0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه شماره 72 - مهر 1393

ماهنامه شماره 72 - مهر 1393

 0

فهرست (یادنامه آینگار)

صفحه

عنوان

3

سرمقاله

4

آینگار معلم یوگای همۀ دورانها (سخن مدیر مسئول)

6

درگذشت آینگار

10

گزارشی از وداع با آینگار

13

در یادبود آینگار

14

نشست شاگردان آینگار در دفتر مجله دانش یوگا

22

سبک یوگای آینگار

28

پرتویی از زندگی

30

پرتویی از یوگا

34

درخت یوگا

38

گفتگو با ب. ک. اس. آینگار

47

زیر نور خورشید پدر

50

بیدار کردن ستون فقرات

54

دورۀ مربیگری یوگای آینگار

57

اخبار

58

آخرین گفتگوی آینگار

60

آشنایی با یوگای آینگار

مقالات

1- پوست درخت

هنگامی‌که شما به‌طور کامل و حقیقی در یک آسانا غرق می‌شوید، احساس جسمانی و حواس خود را کاملاً فراموش می‌کنید. هنگامی‌که پنج ارگان عمل و پنج ارگان ادراکی نقش حقیقی و راستین خود را بازی کرده و ارتباط صحیحی با هم دارند به آن پراتیاهارا می‌گوییم.

 پراتیاهارا معمولاً «ترک احساسات» ترجمه می‌گردد. از حوزۀ پوست (جسم) به سمت هستۀ وجودیت یا روح. زمانی‌که روح ساکت می‌شود فرد در منزلگاه حقیقی خویش ساکن شده و ذهن حل می‌شود. مشابه آن هنگامی است که ماهیچه‌ها و مفاصل در این وضعیت‌ها استراحت می‌کنند؛ جسم، حواس و ذهن هویت خود را فراموش کرده و آگاهی در خاالصانه‌ترین شکل ممکن می‌درخشد. این معنی پراتیاهارا است.

همه می‌دانیم که نگرش هندی بین پنج سطح بدن تمایز قایل می‌شود. جنبۀ آناتومیکی، جنبۀ فیزیولوژیکی، ذهنی، عقلی و روحی. چگونه می‌توان بین جنبۀ عقلی و ذهنی تفاوت قائل شد؟ چرا ذهن را، که از دید روانشناسی غربی یک‌پارچه و یکسان است، به دو قسمت تقسیم می‌کنیم؟ ما بین ذهن که اطلاعات را جمع آوری می‌کند با عقل که توانایی تشخیص صحیح از غلط را دارد تمایز قایل می‌شویم.

فلسفه و نگرش شرقی و غربی نیست. متدها توسط فلاسفه برای پیشرفت بشر ارائه می‌گردند. ممکن است شما غربی باشید و من شرقی، اما نقاط ضعف و قوت شما با نقاط ضعف و قوت من برابر است و هیچ تمایزی لازم نیست بین آن‌ها قائل شویم؟ اگر به‌نظر می‌آید که فلسفۀ شرق و غرب از لحاظ روش با هم متفاوت هستند باید به‌خاطر داشته باشید که فلسفۀ شرق از لحاظ روش بسیار قدیمی است در‌حالی‌که فلسفۀ غرب بسیار جوان‌تر است.

 فلسفۀ غرب عقلایی‌تر است. به همه چیز از منظر عقل نگریسته‌ می‌شود و نه از منظر قلب. اخیراً تمایز جدیدی حتی در فلسفۀ غرب ایجاد گردیده است. اکنون روانشناسی و فراروانشناسی داریم. پس یک مقولۀ  جدید پا به عرصۀ ظهور گذاشته است. فلسفۀ حقیقی مخلوطی از عقل سر و قلب است. همان‌گونه که به ما تعلیم داده شده است و افرادی چون راما کریشنا، سری رامانوجا و فرانسیس مقدس به ما آموخته‌اند.

جنبۀ عقلانی ذهن اطلاعات جمع می‌کند، ولی توانایی تبعیض ندارند. به این تبعیض پراتیاهارا می‌گویند

پراتیاهارا فرهنگ دهی و تمدن بخشیدن به حواس ادراکی است. در بیشتر زندگیمان حافظه، هوش را کنترل می‌کند و چون ذهن تحت تسلط حافظه است ما فقط به خاطرات گذشته‌مان رجوع می‌کنیم.

حافظه می‌ترسد هویت خود را از دست بدهد به همین خاطر قبل از اینکه ذهن فرصت پیدا کند تا از خرد خود استفاده کند، حافظه جلو می‌آید و می‌گوید: وارد عمل شد، همین الان. فوراً!

