0
امتیاز کاربران 0 از 5
ماهنامه 136 بهمن ماه ۱۳۹۸

ماهنامه 136 بهمن ماه ۱۳۹۸

15,000تومان

فهرست مقالات

3

سرمقاله

4

سخن مدیرمسئول

8

یوگا و کاهش وزن

10

سبك‌های مدیتیشن در جوامع امروز

12

ترتیب‎گذاری آساناها

17

یوگا زندگی‌ام را متحول کرد

18

با یوگا، همراه با دوچرخه سواری از فرانسه تا هند

21

چهره، گویای وضعیت سلامت شماست

22

رها کردن ترس، خشم و تنش‌ها در زندگی

24

سعادت ابدی (عظمت یک قدیس)

26

اخبار

28

یوگا همراه با ابزار

30

در جستجوی تمامیت

34

یوگا؛ یار شما در خانه

36

مجموعه حرکات یوگا برای پوکی استخوان

38

ماساژدرمانی،  روشی برای مراقبت بهداشتی

40

جذبه‌ای که همه را به سوی خود می‌کشد

42

یوگا چاکرا: بازگشت به نقطۀ اول

44

یوگاتراپی از دیدگاه پزشکی

46

یوگا و یائسگی زنان

50

اثر تمرینات یوگا برای زنان میان‌سالِ دارای اضافه وزن

52

آشپز از دیگ بیرون بیا (هنر بَرنِگری)

55

گزیدۀ فصلی ازکتاب من واقعی یوگا

56

یک وعده غذای گیاهی

58

اثر ذهن در درمان بیماری‌ها

60

ارتباط موسیقی و یوگا

63

هدف یوگا: یافتن خویشتن

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

    ایوان مدائن را آیینۀ عبرت دان

سید عبدالحمید موحدی نائینی

«شری مادراج چند راجی» یک استاد یوگا بود که مهاتما گاندی، سال‌ها از آراء و اندیشه‌های او بهره می‌برد. شری مادراج چند راجی به خاطر این‌که خود از مکتب جین بود و این مکتب، به‌طور کلی، با هر نوع خشونت و کشتار مخالف است، راه و روش عدم خشونت را به شاگرد باهوش و باذوق خود، مهاتما گاندی، آموزش داد و با او عهد کرد هیچ‌گاه برای رسیدن به هدفش از خشونت استفاده نکند. سال‌ها بعد، زمانی که مهاتما گاندی، به‌عنوان رهبر استقلال هند، تلاش ‌کرد کشورش را از یوغ استعمار و استثمار رها سازد، با درس‌هایی که در نوجوانی آموخته بود، هیچ‌گاه از خشونت برای بیرون‌راندن انگلیسی‌ها استفاده نکرد. او همواره مردم کشورش را به صلح و آرامش و دوستی دعوت می‌کرد و اعتقاد داشت، خشونت نکردن، یکی از قوانین مهم کائنات است و با خشونت هیچ‌گاه کسی به پیروزی دست نیافته است.

استاد یوگا
خط مشی مهاتما گاندی در نیمۀ اول قرن بیستم جهانیان را با مکتب وی که همان، عدم خشونت بود، ‌آشنا کرد و همگان شاهد بودند و می‌دانستند علی‌رغم این‌که انگلیسی‌ها بسیاری از منابع هند را غارت کردند و صدای آزادی‌خواهی آنان را سرکوب نمودند، ولی این رهبر فرزانه برای بیرون راندشان از هیچ خشونتی استفاده نکرد و در آخر امپراطوری انگلیس مجبور شد هند را ترک کند و هندیان با رهبری او استقلال خود را بازیافتند و همین مسئله باعث شد نام مهاتما گاندی به‌عنوان رهبری صلح‌طلب، دوستدار و خیرخواه ملت هند برای همیشه در تاریخ جهان باقی بماند.
پس از مهاتما گاندی، ده‌ها رهبر و رئیس‌جمهور و حکمران در رأس قدرت قرار گرفتند، ولی به‌ندرت از روشی که او برای اداره کردن هند به کار برده بود، ‌استفاده کردند. از آن جایی که انسان‌ها و رهبران و حاکمان فراموش‌کار هستند و از تاریخ درس نمی‌گیرند و به قول هگل (1831-1770م)، فیلسوف آلمانی، که می‌گوید: «بزرگ‌ترین درسی که می‌توان از تاریخ گرفت این است که هیچ‌کس از آن درس نمی‌گیرد»؛ خط مشی و عقیده و سلیقۀ مهاتما گاندی در امور حکومت‌داری هم به‌تدریج فراموش شد و بعضاً کسانی پا به عرصۀ حکومت گذاشتند که برای استحکام قدرت خود نه تنها دست به ارعاب و وحشت و خشونت زدند، بلکه در کشتار مردمان کشور خود چیزی کم نگذاشتند و در مدت زمان فرمانروایی خود، هزاران نفر از مردم‌شان را به کشتن دادند و بعضاً قتل عام کردند. آنان تصور می‌کردند که با زور و خشونت چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت باقی می‌مانند. شاید اطلاع از نحوۀ خشونت بعضی از رهبران جهان در دهه‌های گذشته برای خوانندگان محترم مجله، بسیار دردناک باشد، ولی دانستن آن‌ها می‌تواند به ما ندا بدهد که از جمله قوانین کائنات،‌ عدم خشونت است که از پی آن، آرامش به دست می‌آید و بدین‌ترتیب، در دو روز عمر، هیچ‌گاه این قانون بی برو و برگرد کائنات را فراموش نکنیم که در آن صورت، آرامش‌مان را از دست می‌دهیم و دچار مشکلات فراوان می‌شویم. شک نکنیم آنان که باعث و بانی خشونت می‌شوند و خشم‌شان را با زور و اهانت و به بند کشیدن و زندان و قتل و کشتار و گرفتن آزادی این و آن فرو می‌نشانند متوجه نیستند که در آخر خشمِ هستی، گریبان‌شان را می‌گیرد، فشارهای روحی و روانی دمی به حال خود نمی‌گذاردشان و نهایتاً زندگی‌شان را زیر و رو کرده و عمرشان را بر باد می‌دهد.
«پل پوت» (1998-1925م)، رهبر خمرهای سرخ در کامبوج که در سال‌های 1975 تا 1979 بر این کشور حکومت می‌کرد، طی 4 سال با جنایاتی که انجام داد، جمعیت 8 میلیونی کامبوج را به 6 میلیون نفر رساند. در واقع طی این 4 سال، 2 میلیون نفر از جمله 500 هزار مسلمان این کشور را کشت و در گورهای دسته‌جمعی، دفن کرد. از جمله جنایات دیگر خمرهای سرخ، این بود که شهرها را ویران کردند و همۀ مردم را به مزارع و بیابان‌ها کشاندند تا کشاورزی کنند. پل پوت و چند تن از وزرا و فرمانده‌هانش، که تفکرات مائوئیستی را ترویج می‌کردند، قصد داشتند به اصطلاح، زندگی اشتراکی را برای مردم‌شان به وجود آورند. آن‌ها به هیچ‌کس رحم نمی‌کردند؛ حتی از آنجا که خوک در آیین اسلام، حرام است، برای زجر دادن مسلمانان، مساجد را تبدیل به خوک‌دانی کردند. خمرها، کامبوجی‌های جوان را به‌صورت انبوه به ازدواجِ اجباری، وادار می‌کردند: «مردان و زنان مجبور می‌شدند برای مراسم ازدواج در صف طویلی بایستند. سپس چراغ‌ها خاموش می‌شد و همگی باید دست‌ها را باز می‌کردند و در تاریکی راه می‌رفتند. هر کس با اولین تماس دستش با نفر دیگر باید با او ازدواج می‌کرد. در غیر این صورت بلافاصله تیرباران می‌شد.» در این میان زنان جوان از سوی کارگزاران رژیم و نظامیان به‌عنوان غنایم جنگی مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند و سپس به‌عنوان برده به اردوگاه‌های کار اجباری اعزام می‌شدند. اکثر این زنان به دلیل شرایط غیرانسانی، جان خود را از دست می‌دادند و در گورهای دسته جمعی دفن می‌شدند. نظایر این اعمال خشونت‌آمیز تا پایان دورۀ خمرهای سرخ در کامبوج ادامه داشت. البته این فقط پل پوت نبود که چنین جنایت‌هایی را انجام داد. از جمله دیکتاتورهایی که با خشونت و کشتار مدتی حکومت کردند می‌توان به «آناستازیا سوموزا» (1956-1896م)، دیکتاتور مشهور نیکاراگوئه، اشاره کرد که به مدت 40 سال با زور و قدرت و خشونت حکومت ‌کرد و در پی اعتراض مردم، از کشورش فرار کرد. «ایدی امین» (2003-1925م)، دیکتاتور معروفِ اوگاندا، نیز پایان خوشی نداشت. امین، طی حکومت 8 ساله‌اش بر اوگاندا، استبدادِ خشونت‌باری را در این کشور پایه نهاد. عدۀ زیادی را کشت و سرانجام در فروردین ماه سال 1385 سرنگون شد.

استاد یوگا
«ژان کلود دوالیه» (2014-1951م)، حاکم مادام العمر هاییتی، نیز از دیگر دیکتاتورهایی بود که در اواخر سال 1363 پس از مبارزات گستردۀ مردم کشورش، به ناچار با 300 نفر از همراهانش با یک هواپیمای آمریکایی به فرانسه گریخت. «فردیناند مارکوس» (1989-1917م)، دیکتاتورِ مورد حمایت غرب در فیلیپین، نیز سرنوشتی همانند سایر دیکتاتورها داشت که در اسفند 1364 به دنبال قیام مردم کشورش به آمریکا پناهنده شد.
«ژنرال آگوستینو پینوشه» (2006-1915م)، از مشهورترین دیکتاتورهای جهان بود که 11 سپتامبر 1973 میلادی، با حمایت مستقیم آمریکا، دولت مردمی ‌‌و قانونیِ سالوادور آلنده را در شیلی با کودتای نظامی سرنگون کرد و تا سال 1990 میلادی بر شیلی حکومت کرد. شهرت حکومت استبدادی 17 سالۀ پینوشه به دلیل خشونت فراوان، کشتار و ارتکاب به جنایات غیرانسانی و سرکوب شدید مردم کشورش بود.
«ژنرال سوهارتو» (2008-1921م)، از دیگر دیکتاتورهایی بود که به مدت 30 سال استبدادی‌ترین حکومت را بر مردم اندونزی تحمیل کرد و در نهایت در پی خروش مردم کشورش، در سال 1377 به غرب گریخت.
دیکتاتوری «ژنرال سالازار» (1970-1889م) در پرتغال، این کشور را ویران کرد به‌طوری که در دورۀ حکومت استبدادی وی، پرتغال به فقیرترین کشور اروپا تبدیل شد.
علاوه بر موارد یاد شده، باید به دیکتاتورهای معروف دیگر، نظیر «فرناندز مارتینز» در السالوادور، «نوریه گا» در پاناما، «موبو تو سه سه سکو» در زئیر، «هایله سلاسی» در اتیوپی، «ژنرال ویدن» در آرژانتین و «استرسنر» در پاراگوئه نیز اشاره کرد که دستاوردی غیر از فقر، عقب‌ماندگی و سرکوب مردم به همراه نداشته‌اند. در این میان، «صدام حسین» (2006-1937م) نیز از معروف‌ترین، خشن‌ترین و سرکوب‌گرترین دیکتاتورهای اواخر قرن بیستم بود که هولناک‌ترین جنایت‌ها را علیه مردم عراق مرتکب شد، اما در نهایت توسط سربازان متحد و حامی اصلی خود، با خفت و خواری، از سوراخی بیرون کشیده شد و به دار مجازات آویخته گردید.
«معمر قذافی»، دیکتاتور لیبی، 40 سال با حکومتی پلیسی توأم با خشونت بر مردم فرمانروایی کرد و تعداد زیادی از مردمانش را کشت و از جمله معروف‌ترین جنایاتش دستور به رگبار بستن صدها زندانی بود که در محوطۀ داخل زندان اتفاق افتاد و همگی‌ آنان به بدترین وضع کشته شدند. سرهنگ معمر قذافی در نهایت، خود، به فجیع‌ترین وجهی که امکان داشت به سزای اعمالش رسید. او که در روزهای آخر حکمرانیش از دست مردم متواری بود به هنگام فرار، توسط جوان شانزده ساله‌ای در یک خرابه در شهر زادگاهش به نام «سیرت»،‌ به دام افتاد و به خاطر جنایات هولناکش، با شلیک گلوله در دهانش، توسط همان نوجوان، زندگی ددمنشانه‌اش به پایان رسید.
«کیم جونگ اون» (1984م)- رهبر 34 سالۀ فعلی کرۀ شمالی با حکومتی پلیسی که در کشورش بنا نهاده تا حدی برای ماندن در حکومت، خشونت به خرج می‌دهد که چندی پیش وقتی به شوهر عمۀ خود مظنون می‌شود،‌ دستور می‌دهد به فجیع‌ترین حالت و با شلیک گلولۀ توپ او را اعدام کنند. از دیگر جنایاتش این است که سه سال پیش و زمانی که بیم داشت برادر ناتنی‌اش روزی رقیبش در حکومت‌داری شود، دستور سربه نیست کردنش را داد و زمانی که برادرش قصد سوار شدن به هواپیما را داشت در فرودگاه کوالالامپور، ‌پایتخت مالزی، با شلیک گلوله، کشته شد.
بسیاری از قدرتمندان و صاحبان زر و زور، هیچ‌گاه پشت سر خود را نمی‌بینند و به تاریخ نگاه نمی‌کنند که سرنوشت پیشینیان خود که قبلاً به مردم ظلم کرده و آزادی را از آنان سلب نمودند به کجا انجامیده، بیشتر کسانی که در یکی از این سه ضلع قدرت، شهرت و ثروت قرار دارند، اسیر منیت، غرور، تکبر، خودبزرگ بینی، جاه‌طلبی و ... هستند و اکثراً گذشته را چراغ راه آینده‌شان قرار نمی‌دهند و براساس اصول و قوانین کائنات عمل نمی‌کنند و به‌واسطۀ همین ناآگاهی،‌ دیر یا زود نتیجۀ اعمال خود را می‌گیرند.

استاد یوگا
در قرن بیستم، ‌زمانی که مهاتما گاندی بدون استفاده از ابزاری همچون خشم و نفرت، به استعمار 200 سالۀ انگلیس پایان داد، جهان شاهد ظهور و سقوط دیکتاتورهای مستبد فراوانی مانند هیتلر در آلمان، استالین در شوروی، ژنرال پینوشه در شیلی و صدام حسین در عراق بود، که برای بودن و مدتی بیشتر در رأس حکومت ماندن، از خشم و نفرت و کشتار استفاده کردند و نام خود را به‌عنوان پلیدترین و خیانت‌کارترینِ افراد در تاریخ به یادگار گذاشتند. ولی وقتی عمیق شویم و به همین سال‌های نه چندان دور برگردیم، می‌بینیم تنها یک نفر از تاریخ درس گرفت و با به کار نبردن خشونت، توانست کاری بس عظیم و بزرگ برای ملتش انجام دهد. مردی که مدت 27 سال در بند بود و بالاترین خشم‌ها و شقاوت‌ها در مورد او اعمال گردید و پس از این‌که توانست مردمانش را به سمت و سویی هدایت کند که استقلال خود را به‌دست‌آورند و به آپارتاید یا همان نژادپرستی خاتمه دهند، نام نیکش را برای همیشه در جهان باقی گذاشت. راز ماندگاری نامش این است که ‌برای پیشبرد و آزادی و رهایی مردمانش، هیچ‌گاه از زور و خشونت و کشتار استفاده نکرد و به همین خاطر درس‌هایی همچون خیرخواهی و صلح و دوستی و پرهیز از خشونت را برای بشریت به یادگار گذاشت. صحبت از ماندلاست، «نلسون ماندلا»، ‌ مردی که با مبارزاتش لکۀ ننگ آپارتاید یا نژادپرستی را از دامن بشریت زدود و به همین خاطر پس از رهایی از زندان با رأی مردم، در اولین انتخاباتی که در آفریقای جنوبی برگزار شد و سفید‌پوستان هم در آن شرکت داشتند، رئیس جمهور شد. پس از انتصاب به ریاست جمهوری، اولین حکمی که صادر‌ کرد، حکم انتصاب ریاست کل پلیس به زندانبان خودش بود؛ گریگوری سفید‌پوست که سال‌ها نگهبانی زندان روبن (Roben) که نلسون ماندلا در آن‌جا در بند بود را برعهده داشت، و این اولین درس عدم خشونت و بخشش به کسانی بود که به مردمانشان بد کرده بودند.
نلسون ماندلا که همواره از پیام‌ها و نکته‌ها و گفته‌های مهاتما گاندی، که سال‌ها در آفریقای جنوبی اقامت داشت، تأثیر گرفته بود این گفتۀ افلاطون را باور داشت که: «در دنیا همیشه دو نیرو در کنار هم است، شمشیر و تدبیر. بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر می‌شود.» ‌به همین خاطر، در مقدمۀ کتاب خاطراتش می‌نویسد: «زمانی برای کینه ندارم.» او با این پیام به اصل عدم خشونت اشاره می‌کند که علی‌رغم تحمل زندان و شکنجه،‌ قصد انتقام‌جویی و اذیت و آزار ندارد. نلسون ماندلا آن قدر به دنبال آرامش و آسایش مردمانش بود که در مقام ریاست جمهوری هم پنج سال بیشتر نماند و سمت خود را به یک سیاه‌پوست دیگر سپرد و رفت تا برای بشریت الگو باشد.
برای شناخت عملکرد بعضی از رهبران، چه خوب است بیاییم نلسون ماندلا و معمر قذافی را با هم مقایسه کنیم. ماندلا و قذافی هر دو آفریقایی بودند، هر دو آزادی‌خواه بودند،‌ هر دو مبارز بودند،‌ هر دو در مبارزه پیروز شدند،‌ هر دو به محبوبیت فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهای‌شان را به دست بگیرند؛ اما ماندلا، بدون خون‌ریزی به پیروزی رسید و بدون خون‌ریزی ادامه داد و قذافی، با خون‌ بر مسند نشست و با خون ادامه داد. ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر شود. ماندلا کتاب مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن کرد.

استاد یوگا
ماندلا ‌خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد. ماندلا گفت: «ما»، قذافی، گفت: «من». ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد. ماندلا بیش از این‌که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و تاجش می‌اندیشید. حالا نلسون ماندلا و معمر قذافی هر دو در پیشگاه ابدیت تاریخ ایستاده‌اند و جهان تنها به احترام ماندلا می‌ایستد.
وقتی اعمال و کردار مهاتما گاندی و نلسون ماندلا را با کسانی همچون پل پوت،‌ صدام حسین و معمر قذافی مقایسه می‌کنیم متوجه می‌شویم نه تنها هیچ نامی از آنان باقی نمانده است، بلکه همواره مردمان‌شان با لعن و نفرین از آنان یاد می‌کنند. فراموش نکنیم کسی همچون نلسون ماندلا به‌واسطۀ خیرخواهی و آزاداندیشی و علاقه‌مندی به سلامت مردمانش، چه احترام و حرمتی که از جهانیان ندید و چه مقالات و کتاب‌هایی که درباره‌اش نوشته نشد و چه مجسمه‌هایی که از او در میادین شهرهای مختلف جهان بنا نشد و چه مدال‌های معتبر و مکان‌هایی که به نامش متبرک نشدند و این است تفاوت دو دیدگاه با رویکرد خشم و غضب یا صلح و آرامش.
ضرورت عبرت آموختن از سرنوشت گذشتگان، از توصیه‌های جدیِ ادیان الهی به ویژه آیین اسلام و همچنین بزرگان علم و دین و معرفت است. این بدین معناست که با مطالعه و کنکاش در رفتار و کردار گذشتگان، از سرنوشت آنان عبرت بگیریم.
از پند تاریخ یا به‌عبارت دیگر از پند و عبرت حکومت‌ها و سردمداران و رهبران و رؤسای جمهور که بگذریم من و شما هم به‌عنوان کسی که چند صباحی پا به این عالم خاکی می‌گذارد باید در همه حال از اطراف و جوانب و اتفاقاتی که در دور و برمان می‌گذرد درس عبرت بگیریم تا در طول زندگی دچار مشکل نشویم.
قرآن کریم انسان‌هایی را که آمادگی گرفتن درس عبرت دارند به عبرت‌گیری تشویق می‌کند و می‌فرماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار» «پس ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید.»
عبرت‌آموزی گسترۀ زیادی دارد. مسائلی که هر روز جلوی چشمان‌مان اتفاق می‌افتد ولی تأمل و ژرف‌اندیشی دربارۀ آن‌ها نمی‌کنیم و درسی از آن‌ها نمی‌گیریم.
خدای ناکرده اگر روزی در بیمارستان به سر بریم این پند را به خاطر می‌آوریم که هیچ‌چیز زیباتر از تندرستی نیست.
اگر روزی به زندان بیفتیم این پند را زمزمه می‌کنیم: آزادی گران‌بهاترین دارایی است و زمانی که سر خاک عزیزان می‌رویم، متوجه می‌شویم زندگی هیچ ارزشی ندارد و در واقع زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود. پس عبرت بگیریم و درست زندگی کنیم تا خود عبرت این و آن نشویم.
با عبرت‌آموزی از سرگذشت دیگران باید توجه کنیم که عملکرد هر کس و هر فرد می‌تواند برای‌مان دارای پند و اندرز باشد. ما می‌توانیم از آدم‌های خشمگین، آرامش بیاموزیم. ازآدم‌های ریاکار، ‌یک‌رنگی و از آدم‌های سرسخت،‌ نرمش و از آدم‌های وحشت‌زده، ‌شهامت. نگریستن به تاریخ را هم می‌توان «موزۀ عبرت» دانست. بدین‌ترتیب گذشت زمان، ‌سرگذشت اقوام پیشین و ظهور و افول قدرت‌ها و دولت‌ها برای‌مان عبرت‌انگیز است. عبرت بعدی نگریستن به سپری شدن عمر و فرارسیدن فصل پیری است که این خود هم، پند و عبرت فراوانی به دنبال دارد. مرگ و میر انسان‌ها می‌تواند عبرت به دنبال داشته باشد. حوادث طبیعی و تحولات اجتماعی، ‌سیل‌ها،‌ زلزله‌ها، طوفان‌ها، تصادفات، آتش‌سوزی‌ها، قحطی‌ها و ... هر کدام به نحوی برای‌ ما عبرت است و بسیاری مسائل دیگر هم وجود دارند که اگر پند و پیام و نکته و ظرافت آن‌ها دریافت شود می‌تواند چراغی فرا راه‌مان باشد برای جلوگیری از خطرها و آسیب‌ها و مصیبت‌ها.

استاد یوگا
در فلسفۀ یوگا گفته می‌شود انسان از زمانی که پا به این دنیا می‌گذارد، لحظه به لحظه، در حال تغییر و تحول و عوض شدن است. نه فقط انسان، بلکه همۀ موجودات عالم و همه در این دنیا مرتب در حال زایش و تغییر و در نهایت نیستی هستند؛ همه‌چیز و همه‌کس از جمله من و شما روزی دوران عمرمان منقضی می‌شود و به نهایت می‌رسد. پس کمی ‌تأمل کنیم و به خود آییم و عبرت را سرلوحۀ زندگی‌مان قرار دهیم. به تاریخ بنگریم و به اطراف‌مان نظاره کنیم و این پیام پر مغز و پر معنای استاد سخن سعدی (606-690 هـ ق)  که در باب هشتم کتاب گلستان آمده و دقیقاً به پند گرفتن از مصائب دیگران اشاره می‌کند را آویزۀ گوش‌مان کنیم که اگر پند نگیریم دیگران از ما پند می‌گیرند.
پند گیر از مصائب دگران
تا نگیرند دیگران ز تو پند
هزاران سال است انسان‌هایی پا به این کرۀ خاکی گذارده‌اند و پس از چند صباحی عالم را ترک کرده‌اند و دنیا همچنان باقی مانده است. من و شما هم فرصتی در اختیارمان گذاشته شده تا مدتی در این عرصه بمانیم،‌ زندگی تشکیل ‌دهیم،‌ عمارتی بنا ‌کنیم،‌ وابسته شویم و زمانی که به اوج می‌رسیم مجبور به ترک شویم. مطلبی که باز هم سعدی شیرین سخن به آن اشاره می‌کند که هر کس آمد و عمارتی بنا کرد، روزی مجبور است برود و به دیگری بسپارد.
هر که آمد عمارتی نو ساخت    
رفت و منزل به دیگری پرداخت
هیچ‌گاه فراموش نکنیم، مبادا روزی از روی غرور و غفلت و قدرت و ثروت و شهرت، رفتن را فراموش کنیم که بدون شک، ‌بعدها عبرت این و آن می‌شویم.
در پایان یک بار دیگر، ‌عبرتی که دائماً بیخ گوش ماست و در برابر چشمان‌مان قرار دارد و هر روز اتفاق می‌افتد را فراموش نکنیم، ‌مرگ و میرها، ‌فقدان عزیزان، هجران دوستان و بستگان، گواه آن است که هیچ‌کس در این دنیا ماندگار نیست و دیر یا زود، ‌اجل فرا خواهد رسید و لباس حیات را از ما بیرون خواهد کشید و جامۀ مرگ را بر ما خواهد پوشاند. فراموش نکنیم اگر در دنیا هیچ پند و عبرتی نباشد، ‌همین فکر مرگ کافی است تا ما را تکان دهد و بیدارمان کند تا عمر را در غفلت و با گناه نگذرانیم.
نتیجه‌ای که می‌توانیم از این مطلب بگیریم این است که عبرت‌ها را باید شناخت و برای بهبود کیفیت زندگی آن‌ها را به کار‌بست،‌ هر عبرتی همچون چراغی، گوشه‌ای از زندگی را روشن می‌سازد. همه به عبرت‌ها نیازمندند. چه مردم عادی و چه رهبران و حاکمانی همچون مهاتما گاندی، نلسون ماندلا، ‌صدام حسین، آگوستینو پینوشه،‌ معمر قذافی،‌ پل پوت و ...، چه فقیران تهی‌دست و چه ثروتمندان،‌ چه دانشمندان فرهیخته و چه من و شما.
بیاییم چشم و دل‌مان را باز کنیم، به عبرت‌ها نگاه کنیم و از آن‌ها درس بگیریم تا در طول عمر دو روزه به راحتی و نشاط و آرامش برسیم و فراموش نکنیم آرامش سه حکم دارد: خندیدن، بخشیدن و فراموش کردن.
عبرت دیگری که یوگا بر آن تأکید دارد و می‌توان از گذشتگان کسب کرد در این سه جمله خلاصه می‌شود: تجربه از دیروز،‌ استفاده از امروز و امید به فردا. ولی وای به وقتی که از گذشتگان عبرت نگرفته باشیم و همواره زندگی‌مان را با حسرت دیروز،‌ اتلاف وقت امروز و ترس از فردا تباه ‌کنیم.
مولا علی (ع) در نهج البلاغه بارها به مسئلۀ عبرت اشاره و در این باره می‌فرماید: «عبرت‌ها چقدر فراوانند و عبرت‌پذیران چه اندک.»
برای درک بهتر این مورد به پیام بزرگ‌ترین قصیده‌سرای تاریخ شعر و ادب فارسی، خاقانی شروانی (595-520 هـ ق) توجه‌کنیم که می‌گوید: «آگاه باش از آنچه می‌بینی و پند بگیر و ویرانه‌های ایوان مدائن را مایۀ عبرت قرار بده.»
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان        ایوان مدائن را آیینۀ عبرت دان

منابع:
کتاب مهاتما گاندی، اثر رومن رولان، ترجمه محمد قاضی
کتاب تاریخ جهان اثر ارنست گامبریچ، ترجمه علی رامین
مقالات زندگی نامه نلسون ماندلا، اینترنت
قرآن کریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی
کتاب مصور کامل یوگا، اثر سوامی ویشنو دواناندا، ترجمه سید عبدالحمید موحدی
گلستان سعدی به اهتمام محمد علی فروغی
کتاب نهج البلاغه، دکتر سید جعفر شهیدی
قصاید و غزلیات خاقانی شروانی با تصحیح عزیزالله علی زاده

چهره، گویای وضعیت سلامت شماست

وضعیت و حالات بدن انسان به‌گونه‌ای فرد را از ناراحتی و بیماری‌ها آگاه می‌‌سازد. درک نکردن این حالت‌ها باعث می‌شود فرد متوجه بیماری خود نشود. به گزارش سایت «پری ونشن»، در کشورهای شرقی، پزشک با نگاه کردن به صورت، زبان، چشم‌ها، پوست و گرفتن نبض، قادر است ناراحتی بیمار را تشخیص دهد. تشخیص بصری بیماری، روشی قدیمی است که اطبای سنتی به کار می‌برند. با تشخیص دادن ناراحتی بدن، پزشک برای درمان یا پیشگیری از وخیم‌تر شدن بیماری اقدام می‌کند. کسب اطلاعات کافی دربارۀ بدن، کلید اصلی سلامت، پی‌بردن به نیاز تغییر در رژیم غذایی و شیوۀ زندگی است. در این روش، هر عضو بدن با دیگر اعضا در ارتباط است درحالی که انرژی حیات در حال جریان است. این انرژی که به زبان ژاپنی «کی»، به زبان چینی «چی» و به زبان هندی «پرانا» گفته می‌شود، با هر عضو بدن از جمله کبد، کیسۀ صفرا، قلب، معده، طحال، رودۀ کوچک، ریه، رودۀ بزرگ، کلیه و مثانه ارتباط دارد و در بدن جریان پیدا می‌کند. صورت هر انسان آشکارترین قسمت از بدن اوست که می‌توان از طریق آن از میزان سلامت فرد آگاهی یافت. هر قسمت از بدن، نمایان‌گر عضو مربوطه و عملکرد آن در بدن است. به عنوان مثال:

چهره، گویای وضعیت سلامت شماست
* بینی راه ورودی به سیستم تنفسی است.
* چشم‌ها به عصب بینایی، مغز و سیستم عصب مرتبط است.
* گوش سیستم شنیداری است.
ارتباط اعضای بدن با قسمت‌های صورت:
* گونه‌ها، نشان‌دهندۀ ریه‌ها و بیماری مربوط به آن است.
* نوک بینی به قلب مرتبط است.
* سوراخ‌های بینی، نمایندۀ وضعیت برونشیت ریه است.
* قسمت فوقانی بینی، به لوزالمعده و قسمت وسط بینی به معده مرتبط است.
* قسمت پایین چشم، وضعیت کلیه‌ها را نشان می‌دهد.
* بین ابروها نمایان‌گر وضعیت کبد است.
* شقیقه، وضعیت طحال را نشان می‌دهد.
* پیشانی نشان‌دهندۀ وضعیت رودۀ کوچک است.
* پیشانی پیرامونی با رودۀ بزرگ مرتبط است.
* قسمت فوقانی پیشانی، نشان‌گر وضعیت مثانه است.
* گوش‌ها، عملکرد کلیه را منعکس می‌کند.
* دهان، نشان‌گر سیستم کامل گوارشی است.
* دور دهان، وضعیت دستگاه تناسلی را مشخص می‌کند. به هنگام نوسان پیدا کردن هورمون‌ها یا با نزدیک شدن به زمان قاعدگی زنان، در قسمت زیر لب پایین جوش‌های پوستی می‌زند.
* عفونت‌های لثه و دندان به وضعیت روده‌ها مربوط می‌شود و با سالم خوردن و سم‌زدایی طبیعی بدن بیماری مرتبط با آن برطرف می‌شود.
* پف زیر چشم، عملکرد نامناسب کلیه و احتباس مایعات در بدن بر اثر مصرف نمک و غذاهای چرب زیاد را نشان می‌دهد.
* خط‌های بین ابروها نشانۀ فعالیت کبد است.
* زرد شدن سفیدی چشم نشان‌گر بیماری یرقان است.
هر روز صبح، روبه‌روی آینه بایستید و با اطلاعات داده شده از وضعیت بدن خود مطلع شوید و شیوۀ زندگی خود را متناسب نیاز بدن‌تان تغییر دهید.

منبع: سایت «پری ونشن»

  سفارش دهید





امتیاز شما به این محصول :