0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه شماره 73 - آبان 1393

ماهنامه شماره 73 - آبان 1393

 0
فهرست

صفحه

عنوان

3

سرمقاله

4

سخن مدیر مسئول دانش یوگا

6

پنج وضعیت دشوار برای مردان

8

دیگر رژیم نگیرید

10

آنچه یک معلم یوگا باید بداند

12

آشنایی با مرد کسوف ایران

18

مدیریت سرطان با آیورودا

20

پاکسازی بدن فیزیکی با تمرینات یوگا

22

ماساژ درمانی(ق 5)

24

یوگا در پاییز

28

فوبیاها: یوگا و درمان اضطراب بسیار شدید

31

ثابت قدمی

34

چهره ها

37

کاسیا پاسانا(وضعیتی قابل اجرا)

40

یوگا و کلسترول

42

آگاهی چیست؟

44

ورزش و تناسب اندام برای افراد بالای 50 سال

47

پیاده روی آگاهانه و یوگا

48

حرکات ورزشی مناسب

50

تقویت بازوها

52

آساناهای پیشرفته

53

هنر تن ارامی

54

یوگای قدرتی

56

آلبوم

01

Mission Possible

 

مقالات

1- ديگر رژيم نگيريد!

دانش یوگا[1]

رژيم گرفتن براي کاهش وزن دشوار است، اما چند مادۀ غذايي هستند که هنگام مصرف کردنشان نيازي نيست ميزان کالري آن‌ها را بررسي کنيد؛ چون اين مواد غذايي، شما را چاق نمي‌کند. از طرفي با گنجاندن اين مواد در برنامۀ غذايي، نياز به رژيم گرفتن برطرف مي‌شود. محققان کره‌اي دريافته‌اند، اين مواد با تحريک ترشحات کبدي، اثر ضدچاقي روي بدن مي‌گذارد.
آرتيشو
اين گياه غني از فيبر است. فيبر با کند کردن روند هضم باعث سيري طولاني‌تر مي‌شود. اين گياه براي سلامت معده و روده مفيد است.
همچنين حاوي ماده مغذي غيرقابل هضم به نام پروبيوتيک Prebiotics است که باکتري مفيد در سيستم گوارشي را تقويت مي‌کند و نفخ معده را از بين مي‌برد.
ماست
کلسيم موجود در ماست، کلسترول موجود در بدن را کاهش مي‌دهد، در نتيجه باعث چربي سوزي و توقف روند ذخيرۀ چربي مي‌شود. علاوه بر آن، پروبيوتيک موجود در ماست براي روده و معده مفيد است. ميکروب‌هاي موجود در روده و معده در افرادي که وزن متناسبي دارند نسبت به افرادي که دچار چاقي مفرط هستند، فرق مي‌کند. عمل تخمير در ماست نسبت به شير باعث تراکم بالاتر پروتئين، ويتامين‌هاي B، کلسيم، پتاسيم و منيزيم مي‌شود.
هالوپينو
نوعي فلفل درشت و حاوي آنتي اکسيداني به نام کاپساسين است؛ اين مادۀ ضدالتهابي به‌عنوان تقويت کنندۀ متابوليسم عمل مي‌کند. نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد، افرادي که غذاهاي حاوي فلفل مصرف مي‌کنند کمتر احساس گرسنگي مي‌کنند و کالري بيشتري مي‌سوزانند. محققان طي تحقيقي دريافتند، داوطلباني که به‌طور منظم فلفل مصرف مي‌کنند، دچار کاهش وزن مي‌شوند و کمتر به مصرف غذاهاي چرب، شيرين و شور تمايل دارند. مصرف منظم فلفل قرمز همراه با ورزش براي سلامت فرد نتيجۀ خوبي خواهد داشت.
سير
اين گياه علاوه بر اين که به غذا طعم و عطر خاصي مي‌دهد، مادۀ شيميايي طبيعي آن به نام «آليسين»، چربي شکمي را نيز مي‌سوزاند. اين مادۀ شيميايي، باکتري‌هاي مضر موجود در سيستم گوارشي را از بين مي‌برد، در نتيجه نفخ کمتري ايجاد مي‌شود.
سيب زميني
بر خلاف تصور عموم، سيب زميني مادۀ غذايي لاغر کننده است. علت آن هم نشاسته مقاوم است که در روده تخمير مي‌شود و ماده‌اي به نام بوتيريت (نوعي اسيد چرب) به وجود مي‌آورد که باعث مي‌شود بدن چربي بيشتري بسوزاند.
پسته
به طور متوسط هر يک وعده پسته از ۶ گرم پروتئين و ۳ گرم فيبر تشکيل شده است. پوست کردن پسته باعث مي‌شود وقفه‌اي در خوردن ايجاد شود و پوست پسته، فرد را از مقدار پسته مصرف شده مطلع مي‌کند. اين امر مي‌تواند خوردن فرد را کنترل کند.
لوبيا
هر زماني که هوس کربوهيدرات کرديد، از بنشن‌ها استفاده کنيد مثلاً يک پيمانه لوبيا سياه که داراي خواص ويژه‌ای است و ميزان فيبر و پروتئين موردنياز بدن را تأمين مي‌کند. فيبر و پروتئين در فرد سيري طولاني مدتي ايجاد مي‌کند.
جلبک
بنابر گزارش‌های آماری، مردم ژاپن پايين‌ترين آمار ميزان چاقي در جهان را دارند. يکي از غذاهاي اصلي آن‌ها نوعي جلبک غني از مواد مغذي و پروتئين به نام «واکامي» است. ترکيب اين جلبک در نمونه‌هاي آزمايشگاهي، باعث افزايش چربي سوزي مي‌شود.
انبه
اين ميوۀ استوايي که به‌طور طبيعي سير کننده است، به علت داشتن فيبر کاهش دهندۀ وزن است؛ از طرفي در کاهش قندخون نيز مؤثر است.
آواکادو
اگرچه تقريبا۸۰ درصد کالري موجود در آواکادو از چربي تشکيل مي‌شود، اما براي بدن بسيار مفيد است. افرادي که آواکادو مصرف مي‌کنند، شاخص تودۀ بدني پايين‌تري دارند. افزودن اين ميوه به وعدۀ ناهار، تمايل به خوردن را تا ۲۴درصد کاهش مي‌دهد.

2- آگاهي چيست؟

فصل بيستم از كتاب  How to be free  نوشته Joe Blow
برگردان و تنظیم: شكوفه شنوا فلاح

ما زندگي خود را تجربه مي‌كنيم، افكار خودمان را مرور مي‌كنيم و احساسات مخصوص به خود را داريم. اما چه كسي يا چه چيزي است كه در واقع اين‌ها را تجربه مي‌كند؟
ما يك بدن هستيم. فكر داريم. يك ساختمان ايگو[1] يا شخصيت داريم. مجموع اين‌ها به تجارب ما شكل مي‌دهند. اما اين‌ها در آنچه ما تجربه مي‌كنيم مخفي هستند. ممكن است اين جنبه‌هاي خود را در هماهنگي با هم ببينيم. اما خودِ هماهنگي يعني چه؟
ساختن و پردازش  الگوي اطلاعات تفكر ناميده مي‌شود. اما ما مي‌توانيم فكر كردن را متوقف كنيم (يعني پردازش يا دستكاري اطلاعات را متوقف كنيم) و هنوز آگاه باشيم. اين همان كاري است كه ما همواره در مديتيشن انجام مي‌دهيم.
هيچ ضررتي ندارد كه براي كسب آگاهي حواس پنج‌گانه هشيار باشند. حتي اگر حواس پنج‌گانۀ بينايي، بويايي، چشايي، شنوايي و لامسه را تعطيل كنيم باز هم از حقايق موجود آگاه خواهيم شد. ما از وجود خود آگاه هستيم چون افكار ما در حال پردازش اطلاعات دربارۀ بدنمان هستند، اما مي‌توانيم با خاموش كردن ذهنمان از نقص‌ها، بي‌نظمي و هشياري ناخواسته آگاه باشيم.
اما اين آگاهي چيست؟ افكار از طريق انتقال اطلاعات در ميان سيناپس‌هاي[2] مغز ما رخ مي‌دهند و هشياري فيزيكي ناشي از انتقال اطلاعات در سيستم عصبي است. اين‌ها كانال‌هاي آگاهي ما هستند و به آن شكل مي‌دهند. اما در اين كانال‌ها چه چيز جريان دارد؟ پاسخ این است: انرژي. همان مادۀ خام جهان هستي يا كائنات. اكنون بحث را عوض مي‌كنيم و به يكباره اين سؤال را مطرح مي‌كنيم كه: « آگاهي انرژي از كجاست؟» چگونه آگاهي ما، هشياري ما، مادۀ خام تجارب ما ناشي از يك انرژي است كه به خودی خود آگاه است؟
پذيرفتن اين نظر ممكن است ديوانگي به نظر آيد، اما اگر كمي به آن فكر كنيم متوجه مي‌شويم رد كردني هم نيست. ما نمي‌توانيم ثابت كنيم كه انرژي موجود يا اشياء بي‌جان آگاهي ندارند. اينكه ما نمي‌توانيم به چشم ببينيم كه آن‌ها مشابه ارگانيزم موجود زنده عمل نمي‌كنند كه چيزي را ثابت نمي‌كند. حتي در موجودات زنده كه داراي كنش و واكنش‌هاي عيني هستند باز هم نمي‌توانيم به چشم ببينيم كه چه آگاهي در پشت آن است. حتي اگر اين‌طور به نظر برسد كه اصلاً آگاهي در كار نيست باز هم فرمولي براي اثبات اين فرضيه نداريم.
اگر ما فرضيۀ پذيرش آگاهي خود به خودي را به صورت موقتي قبول كنيم مي‌توانيم زاويۀ ديد جديد را تجربه كنيم و دريافت‌هاي متفاوتي داشته باشيم. افكار و احساسات اغلب ناشي از آگاهي هستند كه معمولاً در موجودات زنده‌اي وجود دارند كه داراي سيستم عصبي هستند. بنابراين براي پي بردن به انرژي موجود در اشياء بي‌جان اين سؤال بيهوده را از خود نپرسيد که آيا آن‌ها فكر مي‌كنند يا احساس دارند؟ دست از اين‌گونه مقايسه‌ها برداريد. اشياء بي‌جان هم دچار فعل و انفعال و تبديل و تبدل مي‌شوند. مثلاً يكي از انرژي‌هاي موجود در چوب حرارت و نور است كه وقتي مي‌سوزد مشخص مي‌شود. يا انرژي موجود در خاك و آب كه مي‌تواند باعث رشد گياه شود .