 این یک انگیزش است. که عموما اعمال ما را پوشش می دهد. افراد بسیاری تکانشی هستند. تکانشی بودن یعنی بدون تفکر وارد عمل شدن. به همین دلیل است که پراتیاهارا ، پنجمین مرحله ی یوگا در اختیار ما قرار گرفته است. باید اطمینان حاصل کنید که مغز شما پاسخ مناسبی به شما می دهد.

پنج ارگان ادراکی در قالب حواس چشایی، شنوایی، لمسی، بینایی، بویایی وجود دارند و تاثیرات خود را به ذهن می فرستند. از طریق ذهن آنها در چاه حافظه ذخیر می گردند. حافظه مایل است تجربیات بیشتری کسب کند و ذهن را شعله ور کند. که از طریق خرد، ارگان های حرکتی را تحریک کرده تا این تجارب را دوباره تکرار کنند.

در حین این مراحل خرد مایل است تا از مزایا و معایب این تجارب آگاه گردد به گونه ای که حافظه، ذهن و حواس ادراکی تعادل داشته باشند. اما آنها به نصایح قضاوتی خرد گوش نمی دهند. چون قبلا در گذشته کسب لذت کرده بودند، تشنه ی تجارب بیشتر و بیشترند. به همین خاطر تمایلات و تقاضاها بیشتر و بیشتر می شود.

 تمایلات ذهن را وسوسه می کند تا لذت بیشتری ببرند. در حین لذات مکرر، ارگانهای عملکردی قدرت خود را از دست داده و نمی توانند بیشتر از این به ارگان های حسی و یا ذهن لذت بدهند. فرد به دنبال کاویدن لذات گذشته است اما احساس رضایت نمی کند. این دلیل احساس نارضایتی است. در اینجا پنجمین جنبه ی یوگا، پراتیاهارا، به عنوان دوستی حقیقی وارد میدان شده و فرد ناخشنود را نجات می بخشد به گونه ای که آن فرد شادی و خوشبختی را در پرتو روح خواهد شناخت.

ذهن که تاکنون خرد(عقل) را به کناری گذاشته بود برای کسب راهنمایی به خرد نزدیک می گردد. سپس خرد با آن توانایی تبعیض گذاری صحیح را از غلط و سره را از ناسره باز می شناساند. به ذهن کمک می کند تا بطور کامل بر حافظه و خاطرات و تاثیرات آن متکی نباشد. این عمل رفتن در جهت مخالف حافظه و ذهن، پراتیاهارا نام دارد.

با کمک خرد، حواس شروع به یک سفر درونی و بازگشت به اصل خود خواهند کرد. این مرحله ی آزمودن غرایز، افکار و اعمال مرحله ی عزلت نشینی است (وایراگیا). دوری گزینی از امور دنیوی و وابستگی به روح، پراتیاهارا است. از الان به بعد انرژی ذخیره می گردد و هر زمان نیاز باشد مصرف می گردد بدون اینکه در جستجوی تکرار باشد.

حافظه چیزهای جدید و تازه را تجربه می کند و تحت تسلط خرد است. این آگاهی است که خرد را کنترل می کند (بودهی) و اجازه می دهد در اوج آگاهی به استراحت بپردازد. (دهارمندریا).

پراتیاهارا به معنی اجازه ندادن به حافظه برای پیاده کردن ترفندهای خود است. حافظه ساخته شده تا به گونه ای که انگار وجود واقعی ندارد، باشد. به گونه ای که رابطه ی مستقیمی بین ذهن و هوش وجود دارد. این مراحل در تمام روانشناسی های غربی توضیح داده نشده است و این تمایز را بین ذهن و خرد قائل نمی شوند.

 این دو بخش ذهن در فلسفه ی هند به عنوان به عنوان ذهن در نوسان و ذهن ثابت شناخته شده اند.

اگر بتوانید بر روی این امر  مهارت پیدا کنید، یوگا تحت تسلط شما خواهد بود و شما دانش و درک جدیدی از زندگی خواهید داشت.

هنگامیکه شیی پشت یک کریستال شفاف نگاه داشته می شود بدون هیچگونه شکستگی ای دیده می شود. همینطور هنگامیکه آگاهی از امواج فکری آلوده پاک می گردد، حساس، بدون لک، خالص و کامل می گردد. از اینجا به بعد آگاهی درک می کند که مشاهده گر و ابزار ادراک و جسم مورد مشاهده یکی است و ذهن بدون کوچکترین تحریف یا تغییر حقایق را باز می تاباند.

پاتنجلی می گوید که در این مرحله حافظه به اوج خود رسیده است، وجودیت خود را از دست داده و ذهن از خاطرات گذشته آزاد می گردد و آگاه، تازه و هوشیار می گردد. (یوگا سوترا، 1 ، 43)

منبع:

BKS Iyengar

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :