز کنید.
زمزمه کردن: لب‌ها و زبان تکان می‌خورند، اما صدای چندانی از آن‌ها بیرون نمی‌آید. این مرحله ظریف‌تر و عمیق‌تر از مرحلۀ قبل است.
قرائت ذهنی: مانترا را تنها درون ذهن‌تان تکرار می‌کنید. در ابتدا طبیعتاً گلو و زبان‌‌تان تکان‌هایی دارد، اما به مرور زمان این تکان‌ها از بین می‌روند و این فعالیت تنها به یک فعالیت ذهنی تبدیل می‌شود. این مرحله همانی است که افراد معمولاً به‌عنوان مدیتیشن مانترا می‌شناسند.
گوش دادن همزمان: در این مرحله شما دیگر مانترایی را تکرار نمی‌کنید، بلکه مانترا خودش به طور مداوم و یکریز در ذهن‌تان ادامه پیدا می‌کند. دیگر لازم نیست نگران بلندی صدا، سرعت و ... باشید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که به مانترا، به هر شکلی که در ذهن‌تان ادامه پیدا می‌کند، فقط گوش دهید.

 

تنفس در حین مانتراخوانی

می‌توانید مانترا را با ریتم تنفس‌تان هماهنگ کنید. بعضی از گزینه‌ها به قرار زیر هستند:
هم دم و هم بازدم: اگر مانترای شما مانتری کوتاهی باشد می‌توانید آن را یک بار با دم و یک بار با بازدم‌ تکرار کنید. همچنین می‌توانید سرعت را بالا برده و سه بار با دم و سه بار با بازدم تکرارش کنید. این تعداد را می‌توانید بسته به سرعت و توان تنفسی‌تان کم و زیاد کنید. اما اگر مانترای‌تان طولانی است می‌توانید نصف آن را با دم و نصف دیگر را با بازدم ادا نمایید.
تنها بازدم: در هنگام دم ساکت باشید و مانترا را تنها در زمان بازدم تکرار کنید.
بدون توجه به تنفس: تنها روی مانترا تمرکز کنید و کاری به تنفس نداشته باشید. در گذر زمان، تنفس به طور طبیعی خودش با ریتم مانترا هماهنگ می‌شود.

 

ذهن در حین مانتراخوانی

ذهن‌تان را به‌طور کامل با مانترا یگانه و متحد کنید. با آن یکی شوید. کاری کنید که تمام توجه‌تان معطوف به آن شود. یک روش برای آسان شدن کار این است که احساسی مانند توجه، کنجکاوی، سپاسگزاری، احترام یا هر احساس دیگری که به مانترای‌تان مربوط می‌شود را در تمرین‌تان قرار دهید.

 

چگونگی انجام کار

مدیتیشن از راه مانترا نیز همانند بیشتر سبک‌های مدیتیشن به حالت نشسته، با چشمان بسته و در حالی‌که ستون فقرات کاملاً صاف و کشیده است، انجام می‌گیرد.
سپس فرد باید در سکوت در کل جلسۀ مانتراخوانی، مانترایش را در ذهن تکرار کند.
گاهی این فرایند با آگاهی از تنفس و هماهنگی با آن نیز همراه می‌گردد.
وقتی در حال تکرار مانترا هستید، یک ارتعاش در شما به‌وجود می‌آید که باعث می‌شود ذهن‌تان سطوح عمیق‌تری از هوشیاری را تجربه کند.
مانتراها را می‌توانید به‌صورت زمانی یا به صورت تعدادی انجام بدهید. مثلاً می‌توانید بگویید نیم ساعت مانترا انجام می‌دهم و یا می‌توانید تعداد تکرارهای‌ خود را تعیین کنید. تعداد تکرار مانترا به‌شکل سنتی 108 یا 1008 مرتبه است. برای تکرار 1008 مرتبه‌ای مانتراها، از تسبیح استفاده می‌شود.
مدیتیشن همراه با مانترا باعث می‌شود بهتر بتوانید حالت تفکری و مدیتیشنی خود را در زندگی روزمره‌تان وارد کنید. در حال انجام هر فعالیتی که باشید، می‌توانید این کار را انجام دهید. تنها کافی است مانترا را در ذهن‌تان تکرار کنید.

