ایگو و سوپر ایگو چیست؟ راه رهایی از ایگو

  1
 6703
امتیاز کاربران 4/0 از 5

ایگو چیست؟

ایگو(منیت)، شبیه بادکنکی در انتهای قسمت بالایی کانال راست یا پینگالا نادی است که درنتیجۀ چیزهایی که ما را به احساس شادی وا‌می‌دارد، باد می‌شود. بادکنک در شقیقۀ چپ تا جلوی سر چرخیده و وقتی ما می‌بخشیم، حجمش کم گشته و بدین‌وسیله فضایی را برای عبور کندالینی و رسیدن به خودآگاهی ایجاد می‌کند. ایگو (کبروغرور) مسبب رفتارهای مسخرۀ ما در مقابل دیگران است. مشکل ایگو، این است که تا موقعی که به‌طورجدی دچار آن نشده‌ایم، احساسش نمی‌کنیم؛ زیرا ایگو آن‌قدر که باعث آزار دیگران می‌شود، برای خود فرد مشکلی چندانی ایجاد نمی‌کند. دیگران متوجه می‌شوند که ما ایگو داریم، ولی خودمان از آن بی‌خبریم.
اگر ما بتوانیم عملکرد ایگویمان را ببینیم، آنگاه می‌توانیم از آن رهایی یابیم. نه اینکه با آن بجنگیم، بلکه آن را تسلیم کنیم. این تنها راه رهایی از شر ایگو است. ایگوی خود را به چالش بکشید. نگذارید وارد شخصیت شما شود. سعی کنید ایگویتان واکنش نشان ندهد. در آینه به خودتان بخندید، با خودتان شوخی کنید. ایگو از آزار دادن دیگران خوشحال می‌شود و به شما اجازه می‌دهد کارهایی کنید که غیرانسانی است.
ایگو می‌تواند با هر موفقیتی بالا بیاید. هر چیزی از قبیل هوش، زیبایی، ثروت، مدارک تحصیلی و معروفیت، ایده‌ای غلط نسبت به ارزش‌های فرد به او می‌دهد. افراد ایگویی سعی می‌کنند هر کاری را با فکرشان انجام دهند. آن‌ها بسیار زجرآور و خسته‌کننده‌اند، ولی خودشان این را نمی‌دانند و خیال می‌کنند بسیار دوست‌داشتنی‌اند. این ایگو است که به ما این اجازه را می‌دهد که بدون احترام به دیگران حرف‌های نیش‌دار و آزاردهنده بزنیم. ایگو به حماقت و بلاهت ختم می‌شود، زیرا ما رابطۀ خود با خداوند را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم «من همه‌چیز هستم». ما چه هستیم؟ ما حتی نمی‌توانیم یک‌دانه را سبز کنیم.
یک یوگی هیچ‌گاه فکر نمی‌کند که «من درست رفتار می‌کنم. من در حال انجام کار صحیح هستم و او اشتباه می‌کند». بدترین چیزی که برای فرد ممکن است رخ دهد، ایگو است. هیچ‌چیز بدتر از کبروغرور نیست. اگر متوجه شدید که ایگو دارید، ازجملۀ «من می‌بخشم» استفاده کنید. طلب بخشش کردن هم یکی از بهترین راه‌ها برای غلبه بر ایگو است. اگر بگوییم «من نه، بلکه خداست که کارها را انجام می‌دهد» آنگاه دیگر ایگو نمی‌تواند بر ما مسلط گردد. هرگاه متوجه شدید ایگویتان عکس‌العمل نشان می‌دهد، مثلاً دیگران را تحقیر می‌کند یا از پیروزی‌تان شادمان است، سریع به او بگویید؛ ساکت باش یا متواضع باش. آنگاه سریع ناپدید می‌شود. ایگو می‌تواند از راه‌های مختلفی وارد شود. یکی از خطرناک‌ترین آن‌ها، خوشحالی از خوب بودن خودمان است و اینکه فکر کنیم، من چه انسان والایی هستم. یک مشکل دیگر، این است که هنگامی‌که من این سخنرانی را انجام می دهم، اکثر ذهن‌ها متوجه سایرین می‌گردد و فکر نمی‌کنند که روی سخن با خود آن‌هاست.
قدرت اساسی، جستجوگری تواضع و فروتنی است. اگر فکر کنید که همه‌چیز را می‌دانید، نمی‌توانید فروتنی بورزید و نمی‌توانید یک جستجوگر حقیقت باشید. حتی اگر جستجو کنید، نمی‌خواهید که راه هیچ‌کس دیگری را دنبال کنید. راه و روش خودتان را خواهید داشت و هر چه که خودتان بخواهید، انجام دهید را انجام می دهید. شما باید متواضع باشید، فکر نکنید که شخص بخصوصی هستید یا فردی که به‌خودی‌خود مهم است. چطور ممکن است یک قسمت، بسیار مهم باشد؟ اگر این‌گونه فکر کنید، دیگر بخشی از یک پیکره نیستید و در یوگا جایی ندارید.
فروتنی یکی از معیارهای تشخیص یک یوگی است. فروتنی به شما یک حالت دائمی خواهد داد که به‌واسطۀ آن واکنشی نخواهید داشت و تنها نگاه می‌کنید و حالت شاهد بودن درون شما به وجود می‌آید. وقتی‌که شاهد شوید، در زمان حال قرار دارید و تنها نگاه می‌کنید و لذت می‌برید. وقتی‌که در حال فکر کردن هستید، لذت تمامی خلقت درون شما نیست. هر کس باید بیاموزد که واکنشی نداشته باشد؛ اما مشکل امروز این است که همۀ انسان‌ها در واکنش نشان دادن مهارت دارند. واکنش، یک اصل اساسی در زندگی روزمره است. شما به‌عنوان یک یوگی باید مراقب باشید و دائم از خود بپرسید که چرا ایگو باید در ذهن من بیاید؟ من چه کسی هستم؟ وقتی به این پرسش از خودتان ادامه دهید، ایگو از بین خواهد رفت. به این‌همه زیبایی‌های خلقت نگاه کنید و از خود بپرسید، من چه‌کاری کرده‌ام؟ بگویید خدایا همۀ کارها را تو انجام می‌دهی و من هیچ کاری را بدون کمک تو نمی‌توانم انجام دهم.

