0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه 132و 133- مهر و آبان ماه 98

ماهنامه 132و 133- مهر و آبان ماه 98

15,000تومان

فهرست مقالات

3 سرمقاله
4 سخن مدیر مسئول
8 پریا یا شریا؟ لذت گذرا یا شادی ماندگار؟
11 طنین کاسه مرتعش، دوست دیرینه ی یوگا 
12 مخاطرات حرفه ی مربیگری یوگا
14 18 اصل و قانون زندگی معنوی
17 پنج سودمندی یوگای صبحگاهی
18 نمیتوان احساسات را متوقف کرد
20 روزی در شهریور ماه 98
22 علم عصب شناسی چگونه از طریق یوگا به سلامت روانی کمک میکند
24 سعادت ابدی (کنترل انرژی حیاتی)
26 اخبار
27 نقش یوگا در بهبود خواب سالمندان
28 یوگا همراه با ابزار
30 قهرمان درون
31 مریچی آسانا
34 یوگا، یار شما در خانه
36 درسهایی برای سلوک درختی (پاییز روح)
38 پنج درس زندگی
40 قدرت درون
44 سوترای چهاردهم (تکمیل یا تعالی تمرین)
46 پرانا چیست؟
50 غلبه بر سرطان
52 آموزش یوگا در زندان
55 به حقیقت درون اعتماد کن!
56 یک وعده غذای گیاهی
58 یوگا روشی برای دیدن خویشتن و جهان پیرامون
62 یوگا، مکملی برای درمان سوء مصرف مواد مخدر

 

بدون راهنما انتخاب هرگز

بدون راهنما انتخاب هرگز

سید عبدالحمید موحدی نائینی

 

بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوی (1105-1047 ش) و غلبه بر ایران، محمود افغان یکی از اقوام خود را که "مگس خان" نام داشت، فرماندار شیراز کرد.
وی پس از چند روزی که در شیراز بود روزی کنار قبر حافظ (792-727 هـ ق) رفت. بر اثر تعصبات غلطی که داشت تصمیم گرفت قبر حافظ را خراب کند. هر چه اطرافیانش او را نصیحت کردند که از این تصمیم بگذرد، او گوش نکرد. سرانجام قرار بر این شد که از دیوان حافظ دراین مورد فالی بگیرند، وقتی که دیوان را باز کردند، این شعر در آغاز صفحۀ راست آمد:
ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
مگس خان، با خواندن این شعر سخت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و از روح حافظ طلب بخشش می‌کند.
20 مهرماه هر سال روز بزرگداشت حافظ است و به‌همین مناسبت در چنین روزی یک بار دیگر پیام‌های جهان‌شمول او به سمع و نظر جهانیان رسانده می‌شود.
خوانندگان محترم مطلعند روز 8 مهرماه هر سال هم روز تولد مولانا جلال الدین رومی (672-604 هـ ق) است و در چنین روزی طی تشریفاتی مقام و جایگاه این عارف بزرگ هم در ایران و هم ترکیه ارج نهاده می‌شود. پیام‌های این دو عارف بزرگ ایرانی پس از حدود 8 قرن همچنان در بین اندیشمندان و نخبگان جهان دهان به دهان می‌چرخد و روز به روز به پیروان آن‌ها افزوده می‌گردد. این دو عارف و اندیشمند ایرانی اعتقاد دارند جایگاه انسان در کسب معرفت و رسیدن به تعالی است، ولی انسان به تنهایی قادر به کسب چنین جایگاهی نیست و اگر بخواهد در این مسیر گام بردارد لازم است توسط استاد و راهنما دائم در حال آموختن باشد و راهنما کسی نیست مگر عالم به علم زمان. در اشعار حافظ، این راهنما یا استاد، همان پیر خرابات یا پیر مغان و‌ ... است و مولوی این استاد و مرشد را از طریق شمس تبریزی (645-582 هـ ق) معرفی می‌کند. علت ماندگاری آثار این دو تا به امروز در همین نکته است که هر دو اعتقاد دارند تعالی انسان در گرو پیروی و اطاعت از پیر و مراد و استاد است. آن دو همچنین متذکر می‌شوند اطاعت و فرمانبرداری از معلم و مرشد باید اطاعت مطلق باشد و مرید در برابر مراد بایستی کاملاً منفعل عمل کند. بر همین اساس باید در زندگی روزمره به هرچیز و هرکس که برمی‌خوریم به‌عنوان معلم و کسی که به ما چیزی آموزش می‌دهد نگاه کنیم. به‌عبارت دیگر زندگی را از این دید بنگریم که همه آموزگارند و در برخورد با آنان بهره‌ای نصیب‌مان می‌شود. در برخورد با آدم‌های خشمگین آرامش را می‌آموزیم، آدم‌های ریاکار به ما یکرنگی می‌آموزند، آدم‌های سرسخت به ما نرمش یاد می‌دهند، آدم‌های وحشت‌زده به ما شهامت می‌آموزند. از جمله چیزهایی که ممکن است در بدترین شرایط آموخته باشیم این است که سه قشر از مردم را هیچ‌گاه نباید فراموش کنیم: کسانی که در سختی‌ها به ما کمک کردند، آن‌هایی که به هنگام سختی نسبت به ما بد کردند و آن‌هایی که ما را در مشکلات قرار دادند. در اینجا باید مردمی که به ما بد کردند را سرزنش نکنیم، بلکه به یاد بیاوریم که چه چیزهای زیادی از آن‌ها آموخته‌ایم. در عین حال در رابطه با آدم‌های جورواجوری که با آن‌ها برخورد داریم و برای مدت کوتاه یا مدت طولانی وارد زندگی‌مان می‌شوند از خود بپرسیم این فرد برای یاد دادن چه چیزی سر راه من قرار گرفته است؟ گاه ممکن است در طول زندگی این درس را هم فراگرفته باشیم که تلافی کردن از انرژی ما می‌کاهد. تا با کفش کسی راه نرفته‌ایم حق قضاوت کردن نداریم. گاهی برای بودن باید محو شویم و بعضاً برای شناخت آدم‌ها باید یک بار بر خلاف میل‌شان عمل کنیم. اگر به جای محبتی که به کسی کردیم از او بی‌مهری دیدیم نباید مأیوس شویم چون برگشت آن محبت را از شخص دیگری در زمان دیگر و در رابطه با موضوعی دیگر خواهیم گرفت. ولی آیا آموختن و یادگیری از اطرافیان در مدرسه و دانشگاه و همچنین آشنایان‌مان کافی است؟ وقتی نمی‌بخشیم، وقتی از همه‌چیز شکایت می‌کنیم، وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنیم، وقتی شریک مناسبی برای زندگی‌مان انتخاب نمی‌کنیم، وقتی خودمان را مقایسه می‌کنیم، وقتی فکر می‌کنیم پول برایمان خوشبختی می‌آورد، وقتی شکرگزار نیستیم، وقتی بدبین و منفی‌گرا هستیم، وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنیم، وقتی در مورد هر چیز نگرانیم و وقتی با خصلت‌هایی همچون دروغ و تعصب و منیت و حسادت و کینه و عداوت و شهوت و ترس و عصبانیت و حرص و طمع روبه‌رو هستیم چه باید بکنیم و به که باید پناه ببریم؟
اگر در آراء و افکار حافظ و مولانا کمی بیشترعمیق‌ شویم در می‌یابیم هر دو به مسائلی اشاره دارند که کم‌ و بیش انسان در طول حیات خود با آن‌ها درگیر است و به دنبال راه برون رفت از آن‌ها می‌گردد. هر دو عمری را سپری کردند تا به این نیاز همیشگی انسان پی ببرند که برای رهایی از درد و رنج و رسیدن به آرامش و راحتی و خوشحالی چه باید بکند، چه مسیری را باید طی نماید و چه اندیشه‌ای را باید در سر داشته باشد تا به سر منزل مقصود برسد. حافظ با 4790 بیت و مولانا با 36000 بیت شعر، هرکدام پیام‌های خود را برای نسل‌های بعد از خود به یادگار گذاشتند و امروز می‌بینیم این پیام‌ها که دقیقاً به پیروی از معلم و مرشد و استاد و راهنما اشاره دارد روز به روز نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان علاقه‌مندان بیشتری را به سوی خود جلب می‌کند. در همین رابطه حافظ اعتقاد دارد اگر اسکندر زمان هم باشی برای قرار گرفتن در مسیر نیاز به پیر داری:
بی پیر مرو تو در خرابات

هرچند سکندر زمانی
و مولانا هم اعتقاد دارد طی کردن سفر زندگی بدون داشتن پیر پر آفت و پر خوف و خطر است:
پیر را بگزین که بی پیر این سفر
هست بس پر آفت و خوف و خطر
حال که این دو عارف بزرگ ایرانی همگان را به داشتن پیر و معلم و مرشد و مربی تشویق می‌کنند کمی تعمق کنیم و ببینیم معلم و مرشد واقعی چه کسی است؟ آیا در حال حاضر از پیری تبعیت می‌کنیم؟ آیا با معلمی که بتواند راهنمای ما باشد در تماس هستیم؟ هیچ‌گاه پاسخ سؤالات‌مان در خصوص این‌که از کجا آمده‌ام، برای چه آمده‌ام، حالا که آمده ام چه باید بکنم، کاری که الان انجام می‌دهم درست است و در آخر قرار است به کجا بروم را از او پرسیده‌ایم؟
چنان‌چه یک‌بار دیگر در خودمان عمیق شویم متوجه می‌شویم کم و بیش با معلم و مرشد و راهنمایی که بتواند مشکلات‌مان را حل کنند در تماس نبوده و اگر هم بوده‌ایم این امر بسیار ضعیف بوده است تا حدی که به دستوراتش به‌طور کامل عمل نکرده‌ایم و هیچ‌گاه به نتیجۀ مطلوب هم نرسیده‌ایم. شک نکنیم وقتی از معلم و راهنما وراستاد بهره نبریم و زمانی که خود هر آنچه بخواهیم انجام دهیم، از خوشحالی و آرامش و راحتی خبری نخواهد بود و رنج سرتا پای زندگی‌مان را فرا می‌گیرد، اگر به دور و بر و اطراف‌مان نظری بیندازیم متوجه می‌شویم، رنج امروز ما انسان‌های عصر حاضر به مراتب بیشتر از نسل‌های گذشته است و هرچه به جلو پیش برویم رنج و مشکلات نسل‌های بعدی از جمله فرزندان‌مان به‌مراتب بیشتر از ما خواهد بود.
در فلسفۀ شرق آمده است زمانی که تحت تعلیم و آموزش معلم و مرشد و استاد نباشیم خصلت‌هایی که از بدو تولد در نهاد ما به ودیعه گذاشته شده قد علم می‌کند و از آنجایی‌که گرایش انسان به منفی‌هاست، چنانچه آن‌ها را کنترل نکنیم انواع رنج‌ها به سراغ‌مان می‌آید و در نهایت نه تنها ما را به سر منزل مقصود نمی‌رساند، بلکه عمر دو روزۀ ما را ضایع می‌کند و آرامش را از ما می‌گیرد.
مولانا در کتاب مثنوی بارها به رنج انسان‌ها اشاره و در نهایت رنج‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کند: اول رنج‌هایی که انسان خود برای خودش به‌وجود می‌آورد و دوم رنج‌هایی که خداوند برای پرورش انسان در نظر می‌گیرد.
مولانا رنج‌های دستۀ اول را ناشی از خودخواهی و مستی و جهالت انسان می‌داند که روزها را از پی هم تیره و کدر می‌کند، او آن‌ها را مردود می‌شمارد و می‌گوید:
تا ز مستی جهالت به خمار افتادیم
به کدورت گذرد شنبه و آدینۀ ما
اما این عارف بزرگ رنج‌های گروه دوم را می‌پذیرد، زیرا که معتقد است رنج و غمی که خداوند برای رشد و ارتقاء انسان‌ها معین می‌کند صرفاً آزمونی است برای بیداری و آگاه شدن و پدیدآمدن خوش‌دلی.
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین صد خوش‌دلی آید پدید
اگر به آموزه‌های بزرگان و اندیشمندان دقت کنیم می‌بینیم همۀ عالمان و اندیشمندان جهان به مسئلۀ نیاز انسان به مربی و معلم و راهنما اشاره دارند. در فلسفۀ شرق به پیروی از دستورات معلم و مرشد و استاد سفارش زیادی شده است؛ تا آن حد که گفته شده با پیروی از دستورات استاد رنج‌های انسان کم می‌شود. شرقیان معتقدند تولد، رشد، بیماری، نرسیدن به امیال و خواسته‌ها و در نهایت مرگ همه رنج است و لائوتسه ( 524-604 ق م) حکیم بزرگ چین هم می‌گوید: «رنج هم‌ردیف و هم‌سطح و هم‌تراز با خواسته‌ها و امیال و آرزوهاست.» مولای متقیان حضرت علی (ع) هم بهترین توانگری را ترک آرزوها می‌داند و می‌فرماید: «اشرف الغنی، ترک المنی.»
 بزرگان شرق رنج را به سه بخش تقسیم کرده‌اند:
1. خواستگاه رنج، که همان تمایلات و آرزوها و امیال نفسانی است.
2. توقف رنج، که با بریده شدن از تمایلات نفسانی اتفاق می‌افتد.
3. راه توقف رنج، که با عمل کردن و انجام ندادن 10 عمل امکان پذیر است:
1. خودداری از بی‌جان کردن حیوانات
2. خودداری از تصرف مالی که به آدمی اعطا شده است
3. خودداری از بی عفتی
4. خودداری از دروغ‌گویی
5. خودداری از شراب‌خواری و مستی
6. خودداری از پرخوری و خوردن پس از نیم روز
7. خود‌داری از رقص و آواز و موسیقی و تماشای لهو و لعب
8. خودداری از استعمال زیورآلات، عطریات و آرایش
9. خودداری از به کار بردن بسترهای نرم و مجلل
10. خودداری از پذیرفتن زر و سیم
اگر به موارد فوق دقت کنیم درمی‌یابیم در طول حیات‌مان تاکنون به همۀ موارد گفته شده ممکن است به‌طور کامل عمل نکرده باشیم و همین باعث شده است ذهن‌مان درگیر شود، خوشحالی را از دست بدهیم و به رنج و زحمت بیفتیم و باز هم اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم شاید یکی از دلایل آن پیروی نکردن از معلم و استاد و راهنما بوده است. هم‌زمان در اولین ماه فصل پاییز و زمانی که تولد مولانا گرامی داشته می‌شود و وقتی که روز بزرگداشت حافظ با حضور صدها شخصیت علمی در شیراز و دیگر جاها برگزار می‌گردد و هر دو تقدیر و بزرگداشت با تغییر فصل و دگرگونی طبیعت انجام می‌پذیرد؛ بیاییم و تغییراتی را در درون‌مان به‌وجود آوریم و به این اندیشه کنیم که برای رهایی از رنج در عمر کوتاه خود دل در گرو استاد یا معلم یا راهنمایی بگذاریم تا با تبعیت از پیام‌هایش بقیۀ مسیر را با نشاط درون و آرامش و راحتی طی کنیم و در دام رنج نیفتیم.  

 

 رنج امروز ما انسان‌های عصر حاضر به مراتب بیشتر از نسل‌های گذشته است و هرچه به جلو پیش برویم رنج و مشکلات نسل‌های بعدی از جمله فرزندان‌مان به‌مراتب بیشتر از ما خواهد بود.

 

در اینجا سؤالی که در ذهن خوانندگان محترم شکل می‌گیرد این است که بعد از این همه تأکید بر انتخاب معلم و استاد و راهنما این معلم و مرشد کجاست، از کجا او را پیدا کنیم و چگونه سر‌سپرده شویم و به چه صورت با وی ارتباط برقرار کنیم؟ برای یافتن معلم و استاد بایستی ابتدا کمبودش را در درون‌مان احساس کنیم. سؤال اینجاست کی و چه زمانی این کمبود احساس می‌شود؟ شکی نیست باید بگوییم در همۀ زمان‌ها، چه آن زمان که در اوج راحتی و آسودگی هستیم و با نشاط فراوان روزها را طی می‌کنیم و چه زمانی که دچار ده‌ها مشکل و مسئله و سختی و مشقت شده‌ایم و هیچ راه برون رفتی از آن‌‌ها نداریم، در هر دو حالت باید به سمت او گام برداریم و از او کمک بخواهیم. معلم و مرشد و راهنما که حافظ و مولانا و همۀ اندیشمندان غرب و شرق به آن اشاره دارند خداوندگار عالم یا همان خالق هستی است. یگانه‌ای که بالاترین و ارزشمندترین استاد و معلم جامعۀ بشری است. ارتباط تنگاتنگ با یگانه معلم جهان، راز و نیاز و درد‌دل کردن با او، گشودن سفرۀ دل، تظلم و دادخواهی برای رفع مشکلات و ... تنها راهی ‌است که می‌توان از فشار رنج‌ها و مصیبت‌ها و کاستی‌ها و ناخشنودی‌های این دو روز عمر کاست و راحتی و آسایش و آرامش را جایگزین آن‌ها کرد. حال که صحبت از رهایی از رنج و مشکلات و سختی‌هاست و راه آن پناه بردن به یگانۀ عالم است نباید این نکته را فراموش کنیم که زمانی خالق هستی گره‌های کور زندگی‌مان را بازمی‌گشاید که از او تبعیت کنیم و در طاعت و بندگی‌اش گام بنهیم، طاعتی که خالصانه باشد و عمیق چرا که ابوسعید ابوالخیر (440-357 هـ ق)، از عارفان و شاعران بزرگ ایرانی تبار قرن چهار و پنج هجری قمری، طاعت و فرمان‌برداری خودش را بسیار ناچیز می‌داند و آن را به تکه نانی تشبیه می کند که هیچ سگ گرسنه‌ای حاضر به دندان گرفتن آن تکه نان نیست:
گر طاعت خود نقش کنم بر نانی
وآن نان بنهم پیش سگی بر خوانی
وآن سگ سالی گرسنه در زندانی
از ننگ بر آن نان ننهد دندانی
حافظ و مولانا و استادش شمس همۀ عمر و زندگی خود را صرف این مسئله کردند که استاد و معلم و مرشد واقعی را به ما انسان‌های عصر حاضر نشان دهند و بگویند زندگی در قصرهای زیبا، داشتن پول و امکانات، بهره‌گیری از پست و مقام و منصب و داشتن شهرت و نام و ... به تنهایی آرامش به‌دنبال ندارد. استفاده از همه جور امکانات رفاهی در طول عمر زمانی لذت‌بخش است که با راهنمایی استادی ازلی و معلمی ابدی یا همان خداوندگار عالم کسب شده باشد و از دستورات و فرامین او اطاعت شده باشد. بودن در چنین شرایطی است که خوشحالی و نشاط درون را به‌دنبال دارد در غیر این‌صورت همۀ مال دنیا و منصب‌ها و شهرت‌ها امری است ظاهری، زودگذر و بعدها همراه با رنج فراوان.
حال که حافظ و مولانا به ما پیام می‌دهند بد نیست به چهار پایۀ میز شادی که دوتای آن توسط حافظ و دوتای دیگر توسط مولانا بیان شده است اشاره کنیم:
دو پایه‌ای که مولانا معرفی کرده «مرنج» و «مرنجان» است. این بدان معنی است که نه تنها هرگز نباید از ظلم یا بدخلقی یا تلخی، زخم زبان‌ها، بی‌محبتی‌ها، حق‌ناشناسی‌ها و بدرفتاری مردم برنجیم، بلکه باید با صبر و حوصله با افراد و اطرافیان‌مان برخورد کنیم و از خداوند آرامش بخواهیم.
و اما دو پایۀ دیگر که حافظ به آن اعتقاد دارد، «نوش کن» و «بنوشان» است. این پیام خواجۀ شیراز به ما ندا می‌دهد که از مال و علم و معرفت و آگاهی که کسب کرده‌ایم دیگران را هم سهیم کنیم؛ چرا که همۀ اینها امانتی است که به ما داده شده و باید آن را با دیگران تقسیم کنیم تا لذت واقعی را بچشیم.
ای نور چشم من سخنی گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
در قرآن هم به آیاتی برمی‌خوریم که خداوند خود را به‌عنوان معلم معرفی کرده است. در آیات 1 تا 4 سورۀ الرحمن می‌فرماید: الرَّحْمَنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنْسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (4)
خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد، انسان را بیافرید، و به او گفتن آموخت.
بایزید بسطامی (261-131 هـ ق)، از بزرگ‌ترین عرفای قرن سوم که عطار و مولانا بارها از مقام این عارف سخن گفته‌اند، در بیشتر آثارش به داشتن معلم و راهنما اشاره کرده و در یکی از پیام‌هایش در همین رابطه می‌گوید: وقتی که تحت‌تأثیر یک معلمی قرار داشته باشی، زندگی یک پاداش می‌شود و نه یک مکافات. فرصتی است کوتاه تا ببالی، بدانی، بیندیشی، بفهمی، بنگری و عملی نیک از خود نشان دهی تا در نهایت در خاطرها بمانی.
حال که نیاز به پیروی از معلم و استاد و راهنما برای‌ ما مشخص شد، یک بار دیگر به پیام خواجۀ شیراز، حافظ شیرین سخن، اشاره می‌کنیم که در همه حال بایستی از معلم عالم یا همان خالق هستی اطاعت و فرمانبرداری کنی تا در زمان بروز مشکلات و فقر و خلوت شب‌های تار، دعا و ورد و درس و قرآن به کمکت آیند تا غم مخوری:
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس و قرآن غم مخور

 

زمین بهشت می‌شود، روزی که مردم بفهمند: هیچ‌چیز عجیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران. هیچ‌چیز گناه نیست جز ضایع کردن حق مردم. هیچ‌چیز ثواب نیست جز خدمت کردن به دیگران. هیچ‌چیز اسطوره نیست جز مهربانی و انسانیت. هیچ‌چیز جاودانه نمی ماند جز عشق و هیچ‌چیز ماندگار نیست جز خوبی.»

پائولو کوئیلو (1947 م)، نویسندۀ مشهور برزیلی که کتاب‌هایش طرفداران بسیاری دارد، عیناً به گفته‌های حافظ و مولوی اعتقاد دارد و می‌گوید:«با بهره‌گیری از استاد و معلم و راهنما و عمل به دستورات او زمین بهشت می‌شود. روزی که مردم بفهمند: هیچ‌چیز عجیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران. هیچ‌چیز گناه نیست جز ضایع کردن حق مردم. هیچ‌چیز ثواب نیست جز خدمت کردن به دیگران. هیچ‌چیز اسطوره نیست جز مهربانی و انسانیت. هیچ‌چیز جاودانه نمی ماند جز عشق و هیچ‌چیز ماندگار نیست جز خوبی.»
با تکیه بر آموزگار عالم و با عمل به دستوراتش نه تنها هیچ‌گاه دچار رنج و مشکل و سختی نمی‌شویم، بلکه همواره از سعادت و راحتی و آرامش برخوردار می‌گردیم و آن روزی است که مولانا آن را به روز عید تشبیه می‌کند که از آن پس، عیش است و عشرت و شادی و روز خوش.

 

زمین بهشت می‌شود، روزی که مردم بفهمند: هیچ‌چیز عجیب نیست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران. هیچ‌چیز گناه نیست جز ضایع کردن حق مردم. هیچ‌چیز ثواب نیست جز خدمت کردن به دیگران. هیچ‌چیز اسطوره نیست جز مهربانی و انسانیت. هیچ‌چیز جاودانه نمی ماند جز عشق و هیچ‌چیز ماندگار نیست جز خوبی.»

 

بیا کامروز ما را روز عیدست
از این پس عیش و عشرت بر مزیدست
بزن دستی بگو کامروز شادی‌ست
که روز خوش هم از اول پدیدست

 

منابع:
کتاب مروری کوتاه بر تاریخ جهان اثر دکتر رضا شعبانی
دیوان حافظ از نسخه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی تصحیح رینولد نیکلسون
تاریخ فلسفه شرق و غرب اثرسروپالی رادا کریشنان ترجمه جواد یوسفیان و خسرو جهانداری
حالات و سخنان شیخ ابوسعید ابولخیر به کوشش ایرج افشار
قران کریم ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی
بایزید بستامی به اهتمام دکتر جواد نوربخش
کتاب کلمات اساسی اثر پائلوکلیو

 

نقش یوگا در بهبود خواب سالمندان

میلاد تکسیبی، مربی یوگا و روان‌شناس بالینی

 

یکی از مهم‌ترین فرآیندهای فیزیولوژیکی بدن خواب است. افرادی که خواب خوبی دارند از سلامت جسمانی و روانی بالاتری بهره‌مند هستند. اختلالات خواب همراه با پیری افزایش می‌یابد و تخمین زده می‌شود که تقریباً 67٪ افراد مسن حداقل یک شکایت مرتبط با خواب دارند. بسیاری از مشکلات مرتبط با خواب در افراد سالمند عبارت‌اند از زمان طولانی برای خواب رفتن، کم‌خوابی، کاهش کیفیت خواب، اختلالات خواب در روز و غیره. محققان میان کیفیت خواب ضعیف، افزایش عوارض جسمی و روحی، کاهش در عملکرد شناختی، کاهش کیفیت زندگی (QOL) ارتباطی مستقیمی یافته‌اند.
اگر چه مشکلات مربوط به خواب در افراد مسن، برای خدمات بهداشتی و مصرف منابع اقتصادی، بار اضافی به همراه دارد، اما بسیاری از پزشکان این مشکل را نادیده می‌گیرند و آن‌ را بخشی از یک روند طبیعی پیری می‌دانند. داروهای گوناگون مثل بنزودیازپین‌ها و غیربنزودیازپین‌ها برای درمان دارویی مشکلات مربوط به خواب در دسترس هستند، اما این نوع داروها دارای عوارض جانبی بسیار، خصوصاً در جمعیت سالمند، هستند. حتی استفادۀ کوتاه مدت از این داروها با برخی واکنش‌های نامطلوب دارو همراه است که شامل وابستگی (هم فیزیکی و هم روان‌شناختی)، اختلال در عملکرد روانی حرکتی، اختلالات عملکرد شناختی، بی‌خوابی ناگهانی و ... است. در این راستا، اثرات جانبی ناشی از داروهای خواب می‌تواند بیشتر از بی‌خوابی کیفیت زندگی یک فرد مسن را تحت‌تأثیر قرار دهد.
با توجه به کاهش حجم تودۀ عضلانی در نتیجۀ از دست دادن توان بازسازی، پیری با کاهش توانایی ورزش نیز همراه است. بنابراین هر درمان غیردارویی که کاهش ظرفیت فیزیکی یا اختلالات خواب را به حداقل برساند می‌تواند کیفیت زندگی  افراد سالمند را بهبود بخشد.
یکی از مداخلات غیر فارماکولوژیکی، یوگا است. یوگا ترکیبی از موقعیت‌های مختلف و تکنیک‌های تنفسی و مدیتیشن است که اثرات مفیدی مانند کاهش فشار خون، کاهش اضطراب، تأخیر در کاهش عملکرد، کاهش اختلالات خواب، بهبود وضعیت چربی خون دارد. یک مطالعه پس از تمرین یوگا به مدت 6 ماه در یک نمونۀ سالمندی نشان داد که اختلالات خواب در طول شب و مصرف داروهای خواب‌آور کاهش چشمگیر و کیفیت خواب افزایش داشته است.  
در یک پژوهش که در سال 2013 انجام شد، دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند، گروهی که یوگا می‌کردند و گروهی که یوگا انجام نمی‌دادند (گروه کنترل). گروه یوگا شامل 35 داوطلب بود، در حالی که گروه کنترل شامل 30 نفر شرکت کننده بود. مطالعه پس از اخذ مجوز از کمیتۀ اخلاق و دانشکدۀ پزشکی دولتی شهر ناگپور هندوستان آغاز شد. شرکت کنندگان در هر دو گروه، افراد سالمند جامعۀ مدنی (60 سال و بالاتر) از شهر ناگپور بودند.
 شرکت‌کنندگان در گروه کنترل کسانی بودند که هیچ نوعی از تمرینات یوگا را انجام نمی‌دادند. در گروه یوگا، شرکت‌کنندگان به مدت 2 سال و بیشتر تمرینات یوگا انجام دادند. همۀ این شرکت‌کنندگان به‌طور منظم در مرکز پاتانجلی یوگای شهر ناگپور حضور داشتند و تمرینات معمول یوگا را حداقل یک ساعت از 6 تا 7 صبح زیر نظر مربی یوگا انجام می‌دادند. آساناهای مختلفی مانند تادآسانا، مثلث، مثلث پیچ، خم شدن رو به جلو، دست‌ها به پاها، درخت، لوتوس، پیچ ماهی، ضد گاز، کمان، ملخ، ماهی، مار کبری، پل توسط این شرکت کنندگان انجام شد و تکنیک‌های تنفسی نادی‌شودانا و آنولوما ویلوما در برنامۀ تمرینی‌شان گنجانده شده بود.
گروه یوگا 35 شرکت کننده داشت که درصد جنسیت مردان و زنان 65٪ و 35٪ بود، در حالی که در مورد گروه کنترل (غیر یوگا) درصد مردان و زنان 66٪ و 34٪ بود. میانگین سن شركت‌كنندگان گروه یوگا 7/63 سال بود و شركت كنندگان گروه کنترل 8/62 سال داشتند. بعد از جمع‌آوری داده‌ها و آزمودن شرکت کنندگان، تغییرات بسیار معناداری در بهبود کیفیت خواب و متعاقب آن افزایش کیفیت زندگی مشاهده شد. علاوه بر این، در گروه سالمندانی که یوگا می‌کردند، عملکرد فیزیکی و خودمراقبتی و همچنین عملکرد شناختی و اجتماعی بهبود معنادار پیدا کرد.
یک دلیل ممکن برای افزایش کیفیت خواب در تمرین‌کنندگان یوگا این است که تمرینات یوگا شامل کشش و استراحت عضلات است که باعث خواب عمیق‌تر و اختلالات خواب کمتر و کارایی بهتر
 خواب می‌شود.
از عوامل مهم در به‌وجود آمدن اختلالات خواب، کاهش میزان اکسیژن دریافتی است. تمرینات تنفسی یوگا می‌تواند قدرت عضلات تنفسی را بهبود بخشد که این امر منجر به انتقال بهتر اکسیژن به خون و بافت‌ها و کاهش اختلالات خواب و حتی کاهش خروپف در سالمندان می‌شود.
مطالعات بسیاری تأیید می‌کنند که یوگا می‌تواند به بهبود اختلالات خواب کمک بسیاری کند و لازم است در مراکز نگهداری سالمندان و همچنین خانواده‌هایی که دارای افراد مسن هستند مورد توجه قرار گیرد.

نقش یوگا در بهبود خواب سالمندان


در اوضاع بسیار نابسامان بازار نشر و افزایش بی‌رویه قیمت کاغذ و در حالیکه چاپ و انتشار نشریه در ایران  دیگر هیچ صرفه‌ای ندارد تنها بواسطه رسالتی که بر عهده‌مان واگذار شده صدوسی‌ دو و صدو‌سی‌‌ وسومین شماره مجله دانش یوگا (مهر و آبان 98) را با مجموعه‌ای ازمقالات و مطالب مفید و پربار برگرفته از معتبرترین و موثق‌ترین منابع علمی دنیا و همچنین منطبق با استانداردهای مجلات خارجی از جمله آخرین شماره‌های یوگا ژورنال چاپ امریکا و نیز اخبار داغ این روزها ی انجمن یوگا و رویکرد جدید آن در خصوص برگزاری دوره‌های فنی و مربیگری، همسان سازی مدرسین، تمدید احکام مربیگری درجه 3 ، افرادی که مربیگری خود را در خارج از ایران گذرانده اند و نیز برپایی همایش بین‌المللی یوگا با 25 امتیاز بازآموزی چاپ و منتشر گردید. حمایت شما در این شرایط سخت نشر، دست‌اندرکاران تنها مجله تخصصی یوگا در ایران را وادار می‌سازد بدون هیچگونه چشم‌داشت و با تحمل ضرر و زیان‌های حاصله تلاش مضاعفی صرفا برای گسترش هرچه بیشتر فرهنگ یوگا و سلامتی در بین اقشار مختلف جامعه بعمل آورند.
عزیزان خواننده میتوانید مجلۀ دانش یوگا را هر ماه از باشگاه‌های منتخب یوگا در سراسر کشور و همچنین دفتر مرکزی مجلۀ دانش یوگا در تهران تهیه کرده و چند روز قبل از آن، به صورت آنلاین در اپلیکیشن‌های کتابخوان فیدیبو ، جار، طاقچه  و کتابراه با نصف قیمت، مطالعه نمایند.

  سفارش دهید





امتیاز شما به این محصول :