ماهنامه شماره 69 - تیر 1393
منتخب مقالات: 1- یوگا خاص تیپ بدنی شما 2- آنتارمونا(سکوت درون)

وضعیت :

موجود نیست

قیمت :

3500 تومان

فهرست

صفحه

عنوان

2

سرمقاله

2

سعادت بدون دیگران هرگز (سخن مدیر مسئول)

4

سابقۀ درمانی روزه

6

مدیتیشن با چشمان باز

8

پرتویی از زندگی

10

یوگا را از سلیقه‌های شخصی جدا کنیم

12

شش حالت یوگا برای کوه‌نوردان و سنگ‌نوردان

15

با پیش‌کسوتان یوگای ایران آشنا شوید (احمد بهامین)

18

ویلچیر تای‌چی

20

شفای بدن با روزۀ پاک‌سازی

22

مقایسۀ مبانی آیورودا با طب سنتی ایران

24

اسرار فضاهای حاوی انرژی

26

یوگا در دهه‌های مختلف زندگی

28

ماساژدرمانی (تاریخچۀ پزشکی) بخش دوم

30

آنچه یک معلم یوگا باید بداند

34

مهار افسردگی با خوراکی‌ها

36

اهمیت خواب کافی

38

یوگای خاص تیپ بدنی شما

41

پرتویی از یوگا

43

اوجایی پرانایاما در یوگا

44

دانشگاه جهانی برهماکوماریس

46

آنتارمونا (سکوت درون)

50

کنترل دیابت با آیورودا

52

یوگا و بی‌اشتهایی عصبی

54

معرفی کتاب

55

پرانای قابل شنیدن

56

اخبار

01

SIX YOGA POSES FOR CLIMBERS

مقالات

1- یوگای خاص تیپ بدنی شما

روشی آیورودایی برای تمرین آساناها- بخش اول

دیوید فراولی[1] (وامادوا شاستری[2])

سندرا سامرفیلد رزاک[3] (ماهاساراسواتی[4])

برگردان: واحد ترجمه

اکثر ما امروزه باوری دربارۀ یوگا داریم و یوگا بخش چشم‌گیری از فرهنگ متنوع ما را در برگرفته است به‌گونه‌ای که همۀ ما به شکل و فرمی با آن برخورد کرده‌ایم: یوگا به عنوان یک گرایش ورزشی، یوگا به‌عنوان جایگزین درمان پزشکی، یوگا به‌عنوان یک مسیر معنوی ژرف؛ همه و همه نمونه‌هایی از دیدگاه ما نسبت به یوگاست.

برای رسیدن به دیدگاه صحیحی از یوگا، بهتر است دوباره به آن نگاهی بیندازیم، این بار با هدف کاربرد آن بر اساس نیازهای فردی.

یوگا اصطلاحی سانسکریت به معنای «اتحاد، هماهنگی و انرژی بخشی» است که به یکپارچه سازی جسم، ذهن و روح به منظور آزادسازی پتانسیل‌های بالاتر ما می‌انجامد. یوگا ظرفیت‌های معمول ما را هدف گرفته و آن‌ها را گسترش می‌دهد تا آگاهی‌های ما را بالاتر برده و ما را از محدودیت‌های فردی و انسانی معمول فراتر ببرد. برای رسیدن به این هدف نیز از انرژی‌های پنهان و هوش طبیعیهر فرد یاری می‌جوید.

یوگا در واقع بخشی از تلاش هزارسالۀ انسان برای دستیابی به سلامتی، خوشبختی و تعالی فکر است که کل وجود انسان و همۀ زندگی را هدف قرار می‌دهد؛ بنابراین، جای شگفتی نیست که با ورود ما به عصر آگاهی و اتحاد یوگا نیز به شهرت جهانی برسد.

کلاس‌های یوگا امروزه در هر شهر، باشگاه و مراکز سلامتی وجود دارد. یوگا دیگر مانند چند سال پیش چیز جدید و غریبی نیست. امروزه تصویر افرادی که وضعیت‌های سخت یوگا را انجام می‌دهند یا برای انجام دادن مدیتیشن چهارزانو نشسته‌اند در بسیاری از جاها دیده می‌شود. مسابقات و نشست‌های فرهنگی نیز میان پرتوجویان، متخصصین آساناها، اساتید بزرگ و درمان‌گرها برگزار می‌شود.

یوگا بسیار غنی‌تر از یک سیستم ورزشی است. یوگا پتانسیل درمانی فوق‌العاده‌ای برای جسم و ذهن دارد و نه تنها به از بین بردن عدم توازن و تعادل اعضاء و مشکلات استخوانی و مفاصل کمک می‌کند، بلکه منجر به کاهش یا در مواردی بهبود اختلالات جسمی همچون اختلالات سیستم ایمنی و هورمونی نیز می‌گردد.  به‌علاوه از طریق روش‌های مدیتیشن یوگا نیز بسیاری از ناهنجاری‌های سیستم عصبی، تنش‌های احساسی، مشکلات فیزیولوژیکی و استرس‌ها درمان می‌شوند.

برای دستیابی به اهداف درمانی، یوگا دوشادوش آیورودا گام برمی‌دارد، («دانش زندگی» که به آن پزشکی یوگایی نیز گفته می‌شود). آیورودا با استفاده از رژیم غذایی، درمان‌های گیاهی، تمرین‌های جسمی، پرانایاما و مدیتیشن به‌عنوان بخشی از سیستم درمانی هم‌راستا با تمرین‌های یوگای مرتبط با جسم، ذهن و روح است. یوگا و آیورودا علومی هستند که از ریشه‌ای یکسان در هند باستان منشاء گرفته‌اند. هر دو بازتاب دهندۀ روش زندگی سالم، جستجویی در جهت حفظ تعادل همۀ موجودات با استفاده از قوانین مفید کائنات هستند. همانطور که بر روی درمان با یوگا تأکید می‌گردد، باید به آیورودا نیز توجه کرد.

در یوگا، طبیعت پرتوجو در اوج اهمیت قرار دارد. تمرین‌ها به‌صورت مکانیکی به یکباره داده نمی‌شوند، بلکه براساس نیازهای فردی تنظیم می‌گردند. همین امر در مورد یوگا به جهت اهداف درمانی نیز مطرح است. درک مزاج و وضعیت طبیعی بدن فرد، چه از لحاظ جسمی و چه روانی برای درمان ضروری است. این امر، یوگا را به آیورودا متصل می‌کند و تیپ شناسی جسمی- ذهنی سنتی را برای تمرینات یوگا فراهم می‌آورد.

در رژیم غذایی، ورزش یا مدیتیشن سؤال این است که تمرین صحیح  برای ما به‌طور خاص، چه تمرینی است؟ چگونه می‌توانیم نیازهای واقعی خود را روزانه برآورده سازیم؟ اکنون بیشتر و بیشتر درک خواهیم کرد که هر فرد، بی‌همتا است. غذایی که برای یک انسان مفید است، حتی اگر سالم باشد، ممکن است برای دیگری مفید نباشد. گیاهان دارویی و ورزش نیز از فردی به فرد دیگر باید متفاوت باشد و نمی‌توان برای همۀ تیپ‌های بدنی یکسان کار کرد. حتی مدیتیشن، برای اثربخش بودن، برخی تعدیلات فردی نیاز دارد.

«روش یکپارچۀ یوگا، هماهنگی عجیب و توازن عظیمی به ذهن و جسم می دهد تا ظرفیت پنهان ما را در جهت نیل به آگاهی بالاتر، که هدف اصلی تعالی انسان است، بیدار کند. روش های گوناگون یوگا گسترۀ وسیعی از وضعیت های جسمی تا تمرین های تنفسی و مدیتیشن را که همگی بر اساس فلسفۀ آگاهی و روش طبیعی زندگی است، در برابر ما می گستراند».

ما ظرفیت‌های جسمی، ذهنی و روحی متفاوت و پتانسیل‌های خاصی داریم که به تعدیلات فردی مناسب در جهت پیشرفت نیاز دارند.

لازم است بدانیم که چه چیزی روی بدن ما جواب می‌دهد. تیپ بدنی ما چیست و چه نوع یوگایی را باید برای آن دنبال کنیم؟ به‌خصوص کدام آسانا یا وضعیت یوگا برای ما بسیار مناسب است؟

طبیعتاً، این امر وابسته به تیپ شناسی‌ای است که ما در جهت توصیف خودمان از آن استفاده می‌نماییم. دسته‌بندی‌های متفاوتی برای تیپ‌های جسمی و روحی مطرح شده‌اند، برخی بسیار جدید و برخی بسیار قدیمی، که ما بدین منظور می‌توانیم به آن‌ها توجه کنیم.

در همین راستا، باید به‌خاطر داشته باشیم که یوگا و آیورودا سیستم ژرف تیپ شناسی خود را دارند که در طی هزاران سال تجربه ثابت شده است. یوگا و آیورودا تیپ‌های جسمی و ذهنی ما را مطابق با انرژی‌ها و عناصری که در درون ما نفوذ داشته‌اند - سه دوشای واتا، پیتا و کافا و سه گونۀ ذهنی ساتوا، راجا و تاماس- نشان می‌دهد. در ادامۀ مطلب شما را با آزمایش مفصل این سه تیپ و آزمایش‌های خاصی که مشخص می‌کنند به کدام گروه تعلق دارید، آشنا خواهیم کرد.

برای سلامت کامل ما به شناخت فردی و برنامۀ درمانی بر اساس نیازهای خاصمان نیازمندیم نه فقط یک نسخۀ استاندارد شده و عمومی. اینجاست که اهمیت آیورودا مشخص می‌شود، که بر اساس الگوی اساسی و دقیق سلامتی است. آیورودا برنامه‌های درمانی و رژیم‌های سبک زندگی فردی را تجویز می‌کند که تمام جوانب رفتاری ما را دربرمی‌گیرد. از طریق آیورودا ما درک صحیحی از طبیعت بی‌نظیرمان پیدا می‌کنیم، به‌گونه‌ای که تمرینات یوگای ما نیز مرتبط با خود حقیقی ما و شرایط خاص ما در زمان تمرین خواهد شد.

پیش گفتار

یوگا در اواخر قرن نوزدهم با سخنرانی سوآمی ویوکاناندا در کنگرۀ ادیان جهان به تدریج جایگاه خود را در غرب پیدا کرد، به گونه‌ای که اکنون به‌ندرت می‌توان مجله‌ای را تورق کرد که مطلبی در رابطه با یوگا در آن نباشد و یا شهری را یافت که چندین باشگاه یوگا نداشته باشد.

اگرچه یوگا امروزه واژه‌ای آشناست، این امر اصلاً بدین معنی نیست که فلسفۀ یوگا نیز به همان نسبت شناخته و درک شده باشد. در حقیقت، دقیقاً برعکس آن صحیح است. یوگا از فرهنگی ریشه گرفته است که کاملاً با فرهنگ غربی تفاوت دارد. فرهنگی که یوگا از آن برخاسته است، فرهنگی است که در آن سلامت، شعر، رقص، موسیقی، مذهب، فلسفه و دیگر جنبه‌های زندگی درهم آمیخته است؛ فرهنگی که در آن پرستش بخشی از فعالیت‌های روزانه بوده و غذا اولین و بهترین داروی موجود برای ایجاد و حفظ سلامت است. تمرین‌های فیزیکی یوگا بخشی از این دیدگاه است. آساناهای یوگایی که به یک پرتوجو داده می‌شود باید بر اساس طبیعت و مزاج، سبک زندگی و وضعیت سلامت او باشد. این روش اختصاصی در تدریس آساناها قرن‌ها در هند رایج  بوده است.

زمانی‌که تمرینات یوگا با عصر جدید سازگار شد، به این روش‌های سنتی توجه خاصی مبذول نگردید. در یوگای خاص تیپ بدنی شما نه تنها اصول اصلی آیورودا، علم تندرستی هندی، معرفی خواهد شد، بلکه چگونگی آمیختن آن دانش در تمرینات روزانۀ یوگا نیز ارائه خواهد گردید.

خواننده قادر خواهد بود تا تیپ بدنی ذاتی خود را بشناسد و می‌آموزد که این آگاهی و دانش را در انتخاب وضعیت‌های یوگای فردی خود به‌کار گیرد. در حالی‌که این مراحل ممکن است برای بسیاری از خوانندگان جدید به‌نظر برسد، بازتابی از تعالیم بسیار قدیمی است.

مقدمه

یوگا دانش معنوی تعالی نفس و درک از خویشتن است که به ما می‌آموزد چگونه از ظرفیت‌های کامل خود در زمینه‌های مختلف زندگی استفاده کنیم.

یوگا در ابتدا توسط حکما و اساتید هند باستان مطرح گردید و توسط اساتید در قید حیات تاکنون تداوم یافته است که این دانش را با هر نسل سازگار کردند.

روش یکپارچۀ یوگا، هماهنگی عجیب و توازن عظیمی به ذهن و جسم می‌دهد تا ظرفیت پنهان ما را در جهت نیل به آگاهی بالاتر، که هدف اصلی تعالی انسان است، بیدار کند.

روش‌های گوناگون یوگا گسترۀ وسیعی از وضعیت‌های جسمی تا تمرین‌های تنفسی و مدیتیشن را که همگی بر اساس فلسفۀ آگاهی و روش طبیعی زندگی است، در برابر ما می‌گستراند.

آیورودا طب سنتی هند با سیستم درمانی طبیعی قدرتمندی برای جسم، ذهن و روح و قدمتی برابر با یوگا است. روش‌های آیورودایی نیز همچون یوگا، گسترۀ وسیعی را از جمله رژیم غذایی، گیاه درمانی، ورزش، برنامه‌های سم زدایی، دوره‌های مدیریت سبک زندگی بر اساس طبیعت خاص فردی ما و تأثیرات محیطی دربرمی‌گیرد.

یوگا و آیورودا به‌عنوان دو سیستم رشد فردی مکمل از دیرباز به یکدیگر پیوند خورده‌اند. آن‌ها به‌طور به‌‌دلیل ریشه‌های مشترک ودایی‌شان (میراث اساتید افسانه‌ای هیمالیا که قوانین کائنات و مراحل بنیادین پیدایش جهان که کلید تمام دگرگونی‌هاست را درک کرده بودند) به هم گره خورده‌اند. هر دو سیستم در کنار یکدیگر به مدت طولانی تداوم یافته، با یکدیگر تعامل داشته و یکی دیگری را تا به امروزه پیشرفت داده است.

امروزه کتاب‌های بی‌شماری وجود دارند که وضعیت‌های یوگا را از زوایای متفاوت و اغلب با جزئیات بسیار تشریح می‌کنند. اگرچه تاکنون هیچ کتابی وضعیت‌های یوگا را به شیوه‌ای ساده و قابل درک مطابق با سیستم درمانی طب آیورودای مرتبط با آن توصیف نکرده است. بسیاری از کتاب‌های موجود آیورودایی فقط به مقولات رژیم و گیاه‌درمانی می‌پردازند، درحالی‌که برخی کتاب‌های آیورودایی به‌طور مختصر به وضعیت‌های یوگا نیز اشاره می‌کنند، اما هیچ کتابی به این موضوع مهم اختصاص داده نشده است.

برای رفع این کمبود دربارۀ ارتباط آیورودا و آساناها ما تصمیم به تهیۀ این مجموعه مقالات گرفتیم. برای آن‌هایی که در جستجوی درک یوگا و آیورودا هستند، مطلبی جامع که کاربرد آیورودایی وضعیت‌های یوگا را نشان دهد ضروری به نظر می‌رسد. این مبحث مخصوصاً برای افرادی که در حوزۀ یوگاتراپی مشغول به فعالیت هستند مهم است، آن‌هایی که از آساناها برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کنند و تمایل دارند که این کار را با هماهنگی سنن درمانی یوگا کهن انجام دهند.

امروزه کتاب‌های تیپ شناسی متعددی نیز وجود دارند که سعی در آموزش اصول صحیح خوردن و صحیح زیستن مطابق با نوع بدن شخص دارند. برخی از آن‌ها هم بینش آفرین هستند، ولی بقیه از پس سنگ محک زمان بر نمی‌آیند. برای اینکه یوگا بتواند نیازهای خاص فرد را برآورده کند، آگاهی از تیپ بدنی فرد مهم است.

اینکه به یکباره آساناهایی را برای فردی تجویز نماییم مطابق با سنت یوگا نیست که همواره تأکیدش بر روی مسیرهای متفاوت برای افراد متفاوت بوده است.

یوگا برای تیپ بدنی شما، آساناهای یوگا را مطابق با اصول آیورودایی و الگوهای پر انرژی، با توجه خاص به تیپ‌های جسمی ذهنی آیورودا، واتا (هوا)، پیتا (آتش) و کافا (آب) تدوین می‌کند. این مجموعه مقالات تمرین و اثر آساناها، به تنهایی و در توازن، را مشخص کرده و نشان می‌دهد چگونه آن‌ها را به‌کار گیریم و با شیوه‌ای درمانی مطابق با اصول آیورودایی  به یکدیگر مرتبط نماییم.

دو گونه از برنامه‌های کاهش دهندۀ دوشا به منظور تعادل هر گونه دوشای آیورودا تجویز شده‌اند. ابتدا، برنامه های تغییر فوری هستند که به سرعت درد و ناراحتی را از بین می برند. سپس برنامه های طولانی مدت هستند که شامل کلاس های پایین آورنده ی دوشاهای شش تا نه ماهه هستند و شامل توصیه هایی برای پرتوجویان پیشرفته است تا به آنها در برنامه های تمرینی طولانی مدت کمک کند. برنامه و توصیه ها در چهار سطح دشواری از مبتدی تا پیشرفته است، تا مخاطب طیف وسیعی از پرتوجویان و اساتید باشد.

هدف ما ارائه روشی ساده و انعطاف پذیر با فراهم آوردن تمرینات مشخص و در عین حال کاهش ندادن آنها به فرمولی سخت در روش مان است. ما نمی توانیم کاربردهای آیورودایی تمرینات یوگا را به روش کتاب آشپزی تنزل دهیم و اشاره کنیم کدام آسانا برای کدام تیپ بدنی خوب یا بد است. سازگاری فردی متناسب با زمان و مکان اساس یوگا و آیورودا است.

کتاب با عنوان «یوگا و آیورودا» با عناوینی از قبیل، خود درمانی، خودشناسی توسط دکتر فراولی ادامه پیدا می کند. این عنوان وجه مشترک یوگا و آیورودای کامل متناسب با تمام جوانب طبیعت ما از جسم تا آگاهی خالص را با تمرین های متفاوت و فاکتورهای سبک زندگی از رژیم و آسانا تا مانترا و مدیتیشن در بر می گیرد. دامنه کتاب حاضر تمرکز بر روی آساناهایی است که نیازمند بررسی با جزییات بیشتر هستند، می باشد.

سندرا سامرفیلد کوزاک، سی سال تجربه و تدریس اش در تمام جوانب تکنیک های یوگا، روانشناسی یوگا و فلسفه یوگا را ارائه می دهد. ایشان بخاطر روش تدریس و سبک خود در یوگا، آموزش مربیان و پرتوجویان در بافت ها و مکان های مختلف دنیا بسیار شناخته شده و مورد احترام است.دکتر فراولی درک خاصی از آیورودا، در سطح جسمی و روانی را فراهم آورده و بالغ بر بیست سال مشغول به تدریس بوده است. ایشان بالغ بر ده ها کتاب در حوزه آیورودا و علوم ودایی مرتبط، ازجمله کتاب های درسی برای مدارس آیورودایی نوشته است. سندرا و دیوید در طی هفت سال گذشته با یکدیگر در برنامه ها، دوره ها و کلاس های مختلف همکاری داشته اند.

متناسب با محتوای کتاب، سندرا آموزش کاربردی و جزییاتی درباره آساناهای مختلف و توالی آساناها ارائه کرده است. دیوید پیش زمینه ی یوگا و آیورودا و اکثر تئوری های تمرین آساناها بر آیورودا را مطرح کرده است. هر دو نویسنده تمام جوانب کتاب را بازبینی کرده اند.

بسیاری از قدرت های درمانی آیورودا و قدرت های روحانی و معنوی یوگا برای خوانندگان این کتاب آشکار خواهد گشت.

 

[1] David Frawley

[2] Vamadeva Shastri

[3] Sandra Summerfield Rozek

[4] Mahasarasvati

2- (سکوت درون)آنتارمونا

سانیاسی آتماتاتواناندا

برگردان: ندا اسدی

صلح، سعادت، هماهنگی. چه کسی قادر است این حالات را تجربه کند؟ افراد بسیاری این روزها با ذهن خود درگیرند. تحت‌تأثیر شرطی شدگی‌ها و شرایطشان هستند و تحت فشار زندگی روزانه در جامعۀ پر از استرس امروزی هستند، آن‌ها پر از تنش‌های عصبی هستند که به‌صورت اضطراب، عصبی بودن، احساس گناه، عدم اعتماد به‌نفس، تنهایی، ترس، وسواس و ترس شدید آشکار می‌گردد. برخی افراد برای فرار و تسکین به‌عنوان ابزاری موقتی به مصرف مواد مخدر و الکل روی می‌آورند. برخی دیگر به روان‌درمان‌گرها و روان‌پزشکان پناه می‌برند تا بر مشکلاتشان غلبه کنند. همه به دنبال گونه‌ای تغییر و رهایی از تضادهای درونی و پریشانی و خواهان احساس آسودگی در خویشتن و یا حتی تجربۀ کمی احساس رضایت و آرامش هستند. آن‌هایی که با سبک ساتیاناندا یوگا آشنا می‌شوند، یک تمرین مراقبۀ سیستماتیک عالی به نام آنتارمونا را می آموزند که آن‌ها را توانمند می‌سازد تا از تنش‌های عصبی ذهنی رها گشته و در مسیر زندگی روانپزشک خود بشوند.

آنتار به معنی درون است و مونا به معنی سکوت. آنتارمونا تکنیکی برای دستیابی به پراتیاهارا (پنجمین مرحلۀ راجا یوگاست) و در شکل کامل خود می‌تواند منجر به دهارانا و دهیانا گردد. آنتارمونا همچنین بخش اساسی و مهمی از تمرینات ویپاسانا می‌باشد.

پاک سازی ذهن

عموماً ما تمایل داریم که افکار مثبت به درک آگاهانه برسند، ما از افکار مثبت لذت می‌بریم و آن‌ها را می‌پذیریم. هنگامی که فکر یا خاطره‌ای ناخوشایند، بد و دردناک ایجاد می‌گردد ما تمایل داریم که آن‌ها را به ضمیر ناخودآگاه خود عقب برانیم. این نوعی سرکوب کردن است و همۀ ما این کار را انجام می‌دهیم. هرکسی سرکوب شدگی‌های ذهنی خود را دارد. عموماً ما از زمان بچگی شرطی شده‌ایم که این کار را انجام دهیم. اما سرکوب قطعاً پاسخ و راه چاره نیست.

هر فکر سرکوب شده‌ای که بیان نشده باقی می‌ماند موجب مسدود شدن جریان آزاد ذهن می‌گردد. افکار و تجارب در ذهن ناخودآگاه ما به‌صورت بذری جای گرفته و باعث ایجاد درد، ناخشنودی و درماندگی در زندگی می‌گردند. این اثرات ظریف را با عنوان سامسکارا می‌شناسند. ما مجموعۀ وسیعی از افکار سرکوب شده داریم که موجب تنش و آشفتگی ذهن و شخصیت بدون دلیل مشخصی می‌گردند.

برای یافتن شادی همیشگی و آرامش ذهن، این اثرات ذهنی باید ریشه‌یابی گردند. این کار را می‌توان با باغبانی مقایسه کرد. ما علف‌های هرز را از ذهن پاک می‌کنیم. اگر فقط سطح را پاک‌سازی کنیم آسودگی کوتاه مدتی حاصل می‌گردد، اما علف دوباره خواهد رویید. اگرچه هنگامی که ما ریشه‌یابی کرده و مشکل اساسی را از نطفه می‌یابیم می‌تواند کاملاً از میان برود. اگر باقی بمانند و ذهن را آلوده کنند این اثرات ذهنی منفی روان را مسموم کرده و منجر به رنجیدگی، خشم و افسردگی، تمایل به نگرانی، ترسیدن بدون هیچ دلیل خاصی و خستگی همیشگی می‌گردند. این‌ها بر روی تمامی تعاملات ما اثر گذاشته و کارآیی، خلاقیت و پویایی ما را در تمام سطوح زندگی پایین می‌آورد.

آنتارمونا وسیله‌ای برای پاک‌سازی ذهن است و به ما کمک می‌کند از شر این افکار مزاحم خلاص شویم.  هنگامی‌که این تنش‌های ذهنی شروع به تمام شدن می‌کنند می‌توانیم فوران انرژی و امید را احساس کنیم و زندگی بعد جدید و تازه‌ای خواهد گرفت. به همان شکلی که هر روز اتاق و جسممان را پاکیزه می‌گردانیم، باید عادت پاک‌سازی روزانۀ ذهن را نیز در خود رشد دهیم تا از تجمع این مواد زاید جلوگیری کنیم؛ بنابراین، لازم است که این مراحل را به‌طور مرتب و منظم و ثابت انجام دهیم.

تمرین آنتارمونا شامل شش مرحله است: برای اغلب افراد سه مرحلۀ اول بسیار طول خواهد کشید و برای رسیدن به مزایای کامل آن باید قبل از آنکه به مراحل بعدی برویم زمان زیادی را صرف تمرین و عالی شدن در آن‌ها کنیم. در اینجا این مراحل به‌طور خلاصه آموخته خواهد شد.

مرحلۀ اول: آگاهی از ادراک حسی خارجی

مرحلۀ اول آنتارمونا به ادراک حسی محرک‌های خارجی می‌پردازد. آگاهی به‌طور آگاهانه به تمرکز بر روی حس لامسه (حس کردن بدن بر روی زمین، تماس لباس یا هوا بر پوست) هدایت می‌گردد. سپس آگاهی به سمت تمام صداهایی که در نزدیکی و اطرافمان هست هدایت می‌شود بدون تجزیه تحلیل کردن و نام‌گذاری آن‌ها. به سادگی فقط باید کیفیت صداها را مشاهده کرد. گفته می‌شود که این تکنیک پراتیاهارا نام دارد. به همین دلیل خارجی کردن آگاهیمان ممکن است در ابتدا متناقض به نظر برسد. چرا این کار را انجام می‌دهیم؟ اگر ما آگاهیمان را درونی کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟ فوراً ذهن ما به بیرون دقت کرده و توسط صداها یا بوها یا حس لامسۀ خارجی منحرف می‌گردد؛ بنابراین، در ابتدا باید آگاهی کامل به تمام ورودی‌های حسی معطوف گردد. باید بدانیم آن‌ها چه هستند و چه اثری بر روی ما دارند و چگونه باید در مقابل آن‌ها واکنش نشان دهیم. سه عامل دخیل هستند: 1) درک شیء خارجی (از طریق بو، مزه، صدا، دیدن و لمس‌کردن) 2) درک ارگان‌های خارجی (پوست، بینی، گوش، چشم و زبان) و 3) مشاهده‌گر داخلی (شاهد آگاهی) که می‌داند مشاهده می‌کند «می‌دانم که درحال گوش دادن به صداهای خارجی هستم و می‌دانم که بدین شکل به آگاهی خواهم رسید».

نتیجۀ مرحلۀ اول این است که آگاهی تمام ادراکات حسی افزایش می‌یابد و اجازه می‌دهد که حس شنوایی بسیار قوی گردد و صداهای بی‌نهایت ضعیف را هم بشنود و در زندگی روزانه ما را از محیط اطرافمان آگاه‌تر می‌گرداند. اگرچه هدف اصلی این مرحله کاهش تأثیر محرک‌های خارجی بر روی ادراک ماست، درک آگاهانه و عمدی جهان بیرون به‌طور خودکار منجر به بی‌علاقگی می‌گردد. ذهن از بررسی کردن تمام عوامل برهم زنندۀ تمرکز خسته می‌شود و دیگر بر اثر نابه‌سامانی محیط آشفته و یا به وجوه مثبت آن دلبسته نمی‌گردد. ما ظرفیت متمرکز بودن را بالا می‌بریم و به‌خاطر عوامل محیط اطرافمان دیگر آشفته نخواهیم گشت؛ بنابراین، مرحلۀ اول موجب اولین مرحلۀ پراتیاهارا می‌گردد. جدایی حواس از دنیای خارج که به ما کمک می‌کند تا به درون خود در مرحلۀ دوم سفر کنیم.

مرحلۀ دوم: آگاهی از مراحل افکار هم‌زمان

در مرحلۀ دوم آنتارمونا ما جهان خارج را رها کرده و به درون خود سفر می‌کنیم تا با ذهنمان کار کنیم. ما در آرامش می‌نشینیم و شروع به مشاهدۀ پردۀ ذهن در مقابل چشمان بسته‌مان می‌کنیم. هدف مشاهده و خسته کردن سامسکاراست که به شکل افکار منفی، تجارب بد، ترس‌ها، خاطرات قدیمی، احساسات و ترس‌ها خود را نشان می‌دهد. به شکل تمام چیزهای بی‌فایده‌ای که در ضمیر ناخودآگاهمان باقی مانده است. تمرین مداوم این مرحله ذهن را از تفاله‌ها پاک کرده و از تجمع زباله‌های بیشتر جلوگیری می‌کند.

مرحلۀ دوم سه چیز لازم دارد: اول اینکه اجازه داده شود ذهن با آزادی کامل و بدون هیچ محدودیتی به هرچیزی که می‌خواهد بیندیشد. اجازه دهید تمام افکار با هم به سطح بیایند و از تمام احساسات از قبیل ترس، وحشت، حرص و طمع، شهوت، گناه، بیزاری و خشم آگاه گردید. هیچ قضاوت، کنترل و یا انتقادی بر روی افکار نباید صورت پذیرد. افکار ممکن است دربارۀ کار، خانه، غذا، دوستان، دشمنان، علایق، امور جزئی یا کلی، امور بی‌نهایت زیبا یا بسیار وحشتناک باشند. برخی از آن‌ها ممکن است مرتبط باشند و بقیه ممکن است تصادفی باشند. گاهی هجوم افکار داریم و زمانی تنها یک فکر. این‌ها اهمیتی ندارند آنچه که مهم است آگاهی از دومین ضرورت است و آن اینکه ما کاملاً از این افکار هم‌زمان آگاه باشیم و هدفمان این باشد که به‌طور مداوم ظرفیت مشاهده‌مان را افزاایش دهیم، به گونه‌ای که انگار در حال تماشای تلویزیون هستیم و همچون مشاهده‌گری جریان افکار و تصاویر را بدون هیچ‌گونه وابستگی دنبال کنیم.

درحین تمرین مرحلۀ دوم ما شروع به مشاهدۀ تمایلات مختلف ذهن می‌کنیم. درمی‌یابیم که چگونه سرکوب می‌شویم. هنگامی که چنین می‌کنیم می‌بینیم که افکار یا تأثیرات آن‌ها مجدداً با نیروی بیشتری به ما حمله‌ور می‌شوند. با مشاهدۀ اینکه چگونه به افکارمان وابسته می‌شویم، کشف می‌کنیم که به آسانی می‌توانیم خودمان را در افکارمان گم کنیم. مشاهده می‌کنیم که احتمالاً الگوی افکار تکرارشونده‌ای داریم.

پس از مدتی که این مرحله را تمرین کردید با دادن آزادی به ذهن برای ابراز خود هجوم افکار کمتر خواهد شد و ذهن کمی آرام‌تر می‌شود. این را نباید با سکوت یا خواب که اغلب اتفاق می‌افتد اشتباه کرد. تمایل به خواب در زمان تمرین آنتارمونا شکل ساده‌ای از سرکوب کردن ذهن برای عدم مواجهه با آنچه برایمان مطلوب نیست، می‌باشد. ذهن متوجه می‌شود که اتفاق متفاوتی در حال رخ دادن است و شما در حال کنترل کردن هستید با پرسیدن این سؤال که «در همین لحظه به چه چیزی فکر می‌کنم؟» و سپس ذهن ساکت می‌شود. هیچ فکری وجود ندارد. این گونۀ دیگری از سرکوب است. برای مدت کمی صبر کنید تصور کنید به یک جادۀ خالی نگاه می‌کنید و ذهن خاموش دوباره شروع به حرف زدن خواهد کرد.

سومین ضرورت، شجاعت و صداقت است، بخش‌های عمیق و پنهان و سرکوب شدۀ شخصیتمان با آنتارمونا برایمان آشکار خواهد گشت. ممکن است آن‌ها بخش‌های زیبا و دوست داشتنی وجود ما باشند که پنهان شده‌اند یا قسمت‌های تیره و زشت شخصیتمان. ما یاد می‌گیریم که طبیعت ذهنمان و فعالیت‌های گوناگون آن را بشناسیم. با ذهنمان دوست باشیم و عکس‌العمل‌های عاطفی‌مان را در برابر افکار مختلف بشناسیم. این مرحله به ما این امکان را می‌دهد که خودمان را به‌طور کامل بپذیریم. نه آن‌چیزی که دوست داریم باشیم، بلکه آنچه در حقیقت هستیم.

مرحلۀ سوم:  دسترسی و خلق افکار

در مرحلۀ سوم آنتارمونا ما به‌طور آگاهانه خلق می‌کنیم و به‌طور ارادی به افکارمان دسترسی داریم. این مرحله متضاد مرحلۀ دوم است. اینجا افکار هم‌زمان مجاز نیستند، بلکه یک موضوع یا فکر خاص با ارادۀ فرد انتخاب می‌شود و سپس برای مدتی بازتاب دارد و تا حد ممکن افکار مرتبط با آن موضوع مجاز هستند؛ با نگاه به مشکل از همۀ زوایا و تعمق روی آن. پس از چند دقیقه، این موضوع یا تفکر به‌سرعت از ذهن خارج می‌گردد. شما باید زمانی که یک صحنه به پایان می‌رسد و موضوع دیگری انتخاب می‌گردد همچون کارگردانی دستور کات بدهید. این پروسه چندین بار می‌تواند تکرار شود و هربار موضوع متفاوتی انتخاب شود. از تمرین کننده خواسته می‌شود که به جای افکار بی‌اهمیت که فقط هدر دهندۀ زمان هستند، موضوع و مشکلات منفی، سخت و چالش برانگیز را انتخاب کند.

در مرحلۀ سوم ممکن است کار روان‌درمانی انجام پذیرد. اگرچه مرحلۀ دوم به رها شدن از تنش‌های فکری کمک می‌کند، این مرحله با اجازه دادن به آن‌ها  که بدون هیچ گونه مانعی فوران کنند، بسیاری از این افکار ناآگاهانه را، که عمیقاً ریشه در مناطق غیرقابل دسترس ذهن و سرکوب کردن‌های عادتی دارند و الزاماً به‌طور هم‌زمان ایجاد نمی‌شوند، شناسایی می کند.

در مرحلۀ سوم افکار نمایان‌تر می‌شوند. این افکار آگاهانه ایجاد شده افکار و خاطرات عمیق تری را جذب می‌کنند. قیاس آن هم‌چون ماهی‌گیری است، ذهن توسط یک فکر طعمه‌گذاری می‌گردد، طعمه به آب می‌افتد (ذهن ناخودآگاه) و ماهی‌های دیگر را جذب می‌کند (افکار ناآگاهانه و درونی یا تأثیرات) که به تله می‌افتند، به سطح می‌آیند و سپس رها می‌شوند.

این امر عقده‌های روانی و محدودیت‌ها را از میان بر می‌دارد. همان‌طور که با آن افکار و خاطرات مواجه می‌شویم، آن‌ها قدرت و بار عاطفی خود را از دست می‌دهند و این منجر به درک بیشتر خویشتن، درمان قوی‌تر و شفاف‌تر درون می‌گردد.

مراحل چهار و پنج و شش

این مراحل پیشرفته‌تر هستند و امتحان کردن آن‌ها، اگر سه مرحلۀ اول به‌طور کامل و عالی تمرین نشده باشند، تلف کردن وقت است. مرحلۀ چهارم آگاهی و دسترسی به افکار مختلف به‌طور هم‌زمان و درواقع تکمیل مرحلۀ قبلی است. تا این زمان افکار آزاردهنده و منفی از بین رفته‌اند و ذهن در این مرحله آرام‌تر است. کیفیت افکار متفاوت است و از لایۀ باثبات‌تر و عمیق‌تر ذهن بر می‌خیزند. بعد جدیدی از وجودتان در این مرحله روشن و آشکار می‌گردد، بعد روان‌تان. فرد نباید به آنچه آشکار می‌شود وابسته شود. عدم وابستگی برای تمرکز ضروری است. هنگامی که فرد به درون خود سفر می‌کند، به قلمروی نامعلوم، باید شاهدی قدرتمند باشد. به تدریج ذهن خالص‌تر و شفاف‌تر می‌شود.

در مرحلۀ پنجم هدف، خلق گونه‌ای بی‌فکری است. هیچ فکری نباید وجود داشته باشد و ذهن باید خالی باشد در حالی‌که آگاهی و هوشیاری همچنان پابرجاست. همچون یک ذهن خالی که در عین حال خواب نیست. به آن شونیا می‌گویند. این مرحله منجر به آنتارمونای واقعی شده و باید به‌طور هم‌زمان در نتیجۀ تمرین و ممارست بر روی مراحل قبلی ایجاد گردد. در این مرحله گاهی سرکوب کردن اتفاق می‌افتد، ولی افکار تقریباً بی‌اهمیت می‌شوند. این مرحله فرد را برای ورود به مرحلۀ ششم آماده می‌کند، در غیراینصورت ذهن در لایا، (بی‌هوشی و خواب) گم می‌شود.

مرحلۀ ششم آگاهی از نشانه‌های روانی و روحی است. در اینجا آگاهی کامل نسبت به سمبل روحی انتخاب شده ضروری است تا با دیگر صحنه‌های روح و ذهن به حاشیه کشیده نشوید. در این مرحله فرد به آرامی به مرحلۀ دارانا و حتی دیانا خواهد رسید.

مزایای آنتارمونا

آنتارمونا ابزار روانی قوی‌ای‌ است که با آن می‌توانیم ذهنمان، تمایلات آن و عکس‌العمل هایش نسبت به افکار را بفهمیم و با آن دوست باشیم. ضمن این‌که  به ما این قدرت را می‌دهد که ذهنمان را آموزش دهیم که بر روی موضوعی که با آن مشکل داریم متمرکز گردد. مهم‌تر اینکه ما یاد می‌گیریم که قدرت دراشتا یا مشاهدۀ هر آنچه اتفاق می‌افتد را بالاتر برده و وسعت ببخشیم. این امر موجب کنترل‌پذیر شدن و از بین رفتن تنش‌های عمیق درونی، خاطرات دردناک فراموش شده، ترس‌ها و تنفرها می‌گردد. تمرین آنتارمونا موجب زدودن زباله‌های موجود در ذهنتان می‌شود که گونه‌ای از شانخاپراک شالانا ذهنی است.

آنتارمونا به‌خصوص برای از بین بردن صداهای موجود در ذهن طراحی شده و باعث ایجاد حالتی از آرامش، شادی و هماهنگی می‌گردد. می‌توان آنتارمونا را همچون ابزاری برای رفتن از آگاهی محدود و تیره به سمت آگاهی وسیع و روشن دانست. از این‌رو می‌توان منفی‌گرایی را با آن از میان برد. از حالت جهل و منفی‌گرایی می‌توانیم عاقبت به سمت نقطه‌ای متفکرانه و موقعیتی خنثی بدون هیچ عکس‌العمل و هیچ درگیری برویم و فقط حاضر باشیم. این امر موجب استحکام و آرامش ذهن به‌طور خودکار می‌شود. برعکس ذهن بی‌ثبات همیشگی‌مان یا ویکشیپتا Manyavikshipta.

تمرین در زندگی روزانه

آنتارمونا را باید به‌عنوان تمرین نشستۀ غیرفعال دانست. مرحلۀ اول و دوم تمرین‌های فعالانه‌ای است که فرد می‌تواند در هر موقعیت زندگی روزانۀ خود انجام دهد. آنتارمونا یکی از مفیدترین ابزارهای اطرافمان برای شناخت خودمان، جنبه‌های پنهانمان و همچنین ذهنمان است و به‌وضوح و صادقانه کمک می‌کند تا بفهمیم در هر موقعیتی در زندگی چه عکس‌العملی خواهیم داشت.

مرحلۀ اول را زمانی تمرین کنید که به اتاقی پر سر و صدا و شلوغ وارد می‌شوید یا در ایستگاه مترو یا هنگام صرف غذا، زیر دوش و یا هنگامی‌که در حال لباس پوشیدن هستید.  مرحلۀ دوم را هم به‌طور روزانه در هر موقعیتی با تکرار این پرسش که «من الان به چه چیزی فکر می‌کنم؟» و «در محیط ذهنی و احساسی من چه اتفاقی در حال وقوع است؟» انجام دهید. از آنچه در حال اتفاق افتادن است آگاه باشید بدون اینکه با آن مشخصه شناخته شوید. به خودتان یادآور شوید، «من این افکار نیستم، من این احساسات نیستم، من فقط مشاهده‌گرم». به این طریق مرحلۀ مشاهده آغاز می‌گردد که منجر به شناخت این که شما چه کسی هستید، چه کاری انجام می‌دهید، به کجا می‌روید، چگونه پتانسیل‌ها و ظرفیت‌هایتان را فعال کرده و به اوج  می‌رسانید و باعث آرامش ذهنتان می‌شوید، می‌گردد.

منبع:

www.yogamag.net

[*] Inner Silence

 

 

 

مقالات مرتبط

شما هم میتوانید در مورد این محصول نظر دهید.
نام :
ایمیل :
امتیاز شما :
متن :

محصولات مشابه

ماهنامه شماره 80 - خرداد 1394
منتخب مقالات : 1-ده روش برای ایجاد فضای مدیتیشن شخصی 2-پرانایاما
ماهنامه شماره 79 - اردیبهشت 1394
منتخب مقالات: 1-پنج مزیت روحی و روانی انجام تمرینات یوگا 2-یوگای شیواناندا-کلاس کودکان
ماهنامه شماره 78-77 اسفند 93
منتخب مقالات: 1-سوامی سیتاراماناندا درباره یوگا می گوید 2- سودارشان کریا چیست؟
ماهنامه شماره 76 - بهمن 1393
منتخب مقالات: 1- یوگا درآب 2- مزایای برهماری پرانایاما
ماهنامه شماره 75 - دی 1393
منتخب مقالات: 1- گروه خونی و شخصیت شما 2- مین شیانگ (چهره خوانی)
ماهنامه شماره 74 - آذر 1393
منتخب مقالات: 1- روش های طبیعی بالا بردن سیستم ایمنی بدن
ماهنامه شماره 73 - آبان 1393
منتخب مقالات: 1- دیگر رژیم نگیرید 2- آگاهي چيست؟
ماهنامه شماره 72 - مهر 1393
منتخب مقالات: پوست درخت
ماهنامه شماره 71 - شهریور 1393
منتخب مقالات: 1- آشنایی با رژیم ماکروبیوتیک 2- از دست‌ها به قلب
ماهنامه شماره 70 - مرداد 1393
منتخب مقالات: 1- سخن مدیر مسئول (بهترین شما نزد خدا) 2- چربی، عامل چاقی نیست!
دوماهنامه شماره 10-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره ده دانش یوگا: 1- تشکیلات ورزش همگانی و تفریحی استان ها به منظور نظارت و تعیین سیاست های کلی ورزش همگانی استان و با عنایت به سند راهبردی
دوماهنامه شماره 9-خرداد و تیر 1383
مقالات انتخاب شده شماره نه دانش یوگا: 1- گفتگو با ب.ک. اس. اینگار
دوماهنامه شماره 8-بهمن و اسفند
مقالات انتخاب شده شماره هشت دانش یوگا: 1- يومی‌هوتراپی چیست؟
دوماهنامه شماره 7-آبان آذر 1382
مقالات انتخاب شده شماره هفت دانش یوگا: 1-یوگا درمانی 2- سفر به سرزمین شگفتی ها
دوماهنامه شماره 6-مرداد و شهریور
مقالات انتخاب شده شماره شش دانش یوگا: 1-سفر به شگفتی ها 2-خاطراتی از هیمالیا
دوماهنامه شماره 5-خرداد وتیر 1382
مقالات انتخاب شده شماره پنج دانش یوگا:مراتب اگاهی در اندیشه ی گرجیف
دوماهنامه شماره 4-اسفند 81 فروردین
مقالات انتخاب شده شماره چهار دانش یوگا:1-کمال یوگا 2-ویدهی (بیماری جسمی)
دوماهنامه شماره 3-دی و بهمن
مقالات انتخاب شده شماره سه دانش یوگا: 1-کارما یوگا
دوماهنامه شماره 2-آبان و تیر 1381
مقالات انتخاب شده شماره دو دانش یوگا: 1-سير ادواري يوگا 2-تنفس چیست؟ 3-ویپاسانا
شماره 1-شهریور و مهر1381
مقالات انتخاب شده شماره یک دانش یوگا :1- سیری در آراء و زندگی بزرگان یوگا 2- تنفس چیست؟ 3- تمرینات یوگا به روش شیواناندا