سوپر ایگو چیست؟


کسانی که متواضع هستند، کسانی که مهربان هستند، مردم را به خود جذب خواهند کرد. اگر سعی در خودنمایی داشته باشید، هیچ‌کس تحت تأثیر شما قرار نمی‌گیرد، پس بسیار متواضع و مهربان و سخاوتمند و همچنین شادمان و مسرور باشید. فروتنی به شما کمک می‌کند تا با دیگران سازگاری داشته باشید و دیگران مشکلاتشان را با شما در میان می‌گذارند. فروتنی هیچ‌گونه چاپلوسی و تملقی ندارد و از دلسوزی نیز بسیار متفاوت است. ما قدرت‌های خاصی داریم که تنها با فروتنی نمایان می‌شوند. با تکبر فزونی نمی‌یابند. با تکبر تنها یک فرد، احمق می‌شود.
نقطۀ مقابل ایگو، سوپر ایگو است. سوپر ایگو در انتهای بالایی کانال چپ یا ایدا نادی و در نیمکرۀ راست مغز قرار دارد. سوپر ایگو باعث می‌شود فرد، خجالتی، ترسو و بدون اعتمادبه‌نفس باشد. فرد سوپرایگویی زیاده از حد متواضع و گوش‌به‌فرمان دیگران است. این هم خوب نیست. سوپر ایگو موجب می‌گردد شخص نتواند از توانایی‌های خود بهره ببرد. اگر من شالی قرمز دارم، باید بگویم من شالی قرمز دارم، نمی‌توانم داشتن آن را کتمان کنم. همچنین نباید استعدادها و توانایی‌های خود را پنهان نماییم، لازم است از آن‌ها استفاده کنیم، ولی تا حدی که در ما ایجاد ایگو نکند.
ما باید همواره میان ایگو و سوپرایگویمان تعادل برقرار کنیم و نگذاریم هیچ‌کدام غالب شود. تعادل را می‌توان بدین‌صورت برقرار نمود که کسانی که سوپر ایگو دارند، یعنی دارای احساس غم و اندوه و ناامیدی و ترس‌اند و بیشتر در گذشته زندگی می‌کنند، سعی کنند بیشتر به آینده بیندیشند و با تعیین هدف و برنامه‌ریزی در خود ایجاد انگیزه کنند، ولی بعدازآن زیاد در آینده نمانند و هر کاری در لحظۀ حال انجام می‌دهند با توجه و تمرکز باشد. این‌گونه می‌توان میان ایگو و سوپر ایگو تعادل و توازن برقرار نمود.
کسانی که مشکل ایگو دارند و خود از آن بی‌خبرند، بسیار بدخلق و عصبانی هستند و دائم دادوبیداد و ایرادگیری کرده و به دیگران امرونهی می‌کنند. وقتی به آن‌ها بگویید، مشکل ایگو دارند، هیچ نمی‌گویند و فقط ساکت می‌شوند و خشمشان را در درونشان می‌ریزند. خودشان نمی‌دانند که عصبانی و تندخو هستند، ولی بهترین کاری که می‌توان برای آن‌ها انجام داد، این است که آن‌ها را از وجود ایگویشان باخبر کنیم.

مقایسه ایگو و سوپر ایگو


 افراد ایگویی معمولاً خوب با افراد سوپر ایگویی کنار میایند، زیرا یکی فرمان می‌دهد و دیگری بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. حال اگر هر دو از این معایب خود آگاه شدند و آن را پذیرفتند، می‌توانند در رفع آن بکوشند. باهم قرار بگذارند که یک مدت، فردی که سوپر ایگو دارد، به فرد ایگویی دستور دهد یا برای او برنامه‌ریزی کند و فرد ایگویی هم آن را بپذیرد، البته این کار را تا زمانی انجام دهند که هر دو به تعادل برسند و جایشان باهم عوض نشود.

شری ماتاجی نیرمالا دوی


ایگو چیست؟
 شخصیت و ذهن انسانی به صورت تک بعدی نبوده و عمل نمی کند، چرا که درون هر انسان سه قدرت ماورایی به نامهای زیر وجود دارد:
1.نهاد( اید)
2.من(ایگو) 
3.من والا( سوپر ایگو)
این سه مانند سه قدرت درونی به همراه یکدیگر ذهن و شخصیت انسانی را شکل می دهند و بدون یکدیگر معنایی ندارند. نمی توان گفت که کدام بد و کدام خوب است، بلکه شاید بتوان گفت که کدامیک با نوع و میزان کیفیتش در هر انسان، بر روی 2 بعد دیگر تاثیرگذار است. شواهد نشان می دهد که اینگونه تقسیم بندی ذهن به 3 بخش به پیش از زمان افلاطون می رسد، و در طول زمان؛ مورد توجه اندیشمندان، فیلسوفان و روانشناسان بزرگی قرار گرفته است. 
زیگموند فروید  روانشناس آلمانی تقسیم بندی ذهن را به سه قسمت بدین صورت بیان می کند: 
1.اید (نهاد): بخش پایدار وجودی انسان است که از ابتدا در انسان حضور داشته است. از نظر فروید؛ نهاد یا اید؛ تنها جزئی از شخصیت و منبع تمام انرژهای روانی است که از زمان تولد در ضمیر انسانی حضور دارد. نهاد کاملاً ناخودآگاه است و شامل رفتارهای غریزی و ابتدایی می شود. نهاد در اوایل زندگی نقشی حیاطی را به عهده دارد، چرا که تمام نیازهای نوزاد از این طریق بیان می شود. گرسنگی و تشنگی، نیاز به خواب و استراحت؛ تمامی از طریق بخش نهادی وجود، اعلام می گردد و نیازمند پاسخگویی هر چه سریعتر است.

2.ایگو (من): بخشی است که مسئول برخورد با واقعیات جهان پیرامون است.
فروید؛ در ابتدا واژه ی ایگو را برای بیان احساس خودیت مورد استفاده قرار داد، ولی بعد آن را به معنای مجموعه ای از جنبش ها و کنش های روانی مانند؛ برنامه ریزی، جستجو و تحقیق در مورد داده ها، قضاوت، کنترل و تحمل کردن، مورد بحث و نظر قرار داد. ایگو جزئی از شخصیت است که با واقعیات زندگی در ارتباط است.
3.سوپر ایگو (خود والا): بخشی است که در بر دارنده‌ی تمامی آرمان ها و عقاید و باید و نبایدهای اخلاقی است که ما از پدر و مادر و جامعه کسب می کنیم.
سوپر ایگو بخشی از شخصیت انسانی است که دستورالعمل هایی برای قضاوت و سنجش برای انسان فراهم می کند. به عبارتی احساس ما در خصوص درست و غلط در مورد هر چیز، از طریق سوپر ایگو بیان می شود. سوپر ایگو به دو بخش تقسیم می شود: خود ایده آل که تمامی قوانین و دستورالعمل های رفتارهای خوب و شایسته را تحلیل می کند و وجدان که مسئول تجزیه و تحلیل تمامی رفتارهایی است که از نظر والدین و جامعه نکوهیده است و در فرد احساس گناه و پشیمانی بوجود می آورد.
 4-تفاوت ایگو(من) و اید(خود)
نقش و عملکرد اصلی اید؛ ارضای نیازهای غریزی و پایه ای انسان است که از بدو تولد با اوست، در حالی که "من" ؛ نقش مهار کننده در برابر ابراز هیجانات بیرونی را دارد. همچنین سعی در تعادل سازی بین استانداردهای اخلاقی و ایده آلیست دارد. در زمانی که ایگو نتواند به وظایف و عملکردش به خوبی عمل کند؛ اختلالات و مشکلات روانی پدیدار می شوند. 
5- نظریه فروید درباره ی ایگو
فروید در مقاله ی رئوس روانکاوری، به این نکته اشاره می کند که ایگو در بدو تولد نوزاد وجود نداشته و به تدریج در زمانی که کودک با جهان پیرامونش ارتباط برقرار می کند؛ شکل می گیرد. فروید شکل گیری آن را بر پایه ی تجربه کردن و عدم رسیدن کودک به خواسته هایش بیان می کند. این اتفاقات در طول زندگی فرد باعث رشد و بزرگ شدن ایگو می شود. فروید بر این باور بود که کودک، با تجربه ی پاداش و تنبیه که از طرف پدر و مادر، معلمین و محیط اطراف دریافت می کند؛ می آموزد که چگونه رفتار کند و در نتیجه از نهاد درونش دور شده و "خود" شکل می گیرد. به طور کلی می توان گفت که ایگو تشخیص می دهد که چه چیزی واقعیت دارد، چه کاری را در چه زمانی باید انجام داد و همچنین به اندیشه و افکار انسجام لازم را داده و باعث می شود که جهان اطراف به صورت معنایی درک شود.
6-ایگو و کارکردهای آن در نظریه ی روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت
ایگو به عنوان بخش خودآگاه انسان؛ مسئول برنامه ریزی، تصمیم گیری و قضاوت است. همچنین در ارتباط با دیگران به صورت مجزا و واقع بینانه عمل می کند. ایگویی که در تعادل است، فرد را منطقی کرده و ساختار شخصیتی او را با ثبات و با عزت نفس می کند. ایگو در مقابل اضطرابات و امیال انسانی و عاطفی توانایی کنترل و مهار خود را داشته و قابلیت دفاع از خود را نیز در برابر مخاطرات داراست. در صورتی که انسان، بیش از حد در حال قضاوت کردن خود و دیگران شود، باعث عدم تعادل در این جنبه از وجودش یعنی ایگو می گردد و تبدیل به فردی خودخواه و بسیار نکته بین می شود. این امر سبب عدم اطمینان به محیط اطراف شده و فرد را عصبانی و نامطمئن می کند. افرادی که ایگوی آن ها از تعادل خارج شده و بیش از حد بزرگ گردیده است، به صورت افرادی غیر قابل تحمل، خود محور و به صورت افرادی می شوند که به خود بیش از هر کسی اهمیت داده و موجب سلب آزادی و راحتی در دیگران می شوند.
6- تعامل نهاد، ایگو و سوپر ایگو
کلید شخصیتی سالم در تعادل و تعامل بین هر سه بخش؛ اید، ایگو و سوپر ایگو است. فروید معتقد است که ایگو و قدرت آن، می تواند تمامی فشارها و اعمال نفوذ دو نیروی دیگر را به خوبی مدیریت کند، در حالی که اگر قدرت ایگو کاهش یابد و یا بیش از حد باشد، باعث اختلالات جدی در روان انسان می گردد. ایگو همچنین به عنوان واسطی میان اید و جهان اطراف آدمی است، خواسته های اید را با نگرشی واقع بینانه بررسی و به بهترین نحو و به صورت عاقلانه بر آورده می نماید. این امر باعث می شود که فرد نیازهای آنی و غریزی خود را مانند گرسنگی و تشنگی و هر نوع نیاز دیگر را سنجیده و حتی آن را به تعویق اندازد و به طرز عاقلانه تری با زندگی روبه رو شود. در این حالت سوپر ایگو نیز به تعادل می رسد.
7-اگر بین ساختارهای شخصیتی تعادل وجود نداشته باشد چه می شود؟
از نظر فروید؛ ایگویی که سالم و در تعادل باشد؛ با توجه به غرایز و نیازهای اید؛ سعی در برآورده کردن آنان از طریق منطق و به صورت واقعگرایانه می کند به طوری که مانع رفتارهای نسنجیده و کودکانه و غریزی انسانی می گردد. در مورد افرادی که سوپر ایگوی آنها در حال تعادل است، این امر؛ نشانگر شخصیتی متواضع، مهربان و از خود گذشته است. در نقطه ی مقابل این وضعیت؛ کسانی که دارای سوپر ایگویی از تعادل خارج شده هستند، انسان هایی بدون اعتماد به نفس، خجالتی و ترسو گشته و در مقابل دیگران، بی دفاع می شوند. این افراد در گذشته ی خود غرق شده و توان رویارویی با واقعیت زندگی را ندارند. معمولاً این افراد گرفتار دام و ارتباط با افرادی می شوند که دچار ایگوی از تعادل خارج شده هستند. افرادی که دچار عدم تعادل در سوپر ایگوی خود هستند، باید سعی کنند که با تمرینات ارتباطی با دیگران، مطرح کردن عقاید خود و عدم ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن؛ باعث تعادل خود شوند. در یوگا تمرینات یاما و نیاما کمک بزرگی به تعادل و توازن بین ایگو و سوپر ایگو می کنند. تمریناتی نظیر کنترل خشم، ارتباط با طبیعت، ایثار و فداکاری؛ باعث ایجاد تعادل در ایگو می شوند. این افراد باید از خودنگری و خود خواهی به حالتی بروند که دیگران و محیط افراد خود را بهتر دیده و با آنها تا جایی که ممکن است ارتباطی دوستانه و خالصانه برقرار کنند.
 ایگو چیست؟
همینطور افرادی که سوپر ایگوی آنها از تعادل خارج شده است باید سعی در انجام تمریناتی مانند؛ عدم وابستگی، ارتباط با بزرگان و شنیدن و خواندن مطالب آنان، نمایند. همچنین تمریناتی نظیر مدیتیشن و ارتباط با درون، کمک بزرگی به شناخت جایگاه فرد کرده و تعادل کامل و میزان شدن دو کفه ی ترازو از اینطریق کاملاً میسر است.

نویسنده: پروانه قاسمیان دستجرد

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز:





دیدگاه کاربران
فرحناز محسنیان
 ارسال شده در : جمعه 11 بهمن 1398

سلام راجع به اید هم بنویسید ممنون و از متن هایی با موضوع روانکاوی و ارتباطش با یوگا خیلی استقبال میکنم.