0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره55 - خرداد و تیر

دوماهنامه شماره55 - خرداد و تیر

 قیمت

فهرست مقالات

صفحه

عنوان

2

مناسبت‌ها

3

سرمقاله

3

سخن مدیر مسئول

6

خورشید درمانی

8

6 دلیل سیرشدن و 1 دلیل سیر نشدن

10

گفتمانی پیرامون واستوشاسترا (معماری ودایی)

12

مغز کنترل کننده

14

سوی منفی نفس

16

پاهای سالم

18

سوزن کوچک درمان گر

20

با بلوکه شدن کدام یک از چاکراها زندگی ما دچار مشکل می شود؟

22

از منیت تا خویشتن

24

تمرینات علمی یوگا برای کمر درد

26

معرفی پردرآمدترین ورزشکاران جهان

28

پرتوی از یوگا

30

درمان های طبیعی برای بیماری های زنان

34

غلبه بر پیری با تمرینات یوگا

36

من و من

38

قلیان یا سیگار فرقی نمی کند

40

با پیشکسوتان یوگای ایران آشنا شوید

42

سفر را آغاز کن

44

آن چه یک معلم یوگا باید بداند

46

ورزش دشمن فشار خون بالا

48

افسردگی بلای جان و روان (یوگا راهی برای غلبه بر آن)

48

معرفی کتاب

49

اخبار ماه

50

مدیتیشن

52

کندالینی یوگا و شاکتی پات

54

یوگا و توصیه هایی برای پیشگیری از سالمندی زودرس

56

بخش ارتباط با خوانندگان

 

سوی منفی نفس( من ذهنی)

