0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره 23-اسفند 85

دوماهنامه شماره 23-اسفند 85

 قیمت

فهرست مقالات

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

2

سخن مدیر مسئول

4

سفرنامه شهر قونیه

8

یوگا درمانی

12

واژه نامه یوگا

14

آناتومی هاتا یوگا

18

شاوآسانا

20

مزاج شناسی

22

آنچه یک معلم یوگا باید بداند

24

یوگا تراپی

28

کریستال های آب

30

دستان معجزه گر

35

رژیم غذایی یوگا

36

علوم و استو شاسترا

38

هومیوپاتی

40

کودکان نیلی

42

معبد طلایی

46

برکه و مهتاب

48

خواب از بعد علمی

50

انسان کامل

52

یومی هو را بیشتر بشناسیم

54

یوگا و اعتیاد


 

شاواسانا ( وضعیت جسد)

مایکل استون ، روان درمان گر و مربی یوگا 
مترجم : حسن نوربخش


کریشنام آچاریا، مربی و استادِ ب.ک.س آینگار و پاتابی جویس ، به هر کدام از شاگردانش شیوه‌ای مشابه در مورد وضعیت شاواسانا آموزش داده بود . این مقاله یک کاوش روانشناسانه در مورد وضعیت مذکور ، به طریقی که از گذشتگان به من آموزش داده شده است ، می باشد .

"... هر روز ، لحظاتی کوتاه ، مرگی کوتاه . " پاتابی جویس 
ما در پایان انجام آساناها دراز می کشیم ، پاهایمان را به طرفین رها می کنیم ، نفسی عمیق می کشیم ، کف دستانمان را کنار بدن و به طرف آسمان قرار می دهیم و این یعنی شاواسانا یا وضعیت جسد .
با این تفاسیر ، وضعیت جسد دشوارترین وضعیت بنظر می رسد ، چرا که ما باید ذهن و بدنمان را به گونه ای در آوریم که به شکل یک جسد شود . "دشوارترین حرکت برای شاگردان : نه بیداری ، نه خواب ." این جمله را سری ک. پاتابی جویس می گوید .
زمانیکه با وضعیت جسد تازه آشنا شویم ، تجربه کردن آن مانند یک استراحت ساده و معمولی می باشد که بعد از انجام حرکات دشوارِ خمش، کشش و پیچش بدن انجام می گیرد . در ابتدا شاواسانا وضعیتی دیگر به نظر می رسد ، وضعیتی که خالی از تکنیک و هدف و کاربرد می باشد . 
در شاواسانا ما هر گونه تکنیک تنفسی را رها می کنیم و اجازه می دهیم که نفس، مسیر طبیعی دم و بازدم خود را طی کند. چنانچه نفس مسیر خود را از طریق کانالهای بدن بیابد ، ذهن نیز با پیوستن به رشته های تفکر و حواسی که در بدن جاری می شوند ، مسیر خود را پیدا می کند . زمانی که تنفس رها گردد ، ذهن نیز رها می شود. زمانیکه به نفس اجازه داده شود که مسیر طبیعی خود را طی کند ، ذهن نیز در مسیر طبیعی خود قرار می گیرد . زمانی که ذهن استراحت می کند ، زبان رها می شود ، سقف دهان بالا می رود وتمام حفره ها و هسته مرکزی بدن گشوده می شوند . زمانی که در وضعیت های دشوار یوگا، ذهن درگیر می شود ، برای رهایی از این درگیری باید در وضعیت جسد بیارامیم . شاواسانا وضعیتی است بین خواب و بیداری . به نظر می رسد که خوابیدن تجربه ای مشابه وضعیت شاواسانا باشد ( اغلب اوقات خوابیدن آسان تر از این وضعیت می باشد .) خوابیدن ، ما را از عمق و ظرافت شاواسانا دور می کند . این بدان معنا نیست که خوابیدن و یا خواب دیدن بد باشند ، این دو ، حالاتی هستند که ناخودآگاه نامیده می شوند و ذهن در زمان خواب و رویا حالت و وضعیت خود را نیز حفظ می کند . با توجه به نقطه نظر پاتانجالی در مورد موانع موجود ، می توان گفت که از تخیل خود بمنظور پرهیز از تهی و بی هدف بودن وضعیت جسد کمک می گیریم . 

در وضعیت جسد از چه چیز دوری می کنیم؟ زمانیکه تنفس آرام می شود و ذهن با رشته های تنفسی و حواس آمیخته می شود ، به نظر می رسد که آرام شده ایم و به احساسی عمیق در هسته بدن رسیده ایم . اکثر مواقع ذهن تمام تلاش و حقه ها را بکار می گیرد، برای اینکه با حواس در هسته بدن اتصال نیابد .دوباره از نقطه نظرات پاتانجالی درباره موانع موجود ، می توان گفت که درک ما از "خود" به این موضوع بستگی دارد که افکار ناخواسته را درگوشه و کنار ذهن و روان قرار دهیم ( در آن مکان قوه ادراک ما این افکار ناخواسته را فرا نمی خواند ) و اگر احیاناً یکی از آن افکار فرا خوانده شود ، یک تفکر زائد ، یک احساس اختلال و یک خاطره است . همین افکار هستند که ذهن ما را منحرف می کنند و ما را به پرواز در می آورند . خوابیدن و خواب دیدن از جمله این پروازها هستند . بیشتر اوقات ، ما در یک حلقه حواس پرتی به سر می بریم . پاتانجالی آن را "آویدیا" یا غفلت می نامد . غفلت به عمل "رد کردن"مربوط می شود. هر چند که ما در شاواسانا ، به "رد کردن"نیازی نداریم . خیلی ساده به اطرافمان توجه می کنیم ، با هرآنچه که نمایان شود کنار می آئیم و سعی می کنیم حضور آن را بتدریج کمرنگ سازیم . آنجاست که می توانیم وارد زمان حال شویم . پاتابی جویس می گوید : "شاواسانا امکان مرگ کوتاه ، در هر زمان را فراهم می سازد ." بیشتر چیزهایی که ما در تمرینات یوگا به آن توجه می کنیم، الگوهای ما از پذیرش یا عدم پذیرش می باشد . بلعیدن یا بالا آوردن ، هضم کردن یا دفع کردن ، قبول کردن یا رد کردن ، تمام این اعمال متناقض راههای به نظم درآوردن اموری که می توانیم رد یا قبول کنیم را هموار می سازد . یکی از راههای از بین بردن پیش تصورات و عکس العمل ها در برابر اضطراب از بین بردن افکار ناخواسته می باشد . زمانی که تفکرات زائد طغیان می کنند و ما را به بیرون از شاواسانا منحرف سازند، خود را به زمان حال بر می گردانیم ، اما نه بوسیله بلعیدن یا بیرون انداختن محتویاتی که در اعماق جسم و ذهن مان وجود دارند بلکه با تمام عوامل و افکار پذیرنده یا نا پذیرنده دراز می کشیم ، و این دو عامل را مقبول می شماریم . همین دو عامل هستند که نکاتی درباره قبول یا رد امور مربوط به" خود" و ارتباطمان با زمان حال را میسر می سازند . توجه به این الگوها این امکان را فراهم می سازنند که افکاری که از آنها دوری می کردیم معلق بمانند . این سر سپردگی ، راههای گستراندن ذهن و جسم را نشان می دهند . زمانی که یک نفر این راه را امتحان می کند فضای کافی برای همه چیز وجود خواهد داشت . زمانی که تمام تلاش و تقلاها متوقف شدند ، حتی اگر مدت کوتاهی باشد ، می توانیم به وضعیت شاواسانا برویم . زمانی که "خود" غایب باشد بی هدف بودن از بین می رود . زمانی که فکری وجود نداشته باشد ، دنیا با ماهیت واقعی اش بدون هیچ فیلتری ، تغییری ، تعبیری ، هدفی و وضعیتی دیده می شود . به عبارت دیگر زمانیکه ما از تصوراتمان از دنیا می گذریم ، دنیا را همان گونه که هست می بینیم . در وضعیت جسد ، هیچ شروع و پایان و آگاهی از گذر زمان وجود ندارد . چیزی برای انجام شدن وجود ندارد . تفکر بجای درک منطقی و مستدل به یک وضعیت ایست و شهودی می رسد ، اهمیت شاواسانا رهایی و تسلیم شدن است . 

شاواسانا هنر تمرین کردن برای مرگ است، ذره ذره ، هر روز ." اگر شاگرد در طول شاواسانا حرکت نکند و مانند چوب بی حرکت باشد آنگاه شاواسانا صحیح می باشد" این جملات را پاتابی جویس می گوید . هدف از تمرین روزانه یوگا اینست که لحظه به لحظه بدون درگیر شدن با افکار و یا اندیشه فکر نکردن شاد و سرزنده زندگی کنیم.زمین چوبی ، پنجره باز ، لحاف ، بالش ، لباس و جوراب پشمی . اینجا یک چیز عمیق تری وجود دارد . در شاواسانا درصدد ایجاد یک تجربه نیستیم بلکه در حال بوجود آوردن فضایی برای بوقوع پیوستن تجربه هستیم . تجربه ای مانند زمان حال ، که همیشه منتظر فضایی برای بوقوع پیوستن است . ساختار و معماری شاواسانا بگونه ایست که پیوسته از زمینی که بر روی آن دراز کشیده ایم می خواهیم که افکار و جسم ما را تسلیم شده بپذیرد ، تا زمانیکه سازه ای که چارچوب افکار ما را می سازد از بین برود .این یک هنرِ "مردن و زنده بودن" است . افکارمان ، ما را آنقدر به خود مشغول کرده که از اکتشاف دنیای درونمان غافل شده ایم . در آخر هیچ انتخاب و گزینه ای وجود ندارد جزء مرگ . در بطن زندگی پر مشغله تان ، جایی که بدنبال چیز بهتری هستید ، توجه کنید که بودن در زمان حال بدون شک نمونه مرگی کوچک است . 


مزاج شناسی در آيورودا 

معصومه فكوريان


يكي از مهمترين مسائلي كه در زندگي روزمره هر فرد وجود دارد تغذيه است زيرا هر چيزي كه شما مي‌خوريد مستقيما" روي جسم، روان و روح شما تأثير مي گذارد. بنابراين خوردن فقط براي سير شدن و تقويت قواي جسماني نيست بلكه مي تواند در ابعاد ديگر زندگي شما نيز تعادل يا عدم تعادل به وجود آورد. از ديدگاه آيورودا رژيم غذايي متوازن در هر وعده غذايي بايد حاوي شش مزه باشد اين شش مزه شامل: شيرين، ترش، شور، تلخ، تند و گس است. 
اين شش مزه در يك وعده غذايي مي تواند در نان، برنج، خورش، سالاد، دسر و نوشيدني شما وجود داشته باشد. اگر هر شش مزه در يك وعده غذايي شما وجود داشته باشد مي توان گفت كه شما يك وعده غذايي متعادل مصرف كرده ايد.

هر كدام از سه دوشاي اصلي شمابا مزه هاي زير متعادل مي شوند:
واتا(سودا) با مزه هاي شور، ترش و شيرين متعادل مي شود.
پيتا(صفرا) با مزه هاي تلخ، شيرين و گس متعادل مي شود.
كافا(بلغم) با مزه هاي تند، تلخ و گس متعادل مي شود
(طعم هايي كه زير آنها خط كشيده شده قويترين تأثير را در كاهش يك دوشا دارند.)
حال به اين موضوع مي رسيم كه كدام يك از مزه ها باعث تشديد(مزاج) مي شوند و كدام يك از مزه ها باعث تعادل يك دوشا مي شوند. در زير به كيفيت و مزه غذاها و چگونگي تأثير آنها بر دوشاها اشاره مي كنيم.

عوامل تشديد كننده واتا(سودا) از نظر كيفيت: سبكي، خشكي، سردي
عوامل تشديد كننده واتا از نظر مزه: تندي، تلخي، گسي
عوامل متعادل كننده واتا از نظر كيفيت: سنگيني، چربي، گرمي
عوامل متعادل كننده واتا از نظر مزه: شيريني، ترشي، شوري
عوامل متعادل كننده پيتا(صفرا) از نظر كيفيت: گرمي، سبكي، چربي
عوامل تشديد كننده پيتا از نظر مزه: تندي، ترشي، شوري
عوامل متعادل كننده پيتا از نظر كيفيت: سردي، سنگيني، خشكي
عوامل متعادل كننده پيتا از نظر مزه: شيريني، تلخي، گسي
عوامل تشديد كننده كافا(بلغم) از نظر كيفيت: سنگيني، چربي، سردي
عوامل تشديد كننده كافا از نظر مزه:شيريني، ترشي، شوري
عوامل متعادل كننده كافا از نظر كيفيت: سبكي، خشكي، گرمي
عوامل متعادل كننده كافا از نظر مزه: تندي، تلخي، گسي
در شماره‌هاي بعد با ارائه اطلاعات لازم كه دوشاهای تمامی خوانندگان محترم مجله دانش یوگا را مشخص کرده، و غذاها از نظر مزه، كيفيت و طبيعت برای هر دوشا بيان خواهيم كرد.

  سفارش دهید





امتیاز شما به این محصول :