 

مدیتیشن‌های یوگایی

یک نوع مدیتیشن خاص با نام مدیتیشن یوگایی وجود ندارد، بلکه در سنت یوگا، مدیتیشن‌های متعددی آموزش داده می‌شود. یوگا به‌معنای اتحاد و یگانگی است. قدمت آن به 1700 سال پیش از میلاد بازمی‌گردد و متعالی‌ترین هدفش تهذیب معنوی و خودشناسی بیان شده است. یوگای کلاسیک به قوانین رفتاری (یاما و نیاما)، حرکت‌های فیزیکی (آسانا)، تمرینات تنفسی (پرانایاما) و شیوه‌های تفکری مدیتیشن (پراتی‌آهارا، دهارانا، دهیانا، سامادهی) تقسیم می‌شود.
سنت یوگا قدیمی‌ترین سنت مدیتیشن روی زمین است و بیشترین تنوع در شیوه‌های عملکردی را دارد.

 

چگونگی انجام کار

در اینجا به چند نوع مدیتیشن که در یوگا انجام می‌شود اشاره شده است. متداول‌ترین و جهانی‌ترین مدیتیشن یوگایی «مدیتیشن چشم سوم» است. سایر روش‌های رایج تمرکز بر چاکرا، تکرار مانترا، تجسم نور یا مدیتیشن‌های خیره شدن هستند.
مدیتیشن چشم سوم: این روش شامل معطوف کردن توجه به «فاصلۀ بین دو ابرو» است که برخی به آن «چشم سوم» یا «آجنا چاکرا» می‌گویند. توجه را باید مدام به این نقطه هدایت کرد و از آن به‌عنوان وسیله‌ای برای خاموش‌سازی ذهن بهره بردتا فاصله‌های سکوت ذهن گسترده و عمیق‌تر گردند. گاهی این فرایند با نگاه کردنِ فیزیکی (البته با چشمان بسته) به آن نقطه همراه می‌شود.
مدیتیشن چاکرا: در این شیوه شخص روی یکی از هفت چاکرا (مراکز انرژی) متمرکز می‌شود و معمولاً برای هر چاکرا یک تصویرسازی می‌کند یا مانترای خاصی می‌خواند. این نوع مدیتیشن معمولاً روی چاکرای قلب، چشم سوم و چاکرای تاجی انجام می‌شود. برای انجام این کار باید برای هر چاکرا، مانترای خاص همان مرکز را تکرار کرد. چاکراهای اصلی و مانتراهای آن‌ها عبارت‌اند از.
چاکرای ریشه: لام
چاکرای خاجی: وام
چاکرای شبکۀ خورشیدی: رام
چاکرای قلب: یام
چاکرای گلوگاه: هام
چاکرای چشم سوم: اوم
چاکرای تاجی: سکوت
اصطلاح فنی این شیوه، چاکرامانترادهارانا است.
مدیتیشن خیره شدن: در این روش نگاه را به یک جسم خارجی، معمولاً یک شمع، تصویر یا یک سمبل، می‌دوزند. این کار ابتدا با چشم‌های باز انجام می‌شود، ولی بعد باید چشم‌ها را بست تا ذهن هم تمرکز را یاد بگیرد و هم تصویرسازی و تجسم را. بعد از بستن چشم‌ها باید همچنان تصویر آن شیء را در چشم ذهن‌تان نگه دارید. این نوع مدیتیشن بسیار مهم و پرقدرت است.
مدیتیشن کندالینی: این نوع مدیتیشن سیستم پیچیده‌ای دارد که هدف اصلی‌اش بیدارسازی انرژی کندالینی خفته در انتهای ستون فقرات، رشد مراکز انرژی بدن و در نهایت روشن‌بینی است. البته این شیوه با خطرات متعددی همراه است و نباید بدون راهنمایی یک یوگی کارآزموده، وارد آن شد.
کریایوگا: این شیوه شامل یک‌سری تمرینات انرژی دهندۀ مدیتیشن و تنفس است و بیشتر برای افرادی مناسب است که طبیعت مذهبی دارند و به‌دنبال جنبه‌های روحانی مدیتیشن هستند. برای یاد گرفتن این شیوه، می‌‌توانید از درس‌های خودشناسی بهره بگیرید.
مدیتیشن صوتی (نادایوگا): این روش تمرکز کردن روی اصوات است. ابتدا با مدیتیشن روی اصوات خارجی مانند موسیقی آرام‌بخش محیطی آغاز می‌شود که پرتوجو از طریق آن تمام توجهش را معطوف به شنیدن می‌کند و با استفاده از آن ذهنش را آرام و ساکت می‌کند. سپس این عمل تبدیل می‌شود به گوش دادن به صداهای درونی ذهن و بدن. هدف نهایی این مدیتیشن، گوش دادن به «صوت غایی» (پارا نادا) است که صدایی بدون
 ارتعاش است.
شاید ساده‌ترین شکل مدیتیشن، مدیتیشن «چشم سوم» باشد که روشی آسان با قابلیت بازدهی سریع است. برای انواع دیگر، نیاز به تعالیم بیشتری خواهید داشت. چه از طریق مربی و چه از طریق کتاب‌ها. علاوه بر آن، پرانایاما چیزی است که هر کسی می‌تواند از آن بهره ببرد.

 

خودارزیابی و مدیتیشن روی «من هستم»

خودارزیابی که ترجمۀ کلمۀ سانسکریت «آتما ویچارا8» است در واقع به معنای بررسی و تفحص در ماهیت واقعی‌مان برای یافتن پاسخ «من که هستم؟» است و با دانش صحیح‌مان در مورد موجودیت و شخصیت واقعی‌مان به اوج خود می‌رسد. در متون کهن هند، رد پای این نوع مدیتیشن را بسیار می‌بینیم.
طریقۀ انجام کار
روش کار بسیار ساده و در عین حال بسیار ظریف است. در توضیح ممکن است کمی انتزاعی به‌نظر آید. ذهن‌تان را باید روی «احساسِ بودن» متمرکز کنید طوری که یک «من هستمِ» غیرکلامی درون‌تان بتابد. آن را همان‌طور ناب و خالص نگه دارید و با هیچ حس دیگری در نیامیزید.
در تمام انواع مدیتیشن‌ها، من (یعنی خودِ شما) روی چیزی متمرکز است، چه درونی و چه بیرونی. چه فیزیکی و چه ذهنی. در فرایند خودارزیابی، من درواقع روی «خودش» متمرکز است، روی فاعل. این توجه است که به سمت منشأ و منبع اصلی برمی‌گردد.
پیشنهادهای کلی در مورد نحوۀ قرارگیری بدن و چگونگی فضا و محیط می‌تواند سودمند باشد، اما انجام دادن این مدیتیشن نیاز به قرار گرفتن در وضعیت خاصی ندارد.

 

مدیتیشن هدایت شده

این نوع مدیتیشن به نوعی یک پدیدۀ مدرن است. تمرین مدیتیشن به‌طور کلی به مقداری اراده و عزم راسخ نیاز دارد. در گذشته افرادی که مدیتیشن می‌‌کردند تعهد و اعتقاد بیشتری به آن و اید‌ئال‌های سطح بالایی برای رسیدن به انگیز‌ه‌های‌ خود داشتند. زندگی‌شان ساده‌تر بود و چیزهای کمتری در اطراف‌شان حواس‌شان راپرت می‌کرد.
طریقۀ انجام کار
این نوع مدیتیشن غالباً در شکل فایل‌های صوتی و گاهی تصویری انجام می‌شود. مدیتیشن‌های هدایت شده در یکی از دسته‌بندی‌های زیر قرار می‌گیرند (البته با مقداری هم‌پوشانی):
 روش سنتی: در این نوع فایل‌های صوتی، صدای مربی می‌آید که روش کار را طوری برای‌تان شرح می‌دهد که بتوانید در یک حالت تفکری و مدیتیشنی قرار بگیرید. سکوت‌ها بیشتر از صداهاست و اغلب موارد خبری از موسیقی نیست. هدف از استفاده از این روش، رشد دادن و عمق بخشیدن به خودِ تمرین به همراه تمام مزایای دیگری است که با این شیوه به دست می‌آید.
 تصویرسازی هدایت شده: در این روش از قدرت‌های تصویرسازی و تجسم مغز استفاده می‌شود و شخص به سمت تخیل کردن یک شیء، یک هویت، یک منظره، یا یک سفر هدایت می‌گردد. هدف از این شیوه معمولاً فرایند شفابخشی و ریلکسیشن است.
 ریلکسیشن و اسکن بدن: این روش به شما کمک می‌کند به ریلکسیشن و رهایی عمیقی در کل بدن‌تان دست یابید. این فایل‌ها عمدتاً با یک موسیقی زهی آرامش‌بخش یا اصوات طبیعت همراهند. به این‌ روش یوگانیدرا گفته می‌شود و هدف از آن ریلکسیشن و آرامش است.
 اظهارات قطعی: این شیوه معمولاً با تصویرسازی‌های هدایت شده و ریلکسیشن همراه است و هدف از آن قرار دادن و کاشتن پیامی در ذهن‌تان است.
اگر فکر می‌کنید مدیتیشن سنتی کمی برای‌تان سخت است یا نمی‌دانید کارتان را از کجا شروع کنید، مدیتیشن‌های هدایت شده می‌تواند راهگشای شما باشد و می‌توانید با آن‌ها شروع کنید. اگر هم به دنبال تجربۀ خاص و ویژه‌ای هستید (مثل افزایش عزت‌نفس، گذراندن دوران رنج و سختی) باز هم همین مدیتیشن هدایت شده برای‌تان مناسب است.

 

مدیتیشن ذن (زاذن)

زاذن در زبان ژاپنی به معنای «ذن نشسته» یا «مدیتیشن نشسته» است.
طریقۀ انجام کار:
به‌طور کلی این تمرین بر روی تشکچه یا مت پهن شده روی زمین و به‌صورت چهارزانو انجام می‌شود. در گذشته در حالت لوتوس یا نیمه‌لوتوس می‌نشستند، اما امروزه نیازی به این وضعیت نیست. مهم‌ترین نکته این است که قسمت پشت بدن از لگن تا پشت گردن کاملاً صاف و کشیده باشد. دهان بسته و چشم‌ها باید به سمت پایین باشند طوری که نگاه خیرۀ فرد به زمین مقابلش دوخته شود.

تمرکز بر تنفس:
 تمام توجه‌تان را معطوف به حرکت نفس‌هایی که به بینی داخل و از آن خارج می‌شوند، کنید.
 با دم از 10 شروع کنید و یک عدد به عقب بشمارید.
 بازدم کنید و از 9 به عقب برگردید. همین شیوه را ادامه دهید تا به 1 برسید.
 وقتی به 1 رسیدید دوباره از 10 شروع کنید.
 اگر حواس‌تان پرت شد و شمارش‌تان را گم کردید، به آرامی دوباره حواس‌تان را به عدد 10 بیاورید و دوباره از آنجا شروع کنید.

 

شیکانتازا (فقط نشستن)

 در این شیوه، از هیچ شیء خاصی برای مدیتیشن استفاده نمی‌کنند. تنها کاری که شخص انجام می‌دهد این است که تا جایی که امکان دارد در لحظۀ حال قرار می‌گیرد، چیزهایی که در ذهن و اطرافش می‌آیند و می‌روند را مشاهده می‌کند و به آن‌ها آگاه می‌شود، اما روی هیچ یک از آن‌ها مکث نمی‌کند و نمی‌ماند. این یک نوع مدیتیشن حضور بدون تلاش است.

 

مدیتیشن ویپاسانا

ویپاسانا یک ویژۀ بودایی به معنای «بینش» و «دید صحیح» است. این یک تکنیک سنتی شرقی است که به 4 قرن پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. ویپاسانا مدیتیشن بسیار خوبی برای کسانی است که می‌خواهند در جسم و بدن‌شان مستقر شوند و فرایندهای عملکردی ذهن‌شان را درک کنند.
طریقۀ انجام کار
 روی تشکچه‌ای به‌صورت چهارزانو بر زمین بنشینید و ستون فقرات‌تان را صاف و کشیده نگه دارید. اگر بخواهید از صندلی نیز می‌توانید استفاده کنید، اما کمرتان را نباید به چیزی تکیه دهید.
 از طریق تمرین سامانا، تمرکز کنید. این کار معمولاً از طریق آگاهی بر تنفس، حاصل می‌شود.
 تمام توجه‌تان را لحظه به لحظه روی حرکت نفس‌ها متمرکز کنید.
 به تمام حرکت‌های ظریفی که در بالا و پایین رفتن‌های شکم‌تان حس می‌کنید، توجه نمایید. یا می‌توانید روی هوایی که از سوراخ‌های بینی‌تان می‌گذرد و به پوست لب بالایی‌تان می‌خورد، تمرکز کنید. البته این کار نیاز به تمرین بیشتری دارد و کمی پیچیده‌تر است.
 توجه باید کاملاً روی شییء مورد تمرکز (یعنی تنفس) باشد. تمام افکار و احساسات دیگر تنها یک سری چیزهای «پس‌زمینه‌ای» هستند.
 سپس زمانی که فرد به تمرکز می‌رسد، آنگاه توجه به شیء تمرینی برمی‌گردد.
 و در نتیجه خویشتن‌داری، آرامش و آزادی درونی حاصل می‌شود.

 

منبع: اینترنت

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :