0
امتیاز کاربران 0 از 5
دوماهنامه شماره 11-مرداد و شهریور

دوماهنامه شماره 11-مرداد و شهریور

 قیمت

فهرست مقالات

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

3

گفتگو: ب.ک.اس آینگار

8

یوگای کلاسیک

13

مطالعه تطبیقی توانش های فلسفی، علمی و بالینی یوگا

18

بهبود بیمای ذهن منفی و تکنیک پراتیاهارا

20

یوگا و فرگشت

24

زندگی یوگایی و سلامت روانی

28

تراتیکا

32

اوتاناسانا ( خم به جلوی ایستاده )

37

پاک سازی ذهن

38

یوگا و ورزش درمانی

44

اعتیاد برخورد یک سیستم

50

یوگا درمانی

55

معرفی سایت

56

یوگا در جهان امروز

58

اخبار

59

معرفی کتاب

 

گفتگو با ب ک اس آینگار

مبتکر سبک یوگای آینگار 
سید عبدالحمید موحدی نائینی


و این بار به دیدار مردی می رویم که از شهرت جهانی برخوردار است . 
تقریباً تمامی کسانی که در راه یوگا و عرفان قدم بر می دارند با نام او ، حرکات او و سبک منحصر به فرد او آشنا هستند . او اصلاً اهل هند است ولی سالهاست که آوازه اش تا دورترین نقاط عالم به گوش جهانیان رسیده است و میلیونها نفر برای رسیدن به سلامت تن و روان از روشهایی استفاده می کنند که او ابداع کرده است . 
شاید به جرأت میتوان اذعان داشت که او جزو معدود افرادی است که توانسته است به عرفان پنج هزار ساله ای که از نیاکان خود به ارث برده است هنر را هم اضافه کند و بدین ترتیب از عرفان کهن ، هنر و حرکت پدیده ای را بوجود آورده که مشتاقان راه کمال بتوانند از آن استفاده کرده به خویشتن خویش باز گردند . او آنقدر به این راه کار خود اعتقاد دارد که با پشتکار وصف ناشدنیش نه تنها میلیونها نفر را مجذوب این عمل خود کرده ، بلکه سعی فراوانی کرده است تا عرفان هند را از دید دیگری به جهانیان بشناساند . نام او آینگار است ، ب ک اس آینگار ، 86 سال سن دارد ، قدی متوسط ، صورتی استخوانی با موهای سپید و البته بلند که تا نزدیک شانه اش امتداد پیدا کرده است . ابروان سپیدش پر پشت و قطور است ، چشمانش نافذ و پر قدرت و اندام های بدنش راست قامت است و ورزیده .... و از همه مهمتر در سن 86 سالگی کاملاً پر انرژی است و پر تحرکشاید باز هم به جرأت میتوان گفت که او تنها یوگی در جهان است که در سن 86 سالگی « آسانا های » پیشرفته و فوق العاده سخت یوگا را بصورتی وصف ناشدنی و بسیار زیبا انجام می دهد . بهر حال این بار قصد دیدار با او را داریم تا با گفتگویی رو در رو خوانندگان محترم نشریه« دانش یوگا » را با این شخصیت و معلم بزرگ یوگا آشنا کرده ، از نقطه نظرات ، تجارب و پیام های او در رابطه با علم یوگا بیشتر مطلع گردیم .

در واپسین روزهای سال گذشته هنگامی که باتفاق جمعی از مربیان یوگا از مرکز بین المللی یوگای شیواناندا واقع در استان « کرلا » هندوستان عازم بازگشت به ایران بودیم ، با برنامه ریزی قبلی تصمیم گرفتیم در سر راهمان به شهر بمبئی ، سری هم به شهر « پونا » « poona» بزنیم و ضمن بازدید از این شهر بدیدار بزرگ مرد یوگای جهان یعنی « آینگار » برویم ، برنامه سفر مهیا میگردد ، پس از ترک « کرلا » عزیمت به پونا و استقرار در هتل باچند مکالمه تلفنی برنامه دیدار را برای روز بعد تدارک می بینیم . یم گرفتیم در سر راهمان به شهر بمبئی ، سری هم به شهر « پونا » « poona» بزنیم و ضمن بازدید از این شهر بدیدار بزرگ مرد یوگای جهان یعنی « آینگار » برویم ، برنامه سفر مهیا میگردد ، پس از ترک « کرلا » عزیمت به پونا و استقرار در هتل باچند مکالمه تلفنی برنامه دیدار را برای روز بعد تدارک می بینیم . 

ساعت 8 صبح روز سه شنبه 26 اسفند ماه سال 1382از هتل محل اقامت واقع در منطقه« کارگا اون پارک » « karegaonpark» با ریکشا riksha( تاکسی های کوچک هندی ) به مدرسه یوگای « آینگار » واقع در منطقه « شیواجی پارک » shivajipark شهر پونا رهسپار می شویم . پس از حدود 20 دقیقه حرکت با « ریکشا » مقابل حیاط بزرگی در منطقه « شیواجی پارک » از آن پیاده می شویم . حیاطی وسیع که باغچه نسبتاً بزرگ و زیبای مملو از گلهای رنگارنگ آن چشم هر تازه واردی را بخود خیره می سازد توجه ما را بخود جلب می کند . این حیاط دارای در بزرگ اتومبیل رو بوده و در دو قسمت آن دو ساختمان کاملاً مجزا از یکدیگر وجود دارد ، ساختمانی که روبروی درب بزرگ قرار دارد از دو طبقه تشکیل شده است و محل اقامت آینگار و خانواده اش می باشد و ساختمان دیگری که در سمت راست حیاط واقع شده و انتهای بالایی آن شبیه به هرم است موسسه و محل تشکیل کلاسهای «آینگار » است . در دیواره پایینی این بنای بلند مجسمه های سنگی صاحب این مرکز که در حال انجام حرکاتی چون « ناتاراج » nataraj ،« مثلث » triangle،تاداسان tadasan و ... می باشد نظر هر بیننده ای را بهنگام ورود به حیاط بخود جلب می سازد . 
در کنار درب ورودی موسسه جا کفشی مستطیل شکل و بزرگی قرار دارد که ساعت 9 صبح مملو از کفشهای شرکت کنندگان در کلاسهای یوگاست . جلو درب موسسه پر تحرک و پر جنب و جوش است و تازه واردین به موسسه ابتدا کفشهای خود را در آورده و سپس وارد آن می شوند . نگهبان جوان خنده رویی هم در داخل حیاط مشغول راهنمایی افراد تازه وارد به محل موسسه است . پس از ورود به حیاط ، دیدن زیبائیها و لذت بردن از طبیعت داخل محوطه به سمت درب ورودی موسسه پیش می رویم در ورودی ساختمان موسسه یوگای «آینگار » به راهرو تقریبا باریکی منتهی می شود که در سمت راست آن چند قاب عکس وجود دارد ، تصاویر درون انها فوق العاده زیبا و دیدنی است ، عکسها ، کلاسهای آموزش یوگای « آینگار » را در سالنهای بزرگ نشان می دهد ، نحوه آموزش همراه با عکسهای هنری که از کلاسهای یوگای وی گرفته شده واقعاً در نوع خود کم نظیر است ، در یکی از این عکسها « آینگار » مشغول آموزش دادن حرکت مثلث به صدها نفری است که در سالن بزرگی در کالیفرنیای آمریکا جمع شده اند و او با اقتدار در حال آموزش دادن یوگا به آنان است . کمی جلوتر می رویم هال نسبتاً بزرگی در مقابل قرار گرفته است که در سمت راست آن سه اتاق وجود دارد . این اتاقها دفتر کار یا بعبارتی قسمت اداری موسسه آموزش یوگای « آینگار » است که بصورتی خیلی ساده تزئین شده است . در حد فاصل این سه اتاق ویترین های بزرگ شیشه ای بصورت قدی وجود دارد که درون آنها فوق العاده تماشایی است . از پشت شیشه ویترین یادگار ها و آثاری بیادماندنی مرتبط با یوگا که حاصل چند دهه فعالیت آموزش ، ، پژوهشی ، عملی و تجربی «آینگار » است را می توان تماشا کرد .عکسهای زیبا و منحصر به فرد ، لوح های یادبود اهدایی به وی ، پلاکهای برنجی که بر روی تعدادی از آنان تصاویر صورت و در برخی دیگر آساناهایی که توسط آینگار به هنگام مسافرت به نقاط مختلف جهان انجام پذیرفته است وجود دارد . برخی از عکسهای انجام حرکات یوگای او آنچنان آمیخته با هنر تهیه شده است که توجه هر کسی که با یوگا هیچ آشنایی هم ندارد را بخود جلب می کند ، از جمله آنها عکسی است که « آینگار» را در حین اجرای حرکت « مایوراسان » ( طاووس ) در بنای تاریخی « تاج محل » در هندوستان نشان می دهد . تصویری دیگر « اینگار » را در حال انجام حرکت ) ناتاراج ) در کنار یکی ازقصرهای قدیمی اروپا نشان می دهد . با دیدن این تصویر در نگاه اول بنظر می رسد که برای زیبایی هر چه بیشتر نمای خارجی این قصر مجسمه ای را در جلو این کاخ قدیمی بر روی سکویی نصب کرده اند ، ولی با کمی دقت می توان تشخیص داد که این مجسمه نیست بلکه «آینگار » است که با انجام یک آسانا بر روی سکویی در جلو یک قصر قدیمی در اروپا عظمتی را به این قصر داده است ، در اینجاست که می توان به هنر« آینگار» و هنر یوگا پی برد . عکس دیگری که در ویترین موسسه « آینگار» خودنمایی می کند . انجام حرکت « سیرشاسانا » Sirshasana یا« ایستادن روی سر » است که بر روی زمین سنگفرش مقابل برج « ایفل » در پاریس انجام داده است . نظاره کردن به آن تصویر، ایستادگی و پایداری اجرای حرکت « سیرشاسان » « آینگار » در برابر این برج عظیم را بخوبی نشان می دهد که با خیره شدن به آن نشاط خاصی را در بیننده عکس بوجود می آورد . در گوشه دیگر ویترین شیشه ای تمامی کتابهایی که آینگار تاکنون مبادرت به چاپ آنها کرده است بهمراه ترجمه های آنها بزبان های مختلف بچشم میخورد ، از لابلای آنها می توان به سرکتاب نوشته شده توسط « آینگار» که به فارسی ترجمه شده است را تماشا کرد ، درخت یوگا ، دانش یوگا و هنر یوگا . بهر ترتیب تماشای دیدنیهای وسایل موجود در ویترین های قرار داده شده در موسسه ، توجه هر تازه واردی را بخود جلب می کند . 

در حالیکه همچنان محو تماشای دیدنیهای داخل کریدور موسه « آینگار » هستیم رفت و آمد عده زیادی زن و مرد که غالباً ساکی را در دست دارند و بنظر می رسد از شاگردان یوگای موسسه آینگار هستند و برای شرکت در کلاسهای یوگا به این مکان تردد می کنند را نظاره گرهستیم، توجهم را به چند پله در داخل هال موسسه معطوف میدارم ، پلکانی که کلاسهای یوگا را به طبقه بالا و به طبقه زیر زمین متصل می کند . 
کلاسهای یوگا در بالا و پاین این کریدور که در واقع در مرکزیت و محل اصلی موسسه است قرار دارند و معمولاً مملو از علاقمندانی است که برای یادگیری یوگا به این مکان آمد و شد می کنند . بهر حال دقایقی از آمدنمان می گذرد و طبق قرار قبلی منتظر ورود «آینگار » هستیم . 

طبق قرار تلفنی که در روز گذشته با او داشتم ساعت 30/9 دقیقه برای ملاقات و مصاحبه با او تعیین گردید و قرار شد در این مکان با هم ملاقات کنیم و باصطلاح گپی دوستانه داشته باشیم . اعضای تیم ایرانی رهسپار شده به هند یعنی مربیان یوگایی که ازاستان « کرلا » به پونا آمده تا از این مرکز دیدار داشته باشند هم اکنون در این مکان یعنی در محل موسسه « آینگار» حضور دارند .آنان پس از دیدار از موسسه و ملاقات با اعضا کادر اجرایی جهت انجام کارهای خود ، مکان موسسه را ترک می کنند ، من وهمسرم آماده هستیم تا لحظاتی دیگر با یکی از بزرگترین اساتید یوگای جهان دیدار کنیم . مسئولیت عکاسی و تهیه عکسهای مصاحبه را همسرم به عهده می گیرد ، حالا همه چیز آماده است ، من و همسرم در مقابل در ورودی موسسه ایستاده ایم و منتظر حضور « آینگار » هستیم در این اثنا یکی از کلاسهای یوگا با اتمام می رسد و انبوه شاگردان در حال خروج از موسسه هستند، در چهره هر یک از آنان وجد و سرور بچشم می خورد ، این دومین باری است که برای دیدار « آینگار » به این مکان آمده ام ، اولین بار در سال 1377 بود ، در آن موقع باز هم در سر راهم از استان « کرلای » هند به شهر بمبئی ، چند روزی را در پونا توقف کردم تا از نزدیک با این استاد فرزانه ملاقات کنم ، اما زمانی که به این مکان آمدم ، « استاد » بواسطه عمل آب مروارید چشم ، دوران نقاهت را سپری می کرد و نهایتاً امکان حضور در محضر وی میسر نگردید . ولی امروز این موقعیت دست داده است و قرار است ضمن ملاقات با او خوانندگان محترم « مجله دانش یوگا » از نقطه نظراتش مطلع گردند . 

زمان در حال گذر است عقربه ساعت 30/9 را نشان می دهد و در اینجاست که لحظه موعود فرا میرسد و « آینگار » از در راهرو موسسه وارد می شود . همانطوریکه قبلاً گفته شد فاصله محل اقامت تا محل موسسه اش چند قدمی بیشتر نیست و او این مسیر را ظرف چند ثانیه طی کرده است . 
در حالیکه تعدای دفتر و کتاب زیر بغل دارد به سمت ما میاید ، کارکنان موسسه به احترامش از جای خود بلند می شوند و شاگردان حاضر در موسسه به او ادای احترام می کنند ، این اولین باری است که او را مبمحض دیدن برایش مسلم می شود که جورنالیست های ایرانی که راه دور و درازی را طی کرده اند تا با او به گفتگو بنشیند هم اکنون روبرویش ایستاده اند . در حالیکه نزدیک تر می آید به سمتش قدم بر میدارم ، پس از نزدیک شدن او را در آغوش می گیرم ، بعد از تعارفات معمول با دست اشاره به میز کوچک فلزی می کند که دو صندلی در دو اطراف آن قرار دارد و هر دو بسمت میز قدم بر میداریم و در دو طرف آن روی دو صندلی کوچک می نشینیم . همینطور که روبرویش نشسته ام نگاهم به یقه اش می افتد که دکمه آن باز است و بخشی از سینه اش نمایان ....، سه گردنبند بلند دور گردن و روی پوست سینه اش خودنمایی می کند که توجه هر بیننده ای را بخود جلب می کند ، زنجیری از طلا ، گردنبندی از دانه های بلورین کریستال ( همانگونه که خوانندگان محترم مطلعند ، سنگ کریستال برای جذب انرژی های کیهانی و انتقال آن به پوست بدن برای داشتن سلامتی پایدار مورد استفاده قرار می گیرد ) و بالاخره سومین گردنبند او رودراکشا Roudraksha است ( گردنبندی درست شده از یک نوع میوه درخت جنگلی هندوستان که خاصیت درمانی دارد. ) بهر حال نگاهم را از سینه اش برداشته و به چشمانش می اندازم ، ابتدا خودم را معرفی می کنم و می گویم : از طرف « مجله دانش یوگا » که نزدیک دو سال است در ایران منتشر می شود به اینجا آمده ام تا از نقطه نظرات ، تجارب ، اندیشه ها و پیامهای شما در ارتباط با یوگا بهره برده به خیل عظیم دوستداران و علاقمندان به یوگا در ایران که مشتاقانه منتظر شنیدن و مطالعه آن هستند انتقال دهم ). 
او با تکان دادن سر آمادگی خود را اعلام می کند همسرم شروع به عکس گرفتن می کند و بلافاصله صحبتهایم را اینگونه شروع می کنم : 40;نجا آمده ام تموحدی : خودتان را معرفی کنید . 
آینگار : ب ک اس آینگار 
موحدی : سنتان چقدر است ؟
آینگار : 86 سال دارم . 
موحدی : چند سال است که یوگا می کنید ؟
آینگار : از سن 16 سالگی یوگا را شروع کردم . حدودا 70 سال 
موحدی : ممکن است بگویید یوگا را زیر نظر چه استاد و یا استادانی فرا گرفته اید ؟ 
آینگار : من یوگا را زیر نظر کریشنام آچاریا Krishnam Acharia فراhگرفتم و موفقیت هایم را مرهون او هستم . 
موحدی : چطور شد به یوگا روی آوردید ؟ 
آینگار : من در دوران کودکی بیمار بودم و رنجور ، مشکلات زیادی داشتم ، مالاریا ، سل و حصبه زندگیم را فلج کرده بود ، از طرفی در خانواده ما از یوگا صحبت می شد و از عرفان ، در دوران کودکی قصه هایی از یوگیها و اساتید یوگا شنیده بودم مخصوصاً اینکه استادم « کریشنام آچاریا » که شوهر خواهر منهم بود خود یک استاد بزرگ یوگا بود که نقش اساسی در گرایش من به یوگا داشت شاید اگر او نبود من امروز « آینگار » نبودم . 
موحدی : از فلسفه یوگا بگویید ، اینکه یوگا را چه کسی بوجود آورد و چگونه شکل گرفت ؟ 
آینگار : در فلسفه یوگا آماده است که « شیوا Siva بنیانگذار یوگاست او برای اولین بار یوگا را به همسرش « پارواتی » Parvati و همینطور ناتاراجا Nataraja که آفریدگار رقص است آموزش داد ، بنابراین یوگیها خود را مدیون « شیوا » می دانند چرا که هم او بود که ارتباط انسان با روح مقدس آسمانی را امکان پذیر ساخت ، گفته می شود که برای اولین بار پاتانجالی patanjali معنای درست خیلی از لغات و اصطلاحات را برای ما روشن ساخت و به حرکات یوگا نظم داد . 
موحدی : ممکنست یوگا را از دید « آینگار » تعریف کنید ؟ 
آینگار : یوگا یوگاست ، یوگای آینگار و غیر آینگار ندارد . 
همانطوریکه میدانید بدن مرکب جسم و ذهن و روح است و یوگا راهیست برای سالم نگه داشتن این جسم و ذهن و روح ، یوگا جسم ما را سالم نگه داشته و ذهن ما را تزکیه کرده ما را به خود شناسی و سپس به خدا شناسی می رساند ، یوگا طریقتی است روحانی که به تمامی جنبه های حیات از جمله فکر ، شعور ، روح و جسم می پردازد بنابراین برای اینکه این مرکب همیشه در اختیار شما باشد و شما را قادر سازد تا هر چه بهتر از آن استفاده کنید باید به سمت یوگا بروید و بعد از آنست که شما خود را شناخته به معرفت می رسید . 
موحدی : بنظر شما یوگای « آینگار » با یوگای کلاسیک چه فرقی دارد ؟ 
آینگار : در حالیکه چهره اش بر افروخته می شود می گوید سبکی به نام « یوگای آینگار » نداریم . یوگا یکی از شش سیستم فلسفی هند است که پاتانجالی patanjali در اثر معروف و کلاسیک خود به نام یوگاسوتراس Yogasutras به آن اشاره کرده است ، بر اساس فلسفه ودایی « آتمن » atman یا روح خدایی و « جیوا » jiva یا روح فردی که بخشی از آن است در همه چیز جریان دارد و یوگا سیستمی است که ارتباط « جیوا» با « آتمن » را بوجود می آورد و پس از آن فرد به « موکشا » moksa یا آزادی دست می یابد . 
شما هر نوع یوگایی را که مطالعه کنید عیناً همین را می گوید . 
موحدی : استاد می دانید که در سبک یوگای « آینگار » و در روش یوگایی که شما آموزش می دهید استفاده از ابزار و وسایل جزو لانیفک کلاسهای آموزشی شماست و میدانیم که در یوگای کلاسیک از هیچ وسیله و ابزاری استفاده نمی شود ، بنظر شما روشی که شما آموزش می دهید بر دیگر سبکهای یوگا ارجعیت دارد ؟ 
آینگار : ببینید من معتقدم که بدن تک تک افراد با یکدیگر فرق دارد همانطوریکه دو انگشت یا حتی خطوط روی انگشتان یک نفر مثل هم نیست بدن افراد هم کاملاً با یکدیگر تفاوت دارد ، بنابراین در یک کلاس که عده ای یوگا تمرین می کنند . حرکاتشان کم و بیش با یکدیگر فرق دارد . بعضی ، حرکتها را بهتر و برخی نچندان مطلوب انجام میدهند . بدن سالمندان ، بیماران و افرادی با بدنهای خشک با بدن افرادی که کاملاً سالم و پر تحرک هستند تفاوت دارد ، بنابراین انعطاف بدنی افراد هم با یکدیگر متفاوت است ، من اعتقاد دارم تا زمانیکه بدن یک فرد خشک بوده و هنوز به انعطاف نرسیده است بایستی از ابزارهایی همچون – طناب ، کمربند ، صندلی ، آجر چوبی و ... استفاده کرد تا انعطاف بدن به حد متعادل برسد ، آنوقت است که دیگر نیازی به استفاده از ابزار وجود نخواهد داشت . 
موحدی : ایا روش آموزش یوگای شما با یوگای کلاسیک تفاوت های دیگری هم دارد ؟ 
آینگار : تفاوت زیادی وجود ندارد ما در هنگام انجام تمرین در حالیکه مطمئن هستم شاگردان احساس خوش آیندی دارند توقف را طولانی می کنیم تا شاگردان از اثرات آساناها بهره بیشتری ببرند . البته ما اعتقاد داریم که استفاده صحیح از تنفس به هنگام انجام هر آسانا موجب می شود تا بتدریج شاگرد با تمرینات تنفسی یوگا یا پرانایاما pranayama آشنا شود ، می دانید که ما به انجام حرکات منظم یا بعبارت دیگر سیکل ها sycles در یوگا توجه خاصی داریم . وقتی حرکات با یک سیکل منظم انجام می شود سیر انرژی در بدن متعادل میگردد ، البته ممکنست یک آسانا در سیکل های متفاوت اثرات مختلفی داشته باشد ، بعبارت دیگر یک آسانا یا یک تکنیک تنفسی ممکنست در هر سیکل اثرات خاصی بر روی جسم و ذهن داشته باشد که آگاهی از آن امری اجتناب ناپذیر است ، بعنوان مثال انجام یک آسانا در یک سیکل ممکنست انرژی را افزایش دهد ، در حالیکه همین آسانا در سیکل دیگر اثری متعادل کننده دارد . همچنین بهنگام اجرای حرکات نشسته ، ایستاده ، خوابیده ، معکوس ، چرخشی ، خمش به جلو یا عقب ، قرار گرفتن اعضای بدن در یک خط یا بعبارت دیگر در جایگاه اصلی و طبیعی خود کاملاً حائز اهمیت است . بودن در لحظه ، تمرکز روی انجام حرکت و بسط آن در کل ساختار جسم از جمله مواردی است که ما به آن توجه خاصی داریم ، چرا که اعتقاد داریم تفکیک جسم و ذهن امکان ناپذیر است و معلم دائماً در تلاش است تا شاگرد در حین تمرینات ، ذهنش کاملاً فعال ، آگاه ، و هوشیار باشد . در یوگایی که ما انجام می دهیم ، تلاش ، پشتکار ، علاقه شرط اولیه است . ما به تعادل و هماهنگی جسم و ذهن اعتقاد داریم ، ما عقیده داریم با تمرینات آساناها و پرانایاما و طی کردن 7 مرحله ، آشتانگا یوگا حاصل می آید. بهنگام انجام حرکات ، فرد بایستی از حداکثر توان خود برای انجام آساناها استفاده کرده تا روز بروز پیشرفت را در خود ببیند ، بنابراین تمرینات روزانه و مستمر در این نوع یوگا جزو لانیفک این سیستم است . 
موحدی : از آساناها و پرانایاما گفتید و از یکپارچگی جسم و ذهن و روان ، ممکنست بگویید پرانایاما چه تاثیری بر جسم ، ذهن و روان دارد ؟ 
آینگار : پرانا به معنای انرژی است و اساس زندگی ما بر اساس « پرانا » پایه گذاری شده است ، انرژی فردی ، جنسی ، هوشی و انرژی کیهانی همه پرانا هستند ، پرانا پدیده ای جهانی هست که ضمن موجود بودن در کالبد افراد در قسمتهای مختلف کائنات هم رسوخ پیدا می کند . و هر موجودی تا زمانی که حیات دارد از پرانا استفاده می کند ، در گذشته های دور یا بعبارتی هزاران سال پیش یوگیها به این راز مهم پی بردند که ارتباط تنگاتنگی بین تنفس و آگاهی وجود دارد ، بهمین لحاظ پرانایاما مورد استفاده قرار گرفت و امروز ، می بینیم که تمرینات پرانایاما » انسان را به جهان هستی متصل کرده ذهن ما را به آرامش می رساند . می دانید که تنفس شامل دو بخش است، دم و بازدم وقتی که ما عمل دم را انجام می دهیم ، عناصر حیاط بخش را از محیط اطراف خویش جذب می کنیم و زمانی که بازدم را انجام می دهیم سموم موجود در بدن را به شکل گازهای خطرناک از بدن خارج می کنیم . 
در « پرانایاما » ، بهنگام کشیدن نفس های بلند ، نوعی انرژی آزاد می شود که یوگیها ان را « انرژی الهی » یا « کنداینی شاکتی » kundalinishakti » می نامند . در کتاب « هاتایوگاپرادیپیکا » که یکی از مهمترین منابع کهن یوگاست آمده است که : « هر کجا تفکر هست تنفس هست و هر جا که نفس کشیدن وجود دارد ، فکر کردن هست . هر گاه شما بتوانید فکرتان را کنترل کنید می توانید نفستان را کنترل کنید و وقتی نفستان را کنترل کردید می توانید فکرتان را کنترل کنید » . بنابراین رابطه تنگانگی بین آگاهی و « پرانا» وجود دارد . 1740;کی از مهمترین منابع کهن یوگاست آمده است که : « هر کجا تفکر هست تنفس هست و هر جا که نفس کشیدن وجود دارد ، فکر کردن هست . هر گاه شما بتوانید فکرتان را کنترل کنید می توانید نفستان را کنترل کنید و وقتی نفستان را کنترل کردید می توانید فکرتان را کنترل کنید » . بنابراین رابطه تنگانگی بین آگاهی و « پرانا» وجود دارد . 

مجدداً به « هاتایوگا پرادیپیکا » اشاره می کنم که در آن امده است : « موقعی که یوگی در انجام آساناها تغییر پیدا کرد و کالبدش تحت کنترل قرار گرفت باید تحت نظر استادی فرزانه به فراگیری « پرانایاما » بپردازد. » « پاتانجلی » هم در یوگا ی هشت مرحله ای به این نکته اشاره کرده است که : « یوگی تنها پس از آنکه در انجام آساناها تجربه کامل پیدا کرد به داشتن تنفس روی آورد و هنرهای دم و بازدم و نگهداری یا حبس دم را بیاموزد » . ( یوگا سوترا 49 و 11) 
پرانایاما مرز بین جهان مادی با عوالم روحی است ، پرده دیافراگم سطح حایل بین دنیای فیزیولوژیک و جهان روحانی است در« هاتا یوگاپرادیپیکا » گفته می شود که : « فرد به صورت آگاهانه و از طریق پرانایاما به حالت وحدت در داخل جسم خود نایل می آید و زمانی که شما در کالبد خویش به وحدت برسید گویی در بین مردان عالم به مقام شاهی رسیده اید» . همانگونه که میدانید انسان موجودی است فوق العاده پیچیده و این پیچیدگی خیلی از وقتها درون خود ما را نا آرام می سازد ، اگر به حقیقت که خیلی هم ساده است روی بیاوریم ، زندگیمان خیلی ساده می شود ، تاریکهای ذهن کنار می رود ، بعبارت دیگر یکی از اهداف یوگا آن است که درون انسان را از پیچیدگیها به سادگیها برساند و ذهن را روشن کندو دست آخر اینکه با تنفس آرام ، فکر ما از پریشانی و نابسامانی راحت شده ، ذهن آمادگی بیشتر و بهتری پیدا می کند تا « مدیتیشن » را انجام دهد . 
در اینجا استاد نگاه معنی داری می اندازد و می گوید مطلب درباره پرانایاما خیلی زیاد است اگر وقت دارید می توانم برایتان ساعتها در این مورد صحبت کنم . در حالیکه از او تشکر می کنم از فرصت استفاده می کنم تا سوال بعدیم را مطرح کنم . و بهتری پموحدی : شما در حرکات یوگا از نوعی هنر استفاده می کنید . در واقع بهنگام انجام آساناهای یوگا هر بیننده ای شاهد اشاعه نوعی هنر در اجرای حرکات شماست ، دیدن حرکات یوگا با بکارگیری ظرافت های هنری آرامش خاصی را به انسان میدهد . در کتابهایتان هم این قضیه بخوبی مشهود است عکس آساناهای شما در کتابهایتان توجه همگان را بخود جلب کرده است ، آیا این هنر توام با حرکت های یوگا را برای ارضای خودتان یا در واقع برای آرامش درونتان بکار می برید یا فکر میکنید اثر قویتری بر جسمتان می گذارد ؟ 
آینگار : هر دو ، من از سالهای جوانی با هنر زندگی کرده ام هنر یک تسکین دهنده روح است و من فکر می کنم اگر حرکت های یوگا را خیلی ظریف و دقیق انجام دهید به نوعی هنر دست می یابید . این هنر می تواند آرامش درونی شما را دو چندان کند ، هنر واقعی ، انسان را به تعالی می رساند ، یوگا هم همینطور حالا اگر هر دو را با هم در آمیزیم اثر آن دو چندان می شود ...... .
 
از هنر گفتيد و از اينكه يوگا يك هنر هم هست ، ممكنست در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد ؟ انجام دهید به نوعی هنر دست می یابید . این هنر می تواند آرامش درونی شما را دو چندان کند ، هنر واقعی ، انسان را به تعالی می رساند ، یوگا هم همینطور حالا اگر هر دو را با هم در آمیزیم اثر آن دو چندان می شود ...... .
از هنر گفتيد و از اينكه شايد بدانيد شش هنر اساسي در هند باستان وجود داشته است كه عبارت بودند از : يوگا ـ كشتي ـ تير اندازي . هنرهاي دراماتيك، موسيقي و اقتصاد.
هنرهاي فوق را مي توان بصورت ديگري هم تقسيم بندي كرد مانند هنر شفاگري ، هنرهاي زيبا ، هنرهاي نمايشي و غيره كه هنر يوگا يك هنر معنوي و روحاني هم بحساب مي آيد تمامي هنرهاي فوق را در بر مي گيرد ، بنابراين يوگا يك هنر بنيادي و اساسي است . هنر آسانا از نقطه نظر هندسي و معماري نماي دقيقي دارد و در نتيجه مي توان آنرا يك هنر زيبا بحساب آورد ، يوگا باعث تندرستي و شادابي مي شود. بنابراين مي توان آنرا جزء هنرهاي شفاگري هم بحساب آورد . 
در لحظاتي كه زيبايي و هماهنگي آسانا تحسين تماشاگران را بر مي انگيزاند يوگاي هنرهاي نمايشي را بخود گرفته است و نهايتاً اينكه يك يوگي مانند يك هنرمند حركات موزون بايد به كالبد خود و حركات آن توجه داشته باشد اينرا بدانيد كه هنري مي تواند ثمر بخش و راهگشا باشد كه جنبه آسماني و روحاني داشته باشد ، هنر متعالي مي تواند به روشن شدن آگاهي انسان كمك كند ، بدين ترتيب با هنر متعالي كالبد فاني ما اين شرف و افتخار را پيدا مي كند كه از شهد جاودانگي روح جرعه اي نوشيده و به جايگاه روحاني و آسماني برسد. يوگاي هنرهاي نمايشي را بخود گرفته است و نهايتاً اينكه يك يوگي مانند يك هنرمند حركات موزون بايد به كالبد خود و حركات آن توجه داشته باشد اينرا آينگار: از نظر كسانيكه با يوگا آشنايي دارند يوگا بمعناي آرامش بخشيدن به ذهن است ، حدود سه هزا ر سال پيش پاتانجالي اقدام به تاليف كتابي تحت عنوان « سوتراهاي يوگا» مي كند ، اين كتاب شامل 4 فصل و يكصد و نود و شش سوترا است . 
خود كلمه سوترا در زبان سانسكريت به معناي كلمات قصار مي باشد . حدي : از يوگا سوبا توجه به مطالب نغزي كه در اين سوتراها بيان شده است هر فردي با بكارگيري آنها مي تواند با خودش به وحدت برسد . 
در دو سوتراي اول گفته شده است زماني كه فكر در حالت آرامش قرار گرفته باشد « نفس » هم در جايگاهش به استراحت مي پردازد . البته واضح است كه اگر كار به اين راحتي بود مي بايست كار پاتانجالي هم به همينجا پايان مي پذيرفت ولي پس از بيان دو سوتراي فوق ، او به بيان يكصد و نود و چهار سوتراي ديگر مي پردازد كه در حقيقت راههاي عملي براي رسيدن به هدف فوق را بيان مي‌كند. او مي گويد وقتي كه فكر در حال آرامش نباشد و در حال پريشاني بسر برده، مجذوب اشياي خارجي شده باشد، نفس هم از فكر پيروي كرده و نمي تواند در جايگاهش به استراحت بپردازد . مي پردازد . البته واضح است كه اگر كار به اين راحتي بود مي بايست كار پاتانجالي هم به همينجا پايان مي پذيرفت ولي پس از بيان دو سوتراي فوق ، او به بيان يكصد و نود و چهار سوتراي ديگر مي پردازد كه در حقيقت راههاي عملي براي رسيدن به هدف فوق را بيان مي‌كند. او مي گويد وقتي كه فكر در حال آرامش نباشد و در حال پريشاني بسر برده، مجذوب اشياي خارجي شده باشد، نفس هم از فكر پيروي كرده و نمي تواند در جايگاهش به استراحت بپردازد . 

در اولين بخش كتاب ، پاتانجالي به شرح اين مطلب مي پردازد كه چگونه فكر مجذوب چيزهايي مي شود كه مي بيند يا مي شنود و. چگونه در وجود ما امواج فكري به نوسان در مي آيد . 
پس از آن او به شرح روشهاي متعددي مي پردازد كه به آرام شدن نوسانات فكر مي انجامد و در اين مسير به ويژگيهاي فردي و سطوح تكاملي افراد مي پردازد . بنابراين براي سالكان اين امكان فراهم مي شود كه بين فكر، جسم و روح نوعي وحدت و يكپارچگي بوجود بياورند. بيش از 3000 سال قبل پاتانجالي به نقو در اينجاست كه پاتانجالي روشهاي چگونگي رسيدن به تمركز را نشان ميدهد. 
زماني كه شخص از حالت برونگرا به حالت درونگرا و بحالت آرامش در آيد مي تواند بدنبال مبدا و سرچشمه وجودي خود بگردد. پاتانجالي تاكيد مي كند كه سالكان و رهروان طريقت يوگا مسيري طولاني را در پيش روي دارند چرا كه بايستي با كوشش و ايمان زياد از نوسانات و امواج فكري تا رسيدن به آرامش و از آرامش تا سكوت و از سكوت تا نظرگاه روح تلاش زيادي را انجام دهند آنان بايد آنقدر به اين وضعيت ادامه دهند تا نوسانات آگاهي كاملاً از بين رفته به آگاهي برسند.الت برونگرا به حمن قبلاً اشاره كرده ام كه يوگا باعث وحدت جسم و ذهن مي شود. بدن ما از سه لايه تشكيل شده است . 
1ـ كاراناشاريراKaranaSarira يا كالبد علّي كه روح تشكيل دهنده آنست . 
2ـ سوكشماشاريرا SuksumaSarira يا كالبد ظريف كه از لايه سايكولوژيك و روشنفكرانه تشكيل شده است. 
3ـ اشتولاشاريرا Stula Sarira يا كالبد كوچك كه در بين دو لايه فوق قرار دارد، اين قسمت مانند پلي است كه جسم را به روح متصل مي سازد. قبلاً اشاره كرده بنا بر گفته پاتانجلي زمانيكه اين دو قسمت به يكديگر متصل مي شوند دوگانگي و تفرقه موجود بين جسم ، فكر و روح از بين رفته و ناپديد مي شود. 

بخش دوم از كتاب يوگا سوتراي پاتانجلي به يوگاي هشت گانه يا يوگاي هشت مرحله اي ( آشتانگايوگا) اشاره مي كند كه افراد مختلف در مدارج متفاوت روحي بايد از آنها استفاده كنند . 
اين 8 مرحله يوگا شامل ياماـ نياما ـ آسانا، پراناياما، پرايتاها را ، داهارانا ، ديانا و سامادهي است . 

در بخش سوم كتاب ، پاتانجالي از ثروتهاي معنوي عظيمي صحبت مي كند كه براي رهرو واقعي يوگا حاصل مي شود. در اين مراحل قدرتهاي كسب شده توسط يوگي ممكنست او را اغوا كرده به ورطه سقوط بكشاند. 
از آنجائيكه در اين مرحله سالك به قدرتها و كراماتي عظيم دسترسي پيدا مي كند كه از نظر ديگران خارق العاده است ولي براي يوگي امري عادي و طبيعي تلقي مي شود يوگي بايستي كاملاً مراقب باشد كه تحت تاثير اين نيروها قرار نگيرد 
پس از آنكه نوسانات فكري از بين رفتند و سالك بر قدرتهاي روحي غلبه پيدا كرد ، روح از بند اسارت جسم، فكر ، قدرت و غرور آزاد شده به موكشا Muksha يا آزادي دست مي يابد. در اين شرايط گويي جسم و فكر در يك قرنطينه باقي مانده، روح آزاد شده است.

در بخش چهارم كتاب يوگا سوترا ، پاتانجالي به « كي والياپارا » Kivalia Para مي پردازد كه بخش آزادي مطلق است.
موحدي : استاد ميدانيد مشكل امروزه انسان ها در جهان وجود استرس ها، تنش هاي روحي و عصبي است ، سوالي كه مطرح است اينست كه چرا هر چه علم و تكنولوژي پيشرفت مي كند مشكلات انسان ها هم بيشتر مي شود، بعنوان مثال پدران و مادران پدر بزرگها و مادر بزرگهاي ما زندگي بمراتب بهتري نسبت به ما داشتند و اين در حاليست كه در آن موقع تكنولوژي باين پيشرفت نكرده بود و وسايل رفاهي همانند اين عصر در دسترس همگان وجود نداشت، يوگا چگونه مي تواند به اين مشكلات گريبانگير انسانهاي اين زمان كمك كند؟
آينگار : اين سوال شما هم مهم است، هم جاي بحث فراوان دارد، ببينيد يوگا دانشي است كه از هزار سال قبل مي رسد يوگا از طبيعت و از جهان هستي برگرفته شده است . طبيعت در زندگي طبي خرد لاينفك يوگا است، اينكه پدران و مادران ما راحت تر زندگي مي كردند بله درست است آنها زندگي طبيعي تري نسبت به ما داشتند. 
آنها با طبيعت مانوس بودند ، بهمين خاطر شاد و با نشاط بودند، آنها صبح هاي زود بر مي خواستند و شبها زود به رختخواب مي رفتند ، امروزه وضعيت تغيير كرده است، تكنولوژي پيشرفت كرده و روز بروز كشفيات علمي جديد در دنيا اعلام مي شود ولي انسانها عليرغم داشتن خيلي از امكانات خوشحال هستند، غم دروني در وجود خيلي ها وجود دارد، و همانطوريكه گفته امروزه استرس ها انسانها را از پا در مي آورد ، راه چاره چيست . يوگا براي اين آمده است كه اين مشكلات انسانها را حل كند، چگونه از طريق مدرن در لحظه زندگي كردن ، به اين مديتيشنMeditation مي گويند، مديتيشن يعني جمع شدن يا متمركز شدن از طريق انجام آن قسمتهاي متفرق وجود آدمي به وحدت مي رسند. يد در دنيا اعلام در مقدمه يوگا سوتراه پاتانجالي اظهار مي دارد كه يوگا معادل با آرامش فكر است .
ااز طرفي او اظهار ميدارد كسي كه مي خواهد رد شرايط آرامش فكري قرار بگيرد، با موانع و مشكلات زيادي مواجه مي شود از جمله افكار جديدي در مخيله او پديدار مي شوند، يك جدال شديد و تن به تن ذهني كه مي خواهد در آرامش باشد با فكرهايي كه به مغز ما هجوم مي آورند، در مي گيرد. بمحض آنكه آرامش بر قرار گرديد افكار جديدي ذهن ما را آشفته مي سازند و اين بطور مرتب ادامه دارد .
پاتانجالي مي گويد: « در شرايطي كه شما بتوانيد بين افكار مهار شده و افكار بر انگيخته شده فاصله اي ايجاد كنيد آنوقت است كه به تمركز رسيده ايد » مواجه مي شود از جمله افكار جديدي در مخيله او پديدار مي شوند، يك جدال شديد و تن به تن ذهني كه مي خواهد در آرامش باشد با فكرهايي كه به مغز ما هجوم مي آورند، در مي گيرد. بمحض آنكه آرامش بر قرار گرديد افكار جديدي ذهن ما را آشفته مي سازند و اين بطور مرتب ادامه دارد .

پاتانجالي مي گويد: « در شرايطي كه شما بتوانيد بين افكار مهار شده و افكار بر انگيخته شده فاصله اي ايجاد كنيد آنوقت است كه به تمركز رسيده ايد » 
ما تنها به حركتهايي چشم دوخته ايم كه در توالي لحظات پديدار مي شوند . انساني كه در شرايط مديتيشن قرار گرفته است، باهوش و با آگاهي و هوش خود، در لحظه زندگي كرده، و حركت لحظه ها او را بخود مشغول نمي كنند. 
من قبلاً گفتم كه يوگاي پاتانجالي 8 مرحله دارد، اين 8 مرحله به سه بخش تقسيم مي شود 
1ـ ياما و نياما
 2ـ آسانا، پراناياما و پراتياهارا
3ـ دهارانا، دياناو سامادهي 
آسانا ، پراناياما و پرانياها را جريان تكاملي يوگا است و نهايتاً داهارانا، ديانا و سامادهي با تمركز ، مديتيشن و اتحاد با وجود كيهاني مرتبط است . در لحظه زندگي كرده، و حركت لحظه ها او را بخود مشغول نمي كنند.
من قبلاً گفتم كه يوگاي پاتانجالي 8 مرحله دارد، اين 8 مرحله به سه بخش تقسيم مي شود 

1ـ ياما و نياما 2ـ آسانا، پراناياما و پراتياهارا
3ـ دهارانا، ديانامروزه ميليونها نفر در ترس به سر مي برند ، اين ترس در محيط كار، در منزل و بهنگام انجام هر كاري با آنان است ، از آنجائيكه انسانهاي زيادي در شرايط پر اضطراب به سر مي برند . 
چيزي بعنوان مديتيشن غير فعال ارائه شده است تا براي دقايقي به آرامش و سكون دست يابند شايد خيال كنيد اهداف يوگا نايل آمده ايد يا كنداليني شما بيدار شده است ولي اشتباه نكنيد كنداليني به سادگي بحركت در نمي آيد تا زمانيكه به ياما و نياما عمل نشود آرامش ذهن حاصل نمي گردد.اين اصطلاحات در تمام نقاط جهان با تعريف مشابهي بكار مي روند . اين اصولاً نه مخصوص يوگا و نه تنها به هنديها تعلق دارند، اينها پديده هايي بنيادي هستند كه بايد حفظ شوند ، براي پريدن ، پرنده به دو بال نياز دارد، بهمين نحو براي بالا رفتن از نردبان دانش روحي ، مراعات اصول اخلاقي و فكري از واجبات محسوب مي شوند.ست ولي اشتباه نكاين روزها خيلي ها درباره مديتيشن صحبت مي كنند ، انها خيال مي كنند بدون رعايت ساير اصول يوگا كه قبلاًص درباره آنها با شما صحبت كردم يعني يا ما ، نياما ، آسانا ، پراناياما و پرانيا ها را مي توانيد تنها مديتيشن را انتخاب كنيد. امروزه در مقابل مديتيشن غير فعال ، مديتيشن فعال هم ارائه شده است كه در شرق رواج فراوان دارد.
پاتانجالي معتقد است كه خداوند وجودي است متعالي و عاري از آلامي مانند پريشانحالي و غم و اندوه، حوادث خارجي بر او تاثيري باقي نمي گذارد و لذات و آلام براي او بي تفاوتند .بنابراين شخصي كه از پريشانيهاي زندگي و مسائل دنيوي آزاد شده به نوسانات فكري چيره گشته و بر تمام موانع غالب آمديد، حالتي خدايگونه يافته به لذات روحاني و آسماني ميرسد، در اين حالت لذات دنيوي و لذات روحي براي او ارزشي ندارد، در اينجاست كه اين فرد مي تواند معناي مديتيشن را بخوبي احساس كند. دوست من بدان من و تو تنها در راستا و در مسير مديتيشن گام بر ميداريم ولي مسلماً هنوز به سرمنزل مقصود نرسيده ايم.اي او بي تفاوتندموحدي : نظرتان در رابطه با آموزش يوگا به كودكان چيست ؟ 
آينگار : همانطوريكه مي دانيد و منهم در صحبتهايم به آن اشاره كردم يوگا حد و مرز ندارد ، هر كس با هر شرايط بدني و با هر سن و سالي مي تواند به يوگا رو آورد، البته تعليم آن به كودكان راه و روشي خاص دارد و با آموزش آن به بزرگسالان كاملاً متفاوت است. شايد بدانيد كه هر چه قواي عضلاني كودك بحد كمال برسد او با نوعي نگرش جهاني وبسيط به پديده ها مي نگرند در حاليكه ديدگاه افراد بالغ در مقام مقايسه بيشتر فردي است تا جهاني، از سوي ديگر از لحاظ حركات جسمي، كودكان خيلي چابك تر از بزرگسالان بنظر مي آيند . 
افراد بالغ مسائل عاطفي بسياري داشته در حاليكه كودكان مسائل عاطفي اندكي دارند، چنانچه كودكان مشكلات عاطفي داشته باشند ، نوع طبيعت آنان با آنچه در بزرگسالان بچشم مي خورد متفاوت است ، اگر من سر كلاس شما با خشونت رفتار كنم. شما تا پايان عمر آن را بياد خواهيد آورد و با خشم از يك فرد هندي ياد مي كنيد كه به شما اهانت كرده است ولي همين توهين را اگر به يك كودك كرده باشيد ، پس از نيم ساعت او اصلاً چيزي در اين زمينه در خاطر نخواهد داشت . شايد امواج عاطفي آنان بيشتر از چند ثانيه دوام پيدا نمي كند ولي براي شما آن اقدام به اندازه تمام عمرتان است . كودكان كم حوصله هستند و از پديده هاي يكنواخت خوششان نمي آيد . آنها تنوع و تازگي را در هر چيزي دوست دارند ولي شما حركات و رفتارهايي را كه در ساليان گذشته كسب كرده ايد همچنان انجام داده، تكرار مي‌كنيد، برايتان كاملاً عادي جلوه كرده آنرا رها نمي كنيد ، از سوي ديگر اگر يك حركت جديد يوگا را براي شما به نمايش بگذارند درك و تكرار آن براي شما مشكل است ، ولي اگر براي عده اي از كودكان همان حركت نمايش گذاشته شود، پس از چند ثانيه آنها بخوبي آن را فرا گرفته عيناً تكرا مي كنند ، كودك در زمان حال زندگي مي كند و مانند ما زياد در گذشته و آينده سير نمي كند، افراد بالغ موقعيت زمان حال را درك نمي كنند، آنان بيشتر در خاطرات گذشته و يا آينده زندگي مي كنند . از همين روست كه در تمام طول تاريخ دانايان اصرار و تاكيد فراوان داشته اند تا افراد بالغ را به زمان حال و درك اين لحظات زود گذر متوجه كنند. ي از كودكان همانكودكان خيلي سريعتر از بزرگسالان مطالب را از راه چشمانشان فرا مي گيرند، اگر مطلبي را با شرح و بسط فراوان براي كودكان شرح دهيد ، آنها بخواب مي روند ، ولي اگر همين مطلب را با سرعت براي بزرگسالان بيان كنيد آنها از عدم قدرت و درك و نياز به تكرار سخن خواهند گفت ، كودكان دوست دارند با توجه به رفتارشان به آنها آموزش داده شود در حاليكه بزرگسالان علاقه دارند با توجه به شرايط عاطفي و محيطي مطالبي برايشان بيان شود ، اينها بخشي از دلايلي هستند كه هر آموزشي از جمله يوگا بايستي براي كودكان و بزرگسالان بصورت جداگانه عرضه شود ، هيچكدام از بچه ها دوست ندارند در كلاسهايي شركت كنند كه بزرگسالان در آن شركت كرده اند.اگر كودكان را در كلاسهايي كه مخصوص بزرگسالان تشكيل شده است قرار دهيد چنانچه كودك عاشق يوگا هم باشد عشق به يوگا در وجود او كشته خواهد شد ، زيرا او گيج و خسته مي شود . 
افراد بالغ به مديتيشن بيشترعلاقه دارند، درحاليكه اگركودكان را به انجام مديتيشن تشويق كنيد، احتمال اينكه آنها بلافاصله بحالت خواب فرو روند زياد است. بخواب رفتن افراد بالغ ممكن است با مشكلاتي همراه باشد، عده زيادي از افراد بالغ به كمك انواع قرص هاي خواب آور به خواب مي روند ، ولي كودكان اين مشكل را ندارند آنها ممكن است براي مدتي بسيار فعال و چابك بنظر بيايند، اما اين امكان وجود دارد كه اگر در عرض چند ثانيه پس از انجام حركات يوگا بحالت ريلكس در آيند احساس خستگي كنند، بهمين علت است كه وقتي به آنها با كندي آموزش داده ‌شود، بسرعت خسته مي شوند. من بارها از افراد بزرگسال شنيده ام كه اظهار مي‌دارند تمركز براي كودكان به سختي انجام مي پذيرد، بر عكس بچه ها به خوبي مي توانند تمركز كنند ، آنها مشكلي در اين زمينه ندارند. ارند آنها ممكن ااين به آن بستگي دارد كه چگونه شما آنان را متوجه اين موضوع بسازيد. 
با كودكان بايستي با زبان ساده و در سطح درك و فهمشان يوگا را آموزش دهيم، تا قدرت درك آن مطالب براي آنان مقدور باشد . در اين شرايط است كه بعنوان يك آموزگار مي توان حركات جديدي را هم به آنان آموزش داد. اينرا هم بدانيد قبل از آنكه علاقه و توجه كودكان را بخود جلب كنيد نمي توانيد با آنها رابطه عاطفي و آموزشي بر قرار كنيد . 
بشما بگويم كودكان براي مشاهده عكس العمل ما به چشمانمان نگاه مي كنند، اگر بطور دقيق و جدي به انها بنگريم ، در اين حالت نوعي تمركز در آنان پديد مي آيد . كودكان را بايد بيشتر با خشم كنترل كرد تا با حرف . شما بايد همان تاثيري را كه از حرفها انتظار داريد به كمك چشمانتان به كودكان انتقال دهيد . اين روش در آنان موثر واقع شده در آنان ايجاد تمركز مي كند. و نهايتاً اينكه انجام توقف ها پس از هر آسانا توسط كودكان بايستي كوتاه و با توجه به نوع آسانايي كه انجام ميدهند باشد. يوگاي كودكان را حتماً زير نظر معلم كارآزموده انجام دهيد خواهيد ديد كودك شما از سنين پايين با جسمش آشنا شده تمركز فكر بيشتري پيدا كرده و نهايتاً هر چه بزرگتر مي شود در مقابل استرس ها و مشكلات روز افزون زندگي پر تحمل تر و مقام تر مي شود.هيد . اين روموحدي : ميدانيد كه امروزه يوگا گسترش فراواني پيدا كرده و روز بروز بر طرفداران آن اضافه مي شود، بهمين ترتيب كلاس ها و مراكز يوگاي گوناگوني هم بطور مرتب در حال شكل گرفتن است.بعقيده شما كسي كه ميخواهد كلاس يوگا را اداره كند يا بعبارت ديگر يك معلم يوگا بايستي داراي چه خصوصياتي باشد.
آينگار : سوال خوبي را مطرح كرديد ، هر كس در هر رشته اي كه تا حدي از آن اطلاع داشته باشد براحتي مي تواند به آموزش بپردازد ولي آموزش يوگا كار بسيار سخت و دشواري است . يك معلم يوگا نه تنها بايد از كارهاي خودش انتقاد كند ، بلكه بايد مسئوليت تصحيح پذير هم باشند. يوگا هم جنبه ذهني دارد و هم جنبه جسمي ، مربي يوگا بايد از تمامي اعمال بدن آگاهي داشته باشد ، او بايد از نحوه رفتار و روحيه افرادي كه به او مراجعه مي كنند اطلاع داشته باشد و بتواند به نحو مقتضي با آنها برخورد نموده و در موارد لازم به آنان كمك كند و از شاگردان خود مراقبت و محافظت نمايد . ش يوگا كار ببد نيست بعضي از شرايط معلم يوگا را براي شما بازگو كنم : 
مربي يوگا بايد ساده ، صادق ، كوشا ، داراي اعتماد به نفس، روحيه دلسوزاند، محتاط ، سازنده ، شجاع ، خلاق ، از خود گذشته ، ايثارگر ، مومن به اعتقادات مذهبي ، هشيار ، معتقد به انجام امور محوله ، بشاش، پاكدامن و آرام باشد ، مربي يوگا بايستي در نحوه انجام كار شجاع و جسور باشد . د لازم به آنان كمك كند و از شاگردان خود مراقبت و محافظت نمايد . 

بد نيست بعضي از شرايط معلم يوگا را براي شما بازگو كنم : 
مربي يوگا بايد ساده ، صادق ، كوشا ، داراي اعتماد به نفس، روحيه دلسوزاند، محتاط ، سازنده ، شجاع ، خلاق ، از خود گذشته ، ايثارگر ، مومن به اعتقادات مذهبي ، هشيار ، معتقد به انجام امور محوله ، بشاش، پاكدامن و آرام باشد ، مربي يوگا بايستي در نحوه انجام كار شجاع و جسور باشد . 

او بايد داراي روحيه مثبت و اميدوار كننده باشد تا بتواند در شاگردان خويش اعتماد به نفس بوجود آورد، ضمناً بايد با دقت در خصوص آنان موارد لازم و ضروري را متذكر گردد. او بايد با فروتني خود را براي تمام عمر نيازمند به آموزش يوگا معرفي كند ، در شرايط لازم حتي نكاتي را از شاگردان خود بياموزد ، رابطه بين استاد و دانشجو بايد مانند ارتباط پدر و فرزند بايك زوج باشد ، رابطه مربي بايد با اشتياق و علاقه فراوان به فكر آموزش شاگردان خويش باشد. رابطه بين معلم و شاگرد بايستي ارتباطي عاطفي و آموزشي و بعبارت ديگر نوعي ارتباط دو جانبه باشد كه در آن عشق و علاقه ، تحسين ، ايثار و از خود گذشتگي بصورت بارز و چشمگير بچشم بخورد . 
متاسفانه بعضي وقتها مي بينيم ، برخي افراد كه از كشورهاي مختلف براي فراگيري يوگا به هند مسافرت مي كنند در بازگشت به كشورهايشان با انجام تبليغات، خود را از هند برگشته معرفي مي كنند و به تعليم يوگا مي پردازند كه اين جاي تاسف دارد .
خدا مي داند اين افراد چقدر به يوگا تسلط داشته و چه مقدار اندوخته دارند . از سوي ديگر كساني كه به كلاسهاي اين اساتيد مراجعه مي كنند تا اندازه اي مقصرند ، زيرا تحقيق و تفحص نمي كنند تا بر آنان معلوم شود كه در پس عنوان استاد چه افرادي با چه دانش و هنري قرار دارند. شاگرد يوگا، بايد چشمان دقيق و نافذي مانند عقاب داشته باشد و از اين طريق بايد به جستجوي استاد يا مربي توانا باشد.

اين روزها عده زيادي هستند كه خودشان را استاد ، گورو Guru، يوگي Yogi و يوگيني Yogini( يوگي زن ) مي پندارند ، اين اشتباه بزرگي است . 

مربيان يوگا نبايد خودشان را گورو بنامند چرا كه گورو معنايي مشابه و همرديف با معلم ندارد . گورور فردي است كه تاريكيها را پس مي زند و روشنايي را نشان مي دهد . مفهوم گورو ژرف و با اهميت است . او يك راهنماي عادي نيست . بلكه آموزگاري روحاني است كه بجز آموزش، روش زندگي كردن را هم به شاگرد مي آموزاند . وي انتقال دهنده دانش روح است و مسيري كه انسان را به شناخت منهي مي كند نشان مي دهد. 
پيوند گورو و شاگرد پيوند بي همتايي است كه از رابط والد و كودك ، زن و شوهر يا دوست فراتر است، گورور از خود خواهي ها رهاست و شاگرد خود را با سر سپردگي و گرايش به معنويات به سوي هدف فرجامين هدايت مي كند . گورو راه خدا را نشان مي دهد و شاگرد خود را با مراقبت در اين راه هدايت مي كند. گورو شاگرد خود را به چون و چرا كردن ترغيب مي كند تا واقعيت ها را با تجزيه و تحليل در يابد . گورو ميانه روي را در زندگي به رهرو نشان ميدهد، 
و نهايتاً اينكه رهرو با آموزه هايي كه از گوروي خود فرا مي گيرد با سرسپردگي، درك عميق از واقعيت هاي طندگي و نهايتاً رسيدن به اشراق يا روشنايي را تجربه مي كند.

موحدي : استاد مي دانيد خيلي ها بر اين باور هستند كه چون يوگا از هندوستان به ديگر نقاط جهان گسترش پيدا كرده است در لواي آن فلسفه يا دين يا اعتقادات مذهبي مربوط به هندوستان هم گنجانده شده است و كسي كه در راه يوگا قدم بر مي دارد در واقع بنوعي مجبور است عرفان و فلسفه هند را هم پذيرا باشد . بعقيده شما آيا يوگا با مذهب و اعتقادات شخصي فرد ارتباطي هم دارد ؟ 

آينگار: سوالي خوبي كرديد ، در مسافرتهاي زيادي كه طي سالها بنقاط مختلف جهان داشتم مرتباً اين سوال از سوي شاگردان مطرح مي شد كه آيا يوگا يك مذهب است؟ ببينيد خيلي ها از شنيدن نام ها ، حركات و فلسفه يوگا دچار ذهنيت هاي متفاوتي مي شوند . 

شما ممكنست از طرح پياپي مفاهيم روح جهاني ، اسطوره شناسي و حتي اصول فلسفي و اخلاقي دچار شگفتي شويد ، ولي اين را بخاطر داشته باشيد كه در زمانهاي قديم ، تمام دستاوردهاي عالي آدمي در زمينه معرفت ، عرفان ، هنر و قدرت ناشي از دين بودند و آنها را در قلمرو اختيار خدا و خدمتگزاران روحاني او در روي زمين مي دانستند ، پاپ رهبركاتوليك آخرين مظهر معرفت و فكرت الهي در غرب است ، در گذشته حتي در جهان غرب ، موسيقي ، نقاشي ، معماري ، فلسفه ، طب و حتي جنگ هميشه در خدمت خدا بوده است. اين هنرها و علوم مرتبط با آنها در همين اواخر در هند از الوهيت جدا شده اند .
با وجود اين براي رهايي خواست آدمي كه از خواست خدا جداست ما در هند عليرغم اينكه به نيات پاك، هدف متعالي ، فروتني و از خود گذشتگي كه ميراث گذشتگانمان مي باشد. ارج مي نهيم ولي هيچگاه اعتقاد نداريم كه يوگا راهيست كه توسط آن مي خواهيم ، فلسفه ، مذهب و يا اعتقادي را ترويج كنيم ، يوگا يك مذهب نيست . دين هم نيست ، يوگا راه و روشي است براي رسيدن به سلامت جسم و ذهن ، يوگا روشي است كه روشنايي را به شما نشان مي دهد و نهايتاً اينكه يوگا راهيست كه شما را به خدا نزديك مي كند . 
 
موحدي : از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد تشكر مي كنم اگر پيامي براي خوانندگان مجله دانش يوگا داريد بفرمائيد . 

آينگار : من ايران را نديده ام ولي ايرانيان زيادي را ديده ام. شاگردان ايراني زيادي هم داشته ام ، ايرانيها مردمي خونگرم و با احساس هستند در ايران عرفان عميقي وجود دارد كه مشابهت هايي با عرفان مشرق زمين و از جمله هند دارد، بهمين لحاظ ايرانيها خيلي راحت تر پذيراي اين مكتب هستند. به خوانندگان مجله شما توصيه مي كنم اگر در راه يوگا قدم بر مي داريد بدانيد وقتي مي توانيد به نتيجه نهايي برسيد كه تمرينات آسانا و مديتيشن شما بطور مرتب و منظم انچام پذيرد . 

ساداناها ( انجام امور معنوي روزانه ) خود را حتماً انجام دهيد و سعي كنيد در زندگي خود همواره معنويات را مد نظر داشته باشيد و بخداوند فكر كنيد كه اگر يوگا را به اين طريق انجام دهيد، مطمئن باشيد كه تندرستي، راحتي جسم، پايداري، زيبايي چهره، صافي صدا رها گشتن تن و نهايتاً رهايي از آرزوها بسويتان آمده، شما از جهل به دانايي ، از تاريكي به نور و از مرگ به جاودانگي ميرساند. 
ممكنست بفرمائيد برنامه روزانه شما چيست ؟ من هر روز صبح زود از خواب بلند مي شوم ، ابتدا عبادت مي كنم و سپس تمرينات مديتيشن و بدنبال آن 2 ساعت پراناياما و آساناها را انجام مي دهم، پس از آن صبحانه سبكي مي خورم و به دفتر كارم مي روم، از كلاسهاي يوگا بازديد مي كنم و به سؤالات شاگردان پاسخ مي دهم.ظهر، به اتاقم برمي گردم ، نهارم را صرف مي كنم و زماني را به استراحت كردن مي پردازم . عصر مجدداً به موسسه رفته و كارها را انجام مي دهم . غروب هنگام مجدداً 2 ساعت آسانا انجام مي دهم . شب هنگام هم بعد از صرف غذايي سبك ابتدا مطالعه و سپس به استراحت مي پردازم . 
البته اينرا بگويم كه در حال حاضر و بطور همزمان مشغول نوشتن سه كتاب مربوط به يوگا هستم، سعي دارم تا قبل از آنكه بدن خاكيم را ترك كنم آنها را تمام كنم و در اختيار دوستداران يوگا قرار دهم. 

موحدي : بعنوان آخرين سوال ممكنست بفرمائيد با توجه به اينكه طرفداران زيادي در ايران داريد آيا امكان آن وجود دارد كه روزي به ايران سفر كرده به خيل عظيم شاگردانتان در ايران پيوسته و آموزه هايي از يوگا را براي آنان بازگو كنيد؟

آينگار: من سالها به كشورهاي مختلف مسافرت كردم تا يوگا را به جهانيان نشان دهم و الان چند سالي است كه بهيچ كجا مسافرت نكرده ام ، فكر هم نمي كنم تا پايان عمرم از هند خارج شوم، چرا كه مي خواهم براي هميشه در اينجا بمانم. بنابراين عذر مرا براي مسافرت به ايران بپذيريد.

در حاليكه نزديك بدو ساعت است كه روبروي ب.ك.اس آينگار معروف ترين استاد يوگاي معاصر جهان نشسته و با او صحبت مي كنم متوجه مي شوم كه او همچنان پر انرژي و آرام نشسته است . در حاليكه به چشمانش نگاه مي كنم خونگرمي ، تواضع و در عين حال جدي بودن را در چهره اش مي بينم، به اين فكر مي افتم كه زندگي ساده و بي آلايش يك معلم يوگا مي تواند سرمشقي باشد براي كليه كساني كه در راه يوگا قدم برميدارند كه اگر چنين شود مطمئناً اين چرخه بتدريج بين معلم و شاگرد روز بروز فزوني گرفته هر روز شاهد اين خواهيم بود كه جامعه مان بسمت خوبيها و خوب بودن به پيش برود.

ساعت 30/11 دقيقه روز......... است .
در حاليكه همچنان غرق در صحبتها و پيامهاي زندگي ساز اين يوگي بزرگ شده ام با احترام از او خداحافظي كرده، آرزو مي كنم باز هم فرصتي دست دهد تا با او ملاقات كنم... 

سفارش دهید





دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز شما به این محصول :