ماهنامه 130 و 131 _ مرداد و شهریور ماه 98

ماهنامه 130 و 131 _ مرداد و شهریور ماه 98

15,000تومان
3 سرمقاله
4

سخن مدیرمسئول

8

سؤالاتی برای پرسیدن؛ اطلاعاتی برای دانستن

11

برندۀ مسابقۀ عکاسی تیر ماه 1398

12

گفت وگویی با نویسندۀ کتاب چرا یوگا تأثیرگذار است

14

یوگا و ورزش: کاربرد یوگای جامع، برای ورزش‌های قهرمانی

16

بزرگ ترین مانع زندگی ما

18

صلح جهانی

20

قدرت آرزو

22

سفرنامۀ هند (2)

24

سعادت ابدی (خواب و رؤیا)

28

یوگا همراه با ابزار

30

کریا یوگا در آب

34

یوگا؛ یار شما در خانه: وضعیت مثلث

37

برهماچاریا

38

آسیب‌شناسی در یوگا

41

کلمات الهام‌بخش

42

تمرین‌های ضروری هنگام  مسافرت هوایی

45

جوانان توانمند

46

اینستاگرام یوگا (پیرامون آسیب‌شناسی یوگا )

47

اخبار

48

از پاشوپاتینات تا گنگ

52

کریایوگا

54

خلاقیت در همدلی

56

یک وعده غذای گیاهی

58

پیام هایی برای روز جهانی یوگا

خرید مجله 130 دانش یوگا

مخور غم گذشته گذشته ها گذشته

سید عبدالحمید موحدی نائینی

چندی پیش فیلمی از مراسم اهدای جایزۀ افتخاری نخل طلایی جشنوارۀ فیلم کن سال 2019 به آلن دلون(1935م)، بازیگری که از نشانه‌های سینمای فرانسه در دهه‌های 70 تا 90 میلادی است، در تلویزیون به نمایش گذاشته شد. در این فیلم زمانی که آلن دلون 84 ساله برای اخذ جایزۀ نخل طلایی به جایگاه دعوت می‌شود، در حالی‌که جایزه را دریافت می‌کند، پشت میکروفون قرار می‌گیرد و جملاتی را بر زبان می‌آورد که هم خودش و هم جمعیت چندهزار نفری داخل سالن را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
او که به زحمت جلوی گریه‌اش را می‌گیرد اظهار می‌دارد: «زمانی که هنرپیشگی را آغاز کردم، دوستی به من گفت می‌توانی این کار را انجام دهی ولی یک‌چیز خیلی سخت است و آن هم دوام آن است. و من هم برای 62 سال دوام آوردم و حالا می‌فهمم که چقدر ترک کردنش سخت است و امشب برای من بیش از آنکه پایان مناسبی بر فعالیت حرفه‌ای‌ام باشد، به نظرم پایان زندگی است. امشب انگار مراسم یادبود من پس از مرگم برگزار می‌شود، البته در زمانی که هنوز زنده هستم».
آلن دلون، هنرپیشۀ فرانسوی که از دهه ی 60 تا 2000 میلادی از معروف‌ترین بازیگران سینمای جهان بود، اکنون با گذشته‌اش در حال نبرد است. او که از سال 1999 تا کنون در سوئیس زندگی می‌کند، آن‌چنان خاطرات 62 سال بازی در سینما ذهنش را درگیر کرده است که با همۀ ثروت، شهرت و جاه و مقام، خاطرات سال‌های گذشته دست از سر او برنمی‌دارند و او را به حال خود رها نمی‌کنند. سال‌ها پیش، زمانی که فیلمی از آلن دلون در سینماهای تهران به نمایش در می‌آمد، صف‌های طولانی برای خرید بلیط و تماشای فیلم او تشکیل می‌شد و اکنون در حالی‌که گرد پیری بر چهره‌اش نشسته، زمانی که می‌خواهد برای جمعیت صحبت کند تنها چند کلمه می‌گوید آن هم با بغضی که همه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. او از 62 سالی که گذشته و حتی یک لحظۀ آن قابل بازگشت نیست تنها چند جمله بر زبان می‌آورد. البته خوانندگان عزیز به این مسئله معتقدند که این تنها آلن دلون معروف نیست که اسیر گذشته است، اکثر آدم‌ها از جمله من و شما هم شاید با زندگی در گذشته، چسبیدن به خاطرات قدیمی و مرور وقایع گذشته، زندگی‌مان را به شدت محدود کرده باشیم.
همۀ ما خاطراتی از گذشته داریم. از دوران کودکی، مدرسه، نوجوانی، از سال‌های دور، از پیشامدهای بسیار خاص تا پیشامدهایی کلی همچون روز ازدواج، تولد اولین فرزند، خرید اولین اتومبیل، اولین خانه و... .
قوی‌ترین خاطرات‌مان کم و بیش از دوران نوجوانی و اوایل دورۀ بزرگسالی (حدود 11 تا 25 سالگی) و نیمۀ دوم دهۀ گذشته است، هرچند خاطرات تلخ و شیرین از زمان کودکی تا بزرگسالی برای همیشه باقی می‌ماند و دوستانی که سن و سالی از آن‌ها گذشته است گاهی یاد شعر «خاطرات کودکی برنگردد دریغا» می‌افتند؛ ولی بعضاً از خاطرات‌مان برای کسب نکات مثبت استفاده نمی‌کنیم و منفی‌ها را در ذهن‌مان مرور می‌کنیم، به‌عنوان مثال خیلی وقت‌ها دوستان قدیمی دور هم جمع می‌شوند و ساعت‌ها دربارۀ روزهای خوش گذشته گپ می‌زنند. از مردگان و رفتگان و چیزهایی که قبلاً بوده و دیگر نیست سخن به میان می‌آورند و در انتها هم می‌گویند: «یادش بخیر...»
گاهی می‌بینیم کسانی هم هستند که ساعاتی از روز خود را با یادآوری اتفاقات تلخ گذشته تباه می‌کنند. آن‌ها با به یاد آوردن بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌هایی که در حق شان شده یا سخنان نامربوطی که به آن‌ها زده شده است، برای شکست‌هایی که خورده‌اند و یا فرصت‌هایی که از دست داده‌اند احساس افسردگی می‌کنند و با خود کلنجار می‌روند. فرکانس‌های منفی چنین افرادی بعضاً به‌قدری قوی است که هیچ فضایی در ذهن‌شان برای ورود افکار مثبت باقی نمی‌ماند. چنین حالتی آن پیام معروف را به یاد می‌آورد که: «گاهی اوقات می‌خندم به روزهایی که گریه کردم و گاهی می‌گریم به روزهایی که خندیدم.»
محققان اعتقاد دارند آن دسته از خاطراتی که می‌خواهیم از بین ببریم سخت‌تر از ذهن پاک می‌شوند. همچنین افراد نمی‌توانند رویدادهای احساسی گذشته را به راحتی رویدادهای مادی یا ذهنی از بین ببرند.
داشتن این نوع طرز تفکر و دائم در گذشته سیر کردن و افسوس گذشته را خوردن، تنها به احساس رنجش وگناه میدان می‌دهد و هیچ حاصل دیگری ندارد. برای اینکه از مضرات بازگشت به گذشته مطلع شویم تصور کنید در هنگام رانندگی در جاده برعکس بنشینیم و به پشت سرمان چشم بدوزیم. در این صورت هیچ وقت به مقصد نخواهیم رسید. اشتباهی که بیشتر ما مردم مرتکب می‌شویم و بیشتر لحظات زندگی خود را در گذشته سپری می‌کنیم و به خاطر آنچه که از دست رفته و دیگر کاری برای آن از دست‌مان ساخته نیست خود را عذاب می‌دهیم، در حالی که متوجه نیستیم که با این کار زمان و زندگی و عمرمان را نیز از دست می‌دهیم.
حدود سه هزار سال پیش پاتانجلی(200-150 قبل از میلاد)، حکیم هندی، پس از مطالعه و تحقیق فراوان دریافت که آرامش و راحتی انسان در گروی بودن و ماندن در حال و لحظه است و نهایتاً در توقف آگاهی. امرار معاش و خوردن و خوابیدن و نوشیدن و تولیدمثل و داشتن سرپناه به تنهایی به انسان آرامش نمی‌دهد، چرا که داشتن آرامش چند چیز را می‌طلبد. اول سلامتی، زمانی که سلامتی جسم و ذهن داشته باشیم به این معناست که تا حد زیادی آرامش داریم. نداشتن سلامتی آرامش را از ما می‌گیرد و ذهن را به نحوی مشغول به خود می‌سازد. نکته‌ای که خواجۀ شیراز (727-792 هـ ق)، حافظ شیرین سخن، هم به آن معتقد است و می‌فرماید:
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
 ولی سلامتی به تنهایی کافی نیست. بعد از سلامتی داشتن امنیت از جمله مهم‌ترین ابزار برای داشتن ذهن آرام است. هر وقت در جامعه امنیت حکمفرما باشد و خطری جدی جان انسان را تهدید نکند، آن جامعه از آرامش برخوردار است. سومین عامل که باز هم آسودگی ذهن و آرامش را نصیب ما می‌کند داشتن وضع مالی مناسب است. داشتن حداقل امکانات و عدم نیاز به کمک این و آن از جمله دیگر مواردی است که به انسان آرامش می‌بخشد. البته وضعیت مالی حالتی خاص دارد داشتن و دارا بودن هم می‌تواند آرامش به ما بدهد و هم آرامش را از ما بگیرد. زمانی که وضع مالی ما مناسب نباشد مجبوریم با سختی دوران را طی کنیم و به همین خاطر مشغلۀ فکری به طور مدام ذهن‌مان را آزار می‌دهد، زمانی‌که وضع مالی‌مان هم خوب باشد باز ذهن ناآرام است؛ چرا که ترس از دست دادن مال و منال و ثروت گرد آورده آرامش را از ما می‌گیرد. بدین ترتیب داشتن سلامتی، امنیت، مال (در حد مناسب) می‌تواند آرامش نسبی به ما بدهد. حال اینجا پرسشی پیش می‌آید. آیا با داشتن این سه چیز از آرامش صددرصدی برخوردار خواهیم شد؟ پاسخ خیر است، با دارا بودن این سه ابزار همچنان از آرامش حداکثری برخوردار نخواهیم بود، هیچ‌گاه فراموش نکنیم زمانی که رضایت درونی نباشد از آرامش برخوردار نیستیم. حال که صحبت از آرامش درون است ببینیم آرامش درون چیست که قادر است همۀ افکار و خاطرات زمان گذشته و ترس از آینده را از ذهن‌مان پاک کند.
آرامش درون یعنی رسیدن به سطحی از آرامش که هیچ‌گونه تمایل بیرونی نتواند بر آن تأثیر بگذارد؛ به عبارت دیگر، توانایی ایجاد احساس خوب با عوامل درونی و فکری. در واقع آرامش درونی توانایی ایجاد ارتباط و نزدیکی بین ذهن و روح است. مطلبی که وین دایر، نویسنده و سخن‌ران مشهور آمریکایی (1940-2015 م)1 ، هم به آن اعتقاد دارد و می‌گوید: «برای دستیابی به آرامش خیال و صفای باطن، روح را به جسم خویش مسلط کنید، نه جسم را به روح.»  مشکلی که امروزه وجود دارد این است که به علت داشتن زندگی ماشینی و زندگی‌های مدرن معمولاً بیشتر به سمت آسایش در حرکت هستیم تا آرامش و حتی بسیاری از اوقات این دو واژۀ متفاوت را با هم، هم‌ردیف و یکی می‌پنداریم؛ که این خود اشتباهی فاحش است. البته این بدان معنا نیست که ما همچون آلن دلون نباید به دنبال آسایش در زندگی‌مان باشیم؛ چرا که آسایش که شامل جنبه‌های رفاه و راحتی و امکانات بیشتر زندگی است و ابزاری بیرونی است که می‌تواند زندگی را برای‌مان تسهیل کرده و لذت‌های آنی خوبی را به همراه داشته باشد. ولی اشکال از آنجا شروع می‌شود که بیشتر اوقات آرامش، که ابزاری درونی است، را فدای آسایش، که وسیله‌ای بیرونی است، می‌کنیم که این خود زمینه‌ساز انواع و اقسام مسائل و مشکلات در زندگی می‌شود و روی کردارهای‌ ما تأثیری منفی می‌گذارد و راه را هموار می‌سازد برای اعمالی همچون غیبت و تهمت و دزدی و حسادت و کینه و دروغ و نفرت و حرص و... . شکی نیست انجام هر یک از این اعمال نیروهای منفی را در وجودمان به وجود می‌آورد، عکس آن هم صادق است، هر زمان قادر باشیم گذشته را رها کنیم و از آینده نترسیم و تلاش کنیم در حال و در لحظه زندگی کنیم، باثباتی فکر و ذهن را تجربه خواهیم کرد و در نهایت منجر به انجام کردارهای مثبتی همچون عشق‌ورزی، محبت و دوست داشتن، خدمت کردن و بخشیدن و... می‌شود که مجموعۀ آن‌ها تجمعی از نیروهای مثبت را به‌وجود می‌آورد و باعث آرامش و شادی و نشاط و کسب رضایت ما می‌شود.
با مطالب گفته شده فرق بین درون و بیرون مشخص شد و به این نتیجه رسیدیم که امنیت و پول و آسایش راحتی را به انسان می‌دهد، ولی آرامش را نه، آرامش زمانی اتفاق می‌افتد که درون‌مان رضایت داشته باشد و خیال‌مان آسوده باشد، آرامش درون زمانی اتفاق می‌افتد که گذشته را فراموش کنیم و به فکر آینده نباشیم. زمانی که هنوز از گذشته دست برنداشته‌ایم و از اتفاقات انجام شده در آن رنج می‌بریم و همچنین از آیندۀ نیامده می‌ترسیم رسیدن به آرامش درون دشوار است. به خاطر آوردن رویدادهای گذشته چه خوب و چه بد مثل آسیب‌های روحی، جسمی یا جنسی، حوادث خوفناک زندگی، مرگ عزیزان، محرومیت و یا دیده نشدن و ... از یک سو و از سوی دیگر آیندۀ نیامده، اینکه چه اتفاقاتی قرار است از این لحظه به بعد بیفتد و ... می‌تواند ما را با غم و غصه و گناه و شرم و ترس و ناامیدی و افسردگی مواجه سازد، بدین‌ترتیب چارۀ رهایی از چنین مشکلاتی رفتن به درون است و رهایی از همۀ چیزهای بیرونی. با صرف چند دقیقه وقت در هر روز و انجام تکنیک‌های مراقبه‌ای، که ساده‌ترین آن نشستن در مکانی خلوت، صاف نگاه داشتن ستون فقرات، بستن چشم‌ها و توجه و تمرکز به دم و بازدم است، قادر خواهیم بود ذهن‌مان را از رفتن به گذشته و آینده باز داریم و به‌تدریج مزۀ آرامش را بچشیم. نکته‌ای که مولانا (586-652 هـ ق) در دفتر دوم مثنوی معنوی به خوبی آن را یادآور می‌شود و به ما می‌گوید که فکرت را از ماضی (زمان گذشته) و مستقبل (آینده) خالی کن تا مشکلت حل شود.
فکرت از ماضی و مستقبل بود
چون از این دو رست، مشکل حل شود
فراموش نکنیم انجام تکنیک‌های مراقبه نه تنها زندگی در لحظه را به ما نشان می‌دهد، بلکه زمینه‌ای است برای شناخت هستی و آشنایی با قوانین کائنات. پیروی از قوانین کائنات ما را با رازهای آرامش درون آشنا می‌سازد. در اینجا به برخی از این رازها اشاره می‌کنیم. راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کنیم، راز آرامش درون در آرزو نداشتن است و در دل نبستن به دنیا. راز آرامش درون در پذیرفتن است. پذیرفتن به این معنا که همه‌چیز را همان‌طور که هست بپذیریم، و با امید و آرامش در جهت بهبودی امور قدم برداریم. راز آرامش درون درک این مطلب است که ما نمی‌توانیم دنیا را تغییر دهیم، اما باید خودمان را تغییر دهیم. راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، نه افراد تهی از صفا و صمیمیت. راز آرامش درون در انجام خدمت بدون چشمداشت است و کمک کردن به کسانی که مستحق کمک هستند. راز آرامش درون در بخشیدن است، بخشیدن مال و بخشیدن کسانی که به ما بد کرده‌اند. راز آرامش درون در قدردانی و شکرگزاری است باید بارها و بارها قدردانی و شکرگزاری کنیم، از یگانۀ عالم به‌واسطۀ نعمت‌های فراوانی که به ما عطا فرموده، با چنین عملی می‌توانیم صلح و آرامش و راحتی ذهن را در خود به وجود آوریم. حالا که با آرامش درون که 5/7 میلیارد جمعیت جهان آرزوی داشتنش را دارند آشنا شدیم و گفتیم لازمۀ اصلی‌اش حضور در لحظه و بودن در اینجا و اکنون است و نه سیر در گذشته و آینده؛ می‌توانیم نتیجه بگیریم نگرانی و افسوس و پشیمانی گذشته می‌تواند برای ما یک تجربه باشد و نگرانی از آینده برایمان یک امید.
اکهارت تله2(1948م)، نویسنده و معلم معنوی آلمانی، کتاب بسیار معروفی به نام نیروی حال3  تألیف کرده که تمامی مطالب آن درخصوص حال و نیروی عظیمی است که در آن قرار دارد. در این کتاب شرح داده شده که چگونه باید با بودن در حال از عمرمان به صورت بهینه استفاده کنیم و همواره از رفتن به گذشته و آینده که ذهن‌مان را درگیر می‌کند پرهیز کنیم. یکی از معروف‌ترین پیام‌های اکهارت تله، در خصوص نیروی حال این است که نباید عمر را به انتظار گذراند تا شاید به هدفی‌ برسیم. «آیا شما یک "منتظر" همیشگی هستید؟ چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می‌گذرانید؟ انتظار برای تعطیلات بعدی، شغل بهتر، بزرگ شدن بچه‌ها، رابطه‌ای پرمعنا، موفقیت، پولدار شدن، مهم شدن یا روشن‌بین شدن. انتظار یک حالت ذهنی است. معقول نیست که افراد همۀ عمر را به انتظار شروع زندگی جدید سپری کنند. این بدین معناست که شما آینده را می‌خواهید و نه اکنون را. آنچه دارید را نمی‌خواهید و آنچه را ندارید می‌خواهید. با هر نوع انتظار ناآگاهانه تضادی درونی بین اکنون و اینجا، یعنی جایی که نمی‌خواهید بایستید، با آیندۀ فرافکنی شدۀ خود، یعنی جایی که می‌خواهید بایستید، ایجاد می‌کنید. این نگرش موجب می‌شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی‌تان را پایین بیاورید.»
بیائید از همین لحظه به اکنون توجه کنید. به رفتارها، واکنش‌ها، حالات و احساسات، فکرها، ترس‌ها، به آرزوهای‌تان که در حال حاضر آشکار می‌شوند، این‌ها گذشته‌های شما هستند، اگر به اندازۀ کافی حضور داشته باشید و همۀ این موارد را تماشا کنید، نه با دید انتقاد و تجزیه و تحلیل بلکه بدون داوری، آنگاه با گذشته روبه‌رو می‌شوید و از طریق "نیروی حضور" خود را می‌زدایید. وین دایر چه هوشمندانه در خصوص گذشتۀ گذشته و آیندۀ نیامده پیامی زیبا بیان می کند: «گذشته ها را گذرانده ایم و وعدۀ آینده را به هیچ یک از ما نداده اند پس ما تنها زمان حال را در اختیار داریم.»
آلن دلون هرچند در طول 84 سال عمر، که به قول خودش 62 سال از آن را در عرصۀ بازیگری سینما سپری کرده، شاید از لحاظ مسائل بیرونی یا همان مال و منال وشهرت هیچ مشکلی ندارد، ولی مطمئناً درون او دارای مشکل است و گذشته او را به حال خود رها نمی‌کند. او با همۀ خاطرات و نقش‌ها و بازی‌هایی که طی 62 سال داشته به‌هنگام اخذ جایزۀ نخل طلایی جشنوارۀ فیلم کن سال 2019، کلمۀ مرگ را بر لب می‌آورد و امیدی به آینده ندارد. او هر لحظه با گذشته‌هایی زندگی می‌کند که دیگر هرگز وجود ندارد و به آینده‌ای دل بسته است که معلوم نیست و همین مسئله باعث شده از خوشحالی و شادمانی فاصله بگیرد. شاید زندگی آلن دلون و میلیاردها نفر از جمله من و شما گفتۀ افلاطون (427-348 پیش از میلاد)، را به ذهن متبادر کند؛ از او سؤال کردند: شگفت‌انگیزترین رفتار انسان‌ها چیست؟ و او پاسخ داد: «انسان‌ها طوری زندگی می‌کنند که انگار هرگز نخواهند مرد و بعد طوری می‌میرند که انگار هرگز زندگی نکرده‌اند. آنقدر به آینده فکر می‌کنند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیستند درحالی‌که زندگی گذشته یا آینده نیست، زندگی همین حالاست.»
 بیائیم با آموزه‌های یوگا که بودن و ماندن و زندگی کردن در حال را به ما توصیه می‌کند و همچنین با الهام از پیام بزرگان و قدیسین و اندیشمندان که همواره تأکید به زندگی در حال و در لحظه کرده‌اند و نه رفتن به گذشته و آینده و بالأخره با درنظر گرفتن زندگی در حال حاضر آلن دلون، هنرپیشۀ سال‌های دهه ی 60 تا 2000 فرانسه، این مسئله را به ذهن بسپاریم که گذشته، گذشته است و هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. آینده نیز قابل پیش‌بینی نیست و معلوم نیست که چه اتفاقی قرار است بیفتد. بدین ترتیب بهتر است که در حال زندگی کردن را بیاموزیم، در لحظه باشیم و از دو روز عمرمان لذت ببریم. مطلبی که حکیم عمر خیام نیشابوری (427-510 هـ ش)، شاعر، منجم و ریاضی‌دان ایرانی، هم همین مسئله رابه ما توصیه می‌کند و می‌گوید از دیروز که گذشت دیگر از آن یاد نکن و از فردایی که نیامده فریاد نکن، حال را باید خوش بگذرانی تا عمرت را بر باد مدهی.
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

منابع:
شرح یوگا سوتراهای حکیم پاتانجلی از سوامی شیواناندا
سخن مدیرمسئول مجلۀ دانش یوگا، شماره 116 و 123
دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ بر اساس نسخۀ قاسم غنی و محمد قزوینی  
کتاب سرنخ زندگی را بدست گیرید، وین دایر، انتشارات پر  
مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی، تصحیح رینولد نیکلسون
کتاب نیروی حال، اکهارت تله
دورۀ چهارجلدی آثار افلاطون، محمدحسین لطیفی
رباعیات خیام به اهتمام محمدعلی فروغی و قاسم غنی

آسیب‌شناسی در یوگا در مجلات 130 و 131 دانش یوگا

آسیب‌شناسی در یوگا

مونا افتخار افضلی

بیشتر کسانی که با یوگا آشنا هستند تمرینات یوگا را شیوه و روشی می‌دانند برای رسیدن به تعادل جسم و ذهن و داشتن بدنی قوی و ذهنی منعطف. ذهنی که ما را در هر شرایطی یاری دهد و جسمی که در هر وضعیتی محکم‌ترین تکیه‌گاه برای ما باشد. ولی مهم‌ترین اصلی که می‌باید در یوگا به آن توجه کنیم آگاهی به خود و انجام حرکات یوگاست با توجه به توانایی‌های خاص بدن‌مان.
در این مقاله قصد دارم به بیان ویژگی‌های درمان‌گری یوگا، یعنی رفع آسیب‌های محیطی و ژنتیکی و نیز ذکر برخی آسیب‌های ناشی از یوگا بپردازم. زیرا یوگا همانند هر ورزشی چنانچه بدون درنظر گرفتن شرایط لازم انجام شود می‌تواند باوجود فایده‌های بسیار، آسیب هایی جدی نیز به بار آورد.
آنچه در مدت تدریسم به آن پی بردم این است که برای اجرای مؤثر و بدون نقص حرکات و نیز به دور ماندن از هرگونه آسیبی ضروری است که هر تمرین به سه بخش تقسیم شود:
1- مرحلۀ آسیب‌شناسی
2- حرکت اصلی
3- مرحلۀ خنثی‌سازی
در تمامی این مراحل مربی باید با توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد فیزیکی هر فرد، دامنه‌ای از حرکات گسترده را در ذهن داشته باشد و با دانش و خلاقیت خود این مراحل را بر روی هر فرد پیاده کند؛ زیرا با توجه به انعطاف هر بدن، قدرت فیزیکی، تمرکز ذهنی هر پرتوجو و مهم‌تر از همه نوع آسیب‌دیدگی‌های هر فرد، حرکات متناسب باید لحظه به لحظه در ذهن مربی شکل بگیرد و در همۀ مراحل اعمال شود.
در مرحلۀ آماده‌سازی، مربی باید با حرکات مقدماتی برای اجرای حرکت اصلی آشنا باشد تا بتواند عضله‌های درگیر در حرکت اصلی را آماده سازد و از این طریق فشار ناشی از حرکت را به‌درستی بر روی عضلۀ خاص اعمال کند و از فشار بر روی عضله‌های غیر مرتبط و آسیب‌های احتمالی ناشی از آن جلوگیری کند. در مرحلۀ خنثی‌سازی هدف این است که فشار حرکت اصلی یعنی فشار ناشی از کشش و فشار ناشی از انقباض عضله را خنثی سازیم تا به واسطۀ آن بتوانیم بدن را برای ورود به تمرین‌های بعدی مرتبط با آن آماده کنیم.
نکتۀ مهم آن است که در زمینه‌های بعدی نیز نه تنها باید هر سه مرحلۀ مذکور اجرا گردد، بلکه همگی آن‌ها، برای تأثیرگذاری ماندگارتر، باید کاملاً مرتبط و هم‌راستا با تمرین‌های قبلی باشند. در این صورت هر جلسه شامل چرخه‌ها و زنجیرۀ یکپارچه‌ای از حرکات مرتبط خواهد بود که از این طریق می‌توان میزان آسیب‌پذیری را کاهش و ویژگی درمانگری یوگا را افزایش داد.
معجزۀ حقیقی یوگا علاوه بر تأثیر آن بر ابعاد ذهنی جسمی و روانی بشر، درمان آسیب‌هاست. این آسیب‌ها را به‌طور کلی می‌توان به دو دستۀ ژنتیکی و محیطی تقسیم کرد.
تجربۀ من در این سال‌ها نشان داده است که یوگا قادر است آن دسته از آسیب‌های ژنتیکی‌ای را که به آناتومی بدن مربوط هستند اصلاح کند، مانند انحراف در ستون فقرات، انحراف در لگن، چرخش زانوها به داخل و خارج، صافی کف پا و ... .
در مورد آسیب‌های محیطی نیز باید گفت این آسیب‌ها می‌توانند از سنین کودکی به‌واسطۀ عوامل گوناگون ایجاد شوند، مانند نشستن غلط، راه رفتن غلط، بیرون دادن شکم، قدم برداشتن به سمت داخل یا خارج و یا تقسیم وزن نامتناسب بر روی پاها که خود منجر به چرخش لگن و همچنین بالا و پایین شدن سرشانه‌ها می‌شود. در این موارد نیز یوگا تأثیر قابل توجهی در درمان آسیب‌های یاد شده دارد.
اما باوجود همۀ مزایای ذکر شده، یوگا خود می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی و ماندگار در ابعاد جسمی و روانی گردد. این آسیب‌ها ممکن است به‌واسطۀ عدم آگاهی پرتوجو نسبت به بدن خود و حرکات انجام شده و یا به دلیل عدم شناخت مربی از آناتومی‌های مختلف باشد.
نکته‌ای که مربیان باید به آن توجه داشته باشند این است که آسیب‌دیدگی‌های هر پرتوجو را در ابتدا از او جویا شوند تا بتوانند حرکات مناسبی برای او طراحی کنند؛ زیرا آسیب‌های قبلی آستانۀ شروع آسیب‌های جدید هستند. از طرف دیگر، پرتوجو می‌بایست نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد و این را بداند که معمولاً در یک حرکت فقط یک عضله درگیر نیست و برای اجرایی بدون نقص بایستی از عضلات دیگر هم کمک گرفت. زیرا کل اجزای بدن با یکدیگر در ارتباط هستند. پرتوجو همچنین باید به این امر واقف باشد که مرز میان اجرای حرکت و آسیب بسیار باریک است. برای تشخیص این دو از یکدیگر باید دانست که فشار حرکتی کامل حسی خوشایند، اما مقداری دردآور است، در حالی که آسیب معمولاً با احساس سوزش همراه است. همچنین پرتوجو باید از منقبض کردن بدن خود هنگام حرکت کششی پرهیز کند؛ زیرا این خود آستانۀ آسیب است. در این شرایط بهتر است با شکیبایی و تنفس صحیح، درد ناشی از کشش را برای خود خوشایند سازد. همچنین نباید از نظر دور داشت که یوگا دردهای کهنه و پنهان را نمایان می‌کند. بنابر‌این بروز هر درد لزوماً نشانۀ آسیب نیست. همچنین برای کاهش میزان آسیب‌ها هنگام یوگا رعایت نکات زیر ضروری است:
1. وضعیت گردن: برای جلوگیری از آسیب عضلات نگهدارندۀ گردن، که بسیار حساس و ظریف هستند، حتماً می‌بایست در وضعیت ایستاده، سر کاملاً در راستای ستون فقرات باشد و همچنین در حرکاتی که سر به سمت پایین است گردن مدت زمان طولانی نزدیک پا کشیده نشده باشد که این امر موجب کشش بیش از حد عضله‌های پشت و آسیب‌دیدگی گردن می‌شود. همچنین برای کسانی که دچار کیفوز یا اسکولیوز هستند این‌گونه خم شدن باعث بیشتر شدن آسیب‌شان می‌شود. در چرخۀ حرکات خم به عقب نیز مربی باید این آگاهی را داشته باشد که گردن از موقعیت انعطافی خوبی برخوردار باشد. چون اگر حرکات خم به عقب به‌درستی و با نظارت مربی انجام شود در درمان آرتروز و دیسک گردن بسیار مفید است. در حرکات معکوس نیز مربی باید بداند که پرتوجو از عضلات خوب و قوی در ناحیۀ دست و سرشانه و دیگر نقاط بدن برخوردار است، چون در این صورت است که فشار ناشی از حرکت، منجر به بیرون زدگی دیسک نمی‌شود.
2. وضعیت دست‌ها: همچنین در تمامی حرکاتی که عضلات دست درگیر کشش و فشار هستند باید مطمئن باشیم که توازن را بر روی شانه، بازو، آرنج از سویی و ساعد، مچ، کف دست و انگشت‌ها از سوی دیگر به دو دسته تقسیم کنیم که آسیب را از نواحی مختلف دست خارج سازیم. در حرکاتی که دست‌ها به سمت بالا نگه داشته می‌شوند باید آگاه باشیم که کاملاً در یک خط و در راستای سرشانه باشند و به دنبال آن شکم و ستون‌فقرات در وضعیت مطلوبی باشند. همچنین حرکاتی که دست‌ها به سمت طرفین و یا خم به سمت عقب هستند، باید کاملاً مطابق با ویژگی‌های آناتومی فردی، از محور اصلی بدن خارج نشوند. میزان منعطف بودن کتف و مچ دست و باز بودن قفسۀسینه نقشی بسیار اساسی در آسیب زدن به دست‌ها دارد و باید از این امر مهم غافل نباشیم که تمامی حرکات قدرتی که روی دست‌ها انجام می‌شود، خصوصاً حرکات معکوس، نیازمند عضلاتی قوی و نیرومند در ناحیۀ شکم و باسن هستند. علاوه بر عضلات دست و سرشانه‌ها باید کاملاً فشار از روی انگشتان و مچ دست برداشته شود.
3. وضعیت ستون‌فقرات و کمر: همان‌طور که می‌دانیم ستون‌فقرات شامل 7 مهرۀ گردنی، 12 مهرۀ سینه‌ای، 5 مهرۀ کمری، 5 مهرۀ خاجی و 4 مهرۀ دنبالچه است و هر کدام از این نواحی آسیب‌های منحصر به خودشان را دارند؛ لذا می‌گویند که در طول تمامی حرکات یوگا سعی در صاف نگه داشتن ستون‌فقرات و منقبض کردن عضلات شکم داشته باشیم. مگر در حرکات انعطافی خم به عقب که نیازمند داشتن شرایط خاصی است. قوز و گرد کردن پشت نه تنها باعث تقویت فیله‌های کمر نمی‌شود، بلکه آسیب‌هایی جدی نیز به بار می‌آورد. برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی کمر در وضعیت ایستاده، خوابیده، نشسته و خم به عقب می‌توان از ابزار کمک گرفت. برای مثال در حرکات خم به عقب ایستاده بهتر است برای اینکه آسیب از ناحیۀ دنبالچه و ساکروم برداشته شود از پرتوجو بخواهیم که زانو را خم کند و وزن را روی عضلات چهارسر ران قرار دهد و چون اصلاح برای ما در یوگا نکته‌ای بسیار حائز اهمیت است، با گذاشتن آجر میان زانوها و مچ پاها آسیب‌رسانی را به صفر برسانیم؛ زیرا در این وضعیت هم زانو و هم مچ پا تمایل به خارج شدن از سطح بدن دارند. در حرکات خوابیده نیز می‌توان با قرار دادن کوسن و یا آجر در زیر باسن یا انتهای ستون‌فقرات میزان آسیب را به صفر رساند. برای کسانی که مشکل گودی کمر یا دیسک آرتروز و انحرافات ستون‌فقرات دارند، در حرکات نشسته کمک گرفتن از دیوار خود باعث صاف شدن ستون‌فقرات و اصلاح کمر می‌شود. خصوصاً برای کسانی که عضله‌های ضعیفی دارند.
4. وضعیت لگن: برای اصلاح لگن که تمامی انحرافات و چرخش‌های بدن انسان از آن ناشی می‌شود، می‌بایست لگن را در وضعیت درست ساخت و هم‌راستا با هر دو جهت و محور بدن نگه داشت. مثلاً در حرکاتی که پاها به عقب باز می‌شوند، لگن می‌بایست کاملاً در یک خط باشد مگر حرکاتی که دامنۀ وسیعی دارند و انعطاف لگن را نشان می‌دهند که در آن صورت می‌بایست ستون‌فقرات کاملاً صاف و کشیده باشد. در غیر این‌صورت اگر لگن منعطف باشد ولی تنه از قسمت ستون‌فقرات چرخیده باشد، به‌طوری‌که این چرخش باعث بالا و پایین رفتن شانه و کج شدن تنه شده باشد، نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه شروعی برای آسیب است. برای اصلاح عیوب لگن می‌توان از حرکاتی که پا به داخل شکم کشیده می‌شود کمک گرفت، به این شرط که مچ پا و زانو و ران کاملاً در یک خط باشند.
5. وضعیت زانو: زانو عضو مهمی برای همراه کردن و اصلاح کردن لگن و مچ پاست؛ زیرا ماهیچه‌های مشترکی بین لگن، زانو و مچ پا وجود دارد. به‌همین دلیل می‌بایست در طول تمامی حرکات، حواس متمرکز به وضعیت زانو باشد که به سمت داخل یا خارج کشیده نشود. در تمامی حرکاتی که فشار بر روی عضلات ران پاست و پا از زانو خم است باید کاملاً این آگاهی به پرتوجو داده شود که فشار یا سوزشی در زیر کشکک نداشته باشد و حتی لازم است گاهی اوقات برای اصلاح زانوی پرانتزی و زانوی ضربدری پرتوجوها در طول تمام حرکات از آجر برای اصلاح چرخش زانو به داخل و خارج کمک گرفته شود. البته تعداد و سایز آجر و نحوۀ قرارگیری آن، با توجه به آناتومی‌های مختلف و نوع آسیب‌ها، متفاوت است.
6.  وضعیت مچ پا: اکثر افراد حتی کسانی که یوگا نمی‌کنند به صافی و درستی و به اصطلاح در یک خط ریل راه می‌روند. اولین اصل این است که مربی طرز صحیح راه رفتن را به پرتوجو آموزش دهد و سعی کند که در تمامی حرکات یوگا مچ پاها در راستای بدن باشند، به ویژه در حرکات تعادلی بر روی یک پا که میزان چرخش مچ و کف پا شدت می‌یابد. تمایل مچ پا به سمت خارج میزان تراز نبودن و کج کردن لگن و زانو را بیشتر می‌کند. پرتوجو باید بداند که میزان انعطاف مچ پا و عضلات روی پا از نکات مهمی است که باید به آن توجه کند.
7. انعطاف و قدرت: انعطاف و قدرت رابطۀ مستقیمی با یکدیگر دارند و هر دو باید از ابتدا به یک میزان تقویت شوند و اگر هر کدام نباشد میزان آسیب‌پذیری افزایش می‌یابد. زیرا اگر فقط انعطاف داشته باشیم توانایی لازم برای حفظ توازن در حرکات را نخواهیم داشت و اگر تنها قدرت داشته باشیم به دلیل کوتاه بودن عضله‌ها میزان آسیب‌رسانی را شدت بخشیده‌ایم.
8. ابزار یوگا: شاید برایتان جالب باشد که بدانید استفاده کردن از ابزار یوگا حین تمرین نشانۀ ضعف شما در انجام حرکت نیست، بلکه در بعضی موارد حتی استفاده از آن‌ها حرکات را سخت‌تر می‌کند. ابزار، بدن را مجبور می‌کند که در یک خط راست باشد و این خود اصلاح فیزیکی را به ارمغان می‌آورد.
9. استراحت کردن: استراحت دادن به بدن در حین جلسات تمرینی از جمله مواردی است که نباید ناگفته بماند؛ زیرا تمرین و فشار بیش از حد خود موجب آسیب می‌شود. در انتها باید به این بحث توجه داشته باشیم که مربی باید با تیزبینی و دقت ناهمگونی‌های فیزیکی پرتوجو را تشخیص دهد و انحراف موضعی در آناتومی افراد هرگز نباید از دید او پنهان بماند. تمامی حرکات یوگا می‌بایست بر اساس آناتومی هر فرد طراحی شود و باید از دادن حرکات یکسان و مشابه به تمامی افراد خودداری کرد؛ همچنین می‌بایست مربی با تست گرفتن چند حرکت کلیدی ثابت به توان فیزیکی هر فرد که شامل انعطاف، میزان قدرت، درجۀ انحرافات و آسیب‌ها و تعادل بدن است آگاهی پیدا کند. قبل از اجرای تمرینات پرتوجو باید هر روز را صرف سلامت و انجام تمرینات یوگا کند و از همه مؤثرتر این است که به ندای درون خود گوش بسپارد و بداند که مهم‌ترین مسئله حس او و آگاهی در انجام حرکات است.