ما احساسات داريم. بخشي از احساسات با جنبش و حركت نشان داده مي‌شود. حركت احساسات به صورت يك جريان توصيف شده است. هنگامي كه ما هيجاني درون خود احساس مي‌كنيم انرژي در ايگوي[3] ما جريان مي‌يابد. در هنگام عصبانيت اين انرژي در ميان كانال‌ها منفجر مي‌شود و به بدنۀ ايگو حمله ور مي‌شود و به اين شكل ايگو را تهديد مي‌كند. ما به اين حالت نقطۀ جوش مي‌گوييم. در هنگام سوگواري انرژي به صورت هق هق گريه و اشك ريختن جريان مي‌يابد. وقتي كه آزاد شدن جريان انرژي در قسمتي از بدن ما مختل مي‌شود، احساس درد مي‌كنيم. مثل وقتي كه انرژي در كاسۀ سر قفل مي‌شود و ما سردرد مي‌گيريم.
تصور كنيد كودكي هستيد و با خوشحالي و بي‌دغدغه در دشتي پهناور در حال دويدن هستيد. فقط مي‌دويد. چرا مي‌توانيد اين‌گونه آزادانه بدويد؟ مرز اين دشت كجاست؟ پاسخ اين است: تا وقتي مرزي نديده‌ايد آزادانه مي‌دويد. محدود نيستيد چون مانعي نمي‌بينيد. شما جريان داريد، اما اين به آن معنا نيست كه ما بخواهيم بي‌قيد و بند باشيم. ما مي‌خواهيم جريان آزادانۀ انرژي را در بدنمان احساس كنيم، اما نمي‌خواهيم همه چيز را در اين آتش بسوزانيم. خلاقيت هنگامي رخ مي‌دهد كه اطلاعات يا انرژي آزادانه جريان پيدا كند. در اين صورت بعضي چيزها كه قبلاً به ذهنمان نمي‌رسيد تجلي پيدا مي كنند. بنابراين رشد سالم افراد و جوامع بستگي به اين دارد كه احساسات مثبتي داشته باشند. سيستم ساختاري افراد و جوامع با غم و اندوه هم‌خواني ندارد. اگر اينطور بشود يعني يك جاي كار عيب دارد.
وقتي احساس هيجان مي‌كنيم يا خلاقيتي بروز مي‌دهيم، مي گوييم ناشي از اشتياق فراوان بوده است. منظور ما از اشتياق چيست؟ اشتياق دقيقاً همان نيروي خدادادي است. همان استعداد ذاتي كه خدا در وجود ما نهاده است.
وقتي نسبت به خودمان آگاه هستيم، از ديدگاه دوم شخص به خود نگاه مي‌كنيم و مستقل فكر مي‌كنيم. ممكن است احمقانه به نظر بيايد، اما اگر خودمان را در مجموعه‌اي از رباط‌ها كه همه متصل به يك سيم رابط هستند بدانيم ممكن است دريافت‌هاي بيشتري داشته باشيم. شايد فكر كنيم فردي كه مبتلا به بيماري اختلال شخصيت چندگانه است رنج جسمي مي‌كشد و در واقع يك شخصيت براي او متصور باشيم، اما يكبار كه شخصيت به دو نيمه شد هر كدام از شخصيت‌ها خود را به صورت مستقل و معمولاً در تعارض با هم تجربه مي‌كنند. البته ما فقط جسمِ تنها را نمي‌خواهيم. ما عميقاً به درون مي‌رويم تا بيشتر پي ببريم كه جدايي ما از خودِ واقعي‌مان خيال باطل است.
عشق همان آگاهي از دوستي ما با خودمان است. جوهر عشق شكلي از يگانگي است. بيشتر وقت‌ها ما با خودمان قهريم. از طرفي وقتي احساس بهبودي مي‌كنيم و خودمان را مثل قطره‌اي در دريا رها مي‌كنيم، احساس يگانگي مي‌كنيم.  پيوستن به وحدتِ تمام و كمال. علت اينكه اغلب عشق را در قالب روابط پدر و مادر و كودك يا روابط عاشقانه و ازدواج توصيف مي‌كنيم اين است كه در اين وضعيت‌ها آنقدر احساس راحتي مي‌كنيم كه ايگوي خود را رها مي‌كنيم يا حس مي‌كنيم نياز داريم يا لازم است چنين كنيم. مثلاً تشخيص مي‌دهيم كودكان به مهرورزي از جانب ما نياز دارند. در واقع ما مي‌توانيم در هر ارتباطي عشق را تجربه كنيم اگر ايگوي خود را رها كنيم  اين كار تأثير متقابل و بسيار مثبتي به جا مي‌گذارد. وقتي بتوانيم اين چيزها را دریابیم، ايگو به عقب رانده خواهد شد و لذت عشقي كه قبلاً گاه به گاه و به ندرت تجربه مي‌كرديم تبديل به تجربه‌اي روزانه مي‌شود.
علاوه براين ما مي‌توانيم درك كنيم كه لازم نيست ايگو  تا دم ِ مرگ با ما زنده بماند. ممكن است فردي تصميم بگيرد براي از بين بردن ايگوي رشد يافته و ريشه‌دار يك دورۀ بحران روحي را سپري كند. در اين‌صورت فرد موفق به از بين بردن و كشتن ايگو مي‌شود در حالي‌كه خودش هنوز زنده است. اين ايگو است كه طبيعت آن بي‌ثبات است نه ما.
انرژي خودآگاهي يك نيروي محركه است كه مي تواند عامل موفقيت و شكست توأمان باشد. بنابراين آن‌هايي كه مرتكب قتل‌هاي زنجيره‌اي مي‌شوند سرشار از اشتياق براي انجام دادن اين كار هستند، اما انرژي خود را در مسير اشتباهي به جريان درآورده‌اند. زيرا به مسير درست آگاه نيستند.
هنگامي كه اعمال خود را مشاهدۀ ذهني مي‌كنيم، از تعدادي عوامل متأثر هستيم:
1 . هر تصوير و فكر و صدايي را كه به ذهن مي‌رسد اگر برايمان لذتبخش نباشد متوقف مي‌كنيم و آن تصويري را جلوي چشم مي‌آوريم كه دوست داريم ببينيم.
2 . سعي مي‌كنيم خودمان را توجيه كنيم، اما بهتر است بدانيم شايد طی کردن مسيري كه براي رسيدن به آگاهي انتخاب كرده‌ايم براي مدتي سخت باشد، ولی در نهايت نتيجۀ خوبي خواهيم گرفت.
3 . وقتي از خودمان دفاع مي‌كنيم شايد در نتيجۀ اين طرز فكر باشد كه مي‌خواهيم از يك مسير اجباري بيرون برويم و براي خودمان انتخاب ديگري بكنيم. شايد رفتار ديگران را بد تفسير مي‌كنيم. اين هم شكلي براي فرار از موقعيت رنج آور است، اما اين باعث به وجود آمدن عقده مي‌شود زيرا ما درد و رنج‌ها را جايگزين هم كرده‌ايم.
4 . ميزان آگاهي ما ممكن است روي رفتار ما تأثير بگذارد. به اين صورت كه بعضي وقت‌ها به‌خاطر انجام دادن كاري احساس گناه كنيم. آگاهي بخشي از ايگو است. بخشي از سپر دفاعي ما. آگاهي مثل صندوقچه‌اي است كه ما ديدگاه‌هاي‌مان را  نسبت به خودمان آنجا نگه داشته‌ايم . مبناي اين ديدگاه‌ها يك سري قوانين اجتماعي از پيش اعلام و تعريف شده است و به‌عنوان بخشي از زيرساخت‌هاي شخصي ما به حساب مي‌آيند. اين قوانين ممكن است شامل كدهاي رفتاري باشد كه توسط والدين يا آموزگاران تعليم داده ‌و به كار گرفته مي‌شوند و نهايتاً در الگوهاي تربيتي آن‌ها رسوخ مي‌نمايند و به صورت يك قانون كلي در زندگي افراد درمي‌آيند.
الگوهاي تربيتي كه ما بر اساس آن‌ها رفتار مي‌كنيم محدويت‌ها و معايبي هم دارند. اما ما اين توانايي را داريم كه همۀ وجوه مثبت اين شيوه‌ها را يكي كنيم و در نهايت يك راه حل جديدي درست كنيم كه بهتر و مؤثرتر كار كند. از آنجا ئي‌كه ما هنوز مي‌خواهيم دنبال لذت باشيم و از سختي كشيدن طفره برويم ابداع روش‌هاي راحت‌تر در رسيدن ما به خودآگاهي و درك جهان هستي كارآمدتر عمل مي‌كند. اين واقعيت دارد كه اگر ما ترس را كنار بگذاريم مي‌توانيم با انجام ايده‌هاي شخصي‌مان در دراز مدت سيستم عصبي خود را با كمترين فشار عصبي و احساسي درمان كنيم.


Ego.[1]
Synaps.[2]
Ego.[3]

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :