دوماهنامه شماره 4-اسفند 81 فروردین
مقالات انتخاب شده شماره چهار دانش یوگا:1-کمال یوگا 2-ویدهی (بیماری جسمی)

وضعیت :

موجود

قیمت :

1000 تومان

فهرست

صفحه

عنوان

2

اندیشه های مشترک اوستا و داها

7

رقص شیوا تجلی عرفان، هنر و فلسفه

10

یوگا و فیزیک

14

مبانی سلوک و اخلاق عملی در یوگای کلاسیک

17

کمال یوگا

20

یوگا در تعلیم و تربیت

23

ستاره بینی، دانش یگانگی کیهانی

28

آشنایی با بزرگان: راما کریشنا

32

شعر

34

آشنایی با سبک های یوگا: سبک بیهار

38

تنفس چیست؟ ( قسمت چهارم )

41

آموزش مراقبه

45

سفر به سرزمین شگفتی ها

46

آموزش ریکی: پرسش و پاسخ

48

بازگشت به سادگی و قدردانی از طبیعت

50

چرا یوگا؟

53

طرح

54

مهمترین نکته ای که در زندگی یاد گرفته اید چیست؟

55

اخبار

56

معرفی سایت: رامانا ماهاریشی

57

واژه نامه

58

آشپزی

59

معرفی کتاب

ضمیمه

صفحه

عنوان

2

سال نو مبارک

3

رازهای نوروز

6

جشن فروردین

12

سفره نوروز یا هفت سین

14

یوگا در مزدیسنا

18

چهارشنبه سوری

24

روز سیزدهم نوروز

 


1-کمال یوگا

سوامي هرشاناندا
فردی میلیونر روزی از پسرش خواست فهرستی از تمام چیزهایی که به منظور شادی و راحتی، مایل است داشته باشد تهیه کند. فرزند با شور و شوق زیاد فهرست بلندی را متشکل از هفده قلم تهیه کرد و آورد. پدر پس از خواندن دقیق با مداد قرمز همه ی آنها را خط زد و عبارت «آرامش ذهن» را با حروف بزرگ نوشت. سپس او را بدین صورت پند داد:«فرزند عزیزم حتی پس از داشتن همه ی این هفته چیز اگر آرامش ذهن نداشته باشی این هفته چیز نامربوط خواهد شد! عجیب نگرشی به زندگی!
همه ی ما دانسته یا ندانسته در پی بدست آوردن آرامش هستیم. مادامی که ذهن ما در اجزا و اجزا در کشمکش متقابل دائمی است، آرامش از ما می گریزد. تنها زمانی به آرامش کیوالیه می رسیم که بیاموزیم این اجزاء را کنار هم قرار داده ذهن را کامل و یکپارچه کنیم. سخن گفتن از این کار از انجامش آسانتر است، در هر صورت با راهنمایی های شایسته ی کسی مثل پاتانجلی که به خاطر همدردی بی پایانش همواره مشتاق یاری رساندن است، این کار نباید آنقدر هم مشکل باشد. پاتانجلی استاد طریقه ی یوگا این اجزاء ذهن را وریتی می نامند که همواره بر می خیزند و می نشینند. وقتی این وریتی ها از طریق انظباط و تربیت درست کنترل سرکوب و حذف شوند، یوگا با اتحاد (یوج= یوغ زدن) خویشتن شخص با خویشتن متعادل از طریق یوگا با سمادهی حاصل خواهد شد(یوج= رسیدن به سمادهی یا تمرکز کامل) و این انضباط و تربیت نیز یوگاست. کسی که می خواهد سالم و قوی باشد باید از بیاری ها و ناتوانایی های مخرب سلامتی به درستی آگاه باشد. با این همه پیشگیری بهتر از درمان است! همین طور کسی که خواستار یوگات باید از عواملی که مخرب یوگاست باید ار عواملی که مخرب یوگاست یا هادی یه یوگا نیست، کاملا آگاه باشد. پاتانجلی با دیدگاه والا عملی اش این را به طور روش مند فهرست بندی کرد و آن را آنتریه ها مزاحمان راه یوگا نامید. وی آنها را به دو گروه تقسیم کرد. اولی را «آنتاریه ها» مزاحمان راه یوگا نامید. وی آنها را به دو گروه تقسیم کرد. اولی را «آنتاریه ها» و دومی را «ویکشپا سها بهوا زیستن در آشفتگی ذهنی) نامید. «آنتاریه ها» نه تاست (نک یوگا سواتراها 1:30) ویدهی (بیماری) ستیه نا(تنبلی ذهنی) سمسیا(شک) پرمدا(بی اعتنایی) آلاسیا (تنبلی جسمی) اوبرتی (عدم خونسردی) بهیرانتی دارشنا(عدم خونسردی) بهیرانتی داراشانا(درک غلط) آلابدها بهومی کتوا(عدم کمال حالات یوگایی) و انوستی تتوا(سقوط از حالات یوگایی پس از بدست آمدن)
حال بهتر است آنها را یکی یکی بررسی کنیم.

ویدهی (بیماری جسمی)

آیورودا علم تندرستی و عمر طولانی در هند بیماری جسمی را به عنوان وضع نامتوازن سه مزاج اصلی بدن به ترتیب زیر می داند: واتا(نفخ) پیتا(صفرا) و کافا(بلغم) جریان نا منظم و پراکندگی راسا( تغییرات شیمیایی ناشی از خوردن و آشامیدن) و نیز کمبود یا زیاده روی اندام حسی علت دیگر بیماری است. چون بدن و ذهن ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، پس طبیعی است که بیماری های بدن ذهن را آشفته و تمرین یوگا را تقریبا غیر ممکن سازد. از این رو درمان بیماری بهبود بخشیدن بازگرداندن سلامتی و نیرو برای یوگا امر ضروری است صرف نظر از داروها رژیم غذایی و پیروی قوانین تندرستی و بهداشت تمرین اساناها کمک بزرگی در این مسیر می تواند باشد. آساناها کمک بزرگی در این مسیر می تواند باشد. آساناها که غلباً تقلیدی از وضع پرندگان و حیواتات است نه تنها سلامتی و نیرو بلکه توانایی خاص بدن حیوان خاصی که بدن(حالت مورد تقلید) مشهور است. می بخشد. پند شری کریشنا به یوگی رعایت اعتدال در خوردن خوابیدن تفریج و کار است. زیرا زیاده روی ها سلامت را تخریب و تمرین یوگا را غیر ممکن می سازد( نک گیتا 17،6:16) این پند بسیار مرتبط با همین متن است.
ستیه نا(تنبلی ذهنی): 

ذهن در حیطه گری متخصص است. هم چنین بسیار مشکل پسند است. وقتی احتمال نتایج خوشایند یا فوری باشد،آن به سرعت فعالیت می کند. هرگاه و هرجا کار سخت و بی وقفه ای نیاز باشد، ذهن انجام آن را فعلا به تاخیر می اندازد! طبیعت انسانی است که آرزوی نتایج خوب زحمت بکشد و متنفر از نتایج بد است بدون این که برای دوری کردن از بدی زحمتی بکشد. (به عبارتی دیگر، مردم اغلب به خاطر ارتکاب گناه از راه خارج می شوند!) پرورش قوه ی تشخیص اعتقاد راسخی می بخشد که انظباطات یوگایی در بدست آوردن تمرکز و آرامش کمک می گیرد. به محض اینکه قوه یتمرکز و آرامش کمک می گیرد. به محض اینکه قوه ی تمیز پدیدار شود ذهن وادار به انجام دستور استادش- ساداکا(سالک روحانی) می گردد. پرورش نیروی اراده مساله یی است که همه ی ما غالبا با آن روبرو هستیم. اگر بتوانیم بدن خود را ورزیده و به تدریج قدرتمند سازیم، دلیلی وجود ندارد که چرا همین کار را با ذهن خود نتوانیم انجام دهیم!

با راندن خوشی های ناچیز از خود و وسوسه های ناشی از آن می توانیم به تدریج اما مطمئن نیروی اراده مان را پروزش دهیم. مثال مادر مقدس از کشاورزی که می توانست گاو نری را بلند کند زیرا عادت داشت هرروز آن را از زمانی که گوساله ی ضعیف کوچکی بود حمل کند می تواند برای ما در این جا نیز تشویقی بسیار ضروری باشد.
سمسایا(شک):

در هر حوزه ی جدید مخاطره شک ها و تردیدها وجود ئارد. وقتی به حوزه ای مانند حوزه ی کنترل و تمرکز ذهن مربوط شود که صرفا ناملموس و ظریف است، ظهور شک ها گریز ناپذیر می شود. حوزه ی عملکرد چنین شک هایی تقریبا نامحدود است از شک به صحت کتب مقدس و گورو شروع شده به توانایی شخص در کسب یوگا ادامه می یابد و ممکن است به شک در همان وجود خود شخص پایان یابد! شری کریشنا با دیدن آن مردمان نادان بی اعتقاد و شکاک ( که خود را تباه خواهند کرد) به زحمت به سراغ گروه اخری آمده می گوید که هر دو جهان را رها کنند( گیتا 4:40) تقویت شرادا یا ایمان به کتب مقدس معلم روحانی و خود تنها پادزهرا این اختلال است. شخص باید به خود خاطر نشان کند که حتی زندگی روزمره بدون اسیمان به خویشاوندان دوستان و همسایگان غیر ممکن است. پس در زندگی روحانی که سفری به دنیای نادیده و ناشناخته است چقدر به ایمان بیشتر نیازمندیم؟
پرامادا(بی اعتنایی):

اگر قیمت آزادی هوشیاری دائمی و حتی بیشتر است شخص برای کسب آزادی روحانی باید قیمت آن را بپردازد. حال فقدان هوشیاری به طور گریز ناپذیر به سمسارا(چرخه های بی پایان تولد و مرگ) خواهد انجامید. به همین علت حکیم بزرگ سنتسوجاتا اظهار می کند که پرامادا خودش مرگ است( نک سنتسوجتیه1:4) پرامادا شامل فراموشی و بی اعتنایی نسبت به دانش و پروزش فضایلی مثل اهیمسا(بی آزاری) و ساتیا(راستی) است که به عنوان ابزار یوگا معرفی می شوند. آنها را باید تربیت و حفظ کرد و گرنه یوگا غیرممکن است. فقدان هر مراقبتی به سقوط تند و سرازیری در زندگی روحانی خواهد انجامید مثل افتادن و غلطیدن توپ از دستان بچه یی که بر بالای پله ها در حال بازی است(نک ویوکاچودمانی 324) در دنیا به مال بی ارزش و سود پچرکین دنیوی اهمیت بیشتری داده می شود. آیا نباید دست کم به همان اندازه نییر به یوگا که گنجینه ی روحانی است اهمیت داد؟
آلاسیا(تنبلی جسمی) :

بذله گویی می گوید تنبلی چنان آهسته حرکت می کند که فقر فورا از آن سبقت می گیرد! پس اگر تنبلی دشمن حتی پریاس(سعادت این جهانی) است، نسبت به سریاس(چیزهای روحانی) چقدر بیشتر است؟ تنها راه غلبه تر تنبلی درگیر کردن خود در فعالیت های سالم از جمله خدمت به دیگران است.
اویراتی (عدم بی طرفی) :

یوگا به چیزهای روحانی مربوط می شود. یوگا تمرکز کامل بر خویشتن است که به درک خویشتن می انجامد. این کار غیر ممکن است مگر اینکه ذهن از تمام پس مانده ها یش خالی شود. همان طور که شری راماکریشنا بیان می کند دلبستگی به غیر خویشتن چیزهای دنیوی شهوت و جیفه ی دنیا پس مانده است. خدا و جیفه ی دنیا را نمی توان با هم جمع کرد بنابراین سالک بعد از یوگا باید بی وقفه جداسازی و بی طرفی را تمرین کند. در این جا نیز می توان تمرین جداسازی را مانند مساله ی پرورش نیروی اراده از چیزهای کوچکتر شروع کرد. اما این صرفا جنبه ی منفی است جنبه ی مثبت یعنی دیدن خطر واقعی تشخیص راه بهتری است.
بهوانتی دارشانا(درک غلط):

این و دو مانع بعدی جدی تر است از این رو به کوششی بیشتر و اقدام ماهرانه تری نیاز دارد. در سطح عقلانی درک غلط می تواند خود را به صورت بدفهمی تعالیم گورو و کتاب مقدس نمایان سازد. این بدفهمی ممکن است به واسطه ی کندی و انحراف عقل باشد. آن بیشتر به خاطر خودبینی است.در هر صورت پرسش و بحث با گورو در نهایت فروتنی این مشکل را حل خواهد کرد. درک غلط در سطح فیزیکی نیز ممکن است. به توهمات بی انجامد که صرفا با مشورت گورو یا افراد پیشرفته در زندگی روحانی درمان می شود اما پی چگونه بدانیم یک تجربه ی غلط ممکن است باعث ناراحتی ترشس و تنش شود. تجربیات فیزیکی مثل غیب دانی و رمز شنوی گرچه در خودرشان درست ممکن است باعث حس خود فهمی غلطی باشد بنابراین مانع پیشرفت زیاد می شود. این به مثابه ی حماقت کسی است که با گذراندن وقت خود در نمایش جادویی کنار خیابانی آموزش را از دست داده است آن نیازمند قدرت و حکمت زیادی است تا بر فراسوی وسوسه های چنین قدرت هایی برود که به عنوان امر عادی در سالکان روحانی پیدا می شود. خود پاتانجلی در یوگاسوترا(3:51) سالکان را از این خطر هشدار می دهد: موجودات ماوراء طبیعی که ساکن در قلمروهای آسمانی اند وقتی یوگی را (به دنیای خودشان) فرا بخوانند او نباید وسوسه شود و از باد غرورپر گردد زیرا هر نوع احتمالی در سقوط به سمسارا وجود دارد.
آلابدها بهومی کتوا(عدم کمال حالات یوگایی):

علی رغم این حقیقت که سالک مراحل مختلف و انضباطات یوگا را به درستی تمرین می کند اما در بدست آوردن هر یک از یوگا بهومی ها (مراتب تجربیات روانی و روحانی) که در رساله های یوگا مذکور است دچار شکست می شود اختلال بعد این شکست ودرانش را در پرتو تمثیلی لطیف از شری کریشنا به آسانی می توان فهمید کشاورزی عادت داشت تمام روز را زحمت بکشد و مزرعخ اش را آب بدهد. یک صبح مزرعه اش را کاملا خشک یافت. او با شکست در کشف علت یاری دوستش را جویا شد که سوراخ موش های واقع در پشت بوته ای را به او نشان داد که همه ی آب را در خود می کشید. یک دفعه این سوراخ موش ها نشان مساله یی حل شده گشتند. شبیه این معنی در شخصیت ما سوراخ موش هایی وجود دارد که نیازمند بستن و مهر زدن هستند. هر میل شیطانی ریشه کرده مانند دلبستگی مفرط به شهوت و جیقه ی دنیا یا تند خویی زدود گذر و یا خود خوای محض می تواند سوراخ موش باشد. این بدی ها غالبا خود را در فضایل خوشایند مخفی می کنند و بنابراین سالک نمی تواند آنها را در رنگ واقعی خودشان بشناسد. شخص با درون نگری بی طرفانه و عمیق با مشورت گورو و برادران هم قطار می تواند ضعف خود را کشف کند و در حذف آنها کوشیده بدین وسیله پیشرفت را تسریع کند.
انوشتهی تاتوا(سقوط از حالات یوگایی پس از به دست آمدن):

این مانع هم جدی است. یوگی باسختی زیاد در بر انگیختن ذهنش به سوی برخی مراتب بالاتر موفق می شود اما به زودی به مراتب پایین تر می لغزد یا به مسیر دیرینه بر می گردد. آن مثل منس هندی(حیوانی درنده که مارها سمی را می کشد و خود آسیتی نمی بیند) است که بچه شیطان های اهل خانه تکه آجری به دمش بسته اند. پس از تقلای زیاد وقتی به سوراخش نزدیک سقف کلبه می رسد وزنه ی تکه آجر آن را به غقب می کشد. دلایل سقوط شخص شبیه مثال فوق الذکر است که مانع پیشین را شرح می دهد. «آجر» سمسکاراهای (تمایلات) دیرینه باید نخست برطرف شود. پاتانجلی پنج تای دیگر بر این نه مانع افزوده آنها را جداگانه به عنوان گروه دومی دسته بندی می کند دوکها(غم) درمنشیا( نا امیدی) انگامجایاتوا(نا آرامی اندام) سوسا(تنفس زورکی) او این ها را ویکشیپشه بهوا (زیستن در آشفتگی ذهنی) نامید زیرا اگر آنها موجود باشند فورا و به طور گریز ناپدیر در پی آشفتگی ذهنی می آیند. دوکها (اندوه و رنج) ممکن است معلوم بیماری ها و آسیب ها تنش های ذهنی مصیبت های طبیعی و غیره باشد مادامی که آن هست ذهن در حالت آشفته ای خواهد بود که انجام تمرینات یوگایی را غیر ممکن می سازد. رفع عواملی که باعث دوکها می شود یا تحمل صبورانه به هنگام گریزناپذیر دیدن آن تنها درمان است.
درمنشیا(نا امیدی):

معلول آرزوها و رویاهای تحقق نیافته است. این خود به خود در ذهن به اضطراب خواهد انجامید. آن برای تحقق همه ی آرزوها و رویاهای مان امکان پذیر و مطلوب نیست. از این رو شخص باید به قوه ی تشخیص متوسل شود و متقاعد گردد که آرزو علت اصلی تمام گرفتاری های ماست. به محض این که شدت آرزو فرو کاهد ضربه ی یاس نیز فرو می کاهد. اگر و هر گاه آن کاملا حذف شود مشکل برای همیشه حل می شود.
انگامجایانوا(نا آرامی اندام):

وقتی اندوه یاس و ناامیدی از طریق قوه ی تشخیص و نیروی اراده تصفیه نگردد باعث نا آرامی عظیمی در ذهن می شود. این مساله دستگاه عصبی را که در نا آرامی فیزیکی بازتاب دارد تحت تاثیر قرار می دهد مداومت در تمرین یوگا تکرار پراناوا(ام) و حالت تسلیم به خداوند به تدریج از این اظطرب فرو خواهد کاست.

 
سوساو پرسوسا(دم و بازدم زورکی):

این ها در واقع موانع تمرین پرانایاما است. یوگی وقتی می خواهد نفس رانگه دارد، آن به شدت بیرون رانده می شود و وقتی می خواهد نفس را بیرون دهد آنبه شدت داخل کشیده می شود. این نقص تا حدی به خاطر ناآرامی ذهنی و تا حدی عدم تمرین پرانایاماست. صرف نظر از روش هایی که پیش تر برای کنترل ذهن و کاهش نا آرامیش ذکر شد تمرین جدی و منظم پرانایاما توازنی در تنفس برقرار خواهد کرد. این کار تاثیری بیدارکننده و آرام بخش بر ذهن خواهد گذاشت. تا اینجا چهارده مانع که توسط پاتانجلی فهرست بندی شد بحث شده است. پادزهرهای مناسب نیزپیشنهاد شده است. اما خود پاتانجلی آیا هر روشی را که می تواند وسیله ی خنثی کردن و حذف تمام این موانع یوگا باشد، مستقیم یا غیر مستقیم پیشنهاد می کند؟ چندین سوترا داریم که در حل این معما به ما کمک می کند. بدیهی است که پاتانجلی عاشق خدا بود. به همین علت دستگاه یوگای او به ایشواراسانکیه(فلسفه سانکیه که ایشوارا یا خدا را می پذیرد) معروف است و دستگاه سانکیه به خاطر تقابل و تضادی که با آن داشت به (نیریشوارا- سانکیه) سانکیه ای که خدا را نمی پذیرد عنوان یافت پاتنجلی پس از بحث مساله ی سمادهی تمرکز کامل که تجربیات فراآگاهی می دهد در جزء بزرگ (1:12-22) در همین سوترای بعدی اظهار می کند که سمادهی را می توان متناوبا از طریق عشق و تسلیم به خدا بدست آورد. اگر عشق به خدا بدست آورد. اگر عشق به خدا می تواند باعث حتی سادهی شود، آیا نمی تواند باعث نتیجه ی بسیار کوچکتری در رفع موانع یوگا باشد؟ بدیهی است آن می تواند. اوست که در سواترای 29 می پذیرد و در آن اظهار می کند که مراقبه و عشق به خدا تمام موانع یوگا را بر طرف خواهد کرد و منجر به معرفت خویشتن می شود. موانع و اختلال در هر حوزه ای از حیات و مخصوصا در حیات روح گریز ناپذیر است. همان طور که سوامیجی بیان می کند.
کارهای بزرگ را صرفا با قربانی های بزرگ می توان انجام داد» از این رو بزرگی و سختی موانع باید سالکان یوگایی را به جای افسرده کردن به کوشش زیاد و مقاومت سرسختانه تر بر انگیزد.َ

2-نقش یوگادر تعلیم و تربیت
سوامی نیرانجاناندا
برگردان: کیمیا قادری
گرفتاری من در امر تعلیم و تریبیت از سال 1980 آغاز شد. من یکی از بنیان گذاران (روش سرعت بخشیدن به یادگیری و کار آموزی) بودم. این پروژه بر باور ایمان یا درک مطالب که می تواند لزوما به شرقی بودن یا غربی بودن منتسب شود مبتنی نبود بلکه آن چکیده بحث و تبادل نظر بین من و دکتر لوزانوف یک دکتر بلغاری و چارلزا اسمیت یک مربی کالیفرنیایی بود. از زوایای مختلف به نقش یوگا در تعلیم و تربیت عمیق شدیم از جمله به نحوی تعلیم و تربیت در سراسر دنیا و همچنین فشار عصبی در سطوح مختلف که بچه ها در محیط کلاس درس با آن مواجه اند. مسائل و مشکلات برخوردها اشفتگی ها و هدر رفتن انرژی شان مورد ملاحظه و توجه قرار گرفت. با استفاده از اصول معین و مشخص و تمرینات یوگا نخست به عنوان یک تجربه به منظور افزایش توانایی یادگیری بچه(دانش آموزان) و ثانیا تفهیم مربیان (معلمین9 به تدریس موضوعات درسی با آنها با روش نسبتا متفاوت.
ما بر این باور بودیم(و هنوز هم هستیم) که روش تعلیم و تربیت ما نباید با در نظر نگرفتن رشد کامل شخصیتی آنها همراه باشد. ما مغز و فکر آنها را با اطلاعات پر می کنیم بدون ایجاد حمایت گروهی خارج از محیط کلاس درس جایی که آنها می توانند به درک و جذب مسائل آموزشی بپردازند. ما به آنچه علم در خصوص رشد یک طفل یا کودک و به آنچه روانکاوری درمورد روان شناسی کودک و اینکه چگونه غدد و هورمون ها تغییر کرده و بر عقل حس و خلاقیت یک کودک تاثیر می گذارند باید توجه داشته باشیم.

توازن دو نیمکره ی مغز
به تعبیر علم دو نیمکره ی راست و چپ در مغز وجوددارد. این دو نیمکره دارای خط وظایف مختلفی هستند. وظیفه ی نیمکره ی چپ منطقی و عقلانی است و نیمکره ی راست هنری خلاق و دارای قوه ی درک مستقیم می باشد با در نظر گرفتن این واقعیت ها سیستم تعلیم و تربیت به اطفال اجازه نخواهد داد که به تنهایی از پتانسیل بالقوه هر یک از دو نیمکره استفاده کنند. روند بالقوه هر یک از دو نیمکره استفاده کنند. روند تعلیم و تربیت معمول (از طریق کتاب ها) این است که شما مطالعه می کنید به خاطر می سپارید(حفظ می کنید) امتحان می دهید و نمره می گیرید. همین طور یا در امتحان قبول می شوید یا مردود مجددا می خوانید. به خاطر می سپارید و امتحان می دهید و نمره می گیرید موضوعاتی که تدریس می شود چه ریاضیات چه تاریخ چه جغرافیا چه فیزیک چه شیمی و یا طب(پزشکی) چه در سطح پیشرفته و دانشگاهی و چه در سطح متوسطه از روش منطقو خطی پیروی می شود. در این فرایند تنها یک طرف مغز فعال است قسمت خطی و منطقی. به منظور ایجاد توازن ما به کودکان هنر می آموزیم. آنها را تشویق می کنیم به تمرین موسیقی نقاشی و بازیگری در نمایشنامه ها. آنها را به استفاده از توانایی هایشان تشویق می کنیم. چنانچه تاثیر قسمت های مختلف مغز رامقایسه کنید ملاحظه می کنید که قسمت خطی ومنطقی مغز نسبت به قسمت هنری و خلاق بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. این یک نکته است.

توسعه یا به کارگیری تمامی مغز
نکته دیگر این است که ما از طریق (واسطه گری) مغز به فکرمان تعلیم می دهیم. مغز از چهار قوه یا توانایی مختلف تشکیل شده است که به اصطلاح یوگا ماناس بودهی چیتا و آهامکارا تعریف شده اند. واژه ی ماناس به فکر کردند درباره چیزی و یا موافق دلایل عقلی تعبیر کردن تعریف شده چیتا نقطه ای از هوشیاری جایی که احساسات جمع و یا ذخیره می شوند تعریف شده است. آهامکارا نفس تعریف شده در روش تعلیم و تربیت جدید ما صرفا یک جنبه فکر را تغذیه می کنیم. ما کاری به جنبه که مرتبط به قوه یا توانایی ذهن که چه چیزی درست و یا چه چیزی غلط است نداریم. ما کاری به جنبه ای که تاثیرات علم و دانش در آن به صورت حافظه و تجربه ذخیره می شوند نداریم. و نه به نفس یا خرد کاری داریم ما بیشتر را با اطلاعات انباشته می کنیم تا سایر جنبه های فکرمان بنابراین علیرغم تمامی اطلاعاتمان نمی توانیم به صورت سازنده و خلاق در زندگی از آن استفاده کنیم. علیرغم تمامی اطلاعاتمان نمی توانیم به صورت سازندهو خلاق در زندگی از آن استفاده کنیم. علیرغم تمامی اطلاعات درست و غلطمان اینکه باید تصمیم به انجام چه کاری بگیریم باز دچار تردید خواهیم شد. در عین حال به عنوان آموزگاران و والدین اغلب جنبه روانشناسی سوائق روانی و ماهیت روانشناسی کودک را نادیده می انگاریم. گفته ای است به زبان اردو به صورت شعر که می گوید من کارهای بزرگی درزندگی انجام داده ام. تحصیل کرده ام و اطلاعاتی به دست آورده مشغول کار شده و آن را به پایان رسانیده ام، حقوق بازنشستگی دریافت نموده ام و پس از آن فوت کردم. اینست زندگی همین است؟ خیر بر همه ما واجب است که برای فرزندانمان فرصت ایجاد کرده تا خود را به کار گیرند جهت کامل کردن شخصیت شان بدون اینکه ولدین عقایدشان را به آنها تحمیل کنند. مشکل با والدین نیز هست. والدین تعلیم ندیده اند شما ممکن است در هاروازد و اکسفوردتحصیل کرده باشید و بالاترین مدارک تحصیلی موجود را داشته باشید ولی تعلیم لازم را ندیده باشید. گرفتن مدرک کافی نیست. او ممکن است یک گواهینامه باشد جهت ایجاد رضایت وضعیت شغلی و تشخیص درمقابل سایر افراد باشد. ولی یک مدرک نمی تواند نشانه ای از تعلیم و تربیت شما باشد. ولی یک مدرک نمی تواند نشانه ای از تعلیم و تربیت صحیح وقتی محقق است که شما به کودکان تان اجازه دهید که ثز توانایی های ذهنی خود همراه با توانایی های عقلی خود استفاده کنند و بر ترس و موانع غلبه کنند همچنین بر فشارهای روانی که با آن مواجه می وند بدن انیکه شما شرایط تان راب ه آنها تحمیل کنید فائق آیند.
آنچه گذشت ماحصل و یافته های ما بود هنگام ایجاد و تاسیس در سانفرانسیسکو. ما با تعداد زیادی دانش آموزان سطوح مقدماتی دبیرستان و کالج مصاحبه کردیم و متوجه شدیم که هر یک دارای یک مشکل روانی در رابطه با یادگیری به خاطر سپردن و حفظ مطالب می باشد. طبیعتا بچه ها نسبت به هم سن و سال های خود تفاوت هایی دارند در رابطه با مسئله یادگیری بزرگسالان احتمالا نیاز دارند پشت میز بنشینند ولی درمورد بچه ها اینطور نیست.

نقش یوگادر تعلیم و تربیت
روش تعلیم و تربیت کودکان باید کاملا متفاوت باشد. الزوما همراه با یک سلسله تمریناتی که گره های روانی آنها را بر طرف نماید و بتواند آنها را از تغییرات روانی که در مغز و بدن آنها اتفاق می افتد آگاه نماید باید کودکان را از گرفتگی و پریشانی های شان آگاه و به آنها توان تمرکز بر روی موضوعات درسی داد و ما چه کردیم؟ با الهام از تحقیق و بررسی یوگا در تعلیم و تربیت کار را با تمرینات ساده ی یوگا در کلاس درس با بچه ها در اروپا شروع کردیم. درمدارسدر شروع و اتمام کلاس ها دو آسانا و یک پرانایاما تمرین می شد. بنابراین چنان چه یک کودک 6 تا 8 جلسه طی روز در کلاس های مزبور شرکت می کرد آن کودک توانسته بود طی شروع و اتمام کلاس طی روز تمرین آسانا و پرانایاما را به تعداد 16 بارداشته باشد. در اروپا یک روان شناس بر رفتار اجرا و استعاد کودکان نظارت داشته و در تدارک ایجاد گروه حامی (پشتیبان) در محیط خانه نیز توجه داشت. چنانچه کودکی که درکلاس درس تمرین یوگا دارد مورد ارزیابی قرار گیردمتوجه بهبود موثر در پاسخ گویی خلاقیت گیرندگی حافظه و کلا چنین توانایی هایی در رفتارخواهید شد. چنین کودکانی وانهاده متمرکز دارای هدف واحد و دارای آرامش و آسودگی خیال بودند. متقابلا سایر همکلاس هایشان که تمرین یوگا نداشتند دچار نا آرامی آشفتگی و مخرب و غیر طبیعی بودند. در آمریکا خط کش ها را جمع کرده و با الهام از روش چاشنی دیگری به تمرینات یوگا اضافه کردیم و آن موزیک ملایمی درکلاس درس بود به دلیل اینکه بچه ها تحت فشار روانی مداوم هنگام درس خواندن نباشند. فراهم کردن چنین محیطی برای کودکان وضعیت متعادلی از جنبه آرامش و گرفتگی ایجاد می کند. به طور آزمایشی موسیقی کلاسیک باخ را انتخاب کردیم. معلمین شروع به تدریس پرانایاما نمودند. به بچه ها گفته شد به طور هم آهنگ و به کمک یک ساعت بزرگ (ساعت پدر بزرگ) دم و بازدم انجام دهند . بدین صورت که با حرکت پاندول ساعت به هر طرف دم و بازدم انجام دهند.
پس از چند دقیقه تمرین و حالت دم و بازدم ساعت هم آهنگ شد. درنتیجه آموزگاران برای رعایت سکوت هنگام دم و بازدم دستوراتی به بچه ها دادند. و حالاتعجب خواهید کرد که این حرکت چه ربطی به مسئله تعلیم و تربیت دارد خیلی مهم و آشکار است چون که روان شناسان براین باورند که هنگام دم موانع روانی احساسی و عقلی ومنطقی در فکر و تفکر ایجاد می شود. در چنین شرایطی انرژی موجود دربدن مغز و فکر خارج می گردد. درهنگام بازدم در بدن و سیستم اعصاب فکر و مغز احساس آرامش می کنیم. بنابراین در شرایط آرامش سلسه اعصاب اطلاعات مکتسبه درمغز باقیمانده و به سادگی فراموش نمی شود. توسعه آگاهی و ارتباط (ارتقاء در سطح آگاهی و ارتباط) این قضیه (تمرینات یوگا) به درک و مفهوم آگاهی نیز کمک می کند. هنگام بازدیداز تعدادی کلاس های درس متوجه شدم آمزگاران بدون آگاهی مشغول تدریس هستند. یک نوع عدم آگاهی هنگام کار آموزی درکلاس حساس می شد، بچه ها توماتیک مطالب رایادداشت می کردند بدون اینکه چیزی قضیه نبودند به همین جهت دانش آموزان که این حالت ها تفاوتی را در آموزگاران حساس می کردند آنها نیز همیتی به مسئبه نمی دادند. به خاطر داشته باشید که تمرین یوگا درکلاس منحصر به تمرینات فیزیکی و تنفسی که تعلیم داده می شود نیست. یک معلم باید هنگام صحبت کردن و سکوت آگاهی داشته باشد. کلام واسطه تدریس و دستور بوده و در عین حال سکوت نیز همین طور چون که سکوت باعث جذب شنیده های شما می شود. بنابراین فقط صحبت نکنید پس از ده دقیقه صحبت کردن دانش آموزان 3 دقیقه استراحت داشته باشند یا به فاصله ی هر پنج دقیقه تدریس یک دقیقه آزادی داشته باشند بدین معنی که آموزگاران سکوت کرده و از دانش آموزان هم بخواهند سکوت کرده و از دانش آموزان هم بخواهند سکوت کنند. در خلال سکوت از دانش آموزان بخواهید بازی تنفسی انجام دهند از آنها بخواهید با شمارش معکوس از 15 تا یک نفس هایشان رابشامرند دم و بازدم یک شمارش و یا یک نفس (تنفس) به حساب آمده و 15 تنفس معدل یک دقیق می باشد. پس از انجام مواردمذکورد مجددا درس و تعالیم را شروع کنید واین یک قسمت مهم دیگری است. کلام و سکوت باید باهم ترکیب شوند. تریس و تعلیم با تحریک و توام با هوشیاری باید بایک حالت تصویرسازیو وانهادگی (انفعالی) همراه باشد. چون که شما آموزش می دهید عقل و هوش آنها راتحریک می کنید در عین حال باید به آنها فرصت دهید آنچه شنیده اند در یک حالت انفعالی (وانهادگی) مجسم کنند. شما باید ارتباط خود باشاگردتان را طوری نزدیک کنید که او یه به عنون معلم بلکه به عنوان یک دوست(دوست باملاحظه) پیش شما آمده و بگوید ببین من با درس هایم مشکل دارم چه کار کنم؟ دراین صورت شما باید راهنمای اش کنید. داستان خیلی معروفی درمورد ملانصرالدین گفته شده: روزی ملا در کنار چاهی مشغول پرکردن کوزه ای گلی از آب بود اما کوزه ترک داشت و هر چه آب داخل آن می ریخت خالی می شد. مردم او رااستهزا کرده و می گفتند تو باید دیوانه باشی که انتظار پر کردن کوزه ای که شکسته است و یا ترک دارد داشته باشی پاسخ داد کی اهمیت می دهد؟! کار من پر کردن کوزه است و اهمیت نمی دهم که کوزه ترک دارد یا ندارد. به عنوان آموزگار ما مطالب یکنواخت و مشابهی را تریس می کنیم و وظیفه داریم اطلاعاتی به دانش آموزان بدهیم و اهمیت نمی دهیم که آنها چیزی آموخته اند یا خیر پس نتیجه چیست؟ شما درس تاریخ و جغرافیا را مطالعه می کنید ولی صبح همه ی آنها را فراموش کرده اید.

 

 

رقص شیوا تجلی عرفان هنر و فلسفه

 

رقص شیوا

تجلی عرفان هنر و فلسفه

توازن، زیبایی و هماهنگی آسمانی هستی، جزء لاینفک تجلی الهی است. پهنه‌ی شگفت انگیز تجلیات الهی همواره صحنه‌ی دو جنبه‌ی اصیل قدرت کیهانی یعنی«خلق» و «فنا» بوده است که در فرهنگ‌های معنوی با نام‌ها و نمادهایی خاص از آن یاد شده است. مثل: جمال و جلال در فرهنگ اسلامی و یا برهما(Brahma) و ماهشوارا(Maheshwara) در آئین ودایی، مایه‌ای اولیه‌ی این بازی عظیم کیهانی که در سنت وایشناوا سامپرادایا(Vishnava Sampradaya) از آن به عنوان «لیلا(Leela)» یاد شده است، «عشق» پریما (Prema) می‌باشد.

ضرب‌آهنگ‌های عاشقانه الهی در برپایی غوغای هستی آن‌چنان موزون و زیبا است که ارواح لطیفی که خود را غرق در سروده‌ی دلکش آفرینش کرده‌اند آن را چونان رقصی کیهانی شهود و توصیف نموده‌اند. این وجد و سرور و جنبش ذرات هستی الهام‌بخش هنرمندان و عارفان هندی در تجسمی انتزاعی از این بازی غریب کیهانی بوده است و البته رموز این تکوین و افناء امروزه در فیزیک جدید نیز حقیقتی شناخته شده است و این از عمق مشاهدات و ادراک بینندگان کهن(ریشی‌ها) حکایت می‌کند. فریتیوف کاپرا(فیزیکدان معاصر در این باره چنین گفته است: « برای دانشمندان فیزیک معاصر، رقص شیوا، رقص ماده اتم پاره‌ایی است و بر طبق مندرجات تاریخ اساطیر هند، رقص مداومی از آفرینش و ویرانش است که فراگیر کل عالم هستی بوده و اساس تمام موجودات و پدیده‌های  طبیعی می‌باشد. صدها سال قبل هنرمندان هندی با ساخت یک رشته مجسمه‌های برنزی زیبا، رقص شیوا را به تجسم درآوردند و در عصر ما، فیزیک‌دانان برای به تصویر کشیدن الگوهایی از رقص عالم وجود، از پیشرفته‌ترین علوم و فنون استفاده کرده‌اند. عکس‌هایی که از ذرات در حال فعل و انفعال در اتاق حباب برداشته شده و همگی دال بر وجود نظمی مداوم در آفرینش و ویرانش در عالم کبیرند، در حقیقت تصاویر مرئی رقص شیوا هستند که از نظر زیبایی و عمق معنی با ساخت هنرمندان هندی برابری می‌کنند. استعاره‌ی رقص شیوا، به این ترتیب، تاریخ اساطیر کهن، هنرهای مذهبی و فیزیک معاصر را با هم متحد و یکی می‌کند».

در هر حال در این مقاله سعی می‌شود رقص شیوا در بستر سنتی‌اش بررسی شود لذا بیش از هر چیز لازم است برخی مفاهیم و اصطلاحات تبیین گردد.

شیوا Shiva

شیوا در دوره‌ی ودایی ایزد باروری، طبابت، آذرخش و ویرانی است. در اسطوره‌های کهن، شیوا الهه‌ی مقتدر و مهیب است که در خلوت کوهستان‌ها قرار داشته و نیروی شفابخش گیاهان را عطاء می‌کند. نه تنها توان جادویی شیوا در ادوار متأخر اندیشه‌ی هندو همچنان باقی است بلکه قدرت و توانایی والاتر یافته و اغلب ترجمانی از قدرت و آگاهی کیهانی است. عموماً شیوا را پدر و مبدأ «دانش یوگا» تلقی می‌کنند. شیوا که در آگاهی ناب قرار داشته و رنگ آبی پوست او نمادی از آن است، اول بار «دانش یوگا» را به همسر خود «پارواتی» می‌آموزد. عموماً تندیس‌های شیوا دارای چهار دست و سه چشم می‌باشد که سه مار نیز دور دست‌ها و سینه‌ی او قرار گرفته‌اند. چشم سوم شیوا که به چشم شیوا نیز معروف است، نمادی از آگاهی ناب و قدرت ویرانگر اوست. در دست‌های شیوا نیزه‌ای سه شاخ موسوم به «پیناکا» است که نماد آذرخش هست و شیوا را به عنوان ایزد توفان معرفی می‌کند. همچنین کمانی موسوم به آجاگاوا و گرزی که جمجمه‌ای بر سر آن است و «کاتوانگا» نامیده می‌شود. در دست دیگر شیوا عموماً یا تسبیحی از جمجمه و یا ماری که چون تسبیح به دست گرفته است و گاهی نیز شمشیری قرار دارد سه ماری که در بدن شیوا قرار دارند نشانی از هویت متعالی شیواست که در ورای حیطه‌ی خواب، بیداری و رویا قرار دارد یعنی آگاهی ناب.

یکی از نام‌های شیوا، ناتاراجا(Nataraja) است که به معنای خسرو و سرور رقاصان می‌باشد. در این نام شیوا گاه به تنهایی و گاه با همسرش«پارواتی» به رقص‌های شکوهمندی می‌پردازد که هر کدام از این رقص‌ها حاوی بخشی از رموز آفرینش است که در بیانی انتزاعی و نمادین به تصویر کشیده می‌شود. تعداد رقص‌های شیوا بسیار است اما در عموم این رقص‌ها، ما با مشترکاتی روبرو هستیم. این مضامین مشترک می‌تواند درکی مناسب از رقص شیوا را ارائه کند. «کومارا سوامی» این مضامین مشترک را این‌گونه شرح می‌دهد: «... اهمیت ذاتی رقص شیوا در سه چیز است: اول صورت رقص موزون و هماهنگ او رمز و تمثیل منبع  و منشأ تمام حرکات در جهان است و به وسیله‌‌ی کمان شیوا نشان داده شده است. دوم آن‌که غرض و غایت رقص او رستگار کردن و آزاد کردن ارواح مردم از بند و دام و هم خیال(مایا) است و سه دیگر آن که محل رقص او چیدم برم (Chidam Baram) یا مرکز عالم در درون قلب انسان است». همان‌طور که «کوماراسوامی» اشاره کرده است یکی از مفاهیم بسیار دقیق و مهم در درک رقص شیوا مفهوم«مایا» می‌باشد. شیوا با رقص خود حجاب «مایا» را می‌درد و انسان را به رستگاری می‌رساند و به این دلیل لازم است به تحلیل«مایا» بپردازیم.

مایا Maya

درباره‌ی ریشه‌ی واژه‌ی «مایا» چند رأی وجود دارد. بعضی را عقیده بر آن است که «مایا» از دو جزء «ما» و «یا» به معنای «نه» و «آن» ترکیب شده است و در برداشت مکتب ودانتا عبارتست از آن‌چه در تاریکی جهل است و در روشنی نور دانش راستی نیست (عقیده‌ی تری پاتی) ولی رادها کریشنان 3 اشاره می‌کند که «مایا» از ریشه‌ی «ما» به معنای شکل دادن و ساختن مشتق شده است و می‌تواند نمایشی از ترکیبات و تظاهرات مادی دنیا به حساب آید. داراشکوه در مجمع بحرین 4 در این رابطه چنین گفته است: «... اول چیزی که به هم رسید، عشق بود که آن را به زبان موحدان هند «مایا» گویند و اهل اسلام را گفت («كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف» من گنجي پنهان بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم) بر این دال است». در تشریح مفهوم «مایا» عموماً به تشبیهاتی متوسل می‌شوند. در کی معروف‌ترین این تشبیهات آفرینش، صحنه‌ی یک خیمه شب‌بازی است. بازیگر این صحنه «برهمن» است، تماشاگر هم اوست، بازیچه و صحنه‌ی بازی نیز جز او نیست. روح الهی چون لباس نام و شکل به خود پوشد به صورت «پراکریتی» که بازیچه و صحنه‌ی بازی است جلوه‌گر می‌شود. از طرفی «او» گرداننده و بازیگر این بازی است و در آن صورت او را به نام «ایشوارا» می‌شناسیم. از طرف دیگر او به عنوان تماشاگر این صحنه، «پورشا» نامیده می‌شود. با این که جنبش و بود هستی همه از روح الهی است ولی او از دگرگونی‌ها و تغییرات پاک و مبرا است. عالم به «او» وابسته است ولی او به عالم وابسته نیست. این رابطه‌ی یک سویه به عنوان «مایا» تعبیر شده است. و از آن جهت توجه به عالم تغییرات و دگرگونی‌ها سر وحدت را فاش نمی‌کند بلکه ذهن را گیج و آشفته می‌سازد عموماً مفهوم «مایا» با نوعی فریب، سراب و خدعه همراه شده است. «کوماراسوامی» دانشمند و محقق هندو در تعریف «مایا» چنین می گوید: «میزان و اندازه‌ی ظهور، صور عالم است که بر اساس کمیت کائنات و مظاهر جهان، بنیان شده مظاهری که به سبب آن می‌توانیم بر حسب کمال خویش، هم گمراه شویم و هم به معرفت شهودی نایل بیاییم کومارا سوامی در جای دیگری از مایا به عنوان «هنر» تعبیر می‌کند. زیرا برهمن، کثرات را به نیروی خلاقه‌ی هنری خود می‌آفریند. به این ترتیب «مایا» در واقع نیروی خلاقه‌ی الهی است. به این عنوان داراشکوه آن را «عشق» نامیده و از طرفی چون این امکانات بی شمار هستی ذهن را دچار آشفتگی و حیرت می‌کند و از وحدت به سوی کثرت پیش می‌برد و مبدأ واحد این هستی را از یاد می‌برد آن را با نوعی حجاب، استتار، التباس، فریب و نیرنگ همراه می‌دانند.

تاندوا Tandava

به این ترتیب به رقص‌های شری ناتاراجا باز می‌گردیم. یکی از مهمترین رقص‌های او «تاندوا» نام دارد که متعلق به جنبه‌ی ظلمانی و قهر و غضب او می‌باشند. این رقص در گورستان‌ها و بر سر قبور مردگان برپا می‌شود. شیوا در این رقص همراه گروهی از «دوی» (Devi) ها وحشیانه به رقص و پایکوبی می‌پردازد. تصاویر و نقوشی از این رقص به خصوص، در میان مجسمه‌ها و سنگ تراشی‌ها باستانی هند در الفاتنه(Elphante)و الورا (Elura) دیده میشود. عموماً گفته می شود در پایان عصر ظلمت (کالی)، شری ناتاراجا به رقص تاندوا می‌پردازد و دنیا را به نابودی می‌کشاند. در تفاسیری که از این رقص ارائه شده تأکید شده است این تنها آسمان‌ها و زمین نیست که توسط شیوا در پایان هر دور و کور نابود می‌شود. بلکه این زنجیرهای وابستگی است که او از هم می‌گسلد. گورستان در این رقص نمادی از قلوب انسان‌هاست که منیت و خودپرستی آن را تبدیل به قبری کرده است و از آن جهت که حیات حقیقی که عبارت از اتصال کامل با نور و خرد کیهانی است، قطع شده است. در واقع آن قلوب فقط گورستانی به حساب می‌آیند. به این جهات شری ناتاراجا را سودلایادس(sudalaiyadi) یا رقاصی بر خاکستر گورستان‌ها نام نهاده‌اند. در این رقص، حرکات دیوانه‌وار شیوا نمادی از عشق برای رهایی است و اگر این رقص، ظاهری خشن و وحشی دارد به این دلیل است که در مقابل شیوا، جنبه‌ی ظلمانی و منیت بشری قرار دارد که باید با سختی هر چه تمام‌تر با آن برخورد کرد و آن در رمز به آتش کشیدن اجساد گورستان تجلی می‌کند. خاکستر باقی مانده نمادی از سردی از امیال دنیوی است. در یکی از سروده‌های بنگالی در این رابطه چنین گفته شده است:

«ای که گورستان را دوست می‌داری

من از قلب خود گورستانی ساخته‌ام

تا تو که جایت در گورستان‌هاست

بتوانی رقص جاودانه‌ات را بر پا کنی

ای مادر جز تو هیچ در درون من نیست توده‌ی آتش مردگان، روز و شب می‌گذارد و خاکستر مردگان، همه جا پراکنده است من به امید آمدن تو، در برابر ناگواری‌ها، ایستادگی و پایمردی کرده‌ام. در کاشانه قلب من مأوی گزین و رقص موزون خود را بر پا دار تا بتوانم با چشم دل تو را ببینم».

نادنتا Nadenta

یکی دیگر از رقص‌های شیوا«نادنتا» نام دارد که در مرکز عالم (Chidambaram) و در حضور ایزدان و حکمای بزرگ انجام می‌شود. افسانه‌ی پدید آمدن این رقص، گویای آن است که شیوا که نمایشی از معنویت الهی در قلب انسان‌هاست در این رقص بر تمام قدرت‌ها و امکاناتی که بر اثر سعی معنوی کسب کرده است می‌شورد و تنها عشق الهی را انتخاب می‌کند. تفاسیر زیبایی از تمام حالات و حرکات شیوا در عین این رقص  شده است. همه جا چیدم‌برم (مرکز عالم) است. همه جا پهنه‌ی رقص اوست و او با رقص خود متجلی کننده‌ی پنج فعل آسمانی است:

  1. شریشتی(Shrishti) خلق، رحمت و شفقت الهی
  2. ستیهتی(Sthiti) حفظ و بقا
  3. سمهرا(samhara) خاموشی و نابودی
  4. تیروبهوا(Tirobahava) تجسم، ستر و حجاب
  5. انوگرها(Anugarha) نجات رستگاری و عنایت.

هر کدام از این افعال، مظاهر پنج‌ رب‌النوع بزرگ هند یعنی:

1: برهما (Brahma)- 2: ویشنو(Vishnu)- 3: رودرا(Rudra)- 4: ماهش‌وارا(Maheshwara)

5: سدشیوا(Sadshiva) هستند. رقص‌های پنج‌گانه شیوا در واقع در قلب انسان برپاست. همه جا تجلی نور الهی است و هر جایی مظهری از نور اوست. او به تجلیات و اسماء الهی خود را رها ساخته و در رقصی موزون که جنبش بنیادی هستی است، هم‌آوا می‌شود.

بررسی تمامی رقص‌های شیوا کار ساده‌ای نیست. اشاره به همین دو رقص می‌تواند روشن کننده‌ی کلیتی از این رمز زیبای ادبیات عرفانی هند باشد. همان‌طور که قبلاً هم اشاره شد رقص شیوا حاوی نکات و ظرایف بسیاری است ولی به طور کلی می‌توان آن‌ها را در سه اصل ذیل خلاصه کرد:

  1. محل رقص شیوا در مرکز عالم است و مرکز عالم، قلب تمامی موجودات است. لذا همواره و در ژرفای تمام ذرات هستی این رقص پرشکوه برقرار است.
  2. غرض و غایت رقص او رهایی از بند«مایا» ست. در واقع فرا رفتن از کثرات و رسیدن به وحدت.
  3. جنبش ذاتی ذرات هستی که در رقص شیوا متجلی می‌شود تنها بر این اصل استوار است و آن عشق (Prema) است. که رمز آگاهی کیهانی و یا مهمترین قدرت فعاله‌ی اوست. رقص شیوا در واقع هم آغوش شدن با عشق و شوری است که بنیاد هستی است و در آن صورت این رقص قدرت آزاد کردن روح را را از بند«مایا» خواهد داشت.

پی‌نوشت:

  1. رجوع به کتاب تائی فیزیک نوشته‌ی فرتیوف کاپرا ترجمه حبیب‌الله دادفرما فصل 15 ص 249.
  2. رجوع شود به کتاب The dance of shiva/comara swamy

The Noonday Press/ 1961 Chapter IV,V

  1. رجوع شود به کتاب عرفان(ودانتا) ج 4. جلال‌الدین آشتیانی ص 16  و همچنین کتاب

Wisdom Of the Ancient Seers. David Frawley و Motilal Publishers 1995 و Chapter2p.95 رجوع شود

  1. مجمع‌البحرین، داراشکوه تصحیح جلال نائینی ص 3.
  2. رجوع شود به ادیان فلسفی هند، داریوش شایگان ج 2 ص 848
  3. رجوع شود به کتاب حکمت و هنر معنوی دکتر غلامرضا اعوانی ص 397

 

مقالات مرتبط

شما هم میتوانید در مورد این محصول نظر دهید.
نام :
ایمیل :
امتیاز شما :
متن :

محصولات مشابه

دوماهنامه شماره 14-شهریور ومهر
مقالات انتخاب شده شماره چهارده دانش یوگا: 1- عرفان اسلامي و يوگا 2- طریقه صحیح نشستن
دوماهنامه شماره 13-فروردین
مقالات انتخاب شده شماره سینزده دانش یوگا: 1- مقايسه يوگا و عرفان در متون ادبيات فارسی 2- عرفان اسلامی و یوگا 3- یوگا درمانی
دوماهنامه شماره 12-آذر و دی 1383
مقالات انتخاب شده شماره 12 دانش یوگا: 1- يوگا و يائسگي
دوماهنامه شماره 11-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره یازده دانش یوگا: 1- گفتگو با ب ک اس آینگار مبتکر سبک یوگای آینگار
دوماهنامه شماره 10-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره ده دانش یوگا: 1- تشکیلات ورزش همگانی و تفریحی استان ها به منظور نظارت و تعیین سیاست های کلی ورزش همگانی استان و با عنایت به سند راهبردی
دوماهنامه شماره 9-خرداد و تیر 1383
مقالات انتخاب شده شماره نه دانش یوگا: 1- گفتگو با ب.ک. اس. اینگار
دوماهنامه شماره 8-بهمن و اسفند
مقالات انتخاب شده شماره هشت دانش یوگا: 1- يومی‌هوتراپی چیست؟
دوماهنامه شماره 7-آبان آذر 1382
مقالات انتخاب شده شماره هفت دانش یوگا: 1-یوگا درمانی 2- سفر به سرزمین شگفتی ها
دوماهنامه شماره 6-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره شش دانش یوگا: 1-سفر به شگفتی ها 2-خاطراتی از هیمالیا
دوماهنامه شماره 5-خرداد وتیر 1382
مقالات انتخاب شده شماره پنج دانش یوگا:مراتب اگاهی در اندیشه ی گرجیف
دوماهنامه شماره 3-دی و بهمن
مقالات انتخاب شده شماره سه دانش یوگا: 1-کارما یوگا
دوماهنامه شماره 2-آبان و تیر 1381
مقالات انتخاب شده شماره دو دانش یوگا: 1-سير ادواري يوگا 2-تنفس چیست؟ 3-ویپاسانا
شماره 1-شهریور و مهر1381
مقالات انتخاب شده شماره یک دانش یوگا :1- سیری در آراء و زندگی بزرگان یوگا 2- تنفس چیست؟ 3- تمرینات یوگا به روش شیواناندا