0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره27-مهر و آبان 1386

دوماهنامه شماره27-مهر و آبان 1386

 قیمت

فهرست مطالب

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

3

سخن مدیر مسئول

6

یوگا چیست؟

8

جنسیت و یوگا

12

مراقبه ذن مدیتیشن

14

بزرگداشت یکصد و بیستمین سال تولد سوامی شیواناندا

20

متعالی ساختن میل و آرزو

22

حضور

26

انسان کامل از دیدگاه شمنیسم

28

یوگا و سردرد

29

تقویت انرژی

30

آگاهانه زیستن

35

اخبار ماه

36

مدیتیشن هنر و خلاقیت

38

درس هایی از استادان ذن

40

بیست و پنج دلیل برای خندیدن

42

درمان بدون دارو

45

مراقبه چیست؟

46

اسرار درخت انجیر

47

خواسته ها

48

نگاه از منظر خدا

50

واژه نامه

طب سوزنی درمان بدون دارو


تندرستی انسان‌ها و راه‌های درمان در طول تاریخ همواره توجه دانشمندان و اندیشمندان را بخود جلب کرده است. در سده‌های گوناگون کسانی دست به طبابت زدند که از علوم پزشکی هیچ چیز نمی‌دانستند. هرقدر انسان‌ها از راه‌های درمان و کشف پیچیدگی‌های بدن انسان آگاهی یافتند، دانش پزشکی بیشتر متحول شد و بیشتر به راز و رمز درمان پی برد، اما کسانی بودند که از علوم پزشکی به معنای امروز آن اطلاعاتی نداشتند ولی افراد زیادی را در دوران‌های دور و نزدیک درمان کردند. این نوشته، نگاهی دارد به درمان‌های شفابخش، بدون استفاده از دارو و در عین حال عجیب:
در آوریل سال 1974، یک مرد انگلیسی میانسال که تعطیلاتش را در «لوکا» شمال ایتالیا می‌گذراند، روی تختخواب هتل، خمیازه‌ای کشید و ناگهان دردی شدید در عضلات پشتش پیچید که شانه و بازوی او را از کار انداخت. مرد که از شدت درد در کف اتاق افتاده بود «یان پارسو» نام داشت. او سراسر شب را از شدت درد ناله کرد و صبح روز بعد، درد کشنده در ستون فقرات و پشت و شانه و بازویش ادامه یافت. او ناگزیر به کشورش انگلستان بازگشت و شروع به معالجه کرد. انواع دارو، ماساژ، فیزیوتراپی، کشش، آمپول و ... هیچکدام درد او را آرام نکردند و حتی بعضی از روش‌ها نیز به درد شدت بخشیدند. سرانجام، بنا به پیشنهاد دوستی، به مطب یک طبیب سوزنی به شهر مجاور رفت. مرد چینی که پدر و پدربزرگش نیز به همین کار اشتغال داشتند و این هنر را به او هم آموخته بودند، چند سوزن مخصوص، به نقاط مختلف بدن پارسون فرو کرد و دوره معالجه او را 12 جلسه تجویز کرد و به این ترتیب به دردهای او پایان بخشید. 

آیا طب سوزنی پارسون را معالجه کرد؟ 

طب سوزنی بیش از پنج‌هزار سال است که در چین رواج دارد و قدمت آن ظاهراً به عصر حجر می‌رسد. طبق فلسفه تائو چینی، در هستی همه چیز در هماهنگی دو نیروی مکمل هم به نام «یانگ» و «یین» قرار دارد. «یانگ» یا حرکت مثبت، عنصر فعال و جهنده و «یین» عنصر منفی و ملایم است. همچنین گفته شده است که «یانگ» نور و روشنایی «یین» ظلمت و تاریکی است که این دو به صورت مساوی، نیروی زندگی را تشکیل می‌دهند. چینی‌ها عقیده دارند تا زمانی که «یانگ» و «یین» توازن دارند، نتیجه آن، هماهنگی در بدن است ولی افزوده شدن یکی از آنها، فرد را به بیماری می‌کشاند. در کتابی که مربوط به طب سوزنی است و از 200 سال پیش باقی مانده، نوشته شده، زمانی که «یانگ» قویتر است، بدن داغ و خشک است و منافذ پوست به هم نزدیک می‌شوند و شخص احساس می‌کند تنفس‌هایش بریده، بریده شده و حتی با فعالیت‌های بدنی زیاد نیز عرق نمی‌کند. حالت بیقراری، تب، خشکی چشم و دهان او را آزار می‌دهد. شکم او سخت می‌شود و به یبوست مزاج مبتلا می‌گردد. همیشه زمانی که «یانگ» قوی‌تر است، شخص زمستان را به‌راحتی پشت سر می‌گذارد ولی تحمل تابستان و هوای گرم برای او غیر ممکن است. 

منظور از فلسفه طب سوزنی، توازن میان «یانگ» و «یین» دو نیروی هستی است که گفته شده در سراسر بدن جریان دارد و در کانال‌های نصف‌النهار به چرخش در می‌آید. این مدارهای نصف‌النهاری، هیچ‌گونه ارتباطی با جریان خون یا سیستم عصبی بدن ندارند و با وجود نقش اصلی آنها در طب سوزنی، وجودشان هرگز ثابت نشده است. ولی خط سیر پیرامون و سطح بدن، به دقت و با ریزه‌کاری نقشه‌برداری شده و آنگونه که گفته شده است، 12 نقطه نیروی هستی در بدن، با اعضا داخلی بدن، مثل قلب نصف‌النهاری، کیسه صفرای نصف‌النهاری، مثانه نصف‌النهاری و غیره، مستقیماً رابطه دارند و در سایر نقاط، شاخه‌های ضعیفتر رابط نصف‌النهاری هستند. 
به عقیده پزشکان سنتی چین، این مسیر در افراد سالم به زحمت قابل تشخیص است، ولی در بیماران مربوط به مدارهای نصف‌النهاری، ظاهراً فعال و قابل درک است.
حدود 950 نقطه برای سوزن‌زنی در بدن شناسایی شده است. طبق عقیده دانشمندان چینی، اعضای بدن، هرکدام نبض مخصوص به خود را دارند. مثلاً نبض کبد باید صدای سیم یک آلت موسیقی داشته باشد، نبض قلب صدای کوبیدن، نبض طحال صدای متناوب و نوبتی و نامنظم و نبض کلیه باید صدای سنگ بدهد. البته پزشکان غربی، به این مسئله اعتقادی ندارند، ولی چینی‌های سوزن‌زن، از این راه است که سالیان دراز توانسته‌اند بیماری‌ها را تشخیص دهند و دریابند که بیماری از ضعف کلی است یا از خوب کار نکردن اعضاء بدن. آنها معمولاً رنگ پوست بیمار را هم شناسایی می‌کنند و در مورد نوع زندگی و بعضی از مسائل او می‌پرسند و سپس در می‌یابند که چه نقاطی از بدن باید سوزن بخورد. 

بعد از قرن‌ها معالجه از طریق طب سوزنی در چین، قبل از جنگ دوم جهانی، این نوع درمان در چین از رونق افتاد و روش معالجه غربی جای آن را گرفت و با انقلاب کمونیستی سال 1949 این کار دوباره رونق یافت و مائوتسه تونگ (Mao Tese Tong) -رهبر چین- دستور داد دوباره طب سوزنی در کنار طب غربی، در مدارس عالی و دانشگاه‌ها تدریس شود. اطباء سوزنی بعد از آن توانستند با موفقیت به‌ویژه بیماری‌های آسم، برونشیت، تشنج، دیسانتری، تنگی نفس، نفخ، تب، گاستریت، بواسیر و سایر بیماری‌های روحی را در کنار طب غربی معالجه کنند و گاه هر دو مورد را با هم به کار گیرند. 
هم‌اکنون طب سوزنی بیشتر برای بی‌حسی‌های موضعی در جراحی‌ها، جای بیهوشی‌های کامل را گرفته است و گاه فقط از یک سوزن برای بی‌حسی استفاده می‌شود. در حال حاضر در بیشتر بیمارستان‌های جین این شیوه مورد استفاده قرار می‌گیرد، حتی در جراحی سینه که قلب نیز نمایان است (جراحی بای پس) بیمار در طی جراحی، حرف می‌زند و می‌خندد و برای رفع ضعف بدن، غذا هم می‌خورد. بعد از طب سوزنی، باید از طب انگشتی نام برد که با فشار انگشت، درد را برطرف می‌کنند و بیمار را معالجه می‌کنند. طی سالیان دراز، افرادی هم پیدا شدند که با فشار انگشت و جابه‌جایی استخوان‌های بدن، درد را از بین می‌بردند. آنها معتقد بودند دردها بر اثر جابجایی تدریجی استخوان‌ها به وجود می‌آید و مانند شکسته‌بندهای خودمان همه نقاط و محل استخوان‌های اصلی یا استخوان‌های نازک و کوچک را با لمس بدن بیمار تشخیص می‌دادند. 
سرانگشتان آنها آنقدر حساس بود که بعضی از آنها به شهرت‌های زیادی رسیدند. یکی از ماهرترین آنها، خانم «ساراماپ» (Saramap) بود که در میان مشتریان بی‌شمارش، باید از ملکه انگلستان نیز نام برد. گروهی از پزشکان برضد او قیام کردند و با او به مخالفت برخاستند. گفته می‌شود که یکبار یکی از پزشکان مردی را که در واقع ناراحتی نداشت به نیت رسواکردن خانم «ساراماپ» نزد او فرستاد و خواست استخوان او را جا بیندازد. خانم «ماپ» با انگشتانش استخوان‌های او را بررسی کرد و فوراً ماجرا را دریافت. به همین دلیل، کتف مرد را بپچاند که از جا در رفت. سپس او را با یک پیام نزد همان پزشک فرستاد و گفت اگر قادر نیستید او را معالجه کنید، او را دوباره به محل کار من بازگردانید. 
در پایان قرن نوزدهم، شکسته‌بندی به معالجه با فشار انگشت و ماساژ مبدل شد که ممکن است در نگاه اول ظاهراً تفاوت زیادی با هم نداشته باشند. متخصصان هر دو رشته، معتقدند مرض و درد زمانی پیش می‌آید که در ساختمان فیزیولوژیکی بدن، یک قسمت به خطا پرورش یابد. عضلات و استخوان‌ها اگر در چنین نقاط خاطی بدن درست جابجا شوند، بدن خود را خیلی زود مرمت خواهند کرد و سلامتی باز خواهد گشت. بنابراین این سوال پیش می‌آید که چگونه عضوی می‌تواند سایر قسمت‌های بدن را به بیماری بکشاند. 

شکسته‌بندها عقیده داشتند، مفاصل جابه‌جا شده یا در رفته، یک خاصیت مویرگی دارند که با جریان خون، ارتباط مستقیم پیدا می‌کنند. ماسورها (کسانی که ماساژ می‌دهند) معتقدند جریان خون و سیستم سلسله اعصاب، هر دو با هم، بیماری‌ها و دردها را مضاعف می‌کنند. 
هنر شکسته‌بندی و جااندازی استخوان با فشار دست در غرب توسط «آندروتیلور استیل» (Andro Tailor Stil) پسر یک کشیش کشف شد. در سال 1864، سه کودک مبتلا به بیماری مننژیت ستون فقرات، با هیچ دارویی درمان نشدند و هر سه جان سپردند. استیل به جسد بچه‌ها خیره شد و به فکر فرو رفت و با خود گفت باید چاره‌ای پیدا کنم تا دیگران را بتوانم نجات دهم. او دیگر به قدرت دارو اعتقادی نداشت و به مرور قانع شده بود که درمان بیماری‌های جسمی، در بدن انسان نهفته است. او در خاطراتش می‌نویسد: «خداوند با مهارت، چاره را در محل ماده، در جایی که روح و زندگی با هم ستیز می‌کنند، قرار داده است». 

استیل، 10 سال آناتومی و علم تشریح بدن انسان را مطالعه کرد و از گورها، مرده‌ها را بیرون کشید تا آنها را تشریح کند. او استخوان‌ها را در جیبش مخفی می‌کرد تا مرتباً با دست آنها را لمس کند و بتواند بشناسد و درک کند که در هر زمان و هر حالت استخوان‌ها به چه طریق عمل می‌کنند. او سرانجام به این نتیجه رسید که بیماری و سلامت، براثر تغییر وضعیت ستون فقرات به وجود می‌آید. صدماتی که در حرکات عادی و روزمره در این مفاصل دخالت می‌کنند گاه آنقدر سبک و بی‌اهمیت هستند که بیمار از آنها خبر ندارد. او می‌نویسد: «من در سال 1874 دریافتم که از هجوم خون به همه قسمت‌های بدن، مثل یک رودخانه جاری، سلامت یا درد منتشر می‌شود». 

«استیل» مانند دیگر طبیبان سوزنی چینی، به وجود نیروی هستی در بدن معتقد بود، هر چند نامی برای آن نگذاشته بود. او نیز مانند سوزن‌زنان چینی، از راه معاینه دقیق بدن، با لمس سرانگشتان، نوع بیماری را تشخیص می‌داد. یک سوزن‌زن، قسمت‌های مختلف و نبض‌های متفاوت را در بدن درک می‌کند. «استیل» و شکسته‌بندهایی که از تکنیک او پیروی می‌کنند، ستون فقرات را برای درک ریزه‌کاری‌های ساختمان بدن، حس می‌کنند. آنها معتقدند تحریک ستون فقرات اجازه می‌دهد نیروی هستی و گردش خون، دوباره به طور آزاد در سراسر بدن جاری باشند. شکسته‌بندهای قدیم، هیچ دارویی مصرف نمی‌کردند و اولین برداشت آنها برای این تکنیک این بود که بدن تقریباً هر وضع خراب و ایرادی را خودش مرمت می‌کند. روش «استیل» این بود: «پیدایش کن! ثابت و برقرارش کن! و به حال خود بگذار تا درست شود!» 
کسانی که با فشار سرانگشت استخوان‌ها را جابه‌جا می‌کنند و آن را سیستم کامل شفابخشی می‌دانند، عقیده دارند که بیماری‌های زیادی براثر جابه‌جایی استخوان‌ها، لگن و ستون فقرات بوجود می‌آید و راه درمان آنها می‌تواند از طریق متعادل ساختن «یانگ» و «یین» یا انرژی‌های مثبت و منفی در بدن باشد. طب چینی، علم آیروودای هند، فشار درمانی و ماساژ یومی‌هوی ژاپنی می‌توانند به این مشکلات پاسخ دهند. 

مراقبه چیست ؟ 

ترجمه: آرزو کندم کار


مطالعات نشان می‌دهد انجام تمرکز بی‌هيچ شباهتی به نسخه‌های دارويي و بدون تأثير نامطلوب می‌تواند باعث افزايش بخشودگی، رد احساسات منفی، کاهش فشار خون و استرس شود، اما با اين همه اطلاعات آشکار هنوز اين سئوال مطرح است که چطور، چگونه و کجا اين عمل را انجام دهيم؟
خانم يوهان بورسينکو Dr.Uhan borsinko متخصص در امر تمرينات مراقبه با نزديک به 40 سال ممارست و تأليف 11 جلد کتاب در مورد تمرکز، روحانيت و شفادهی در تازه‌ترین کتابش "صلح درونی برای زنان شاغل" سطح ساده ای از تمرکز را ارائه داده است.

چه وقت مراقبه کنيم ؟

بر اساس نظر خانم دکتر يوهان، ما حداقل 10 دقيقه در روز برای شروع دستيابی به نتيجه به تمرکز نياز داريم. 10 دقيقه ممکن است به نظر ساده و کافی بيايد اما در فرهنگ عملکرد ما صرف این مدت زمان بسيار سخت است. پيدا کردن زمان يک مانع برای گسترش يک تمرين منظم است.
پیام دکتر یوهان: ساده بگيريد ! "از خودتان بپرسيد حداقلی که من می توانم خودم را تحمل کنم چقدر است؟"
او می‌گويد: «حتی اگر زمان تمرين شما 5 دقيقه است آن را انجام دهيد. يک مرتبه شما در آن‌جا خواهيد بود و درحال لذت بردن زمانی بيش از 5 دقيقه را بدست خواهيد آورد.»
دکتر يوهان توصيه می‌کند: برای انجام مراقبه به محض بيدار شدن، ساعت را تنظيم کنيد. قهوه را کنار بگذاريد و مستقيم به سمت تمرين حرکت کنيد و در ادامه شرح می‌دهد: «فقط يکبار که شما قهوه جوش را روشن کنيد، به اخبار کنجکاو می‌شويد و چيزهای ديگری که می‌شناسيد شما را مجذوب می‌کند.»

چطور مراقبه را شروع کنيم ؟

زماني‌که شما در رختخواب نيستيد سرتان را روی صندلی می‌گذاريد. دکتر يوهان می‌گويد: بيشتر مشکلات جسمی مردم نداشتن تجربه در ريلکسيشن بدون خواب می‌باشد. يک راه خوب برای بيدار نگه‌داشتن خود در مراقبه نشستن روی لبه صندلی است، به اين صورت که ستون فقرات چند اينچ دورتر از پشت صندلی باشد.
برای شروع مراقبه اجازه دهيد چشم‌ها بسته شوند، توجه‌تان را روی صدای تنفستان متمرکز کنید، سپس اجازه دهيد شکم با دم منبسط و با بازدم منقبض شود. اجازه دهيد تنفس عميق شده و تأثيرات فيزيولوژيکی ريلکسيشن تقویت شود. 
هر زمان ذهن شما شروع کرد به منحرف شدن به خودتان سخت نگيريد، فکر کنيد که اين اتفاق (مراقبه) در حال انجام شدن است و با ملايمت به صدای نفس‌هايتان برگرديد.
با عمل تمرکز روی نفس‌ها فقط برای 10 دقيقه در روز شما می‌توانيد به انجام مراقبه بپردازيد. دکتر يوهان می‌گويد: «اغلب مردم مراقبه را يک عمل فوق‌العاده و پيچيده تصور می‌کنند، آن‌ها فکر می‌کنند بايستی ساعت 5/4 صبح بيدار شوند، نيم ساعت به انجام تمرينات يوگا، نيم ساعت مراقبه و سپس به خواندن بعضی از کتب مذهبی و عرفانی بپردازند بعد هم احساس مي‌کنند که هيچ نتيجه‌ای نگرفته‌اند.
اگر مراقبه را ساده بگيريم نتايج بهتر می‌شود و حتی می‌توانيم ياد بگيريم که چگونه خودمان را کمتر درگير زندگی و مسائل پيچيده و بغرنج آن کنيم. 

منبع : اينترنت

  سفارش دهید





امتیاز شما به این محصول :