مهرزاد اسدی


بخش پایانی
یکی دیگر از ترفندهایی که من‌ذهنی در مورد انسان‌های مختلف به‌کار می‌برد این است که عیوب انسان‌ها را در چشم آنان کوچک و بی‌اهمیت می‌نماید، اما در مورد عیوب دیگران بزرگ‌نمایی کرده و آنها را غیر قابل بخشش و مستوجب عذاب و عقاب جلوه می‌دهد. این مسأله باعث می‌شود که انسان از توجه به خویش غافل شده و به جای آن‌که گوهر گران‌بهای عمر را صرف برطرف‌کردن عیب‌های خود نماید به دیگران بپردازد. در این حالت انسان اصلاً عیب‌هایی را که در وجود او است نمی‌بیند هرچند که این عیب‌ها در نظر دیگران عیوبی بزرگ و قابل‌توجه باشند. به‌عبارت‌دیگر من‌ذهنی همواره سعی می‌کند که توجه ما را از درون خویش و اصلاح و پاک‌سازی آن از بدی‌ها، مسائل منفی و عیوب مختلف به سمت دنیای بیرون هدایت کند و بدین‌وسیله فرصت تأمل، تفکر و مداقه بر مسائل آشکار و پنهان در وجود خویش را از ما گرفته و در‌واقع ما را از درون‌نگری، که منجر به اصلاح و بازسازی وجود می‌گردد، به برون‌نگری و توجه به مسائلی که در حقیقت  ارزش بنیادین و واقعی ندارند سوق دهد:
هرکسی گر عیب خود دیدی زپیش                       کی بدی فارغ وی از اصلاح خویش
    غافلند این خلق از خود ای پدر                             لاجرم گویند عیب همدگر
در دنیای پرشتاب امروز این برون‌نگری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حجم انبوه اطلاعات برخلاف گذشته فرصت تأمل و تفکرات عمیق را از انسان سلب کرده است. ذهن ما انبوهی از اطلاعات و مطالب گوناگون، متنوع و گاه متضاد را با خود حمل کرده و به همین دلیل در بسیاری از موارد سنگین و کند عمل می‌کند. همراهی با این اطلاعات و داده‌ها نیاز به مراقبت ذهنی داشته و فرصت دقت، تأمل و به عمق رفتن را از انسان می‌گیرد. به‌دلیل تنوع و گوناگونی اطلاعات، دیده‌ها، شنیده‌ها و همچنین حس تنوع‌طلبی من‌ذهنی، انسان فرصت اندکی برای تحلیل آنچه که می‌بیند و می‌شنود داشته و نمی‌تواند با این فرصت اندک به تجزیه و تحلیل پرداخته و عمق دانش و اطلاعات کسب‌شده را افزایش دهد. ضمن‌آن‌که بخش اعظم این اطلاعات داده‌هایی بی‌ارزش و بی‌محتوا هستند که هیچ کمکی به انسان نخواهند کرد جز آن‌که حس تنوع‌طلبی من‌ذهنی را ارضا نمایند و البته خو گرفتن انسان به این شیوه‌ی زندگی نیز نتیجه‌ای جز رو به قهقرا رفتن او نخواهد داشت. او همواره با یک شتاب جنون‌آمیز برای تجربه‌ی مسائل مختلف و کسب اطلاعات گوناگون حرکت می‌کند به‌گونه‌ای که دیگر توانایی مکث، تأمل و درون‌نگری از او سلب می‌شود. لازمه‌ی درون‌نگری ایستایی و سکون است در‌حالی‌که من‌ذهنی، انسان امروز را فقط به حرکت آن‌هم با سرعتی دیوانه‌وار وامی‌دارد. بیایید برای لحظاتی هم که شده به زندگی خویش بنگریم، اگر این شتاب و سرعت جنون‌آسا را در زندگی خود احساس می‌کنیم، باید برای لحظاتی مکث نموده و به دنیای درون خویش بپردازیم، در غیر‌ این‌ صورت دید باطنی ما روز به روز ضعیف و ضعیف‌تر خواهد شد. آری من‌ذهنی دید باطنی انسان را ضعیف کرده و مسائل دنیای بیرون را در برابر دیدگان او چشم‌نواز و لذت‌بخش جلوه می‌دهد. همان‌گونه که قبلاً هم گفته شد این لذت تنها سایه‌ای از لذت واقعی است و همواره با درد، رنج و عذابی جانکاه توأم می‌باشد. لذت و آرامش واقعی با جستجو حاصل نمی‌شود بلکه با رهایی است که بدست می‌آید. هرچقدر انسان‌ها بیشتر در جستجوی لذت و آرامش برآیند در کنار آن رنج بیشتری را نیز احساس خواهند کرد در‌حالی‌که آرامش واقعی در ورای تلاش و تکاپوی انسان در یک وضعیت آرام و فارغ از تفکرات عالم ذهن حاصل می‌گردد. در دنیای ذهن هرچیزی با متضاد آن معنا پیدا می‌کند و به همین خاطر جستجوی لذت، رنج را نیز به‌دنبال خواهد داشت و هر چقدر انسان لذت بیشتری بطلبد رنج بیشتری نیز متعاقب آن حاصل خواهد شد. من‌ذهنی در جستجوی آرامش و لذت، انسان را به بهره‌مندی هرچه بیشتر از مواهب دنیای بیرون تشویق می‌کند. در این مسیر حتی اندکی لذت‌طلبی نیز اندکی رنج تولید می‌کند و اینجاست که من‌ذهنی وارد عمل شده و برای از بین‌بردن آثار این رنج، انسان را به طلب لذت بیشتر ترغیب می‌نماید و انسان نیز به جای تعمق و تفکر در تولید رنج از درون لذت، در جستجوی آرمان‌شهری که لذت و آرامش ایده‌آل را دربردارد غرق در لذت‌های بیشتر و عمیق‌تر دنیای بیرون می‌گردد تا شاید مرهمی بر رنج‌های ژرف دنیای درون بگذارد، غافل از آن‌که این تلاش و تقلای بی‌پایان او را در منجلاب متعفن و پر از رنجی فرو خواهد برد که از دل همان لذت‌طلبی‌های بی‌حد و مرز من‌ذهنی حاصل شده‌است.
همان‌گونه که گفته شد ذهنی که اسیر در دام این لذت‌ها است در ظاهر شادی و شعف ناشی از این لذت‌ها را احساس می‌کند، اما در باطن پژمرده، افسرده و گرفتار در گردونه‌ی رنج و تضاد می‌باشد. آرامش واقعی در لحظات زمان حال است که درک و تجربه می‌شود، فارغ از تفکرات گذشته و آرزوهای دور و دراز آینده. در‌حالی‌که ذهن اسیر در دام لذت‌طلبی یا در گذشته سیر کرده و خاطرات و تصاویر لذت‌طلبی‌های خویش را با خود نشخوار می‌کند و یا غرق در رؤیاها و آرزوهای به ظاهر شیرینی است که قرار است در زمان آینده تحقق یابند. او از تجربه‌ی لحظات زمان حال، که انسان را به دنیایی از سکون و رهایی هدایت می‌کنند، غافل است. جالب آن‌که این ذهن حتی وقتی‌که  در زمان حال لذتی را تجربه می‌کند و به نظر می‌رسد باید در این لحظات فارغ از گذشته و آینده باشد، در واقع تصویری از آن لذت را تجربه کرده و قادر نیست عمیقاً و باطناً لذتی حقیقی و بدون رنج را احساس نماید. البته تصویرسازی ذهن و اسارت انسان در زمان گذشته و آینده دردی است که تقریباً همه‌ی انسان‌ها با شدت و ضعف با آن دست به گریبان هستند، اما مسأله مهم در این میان آن است که من‌ذهنی این امر را تشدید کرده و باعث دوری هرچه بیشتر انسان از زمان حال می‌گردد. به عبارت دیگر، زمانی‌که انسان برای بار اول لذت خاصی را تجربه می‌نماید، ذهن از آن تجربه تصویری می‌سازد که بدیهی است تنها سایه‌ای از واقعیت است و از آن پس زمانی‌که انسان تجربه‌ی مورد‌نظر را تکرار می‌کند، ذهن به تصویر خودساخته‌ای که چیزی نیست جز لایه‌ای از صفحات ذهنی انسان، مراجعه کرده و در‌واقع سعی می‌کند خاطره‌ و رویداد مرده‌ای را دوباره زنده کرده و جایگزین تجربه‌ی مستقیم همان رویداد در لحظات زمان حال نماید. هرچقدر اسارت انسان دردام من‌ذهنی و لذت‌طلبی‌های آن بیشتر باشد، این مسأله نیز در وجود او با شدت بیشتری نمود پیدا خواهد کرد. مفهوم زمان (گذشته، حال و آینده) و تصویرسازی‌های ناخودآگاه ذهن انسان از رویدادها و تجربیات مختلف زندگی موضوعی پیچیده است که بحث در مورد آن را به مجال دیگری موکول می‌کنیم، در اینجا فقط به این موضوع بسنده می‌کنیم که آن چیزی که حقیقت دارد زمان حال و لحظاتی هستند که به آسانی از کف ما می‌روند در‌حالی‌که من‌ذهنی ما را به گذشته و آینده‌ای سوق می‌دهد که توهمی بیش نبوده و صرفاً در دنیای ذهن ما موجودیت پیدا می‌کنند. 

 

راه‌های دیگر نفوذ من‌ذهنی (چهار مرغ زشت‌خو)

خودنمایی تنها وسیله‌ی نفوذ من ذهنی در انسان نیست. هر صفت رذیله‌ای می‌تواند مورد استفاده‌ی من‌ذهنی قرار گیرد، اما معمولاً چهار صفت مذموم و ناپسند است که در صدر همه‌ی صفات رذیله قرار داشته و منشأ بسیاری از انحرافات و کج‌روی‌های انسان است. در طول تاریخ عرفای مختلف با توجه به قرابت و نزدیکی خصوصیات برخی پرندگان به این صفات رذیله هریک از آنها را به یکی از این پرندگان منتسب نموده‌ و اذعان کرده‌اند که اگر انسان این چهار پرنده یا چهار مرغ را در وجود خویش قربانی نماید، مرغ جان او از قفس تن رها خواهد شد و در آستان ملکوت به پرواز در‌خواهد آمد. منشأ پیدایش اقوال مختلف درباره‌ی این چهار مرغ، آیه‌ی 260 سوره‌ی مبارکه‌ی بقره و داستان حضرت ابراهیم(ع) و سؤال او از خداوند در خصوص چگونگی زنده‌شدن مجدد مردگان پس از مرگ است. داستان این‌گونه است که روزی حضرت ابراهیم(ع) از راهی می‌گذشت. با جسدی روبرو شد که بخشی از آن دریده شده بود. حضرت در مورد چگونگی حشر آن شخص از خداوند سوال نمود. آیه‌ی مزبور پاسخ خداوند به حضرت ابراهیم(ع) است:
چون ابراهیم گفت: پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد. خداوند فرمود: باور نداری؟ گفت: آری باور دارم لیکن می‌خواهم تا با مشاهده‌ی آن دلم آرام گیرد. خداوند فرمود: چهار مرغ بگیر وگوشت آنها را به هم درآمیز، آنگاه هر قسمت را برسر کوهی بگذار سپس آن مرغان را بخوان تا سوی تو شتابان پرواز کنند و آنگاه بدان که خداوند بر همه چیز توانا و به حقایق امور عالم دانا است. 
مولانا آن چهار پرنده را طاووس، خروس، کلاغ و بط می‌داند که هر یک مظهر یکی از صفات مذموم و ناپسند انسانی هستند: طاووس مظهر خودنمایی، خروس مظهر شهوت‌رانی، کلاغ مظهر آرزوهای دور و دراز و بط یا مرغابی مظهر حرص و طمع. گروهی دیگر به جای مرغابی از کبوتر و کرکس نام برده‌اند. کبوتر مظهر لهو‌ولعب و بازیگوشی و کرکس مظهر درازی عمر یا به عبارت بهتر تمنای عمر طولانی است. مولانا در ابتدای دفتر پنجم با اشاره به مطالب فوق به زیبایی به تفسیر و تبیین این آیه و چهار صفت مذموم پرداخته است. او عنوان می‌کند که چهار صفت است که انسان را سخت آزار داده و عقل او را دربند می‌کنند:
        چــــار وصف است این بشر را دل‌فشار    چارمیــــخ عقل گشته این چهــار                    بـــــــط و طاووس‌ست و زاغ و خروس        این مثال چـــــار خلق اندر نفوس                بط حرص‌ست و خروس آن شهوت‌ست        جاه چون طاووس و زاغ امنیـت‌ ست 
سپس انسان را ابراهیم زمان دانسته و از او می‌خواهدکه جان این راهزنان عقل و دین را بستاند:
        تو خلیـــل وقتی ای خورشیدهش        این چهار اطیـــار رهـــزن را بکش            همان‌گونه که زاغ ابتدا چشم‌های مردار را درمی‌آورد، این صفات ناپسند و مذموم نیز عقل انسان را، که در واقع دیدگان درونی و معنوی او هستند، زایل کرده و نابود می‌نمایند و یا به تعبیر زیباتر چون حجابی مانع از رؤیت و ادراک حقیقت وجود انسان می‌گردند. هنگامی‌که این چهار صفت مذموم قربانی شوند جان انسان رها و آزاد خواهد گشت و راه رسیدن به پروردگار خویش را خواهد یافت و هر که در راه پروردگار خویش و برای او حرکت کند جاودان و پاینده خواهد گشت. این جاودانگی تنها در سایه‌ی مرگ، البته مرگ پیش از مرگ، حاصل می‌شود. به طور کلی مرگ‌اندیشی و نهراسیدن از مرگ باید تبدیل به یکی از خصوصیات ما گردد، چرا که در صورتی که انسان مراحل رشد خویش را به خوبی طی کند، هر مرگی تولدی تازه خواهد بود و زندگی جدیدی به‌دنبال خواهد داشت که بسیار زیباتر از زندگی گذشته است. مرگ همان‌گونه که گفته شد تنها به‌معنای مرگ کالبد فیزیکی نیست، مرگ واقعی مرگ اندیشه‌ها، تفکرات زائد، هوس‌ها و امیال رنگ‌به‌رنگ نفسانی است. این مرگ مطمئناً سخت‌تر از مرگ کالبد فیزیکی است، کسی‌که بتواند این مرگ را محقق سازد می‌تواند مرگ کالبد فیزیکی را نیز بپذیرد و به‌خوبی آن‌را تجربه کند در‌غیر‌این صورت وابستگی‌ها و تعلّقات، بندی را به‌وجود می‌آورند که جدا‌شدن انسان از جهان ماده و مرگ کالبد فیزیکی را به یک واقعه‌ی هولناک و دردآور تبدیل خواهند نمود.

 

منابع و مآخذ:
1-    قرآن کریم
2-    الهی قمشه‌ای،حسین، سیصدو شصت و پنج روز در صحبت قرآن
3-    زمانی کریم،شرح وتفسیر مثنوی معنوی
4-    اسرارنامه- عطار نیشابوری  

 

تمرینات عملی یوگا برای کمر درد

سهیلا موحدی 
دوست دارید هیچ‌وقت کمردرد نگیرید؟ هر روز دقایقی را صرف انجام‌دادن چند تمرین برای کشش و تقویت عضلات کمرتان کنید. هر حرکت را چند بار تکرار کنید و هر روز با ساده‌تر شدن حرکت، تعداد تکرارها را افزایش دهید. اگر کمرتان آسیب دیده است یا مشکل دیگری مثل پوکی استخوان دارید، قبل از انجام‌دادن این تمرینات حتماً با پزشکتان مشورت کنید.

1. پاوان موکتا‌آسانا (کشش پا در شکم)

به پشت دراز بکشید، با زانوهای خم، کف پاهایتان را کامل روی زمین قرار دهید (A). با استفاده از هر دو دست، یکی از زانوها را به بالا و به داخل شکم کشیده و به روی سینه فشار دهید ( .(B15 تا 30 ثانیه پا را به همین وضعیت نگه داشته و سپس به حالت شروع برگردید و با پای مخالف حرکت را تکرار کنید (C). یک‌بار دیگر به حالت شروع برگشته و این‌بار حرکت را با هر دو پا به‌طور هم‌زمان انجام دهید (D). هر کشش را دو تا سه مرتبه تکرار کنید‌ ترجیحاً اول صبح و آخر شب.     

2. پیچ ستون مهره‌ها

به پشت با زانوهایی خم طوری‌که کف پاها کامل روی زمین قرار گیرد، دراز بکشید (A). همان‌طور که شانه‌ها را محکم روی زمین نگه می‌دارید، زانوهای خم خود را به یک طرف بچرخانید B)) .5 تا 10 ثانیه به همین حالت بمانید و بعد به حالت شروع برگردید (C). حرکت را برای سمت مخالف تکرار کنید (D). هر کشش را دو تا سه مرتبه تکرار کنید. ترجیحاً حرکات را اول صبح و یا آخر شب انجام دهید.     

3. تمرین انعطاف‌پذیری کمر

به پشت با زانوهایی خم طوری‌که کف پاها کامل روی زمین قرار گیرد، دراز بکشید (A). کمرتان را قوس دهید طوری‌که احساس کنید استخوان لگنتان به سمت سرتان است (B) 5 ثانیه به همین حالت بمانید و سپس کمر را آزاد کنید. پشتتان را صاف کرده، نافتان را به سمت زمین بکشید طوری‌که احساس کنید استخوان لگن‌تان رو به پاها است (C) 5 ثانیه پاها را به همین حالت نگه دارید و بعد آزاد کنید. حرکت را تکرار کنید. این تمرین را با 5 بار تکرار در روز شروع کرده و تدریجاً آن‌را به 30 دور برسانید.  

   
یوگا و توصیه هایی برای پیشگیری از سالمندی زودرس

زهرا عبداللهی      


سازمان بهداشت جهانی سال 2012 را سال سلامت سالمندان نام نهاده است. محورهای مطرح شده در این سال زندگی سالم و طول عمر بیشتر است که بر گسترش مشارکت فعال زنان و مردان سالخورده در تمامی سطوح جامعه تأکید می‌کند. واقعیت این است که همواره با طولانی ‌شدن عمر انسان، حفظ سلامت جسم و روان بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.کارشناسان طب سالمندی می‌گویند سالمندی بخشی از زندگی است که بسیاری از ما در آینده آن‌را خواهیم گذراند یا در حال سپری‌کردن آن هستیم.      
سالمندی بیماری یا درد نیست و می‌توان از دوران جوانی و میانسالی برای آن برنامه‌ریزی کرد. بر‌اساس پژوهش‌های انجام شده سالمندی بر تمام اجزای بدن یعنی استخوان‌ها‌، توده‌های سلولی و بافت‌های چربی تأثیر می‌گذارد به‌طوری که استخوان‌ها، به‌خصوص در زنان پوک و شکننده می‌شود. عضلات آرام آرام تحلیل می‌رود، آب بدن کم می‌شود و توزیع چربی در بدن کاهش می‌یابد.کارشناسان یوگا و طب سالمندی نیازهای سالمندان را به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنند: 1. مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی 2. نیازهای اجتماعی اقتصادی 3. نیازهای روحی_ روانی و توجه بیشتر به حفظ کرامت و شأن سالمندان. نکته‌ی جالب این جاست که با پیشرفت علم، متخصصان علم پزشکی اعلام کرده‌اند که می‌توان با در پیش‌گرفتن شیوه‌ی زندگی و تغذیه‌ی سالم دوره‌ی سالمندی را به تأخیر انداخت و یا این دوره‌ی حساس از زندگی را سالم زیست.

 

تغذیه‌ی صحیح و سلامت سالمندان

پس از رسیدن به سن 60 سالگی نیاز بدن به مواد‌مغذی به‌دلیل پدیده‌ی سالمندی و تحلیل‌رفتن قوای بدن و در‌گیر‌شدن فرد با بیماری‌های مختلف و رنج عوارض ناشی از داروها و یا بیماری تغییر چشمگیری پیدا می‌کند که البته در افراد مختلف، متفاوت است. توصیه‌های کلی که می‌توان به تمام سالمندان ارائه کرد، این است که غذاهای ساده و کم‌حجم مصرف کنند تا به اندازه‌ی کافی مواد‌مغذی مورد‌نیاز بدن را، به روشی که یوگا توصیه می‌کند، دریافت نمایند. در این سنین نوع غذا بر سلامت فرد تأثیر چشمگیری دارد. بهتر است سالمندان در انتخاب غذا دقت زیادی به خرج دهند. براساس تغذیه به روش یوگا در رژیم‌ ‌غذایی سالمندان علاوه بر تأکید بر تنوع و تعادل، باید مصرف متعادل چربی و نمک در نظر گرفته شود و تا جایی‌که امکان دارد از حذف غذاهای پر‌کالری و حجیم پرهیز شود.     
در‌واقع در پیش‌گرفتن رژیم‌ غذایی که یوگا بر آن تأکید می‌کند نه فقط باعث حفظ سلامت فرد مسن می‌شود بلکه دوره‌ی کهنسالی را نیز به تأخیر می‌اندازد. در واقع رعایت‌نکردن رژیم ‌غذایی یوگایی در دوره‌ی میانسالی تأثیر مستقیمی بر سلامت فرد در دوران سالمندی و به تأخیر‌افتادن آن دارد. همچنین از آن‌جا که بسیاری از بیماری‌های دوره‌ی میانسالی ارتباط مستقیمی با رژیم ‌غذایی دارد، بهتر است مصرف مواد ‌غذایی پر‌فیبر در برنامه‌ی‌غذایی گنجانده‌ شود. اختلالات چربی، پر‌فشاری خون، چاقی، اضافه‌وزن، دیابت و عوارض قلبی_‌عروقی در بسیاری از میانسالان شیوع دارد و مهم‌ترین راه کنترل و پیش‌گیری از این بیماری‌ها تغذیه به روش یوگا و در پیش‌گرفتن شیوه‌ی زندگی صحیح است که در فلسفه‌ی یوگا بر آن تأکید می‌شود.

 

چگونه یوگا سرباز معلول را شفا داد

جیسون واکوب   Jason Wacob

 

یک سرباز معلول جنگی حدود پانزده سال با ناتوانی به زندگی خود ادامه داد تا هنگامی‌که با یوگا آشنا شد. زمانی‌که "آرتور‌ بورمن" Arthur Boorman‌، چترباز آمریکایی از جنگ ( افغانستان و عراق) زخمی و مجروح به خانه‌اش بازگشت، پزشکان پس از معاینات بسیار به او گفتند که دیگر بدون عصا و کمک دیگران قادر به راه‌رفتن نخواهد بود. او به‌دلیل پرش‌های متعدد از هواپیما، که بخشی از عملیات‌های نظامی‌اش در گذشته بود، دچار کمر و زانو‌دردهای شدید گردید. آرتور برای پانزده سال توصیه و تجویز پزشکان را قبول کرد ولی به‌تدریج دچار اضافه وزن شدیدی شد، وزن او به 297 پوند رسید.
در‌نهایت این سرباز افسرده و غمگین در سن 47 سالگی، از طریق مقاله‌ای که مؤسسه‌ی یوگای دی.پی.دی در روزنامه چاپ کرده بود، با یوگا آشنا بود. همان‌طور‌که در تصاویر باور‌نکردنی مشاهده می‌کنید، او توانست طی 10 ماه 140 پوند وزن کم کند. یوگا تنها درمان مناسب برای سربازان صدمه‌دیده‌ی جسمی که به سرزمین خود بازگشتند نیست. بلکه براساس گفته‌ی سازمان مراقبت و نگه‌داری از سربازان جنگی، انجام‌دادن تمرینات یوگا برای درمان اختلالات فشار روانی پس‌آسیبی(‌(PTSD‌ سربازانی که در جنگ افغانستان و عراق زنده ماندند و به وطن‌شان بازگشتند نیز بسیار مؤثر بوده است.

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :