چرا یوگا؟

 01 اردیبهشت 1399   18:08
 0
 500
اشتراک :

بدری ستایش (نانکلی)

چرا یوگا؟

چرا یوگا اعمال به ظاهر غیر ممکن را ممکن می سازد؟ پاسخ را باید در نیرومندی جسمی و روحی و کمالی که در نتیجه ی يوگا حاصل می شود، جستجو کرد. بشر امروز که به دنبال تلاش های تجربی و عقلی خویش به قلهی اقتدار و نیرومندی رسیده از فقر معنوی و نداشتن آرامش و اعتماد به نفس رنج می برد. تلاش های او در تسخیر ماده و انرژی در عین فراهم آوردن رفاه پر زرق و برق ظاهری، او را از درون تهی و بی هویت کرده است. برای چاره جویی و رهایی از رنج، دست به دامن لذت ظاهر فریب و آنی و کاهنده ی جان چون مواد مخدر و الکل و شعف آور می زند و یا به طوری دیوانه وار خود را سرگرم هیجانات ناشی از بازی های خطرناک می سازد. حرص و آز و طمع را بر می انگیزاند، احساس تملک خود را تا فراز ماه می گستراند و ادعای تسخیر فضا را می نماید. اما از ترک عادت های جزیی و بی ثمر و گاه زیان بار خویش عاجز است، و شبانه روز اقرار و اعتراف می نماید که نمی تواند از پرخوری و یا دیگر عادت های زیان بار دست بر دارد. انسان پیشرفته ی امروز که بر واکنش های درون اتم تسلط یافته آن چنان از درون خویش بی خبر است که نمی داند تضادها و تناقض های درونیش چه جهنمی برای او به پا داشته اند و تظاهرات این تضادها در جهان بیرون پایه و مایه جنگ ها و دشمنی ها و جاه طلبی ها و حرص و آنها می باشد. به طوری که ما امروز به عنوان یک انسان باید شرمنده باشیم که ۷۵ درصد از کل غذای روی زمین را ۲۵ درصد از مردمان مرفه به خود اختصاص داده اند و ۷۵ درصد از مردم جهان سوم گرسنه و فقیر، در رنج بسر می برند. با این وجود آن مردم مرفه نیز در دوزخی که خود بپا داشته اند در این تضادهای درونی خویش هم چنان می سوزند. بیش از یک قرن از آغاز حركات مكاتب خودشناسی نظیر یوگا در کشورهای صنعتی می گذرد و ما شاهد گسترش و پیشرفت روش های خودشناسی و خویشتن سازی گوناگون در اروپا و امریکا می باشیم که همگی نشأت گرفته از مکاتب هندی، چینی، ژاپنی، تبتی یعنی اندیشه های ذن بودایی یوگا، تائوئیسم می باشند. در حقیقت انسان صنعتی امروز دریافته است که تنها به بخش کوچکی از وجود آدمی یعنی بخش فیزیکی و مادی آن که تن و ضمائم تن می باشند اهمیت دارد ولی سایر بخش های وجودی خویش یعنی روان و روح غافل مانده. حال می تازد تا سوار بر مرکب یوگا یا ذن به جستجوی گمشده ی خویش بشتابد از این رو است که ما می بینیم روش های مختلف یوگا، مدیتیشن، صوفیگری، ذن در اروپا و امریکا رواج یافته و همراه با جستجوی های فلسفی اندیشمندان باطن گرا تبدیل به نهضتی به نام عصر جدید گردیده است که عطر و طعم عرفان شرق را با اندیشه های فلسفی غرب در هم می آمیزد. ما بدون آن که با دید انتقادی به این تحولات بنگریم، با نگاهی عبرت آموز تلاش مردمان جهان را در راه تکامل جسم و جان می ستاییم و کوشش های آنان را بر مبنای فرهنگ و سنت های خویش تحسین می کنیم و امید آن داریم که در ایران نیز با استفاده از فرهنگ غنی و عرفان سرشار از عشق و زیبایی ایرانی بتوانیم از روش های خویشتن شناسی که مکاتب یوگا و دیگر مکتب های مشابه عرضه می دارند استفاده کنیم تا نه راه رفتن خویش را فراموش نماییم و نه از کاروان پیشرفت های بشر دور بمانیم. از این رو است که ما بخش هایی از هاتایوگا را برای پرورش جسم و از راجايوگا به منظور تربیت ذهن استفاده می کنیم، آن هم با تطبيق و تأکید بر فرهنگ و سنت های ایرانی.

چرا یوگا؟

اما چگونه؟

روش ها و تمرینات گوناگون یوگا به شرط رعایت اصول اساسی آن ها به ما این امکان را می دهد تا بتوانیم و قادر شویم طبیعت خداگونه و جاودانه مان را بشناسیم. این طبیعت آگاهی خالصی است که فدای دوگانگی ها و آرزوها می شود. هدف نهایی در زندگی بشری «از طریق یوگا» همین است و کوشش های دیگر همگی برای آماده شدن می باشند. با وجود این، بشر از ابتدای تاریخ به دنبال سریع ترین راه برای رسیدن به خدا بوده است راهی که در آن خبری از کوشش و تلاش و اشک ریختن نباشد. راهی که بدون هیچ گونه خطری به مقصود برسیم. دنیای امروز که عصر سرعت و ثروت بی پایان و دسترسی فوری به هرگونه اطلاعات می باشد، جستجو برای راهی کوتاه به منظور روشن شدگی افزایش پیدا کرده و طبیعتا افرادی هستند که قول چنین راه هایی را می دهند. و به عنوان نسلی که متعلق به انقلاب اطلاعات می باشیم، می توانیم به هرگونه آموزشی سریعا دسترسی پیدا کنیم.

و از شاخه ای به شاخه ی دیگر بپریم در یک هفته ذن مدیتیشن را می توان فرا گرفت هفته ی دیگر پراناها و بعد از آن کریاها و بالاخره تمرینات سرخپوستان را و هیچ انتهایی برای فعالیت های روحی جذاب و تازه وجود ندارد.

متأسفانه در عصر جدید تأكيد اصلی بر روی ایجاد نجات می باشد از پدیده های فراحسی تا روشن شدگی سریع به سرعت و آسانی به گونه ایی که پنداری این ممکن است ! شوق و جذابیت تجربه کردن و درگیری با مسائل روحی باعث می شود تا به گونه یی گیج شویم به طوری که نتوانیم واقع بینانه خودمان را ببینم و آمادگی هایمان را برای موفقیت در پر راهی تخمین بزنیم. در حالی که رسیدن به مقصود ممکن نیست مگر با آمادگی! مثال آموزنده یی که در وداها وجود دارد این است: پیش از آن که ما شهد جاوداگی را بنوشیم می بایست پیاله یی داشته باشیم که بتواند تاب این شربت داغ و اثر کننده را بیاورد بدون آن که بشکند. اگر این شهد را در ظرفی نپخته و آماده نشده بریزیم خواهد شکست و شهد از بین خواهد رفت.» ما آن پیاله هستیم و یوگا راهی است برای آماده کردن ما تا بتوانیم حاوی آن شهد و خوشی درونی باشیم. در آن زمانی که به حد معینی از خلوص، بلوغ وقدرت بدنی و روحی و فکری برسیم، آماده شده ایم. بدون آمادگی به مانند آن طرف نپخته یی هستیم که نمی تواند شهد را نگه دارد ما به دنبال شهد می رویم بدون آن که صلاحیت نگداریش را داشت باشیم. یوگای کلاسیک در دهه ی اول به توانایی فراگیرنده توجه دارد. یعنی معتقد است که نتیجه ی اصلی، پیدا کردن شهد نیست، بلکه آماده کردن برای نگهداری شهد است. لغت سانسکریت آدهیکارا adhikara به معنای صلاحیت یعنی توانایی یا اجازه ی «انجام می باشد. برای آن که آگاهی را به صورت بنیادی تغییر دهیم زیرا که یوگا به این عمل احتیاج دارد) می بایست روز به روز ولحظه به لحظه زندگیمان را تغییر دهیم. تیرگی آگاهی خویش را کنار بزنیم و روشنایی و نور الهی را بر آگاهی خویش بتابانیم و جایگزین کنیم. راه یوگا | دو مرحله دارد. مرحله ی اول تصفیه ی جسم و ذهن است که موجب آدھیکارا می شود و مرحله ی دوم مدیتیشن پیشرفته است که وابسته به آدهیکارا می باشد. مشکل این است که امروزه ما از تصفیه سازی» خوشمان نمی آید. و ترجیح می دهیم که به اصطلاح «طبیعی» باشیم. به این معنا که با شرطی بودن هایمان مقابله نکنیم و همان که بودیم باقی بمانیم. «تصفیه سازی » اجاقی است که این ظرف را پخته می کند.

یوگا راهی است برای آزاد سازی و شاید اگر عمیقا به این مسئله نگاه کنیم، برای کسانی که در زندگی به دنبال لذت هستند، مناسب نباشد. یوگا راهی است برای تعداد محدودی که خودشان را وقف می کنند. البته تمرینات یوگا مانند آساناها که برخی از آنها نیز بسیار آسان می باشد می تواند برای تمامی افراد مناسب باشد. اما این تمرینات هیچ ربطی به بعد روحی یوگا ندارد. هم چنین تکنیک های آسانی در مدیتیشن وجود دارد مانند سکوت که همه می توانند آن را در هر زمانی و هر جایی به کار بندند. این تکنیک های پیچیده تر مدیتیشن هستند که احتیاج به مقدماتی دارد و برای همه کس و در هر مکانی قابل اجرا نمی باشد حتى مدیتیشن های ساده نیز خطرات خودش را دارد. افرادی که زندگیشان در تعادل نباشد و یا قادر به کنترل توجه شان نباشد، مدیتیشن ممکن است موجب اغتشاشاتی در ناخودآگاهشان بشود و از وضعیت فعلی شان بدتر شوند

چرا یوگا؟

 از آنجایی که هستیم شروع کنیم:

بنابر این اولین سئوالی که رهرو راه معنوی می بایست از خود بکند این است که توانایی من برای دریافت تمرینات معنوی چقدر است؟ حقیقتا متحمل چه کوشش هایی می توانم باشم؟ گاهی شنیده می شود که نظریه های متفاوت «آمادگی» کمتر مورد توجه قرار می گیرد و دیده می شود که می گویند آیا نباید فنون یوگا مانند پرتو آفتاب و باران برای همه قابل دسترسی باشد. چرا می بایست مانعی برای رسیدن افراد در راه های معنوی وجود داشته باشد. در حالی که این راه برایشان مفید است. آیا اگر گفته شود بعضی افراد توانایی شان را برای انجام تمرینات به خصوصی شکل نداده اند با این اظهار نظر که می گوید «تجلی خداوند در همه وجود دارد»، متناقض است. بررسی های مختصر این گونه اندیشه را رد می کند. چرا که همه ی کوشش های بشود در زمینه های بازرگانی، ورزشی و سایر علوم صلاحیت های افراد متفاوت است. همان گونه که افراد در زمینه ی علوم متفاوت، ظرفیت های متفاوت دارند، در این زمینه نیز توانایی ها متفاوت است. اگر در جلسه ی اول هاتایوگا همه بخواهند روی سر بایستند چند نفر آسیب می بینند؟ به همین دلیل تمرینات پرانایام هم اگر بدون آمادگی قبلی انجام شود ممکن است به سلامتی فرد آسیب بزند. به عنوان مثال تمرینات تنفسی عمیق ممکن است موجب بر هم ریختن سیستم عصبی گردد. با تمرینات مدیتیشن چنان چه به طور نامناسب انجام شود می تواند فرد را دچار آشفتگی احساس کند. مشکل این است که در نظر نمی گیریم کاری که می خواهیم انجام دهیم در توانایی مان هست یا نه. آیا تمام افراد صلاحیت این را دارند که از قله اورست بالا روند؟ آیا عقلانی نیست قبل از چنین سفری خود را آماده کنند؟ آیا هر کس می تواند از هر مسیر و یا هر روش که دلش می خواهد به قله صعود کند؟ کسانی که توانایی فیزیکی لازم را ندارند یا مهارت های لازم برای کوهنوردی را ندارند و راه را درست نمی شناسند به طور قطع نمی توانند موفق شوند. این وضعیت برای یوگا و یا پرورش روحی دیگر نیز صادق است. از آنجایی که این روزها بیشتر افراد از شناخت استعدادها و آمادگی های خود اجتناب می کنند تمرینات یوگا را انجام می دهند، بدون آن برنامه ریزی لازم را کرده باشند. تفکرات خود خواهانه و منیت ها به قدری قوی است که مانع از آن می شود تا این افراد در مورد خودشان صادق باشند عموما فکر می کنند در زمینه های معنوی پیشرفت های زیادی کرده اند. در حالی که حقیقتا به گل نشسته اند. اکثرا بر این باورند که همه قادرند «حقیقت عالی را درک کنند این مسئله بسیار بعید است. این فقط نوعی خوش بینی بی دلیل است که انسان منتظر باشد تا رسیدن به حقیقت عالی خود به خود اتفاق بیافتد، تمامی روش های یوگا برای پرتوجویان دستورات روشنی دارند در سطوح مختلف به منظور آماده سازی. پرورش یوگا نیاز به مراحل قدم به قدم دارد. مانند یادگیری راه رفتن قبل از دویدن به عبارت عمیق تر یوگا یک راه و روش زندگی و درست زیستن است هرچقدر شاگرد به مراحل بالاتر رود پیش نیاز های مراحل بعدی سخت تر می شود. بنابر یوگای کلاسیک همان طور که در سوتراهای پاتانجلی آمده است، کسانی که می خواهند یوگای روحانی را تمرین کنند، می بایست «دهارینگ» یا روش زندگی «روحانی» داشته باشند. بدین معنا که می بایست بر طبق «یاما» و «نیاما» عمل کنند. اول ياما: محدودیت هایی در رابطه با زندگی احتمالی هستند که به ما کمک می کنند تا ارتباط درستی با جهان پیرامون مان داشته باشیم. تمرین این محدودیت ها ما را از تنفر عدم صداقت، شهوت، از و وابستگی رها می کند. نیاما به دارما Dhamma شخصی ما وابسته است. قواعدی در زندگی شخصی و معنوی که می بایست هر روز در زندگی به کار بندیم. با انجام و تمرین این قواعد خالص تر می شویم، منضبط، در درون راه و خرسند، شاد و مسرور می گردیم و با اشتیاق به مطالعه ی بیشتر این جهان و راز خلقت می پردازیم تا به تسلیم واقعی برسیم و خوشبختی را از درون احساس کنیم. چنانچه به معنای واقعی تمرینات یوگا را انجام می دهیم، به کار بستن ياما، نیاما اولین قدم می باشد. برای انجام تمرینات پیشرفته تر يوگا، به خاطر سپردن محدودیت ها و انجام این آیین و رسوم به بهترین نحوه ممکن، به طور قطع مطمئن ترین راه برای رشد توانایی هایمان می باشد.

چرا یوگا؟

ارزیابی توانایی

 مانند تمامی کوشش های دیگر، افراد در ابتدای زندگی معنوی در یک فاز احساس شیفتگی قرار می گیرند. و دچار این وهم می شوند که به زودی مرشد بزرگ به سراغشان خواهد آمد یا گمان می برند که خود مرشد شده اند. آن گاه آماده ی روشن شدگی فوری می گردند. این ها نشانه های بارزی است که فراگیرنده به شدت دچار توهم شده و به طور فاحش در مورد توانایی اش اشتباه می کند. پس ما چگونه می توانیم آدھیکارابه دست آوریم. یکی از راه ها به کار بستن توصیه ی سوامی بزرگ «شیواناندا» است. او توصیه کرده است که هنرجویان یوگا دفتر خاطرات معنوی داشته باشند. و هر روز بنویسند چقدر مدیتیشن کرده اند. چقدر نماز خوانده اند، چقدر پرهیز کرده اند. و بالاخره چه مدت با خداوند بوده اند. در مقابل بنویسید که چقدر به دنبال خوشی های شخصی و لذات دنیوی بوده اند. تا چه حد به دنبال فعالیت های مادی بوده اند . این کار به ما کمک می کند که در جایگاهمان در این تمرینات صادق باشیم. بنابراین بیاییم بررسی کنیم که در طول شبانه روز چه می خوریم، چه تأثیراتی دریافت می کنیم؟ آیا حواسمان تحت کنترل ما هستند، آیا فارغ از حرص و آز و خشم و شهوت هستیم؟ آیا رها از چاپلوسی و تملق گویی هستیم؟ تفکرات واعمال ما تا چه حد روشن است؟ در اعمال و رفتار و گفتارمان چه میزان صداقت نهفته است؟ آن گاه منصفانه قضاوت کنیم در کجا ایستاده ایم، به کجا ره می سپاریم، مقصد کجاست؟